سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ -
Tue, Mar 18, 2008
اقتصادى (۵)
ويژه نامه نوروز ۱۳۸۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
سياسى (۱)
سياسى (۲)
سياسى (۳)
سياسى (۴)
سياسى (۵)
سياسى (۶)
سياسى (۷)
سياسى (۸)
سياسى (۹)
سياست۱
بين الملل (۱)
بين الملل (۲)
بين الملل (۳)
بين الملل (۴)
حوادث۱
حوادث۲
حوادث۳
اجتماعى (۱)
اجتماعى (۲)
اجتماعى (۳)
اقتصادى (۱)
اقتصادى (۲)
اقتصادى (۳)
اقتصادى (۴)
اقتصادى (۵)
اقتصادى (۶)
هنرى (۱)
هنرى (۲)
هنرى (۳)
هنرى (۴)
هنرى (۵)
پايدارى (۱)
پايدارى (۲)
فرهنگ و انديشه (۱)
فرهنگ و انديشه (۲)
فرهنگ و انديشه (۳)
فرهنگ و انديشه (۴)
تاريخى (۱)
تاريخى (۲)
تاريخى (۳)
ورزشى (۱)
ورزشى (۲)
قاب عكس۱
ورزشى (۳)
ورزشى (۴)
ورزشى (۵)
ورزشى (۶)
نگاهى به ۳۰سال نامه نگارى اقتصادى در جمهورى اسلامى ايران
نگاهى به ۳۰سال نامه نگارى اقتصادى در جمهورى اسلامى ايران
نامه هاى اقتصـــــــــادى
سيدعلى امامى
000837.jpg
نامه هاى رنه دكارت فيلسوف شهير فرانسوى به پرنسس اليزابت از نوادگان فردريك پنجم پادشاه  آلمان شايد جزو مشهورترين نامه هاى تاريخ بشريت باشد زيرا توانست تأثير شگرفى بر جريان «فكر كردن» در جامعه اروپا بگذارد. از ميان نامه نگارى دكارت با پرنسس اليزابت رساله اى منتج شد كه بسيارى آن را منشأ اخلاق جديد در اروپا مى دانند. رساله «انفعالات نفسانى» حاصل چندين بار مكاتبه رنه دكارت جهت پاسخگويى به دغدغه هاى پرنسس اليزابت در مورد اخلاق بوده است. البته در تاريخ نامه هاى ديگرى هم بوده  كه اثرات فراوانى داشته است؛ نامه هاى ولتر در زندان كه جزو مفاخر ادبى فرانسه شده يا عاشقانه هاى بتهوون كه تأثير بسزايى در خلق برخى آثار موسيقى او داشته است. با اين حال نامه نگارى در جامعه ما از جايگاه مناسبى برخوردار نيست. البته نه به اين خاطر كه اهالى اين مرز و بوم اهل قلم نيستند بلكه به خاطر فرهنگى كه ساليان سال در جامعه ما ايجاد شده، مباحثات شفاهى را به مكاتبات علمى ترجيح مى دهند.
مع الوصف در چند سال اخير در ميان انديشمندان بخصوص اقتصاددانان نهضتى ايجاد شده كه حرف ها از طريق نامه ردو بدل مى شود كه مطمئناً اين مهم بسيار ارزشمندتر و قاعدتاً عالمانه تر از مجادلات شفاهى است.
البته تا رسيدن به بلوغ كامل راه درازى در پيش است، اما اجراى همين سنت حسنه مايه اميدوارى است، نامه هاى اقتصادى در ۳۰ سال گذشته، حكايت تاريخ اقتصاد ايران است كه مى توان به تاريخ انديشه هاى اقتصادى بعد از انقلاب به آن نگريست.
تأثير گذار ترين نامه
بى ترديد يكى از مؤثرترين و اثرگذارترين نامه هاى منتشر شده پس از انقلاب اسلامى، نامه  جامعه مدرسين حوزه علميه قم به دولت ميرحسين موسوى بوده است. نامه اى كه هم پشتوانه سياسى داشت و هم به دليل امضاى تعدادى از مجتهدين آن دوره داراى قوت دينى و علمى است. با انتشار اين نامه نه تنها موجى عظيم در سطوح سياسى كشور ايجاد شد و واكنش هاى تندى بين دو جناح سياسى آن دوره رد و بدل گرديد بلكه مباحث جديدى در قلمرو فكرى و انديشه اى از قبيل حدود اختيارات دولت، مالكيت خصوصى و دولتى، ماليات و خمس، اصلاحات ارضى، قانون كار و بانك و بيمه را براى اولين بار به صورت جدى وارد ادبيات آن روز كرد. نامه با اين مطلع آغاز مى شود:
« اگر بى پرده سخن مى گوييم ما را ببخش، كارد به استخوان رسيده مى سوزيم.‎/‎/ تورم و گرانى سرسام آور.‎/‎/ غوغا مى كند.‎/‎/ برنامه هاى كشاورزى روى هم رفته در كار خود ناموفق بوده. توزيع مايحتاج عمومى مردم وضع بسيار اسفبارى دارد.‎/‎/ بحران مسكن همچنان بيداد مى كند.‎/‎/ از نظر بازرگانى و تجارت واردات غيرجنگى ما طبق آمار در هر سال ده ها برابر صادرات مى باشد.‎/‎/ از گفت وگو و عملكرد گروهى مسئولان برمى آيد كه فكر مى كنند بايد برنامه هاى اقتصادى كشور به گونه اى باشد كه هيچ كس بيش از مقدار لازم درآمد نداشته باشد و به اصطلاح تقسيم فقر مى كنند.‎/‎/ در بخش صنايع كارخانه هاى دولتى و به اصطلاح ملى شده در بسيارى از موارد زيان مى دهد.‎/‎/ كادرهاى ادارى و مسئولان رده بالا در موارد متعدد افراد ضعيف ، كم تجربه و يا بى تجربه با افكارى محدود و كوتاه اند.‎/ در وزارتخانه ها نسبت به بسيارى از متخصصان و پزشكان و اساتيدى كه مى توانند در خدمت مردم به انقلاب كار كنند بدرفتارى يا بى اعتنايى مى  شود.‎/‎/ وضع ادارات و كاغذبازى و سرگردانى مردم به صورت رقت بار و دردناكى درآمده و از همه بدتر اين كه رشوه خوارى آن هم رشوه هاى كلان نه در موارد محدود كه در موارد زيادى حكمفرما شده.‎/‎/ امنيت اقتصادى براى فعاليت هاى توليدى و غيرتوليدى به دست نيامده است.‎/.»
