سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ -
Tue, Mar 18, 2008
پايدارى (۲)
ويژه نامه نوروز ۱۳۸۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
سياسى (۱)
سياسى (۲)
سياسى (۳)
سياسى (۴)
سياسى (۵)
سياسى (۶)
سياسى (۷)
سياسى (۸)
سياسى (۹)
سياست۱
بين الملل (۱)
بين الملل (۲)
بين الملل (۳)
بين الملل (۴)
حوادث۱
حوادث۲
حوادث۳
اجتماعى (۱)
اجتماعى (۲)
اجتماعى (۳)
اقتصادى (۱)
اقتصادى (۲)
اقتصادى (۳)
اقتصادى (۴)
اقتصادى (۵)
اقتصادى (۶)
هنرى (۱)
هنرى (۲)
هنرى (۳)
هنرى (۴)
هنرى (۵)
پايدارى (۱)
پايدارى (۲)
فرهنگ و انديشه (۱)
فرهنگ و انديشه (۲)
فرهنگ و انديشه (۳)
فرهنگ و انديشه (۴)
تاريخى (۱)
تاريخى (۲)
تاريخى (۳)
ورزشى (۱)
ورزشى (۲)
قاب عكس۱
ورزشى (۳)
ورزشى (۴)
ورزشى (۵)
ورزشى (۶)
انقلاب و جنگ؛ تغيير و تداوم در معادلات استراتژيك
انقلاب و جنگ؛ تغيير و تداوم در معادلات استراتژيك
انقلاب و جنگ
محمد دروديان

با گذشت نزديك به سه دهه از زمان پيروزى انقلاب اسلامى و آغاز جنگ تحميلى، اين پرسش وجود دارد كه انقلاب و جنگ چه تأثيرى در تغيير معادلات استراتژيك در سطح منطقه داشته است؟
پاسخ به اين پرسش علاوه بر اين كه ماهيت و سطح تحولات حاصل از انقلاب و جنگ را روشن خواهد كرد، بخشى از ريشه ها و علل تحولات و تغييرات در سطح منطقه را نيز تبيين مى كند. در هر صورت پاسخ به اين پرسش مستلزم بررسى تغيير و تحولات در چهار زمينه است:
1- موازنه حاكم بر منطقه در چارچوب استراتژى منطقه اى آمريكا و مناسبات آمريكا و شوروى در دوران جنگ سرد و سيستم امنيتى حاكم بر منطقه با سقوط شاه تغيير كرد. آمريكا متكى بر عراق و براى مهار ايران انقلابى، دهه ۸۰ ميلادى را پشت سر نهاد و تدريجاً حضور نيروهاى آمريكا در منطقه افزايش يافت و در دهه ۹۰ صدام تهديد اصلى براى آمريكا ارزيابى شد و روند كنونى تداوم وضعيت پيشين است.
2- انرژى جديدى در سطح منطقه و متأثر از انقلاب دينى و مردمى به نام «اسلام سياسى» براى مقابله با آمريكا و رژيم هاى سياسى در منطقه با هدف تشكيل حكومت اسلامى، آزاد شد. مقاومت حزب الله لبنان و انتفاضه متأثر از همين روند است. آمريكا براى مقابله با تأثيرات انقلاب اسلامى، جريانات موجود در منطقه و حتى برخى كشورهاى خارج از منطقه را به سمت جهاد با كمونيزم در افغانستان هدايت كرد كه فرآيند آن «اسلام طالبانى» در افغانستان و تداوم وضعيت كنونى مى باشد.
3- گرچه پيوستگى ميان موضوعات و مسائل دو حوزه جغرافيايى خليج فارس و خاورميانه عربى پيش از اين با تحريم نفتى توسط اعراب در ۱۹۷۳ بوجود آمد ولى انقلاب اسلامى و تأثيرات آن بر تغيير موازنه به سود اعراب عليه اسرائيل و شكل گيرى مقاومت حزب الله لبنان در منطقه و ماهيت انتفاضه، در مجموع دامنه و عمق پيوستگى پيشين را افزايش داده است و همين امر مديريت بحران و تصميم گيرى آمريكا را دشوار ساخته است، چنانكه در تصميم گيرى براى حمله به عراق اين موضوع به يكى از ملاحظات اساسى آمريكا تبديل شد.
4- تجربه آمريكا در جنگ ويتنام منجر به طراحى سيستم امنيتى در منطقه خليج فارس براى تأمين منافع آمريكا با تكيه بر نيرو و امكانات كشورهاى منطقه بود. تأثير ات انقلاب و جنگ و تحولات پس از جنگ ايران و عراق بويژه حمله عراق به كويت دامنه حضور آمريكا را در منطقه روز به روز افزايش داد. حضور آمريكا در عربستان يكى از عوامل مؤثر در واكنش سازمان القاعده و بن لادن و انفجار مقر آمريكايى ها در «ظهران» بود. حمله به ناو آمريكا يى يو.اس.اس كول در سواحل يمن و برخى ديگر از درگيرى ها و تلفات و حساسيت ها متأثر از همين مسئله مى باشد.
