سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ -
Tue, Mar 18, 2008
سياسى (۴)
ويژه نامه نوروز ۱۳۸۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
سياسى (۱)
سياسى (۲)
سياسى (۳)
سياسى (۴)
سياسى (۵)
سياسى (۶)
سياسى (۷)
سياسى (۸)
سياسى (۹)
سياست۱
بين الملل (۱)
بين الملل (۲)
بين الملل (۳)
بين الملل (۴)
حوادث۱
حوادث۲
حوادث۳
اجتماعى (۱)
اجتماعى (۲)
اجتماعى (۳)
اقتصادى (۱)
اقتصادى (۲)
اقتصادى (۳)
اقتصادى (۴)
اقتصادى (۵)
اقتصادى (۶)
هنرى (۱)
هنرى (۲)
هنرى (۳)
هنرى (۴)
هنرى (۵)
پايدارى (۱)
پايدارى (۲)
فرهنگ و انديشه (۱)
فرهنگ و انديشه (۲)
فرهنگ و انديشه (۳)
فرهنگ و انديشه (۴)
تاريخى (۱)
تاريخى (۲)
تاريخى (۳)
ورزشى (۱)
ورزشى (۲)
قاب عكس۱
ورزشى (۳)
ورزشى (۴)
ورزشى (۵)
ورزشى (۶)
ديپلمـــــــــــــاسى تحرك۱
حميد آذرى
000579.jpg
سال ۸۶ براى دولت نهم، سال به بار نشستن نگاه نوين ديپلماسى اصول گرايان است. اگر دولت نهم در سال نخست ، محور ابتكاراتش را سفرهاى استانى قرار داد بى گمان در سال جديد اين حوزه ديپلماسى است كه ابتكار ها و امتيازهاى اين دولت را به معرض نمايش مى گذارد. دولت نهم در دومين سال حياتش نگاهى عميق به فراسوى مرز ها مى دوزد و خيزى بلند به سوى نقش آفرينى در عرصه جهانى برمى دارد. آن چنان كه از تقويم وزارت خارجه پيداست، تهران در اين سال پرمشغله ترين روز ها را در مسير مذاكره و رايزنى تجربه كرد.
در اين ۱۲ ماه كمترعرصه اى از قلمرو سياست بين الملل مى توان سراغ گرفت كه نشانى از حضور ديپلماسى ايران نداشته باشد. در كانون اين اتفاقات سفر ها و ديدارهاى رئيس جمهور نشسته است. شمار مأموريت هاى خارجى رئيس جمهور در پايان سال ۸۶ به رقم ۵۰ نزديك شد. رقمى كه به روشنى گوياى شتاب چشمگير حركت ماشين ديپلماسى است.
شمارى از سفرهاى رئيس جمهور به دليل تحولاتى كه برجاى مى نهد، به عنوان نقطه عطف از سوى ناظران ثبت شده است، از اين قبيل است سفر نيويورك و حضور در دانشگاه كلمبيا كه به نماد رويارويى ديپلماسى ايران با دو حريفش - آمريكا و اسرائيل - تبديل شد و ركورد يك پيروزى بى سابقه را براى دولت نهم به ارمغان آورد يا ديدارهاى حساس رئيس جمهور با سران چين و روسيه و شوراى همكارى خليج فارس كه هركدام در فضاى رقابت جهانى، سرفصلى نو براى سياست خارجى ايران گشودند.
از يك منظر مى توان سال ۸۶ را سال پوست اندازى ديپلماسى نهم به حساب آورد. اقدامات دولت نهم در اين حوزه آهنگى از تغيير در ساختار اين نهاد كهنسال دارد، نهادى كه ميزان كارآمدى و سرعت عمل آن در عرصه رقابت  بين المللى همواره با نقد  ها و انتظارات فراوان روبه رو بوده است. اين باردولت نهم تلاش مى كند تا با طرح ايده  ها و ابتكارهاى تازه حركت قطار ديپلماسى را در ريل تحول جهانى، سرعت بخشد. چشم انداز اين طرح  ها رسيدن به نقطه اى است كه رئيس جمهور ديپلماسى طراز انقلاب اسلامى مى نامد.
بنابراين ديپلماسى ايران در سال جديد تصويرى تازه در صورت و سيرت خويش به نمايش گذاشت. تصوير يك ديپلماسى اصولگرا كه در عين حال تلاش مى كند ازهمه تكنيك  ها و تاكتيك  هاى ممكن و مرسوم اعم از ، فرصت سازى، انعطاف پذيرى، واكنش بهنگام، منطق  اقناع و.‎/‎/ بهره وافر ببرد. ديپلماسى ايران در اين سال از بسيارى مرز «ناممكن ها» عبور مى كند. سلسله اى از اقدامات رئيس جمهور ايران در اين سال ترجمان واقعى شعار «مى توانيم» اوست، رويارويى موفق او با نماد اردوى ليبرال  ها در كلمبيا، حضور او در نهادهايى كه حريف يا بيگانه با ايران بودند مانند شوراى همكارى خليج فارس يا شانگهاى. تصميم براى برداشتن آخرين موانع از روابط ايران با كشورهايى كه در تنش دائم با ايران بودند مانند الجزاير، عراق و روسيه و دست آخر ايستادن او برحقوق هسته اى در كارزارى كه در آن آمريكا و قدرت هاى شريكش همه ابزارهاى تهديد و ارعاب را به صحنه  آوردند.