با انتشار نامه انتقادات شديد سياسى و اجتماعى بويژه از سوى چپ گرايان مسلمان درون نظام جمهورى اسلامى (خط امام دهه ۶۰ و اصلاح طلبان در دهه ۷۰) ايجاد شد. دولت ميرحسين موسوى كه از محبوبيت خاصى برخوردار بود هر چند نسبت به نامه واكنش سختى نشان داد اما به منظور فروكش كردن التهابات به وجود آمده از انتشار نامه دست به يكسرى اقدامات مقطعى و مسكن وار براى كاهش فشارهاى اقتصادى آن دوره زد. مع الوصف به خاطر وجود جنگ و درگيرى كل نظام با اين پديده كمتر با نامه مذكور به صورت علمى برخورد شد و همان طور كه با سرعت، هيجانى در سطح مديران كشور وارد شد با سرعت هم اثرات آن از بين رفت. اما نامه مذكور در بين محافل حوزوى و دانشگاهى اين سؤال را پديد آورد كه دولت تا كجا مى تواند دخالت كند؟
نامه جامعه مدرسين حوزه علميه قم اواخر سال ۱۳۶۳ منتشر شد.
اولين مظاهر فساد
از آن تاريخ تا سال ۱۳۸۲ نامه اى به صورت دسته جمعى درباره اوضاع و احوال اقتصادى تهيه نشد. اما در اين ميان نامه هاى انفرادى به مقامات ارشد نظام ديده مى شود كه مهمترين آن نامه هاى احمد توكلى است. او در دوره ميرحسين موسوى حدود دو سال وزير كار بود اما به دليل اختلاف سليقه با نخست وزير در اداره امور كشور به همراه ۴ نفر ديگر از اعضاى كابينه ميرحسين موسوى از كابينه استعفا كرد، او همچنين معترض شديد سياست هاى تعديل اقتصادى على اكبر هاشمى رفسنجانى بود. اولين نامه وى كه اواخر سال ۶۷ تهيه شد، با عنوان هشدارى صريح درباره اولين مظاهر مفاسد اقتصادى در مسئولان جمهورى اسلامى است. احمد توكلى به حكم صادر شده در مورد مسئولان بنياد نبوت اعتراض دارد. او هر چند حكم اعدام موسوى قمى مديرعامل مؤسسه بنياد نبوت را به خاطر مجموعه معاملات نامشروع به مبلغ ۲۳۰ ميليون تومان تأييد مى كند اما حكم صادره براى تورج منصور مديرعامل سايپا به خاطر جرائمى چون خريد و فروش حواله خودرو، فروش خودرو در بازار آزاد، فروش تحميلى كالا، اخذ رشوه از دلالان خودرو، عدم تحويل خودرو به برندگان، توزيع خارج از شبكه فروش، فروش ارز - خريد و فروش سند - حساب سازى و ميلياردها ريال گرانفروشى و سوءاستفاده مالى را مناسب ندانسته و معتقد است اخلال در امور اقتصادى كشور و افساد در زمين شناخته مى شود و مجرم بايد به اعدام محكوم گردد.
ليكن تورج منصور مديرعامل سايپا تنها به ۸ سال حبس تأديبى و پرداخت ۱۲۰ ميليون تومان جريمه و ۷۰ ضربه شلاق محكوم شده است. احمد توكلى درادامه نامه  خود آورده است:
* اواخر مجلس دوم جمعى از نمايندگان از مجلس تقاضاى تحقيق و تفحص درباره بنيادها و مؤسسات خيريه يا تعاونى هاى تشكيل شده پس از انقلاب را نموده اند. اين تقاضا به تصويب مجلس رسيده و در تحقيقات اوليه، وزارت اقتصادى و دارايى گزارش مفصلى پيرامون اين مسئله به كميسيون قضايى مجلس داده است. نظر وزير اقتصاد و دارايى اين بوده كه بسيارى از اين مؤسسات براى اغراض سياسى تأسيس شده و با استفاده از قدرت، به جمع ثروت براى آينده خود مبادرت مى كنند. آقاى ميرزاده معاون نخست وزير نيز در اين باره گفته است: «يكى از مسائل عمده اى كه باعث رشد تورم در جامعه ما شده و بايد سريع و قاطع با آن برخورد كرد متأسفانه مسئله ايجاد مؤسسات توسط بخش خصوصى با عناوين بنياد، انجمن و مؤسسه خيريه مى باشد كه ظاهراً خود را غيرانتفاعى مى نامند و.‎/‎/ به وسيله ارتباطاتى كه با عوامل خود در سيستم اجرايى و ادارى كشور برقرار مى كنند يكسرى امتيازات غيرقانونى مى گيرند.»
000822.jpg
دكتر جمشيدپژويان
يكى از بنيادهايى كه تاكنون چندين بار تقاضاى بررسى عملكرد آن شده است بنياد رجاء يا «مؤسسه رشد جامعه اسلامى ايران» است كه مؤسسين اين بنياد از مسئولان كشور مى باشند.
سرمايه اوليه اين مؤسسه يك جلد كلام الله مجيد است ولى تاكنون عمليات اقتصادى گسترده اى در صنعت، تجارت و خدمات انجام داده است.
چرا تاكنون كميسيون قضايى مجلس نتيجه تحقيق و تفحص درباره بنيادها را به مجلس ارائه نكرده است، تا معلوم شود چه مقدار از آنچه راجع به امثال رجاء گفته مى شود حق است و چه مقدار شايعه؟ چرا بنياد رجاء از پاسخ به سؤالات روزنامه رسالت مورخ ۶۷‎/۸‎/۱۵ درباره اقداماتش خوددارى مى كند. چرا دادستانى على رغم وجود اين اتهامات اقدامى براى حفظ منافع و مصالح عمومى انجام نداده است؟
* بنياد رشد را چه كسانى تشكيل داده اند؟ سرمايه آن چقدر بوده و چه اقداماتى كرده است؟ گفته مى شود يكى از مسئولان سابق از مؤسسين آن است و در ارتباط با يكى از نهادهاى رسمى كار كرده و مى كند. اگر اين سخن درست باشد، چه ارتباطى بين امور اقتصادى آن نهاد كه مسئوليت آن با همان فرد است با اين بنياد برقرار مى باشد؟
* پرونده سوءاستفاده مالى در شركت هاماراگ وابسته به وزارت بازرگانى كه در كميسيون اصل ۹۰ تكميل شده و گزارش آن به شوراى عالى قضايى داده شده به كجا رسيده است؟
* ثروت بنياد الهادى از كجا آمده است كه در مزايده يك گاودارى متعلق به وزارت كشاورزى با پيشنهاد يك صد ميليون تومان برنده مى شود؟ شكايت وزير سپاه وقت به نخست وزير در اين باره و دستور ايشان به وزارت كشاورزى باعث توقف واگذارى اين گاودارى به بنياد الهادى شد، وگرنه بر تعداد كارخانه ها و مؤسسات اين بنياد هم اضافه مى شد. چرا و به چه مجوزى از محل وجوه عمومى و بيت المال صدها هزار دلار ارز بدون هيچ ضابطه اى در اختيار مسئول اين بنياد قرار مى گيرد و به حساب نامبرده در سوئيس واريز مى گردد.
000813.jpg
دكتر موسى غنى نژاد
وى نسبت به اين موارد هشدار مى دهد و معتقد است كه نخستين مظاهر فساد اقتصادى در مسئولان جمهورى اسلامى در حال شكل گيرى است. احمد توكلى درحقيقت يكى از منتقدان اصلى دولت بود. او كه در دوره دوم رياست جمهورى، رقيب اصلى على اكبر هاشمى رفسنجانى بود و در رقابت با او آراى بسيارى را جمع كرد نسبت به عملكرد كارگزاران دولت هاشمى رفسنجانى سخت اعتراض مى كرد. او در يكى از نامه هاى خود در سال ۷۱ مى نويسد: «جناب آقاى.‎/‎/ شما سال ها براى مستضعفان قدم برداشته و قلم زده ايد.‎/‎/ در اين راه سيلى ها خورده و رنج ها كشيده ايد، آيا تصور رهبران حكومت اسلامى اين بود كه اگر به مأموريت سياسى مى روند ايل و تبار خود را همراه خواهندبرد؟ اين نحوه رفتار را مردم بصير و متدين مى پذيرند؟ اين درست است كه آقاى.‎/‎/ فرزند خردسالش را به سالن رسمى كنفرانس بياورد و روزنامه هاى كشور ميزبان به طعنه بنويسند كوچك ترين ديپلمات شركت كننده در اجلاس، فرزند پنجساله فلانى است؟ وى اگر چاه خويش را پركرده بود، مى توانست به شما عرض كند كه همراه آوردن همه افراد خانواده به حال شما و نظام زيان آور است.» البته احمد توكلى همچنين بارها در نامه هاى خود نسبت به اجراى الگوهاى غيربومى و مخرب صندوق بين المللى پول در اقتصاد ايران هشدار داده بود.
با اين حال او در سال ها دوره رياست جمهورى محمدخاتمى نيز چند نامه نوشت و مظهر بسيارى از معضلات اقتصادى كشور را فساد حاكم در دستگاه هاى دولتى عنوان كرد.
بهار، نامه نگارى اقتصادى
با ورود به دهه ۸۰ فضاى اقتصادى به سمتى رفت كه اساتيد اقتصادى وارد صحنه تصميم سازى شدند و نامه هايى كه در اين دهه تهيه شده كاملاً با دو دهه گذشته تفاوت ماهوى داشته است. اول اين كه اين نامه ها به صورت دسته جمعى و در قالب مكاتب فكرى مشترك تهيه شد، ثانياً نامه هاى دهه ۸۰ از مبانى فكرى عميق و علمى برخوردار بوده و بيشتر اختلافات بر سر ديدگاه هاى اقتصادى است.
نخستين نامه دسته جمعى اساتيد اقتصاد مربوط به اساتيدى مى شود كه محور آنان دانشگاه شهيد بهشتى است. اساتيدى با رويكرد اقتصاد اسلامى.
دكتر حسين نمازى، عباس عرب مازار، پرويز داوودى، محمدعلى كفايى، فرامرز رفيع پور، احمد توكلى، حسين پوراحمدى، الياس نادران، حسن سبحانى و محمد خوش چهره در نامه اى به محمد خاتمى در اواخر سال ۸۲ نسبت به روند جهانى شدن اقتصاد ايران هشدار دادند. آنان كه پيش نويس استراتژى صنعتى در وزارت صنايع را دستمايه انتقاد به عملكرد اقتصادى دولت كرده بودند آن را خلاف مصالح كشور و در راستاى منافع قدرت هاى بزرگ اعلام كردند.
استراتژى توسعه صنعتى كشور حاصل تلاش ۶۷ نفر از محققان و كارشناسان كشور بود كه با پشتيبانى مالى و ادارى وزارت صنايع با هزينه چند ميليارد ريالى و به مديريت دانشكده مديريت و اقتصاد دانشگاه صنعتى شريف انجام رسيده بود. امضاكنندگان نامه كه درحقيقت با روند كنونى اقتصاد جهانى مخالفت مى كردند نسبت به استراتژى صنعتى سه ايراد اساسى داشتند. آنان تدوين استراتژى موردبحث را بر مبناى الگوى آزادسازى اقتصاد نئوكلاسيك مى دانستند كه بر حاكميت ساز و كار بازار آزاد تأكيد داشتند. 10 استاد در نامه خود آورده بودند كه تدوين كنندگان الگو، براى عملى شدن استراتژى، الزامات قطعى اى را در سياست داخلى، سياست خارجى، جهت گيرى اجتماعى و سياست صنعتى برمى شمردندكه مغاير اهداف انقلاب است. «در سياست داخلى، انتخاب مديران سياسى از ميان قشرهاى كم درآمد جامعه كه نسبت به توزيع درآمد حساسند، نادرست و مغاير توسعه قلمداد مى كردند.»
نگارندگان نامه معتقد بودند كه استراتژى صنعتى مذكور عزت سياست خارجى كشور را خدشه دار مى كند چرا كه در استراتژى صنعتى آمده است: «از حيث سياست خارجى، لازمه موفقيت الگوى موردبحث اين گونه تلقى شده است كه پيش از هر تحولى، همزيستى صلح آميز با جهان خارج در بالاترين مرتبه هدف هاى اجرايى قرارگيرد. در اين عرصه نه تنها تعارض با نظام سياسى جهانى غيرقابل قبول است، بلكه حتى «عدم تعارض» و بى طرفى هم رد مى شود و تنها «هم پيوندى، تجانس و همسويى با نظام جهانى» راه حل و نجات معرفى مى گردد.» نگارندگان نامه مدعى مى شوند كه طراحان استراتژى صنعتى در الگوى خود عصر استعمار و عصر تضاد منافع ميان كشورها را پايان يافته مى دانند و عصر جهانى شدن و دوره اشتراك را آغاز دوره جديد مى دانند. لذا هرگونه ظلم ستيزى و مبارزه با تبعيض در عرصه جهانى را مخل توسعه اعلام مى كنند كه البته به رغم نگارندگان نامه، استراتژى صنعتى تدوين شده شديداً با آموزه هاى دينى و انقلابى در تضاد و خلاف منافع عمومى جامعه است. تمام آنچه برشمرده شد، بايد چشم انداز و تصوير آرمانى را بسازد كه در ذهن مديريت سياسى كشور نقش مى بندد. توافق درباره اين چشم انداز نقطه آغاز حركت استراتژيك است.
000810.jpg
دكتر مسعود نيلى
انتشار اين نامه فضاى رسانه اى را چندماه به خود مشغول كرد. كارشناسان و اقتصاددانان مختلف هر كدام از منظر خود موضوع را تحليل كردند. از سوى تدوين كنندگان استراتژى صنعتى به رهبرى مسعود نيلى پاسخى نيز داده شد. با اين حال نتيجه آن شد كه استراتژى صنعتى چند بار موردبازنگرى قرار گرفت و آخرالامر هم در بايگانى وزارت صنايع درحال خاك خوردن است.
نامه سياسى اقتصاددانان
انتخابات رياست جمهورى در دوره نهم محلى بود براى نامه نگارى هاى سياسى برخى از اساتيد اقتصادى. مهم ترين نامه اين دوره مربوط به ۱۱ استاد اقتصاد با محوريت دانشگاه شريف بود كه بعداً اين ۱۱ نفر به ۱۵ استاد تبديل شدند.
محور اظهارات نويسندگان اين نامه كه خود از برنامه ريزان اقتصادى دولتهاى قبل بودند بيشتر در باره تبعات نگرش هاى اقتصادى در رئيس جمهور آينده بود. اين نامه كاملاً جانبدارانه و به نفع تفكر تنظيم كنندگان نامه بود. آنان در ابتداى نامه شرحى از وضعيت اقتصادى دادند و منشأ بخش بزرگى از مشكلات را درنوع نگرش به حوزه وظايف دولت و چگونگى اعمال سياست هاى اقتصادى عنوان كردند. كسرى عظيم بودجه، گنجاندن حجم بزرگى از منابع مالى، گستره حوزه تصدى ها و غلبه دولت در بخش هاى توليدى، اعمال دخالت هاى غيرقابل پيش بينى را حاصل همان نگرش درون گرا دانستند. در بخشى از نامه ۱۱ استاد اقتصاد آمده است: «منشأ بخشى از مشكلات اقتصادى، انزواى كشور در عرصه بين المللى است. تصور برخى چنين است كه هرچه كشور ما در انزواى بيشتر باشد نوآورى و خلاقيت بيشتر خواهدبود. از اين رو تعارض با جهان را لازمه رشد تكنولوژى مى دانند. حال آن كه تكنولوژى را بايد به طور عمده درنتيجه تعامل با صاحبان آن ياد گرفت و نه آن كه آن را از نو بازآفريد.»
نگارندگان نامه نگرش انزواى جهانى و درون گرايى را ناشى از دوران جنگ و گسترش حضور دولت در عرصه هاى مختلف توليد، توزيع و سرمايه گذارى مى دانند.۱۱ استاد در نامه خود معتقدند كه على رغم شكل گيرى تفكر تعامل با اقتصاد جهانى در ميان نهادهاى مختلف جامعه نگرش در طرف مقابل با شعارگرايى و مطلق نگرى همچنان عرصه را بر هدف گذارى هاى واقع بينانه تنگ كرده است. به هر حال ۱۱ استاد اقتصاد عنوان مى كنند در شرايط حاضر گسست نگرش شكل گرفته بين دو گروه در مورد نقش دولت و جايگاه بخش خصوصى ، عدالت اجتماعى و چگونگى ارتباط با جهان خارج به بزرگ ترين چالش آينده كشور تبديل شده است لذا با بيان تفاوت ديدگاه ها بين دو نگرش بيرون گرا و درون گرا به آحادملت توصيه مى كنندبه تفكرى رأى دهند كه منجر به تعامل بيشتر با جهان خارج شود چرا كه اگر نگرش مقابل وارد عرصه شود منجر به فقر، سختى و گرفتارى براى مردم مى شود. 11 استاد اقتصاد عبارتند از: مهدى بهكيش، جمشيد پژويان ، حسن درگاهى، غلام على فرجادى، محمد جليليان، مهدى عسلى، موسى غنى نژاد، احمد مجتهد، علينقى مشايخى، مسعود نيلى و ابوالقاسم هاشمى.
در مخالفت با طرح هاى مجلس
دومين نامه اين اساتيد به طرح تثبيت قيمت ها و كاهش نرخ سود بانكى در مجلس هفتم بر مى گردد. با ورود نمايندگان اصولگرا به مجلس موضوع عدالت اقتصادى و جلوگيرى از فشار اقتصادى به مردم در دستور كار قرار گرفت. نمايندگان اقتصادى مجلس هفتم دو طرح را به تصويب رساندند كه در آن ايام فضاى رسانه اى كشور شديداً تحت تأثير آن قرار گرفت. اولين طرح، طرح تثبيت قيمت ها به رهبرى احمدتوكلى و دومين آن كاهش نرخ سود بانكى از ۱۶ درصد به ۱۴ درصد بود. اين دو طرح با استدلال كاهش نرخ تورم و جلوگيرى از بروز فشار قيمتى به مردم تصويب شد.
با تصويب اين دو طرح ۱۱ اقتصاددان به اضافه دكتر نيكنام، دكتر جلال نائينى ، دكتر شرزه اى و دكتر محمود ختايى اين قوانين را خلاف قواعد اقتصادى و منافع ملى عنوان كردند. در بخشى از نامه آورده شده: مردم به عنوان صاحبان واقعى ثروت كشور امكان نظارت و كنترل روزمره و مستمر بر آنها را نداشته و در نتيجه اين امر را به رسم امانت دارى به نمايندگان خود واگذار مى كنند. نمونه اين گونه ثروت ها عبارتند از : شركت هاى دولتى، بانك ها، خزانه دولت، ذخاير ارزى، كالاهاى عمومى و مؤسسات خيريه عمومى. اين كه صاحبان اين ثروت ها امكان نظارت و كنترل مستقيم ندارند نبايد فرصتى براى ايجاد ضايعه و خسران در آنها فراهم آورد.