پس از حادثه ۱۱ سپتامبر اصرار آمريكا بر اقدام نظامى عليه عراق نشان مى دهد آمريكا به دنبال اهداف وسيع ترى با هدف ساماندهى جديد منطقه و جريانات ضد آمريكا و ضداسرائيل تحت عنوان خاورميانه جديد مى باشد. بنابراين معادلاتى كه با انقلاب و جنگ تغيير كرد طى دو دهه گذشته تداوم داشته و آمريكا همچنان در برابر چالش هاى اساسى قرار دارد. ضمن اين كه موضوع كشورهايى مانند عربستان، عراق، افغانستان، پاكستان، سوريه، لبنان و فلسطين به فهرست مسائل و چالش هاى آمريكا افزوده شده است.
دستاوردها و تأثير جنگ براى تضمين امنيت جمهورى اسلامى در برابر تهديدات چيست؟ به عبارت ديگر، با توجه به اين كه چشم انداز تحولات منطقه بيانگر حداقل يك دهه بحران و بى ثباتى در محيط امنيتى جمهورى اسلامى ايران است، چگونه براساس دستاوردهاى جنگ مى توان راهبردهاى مناسب براى مقابله با تهديدات طراحى كرد؟
در يك نگاه كلى مى توان گفت جنگ حداقل منجر به ظهور سه پديده اساسى شد:
1-  اعتماد به نفس در مقابله با تهديدات و اداره كشور- مديريت در بحران و جنگ در طول هشت سال و در برابر يك جبهه وسيع و حجم گسترده اى از تهديدات داخلى و خارجى منجر به پيدايش اعتماد به نفس شد. منشأ اين اعتماد به نفس ريشه در مقاومت اوليه در برابر تجاوز عراق داشت كه تدريجاً تداوم، گسترش و تعميق يافت. بنابراين اگر مقاومت اوليه در برابر عراق نبود، سرنوشت جنگ و نظام و انقلاب دستخوش تغيير مى شد.
2- پرورش نخبگان سياسى و نظامى- جنگ يك نسل جديدى را در ميدان حادثه تربيت كرده است كه تنها در شرايط استثنايى امكان تربيت آنها وجود دارد و امكان مديريت بحران با اين نخبگان امكانپذير است. گذار از بحران بى ثباتى و خطر تجزيه ارضى و براندازى نظام متكى بر توان فكرى ومديريتى نخبگان برآمده از جنگ امكانپذير شد.
3- برخوردارى از مكتب و تفكر دفاعى جديد - در گذشته سيستم مستشارى آمريكا همانند مغز ارتش عمل مى كرد و بيرون از مجموعه ارتش بود و با انقلاب اسلامى مضمحل شد. نظر به اين كه جنگ بدون استراتژى و تفكر دفاعى قابل اداره نيست، آغاز پيروزى ها و تحولات هشت سال جنگ، بيانگر شكل گيرى تفكر جديد دفاعى است كه در صورت ارتقاى آن مى توان تهديدات كنونى را پاسخ داد. ضمن اين كه تأكيد بر مفهوم بازدارندگى در ادبيات دفاعى و سياسى كشور، حاصل تجربه جنگ است.
هم اكنون گفتمان انتقادى نسبت به جنگ در حال ايجاد تزلزل در اعتماد به نفس حاصل از جنگ و مخدوش كردن چهره نخبگان سياسى و نظامى و تفكر دفاعى حاصل از تجربه جنگ است. تداوم چنين وضعيتى دستاورد و ثمرات دفاع را از ميان خواهد برد و زمينه هاى فلج شدن اراده عمومى در برابر تهديدات و جنگ آينده را فراهم خواهد كرد.
•راوى و محقق جنگ ايران و عراق
ادبيات داستانى دفاع مقدس
بهروز شبسترى
001191.jpg
ادبيات داستانى دفاع مقدس، اينك قدمتى ۲۵ ساله يافته است. از نخستين روزهايى كه هجوم ناگهانى و ناجوانمردانه ارتش متجاوز عراق به مرزهاى كشورمان، موضوعى شگرف و شگفت انگيز به نام جنگ را وارد عرصه داستان نويسى ايران كرد، حدود ربع قرن گذشته است؛ و اين در حالى است كه با گذشت يك دوره ۲۵ ساله از پيدايش هر پديده اى - پديده هاى اجتماعى، سياسى و يا حتى ادبى، هنرى - غالباً امكانات و مقدمات لازم از براى انجام انواع تحقيقات و پژوهش هاى علمى و تخصصى در پيرامون عناصر و اجزاى پديده مورد بحث مهيا مى شود.