بنابراين دفتر ديپلماسى ايران درسال ۸۶ دفترى پر برگ و بار و آميخته به انواع حوادث و تصميم هاى شگفتى ساز است. دسته اى از اين حوادث نمايشگر اعتماد به نفس در گشودن گره  ها و مناقشه هاى دست و پاگير است. اين رشته از نقش هاى ديپلماسى كه جوهره آن اعتماد به نفس است عمدتاً  در روابط دولت با همسايگان رخ مى نمايد. دولت نهم با اراده اى تازه به سوى زدودن رسوبات اختلاف   در سياست خارجى ايران خيز برمى دارد مناقشه هايى كه گرچه در گذر ايام به معضلى بزرگ تبديل شده اند اما پايه وبنيانى سست دارند، احمدى نژاد از ابتدا با نگاهى متفاوت و به سمت بستن پرونده اين دست مسائل حركت كرد. گويى از منظرى كه او موضوعات و اولويت  ديپلماسى ايران را مى نگريست جايى براى اختلاف با همسايگان باقى نمى ماند. طبيعى بود كه اين نگرش و رويكرد منشأ شتاب ماشين ديپلماسى ايران در منطقه  شود. همكاران او اين بار با ايده اى تازه  براى هموار ساختن جاده دوستى با همسايگان شمال و جنوب ايران گام برداشتند، ايده احمدى نژاد براى عبور از گذشته و ابطال پرونده هاى بدبينى درآن سوى مرز ها با استقبالى چشمگير روبه رو شد. چند ديدار مهم سران عرب با وى، همينطور حضور پياپى سران روسيه و جمهورى هاى شمالى بازتابى از همين تغييرنگاه بود.
نيمه دوم تقويم ديپلماسى در تقابل ايران و آمريكا رقم  خورد. هر گام دولت نهم در اين سال رنگى از مواجهه ميان آمريكا و ايران دارد. تقابل احمدى نژاد با بوش پس زمينه اكثر حوادث ۸۶ است. بنابراين اين قضاوت گزاف نيست كه هر كدام از دستاوردهاى دولت نهم در اين سال را يك ناكامى بر كارنامه بوش افزود و هرگامى كه تهران در خليج فارس وخاورميانه، آسياى مركزى و آمريكاى لاتين به پيش برداشت ضربه و تلنگرى تازه در حوزه نفوذ ايالات متحده افكند. خبرهاى اين ۱۲ ماه مى گويد كه احمدى نژاد براى رسيدن به بغداد يا نشاندن بذر دوستى در رياض و ابوظبى يا عقد پيمان با پايتخت هاى آمريكاى لاتين از سد  بلند تحريم هاو تهديدهاى آمريكا عبور كرده است.
بنابراين دسته دوم از اتفاقات دنياى ديپلماسى نمايشگر نگاه دولت به تركيب بندى قدرت جهانى و باور عميق آن به آسيب پذيرى نظام سلطه است. در پيمودن مسير اين تفكر هم دولت نهم بسيارى از مرزهاى «ناممكن ها» را پشت سر مى گذارد. ديپلماسى دولت نهم در عرصه هايى گام مى نهد كه به زعم بسيارى كانون هاى خطر تلقى مى شد و كسانى را در حلقه شركايش وارد مى كند كه ساليان طولانى شريك اول كاخ سفيد به حساب مى آمدند. كارگزاران سياست خارجى دراين اقدامات خويش علاوه برآنكه قدرت ريسك پذيرى را به رخ حريفان مى كشند در پى اثبات اين واقعيت هستند كه جهان ديپلماسى ديگر در انحصار نفوذ غرب و تفكرات و روش هاى مطلوب آنان نيست.
براين اساس ديپلماسى ايران در ورود به حوزه هاى بين المللى مصاديق و حكايت هاى تازه از تلفيق عملگرايى و اصولگرايى، آرمان و واقعيت، همگرايى با ملت  ها و جنبش  ها در عين تعامل با قدرت  ها و.‎/‎/ همراه دارد. با اين پيش درآمد فرازهاى برجسته اقدامات دولت نهم را از نگاه مى گذرانيم.
