دكتر اكبر ولى زاده / استاد دانشگاه
«بازى بزرگ»، اصطلاحى است كه در قرن نوزدهم با رمان « كيم» نوشته روديارد كيپلينگ(۱) به سر زبان ها افتاد و به رقابت قدرت هاى بزرگ براى دستيابى به حوزه نفوذ اطلاق مى شد كه بسيارى از جنبه هاى آن به آنچه در دنياى امروز ما مى گذرد، مى ماند و اينك اين بازى بزرگ در منطقه اى از جغرافياى جهان به نام آسياى مركزى و در كنار بيضى استراتژيك انرژى جهان به اوج هيجان خود رسيده است.شاكله اين بازى هم بر ستون هايى از انرژى و رقابت براى كسب «طلاى سياه» و «طلاى خاكسترى» با بيرق نمادين مقاومت در مقابل رخنه غرب استوار گرديده است.در يك جبهه قدرت هاى بزرگ غربى تلاش دارند تا منطقه اوراسيا، بويژه آسياى مركزى را به بندرگاه ژئواستراتژيك خود وصل كنند و در جبهه ديگر قدرتمندان و صاحبان زرادخانه هاى هسته اى شرق تلاش دارند تا اين گلوگاه استراتژيك را از حيطه تصرف و نفوذ غرب به در آورند و همچنان آن را شرقى و در حوزه حياط خلوت خود نگه دارند. البته اين بار اين هدف را در قالب سازمان و ساختارى منسجم و اثر گذار دنبال مى كنند؛ سازمان شانگهاى /
در زبان چينى جايگاه كلمات در جمله، بيش از خود آنان تعيين كننده معانيشان است و همين اصل دقيقاً در رابطه با سازمان شانگهاى و اهداف آن نيز صادق است.اگر چه شانگهاى با رويكردى به ظاهر اقتصادى پا به عرصه گذاشت اما حضور چين و روسيه در ادامه ژئوپولتيك طبيعى مرز جغرافيايى خود مى تواند معانى غير از كاركردهاى اقتصادى براى شانگهاى داشته باشد.با اين حال اين نكته نبايد فراموش شود كه محور اقدامات و تصميمات و حتى فعال شدن سازمان شانگهاى را بايد از منظر چين ديد نه روسيه، تحرك چين و اهداف تعريف شده اين كشور عامل تحرك سازمان شانگهاى است و خواهد بود.براساس برآورد بسيارى از مؤسسات تحقيقاتى جهان، چالش چين و آمريكا از سال ۲۰۱۰ به بعد در عرصه اقتصادى و حتى سياسى بسيار جدى خواهد شد و توجه چين به شانگهاى و كارآمد كردن اين سازمان از همين نگرانى و رقابت آتى نشأت مى گيرد.به اين ترتيب چين بازيگر اصلى اين سازمان محسوب مى شود نه روسيه.اهميت اين نكته در بحث تلاش ايران براى عضويت دائم در سازمان شانگهاى بيشتر نمايان خواهد شد /
ناتوى شرقى يا اتحاديه اروپاى شرق
نزديك به يك دهه از زمان آغاز به كار سازمان همكارى هاى شانگهاى به عنوان سازمانى گمنام مى گذرد.از آن زمان تا كنون اين سازمان به تدريج توانسته است توجهات زيادى را به سوى خود جلب كند، به طورى كه افزون بر افزايش قدرت و نفوذ اقتصادى روسيه و چين به عنوان اصلى ترين اعضاى سازمان همكارى هاى شانگهاى، مسائل سياسى ديگرى نيز وجود دارد كه ارتقاى وجهه و وزن جهانى اين سازمان را سبب شده است.توجه به اين مسائل تاحدى بوده است كه برخى گفته اند شانگهاى در حال تبديل شدن به «ناتوى شرق» است.(۲) به نظر مى رسد كه سازمان شانگهاى در تلاش است تا به عنوان سازمانى فراتر از اهداف اقتصادى و ميانجيگر در ميان كشورهاى عضو، عرض اندام كند.در حال حاضر ۳۵ ميليون كيلومتر مربع وسعت جغرافيايى و دو و نيم ميليارد نفر از مردم دنيا تحت پوشش اين سازمان است.جمعيت كشورهاى عضو سازمان همكارى شانگهاى هم اكنون حدود ۲۳ درصد جمعيت جهان را تشكيل مى دهند كه اگر جمعيت كشورهاى ناظر را هم بر آن بيفزاييم، اين رقم به ۴۴ درصد خواهد رسيد.كشورهاى عضو ۱۰/۵ درصد از ارتش جهان و همراه با ناظران ۱۷/۵ درصد از ارتش جهان را تشكيل مى دهند.