اگر مى خواهيم تئورى بدهيم كه تهران خوب بماند، يك راه آن هم اين است كه به اين كلانشهر هيچ امكاناتى ندهيم و به عوض آن، جاى جاى كشور را بسازيم و جاذبه در تهران ايجاد نكنيم، اما آيا ساكنان تهران چنين اجازه اى به ما مى دهند؟!
آيا شما خبرنگاران چنين اجازه اى مى دهيد؟! شما خبرنگاران بيچاره كرديد تهران را!؟ به خاطر آن كه شما ساكن تهران هستيد و دغدغه شما تهران است. خبرنگاران دغدغه شهرستان و روستاها را ندارند. خبرنگاران بايد همراه ما به روستاها و شهرستان ها سفر كنند، نه اين كه فقط مسائل و مشكلات تهران را مطرح كنند. انتقادات بسيارى درباره مترو تهران و ساخت آن مطرح مى شود، درحالى كه برخى كوچه هاى شهرستان ها و روستاها آسفالت ندارد.
در بودجه سهم تهران و سهم شهرستان ها مشخص است. در تهران چون مشكلات زياد است، ضريب ۱/۵ مى دهيم، به همه كشور ضريب يك. اين عدالت نيست. شما اجازه نمى دهيد اين اتفاق بيفتد.
شوراى شهر تهران نيز اجازه نمى دهد. مديريت شهرى تهران اجازه نمى دهد. شهردارى تهران فكر مى كند كه همه بودجه كشور بايد در تهران خرج شود. اين طورى نمى شود كشور را اداره كرد. بسيارى از نمايندگان ما وقتى در تهران ساكن مى شوند، دغدغه تهران براى آنها بيشتر از شهرستان متبوعشان است.
شما همه را متهم مى كنيد!
من هم به نمايندگان و هم به خبرنگاران به اين خاطر كه مطالباتشان را از ما به عدالت درخواست نمى كنند، انتقاد جدى دارم. من بشدت به توسعه شهرى به ويژه در تهران اعتقاد دارم و بر اين باورم كه تهران نياز به كمك دارد و بايد به مترو و شبكه هاى حمل و نقل آن كمك كرد، اما بايد اين مسائل به طور متوازن باشد، اگر به طور متوازن به اين مسئله فكر نكنيم به تهران ظلم كرده ايم و تهران ۸ ميليونى در يك چشم بهم زدن ۲۰ ميليونى مى شود.
نبايد تصور كرد كه اگر پارك ها، شبكه هاى حمل و نقل و بزرگراه ها را در تهران خوب توسعه دهيم، كمك به آن كرده ايم، بنابراين اگر بتوانيم جاى خوب و مناسبى براى پايتخت شدن پيدا كنيم و اجازه ندهيم آنجا مثل تهران شود، يعنى آنجا تبديل به قطب اقتصادى كشور نشود و هركس كه به دنبال پول است به اين منطقه سفر نكند، آنجا را پايتخت قرار مى دهيم.
نبايد به خاطر اين كه عده اى مى خواهند در بهترين دانشگاه ها باشند، به تهران سفر كنند، بلكه بايد در مناطق مختلف كشور دانشگاه هاى مطلوب داشته باشيم. بهترين بيمارستان هاى ما بايد در كل كشور توزيع شود. اين منطق را دولت نهم بشدت ترويج مى كند و كارهاى بسيارى انجام
داده است. البته اگر پايتخت از تهران منتقل شد نبايد تصوير حذف تهران از منطقه در ذهن مردم نقش ببندد. تهران به عنوان بزرگترين، پيشرفته ترين و ثروتمندترين شهر تا چشم اندازى كه ما پيش بينى مى كنيم، باقى خواهد ماند. يعنى مسئله انتقال پايتخت دغدغه اى براى ساكنان تهران نخواهد بود. شهرى هم كه به عنوان پايتخت انتخاب مى شود، مثل اصفهان، شيراز و مشهد هم نخواهد شد، بلكه يك مركز سياسى خواهد بود با مراكز ديپلماتيك كه مراكز ادارى و كوچك خدماتى نيز خواهد داشت، تا هركس با پايتخت كار دارد براحتى به آن دسترسى داشته باشد و مشكلات خود را حل كند. ما اكنون اين تئورى را دنبال مى كنيم و اين تئورى قابل دفاع است.
آيا گزينه هايى وجود دارد؟
هنوز جايى مورد نظر نيست.
خب! از بحث پايتخت، به خود وزارت كشور بازگرديم. وزارت كشور همواره از دسترس خبرنگاران اقتصادى دور بوده است. اگر در دوره هاى قبل وزارت كشور يك نهاد صرفاً سياسى يا امنيتى بوده، به خاطر اقدامات صورت گرفته در دولت نهم انتظار اين بود كه وزارت كشور به يك نهاد اقتصادى تبديل شود. اكنون چقدر به اين هدف نزديك شده است، با توجه به اين كه سازمان هاى برنامه ريزى و مديريت استان ها در استاندارى ها ادغام شده اند؟
ببينيد ما تبديل به يك نهاد اقتصادى نشده ايم. ما در همان جايگاه واقعى خودمان بيشتر جاگير شده ايم. نقش حاكميتى خود را بيشتر ايفا مى كنيم، يعنى نقش خودمان به عنوان يك مدير عمومى.