كارزار دانشگاه كلمبيا و ثبت واقعه اى شگفت در دنياى ديپلماسى
واپسين روز هاى تابستان نگاه همه ناظران جهانى به رويدادى دوخته شد كه مهمترين صحنه نبرد ديپلماسى ايران و آمريكا بود. همه اسباب و عوامل در دنياى سياست و رسانه آمريكا و اسرائيل دست به دست هم دادند تا مناظره احمدى نژاد در دانشگاه كلمبيا به معركه نمايندگان دو تفكر ليبراليسم و اسلام گرايى  تبديل شود. در اين كارزار نمايندگان، همه نحله  ها و جريان هاى قدرت حضور يافتند چه به صورت مستقيم مثل خانم تزيپى، وزير خارجه رژيم صهيونيستى كه مسافت طولانى تل آويو تا دانشگاه كلمبيا را براى بسيج يهوديان عليه رئيس جمهور ايران پيموده و چه غير مستقيم مانندسران كاخ سفيد كه با يارى ده ها شبكه ماهواره اى و دوربين هاى پيشرفته اين رويداد را رصد مى كردند. اتفاق كلمبيا و مناظره احمدى نژاد فقط سه ساعت به طول انجاميد اما كانون هاى قدرت ساعت  ها و روز ها براى تأثيرگذارى بر آن تلاش كردند همچنان كه بازتاب هاى آن هفته  ها به طول انجاميد. حوادث و شواهد بعدى ثابت كرد كه اغلب سازمان هاى امنيتى، سياسى آمريكا در برنامه ريزى اين نبرد ضد ايرانى مشاركت جسته بودند.
همه اين برنامه ريزى  ها در جلسه دانشگاه تبلور داشت از تركيب كسانى كه صندلى هاى سالن را قرق كرده و به زعم شان براى هو كردن نماينده ايران آمده بودند و گسيل شاخه هاى مختلف اپوزيسيون ايران تا جمع آورى افراد نژادپرست ومتعصب دو گروه يهوديان و مسيحيان نيويورك طراحى روانكاوانه جايگاه سرد و تاريك تريبون سخنرانى رئيس جمهور ايران. علاوه بر ۷۰۰ استاد و دانشجويى كه صندلى هاى سالن را پركرده بودند، بيش از ۷ هزار دانشجو نيز در محوطه باز دانشگاه، نگاه هاى خود را به پرده هاى عريض تلويزيونى دوخته بودند.
اما همه تدارك  ها براى اين نبرد ديپلماتيك دريك چيز خلاصه شده بود و آن بيانيه تند سياسى كه شخص ميزبان و رئيس دانشگاه، لى بالينگر با لحنى تند و دشنام آلود بايد عليه احمدى نژاد قرائت كرده وبه اين صورت رئيس جمهور ايران را با شكستى شرم سارانه روبه رو سازد.
آن روزهمه ۵۰۰ ميليون ناظرى كه به طور مستقيم شاهد اين مناظره بودند درانتظار قهر رئيس جمهور ايران و مقابله به مثل او با مشى هتاكانه ميزبان بودند اما احمدى نژاد با نمايش رفتارى آرام و تكيه برمنطق نقد همه مخاطبانش را در شگفتى غوطه ور ساخت.
او در برابر زبان قلدرانه بالينگر لحن متين دانشگاهى خويش را به نمايش گذاشت و در برابر حملات چشم بسته او به سياست  ها و عملكرد نظام جمهورى اسلامى فهرست تناقضات و خطاهاى دولتمردان آمريكا را روى ميز آورد. لذا به همه آنچه بالينگر با زبان ناسزا و عصبى مطرح كرده بود با طمأنينه پاسخ داد.
احمدى نژاد در لباس يك استاد دانشگاه، كوشيد پرسش  ها و تناقضات دامنگير نظام هاى سياسى غرب را در ذهن مخاطبانش زنده كند. او در مهمترين سؤال خويش نظام ناعادلانه روابط غرب و اسرائيل را به چالش كشاند و در مرحله دوم بنيان هاى سياستگذارى و حكمرانى سران غرب بويژه آمريكايى  ها در خاورميانه را در معرض نقد قرار داد. رئيس جمهور ايران با علم به صف بلند صهيونيست  ها در اين محفل گيراترين بحث خويش را به ماجراى هولوكاست اختصاص داد و گفت اگر هولوكاست يك واقعه تاريخى است چرا نبايد محققان و انديشمندان، حق تحقيق و پژوهش درباره آن را داشته باشند و اگر هولوكاست ادعايى در اروپا و در قلب تمدن غرب به وقوع پيوسته، چرا تاوان آن را بايد ملت مظلوم فلسطين بپردازند؟
000516.jpg
روشن بود كه چنين تهاجمى به بنيادهاى تفكر غرب و اسرائيل در كارزارى كه نيم ميليارد ناظر آن بودند چه زلزله اى را در دنياى سياست و خبر به دنبال مى آورد. لذا در فرداى كلمبيا نه تنها تصويرى نو از ديپلماسى دولت نهم در نگاه جهان نشست كه يك ميز محاكمه تاريخى براى سران آمريكا و اسرائيل برپا گرديد. هاآرتص معتبرترين ارگان خبرى اسرائيل خبرداد كه اسرائيل بازنده اصلى سفر احمدى نژاد بود. معاريو ديگر ارگان اين رژيم سخنرانى احمدى نژاد در كلمبيا را يك فاجعه براى تل آويو ناميد. جروزالم پست اقرار كرد: سخنرانى احمدى نژاد محاكمه دولتمردان و همپيمانان آمريكا در برابر چشمان ميليون  ها بيننده تلويزيونى بود. فاكس نيوز به عنوان ارگان اصلى نومحافظه كاران آمريكا اعلام كرد: «احمدى نژاد با هوشيارى هرچه تمام از ظرفيت رسانه اى آمريكا بهره جست تا با سخنانى بى سابقه كلافى سردرگم را در پيش روى مقامات ايالات متحده بگشايد.» و گفته اين رسانه را صد ها تيتر و سرمقاله اى كه درفرداى اين واقعه مطبوعات غرب را پوشاند تكميل كرد.
تاحدى كه سى ان ان در پايان نظرسنجى خود اعلام كرد كه كسى در ميان مخاطبان نبود كه احمدى نژاد را پيروز اين ميدان ننامد.
به نظر مى آيد كه موفقيت رئيس جمهور ايران در كارزار كلمبيا به عنوان قطعه اى استثنايى در تاريخ ديپلماسى اين مرز وبوم خواهد ماند. شگفتى موفقيت رئيس جمهور در اين بود كه او براى رفتن به كارزار كلمبيا، از تهاجمى روانى سياسى عبور كرد. كارتل هاى رسانه اى و محافل سياسى در يك ماه منتهى به اين اتفاق همه تاكتيك هاى بدنام سازى را عليه ايران و نماينده آن در اين وادى بكار بستند. دامنه اين جنگ روانى به اندازه اى سهمگين بود كه حتى برخى محافل داخلى را نگران و سراسيمه ساخت كه پيشنهاد انصراف و بازگشت احمدى نژاد از اين معركه را صادر كردند. تصميم رئيس جمهور براى حضور در اين ميدان نمايش بى حدى از اعتماد به نفس يك سياستمدار بود كه همه ناظران دوست و دشمن بدان اعتراف كردند.
در سوى ديگر اين اتفاق موفقيتى براى تفكر ايران و جمهورى اسلامى در نقطه اى رقم زد كه به مدت سى سال كانون تهاجم هاى بى امان عليه نظام دينى ايران بوده است. بنابراين اگر بهره ميهمان نيويورك از معركه كلمبيا اثبات توانايى و ظرفيت ديپلماسى دولت نهم بود براى آحاد مسلمانان اين رويداد، نشانه بارز چيرگى منطق انقلابى و اسلامى برمنطق جبهه سلطه بود. اما زواياى ديگراين موفقيت در ترازوى ديپلماسى انقلاب اسلامى وقتى عيان شد كه رهبر معظم انقلاب اسلامى به توصيف و تحليل آن پرداختند. مقام رهبرى يك بار در روز بازگشت احمدى نژاد سفر او را پربركت و مايه سرافرازى ملت ايران خواندند و تأكيد كردند كه سخنرانى شما در دانشگاه كلمبيا و مسئله اى كه در اين دانشگاه پيش آمد و همچنين سخنرانى شما در مجمع عمومى سازمان ملل در مجموع مايه سرافرازى ملت ايران شد. بار ديگر در جمع نخبگان به صورتى مبسوط ثمرات اين رويداد را تشريح كردند. مقام رهبرى با اشاره به رفتار و منش رئيس جمهور در اين رويارويى گفتند: مى توان با منطق قوى، اعتماد به نفس و اعتماد به منطق قوى اسلامى، دل ها را جذب كرد همانگونه كه اخيراً در دانشگاه كلمبيا اين مسئله بخوبى اتفاق افتاد. ايشان در تشريح ابعاد ديگراين ماجرا ضمن اشاره به تمهيداتى كه آمريكايى  ها در دانشگاه كلمبيا تدارك ديده بودند، افزودند: فعال شدن همه امكانات رسانه اى و رفتار تأسف برانگيز و غيردانشگاهى رئيس دانشگاه كلمبيا، با هدف عصبانى يا منفعل كردن رئيس جمهور صورت گرفته بود تا آن را به عنوان يك سند، مبناى جنجالهاى تبليغاتى قرار دهند اما به خواست پروردگار و به علت استفاده صحيح از منطق دين و اعتماد به اين منطق قوى، نتيجه دقيقاً برعكس شد و حاضران اين منطق را تأييد و تصديق هم كردند. و بالاخره آخرين نكته اى كه تحسين رهبرى رابرانگيخت تشريح نگاه عميق اسلام به علم در جلسه دانشگاه كلمبيا بود كه فرمودند: مطالبى كه در آن جلسه مطرح شد، در ذهن دانشجويان آن جلسه و در محيط هاى دانشگاهى، همچنان مطرح خواهد بود و سؤالات مختلفى را در افكار آنان به دنبال خواهد آورد.
نخستين توافق براى دوركردن ناتو و غرب از منطقه
تابستان امسال در حاشيه اجلاس موسوم به شانگهاى، احمدى نژاد به اتفاق هوجين تائو و ولاديمير پوتين، سران چين و روسيه شالوده ترتيبات امنيتى جديد براى اين منطقه را به انجام رساند. اكنون همه آرزوهاى سه قدرت زير سقف سازمانى كه درست در قلب آسياى مركزى قد علم كرده محقق شده است. سازمان شانگهاى كه تاكنون نهادى با شهرت اقتصادى بوده با اين تصميم به تكيه گاه امنيتى دو قدرت چين، روسيه و همسايگان دور و نزديك آنان تبديل شد.
احمدى نژاد پيش از عزيمت به اين اجلاس تفكر ايران را در ديدار با سفرايش دراين باره بيان كرده بود. او گفته بود: جهان و منطقه در آستانه يك تحول عظيم قرار دارد و اصلاح و تغييرساختار مناسبات و روابط بين المللى درجهت منافع ملت  ها و ترسيم شرايط مطلوب مأموريت بزرگ امروز جمهورى اسلامى ايران است.
اين ۳ قدرت در ميدان رقابت بزرگ با غرب و ناتو امروز به ابزارى مؤثر دست يافته اند. 20 سال تمام ايرانى  ها و روس  ها به هر طريقى توسل جستند تا اسب زين شده ناتو و آمريكا را از هجوم به سرزمين هاى ماوراء بحار منصرف كنند ولى هيچ كدام از طرح  ها و ايده هاى آنان كارگر نيفتاد اما اين بار شانگهاى دريچه اى از اميد به روى آنها گشوده است.
آنچه در هفتمين اجلاس شانگهاى رخ داد يك رويداد نو با خصلت غافلگيرى بود. هيچ كدام ازطرف هاى آمريكايى كه سرگرم ايجاد سپر موشكى با هدف مهار روسيه وبه بهانه مقابله با ايران بودند پيش بينى اين اتفاق را نكرده بودند كه خواسته سه حريف شرقى شان براى تغيير ترتيبات امنيتى آسياى مركزى عاقبت از آستين يك نهاد اقتصادى چون شانگهاى بيرون آيد. توافق  ها وتصميم هايى كه ميان تائو، پوتين واحمدى نژاد دربيشكك صورت گرفت به باور بسيارى از ناظران پايه يك نظم سياسى جديد را در سرزمين هاى برجاى مانده از شوروى سابق برجاى نهاد تا حدى كه پس ازاين اجلاس، روابط هر سه قدرت با طرف هاى آمريكايى به چالش هاى بسيار آميخته شد. به نحوى كه ناظران معتقدند پس از اين اغلب حوادث جديدى كه رنگ انتقام جويى در روابط چين و آمريكا و يا غرب و روسيه داشت ريشه در ماجراى شانگهاى دارد. به هر حال بعد از اين روابط آمريكا با هر سه قدرت تيره تر مى شود.
حتى اگر رزمايش جنجالى ارتش هاى روسيه و چين در ارتفاعات اورال به عنوان نخستين نمايش قدرت نظامى شانگهاى برگزار نمى شد، توافق  هاى لابى هاى اجلاس به وضوح روشن كننده خط سير اين سازمان بود. همه توافق هاى كشورهاى عضو شانگهاى معطوف به حساس ترين بخش منافع امنيتى غرب است از بحران افغانستان كه سران شانگهاى در دستور كار قرار دادند تا موضوع تروريسم، جملگى همان چيزى است كه اركان استراتژى امروز ناتو و آمريكا به حساب مى آيد.
البته توافق سران سه قدرت ايران، چين و روسيه چيزى نبود كه يكباره در اجلاس بيشكك به وقوع پيوندند. همچنان كه اغلب ناظران گفته اند پيش نويس اين انديشه قبلاً در ديپلماسى سه كشور آماده شده بود و به نوعى جامعه جهانى از مدت  ها قبل در انتظار چنين اتفاقى در روابط اين سه كشور كه اكنون به سه نماد رقابت با غرب و آمريكا تبديل شده اند، بودند.
در هر حال احمدى نژاد به اجلاسى گام نهاد كه رمز تغيير در فضاى ژئوپلتيك آسياى مركزى بود. بيشكك جايى بود كه به تعبير رئيس جمهور نشان داد همه چيز براى يك تحول دراين منطقه مهيا است. با آنكه اين منطقه به عنوان شاهراه انرژى و اقتصاد زير پوشش ابرهاى تيره جنگ خونين افغانستان قرار دارد اما در سوى ديگر اين آسمان غبارآلود فرصت و فضاى تازه اى براى همكارى و سرمايه گذارى گشوده شده است.
000555.jpg
ديدار تاريخى پوتين و بلوك متحد خزر
پوتين ماه اكتبراگرچه همزمان با سران كشورهاى حاشيه خزر به تهران آمد اما از همان ابتدا ديدار وى فراتر از بحث خزر ارزيابى شد. ديدارى كه در محافل غرب با ابعاد و اهميتى بيش از افكار عمومى داخل ايران دنبال گرديد. با سفر پوتين ديپلماسى دولت نهم موقعيتى تازه در نگاه محافل جهانى پيدا كرد. زيرا حضور مرد اول كرملين پيامى جز اين نداشت كه روس  ها كه سه دهه اين دعوت را به تأخير انداخته اند اكنون برآوردى تازه از قدرت ايران دارند. اين تصور كه حضور پوتين مهر تأييدى بر موقعيت مقتدرانه ديپلماسى ايران است چند صباحى پس از بازگشت وى كه طلسم ارسال سوخت بوشهر شكسته شد واقعيت خود را نشان داد.
سفر پوتين مقدماتى پرمناقشه داشت كه آن را به يك آزمون براى دولت احمدى نژاد تبديل كرد. روز انجام سفر رهبر روسيه همه تدارك  ها و تلاش هاى ديپلماتيك غرب در اين مسير قرار گرفت كه پوتين بليت سفر به تهران را كنسل كند يا با شگردى مرسوم قول خويش به ايرانى  ها را به زمان نامعلومى موكول كند.
جالب است كه طرف هاى غربى، سياست «منصرف سازى پوتين» را تا آخرين ساعت هاى مانده به اجلاس با همه توان دنبال كردند چرا كه پيدا بود در فضايى كه بوى جنگ سرد جديد را به مشام  ها مى رساند و همه چيز رنگ تقابل بلوك غرب و قدرت هاى شرق را يافته ديدار پوتين چه تحولى در سياست خارجى ايران ايجاد مى كند.
به هر تقدير ايرانى  ها در ديدار تاريخى پوتين به ويژگى نمادين اين رويداد نگاه افكندند. آنها اميدوار بودند چنين ديدارى كه در تاريخ ۶۰ سال پس از جنگ جهانى بى بديل بود مسير مناسبات و همكارى هاى دو جانبه را در زمينه هاى مختلف متحول كند.
در آن سوى آب  ها و در چشم اندازى بين المللى اين ديدار آغاز عصرى تازه در صحنه ديپلماسى بود. بالاترين مفهوم حضور رهبرى روسيه در ايران اين بود كه اين ديدار نقطه پايان بر پروژه اى ۱۷ ساله مى نهاد كه آمريكا و غرب از فروپاشى شوروى تا به امروز دنبال كرده اند؛ پروژه اى به نام تلاش براى وارد كردن مسكو در ائتلاف ضد ايرانى و رودررو ساختن كرملين با تهران.
بنا بر اين روز ۱۶ اكتبر در تهران اتفاقى جز تشكيل جبهه اى با مشخصه هاى پيمان مشترك پوتين - احمدى نژاد نمى توانست به وقوع پيوندد. همزمان با حضور پوتين در تهران، ديپلماسى دولت نهم گام تازه براى يكى از مسائل حاد اين منطقه برداشت. گويى براى تهران حضور پوتين در تهران فرصتى گران بود تا در فضاى تفاهم دو قدرتى كه برخى آنها را دو حريف در پرونده خزر به حساب مى آورند شالوده يك توافق را درباره اين حوزه آبى بريزند. با همين اميد تهران درآخرين روزهاى بهار ميزبان نشستى متفاوت درباره آينده خزر شد تا شايد براى دوره ترديد و بلاتكليفى درباره سرنوشت اين كانون اقتصادى - استراتژيك جهان چاره انديشى كنند. اهميت نشست تهران را پيش از هر چيز از فهرست مسائلى كه مهمانان در بيانيه نهايى پاى آن را امضا كردند، مى توان دريافت.
دولت احمدى نژاد با اين اجلاس پرونده خزر را از زاويه ديگرى به جريان انداخت، پرونده اى كه تاكنون بيش از ۲۰ نشست پيرامون آن در پايتخت هاى منطقه تشكيل شده و درعرض ۱۶ سال پس از فروپاشى شوروى، نمايندگان پنچ كشور ساحلى بار  ها دور ميز مذاكره گرد آمده اند اما هيچ كدام به اتفاقى كه بتوان آن را نقطه عطف به حساب آورد منجر نشده است.
ميوه هاى تازه دوستى با انقلابيون آمريكا
در روزهاى منتهى به سال ۸۶ احمدى نژاد با سفر به چند كشور آمريكاى لاتين پايه هاى مودت خويش با نسل جديد از دولت هاى انقلابى كه زمام امور اين منطقه را دردست گرفته اند تحكيم بخشيد. با اين نگاه سال ۸۶ را مى توان دوره خوشه چينى و زمان به بارنشستن تفكر نوين ديپلماسى دولت نهم به حساب آورد.
در سال جديد دو رهبر نامى اين منطقه به ايران آمدند و دولت  ها و مردم آمريكاى لاتين نيز پس از اجلاس مهم نيويورك بزرگترين جشن موفقيت را براى رئيس جمهورى اسلامى ايران در كاراكاس و هاوانا با حضور خود احمدى نژاد برگزار كردند.
اكنون براى همه روشن شده كه احمدى نژاد جدى ترين حاميانش را از درون قاره آمريكا يافته است. «هوگو چاوز» مردى كه براى دومين بار آراى مردم ونزوئلا را به خود اختصاص داده بود، «اوو مورالس»كه با تلاش جنبشى از جنس مردم بومى بوليوى، در رأس قدرت قرار گرفته و «دانيل اورتگا» قهرمان سال هاى گذشته نيكاراگوا كه پس از ۱۶ سال دوباره از رقيب آمريكايى خود پيشى گرفت «رافائل كورره آ» رئيس جمهور اكوادور كه حتى مراسم تحليفش را در حضور احمدى نژاد به جا آورد همگى به تأسى از رهبر نامى اين منطقه يعنى فيدل كاسترو اكنون در باشگاه ضد آمريكايى از اتحاد با رئيس جمهورى اسلامى ايران به گرمى ياد مى كنند.
حتى اين گروه اكنون، يكديگر را «برادر» صدا مى زنند، چاوز كه، در انتخابات با تكيه بر اعتراض به فساد، تبعيض و سياست هاى غلط حاكم در كشورش پيروز شد،اكنون همين رهبر جنبش هاى انقلابى منطقه كه در زنجيره رهبران انقلابى اين منطقه جايگاه يك ليدررا دارد احمدى نژاد را «برادر» يا «همرزم» خطاب مى كند. روزنامه «تايمز» سفرهاى دوره اى رئيس جمهوران آمريكاى لاتين به ايران را گرم ترين كانون دوستى در دنياى ديپلماسى نام مى نهد و مى نويسد: «حس مبارزه آمريكايى چاوز به خودى خود زياد است و هنگامى كه احمدى نژاد را ملاقات مى كند اين احساس در او سرريز مى شود. رئيس جمهور ايران پس از ورود به حياط خلوت آمريكا به قويترين منبع تقويت احساسات ضد آمريكايى مردم آمريكاى لاتين تبديل شده است. »
بنابراين ترديد نبايد داشت كه در ميان مجموعه سياست  خارجى ايران بيشترين جهش و توفيق به حوزه آمريكاى لاتين تعلق دارد اين توفيق با يك تغيير در اولويت هاى ديپلماسى تهران بدست آمد يعنى موضوعى كه برپايه يك شناخت تازه از مختصات تحولات اين منطقه حاصل شده است يعنى ايران دريافت كه در آمريكاى لاتين يك موج نفى سلطه آمريكا شروع شده كه عدالتخواهى، نفى سلطه و نفى سياست هاى آمريكا ويژگى بارز اين جنبش  هاست. از مظاهراين تحول اين است كه الگوهاى سياسى و اقتصادى مطلوب آمريكا در اين منطقه شكست خورده است. در اين منطقه، مردم امروز به كسانى رأى مى دهند كه اين سياست  ها را نفى مى كنند و همه اين وقايع در جايى رخ مى دهد كه ساليان طولانى حياط خلوت آمريكا بوده است از ۱۸۲۳ كه دكترين مونروئه مطرح شد، آمريكا براى رشد همه جانبه خويش، تمركز خود را بر روى اين قاره قرار داده است. لذا طبيعى بود كه حضور ايران در آمريكاى لاتين كه سال ها حياط خلوت و محل نفوذ بوده مايه نگرانى عميق آمريكايى  ها شود.