۴ ميليون نفر نيروى نظامى در اختيار دارد و ۵۰ درصد ذخاير گازى جهان را به خود اختصاص داده است.تا همين اواخر كشورهاى غربى در خواب بودند و نگرانى از سازمان همكارى هاى شانگهاى نداشتند و دلايل آنها معقول بود.اين سازمان نخستين بار در سال ۱۹۹۶ تأسيس شد و شامل چين، روسيه، قزاقستان، قرقيزستان و تاجيكستان بود.اين گروه بيشتر به منظور حل اختلافات مرزى و حل مشكلات گروه هاى اقليت و افراط گرا مثل اويغورها در چين تشكيل شده بود اما اين سازمان خيلى سريع تغيير كرد.سه سال بعد پنج كشور تصميم گرفتند تا مبارزه با تروريسم را دستور كار خود قرار دهند و دليل آنها معنا داشت چرا كه مقدمه خودنمايى در عرصه سياسى و امنيتى تلقى مى شد و اين تعاملات و دايره وظايف و نقش آفرينى بويژه در صحنه بين المللى آنقدر گسترش يافت كه امروزه به تعبير برخى مى توان گفت شانگهاى به عنوان عامل متوازن كننده هژمونى يكجانبه گرايى آمريكا در جهان عمل مى كند.حوادث ۱۱ سپتامبر سرآغاز هويت بخشى و قدرت نمايى جديد سازمان شانگهاى تلقى مى شود.قدرت نمايى و زور آزمايى ايالات متحده آمريكا جان تازه اى آن هم به واسطه ترس و بدبينى از اقدامات و نيات واشنگتن در كالبد بازيگران منطقه بخشيد.ايالات متحده با رضايت روسيه اى تضعيف شده پايگاه هايى را در قرقيزستان و ازبكستان برپا كرده و قول داده بود كه به مجرد آنكه خطر اسلام گرايى ريشه كن شود از آن جا بيرون برود.لوتز كلومن خبرنگار پيشين جنگ عقيده دارد كه «بوش از اين اردو كشى عظيم در آسياى مركزى بهره جسته است تا كار پيروزى عليه روسيه در جنگ سرد را تمام كند، جلوى نفوذ چين را بگيرد و گره خفه كننده اى بر گردن ايران بيفكند.»(۳) اما بازى شكل ديگرى به خود گرفت و علت آن هم پروژه انقلاب هاى رنگين در منطقه بود كه هراس و واهمه به جان بازيگران و اعضاى روسى شانگهاى انداخت. واشنگتن نقش سرنوشت سازى را در «انقلاب هاى رنگين» گرجستان (۲۰۰۳)، اوكراين (۲۰۰۴) و قرقيزستان (۲۰۰۵) بازى كرده كه هر كدام ناكامى و شكست سهمگينى براى مسكو در مراحل اوليه به بار آورد.برخى از خودكامگان منطقه كه از واژگونى پياپى حكومت ها به هراس افتاده بودند از ايالات متحده روى گرداندند و خود را به روسيه و چين نزديك ساختند.به تدريج از زمانى كه پكن خود را وارد امور آسياى مركزى كرد و اروپا در پى جنگ گاز ميان روسيه و اوكراين در ژانويه ۲۰۰۶ طرح هاى دست اندازى خود به «طلاى خاكسترى» درياى خزر را شتاب بخشيد، در واقع بازى پيچيده تر شده است.نفت، امنيت، جنگ نفوذ و نبرد عقيدتى: بايد در همه اين زمينه ها قمار كرد تا بتوان از معركه «بازى بزرگ» سر به سلامت در برد.شانگهاى در حالى چتر نفوذ خود را در آسياى مركزى گشود كه كشورهاى اين منطقه به بالاترين درجه نااميدى از وعده هاى آمريكا رسيده بودند.دست كم در دو پايتخت بيشكك و تاشكند كه شانگهاى آنها را مركز استقرار خود قرار داده است اين نارضايتى با صداى رسا بيان شد.در رشد سريع و شتابان سازمان شانگهاى و تبديل آن از يك بازيگر اقتصادى به نهادى امنيتى نبايد يك فاكتور را از نظر دور داشت و آن نقش كارگردانان روسى است.از نگاه روس ها مداخله خشونت بار واشنگتن در اوضاع سياسى كشورهاى آسياى مركزى از افغانستان گرفته تا قرقيزستان و ازبكستان و پروژه ۶ ساله اى كه بوش با عنوان دموكراسى سازى به كار بست به ايجاد بى نظمى در اين مناطق منجر گرديده و دامنه تهديد و بى ثباتى به سرحدات روسيه و چين گسترش يافته است.در چنين شرايطى روس ها براى سازمان همكارى شانگهاى وظيفه اى مهم تر از دفع نفوذ آمريكا نمى بينند.سال هاى اخير، مؤثرترين سال از نظر توسعه سازمان همكارى شانگهاى بوده است.اين سازمان به ويژه در اجلاس آستانه تقويت شد كه رهبران شش كشور طى بيانيه تقريباً جنجال برانگيزى خواهان خروج پايگاه هاى نظامى آمريكا از آسياى مركزى شدند. اجلاس گذشته را مى توان مبدأ رويارويى واقعى بين سازمان همكارى شانگهاى و آمريكا دانست.طرفين طى يك سال گذشته در مسير رويارويى پيشروى خوبى كردند.از يكسو، ازبكستان با اتكا بر تصميم سازمان همكارى شانگهاى آمريكا را از پايگاه نيروى هوايى «قارشى-خان آباد» بيرون كرد.از سوى ديگر، واشنگتن با بذل تلاش فراوان مقامات قرقيزستان را متقاعد كرد كه اجازه بدهند پايگاه آمريكايى در فرودگاه بيشكك «ماناس» باقى بماند. آنچه در هفتمين اجلاس شانگهاى رخ داد يك رويداد نو با خصلت غافلگيرى است.شايد هيچ كدام از تئوريسين هاى ناتو پيش بينى نكرده بودند كه خواسته دو حريف شرقى شان براى تغيير ترتيبات امنيتى آسياى مركزى عاقبت از آستين يك نهاد اقتصادى چون شانگهاى بيرون آيد.
اداره سازمان شانگهاى اكنون به دست بالاترين مقام هاى امنيتى كشورهاى عضو افتاده است.اين نكته را مى شد از صف طولانى چهره هاى سياسى - امنيتى كه همراه جين تائو، پوتين و احمدى نژاد در بيشكك حاضر شده بودند دريافت.حتى اگر رزمايش جنجالى ارتش هاى روسيه و چين در ارتفاعات اورال به عنوان نخستين نمايش قدرت نظامى شانگهاى برگزار نمى شد، توافق ها و تصميم هاى لابى هاى اجلاس به وضوح روشن كننده خط سير اين سازمان بود.همه آنچه به عنوان توافق هاى اعضاى شوراى امنيت كشورهاى عضو منتشر شده معطوف به حساس ترين موضوعات امنيتى غرب است .از بحران افغانستان كه سران شانگهاى در دستور كار قرارداده اند تا موضوع تروريسم جملگى همان چيزى است كه اركان استراتژى امروز ناتو و آمريكا به حساب مى آمد.(۴)
شانگهاى؛ راهى به سوى اوپك گازى
بى ترديد انرژى بويژه گاز مهمترين زمينه براى همكارى و توسعه شانگهاى از منظر اقتصادى محسوب مى شود .اعلاميه «ولاديمير پوتين» در ديدار سران سازمان همكارى هاى شانگهاى در مورد ايجاد باشگاه انرژى در چارچوب سازمان به همين منظور صادر شد.(۵)غرب دوباره درباره تهديد ايجاد «اوپك» جديد در شرق (در وهله اول اوپك گازى) ابراز نگرانى كرد.البته اساسى هم براى اين موضوع وجود دارد.از نظر منابع نفتى كشورهاى سازمان همكارى هاى شانگ هاى تعيين كننده نيستند حتى با در نظر گرفتن ايران اين شاخص بيش از ۲۰ درصد از منابع كل جهان را تشكيل نمى دهند.اما در مورد گاز اوضاع به گونه ديگرى است: منابع گازى روسيه و كشورهاى آسياى مركزى به علاوه ايران بيش از ۵۰ درصد از منابع گاز طبيعى كشف شده در جهان را تشكيل مى دهند.پيشنهاد ايران به روسيه هم در مورد تعيين مشترك قيمت گاز و جريان هاى اصلى صادراتى آن همانند روغنى بر آتش بود.بدين ترتيب كشورهاى صادركننده نفت و گاز در سازمان همكاريهاى شانگهاى مانند رقيبى در بازار مساعد چين و ديگر كشورهاى در حال رشد آسياى شرقى و جنوبى نسبت به يكديگر مى مانند.براى همين خاطر براى هماهنگى عملكرد ميان آنها در چارچوب سازمان همكارى هاى شانگهاى نياز به باشگاه انرژى كه رئيس جمهور روسيه آن را پيشنهاد كرد، مى باشد.تفاوت فاحش آن با اوپك در اين خلاصه مى شود كه در تركيب باشگاه نه تنها كشورهاى استخراج كننده نفت و گاز منطقه، بلكه مصرف كنندگان عمده آن مانند چين، هند و پاكستان حضور خواهند داشت.
كشورهاى عضو سازمان همكارى هاى شانگهاى به خاطر اختلافاتى كه در منابع انرژى دارند احتمالاً بيشتر آماده ايجاد مركز هماهنگ كننده اى مى باشند تا كارتلى كه بر توان سياسى كشورهاى استخراج كننده اتكا مى كند.چنين مركز همكارى هاى انرژى در صورت اجراى موفقيت آميز اهداف آن مى تواند نمونه اى براى در نظر گرفتن منافع متقابل كشورهاى صادركننده نفت و گاز و كشورهاى وارد كننده باشد.
اهميت شانگهاى براى چين ، روسيه و ايران
هرچند سازمان شانگهاى با هدف تأمين امنيت منطقه و تعامل سياسى تشكيل شد اما در طول زمان مؤلفه هاى اوليه آن دگرگونى هاى بسيار پيدا كرد كه در شرايط كنونى حضور اين سازمان منطقه اى با قابليت حضور بين المللى از چند منظر براى اعضا حائز اهميت مى باشد.اهميت سازمان شانگهاى براى سه كشور مهم عضو ايران، روسيه و چين را با توجه به كاركرد ها و كارويژه هاى آن مى توان چنين بر شمرد :
1.همگرايى راهبردى روسيه و چين سياست گريز ناپذيرى است كه اين دو كشور از دهه ۱۹۹۰ براى تعديل قدرت هژمونيك آمريكا، ممانعت از
تك قطبى شدن نظام بين الملل و ايجاد توازن در نظام جهانى اتخاذ كرده اند.آنها در قالب گسترش فعاليت هاى سازمان شانگهاى تلاش دارند تا ظرفيت هاى مشترك خويش را توسعه دهند و با تجميع توان خويش به مشاركت هاى منطقه اى و سپس ايفاى نقش جهانى بپردازند.
2.در كنار دو قدرت فوق الذكر جمهورى اسلامى ايران نيز در صدد است تا با تقويت و درهم تنيدن بيشتر سياست هاى اقتصادى و بين المللى خويش با دو قدرت يادشده و در قالب سازمان شانگهاى ضمن به عهده گرفتن نقش بيشتر در سازمان هاى منطقه اى از نفوذ چين و روسيه براى تأمين منافع خود حداكثر استفاده را به عمل آورد /
3.حضور دو قطب بزرگ اقتصادى و سياسى چين و روسيه كه با همكارى هند و ايران قطب بزرگى را در منطقه تشكيل مى دهند و در عرصه بين المللى نيز مى توانند حضور مؤثرى يابند.مشاركت منطقه اى براى مبارزه با پديده هاى تروريسم و مواد مخدر كه امنيت منطقه را به خطر انداخته است.در همين راستا تقويت روابط نظامى و حتى برگزارى مانورهاى مشترك مى تواند راهكارى مناسب براى تحقق اين مهم باشد كه برگزارى اين مانور در دستور كار قرار گرفته و بعد از مانور مشترك ۲۰۰۷ روسيه و چين دومين مانور با حضور كشورهاى بيشترى امسال برگزار مى شود /
|
|
|
4.ايجاد قطبى قدرتمند در برابر سياست هاى آمريكا و غرب كه از مداخلات آنها جلوگيرى مى كند.اگر چه كشورهاى آسياى ميانه در سال هاى گذشته به دلايلى گرايشاتى به غرب داشته اند اما با شكل گيرى سازمان شانگهاى گرايش آنها به منطقه بيشتر شده است.اين امر سبب شده تا آمريكا و اروپا از تشكيل و توسعه اين سازمان ابراز نگرانى كرده و آن را مانع خود ارزيابى كنند.ترس غرب از همكارى هاى گسترده بين روسيه و چين كه اوج آن در پيمان شانگهاى و درخواست كشورهاى عضو اين سازمان از آمريكا براى برچيدن پايگاه هاى نظامى خود از آسياى مركزى متجلى شد، نشان از اين امر دارد كه نزديكى اين دو بازيگر و رقيب به يكديگر كه نشأت گرفته از گسترش مرزهاى امنيتى و منافع ملى آن دو مى باشد بسيارى از حوزه هاى منافع ملى غرب را تهديد خواهد كرد.در همين حال آنها شانگهاى را به دليل ماهيت امنيتى و نظامى، نهادى موازى با ناتو كه در آينده امنيت نظامى جهان را تهديد خواهد كرد، مى شناسند.
5.از نكات بارز اين سازمان، حضور سه تمدن بودايى، ارتدوكس و اسلامى در زير يك پرچم همگرايى مى باشد.اين پيمان از معدود سازمان هايى است كه حوزه تمدنى انگلوساكسونى را در خود جاى نداده و مى تواند خالق نظام هويتى مستقل و غير غربى باشد و در مقابله فرهنگى با غرب كه مشكلات بسيارى براى اين كشورها و منطقه ايجاد كرده نقش بسيار مؤثرى ايفا كند.
حضور ايران در اجلاس سران شانگهاى
حضور آقاى احمدى نژاد، رئيس جمهور ايران در نشست شانگهاى به منزله تأكيد بيش از گذشته بر نقش و جايگاه متقابل اين سازمان و ايران است.هر چند كه ايران همچنان به عنوان عضو ناظر در اين نشست حضور داشت اما همين حضور را مى توان نقطه عطفى در سياست خارجى تهران دانست كه در صورت توسعه مى تواند بر اهميت جايگاه ايران در معاملات جهانى تأكيد كند.از اهداف ديگر ايران در زمينه همكارى با سازمان شانگهاى، توسعه
همه جانبه در عرصه داخلى و بين المللى است.همكارى در زمينه هاى انرژى، حمل و نقل، فناورى و تبادل اطلاعات ميان كشورهاى منطقه بويژه قدرت هاى بزرگ چين، روسيه و هند مى تواند تا حدود زيادى تأمين كننده اين هدف باشد.
علاوه بر اين موارد ايران به عنوان كشورى اسلامى از يك سو و قرار داشتن در خاور ميانه از سوى ديگر مى تواند نقش ارزنده اى در توسعه و تحقق اهداف سازمان شانگهاى در جهان اسلام به ويژه خاورميانه ايفا نمايد.با عنايت به اينكه بسيارى از اعضا بويژه چين، هند و روسيه براى تأمين انرژى نيازمند كشورهاى اسلامى و عربى مى باشند، روابط خوب ايران با اين كشورها مى تواند نقش تعيين كننده اى در روابط آن ها با اعضاى شانگهاى داشته باشد كه در تأمين انرژى و اهداف اقتصادى آنها بسيار مؤثر خواهد بود.
به عقيده بسيارى سازمان همكارى شانگهاى نمودار «كمر بند نجات سياست ايران در آسياى ميانه است.تهران بدين وسيله مى تواند رشته هاى پيوندى با آسيا و مشخصاً با چين به وجود آورد و در زور آزمايى با ايالات متحده پرتوان تر به ميدان آيد.» (۶)
پذيرفته شدن ايران به همراه هند و پاكستان به عنوان اعضاى ناظر سازمان همكارى شانگهاى مى تواند نقطه عزيمت مهمى تلقى شود.اگر توجه داشته باشيم كه منطقه آسياى مركزى كه در همسايگى ايران قرار دارد، موضوع اهميت بيشترى مى يابد.بحران هاى هويت و قوميت در اين كشورها كه مطمئناً آثار نامطلوبى بر منافع حياتى جمهورى اسلامى خواهد داشت به علاوه مشكلات لاينحلى مانند رژيم حقوقى درياى خزر كه ضرورت حل و فصل سريع تر آن كاملاً احساس مى گردد بر فوريت و ضرورت سياست همكارى سازنده جمهورى اسلامى مى افزايد.
علاوه بر اين حضور دو قدرت مهم منطقه اى و فرامنطقه اى - روسيه و چين مى تواند اهرم هاى مهمى در عرصه سياستگذارى خارجى در اختيار دولتمردان ايرانى قرار دهد.بنابراين بنابه ملاحظات فوق مى توان به اهميت ورود به همكارى هاى نهادينه با كشورهاى منطقه اى و همچنين قدرت هاى منطقه اى و فرامنطقه اى پى برد درعين حال اين امر مستلزم رفع بسيارى از مشكلات فرا روى همكارى اعضاست.
ايران و تلاش براى عضويت دائم در شانگهاى
ايران از سال ۲۰۰۴ تقاضاى عضويت در سازمان همكارى شانگهاى را داشت و نهايتاً در ۲۰۰۵ با عضويت ناظر ايران موافقت شد اما براى عضويت كامل تاكنون مخالفان سرسختى را پيش رو دارد.هرچند پذيرش اعضاى جديد مزاياى فراوانى براى سازمان دارد و آن را از نهاد بسته و محدود به يك نهاد چند جانبه و باز با قابليت تأثيرگذارى بر تحولات منطقه اى و جهانى تبديل مى كند اما مقاومت ها در پذيرش اعضاى جديد، جدى است.روسيه مخالف اين كار نيست و در اجلاس سال گذشته سران در شانگهاى براى پذيرش تهران تلاش كرده بود ولى در آخرين لحظه چين موافقت نكرد و اين همان موضوع اول بحث است كه محور اقدامات و تصميمات و حتى فعال شدن سازمان شانگهاى را بايد از منظر چين ديد نه روسيه. رهبر چين در جريان ديدار سرگئى لاوروف از پكن توضيح داد كه نمى خواهد روابط چين با غرب را به اين شدت تيره كند.با اين حال محمود احمدى نژاد رئيس جمهور ايران به شانگهاى سفر كرد و با استقبال باشكوهى روبرو شد ولى ايران به هدف اصلى براى عضويت دائم نرسيد.بعداً مسكو هم نسبت به انديشه پذيرش ايران به عضويت سازمان سرد شد ولى اكنون به خاطر تشديد روابط با واشنگتن، اين انديشه دوباره مورد توجه قرار گرفته است.
جمهورى اسلامى ايران با واقع شدن در منطقه حساسى از جهان و قرار داشتن در شاهراه ارتباطى كشورهاى اروپايى- آسيايى داراى پتانسيل بالايى مى باشد و با بهره گيرى درست از امكانات خود مى تواند نقش برجسته اى در اين منطقه ايفا نمايد.اهميت تلاش ايران براى ورود به شانگهاى از يك منظر ديگر هم قابل توجه است .با دقت در محيط پيرامون ايران متوجه مى شويم كه بخشى از همسايگان ما در ساختارهاى مختلفى مشاركت نموده و به همكارى هاى جمعى مشغول هستند، مانند شوراى همكارى
خليج فارس، كشورهاى عضو اتحاد عرب، سارك، كشورهاى ترك زبان، سازمان كشورهاى مستقل مشترك المنافع، سازمان امنيت دست جمعى، سازمان همكارى شانگهاى و./.مجريان اين نهاد ها حدود جغرافيايى برنامه هاى خود را تا مرزهاى ايران متوقف مى كنند.طبعاً اين وضعيت در بلند مدت به سود منافع ملى ايران نيست و موجبات جدايى كشور ما را از اين ساختارها فراهم مى سازد.در اين راستا حضور مقامات ايران در اجلاس شانگهاى و تلاش ايران براى عضويت دائم در اين سازمان معناى خاص خود را پيدا مى كند.
الف : منافع عضويت ايران
سازمان همكارى شانگهاى با هدف افزايش ضريب امنيتى كشورهاى عضو از رهگذر همكارى در زمينه هاى تروريسم، مواد مخدر، جنايت هاى سازمان يافته، توسعه مبادلات بازرگانى، تقويت روابط دوستانه ميان كشورهاى عضو و با توجه به اصل احترام به حاكميت دولت ها شكل گرفته است.علاوه بر آن يكى از اهداف ضمنى اين سازمان مقابله با گسترش نفوذ ايالات متحده آمريكا مى باشد كه جمهورى اسلامى ايران نيز به آن علاقه مند است.بنابراين به نظر مى رسد :
1.عضويت در سازمان همكارى شانگهاى با هدف كاهش حجم تهديدهاى منطقه اى ومشاركت در همكارى هاى منطقه اى در زمينه هاى امنيتى در جهت منافع ملى و افزايش قدرت چانه زنى جمهورى اسلامى ايران خواهد بود.
2.علاوه بر آن سازمان شانگهاى با حضور دو قدرت بزرگ چين و روسيه كه از كشورهاى بزرگ و مهم تأثير گذار در شوراى امنيت سازمان ملل متحد هستند و در راستاى ايجاد نظام چند قطبى بين المللى و گسترش فعاليت هاى اقتصادى، سياسى و فرهنگى حركت مى كنند مى تواند زمينه اى براى حضور مؤثرتر جمهورى اسلامى ايران در عرصه هاى منطقه اى و بين المللى باشد.
3. با توجه به اينكه بخشى از حوزه امنيت پيرامون ايران در مناطق شمالى به لحاظ موقعيت جغرافيايى با امنيت آسياى مركزى گره خورده است، سازمان شانگهاى مى تواند بهترين و منطبق ترين نهاد منطقه اى سازگار با منافع ملى جمهورى اسلامى ايران باشد.
4.ضمن اينكه جمهورى اسلامى ايران با عضويت در اين سازمان خواهد توانست اهميت ژئوپوليتيك و ژئواستراتژيك خود را بيش از گذشته ارتقا دهد.زيرا ايران قادر است كه فرصت هاى مطلوبى در خصوص ترانزيت كالا و انرژى به سوى خليج فارس و خاورميانه فراهم كند و اين سازمان منطقه اى را با منطقه استراتژيك خليج فارس همسايه كند.
5.همكارى هدفمند با سازمان شانگهاى مى تواند فرصت هايى در حوزه هاى دفاعى- امنيتى به همراه داشته باشد و ضمن افزايش قدرت چانه زنى جمهورى اسلامى ايران در ديپلماسى هسته اى، عمق استراتژيك جمهورى اسلامى ايران را نيز در ترتيبات امنيتى خاورميانه تقويت كند و از طرف ديگر جنگ روانى- رسانه اى ايالات متحده به منظور منزوى كردن ايران و مشروعيت بخشى به تداوم تصويب قطعنامه هاى زنجيره اى - ضد ايرانى- را تضعيف نمايد.
ب : چالش ها و تهديد ها
برخى چالش ها و موانع موجود در مسير همكارى ايران با سازمان شانگهاى قابل توجه است.موارد آسيب زا مانند نقاط مبهم اساسنامه سازمان، ديدگاه سازمان در مورد گروه هاى افراطى و تروريست و امثال اينها وجود دارد.مهمترين مانع موضوع اسلام و بنيادگرايى اسلامى در منطقه و اتهامات پيرامون حمايت ايران از حركت ها و جنبش هاى اسلامى جهان است.اكثر كشورهاى عضو شانگهاى با چالش گروه هاى اسلامگراى تجزيه طلب مواجه اند.هرچند نداشتن مرز مشترك مانعى براى ورود ايران به اين سازمان به عنوان عضو دائم مى شود، اما با توجه به روند عضويت افعانستان در اين سازمان امكان جغرافيايى آن نيز براى ايران مهيا خواهد شد.عضويت ايران به واسطه نقش آفرينى در هر دوعرصه براى اعضاى شانگهاى اهميت دارد.يكى نقش ثبات دهنده ايران در آسياى مركزى به دليل نفوذ سياسى و فرهنگى مؤثر و دوم نقش اقتصادى ايران در عرصه حمل و نقل، ارتباطات و انرژى.
از سوى ديگر پرونده هسته اى ايران عضويت ايران در اين سازمان را
تحت الشعاع قرار داده است، اما تعامل بيشتر ايران با اعضاى سازمان شانگهاى مى تواند در اجرايى شدن عضويت ايران در اين سازمان و مقابله با غرب مؤثر باشد.مسكو مدت زيادى است كه از پاسخ مستقيم به پرسش امكان پيوستن ايران به سازمان همكارى هاى شانگهاى طفره مى رود.اما سرانجام پكن توانست مسكو را قانع كند كه بر پيوستن ايران به اين سازمان اصرار نورزد .چنين اقدام غير منتظره اى با تصور كلى همه از خط مشى ديپلماتيك چين كه عجله اى براى گرفتن هر تصميمى در ارتباط مسئله ايران را ندارد، مغايرت دارد.در هر حال ايران در نشست هاى قبلى اين سازمان به عنوان ناظر حضور داشته و سؤال مطرح اين است كه آيا ايران از سطح نظارت به عضويت كامل در اين سازمان ارتقا پيدا خواهد كرد.يا خير ؟ برخلاف چينى ها، روس ها نشانه هاى اميدوار كننده اى در اين باره از خود بروز داده اند. آنچه مسلم است ايران زمينه هاى خوبى براى همكارى با شانگهاى دارد و عضويت در آن با سياست اصولى ايران در افزايش همكارى با همسايگان و سازمان هاى اقتصادى منطقه اى و بين المللى همخوانى دارد.از نظر سياست هاى كلى منطقه اى و بين المللى نوعى نزديكى و اشتراك مواضع بين ايران و اين سازمان ديده مى شود و ايران از نظر انرژى منبع مطمئنى براى چين محسوب مى شود.اما با توجه به تلاش آمريكا براى انزوا و برخورد احتمالى با ايران اين مسئله تأثير منفى بر عضويت ايران در شانگهاى مى گذارد.
براساس شواهد موجود و روند فعاليت و عضو گيرى اين سازمان به نظر مى رسد شانگهاى به مرور قدرت خواهد گرفت و به عنوان يك سازمان منطقه اى تأثير گذار مطرح خواهدشد.
برخلاف ساير سازمان ها و قراردادهاى منعقد شده در منطقه سازمان شانگهاى براساس يك نياز جدى شكل گرفته است و همين نياز چشم انداز مثبت و كارآمدى را پيش روى سازمان قرار مى دهد.غرب علاقه مندى چين و روسيه را براى عضويت ايران در شانگهاى از منظر مادى آن برجسته مى نمايند و منافع ملى پكن و مسكو را مهمترين انگيزه اين عمل مى دانند و عضويت ايران را سرپناهى براى تهران تلقى مى كنند تا از زير فشار غرب عليه فعاليت هاى هسته اى خود بكاهد.
با اتخاذ اين رويكرد آمريكا تلاش مى كند تا با هشدار به ايران از پيوستن به اين سازمان مأيوس نمايند.اما ايران رهبر منطقه اى و از صادركنندگان مهم انرژى به جهان از جمله به چين است.لذا عضويت كامل ايران در سازمان همكارى شانگهاى به هيچ وجه به اوضاع كنونى ربطى ندارد.اگرچه شركت ايران در سازمان همكارى هاى شانگهاى را مى توان از يك منظر ديگر هم تفسير كرد و آن تلاش مسكو براى حل مسئله ايران از طريق ديپلماتيك است كه بهانه ديگرى براى بحث با واشنگتن به مسكو مى دهد.
تجربه چند سال اخير به خوبى گوياى آن است كه اعضا مؤثر سازمان شانگهاى در مسير رشد و پويايى بيشتراين سازمان در حال برنامه ريزى و حركت هستند و بى ترديد تجميع اين قطب هاى اقتصادى نظامى و انرژى در زير يك سقف همكارى، مى تواند قدرت چانه زنى سازمان شانگهاى را در رقابت هاى سياسى و اقتصادى جهان افزايش دهد و ايران هم به عنوان يك قطب انرژى موثر و مهم در اين مجموعه مى تواند علاوه بر بهره مندى هاى ملى، به تسريع و تعميق نقش و جايگاه سازمان شانگهاى در عرصه جهان كمك شايان توجهى نمايد.