به اين ترتيب، در شرايط كنونى، لزوم كنكاش و موشكافى در باب زيرمجموعه هاى مختلف و متنوع ادبيات داستانى دفاع مقدس به عنوان يك پديده ادبى مهم و ارزشمند و همچنين بر رسيدن ضعف ها و قوت هاى موجود در اين شاخه از ادبيات داستان نويسى كشورمان كاملاً احساس مى شود. در حقيقت، كارشناسان و صاحبنظران كارآمدى كه در عرصه هاى گوناگون فرهنگ پايدارى مردم ايران فعاليت كرده و مى كنند، در شرايط كنونى موظف اند تا به شكل تخصصى و علمى در پيرامون آثار پديد آمده در عرصه داستان نويسى دفاع مقدس به تحقيق و پژوهش بپردازند و نتيجه و ماحصل اين تحقيقات تخصصى را به صورت مدون در اختيار ساير رهروان اين راه فرهنگى - ادبى قرار دهند.
بارى! از جمله گام هاى بلند و ارزنده اى كه مى توان در اين راه برداشت، در مرحله نخست، تدوين و انتشار آمارى جامع و دقيق در زمينه داستان نويسى جنگ است. چراكه براى مثال، جامعه ادبى كشور، حق دارد تا از نتيجه فعاليت هاى به انجام رسيده در عرصه ياد شده و نيز سطوح كمى و كيفى اين فعاليت هاى خلاقه آگاه شود. لذا، ترديدى نيست كه دست اندركاران عرصه فرهنگ، هنر و ادبيات دفاع مقدس، موظف اند تا در هر دوره زمانى مشخص و معينى - كه محدوده آن را نيز مى توان با اتكا به مؤلفه هاى رايج در جامعه شناسى هنر و ادبيات معين كرد - كارنامه جامع و كاملى از فعاليت هاى خلاقه داستان نويسان جنگ تدوين و منتشر سازند.
اما آمار يادشده را به طور عمده در دو شاخه كلى مى توان تهيه كرد:
1-  داستان هاى كوتاه؛ شامل داستان هاى كوتاه، داستان هاى كوتاه ِ كوتاه، داستان هاى مينى مال و نيز داستان هاى كوتاهِ بلند
2-  رمان ها؛ شامل رمان هاى كوتاه، رمان هاى بلند و داستان هاى بلند
طبيعى است كه ثبت عناوين منتشرشده در شاخه رمان، كار چندان دشوار و زمان برى نيست، زيرا يافتن آثارى از اين دست، نيازمند صرف اقدامات پراكنده و انجام جست و جوهاى جزء به جزء و زمان بر در ميان آثار انتشاريافته در نشريات نيست، اما ارايه هر گونه آمارى در زمينه داستان هاى كوتاه جنگ، خاصه با توجه به آثار كوتاهى كه طى اين سال ها در نشريات گونه گون كشور، از قبيل روزنامه ها، هفته نامه ها، ماهنامه ها، فصلنامه ها و گاه نامه ها و خصوصاً ويژه نامه هاى پراكنده و گهگاهى به چاپ رسيده اند، بسيار دشوار و زمان بر خواهد بود.
001200.jpg
از همين رو، به نظر مى رسد كه پيش از انجام هر اقدامى، نهادهاى اجرايى اين عرصه، مى توانند به جست وجوى يافتن طرح هاى پيشنهادى مناسبى در خصوص شيوه نامه تدوين اين آمارها باشند. به اين شكل كه مى توان از محققان و پژوهشگران خبره اين عرصه خواست تا هر يك، شيوه نامه مورد نظر خويش را ارائه دهند و آنگاه از ميان شيوه نامه هاى پيشنهادى، بهترين و كاربردى ترين شيوه نامه را برگزيد و در تدوين آمارنامه يادشده، ملاك كار قرار داد. حقيقت اين است كه به هر حال، تهيه چنين آمارهاى مهمى به شكل كلى و خاصه با توجه به وضعيت نه چندان سامان مند نشر در كشورمان، كار بسيار دشوارى است، اما چنانچه بتوان با ديدگاهى كارشناسانه و تخصصى به موضوع نگريست، آنگاه بسيارى از بخش هاى دشوار اين طرح ارزنده، خود به خود و به سادگى عملى خواهد شد.
در خاتمه، تذكار دونكته ضرورى به نظر مى رسد: نخست اينكه تاكنون يكى - دو آمارنامه به شكل مبتديانه و جسته و گريخته در خصوص موضوعات مورد بحث ارايه شده است، از جمله آمارى از داستان هاى منتشر شده با موضوع جنگ و.‎/‎/ ليكن متأسفانه هيچ يك از جزوه هاى آمارى منتشر شده، به عنوان يك كار پژوهشى و تخصصى قابل اتكا، از جامعيت و دقت لازم برخوردار نبوده اند، ضمن اينكه به لحاظ پريود زمانى نيز اين آمارها از شأن نزول تاريخى توجيه پذيرى برخوردار نيستند.
و نكته دوم، اينكه اجراى طرح فرهنگى يادشده، حتى با حداقل امكانات مالى نيز امكان پذير خواهد بود، اما به اين شرط كه كار به شكل اصولى و به وسيله كارشناسان خبره اين عرصه انجام شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |