رضا بابايى
ماراتن هسته اى ايران و غرب دوندگان و بازيگرانى با اهداف متفاوت دارد. ايران براى اعمال حق قانونى خويش و در اختيار داشتن فناورى صلح آميز هسته اى تلاش دارد و طرف ديگر بى توجه به قواعد و قوانين بازى و حتى نهاد بين المللى داورى يعنى آژانس اتمى خود را به آب و آتش مى زند تا از اعمال اين حق جلوگيرى نموده يا حداقل آن را با تأخير مواجه ساخته و هزينه آن را بالا ببرد.
چند سالى است كه در هروله غرب ميان اعمال فشار، صدور قطعنامه و مذاكره با ايران، روشن شده است نگرانى غرب از پرونده هسته اى ايران تنها پوشش و بهانه آنها عدم حضور ايران در اردوگاه دوستان آنان است و اصل نگرانى آنها دستيابى به توانمندى استراتژيك هسته اى توسط كشورى مستقل و الهام بخش همچون ايران است، اين مهم از آن رو اثبات شده كه ايران همه ملزومات مسالمت آميز بودن فعاليت هايش را رعايت و آن را اثبات كرده و با در اختيار داشتن حكم برائت آژانس با طرف هاى غربى حرف زده است، اما طرف مقابل نشان داده كه نگران پرونده هسته اى نبوده و دلمشغول حفظ و تعادل نظام سلطه و تقسيم كشورها به الگوى قديمى كشورهاى برخوردار و نابرخوردار از يك توانمندى استراتژيك و اساسى است.
در اين ميان سال ۱۳۸۶ فصلى مهم در اين رقابت است، فصلى كه غربى ها در آغاز و پايان آن در فروردين و اسفند خود را به صدور قطعنامه تحريم مشغول كرده و بين اين دو فاصله را به ناچار به مذاكره با ايران و در پس آن به طرح و توطئه و چانه زنى با ديگران سپرى كردند، اما در همين سال ايران از خط پيروزى گذشت و علاوه بر اعمال حق قانونى خويش و گردش سانتريفيوژهايش و زمينه سازى فعاليت هاى آينده،اولين دوره از سوخت اتمى نيروگاه بوشهر را نيز به دست آورده و در سومين ماه زمستان حكم نهايى سلامت فعاليت ها و حل همه ابهام هاى مهم در فعاليت هاى هسته اى خويش از نظر آژانس اتمى را از نهاد ذيصلاح جهانى دريافت كرد، حكمى نهايى كه خود پس از حكم هاى كوچكتر و متعدد آژانس مبنى بر عدم انحراف فعاليت هاى هسته اى ايران به دست آمد و به رخ مدعيان اقدامات هسته اى ايران كشيده شد. اين پيروزى بزرگ به تصريح دست اندركاران موضوع هسته اى در ايران حاصل اجماع و مقاومت ملى بود و چنانچه رهبر فرزانه انقلاب فرمود، نقش دولت نهم و رئيس جمهور در آن بسى پررنگ بوده است و دولت نهم در راهبرى و بهره از ظرفيت هاى داخلى و بين المللى براى صيانت از حقوق ملى با رويكرد باز نسبت به مذاكره، بدون قائل بودن به مذاكره درباره حق اساسى ملت در بحث هسته اى و تن ندادن به خواسته غير قانونى تعليق فعاليت غنى سازى - كه نه حكم معاهده N.P.T است و نه پادمان و نه حتى پروتكل الحاقى - در سال ۸۶ عملكردى داشت كه ترجمان آن همان تفهيم ضرورت توازن بين حقوق و تكاليف ملت ها در برابر معاهده هاى بين المللى است. تفهيمى كه وجدان هاى منصف جهان و افكار عمومى ملت ها آن را دريافت و غربى ها هر بار از فهم آن طفره رفته، قطعنامه و تحريمى اعمال كردند و پس از مدتى كه شاهد پيشرفت بيشتر ايران در فعاليت هاى مسالمت آميز خود شدند، به مذاكره روى آوردند، منتها در هر دور مذاكره آنها زمان از دست داده و با ايرانى پيشرفته تر در فناورى هسته اى مواجه شدند.
اين كار تا آنجا ادامه يافت كه ايران از نقطه غير قابل بازگشت هم گذشت و بازى را تمام كرد. موضوع هسته اى از نظر ايران تمام شد، رويكرد هوشمند ايران در توسعه فعاليت ها همزمان با كار نزديك با آژانس اتمى و استقبال از مذاكره براى رسيدن به تضمين هايى براى رفع نگرانى هاى دو طرف، كار را به آنجا رساند كه غرب سرگردان بين قطعنامه و مذاكره، نه تنها شاهد پيشرفت و تحقق ايران هسته اى شد، بلكه آژانس اتمى هم همه ابهام هاى برنامه ايران را حل شده اعلام كرد.
طبيعى بود كه طرف مقابل با دلخورى از ابزار در اختيار خود يعنى شوراى امنيت عليه آژانس و ملت ايران بهره ببرد، اواسط اسفند آنها با صدور سومين قطعنامه تحريم، دوباره چنين كرده در عين حال نسبت به ضرورت گفت و گو با ايران از طرف غربى ها تأكيد بسيار صورت گرفت، مذاكره اى كه حال با ايرانى درخواست آن را مطرح مى كنند كه هم هسته اى است، هم حكم سلامت فعاليت هايش را در اختيار دارد و اين اگر به معناى پيروزى نباشد براى اين ملت، پس چيست؟
پيروزى كه البته با هزينه تحمل تحريم ها به دست آمده، ولى نه تحريم هايى تنها مربوط به اين چند سال كه تحريم واژه آشناى مردم ايران از طرف غرب در طول ۲۹ سال پس از انقلاب اسلامى است و اتفاقاً همه اين پيشرفت ها و توفيق هاى علمى هسته اى و غير آن در همين مدت حاصل آمده است، چون اين ملت را نمى توان از خواسته هايش بازداشت، آن هم در دنياى امروز كه تحريم در آن حربه اى كهنه و ناكارآمد است.
رويكردها و دستاوردهاى هسته اى
مسيرى كه در طول سال ۸۶ در موضوع هسته اى ايران طى شد، به اجمال عبارت بود از صدور سه قطعنامه تحريم، پنج دور مذاكرات رسمى نمايندگان ايران و گروه ۱+5 در آنكارا، مادريد، ليسبون، رم، لندن و يك ملاقات آنها در بروكسل، طراحى مداليته يا طرح اقدام بين ايران و آژانس ظرف كمتر از شش ماه و اجراى آن كه زمان مورد توافق براى آن ۱۸ ماه بود و ايران و آژانس اين طرح را كمتر از شش ماه به پايان رسانده و همه ابهام هاى مهم مورد نظر آژانس در ايران مختومه اعلام شد. اين شش موضوع عبارت بودند از: آلودگى ها، پلوتونيوم، سانتريفيوژهاى P1 و P2، پلونيوم ۲۱۰ و سند اورانيوم فلزى، آلودگى در يك مجتمع دانشگاهى در كرج و معدن گچين.
سفر البرادعى مديركل آژانس به تهران و گزارش هاى او درباره ايران نيز از ديگر سرفصل هاى وقايع هسته اى سال بود. پيش از مرور اين مسير در سال ۸۶ ضرورت دارد رويكردها و دستاوردهاى هسته اى را مورد بررسى و بازخوانى قرار دهيم تا مبادا در خلال مرور وقايع دستاوردهاى اساسى و رويكردهايى كه موجب اين دستاوردهاى سترگ شدند، مورد غفلت قرار گيرند.
رويكرد و سياستى كه در دو سال و نيم گذشته از سوى ايران در پيش گرفته شد، يكى تغيير خط قرمز مذاكرات هسته اى بوده است، اگر در گذشته اى نه چندان دور « ارجاع پرونده ايران به شوراى امنيت»
خط قرمز مذاكره كنندگان بود، در دوره جديد اين خط قرمز شكسته شده وبا ارجاع پرونده ايران به شوراى امنيت معلوم گشت كه خط قرمز ياد شده كاملاً پوچ و بى اساس است و حق اساسى ملت در برخوردارى از تمام وجوه فعاليت مسالمت آميز هسته اى از جمله غنى سازى جزو مطالبات ملى ايرانيان است.
در عين حال تعامل سازنده و مذاكره بدون پيش شرط از موضع عادلانه اصل و رويكرد ديگرى بود كه به جد مورد تأكيد و تعقيب قرار گرفت، در واقع بدون نياز و خواهش براى مذاكره ايران از سياست صندلى خالى پيروى نكرد و هر گاه كه طرف مقابل درخواست مذاكره كرد، با استقبال ايران از موضع مذاكره براى پيشرفت و نه براى مذاكره براى توقف مواجه شد. تأكيد بر توازن ميان حقوق و تكاليف اعضاى N.P.T رويكرد ديگر مورد تأكيد ايران بود و همچنين تعريف اعتمادسازى در بستر و زمينه اى دوطرفه، در عين حال خودكفايى در توليد سوخت هسته اى از سوى ايران به جد پيگيرى شد، علاوه بر اينها همكارى و تعامل سازنده با آژانس بين المللى انرژى اتمى فروگذاشته نشد تا تنها نهاد مسئول و ذيصلاح بتواند به راستى آزمايى اقدامات و اظهارات ايران پرداخته و به پاسخ برخى ابهام هاى باقى مانده خود دست يابد، دستاوردهاى چنين سياست ها و رويكردى البته همگى در سال ۱۳۸۶ متبلور نشد، بلكه قبل از آن هم نتايج درخورى حاصل آمده بود، اما سال ۸۶ به تعبيرى يكسره حال و هواى پيروزى و توفيق براى ايران در رقابت فنى، حقوقى و سياسى و ديپلماتيك با طرف هاى غربى و در رأس آنها آمريكا داشت.
اين دستاوردها به اجمال عبارتند از: تكميل چرخه سوخت هسته?اى كه در ۲۲ فروردين سال ۸۵ در آستان قدس رضوى توسط رئيس جمهور در مقياس آزمايشگاهى اعلام شد، راه اندازى مجتمع آب سنگين اراك كه در ۴ شهريور سال ۸۵ توسط دكتر محمود احمدى نژاد افتتاح و آغاز به كار كرد، اما ۲۰ فروردين سال ۱۳۸۶ روز اعلام خبرى خوش و بزرگ براى ايرانيان بود، رئيس جمهور در اين روز كه روز ملى فناورى هسته اى نام گرفته است در محل سايت هسته اى نطنز و در جمع مسئولان كشورى و لشكرى و خبرنگاران داخلى و خارجى ورود ايران به مرحله توليد سوخت هسته اى در مقياس صنعتى را اعلام كرد، اين مهم چند روز بعد به تأييد بازرسان آژانس بين المللى انرژى اتمى رسيد و بازرسان از توفيق ايران در بهره بردارى از زنجيره ۱۳۱۲ تايى سانتريفيوژها در نطنز خبر دادند. در همان مقطع بود كه مهندس آقازاده معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان انرژى اتمى اعلام كرد بازرسان آژانس بعد از اين هر چند هفته يك بار زنجيره ديگرى از سانتريفيوژها در ايران را خواهند ديد.
همچنين حمل سوخت نيروگاه اتمى بوشهر از روسيه به اين محل، اين نيروگاه را در آستانه بهره بردارى قرار داده است و بنابر اخبار موجود در مهر ماه سال ۱۳۸۷ هزار مگاوات برق هسته اى از بوشهر وارد مدار برق كشور خواهد شد و بدين ترتيب ايران سى و يكمين كشور جهان خواهد بود كه برق هسته اى توليد مى كند، ضمن اين كه صنعت احداث نيروگاه هسته اى ايران به بوشهر محدود نمانده و ايجاد نيروگاه بومى ۳۶۰ مگاواتى دارخوين در مرحله طراحى و ساخت قرار دارد و مناقصه احداث دو واحد نيروگاه هسته اى هزار مگاواتى هم اعلام شده است، با توجه به نياز كشور و تصويب مجلس مبنى بر توليد ۲۰ هزار مگاوات برق هسته اى در سال هاى آينده و حركت ايران به سمت ساخت نيروگاه هاى اتمى، اصرار كشور به خودكفايى در توليد سوخت هسته اى حداقل براى تأمين بخشى از نيازهاى سال هاى نه چندان دور آينده بيشتر قابل درك خواهد بود.
عبور ايران از نقطه غيرقابل بازگشت هسته اى
در زمينه برخوردارى ايران از توان عملى در اعمال حق غنى سازى و ميزان برخوردارى از اورانيوم غنى شده و سطح تكنولوژى ،كشورمان حالا به مرحله و نقطه غيرقابل بازگشت رسيده است.
اين مهم كه به تأييد بازرسان آژانس اتمى رسيده همان مرحله اى است كه آمريكا و سه كشور اروپايى انگليس، فرانسه و آلمان بسيار تلاش كردند ايران به آن نرسد ولى سال ۸۶ سال عبور ايران از اين خط و قطع نوار پيروزى براى ايران بوده است.
در كنار اين دستاوردهاى فنى در زمينه سياسى نيز دستاوردهاى عظيمى نصيب ملت ايران شده است، بازگشت نسبى اعتبار آژانس اتمى به اين نهاد - هرچند آمريكا و سه دولت ديگر غربى به شدت اين اعتبار را مخدوش كردند- ارائه گزارش مجموعه نهادهاى امنيتى و اطلاعاتى آمريكا در خصوص اين كه فعاليت هاى هسته اى ايران جهت گيرى نظامى ندارد كه اين مهم نتيجه مقاومت و ايستادگى ملى در برابر فشارها بود و با وجود ناقص بودن، شيرينى اعتراف دشمن را براى ايرانيان داشت و در نهايت مختومه اعلام شدن شش ابهام مهم برنامه هسته اى ايران از طرف آژانس اتمى و پايان موفقيت آميز طرح اقدام يا مداليته همكارى ها بين ايران و آژانس، در فهرست دستاوردهاى عظيم دست اندركاران ايرانى موضوع هسته اى و ملت ايران در سال ۸۶ قرار دارند. نكته حائز اهميت اين كه بنابر طرح مداليته در پايان حل و فصل و مختومه اعلام شدن ابهام ها، موضوع ايران در آژانس بايد به حالت عادى درآمده و مانند امور ديگر كشورها مورد پيگيرى قرار گيرد.
در برابر اين رويكردها و دستاوردهاى مهم طرف غربى و آمريكا البته بيكار ننشسته رويكرد قطعنامه و ايجاد فشار كاذب سياسى را پيگيرى كرده اند، همچنين يك اقدام ديگر آنها كه نشانه بارز نگرانى شان از گزارش اسفند (مارس) البرادعى و اعلام حكم برائت كامل ايران از سوى آژانس بود، تلاش شتابزده شان در طرح مواردى ادعايى موسوم به مطالعات ادعايى به آژانس و ربط دادن فعاليت هاى هسته اى ايران به برنامه هاى دفاعى موشكى بود كه اين موضوعات به علت بى اساس بودن و فقدان مبنا و دلايل روشن از طرف آژانس به عنوان موضوع شناخته نشده در همان قالب مطالعات ادعايى به ايران ارائه و ارزيابى ايران مبنى بر بى اساس بودن شان توسط آژانس اخذ شد.
حال برخى محافل سياسى و رسانه اى غرب روى همين ادعاها معركه گيرى كرده و به اين جنجال هاى بى اساس و فاقد مبنا آويخته اند تا حركت خود در مسير قطعنامه را توجيه كنند، هرچند اين روند بى بنيان نارضايتى مديركل آژانس اتمى را هم موجب شده و وى كه در آستانه انتشار گزارش مارس فشار زيادى تا حد تهديد به مرگ از سوى صهيونيست ها را تجربه كرد، نسبت به تخريب اقدامات آژانس هشدار داد.
طرح مطالعات ادعايى و صدور قطعنامه در روزهاى پايانى سال از طرف غرب همراه با تأكيد آنها به از سر گرفته شدن مذاكرات نماينده ۱+5 با ايران صورت گرفت كه اين خود نشان از آن دارد كه طرف غربى بى اثر بودن اقدامات به ظاهر تنبيهى خود نسبت به ايران را باور كرده و البته اگر به اين سبك و سياق ادامه مى دهد، لابد به دليل اقتضاى طبيعت اش است!
اقدامات آنها در قياس با دستاوردهاى ملت ايران در موضوع هسته اى اگر حتى تنها وقايع و رخدادهاى سال ۸۶ را هم ملاك قرار دهيم نشان مى دهد كه ضرر و زيان واقعى متوجه كدام طرف بوده است؟
آنها نخواسته اند ايران به توانمندى استراتژيك هسته اى برسد و در اين جهت مبنا يا در واقع بهانه هايى را مطرح كرده اند امروز با گزارش هاى نوامبر و مخصوصاً مارس مديركل آژانس اتمى هم اين مبناها و بهانه ها از بين رفته و دليل منطقى حتى از نظر افكار عمومى غرب براى باقى ماندن پرونده ايران در شوراى امنيت وجود ندارد و هم ايران هسته اى شده است، روشن است چه كسى به اهدافش رسيده و شاهد موفقيت همنشين كيست؟
حال اگر طرف غربى به صدور قطعنامه آن هم با اعمال فشار و صرف هزينه زياد به ديگر كشورها راضى است به قولى نبايد عيش آنها را منقص كرد، منتها اين عيش و خوشى براى ناظرين آگاه بسى مضحك است چون به لحاظ شكل و محتوا بى نتيجه و بدقواره است، قطعنامه هاى آنها با اجماع صادر نشده و كشورى مثل آفريقاى جنوبى از اعضاى غير دائم شوراى امنيت به قطعنامه شان رأى مثبت مى دهد و بعد هم در مصاحبه عليه قطعنامه صحبت كرده و از بى توجهى قدرت?هاى شوراى امنيت به گزارش آژانس اتمى گلايه مى كند، نماينده اين كشور بلافاصله بعد از رأى گيرى درباره قطعنامه اسفندماه شوراى امنيت مى گويد: توقف غنى سازى در ايران نبايد هدف باشد، هدف جلوگيرى از انحراف به سمت مقاصد نظامى هسته اى است و با روشن شدن ابهام ها حالا كه اين هدف تأمين شده است، قطعنامه براى چيست؟
اين سخنان معنايى جز آن ندارد كه رأى اين كشور همچون بسيارى ديگر به قطعنامه زوركى و تحت فشار بوده است اين افتضاحى بين المللى است كه قاطبه كشورها و حتى اعضاى شوراى امنيت به حكم اصول روشن و بديهى نيازى به صدور قطعنامه تحريم عليه ايران نديده و اين را به انحاى مختلف بگويند و از چين و اندونزى تا آفريقاى جنوبى و ونزوئلا همين را بگويند اما قطعنامه ها تصويب شوند، اين جز افتضاح بين المللى و حاكميت علنى قانون جنگل نيست، البته هزينه و آبروبرى اين نوع اعمال زور در دنيا بسيار افزايش پيدا كرده است. دردناك براى بانيان قطعنامه شوراى امنيت آن كه كارايى و تأثير اين نوع اقدامات در دنياى امروز به حداقل ممكن رسيده و از كار فروبسته آنها گرهى نمى گشايد؛ به قول دكتر سعيدى معاون بين الملل سازمان انرژى اتمى، امروز كار بانيان قطعنامه عليه ايران مانند بيليارد بازى كردن با شلنگ است.
اگر شلنگ بتواند توپ بيليارد را حركت بدهد، آنها نيز موفق مى شوند و البته كه بازى بيليارد با شلنگ براى تماشاگران و ناظرين خنده آور و مضحك است.
وقايع نگارى نبرد ديپلماتيك هسته اى در سال ۸۶
ضرباهنگ هسته اى سال ۸۶ آنقدر تند و پرشتاب است كه در پايان سال گويى همه رويدادها ظرف چند ماه و نه يكسال به وقوع پيوسته اند، خاصه از آن رو كه برآيند آنها جز احساس غرور و عزت ملى و صيانت و اعمال حقوق هسته اى كشور و اثبات سلامت و صحت فعاليت ها به تأييد آژانس بين المللى انرژى اتمى نيست.
در تعطيلات نوروزى ايرانيان پنج عضو دائم شوراى امنيت قطعنامه دوم تحريم عليه ايران را در پنجم فروردين به تصويب شورا رساندند، قطعنامه ۱۷۴۷ از پس قطعنامه ۱۷۳۷ عليه ايران صادر شد كه در زمستان قبل صادر شده و اصلى ترين خواسته اش از ايران توقف غنى سازى اورانيوم بود و خواستار توقف فعاليت و تحقيقات دانشمندان ايرانى در اين زمينه بود، اين قطعنامه برخى شخصيت هاى حقيقى و شركت هاى دست اندركار و نزديك به سپاه پاسداران و فعاليت هاى هسته اى را مشمول تحريم قرار داد.
پس از صدور اين قطعنامه ايران فعاليت هاى قانونى غنى سازى خويش را سرعت بخشيد و در روز ملى فناورى هسته اى (۲۰ فروردين) رئيس جمهور ورود ايران به مرحله صنعتى توليد سوخت هسته اى را در محل سايت نطنز اعلام كرد، اين اقدام از سوى صاحبنظران داخلى و خارجى واكنش منطقى توصيف شد، البرادعى مديركل آژانس اتمى و شمارى از مقامات غربى كماكان بر قابل حل و فصل بودن مسائل از طريق گفت وگو تأكيد كردند و اين در حالى بود كه ايران ارتباط و همكارى خود با آژانس را حفظ كرده و ادامه داد.
اعضاى دائم شوراى امنيت و آلمان (گروه ۱+5) كه نتايج حاصله را دور از خواست خود مى ديدند، نماينده خويش را به گفت وگو با ايران ترغيب كردند و پس از چند گفت وگوى تلفنى و رايزنى، على لاريجانى دبير وقت شوراى عالى امنيت ملى و خاوير سولانا مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا و نماينده گروه ۱+5 در آنكارا با يكديگر ملاقات كردند، ملاقات ۵ ارديبهشت اين دو در آنكارا پس از ملاقات قبلى شان در برلين و مهرماه سال ۸۵ و تعليقى چندماهه در مذاكراتشان صورت گرفت. اين مذاكرات كه از سوى دو طرف سازنده خوانده شد بيشتر حول وحوش دستيابى به پارادايم مشترك براى رفع نگرانى هاى طرفين سپرى شد و قرار دور بعدى آن در خردادماه گذاشته شد، مادريد ايستگاه بعدى ملاقات نمايندگان ايران و گروه ۱+5 بود تا طرفين نتايج بررسى هاى خود را ۱۰ خرداد روى ميز مذاكره بگذارند، در اين مذاكرات طرفين طرح و ايده هايى را روى ميز مذاكره گذاشتند، طبيعى بود كه با مذاكره نكردن ايران بر سر تعليق به علت غيرقانونى و فاقد مبنا بودن آن و نيز تجربه تعليق داوطلبانه فعاليت هاى هسته اى در قبل كه موجب گسترش دامنه درخواست هاى غرب شده و غرب از آن تعبير توقف و يا دستاويز تبليغات براى به محاق كشاندن فعاليت صلح آميز هسته اى ايران داشت، ابتكارات و پيشنهادات ايران بيشتر پيش رفته و در دستور مذاكره قرار گرفت، گفته شده اولين مرحله از ابتكار ايران براى يك همكارى جامع با آژانس اتمى در اين مذاكرات مطرح شد.
ليسبون پرتغال در دوم تيرماه ميزبان بعدى لاريجانى و سولانا بود، در همان مقطع ملاقات و مذاكره اى با محمد البرادعى مديركل آژانس در وين صورت گرفت و به روى نقشه كارى و مداليته همكارى ايران و آژانس توافق شد تا از طريق آن آژانس به پاسخ هاى لازم درباره مهمترين ابهامات خود در ايران برسد، بر اين اساس تيم بازرسان آژانس در ۲۰ تيرماه به رياست اولى هاينونن معاون مديركل آژانس اتمى براى تهيه طرح ملموس و عينى رفع ترديد هاى آژانس به تهران آمد.
ششم شهريور متن توافق ايران و آژانس منتشر شد كه در آن آژانس شش مورد را تنها ابهامات در پرونده ايران اعلام كرد و بنابراين شد كه با حل هر موضوع و مختومه شدن آن، وارد موضوع بعدى شده و در پايان بررسى و راستى آزمايى بازرسان از همه موارد، پرونده ايران در آژانس عادى تلقى شود، در همين مقطع آژانس اتمى دو موضوع پلوتونيوم و مسئله بازفرآورى را زودتر از زمان توافق حل شده و مختومه اعلام كرد.
اين توافق شكاف درون گروه ۱+5 را شدت بخشيد تا شهريور و بعد از اعلام گزارش آژانس تحريم ايران از سوى آنها را به تعويق انداخت. با توافق بر سر مداليته، آژانس اتمى از محدوديت و اهميت برخوردار شده و اعتبار خود را تا حدى بازيافت.
از اين مرحله به بعد ايران با جديت بيشتر خواهان بازگشت پروند ه اش از نهاد سياسى شوراى امنيت به نهاد تخصصى و فنى شوراى امنيت شد، كه در واقع ارجاع پرونده ايران در سال قبل در تصميمى سياسى و غيرحقوقى باعث پيچيده شدن بيشتر شرايط و قطع اجراى داوطلبانه پروتكل الحاقى نظارتى در ايران شده بود.
تدوين مداليته و اظهارات البرادعى مديركل آژانس مبنى بر اين كه هيچ مدركى وجود ندارد كه نشان از انحراف اقدامات ايران به سمت تسليحات هسته اى داشته باشد با مخالفت آمريكا و همراهان اروپايى اش مواجه شد و اعمال فشار عليه البرادعى بالا گرفت و به نشست فصلى شوراى حكام كشيده شد، به گونه اى كه بيانيه سه كشور اروپايى خشم مديركل آژانس را برانگيخت و او براى اولين بار در تاريخ آژانس اتمى به نشانه اعتراض جلسه شوراى حكام را ترك كرد.
كشورهاى اروپايى به تدريج محل مذاكرات خود را از وين به نيويورك و شوراى امنيت انتقال داده اما كماكان درباره تحريم ايران اختلاف نظر داشتند.
چين و روسيه كه در تعديل قطعنامه هاى قبل نقش ايفا كرده بودند با روند تحريم همراهى نمى كردند، آمريكا و فرانسه پيشنهاد تحريم هاى خارج از چارچوب شوراى امنيت را مطرح كردند كه البته اين پيشنهاد پيش نرفت، ابتكار هوشمندانه ايران در طراحى مداليته همكارى ها و اجراى آن غرب را در تنگنا قرار داده و آژانس با توان بيشترى وارد ميدان شده بود، مذاكرات درباره سانتريفيوژ ها بين ايران و آژانس به جريان افتاده و در ۱۷ مهر تيم آژانس بدين منظور به تهران آمد.
سفر ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه به ايران براى اولين بار و به عنوان بلند پايه ترين مقام روسيه و شوراى سابق در ۲۴ مهرماه نيز از جمله موضوعاتى بود كه اختلاف واشنگتن و مسكو درباره ايران را افزايش داد، مذاكرات سانتريفيوژها بين ايران و آژانس در ۲۸ مهر به دور دوم رسيد و مذاكره از پيش تعيين شده لاريجانى و سولانا در رم پايتخت ايتاليا در دوم آبان ماه با همراهى سعيد جليلى دبير جديد شوراى عالى امنيت ملى انجام شد.
طرفين اين مذاكرات را نيز سازنده توصيف كردند. در آستانه نشست شوراى حكام در ماه نوامبر وزير امور خارجه چين به تهران آمد و درباره سطح همكارى ايران و آژانس، مذاكرات و تبادل اطلاعات صورت گرفت، بالاخره در ۲۴ آبان ماه گزارش البرادعى منتشر شد، سعيد جليلى در كنفرانس خبرى با استناد به اين گزارش و مختومه اعلام شدن موضوع سانتريفيوژهاى p1وp2و سند اورانيوم فلزى
پايه هاى بناى ارجاع پرونده ايران به شوراى امنيت را فرو ريخته دانست. جليلى و سولانا بار ديگر در ۹ آذر در لندن با يكديگر مذاكره كردند، سولانا از اين مذاكره ابراز رضايت نكرد ولى بار ديگر در جريان سفر جليلى به بروكسل و پارلمان اروپا در محل سفارت ايران به ديدار جليلى آمد. 13 آذرماه ۸۶ مقطع يك رويداد تأثير گذار ديگر بود. در اين مقطع جامعه اطلاعاتى آمريكا متشكل از ۱۶ نهاد امنيتى و اطلاعاتى در گزارشى اعلام كردند فعاليت هاى هسته اى ايران در مقطع كنونى تسليحاتى نيست.
اين گزارش اگر چه ادعاهاى ناروا و اثبات نشده اى به گذشته فعاليت هاى ايران وارد مى كرد، اما قضاوت صحيح اش درباره ماهيت كنونى فعاليت هاى هسته اى ايران تعجب مقامات دولت آمريكا و متحدان اروپايى اين دولت را به همراه داشت، رئيس جمهور ايران انتشار اين گزارش را يك پيروزى براى ايرانيان دانست و اظهار داشت در سايه مقاومت مدبرانه ملت ايران، دشمنان ما نيز مجبور به اقرار بعضى از حقايق شده اند.
|
|
|
در اين ميان محموله هاى سوخت اوليه مورد نياز نيروگاه بوشهر نيز يكى پس از ديگرى از روسيه به ايران رسيد، در دى ماه ۸۶ محمد البرادعى مدير كل آژانس اتمى به تهران آمد و مذاكرات مهمى با سران و مسئولان كشور از جمله مقام معظم رهبرى انجام داد و در ۳ اسفند گزارش اسفند (مارس) مدير كل منتشر شد، گزارشى كه در روزهاى نزديك انتشار آن به واسطه اين كه معلوم بود آژانس پايان موفقيت آميز اجراى مداليته و عادى شدن پرونده ايران را اعلام مى كند، فشار و هجمه زيادى از طرف آمريكا و متحدان اروپايى به آژانس و البرادعى وارد شد. گزارش البرادعى با حدود ۲۰ ساعت تأخير انتشار يافت و خبرنگاران در وين و تهران و ديگر نقاط تمام اين مدت را آماده بودند تا نخستين واكنش ها نسبت به آن را مخابره كنند، مطرح كردن مطالعات ادعايى و اصرار بر آنها در آخرين دقايق آخرين حربه آمريكا و جناح غرب براى مقابله با نتايج مؤثر تعامل تازه و به ثمر رسيده ايران و آژانس اتمى بود كه آژانس چندى قبل همه آنها را كه از نظر اين نهاد فنى موضوع دانسته نمى شدند به صورت يكجا به ايران ارائه كرده و ارزيابى ايران از اين ادعاهاى بى مبنا را دريافت كرده بود.
در شرايطى كه بنيان هاى ارجاع پرونده ايران به شوراى امنيت ديگر وجود خارجى نداشت و صحت اظهارات ايران در قالب طرح مداليته و با راستى آزمايى آژانس درباره تمام ابهام ها به تأييد آژانس بين المللى انرژى اتمى رسيده بود و اين مهم علاوه بر آحاد مردم و نخبگان ايرانى و مسئولان كشورمان مورد تأكيد شمارى از رهبران سياسى كشورها و مجامع جهانى همچون گروه غيرمتعهد ها در وين و آژانس اتمى (نم) قرار گرفته بود، صدور قطعنامه تحريم عليه ايران امرى مضحك تر از پيش مى نمود.