استانداران و سپس فرمانداران مدير عالى مناطق هستند. وزارت كشور از اين مجموعه با برنامه ريزى حمايت و پشتيبانى لازم را به عمل مى آورد و هماهنگى لازم را ايجاد مى كند. ما اين نقش را پررنگ تر كرده ايم، از آن غفلت نكرده ايم. درست است كه وظيفه اصلى تر ما به عنوان نهاد وزارت كشور، سياسى و اجتماعى است اما به عنوان يك وظيفه عمومى كه مرتبط با استاندارى ها و فرماندارى ها هستيم و آنها وظيفه عام مديريتى دارند، بايد حامى آنها باشيم و پشتيبانى كنيم. اين نقش را اكنون جدى تر دنبال مى كنيم.
در ساختار هم اثرگذار بوده است؟
معاونت مربوطه در وزارت كشور را فعال تر كرده ايم. دو سه واحد ديگر ايجاد كرده ايم براى اين كه بتوانيم اين نقش را بهتر ايفا كنيم.
الآن راندمان كارى ما بسيار بالاست، اما به نظر من بى انصافى و ناعادلانه است اگر تمامى اين اقدامات را معلول تحولات ادارى بدانيم. تأثير تحولات ادارى متضمن گذشت زمان است، هرچند كه آمار ما الآن مثبت است.
درباره همين آمارها توضيح بيشترى مى دهيد؟
بله. ببينيد من امسال را سال ركورد ها مى دانم و معتقدم سال ۸۶ در تاريخ انقلاب، سال ركوردهاست و در آستانه ورود به سال سى ام انقلاب اميدواريم كه اين ركوردها را تثبيت كنيم. براى اثبات اين موضوع يكسرى آمار به شما مى دهم. از موضوع وزارت كشور، يك نوع از اين آمارها مربوط به مقوله امنيت است. خوشبختانه توانستيم سال ۸۴ از افزايش ناهنجارى ها و رخدادهاى ضد امنيتى كه از سنوات قبل بويژه از سال ۶۸ به بعد سير پيوسته صعودى داشت، جلوگيرى كنيم. در دولت جديد توانستيم اين سير صعودى را كم كنيم.
|
|
|
به طورى كه نرخ رشد اين ناهنجارى ها در پايان سال ۸۴ همانند سال هاى ۸۳ و ۸۲ نيست، يعنى اگر سالانه هشت درصد نرخ رشد ناهنجارى هاى امنيتى داشتيم، اين نرخ رشد در انتهاى سال ۸۴ به چهار درصد كاهش پيدا كرد. دولت در سال ۸۵ اين نرخ رشد را متوقف و در مرحله بعد معكوس كرد. ما در سال ،۸۵ ميزان رشد رخدادهاى ضد امنيتى را ۱۳ درصد كاهش داديم و در سال ۸۶ نيز در برخى شاخص ها شش درصد و در برخى ديگر ۱۱ درصد نسبت به سال ۸۵ كاهش جرائم داشتيم. در سال ۸۶ از نظر آمار رخدادهاى ضد امنيتى مشابه سال ۷۲ هستيم، با دو تفاوت، اول اين كه در سال ۷۲ جمعيت ما ۵۸ ميليون نفر بود و در سال ۸۶ بيش از ۷۰ ميليون نفر و ديگر اين كه در اين ۱۴ سال، نسل جوان رشد چشمگيرى داشته است و بالطبع امكان وقوع بزه، ناهنجارى ها و رخدادهاى ضدامنيتى در اين سنين بيشتر اتفاق مى افتد، يعنى ما طبعاً بايد در اين سال ها با يك جهش رخدادهاى ضدامنيتى روبه رو مى شديم كه در سنوات قبل تا حدودى روبه رو بوديم ولى توانستيم به نحوى از وقوع اين اتفاق جلوگيرى كنيم.
يكى ديگر از اين ركوردها كه براى جامعه ملموس تر است، موضوع تصادفات و حوادث جاده اى است. اين موضوع قبلاً اطلاع رسانى شده اما اقدام فوق العاده اى كه در اين باره صورت گرفته بايد اينجا هم گفته شود. ببينيد، عددهاى مربوط به كاهش تصادفات و حوادث جاده اى در دنيا معمولاً كمتر از يك درصد است، چون شاخص هاى مخصوص به خودش را دارد، مانند ميزان تردد در جاده، حركت خودرو و تصادف و غيره. جاده سازى هم كار ساده اى نيست كه بشود در يك سال چند اتوبان ساخت و يا اين كه تعداد مأموران پليس را يكباره دوبرابر كرد. تغيير سريع اين شاخص ها امكانپذير نيست ولى در ايران كاهش تصادفات و حوادث جاده اى با آمارهاى خيره كننده انجام شده است.
رشد آمار كشته هاى كشور در سال ۸۳ نسبت به ۸۲ در تصادفات جاده اى ۱۱ درصد بود. در سال ۸۴ نسبت به ۸۳ و فقط در شش ماهه دوم كه دولت نهم بر سر كار آمد، اين ميزان رشد به شش درصد كاهش پيدا كرد. در سال گذشته يعنى ۸۵ نسبت به ،۸۴ اين رقم را به منفى يك رسانديم. يعنى كشته هاى تصادفات جاده اى براى اولين بار در سال ۸۵ رشد معكوس گرفت. جالب است بدانيد كه اين آمار امسال يعنى در سال ۸۶ به ۱۶- رسيد.
درواقع آمار كشته هاى تصادفات جاده اى در سال ۸۶ مشابه آمار كشته هاى تصادفات جاده اى در سال ۸۲ شده است. توجه كنيد كه در سال ۸۲ در كشور ۳/۵ ميليون خودرو داشتيم كه با محاسبه افزايش سالانه يك ميليون خودرو، در سال ۸۶ دو برابر اين ميزان خودرو داريم و اين يعنى افزايش تردد و بالطبع افزايش تصادفات و حادثه ها؛ ولى آمار سال ۸۶ ما مشابه سال ۸۲ شده است. اين ركورد با درنظرگرفتن شاخصه هايى كه تمامى دنيا محاسبه مى كنند، يك ركورد جهانى است.
در اين آمار همچنين در سال ۸۶ نسبت به سال قبل از آن زخمى هاى حوادث جاده اى، ۲۶ هزار نفر و تعداد حوادث ۲۲ هزار مورد كمتر شده است و سه هزار و ۸۰۰ نفر كمتر كشته داديم. سال گذشته نزديك به ۲۷ هزار كشته در تصادفات جاده اى داشتيم ولى امسال اين آمار به ۲۳ هزار نفر كاهش يافته است. اين موضوع را درنظر بگيريد كه كاهش نزديك به چهار هزار كشته جاده اى چقدر آثار مثبتى در سطح اجتماع دارد. از به زندان افتادن افراد تا مشكلات ديه و بى سرپرستى خانواده ها و فرزندان يتيم. كاهش اين آمار تبعات بسيار مثبت و ارزشمندى به همراه داشته است.
ببينيد! كاهش ۲۲ هزار تصادف در سال چقدر مى تواند ميزان خسارت و هزينه هاى كشور را كاهش دهد. با يك حساب سرانگشتى ساده در هر سال هفت هزار ميليارد تومان فقط از بابت تصادفات جاده اى متحمل هزينه مى شويم. البته اين آمار جداى از آمار تلفات انسانى است. كاهش اين آمار سرمايه عظيمى را چه از لحاظ روانى، چه از لحاظ اجتماعى و چه از لحاظ اقتصادى براى جامعه دارد. اين آمارها واقعاً يك ركورد است.
ركورد ديگر ما در حوزه انتخابات است. در سال ۸۶ با يك حركت بزرگ سيستم جديد انتخابات رايانه اى را وارد عرصه كرديم. درست است كه انتخابات موازى (رايانه اى و كاغذى) برگزار مى شود، ولى براى وزارت كشور يك عمليات كامل و تمام است، يعنى مانند شرايطى كه انتخابات را كاملاً رايانه اى برگزار كنيم، عمل مى كنيم.
اگر من اين موضوع را تعبير به يك انقلاب ادارى بكنم، ملت عزيز باور كنند كه همين طور است. ما نمى توانيم مانند گذشته به شيوه سنتى خدمات بدهيم. بايد حتماً روش ها را عوض كنيم. در كشورى كه ۱۸ ميليون كاربر رايانه دارد و در كشورى كه ۲۵ ميليون كاربر تلفن همراه و خطوط ارتباطى وسيع دارد، مگر ما مى توانيم به روش سنتى خدمات ارائه كنيم. نزديك به ۱۰ سال است كه از دولت الكترونيك حرف مى زنيم، اما زيرساخت هايش حداقل بود. امسال دست كم به اندازه ۱۰ سال گسترش شبكه با تجهيزات داشتيم. بيش از ۴۰ ميليارد تومان براى توسعه شبكه مخابرات و رايانه خرج كرديم. اين شبكه مختص به وزارت كشور نيست، شبكه دولت است كه آن را حتى تا عمق روستاها گسترش داديم. الآن از ۸۸۹ بخش كشور، حدود ۸۶۰ بخش به خط ارتباط مستقيم شبكه دولت ارتباط برقرار كرده است.
اين اقدام موجب تسهيل ارائه خدمات به مردم مى شود. تمامى استان ها و فرماندارى ها الآن زير پوشش اين شبكه هستند. ما زيرساخت ها را براى ارائه اين خدمات به دهيارى ها در سال آينده هم فراهم كرديم. اين تجهيزات كل خدمات ادارى كشور را آسان مى كند.
ركورد ديگرى كه به دست آمده، كارت ملى است. در دولت قبل در چهار سال، ۱۷ ميليون كارت ملى ارائه شده است، در حالى كه در ۳۰ ماه گذشته حدود ۳۱ ميليون كارت ملى توزيع كرديم. يعنى در مجموع ۴۸ ميليون كارت ملى صادر شده كه از اين تعداد نزديك به ۱۵ ميليون كارت ملى در سال ۸۶ صادر و توزيع شده است كه يك ركورد است.
اجازه بدهيد آمار ديگرى را هم بگويم. بالاترين نرخ رشد جمعيت جوان ما از دو سال پيش شروع شده و تا چهار سال آينده ادامه خواهد داشت، يعنى بيشترين جمعيت جوان كشور را كه به سن ازدواج ، به سن شغل و يا به سن مسكن رسيده اند در اين شش سال داريم. در اين شرايط با يك تقاضاى فوق العاده وسيع روبه رو هستيم كه بايد اين ها را تأمين كنيم.
در برنامه سوم توسعه در مدت پنج سال، دو ميليون و ۲۵۵ هزار مسكن توليد شده است، يعنى حدوداً هر سال ۴۵۰ هزار مسكن، اما در سه سال برنامه چهارم، ۲ ميليون و ۶۳۹ هزار مسكن توليد كرديم، يعنى سالانه نزديك به ۸۸۰ هزار مسكن. اين در حالى است كه امسال تاكنون يك ميليون و ۳۸ هزار مسكن ساخته شده، يعنى در همين زمان هم باز ركورد داشته ايم.
پس ببينيد در توليد مسكن هم به يك ركورد خوبى رسيديم. به همين ميزان در توليد اشتغال هم موفق بوده ايم. تا سه سال پيش كه شروع سنوات جويندگان كار بود، بيكارى در كشور ۱۳ درصد بود. در همين سال يك ميليون متقاضى هم به بازار كار اضافه شد. در برنامه چهارم سالانه براى ۷۰۰ هزار نفر طراحى توليد اشتغال شده است. با در پيش گرفتن اين برنامه عملاً امسال بايد نزديك به ۱۷ درصد بيكار مى داشتيم، اما اجازه نداديم به اين عدد برسيم، ضمن اين كه بعضى ها ما را متهم مى كنند كه طبق برنامه عمل نمى كنيم. ما اصلاً طراحى برنامه را در جهاتى ناقص مى دانيم و با عدد و رقم هم اين موضوع را ثابت مى كنيم. طراحى هاى برنامه نه در مسكن و نه در اشتغال، دقيق محاسبه نشده است.
ما در سه سال گذشته به طور ميانگين هر سال بالاى يك ميليون توليد شغل داشته ايم. از ابتداى شروع به كار دولت نهم تا اواسط بهمن ماه امسال سه ميليون و ۱۵۰ هزار شغل ايجاد كرديم كه به همين خاطر نرخ بيكارى از ۱۲/۸ به ۹/۹ رسيد. اين آمار كاملاً دقيق است يعنى اگر در برخى از آمارهاى ديگر به خاطر ضعف نظام هاى آمارگيرى ترديد داريم، به اين آمار اتكاى زيادى داريم، چون كد ملى هر كسى كه كار برايش توليد شده ثبت شد؛ از هر كسى كه كار توليد كرده گواهى بيمه خواستيم، چون اين فرد بايد به حساب بيمه وجه واريز كند. چه بيمه خويش فرما و چه بيمه ديگر. فرقى نمى كند هر كسى كه مى خواهد بيمه بشود، بايد اين وجه را واريز كند. كسى كه شغل ندارد، مطمئناً پولى واريز نمى كند. با ثبت كارت ملى كنترل كرديم؛ با بيمه كنترل كرديم و با بازرسى هاى ديگر هم كنترل كرديم تا به اين آمار رسيديم.
در سال ۸۶ هم تاكنون بيش از يك ميليون و ۲۰۰ هزار شغل ايجاد شده كه اين هم در اين باره يك ركورد است. به نظرم بخش هاى ديگر را هم بايد بررسى كنيم.
امسال تا اواخر بهمن صادرات غير نفتى ما به عدد ۱۹ ميليارد دلار رسيد و برآورد مى كنيم تا پايان اسفند ماه اين رقم از ۲۰ ميليارد دلار بگذرد كه واقعاً فوق العاده است. دقت كنيد كه در برنامه چهارم توسعه پيش بينى شده بود كه امسال ۱۰/۵ ميليارد دلار صادرات غير نفتى داشته باشيم ولى خوشبختانه ما تقريباً به دو برابر اين عدد رسيديم. حالا بعضى مى گويند كه افزايش قيمت نفت موجب اين رقم شده است. اگر همين افزايش قيمت را هم حساب كنيم، باز هم در صادرات غير نفتى جهش داريم.
|
|
|
واقعاً عجيب است كه بعضى ها مى گويند دولت صادرات غير نفتى ندارد. مى گويند ما پتروشيمى را توليد كرديم. در حالى كه همين پتروشيمى را دولت نهم تكميل كرد، به بار دهى و صادرات رساند، پتروشيمى هاى ديگرى هم توليد كرد و به صادرات رساند. خب اين نشانه كارآمدى نيست؟ پس كارآمدى يعنى چه؟ اين كه ۱۰ ميليارد دلار صادرات غير نفتى برنامه را به ۲۰ ميليارد دلار مى رساند، كارآمدى نيست؟ من نمى دانم بعضى ها كه عدد مى دهند و مى گويند طبق برنامه عمل نشده، اين عدد ها را از كجا آورده اند. آنها بيايند مبناى محاسباتى خودشان را به ما بگويند. براساس چه شاخص هايى حرف مى زنند كه مى گويند طبق برنامه عمل نشده است.
در كشاورزى هم با اين كه همچنان رشد خود را حفظ كرديم، توانستيم به صادرات گندم هم برسيم. به افزايش توليد بسيارى از محصولات كشاورزى رسيديم كه اين موضوع موجب شده ايران جزو ۱۰ كشور توليد كننده محصولات كشاورزى سردرختى باشد. همچنين توانستيم در جمع كشورهاى توليد كننده غلات دنيا باشيم. اينها جزو شاخص هاى رشد توليدات كشاورزى است كه امسال توانستيم در اوج اين رشد باشيم.
در رشد صنعتى هم به عدد ۱۱/۵ رسيديم. رشد كلى كشور هم با محاسبه نفت به ۷/۳ رسيده كه اين جزو بهترين نرخ رشد هاى كشوراست. البته نرخ رشد بدون نفت هم محاسبه شده است كه رئيس بانك مركزى اعلام مى كند.يك اتفاق مهم ديگرى كه ان شاءالله اعلام خواهد شد، كاهش رشد فاصله دهك هاى طبقاتى است كه اين اتفاق مبارك براى اولين بار در تاريخ كشور افتاده است. اين اتفاق از نظر محاسبات اقتصادى معانى ارزشمندى دارد كه حتماً بايد تحليل شود و تداوم پيدا كند. اين موضوع هم در محاسبات مى تواند يك ركورد باشد.
من به چند عدد و رقم ديگر هم اشاره مى كنم. مثلاً در توليد علم امسال نسبت به سال هاى گذشته ركورد داشته ايم؛ در حوزه هاى مختلفى مثل ثبت اختراعات و اكتشافات. اختراعات جوان ها و دانشمندان ما امسال در تاريخ كشور بى سابقه بوده است.
در پزشكى، داروسازى، محصولات صنعتى و غيره به عدد هاى شاخصى رسيده ايم، اما يك شاخص برجسته ديگر در حوزه توليد علم، توليد مقالات علمى در سال ۸۶ است كه در مجلات معتبر ISI مطرح مى شود. ما سال ۸۳ حدود سه هزار و ۸۰۰ مقاله علمى توليد كرده ايم، اما در سال ۸۶ بالاى ۹ هزار و ۳۰۰ مقاله علمى توليد كرده ايم.
در سال ۸۳ تركيه با توليد ۱۲ هزار مقاله علمى اولين كشور منطقه از اين حيث بوده و در سال ۸۶ اين تعداد را به ۱۵ هزار مقاله رسانده است، يعنى ۲۵ درصد رشد داشته، اما كشور ما در اين مدت از سه هزار و ۸۰۰ مقاله به توليد ۹ هزار و ۳۰۰ مقاله رسيده است، يعنى رشد توليد مقالات علمى ما در اين سه سال رقمى بيشتر از ۱۴۰ درصد است. اين رشد توليد علمى، اولين رشد توليد علم در جهان است.
البته تركيه در ارائه رشد توليد علم كشورش، مقالات داخلى را هم اعمال مى كند.
بله، درست است، اما رشد علمى كه ما براى كشورمان محاسبه مى كنيم براساس آمار ISI است و مقالات داخلى را اعمال نمى كنيم. با اين حال اين ركورد قابل توجه و ارزنده است.
در بعد فرهنگى هم رشد چشمگيرى بويژه در توليد فيلم داشتيم، ضمن اين كه نسبت به گذشته كسب جوايز بين المللى فيلم هاى توليدى هم افزايش داشته است.
شايد بهتر است درباره قيمت مسكن هم صحبت كنيم. اين هم براى خودش يك ركورد بود و مردم در اين باره بسيار حساس اند.
در مسكن، صرفاً گرانى طبيعى اثرگذار نبود بلكه گرانى غير طبيعى هم داشتيم. برخى از منابع در حوزه مسكن توزيع شد و اين به التهاب بازار مسكن و افزايش قيمت آن دامن زد. بحث عمومى تورم يك مشكل جدى در جامعه و يك دغدغه بسيار جدى در دولت است. متخصصين و وزراى اقتصادى در دولت به طور جدى در حال بررسى اين معضل هستند و پيگيرى مى كنند و اميدواريم تا حدى كنترل شود، اما آنچه اطلاعات من در اين باره يارى مى كند اين است كه ما سه نوع عوامل تأثير گذار در افزايش قيمت مسكن داشتيم. يك نوع عوامل اجتناب ناپذير است كه در اختيار دولت نيست، يك نوع عوامل اجتناب ناپذير است كه در اختيار ماست و يك نوع هم عوامل اجتناب پذير است. اين عوامل را بايد از هم تفكيك كنيم. اين عوامل در ايجاد تورم نقش دارند. عوامل اجتناب ناپذيرى كه در اختيار دولت نيست، موضوع تورم جهانى است. اغلب كشورها الآن با تورم مواجه شده اند.
چين به بيشترين نرخ تورم در طول تاريخش رسيده است.
بله. در برخى از كشورهاى حاشيه خليج فارس هم كه بعضاً برخى از نرخ ها تا ۱۰ سال ثابت مانده بود، الآن تورم بى سابقه اى دارند. همان طور كه اعلام شد، در دنيا محصولات غذايى ۴۰ درصد گران شده است. مصالح ساختمانى، فولاد، مشتقات فلزات و مشتقات نفتى و پتروشيمى به طرز بى سابقه اى در دنيا با افزايش قيمت مواجه شده اند. ببينيد هر اونس طلا به هزار دلار نزديك شده است. اين واقعاً تحولات و تورم بزرگى در دنياست و طبعاً تأثير زيادى بر اقتصاد ما هم خواهد داشت، چون ما بعضى از محصولات را وارد مى كنيم و ورود اين تورم به كشورمان اجتناب ناپذير است.
بخشى از تورم هم محصول عوامل اجتناب ناپذير داخلى است كه در اختيار ماست ولى اينجا بحث تصميم مديريتى مطرح مى شود. آيا انتخاب بكنيم يا نكنيم. به عنوان مثال، ايجاد مسكن، درآمد و ايجاد فعاليت عمرانى براى كشور بسيار مهم است. مطمئناً وقتى براى ايجاد اشتغال پول توزيع مى شود، وقتى براى توليد مسكن هزينه مى شود و پول در جامعه توزيع مى شود، وقتى براى فعاليت هاى عمرانى بودجه هزينه و توزيع مى شود، اين گردش پول ها تورم زاست. قدرت خريد جامعه را بالا مى برد و وقتى قدرت خريد افزايش پيدا كرد، مطمئناً قيمت كالاها هم افزايش پيدا مى كند.
اين عوامل، اجتناب ناپذير ولى در اختيار دولت است. دولت مى تواند اين را انتخاب كند و يا اين كه انتخاب نكند. دقت كنيد، اگر ما مى خواهيم توليد مسكن داشته باشيم، اگر مى خواهيم توليد اشتغال داشته باشيم و اگر مى خواهيم توسعه عمرانى داشته باشيم، بايد تورم را بپذيريم. طبيعى است كه براى تحقق اين اهداف بايد تورم را تا حدودى بپذيريم. اين يك اصل اقتصادى است كه «ايجاد شغل از ايجاد تورم اولى است» چرا كه به نفع جامعه است.
يك بخش از تورم هم اجتناب پذير است و مربوط به سبك هاى مديريتى مى شود. اگر تصميمات مديريتى خوب اتخاذ شود، تورم كاهش مى يابد و اگر برخى خوب اتخاذ نشود، تورم ايجاد مى كند. مثل موضوع بانك ها كه آقاى رئيس جمهور به آن اشاره كردند. كنترل نشدن بانك ها به تورم دامن زد. اين را الآن داريم كنترل مى كنيم و اقدامات بانك مركزى سبب شد كه تورم ما تا حدودى مهار شود.
تداوم اين مسير بستگى به تدابير و تصميمات مديريتى دارد.
تورم يك مشكل جدى براى مردم است كه بايد به طور اساسى مديريت شود، اما واقعيت آن، اين است كه به خاطر عوامل جهانى، به خاطر شدت عملياتى كه در كشور انجام مى شود، به خاطر پرداخت هايى كه به كارمندان داريم، به خاطر افزايش حقوق ها و غيره، تلقى ما اين است كه اگر در وضعيت ديگرى بود، تورم دو برابر بيشتر از نرخ كنونى بود. تورمى كه ما تحويل گرفتيم، ۱۵ درصد بود. اين تورم را در سال اول به ۱۲ درصد كاهش داديم، اما به خاطر حجم فعاليت ها و تورم جهانى، الآن به ۱۸ درصد رسيده است.
تورم كنونى نسبت به تورم گذشته وحشتناك نيست. در كشور، تورم ۴۰ درصدى هم داشته ايم. اين تورم بدون حضور حجم فعاليت ها و عوامل دخيل در تورم بوده است. عملاً الآن با يك تورم ۱۸ درصدى مواجهيم كه از نظر ما با تدابيرى كه انديشيده مى شود، كاهش خواهد يافت.
بخش عظيمى از فعاليت ها، عمرانى است. اين فعاليت ها چه ميزان رشد داشته است؟
من يك آمار كلى مى دهم و يك آمار جزئى و منطقه اى. آمار كلى ما اين است كه فعاليت هاى عمرانى در سال ۸۳ حدود پنج هزار و ۳۰۰ ميليارد تومان بوده و امسال فعاليت عمرانى ما به ۱۷ هزار ميليارد تومان بالغ شده است و سال آينده اين فعاليت ها را تا ۲۴ هزار ميليارد تومان طراحى كرديم. حالا اگر بتوانيم ۸۰ درصد اين فعاليت ها را عملى كنيم، رقمى حدود ۲۰ هزار ميليارد تومان در سال آينده بايد هزينه كنيم.
اين يك جهش فوق العاده است، يعنى اين كه در سال ۸۶ سه برابر سال ۸۳ عمليات كلان عمرانى انجام داديم.اما پروژه هاى خرد و استانى؛ از سال ۷۹ تا الآن كه كل برنامه سوم و سه سال برنامه چهارم را شامل مى شود، در كل كشور ۱۴۲ هزار و ۸۷۶ پروژه اجرا شده است. اعتبار در نظر گرفته شده براى اين پروژه ها هم بيش از ۴۲ هزار ميليارد تومان بوده است. از اين تعداد ۹۹ هزار و ۹۶۷ پروژه در دولت نهم شروع شده است. يعنى ۷۰ درصد كل پروژه هاى عمرانى در سه سال اخير در دولت نهم بوده است. در پنج سال پايانى دولت گذشته كل پروژه هايى كه آغاز شده، چيزى معادل ۴۲ هزار و ۹۰۹ پروژه است كه ۳۰ درصد كل اين پروژه ها مى شود.
از اين تعداد فقط ۱۹ هزار و ۸۸۶ پروژه در پايان آن دولت خاتمه يافته است و بقيه اين پروژه ها كه ۱۳ هزار و ۱۸۲ پروژه مى شود، در دولت نهم تكميل شده و ۹ هزار و ۸۰۰ پروژه را هم در حال تكميل داريم. ببينيد اين كه مى گويم جهش در فعاليت عمرانى، اين به شهادت ارقام و اعتبار است.از ۹۹ هزار و ۹۶۷ پروژه اى كه در دولت جديد آغاز كرديم، ۵۲ هزار و ۹۱ پروژه را به بهره بردارى رسانده ايم، يعنى در اين مدت ۵۲ درصد اين پروژه ها تمام شده است.
يكى از خسارت هاى بزرگ در كشور، طول انجام پروژه است. ما عمر پروژه هاى ملى را هم از ۹ سال به هفت سال كاهش داديم و سرعت پروژه هاى كوچك و منطقه اى را هم افزايش داديم و البته با حجم جهشى. اين واقعاً يك ركورد بى سابقه است. واقعاً يك انقلاب در فعاليت هاى عمرانى است. بايد گفت با اين آمار و ارقام، سال ۸۶ سال ركوردها بود.
آقاى وزير! دفتر شما تا حدودى متفاوت از قبل است و خيلى ساده به نظر مى رسد.
دفتر را شلوغ نكرديم ولى به نظر من دفتر سنگينى است. قبلاً دفتر در اتاق بغلى بود و اين اتاق كه الآن دفتر من است، دفتر جلسات بود. من چون فضاى اين اتاق روشن تر بود، اينجا را انتخاب كردم ضمن اين كه به محل ارباب رجوع نيز نزديك تر است. از همه اينها گذشته، معلوم نيست كه ما در تراز اين دفتر باشيم، از سرمان هم زياد است!
خانواده شما با مشغله زياد كارى تان كنار مى آيند؟
الحمدلله با من همراهى دارند. علت هم اين است كه اين وضعيت را از ابتداى انقلاب داشتيم. من قبل از اين كه ازدواج بكنم، مسئول بودم، مسئول پركارى هم بودم.
همسرتان هم سياسى هستند؟
سياسى- مدنى هستند! خانه دار و سياسى هستند.
معمولاً خانم ها از اين كه به آنها بگويند «خانه دار»، چندان رضايتى ندارند!
نه، اتفاقاً خانم ها بعدها خواهند ديد كه چقدر برد كرده اند. چون دنيا هرچه به جلوتر برود، خانه دارى امتياز مى شود.
چه سالى ازدواج كرديد؟
سال ،۶۳ كه ۲۵ سال داشتم و از همسرم ۹ سال بزرگتر بودم.
چند فرزند داريد؟
چهار فرزند دارم. سه دختر و يك پسر. دختر كوچكم و پسرم كه آخرين فرزندم است، پس از دوم خرداد متولد شده اند و اين از بركات دوم خرداد بود كه موجب شد ما به كار خانه بيشتر برسيم!
دختر كوچكم دوم ابتدايى است و پسرم هم شش ساله است. دو دختر ديگر هم يكى ليسانسش را گرفته و يكى ديگر هم دانشجو است.
سمت هايى كه تاكنون شما در آنها بوده ايد، امنيتى بوده و هميشه چند محافظ داشته ايد. به اين موضوع تا چه حد عادت كرده ايد؟
من تقريباً از روزهاى اول يعنى سال ۵۹ محافظ داشتم. چون از همان ابتدا دادستان انقلاب بودم و در اماكن بحران خيز خدمت مى كردم، بنابراين هميشه همراه با محافظ بودم. تقريباً كاركردن و همراهى با اين دوستان را ياد گرفتم. بهتر بگويم ادبيات يكديگر را مى فهميم. طبعاً خانواده ما هم از همان ابتدا با اين موضوع هماهنگ شدند. البته خوشبختانه محافظان را كلاً از زندگى مان جدا كرديم، يعنى در امور زندگى ما محافظان حضور ندارند و تقريباً زحمت همه امور زندگى ما بر دوش همسرم است.
شما بيشتر اهل سفريد يا آقاى مشايى؟!
نمى دانم، من از سفرهاى خارجى آقاى مشايى خبر ندارم ولى در سفرهاى داخلى احتمالاً من بيشترم. من در ۶۵ روز گذشته به ۱۶ استان سفر كردم.
صاحب خانه هستيد يا مستأجر؟
در قم خانه پدرى داريم كه والده ساكن هستند. در تهران از همان موقعى كه در وزارت اطلاعات مشغول بودم، به خاطر مسائل حفاظتى و راحتى تردد به وزارتخانه، تسهيلاتى تعلق گرفت كه الحمدلله چند سال پيش بالاخره اين اقساط به پايان رسيد و ما هم صاحب خانه شديم.
چند خواهر و برادر داريد و آيا آنها هم سياسى هستند؟
دو تا برادر دارم كه هر دو تا طلبه هستند. يكى از آنها دكتراى فلسفه گرفته و الآن براى تكميل تحصيلاتش به خارج از كشور رفت و آمد دارد. بنيانگذار خردنامه همشهرى بود. الآن هم عضو شوراى سردبيرى اين مجله است. در مسائل سياسى فعال نيست ولى هرازگاهى به واسطه فعاليت هايش درگير كارهاى سياسى هم مى شود.
يك برادر ديگر هم دارم كه در قم مشغول تدريس است.
و خواهرها؟
دو خواهر دارم كه يكى از آنها در قم مشاور امور بانوان استاندار قم است و خواهر ديگرم هم در شهرستان است و چون همسر امام جمعه آن شهرستان است، فعاليت هاى حوزوى انجام مى دهد.
شما جزو وزرايى هستيد كه در مجلس هفتم زياد اذيت شديد، به طورى كه در بعضى مواقع صحبت از استيضاح شما شد، مجلس هفتم را چطور ديديد؟
شايد فشار در مجلس زياد بود ولى خيلى به خودم سخت نگرفتم. تقريباً با نمايندگان تعامل داشتيم، آنها فشار مى آوردند، نامه مى نوشتند و ما هم تحركمان را زياد كرديم.
البته نمايندگان در حمايت از شما هم نامه اى منتشر كردند.
بله با ۲۴۰ امضا. ولى رأى اعتماد مجلس به من ناپلئونى بود. طبيعى بود كه جريان اصلاح طلب كاملاً من را تحريم بكند و رأى ندهد و بخشى از دوستان هم به خاطر محاسبات با ملاحظاتى به من رأى ندادند. به هرحال من فكر مى كنم در تعامل با مجلس موفق بودم، ولى ببينيد حتماً هم مجلس مى خواهد دولتى بهتر از دولت ما داشته باشد و هم ما توقع داريم مجلس قوى تر داشته باشيم. من در اين مدت با بيشتر از ۱۵۰ سؤال نمايندگان مواجه بودم، نزديك به ۸تا۹ هزار نامه و ۷۰۰ تذكر دريافت كردم.
نامه هاى نمايندگان در چه زمينه هايى بود؟
تقاضاهايى درباره حوزه هاى انتخابيه آنها بود.
با توجه با سابقه اى كه در دوره هاى قبل در مقوله سياست خارجى داشته ايد، آيا در حال حاضر در اين باره مأموريتى، مثلاً در حوزه هسته اى داريد؟
من عضو كميته هسته اى هستم.
در دفتر رهبر معظم انقلاب هم حضور داشتيد. اين حضور همچنان ادامه دارد؟
بله. من اگر وقت اجازه بدهد، حتماً به دفتر رهبر معظم انقلاب مى روم. بعضى مواقع اگر مشورتى بخواهم يا دوستان بخواهند در جريان امور اجرايى قرار بگيرند حتماً مى روم ولى متأسفانه مشغله كارى خيلى اجازه اين موضوع را نمى دهد.
به نظر شما كشور روزى اتفاقى مثل دوم خرداد را دوباره تجربه مى كند؟
من فكر مى كنم در كشور ما اتفاقات متفاوتى مى افتد. ارزيابى من اين است كه كشور يك خط مستمر نخواهد داشت. قابليت مردم ما قابليت تنوع خواهى است و ظرفيت تمايل به سلايق مختلف در جامعه حاكم نيست ولى در طرف مقابل احساس يك آرامش و ثبات مى كنم. يعنى فكر مى كنم كشور به يك بلوغ و غنايى رسيده كه مى تواند گرايش هاى مختلف را در خودش هضم كند. مردم ما به قابليت هاى خوبى رسيده اند، از اين جهت قدرت هضم اتفاقات را دارند./