دراين نامه درباره طرح تثبيت قيمت ها آمده است: طرح و پيگيرى روش هاى ادارى و دستورى ممكن است ابزار تبليغاتى مناسبى باشد لكن يك شيوه علمى و مؤثر اجراى سياست اقتصادى نيست، چون در عمل دستاورد مثبتى براى جامعه به همراه نخواهد داشت.
كاهش دستورى قيمت آن دسته كالا و خدماتى كه به وسيله دولت ارائه مى شود در شرايطى كه هزينه توليد و عرضه اين كالاها و هزينه دولت به طور متوسط با تورم افزايش مى يابد هيچ نتيجه اى جز كسرى بودجه بيشتر و مخدوش كردن قيمت هاى نسبى نخواهد داشت.
000825.jpg
دكتر فرشاد مو منى
كسرى بودجه در گذشته و هم اكنون از روش هايى تأمين مالى مى گردد كه عمدتاً افزايش پايه پولى را به همراه داشته كه اين امر نيز تورم شديدتر و پايدارترى را به همراه مى آورد.
همچنين ۱۵ استاد اقتصاد در مورد كاهش نرخ سود بانكى مى نويسند اهميت كاهش نرخ سود بانكى هنگامى مشخص مى شودكه بدانيم تعداد سپرده گذاران در سيستم بانكى بالغ بر ۲۰ ميليون نفر مى شوند كه با كاهش نرخ سود بانكى در سطحى پائين تر از نرخ تورم، هدفى كه در عمل پيگيرى مى شود اين است كه منابع اين سپرده گذاران به وام گيرندگان منتقل مى گردد. در نتيجه عكس العمل سپرده گذاران اين خواهد بود كه منابع خود را از بانك ها خارج و به سمت بازارهاى جايگزين سوق دهند و اين امر همچون تجارب گذشته ، بى ثباتى در بازارهاى ارز، مستغلات و كالا را به همراه خواهد داشت.
به هرحال نگارندگان نامه استدلال هاى عدالت خواهانه و مبارزه با تورم نمايندگان مجلس هفتم را گمراه كننده عنوان مى كنند و مسيرى كه اين نمايندگان تدوين كرده اند را براى اقتصاد ايران ناصواب و موجب وخيم شدن احوالات اقتصاد مى دانستند.
نامه نهادگرايان
به هرحال سال ۸۳ با اين نامه نگارى ها پايان يافت و در سال ۸۴ با ورود دولت محمود احمدى نژاد گروه ديگرى از اقتصاددانان بروز كردندكه مبانى فكرى آنان ريشه در اقتصاد نهادگرا دارد. اين گروه كه به رهبرى اساتيد اقتصاد دانشگاه علامه واردكارزار شدند بيشتر دغدغه اقتصاديشان اصلاح نهادهاى اقتصادى و اجتماعى است، زيرا معتقدند تا اين نهادها اصلاح نشوند اصلاح اقتصادى صورت نمى گيرد.
ساختار دولت، قوانين ومقررات، فرهنگ جامعه و روابط سياسى داخلى و خارجى و ‎/‎/‎/ از جمله عواملى است كه بايد اصلاح شوند. سردمداران اين گروه كه مدتى در سازمان مديريت و برنامه ريزى بودند و قانون برنامه چهارم راتدوين كردند مشاهده كردندكه با روى كار آمدن دولت نهم تمام دستاوردهاى گذشته شان مورد انتقاد قرار گرفته و عملاً از مدار تصميم گيرى خارج شده است لذا وارد كارزار شدندو با نوشتن چهارنامه ظرف يك سال و نيم گذشته رسماً از عملكرد خود دفاع كردند.
هرچند در محتواى نامه به وضيعت بد اقتصادى اشاره مى كردند و راه حل براى آن ارائه مى كردند با اين حال از فحواى نامه بر مى آيد كه بيشترين دغدغه نگارندگان، دفاع از برنامه چهارم و عملكرد گذشته خود بوده است.
نامه اول پس از ۸ ماه از روى كار آمدن دولت نهم منتشر مى شود اين نامه كه در ۱۰ بند وضعيت اقتصادى كشور را تشريح مى كند اعلام مى دارد «اذعان داريم كه مشكلات ساختارى اقتصاد ايران يك شبه به وجود نيامده و دولت نهم در ايجاد مشكلات ساختارى اقتصاد كشور عامل نخستين نبوده است اما اين نكته را نيز بايد گفت كه سياست هاى دولت جناب عالى در صورت تداوم مى تواند به ايجاد وضعيت دشوارترى در اقتصاد كشور بينجامد.» محمد ستارى فر، برادران شركا، فرشاد مؤمنى، وحيد محمودى و ۴۶استاد ديگر شتابزدگى درصدور بسيارى از دستورات و مصوبات را مطلوب اقتصاد ايران نمى  دانند و اين ۱۰ مورد را ايراد دولت نهم مى دانند. 1ـ پايبند نبودن دولت نهم به قواعد حكمرانى خوب ۲ـ نامساعد كردن فضاى سرمايه گذارى و محيط كسب و كار ۳ـ افزايش بى رويه واردات ۴ـ اتخاذ سياست مالى انبساطى ۵ـ سياست پولى انبساطى و نرخ تورم بالا ۶ ـ بحران در بازار سرمايه ۷ ـ وضعيت نابسامان نظام بانكى 8 ـ مداخله بى رويه در بازار كار ۹ـ سياست هاى نادرست منطقه اى ۱۰ـ نحوه تعامل با جامعه جهانى.
يكسال بعد از نامه اول ۵۰ استاد اقتصاد يعنى ۲۱ خرداد سال ۸۶ دومين نامه اقتصاددانان نهادگرا البته با ۵۷ امضا منتشر شد. فحواى نامه همان موضوعات نامه اول بود با اين تفاوت كه مباحث كمى در آن بسيار ديده مى شد. مضافاً اين كه در نامه دوم مقصود نگارندگان كه همان تأكيد بر قانون برنامه چهارم بود پررنگ تر عنوان گرديد و در جاى جاى نامه رعايت قانون برنامه چهارم را خواستار شدند.
با اين حال ۵۷ اقتصاددان درخواستى مشخص هم داشتند و آن اين كه با رئيس جمهور ملاقات داشته باشند.
«بى ترديد در صورت تقاضاى دولت امضاكنندگان اين نامه و احتمالاً ساير استادان و صاحبنظران اقتصاد كشور آماده توضيح بيشتر در مورد مشكلات پيش آمده و ارائه راه حل هاى اجرايى براى رفع چالش ها هستند.»
انتشار نامه دوم بازتاب بيشترى نسبت به نامه اول داشت چرا كه اولاً يكسرى مناظره ها و مباحث در جامعه ايجاد شد و مهم ترين آن دو مناظره فرهاد رهبر با محمد ستارى فر رؤساى سابق سازمان مديريت و برنامه ريزى بود و دوم اين كه رئيس جمهور درخواست ۵۷ اقتصاد دان براى همفكرى در مورد مباحث اقتصادى را قبول كرد.
نشست بزرگ اقتصاددانان با رئيس جمهور
21 تيرماه سال ۸۶ نشست ۵۷ اقتصاددان با رئيس جمهور به مدت ۶ ساعت برگزار شد.
فرشاد مؤمنى در مطلبى كه بعد از جلسه به روزنامه اعتماد ملى داد، درباره جلسه يادآور شد: «صرفنظر از هر نوع داورى كه راجع به هدف يا محتواى اين جلسه داشته باشيم، واقعيت اين است كه چنين جلسه اى در دوره هيچ يك از دولت هاى قبلى برگزار نشده بود و بنابراين بايستى فضيلت اين امتياز را به دولت فعلى بدهيم كه به صورت مشخص نقدهاى عالمانه دانشگاهيان را حداقل در همين سطح گرامى داشتند و به احترام نقد صورت گرفته جلسه اى برگزار كردند و برخوردى رويارو انجام شد.» هر چند فرشاد مؤمنى از وقت اختصاص داده شده به اساتيد اقتصادى دل چركين بود و وقت دولتمردان را در آن جلسه ۲ برابر وقت اساتيد عنوان كرد با اين حال تصور فرشاد مؤمنى اين بود كه «اين اقدام دولت مسئوليت شناسى بيشتر دانشگاهيان را برجسته و ضرورى مى كند و اين حركت مثبت و بزرگ است كه نصيب كشورمان مى شود كه دانشگاهيان خودشان را خارج از معركه مسئوليت اجتماعى در حوزه تخصصى خودشان نبينند و اين چيزى است كه جامعه ما سخت به آن نياز دارد.»
نامه سوم در اين جلسه ارائه شد و مقرر گرديد وزراى اقتصادى جلسات مشتركى با كارشناسان اقتصادى مربوطه با حوزه خود برگزار كنند. اساتيد اقتصاد با رضايت جلسه را ترك كردند و رئيس جمهور هم از آنان خواست به اين سؤال كليدى پاسخ دهند كه از دلارهاى نفتى چگونه استفاده كنيم تا توسعه و رفاه عمومى در داخل كشور افزايش يابد و كمتر با افزايش تورم و نقدينگى روبه  رو شويم؟
نامه ستارى فر
نامه چهارم هر چند به نام اقتصاددانان نهادگرا به حساب آمد اما در حقيقت نامه فقط مربوط به محمد ستارى فر بود. اين نامه داستان تدوين برنامه چهارم و دفاعيه هاى متعدد ستارى فر از برنامه است. در سراسر نامه او اشارات فراوانى به مستندات قانون برنامه چهارم مى كند و معتقد است دلايل بروز مسائل جديد اقتصادى به خاطر عدول از برنامه است. فحواى نامه پاسخ به سوال رئيس جمهور در مورد درآمد نفتى است، با اين حال نامه در پنج بخش تنظيم شده است.
الف - روش شناسى پرسش جناب آقاى رئيس جمهور.
ب - جايگاه برنامه چهارم و حديث مكرر استنادات كلى و مبهم به آن.
ج - جايگاه و اهميت نفت و درآمدهاى حاصل از آن براى كشور.
د- با درآمدهاى حاصل از فروش نفت چه كار نبايد كرد.
هـ - دولت و جامعه بايد با نفت و درآمدهاى آن چه كار كنند.
او در پاسخ به سؤال رئيس جمهور مى  گويد كه ارزش نفت سه جزء دارد. ارزش ذاتى، حقوق ويژه نفت و ارزش حق العمل كارى. ستارى فر ارزش اقتصادى نفت استخراجى به ميزان ۴‎/۱ ميليون بشكه در روز و به قيمت متوسط ۷۵ دلار در هر بشكه را حدود ۱۴۰ ميليارددلار در سال مى داند و مى گويد از اين مبلغ طبق بررسى كارشناس برنامه چهارم و مصوبه دولت و مجلس ۵۰ درصد آن ارزش ذاتى است كه به عنوان مالكيت عمومى، تعلق به ملت دارد و دولت نگهبان آن است و همگان نيز بايد از اين دولت مراقبت كنند.
نامه نگارى هاى اقتصاددانان در اول دى ماه پايان يافت. بى ترديد نامه محمد ستارى فر آخرين نامه اقتصادى نيست و مى توان ادعا نمود كه سرآغاز رويكرد جديدى است كه اقتصاددانان در اين چند سال در پيش گرفتند و به نظر مى آيد كه در سال هاى آتى تكميل تر شود.
هر چند تأثيرگذارترين نامه در سال هاى بعد از انقلاب نامه جامعه مدرسين قم بوده با اين حال بى شك نامه هاى دهه ۸۰ از جنبه هاى علمى بسيار قوى و مستدل تر از نامه هاى قبل بود و انتظار مى رود روند كنونى در سال هاى آينده به صورت منسجم تر و با قوت  بيشترى ادامه يابد.


اقتصاد ۸۶ از نگاه بخش خصوصى
هنگامه عليقلى- فرشته رفيعى
000834.jpg
حل نشدن مسئله تورم يكى از مشكلات بزرگ اقتصاد ايران در سال ۸۶ بود كه متأسفانه نه تنها تك رقمى شدن آن به سرمنزل مقصود نرسيد بلكه شاهد رشد آن هم بوديم. اتخاذ سياست جديد بانك مركزى در شرايط فعلى اقتصاد كشور، اجتناب ناپذير و اقدامى بسيار منطقى و مناسب بود اما نحوه جهت گيرى آن موجب شد بخش توليد تحت فشارهاى مضاعفى قرار گيرد.
سرماى بى سابقه و قطع شدن گاز كارخانجات از ديگر مشكلاتى بود كه واحدهاى توليدى را در شرايط بسيار بدى قرار داد.
يكى از مشكلات مهم بخش خصوصى در سال ۸۶ انباشت بيش از پيش مطالبات پيمانكاران خصوصى از دولت بود. حجم اين مطالبات بيش از چند هزار ميليارد تومان برآورد مى شود و پيمانكاران دقيقاً به همين ميزان، در پرداخت تعهدات خود به بخش هاى مختلف از جمله بازپرداخت تسهيلات دريافتى از بانك ها دچار مشكل شده اند. به نظر مى رسد ركود تورمى در سال جارى اقتصاد ما را درگير كرد.
سياست هاى كلى اصل ۴۴ قانون اساسى به تصويب مجلس رسيد و به نظر مى رسد يك آمادگى نسبى در بخش هاى مختلف نظام براى اجراى اين سياست ها ايجاد شده است، اگرچه اين آمادگى كامل نيست اما به هر حال حركت خوبى آغاز شده است.تأكيد دولت بر لزوم اصلاح شيوه بودجه در كشور بسيار اميدواركننده بود. آغاز سهميه بندى بنزين نيز يك اقدام درخور توجه بود و نشان داد تمام بخش ها و قوا پذيرفته اند كه يارانه هاى انرژى در كشور مى تواند به نقطه آسيب پذيرى اقتصاد تبديل شود.
000828.jpg
يكى از مهم ترين مسائلى كه اقتصاد كشور در سال ۸۶ با آن روبه رو شد، تورم وارداتى بود. افزايش قيمت نفت در بازارهاى جهانى منجر به رشد قيمت بسيارى از كالاها در بازارهاى جهانى شد. از آنجا كه برخى نيازهاى كشور از طريق واردات تأمين مى شود، اين افزايش قيمت به اقتصاد كشور ما نيز تحميل شد، رشد قيمت در مورد برخى كالاها بسيار چشمگير بود. به طور مثال شمش آهن كه در ابتداى سال ۸۶ به قيمت هر تن ۴۸۰ تا ۵۰۰ دلار وارد مى شد، در مهرماه به ۶۰۰ دلار و در اسفندماه به ۷۵۰ دلار رسيد، قيمت نهاده هاى دامى نيز از تنى ۱۵۰ دلار به ۳۴۰ دلار افزايش يافته است. اين موضوع اثر خود را بر قيمت تمام شده توليد داخل گذاشت و ديديم كه قيمت برخى كالاها بويژه توليدات صنفى، از جمله گوشت، لبنيات يا آهن آلات گران شد. سرماى بى سابقه هم از ديگر عواملى بود كه توليدات صنفى را تحت تأثير قرارداد و على رغم اين كه توليد مركبات در سطح بسيار مطلوبى قرار داشت، محدوديت هايى را براى ايام پايانى سال ايجاد كرد، اما خوشبختانه با تمهيداتى كه براى واردات انديشيده شد، اين محدوديت ها به بازار مصرف منتقل نشد و توانستيم قيمت ها را در سطح مطلوبى كنترل كنيم.در كنار اين مشكلات، به نظر مى رسد دولت در سال ۸۶ نسبت به سال هاى قبل، از بيشترين آمادگى براى واگذارى امور به بخش خصوصى برخوردار بود كه بازتاب آن را در افزايش نفت و مشاركت اصناف در تنظيم بازار مى توان مشاهده كرد.
بانك ها به دليل وصول نشدن مطالبات معوقشان دچار مشكل شدند و از پرداخت تسهيلات جديد جلوگيرى كردند و اين مسئله فشار بيشترى بر توليد و بازار وارد كرد.
000795.jpg
متأسفانه رابطه بانك با مشتريان اصلى رابطه خوبى نيست و كاهش نرخ سود بانكى تأثير مطلوبى در ارائه تسهيلات نداشت. انتظار داشتيم به موازات كاهش نرخ سود بانكى، نحوه پرداخت وام راحت تر شود.
از سوى ديگر در سال ،۸۶ وفور كالاهاى تقلبى به معضلى براى توليدكنندگان تبديل شده است و نظارت اداره استاندارد و وزارت بازرگانى بر اين امر جدى نيست و متأسفانه عده اى بنكداران نيز با سوءاستفاده از اطلاع رسانى نادرست به اغفال مشترى مى پردازند، به دليل نبود قانون كپى رايت در كشور، توليدكنندگان زير پله اى آسيب جدى به صنعت مى زنند.
سال گذشته به نام بنگاههاى زودبازده اعتبارات خوب ولى متأسفانه با نسبت هاى نادرست به طرح ها داده شد.به عبارت دقيق تر براى طرح هاى ايجادى، ۴۰ درصد از منابع بانكى و براى طرح هاى نيمه تمام ۴۰ درصد و براى سرمايه در گردش واحدهاى توليدى ۲۰ درصد تسهيلات درنظر گرفته شد كه درواقع دست افرادى كه مى خواستند فقط پول دريافت كنند و در پى توليد نروند بازگذاشته شد اما اگر ۶۰ درصد از اعتبار براى سرمايه در گردش واحدهاى توليدى تخصيص مى يافت، كارخانجاتى كه فعال بودند و اصطلاحاً چراغ آنها روشن بود حداقل به خاطر مسئله نداشتن نقدينگى در گردش با خطر تعطيلى مواجه نمى شدند.
واحدهاى توليدى عملاً طى سال  در فصل زمستان با دو ماه قطع گاز روبه رو هستند و از اين رهگذر با زيان هاى هنگفت از قبيل قطع توليد، لطمات مالى و نقدينگى و انجماد كوره ها، از دست دادن بازار و مشترى و حيثيت تجارى، عدم امنيت كاركنان و محقق نشدن برنامه هايشان مواجه مى شوند.همچنين فعالين تبديل وسايط نقليه به CNG كه امكانات سرمايه هاى خود را مصروف اين فعاليت كرده اند و مى توانند تأثيرات مفيدى در تعديل استفاده از انرژى برجاى بگذارند با بلاتكليفى در مقابل اجراى تبصره ۱۳ و تسهيلات بانكى روبه رو شده اند. از سوى ديگر واحدهاى توليدى به سبب سرماى شديد فصل زمستان و لطمه وارد شدن به توليد با كمبود نقدينگى و عدم امكان تأديه اقساط بدهى ها و هزينه هاى آخر سال مواجه شده اند.
001479.jpg
نارسايى بهره ورى وسايل خانگى انرژى بر و نحوه عايق بندى منازل در فصول سرد مصرف انرژى را به حداكثر مى رساند. نبود مديريت انرژى و قانون مرتبط به نحو گسترده اى اتلاف انرژى را سبب مى شود.
كاهش سهم «توليد ماشين آلات و تجهيزات» از ۷ درصد در سال ۱۳۷۶ به ۴‎/۵ درصد درسال ۱۳۸۴ مربوط به عملكرد حساب ذخيره ارزى درخصوص ورود ماشين آلات و تجهيزات به كشور است.
بنابراين پيشنهاد مى شود تا واحدهاى توليدى كه در رشته فعاليت هاى توليد فلزات اساسى، توليد وسايل حمل و نقل، مواد و محصولات شيميايى و كانى غيرفلزى قرار مى گيرند دولت مشوق هاى خاصى مانند اولويت در تخصيص تسهيلات مالى، كاهش عوارض گمركى براى ورود مواد اوليه و واسطه اى، اولويت در بازسازى و نوسازى خطوط توليد از محل تسهيلات ارزى حساب ذخيره با نرخ ترجيهى و تعيين قيمت محصولات براساس عرضه و تقاضا به آنها اعطا كند.
000897.jpg
على رغم نقاط مثبت، افزايش حجم نقدينگى موجب افزايش تورم در جامعه شده و سياستمداران و مسئولين كشور را با چالش جدى مواجه ساخته است. بخش قابل توجهى از افزايش نقدينگى جذب بخش مسكن و ساختمان گرديده و موجبات افزايش تقاضا و افزايش مجدد قيمت ها را فراهم آورده است.
با توجه به منابع و پتانسيل موجود در كشور، از جمله صنايعى كه مى تواند در آينده جزو مهم ترين اقلام صادراتى كشور باشد، صنايع چوبى است. متأسفانه اين در حالى است كه سالانه حدود ۳۰۰ ميليون دلار كالاهاى چوبى و حدود ۲۰۰ ميليون دلار كالاهاى وابسته به چوب وارد كشور مى شود. يعنى جمعاً كل واردات صنايع چوبى و وابسته به آن به حدود ۵۰۰ميليون دلار مى رسد ‎/ از طرف ديگر صادرات مبلمان طى ۱۰سال گذشته همواره سير نزولى را تجربه كرده است. در سال ۱۳۷۵ صادرات مبلمان ايران حدود ۲۵ ميليون دلار بوده و طى سال هاى گذشته كاهش يافته و در سال ۱۳۸۵ به رقم ۲۰ ميليون دلار و در سال ۱۳۸۶ به رقم ۱۲ ميليون دلار رسيده است و اين امر به دليل نبود تكنولوژى لازم در كشور است. در اين مقطع از زمان نقش تشكل هاى دولتى و خصوصى در جهت رونق بخشيدن به صادرات صنايع چوبى و به خصوص مبلمان بيش از پيش مهم است.
000879.jpg
اهم مشكلات موجود بهره برداران معادن كشور شامل كمبود ماشين آلات و تجهيزات معدنى، تسهيلات و ضعف عملكرد صندوق بيمه معادن است.
در ارتباط با تأمين ماشين آلات براى معادن از خارج كشور مى توان از دو طريق ورود ماشين آلات و تجهيزات نو و دست دوم اقدام كرد.
در خصوص ورود ماشين آلات پيشنهاد مى شود از طريق ثبت سفارش بدون انتقال ارز و همچنين اعطاى تسهيلات با كاهش ميزان بهره  متعلق و مدت دوره بازپرداخت طولانى تر اقساط به نفع بهره برداران معادن اقدام كرد. درمورد ماشين آلات دست دوم در اجراى ماده ۵۵ آئين نامه اجرايى قانون معادن، پيشنهاد مى شود مجوز ورود با ساخت حداكثر ۱۰ سال به جاى پنج سال و با حقوق گمركى كمتر براى كليه ماشين آلات معدنى صادر شود.
نظر به اين كه اكثر بانك هاى كشور مجوز بهره بردارى معادن را به عنوان وثيقه قبول نمى كنند.
بايدترتيبى اتخاذ شود تا با حمايت كامل صندوق بيمه فعاليت هاى معدنى، بهره بردارى معادن را به عنوان وثيقه گذاشتن مجوز عملياتى خود بتوانند از دريافت تسهيلات (تكليفى يا غيرتكليفى) برخوردار گردند. به نظر مى رسد تفكيك اعتبارات و تسهيلات بخش معدن از ساير بخش ها به طورى كه اين تسهيلات از سرفصل عمومى خارج شود تا بانك ها و مؤسسات وام دهنده نتوانند اين اعتبارات را به ساير بخش هاى صنعتى و كشاورزى اعطا نمايند و اعتبارات مصوبه اختصاصاً مورد استفاده بخش معدنى كشور باشد.
در يك جمع بندى كلى، چالش ها و موانع پيش روى بخش معدن را كه منجر به نارسايى هاى مذكور گرديده است، مى توان در دو محور نامساعد بودن محيط كسب و كار و كاستى هايى كه حين اجراى برنامه هاى ملى توسعه روى مى دهد، خلاصه كرد.
000900.jpg
در سال ۸۶ و در فاصله ماه هاى ارديبهشت تا مهرماه توليدكنندگان فولاد به خاطر واردات ميلگرد بين ۵۰ تا ۷۰ هزار تومان متضرر در هر تن شدند.
همچنين واردات بى رويه مواد اوليه و افزايش قيمت مواد وارداتى از اوكراين، چين و روسيه باعث شد تا توليدكنندگان به ناچار قيمت محصولات خود را بالا ببرند. قيمت مواد اوليه تقريباً ۵۰ درصد رشد كرد و قيمت شمش از ۵۰۰ تا ۷۵۰ دلار در نوسان بود و به تبع آن قيمت محصولات نهايى نيز بالا رفت. از سوى ديگر هزينه هاى حمل و نقل داخلى نيز بالا رفت و تقريباً ۲ برابر شد. هزينه حمل از بندر آستارا خان تا بندر انزلى كه ۲۰ دلار در هر تن بود به ۴۵ دلار افزايش يافت. البته بخشى ازاين افزايش هزينه ها به دليل گران بودن هزينه انرژى در دنيا است. اما هزينه حمل و نقل در مسافت هاى طولانى گرانتر شده است. اميدواريم كه دولت قفل هاى بانك ها را باز و برق ما را تأمين كند تا توليد خوبى داشته باشيم.
اما مسئله تأمين برق براى توليدكنندگان هنوز يكى از اساسى ترين مشكلات است كه در سال گذشته هم به طور جدى مسئله ساز بود.





|   شناسنامه   |   آرشيو   |