000552.jpg
اگر سال اول دولت نهم شاهد تحكيم پيوندهاى دوستى سياسى ميان تهران و پايتخت هاى آمريكاى لاتين بوديم در سال جديد برشالوده اين دوستى هاى سياسى بنيان يك همكارى اقتصادى گسترده به بار مى نشيند. اين همكارى  ها كه رقم آن بسيار چشمگير است واكنش صريح آمريكا را برمى انگيزد به نحوى كه آسوشيتد پرس از قول يك مقام كاخ سفيد اعلام مى كند ايالات متحده اين مسئله را كه چاوز و احمدى نژاد قصد دارند با هدف جلوگيرى از نفوذ آمريكا در كشورهاى آزاديخواه جهان از پروژه هاى سرمايه گذارى در اين كشور  ها حمايت به عمل آورند با نگرانى دنبال مى كند. اشاره اين مقام آمريكايى به خبر توافق ايران و ونزوئلا براى تأسيس يك صندوق مشترك ۲ ميليارد دلارى براى تأمين مالى پروژه هاى سرمايه گذارى است كه اين منبع مى افزايد: «اين صندوق براى تأمين مالى پروژه  ها در كشورهاى در حال توسعه جهان نيز مورد استفاده قرار خواهد گرفت. چاوز مى گويد اين كار به ما اجازه مى دهد تا از سرمايه گذارى در كشورهاى ديگر بويژه آن هايى كه دولت هايشان در تلاشند خود را از يوغ امپرياليسم آمريكا رهايى بخشند پشتيبانى كنيم. »
اما اتفاق دوم كه نقطه اوج در همگرايى استراتژيك ايران وكشورهاى انقلابى اين منطقه است در توافق آنان بر سر حذف دلار رخ مى نمايد هوگو چاوز از تز رئيس جمهورى اسلامى ايران در ميان سران كشورهاى صادركننده نفت مبنى بر بى ارزش تلقى شدن دلار حمايت كرده و اعلام مى كند با اين موضع احمدى نژاد بايد به «امپراتورى دلار» خاتمه داده شود. به هرحال اكنون ايران و آمريكاى لاتين ان قدر به هم نزديك شده اند كه مسافت دورجغرافياى آنها به چشم نمى آيد.
آبان ماه امسال هوگو چاوز براى چهارمين بار ميهمان محمود احمدى نژاد شد. چاوز به صراحت گفت كه بار ديگر به ايران آمده تا ركورد سفرهاى ديپلماتيك رئيس جمهور يك كشور به كشورى ديگر را شكسته و براى چهارمين بار در تهران كه به تعبير احمدى نژاد خانه دوم ونزوئلايى هاست با رئيس دولت نهم ديدار كند. پيش از او در خرداد امسال انقلابى سرشناس آمريكاى لاتين ميهمان تهران شد. دانيل اورتگا كه هم عصر انقلاب اسلامى، جنبشى براى استقلال نيكاراگوئه را در آمريكاى لاتين به ثبت رساند، ايران را سرزمين مطلوب خود و رهبران آن را خويشاوندان خويش خواند. اودرتهران گفت همچنان انديشه نفى سلطه و مبارزه براى استقلال آمريكاى لاتين را دارد، سفر رئيس جمهورى نيكاراگوئه، پاسخى به ديدار زمستان گذشته رئيس جمهور ايران بود. اورتگا علاقه خويش به رئيس جمهور ايران را پنهان نكرد. او احمدى نژاد را سياستمدارى در خط مقدم مبارزه بر ضد امپرياليسم معرفى كرد و در عوض محمود احمدى نژاد نيز وى را «سمبل عدالت» خواند.
ديپلمـــــــــــــاسى تحرك ۲
پل تفاهم بر روى خليج فارس
000537.jpg
روابط ايران و اعراب در سال ۸۶ شاهد تحولات بيشمارى شد. تحولاتى كه هركدام قطعه اى از پازل تفكر نوين تهران براى همگرايى با همسايگان است. ديپلماسى دولت نهم در شرايطى كه حريف اصلى اش، آمريكا اين منطقه را ميدان مهم رويارويى به ايران تبديل كرده است توانست منحنى همكارى با همسايگان عرب خويش را در حالت صعودى نگه دارد. شايد تقابل ايران و آمريكا در هيچ نقطه اى به اندازه آنچه سال ۸۶ در كرانه هاى خليج نيلگون فارس ديديم تبلور نداشت. هر گامى كه آمريكا به سوى نزديكى به اين كشور ها و ايجاد اجماع عربى عليه ايران برداشت با تلاش هاى چشمگيرى كه ديپلماسى جمهورى اسلامى انجام داد به بن بست انجاميد. در صدر رويكرد عربى ديپلماسى ايران سفرهاى احمدى نژاد به سه كشور عربستان،  عراق و قطر نشسته است يعنى سه نقطه اى كه اكنون فشارهاى سياسى بوش ان جا متمركز بوده است. سفر رئيس جمهور به قطر جايى كه در آن اجلاس حساس شوراى همكارى خليج فارس برپا بود سرفصلى نو در ديپلماسى تهران گشود. در ميانه آذرماه احمدى نژاد كارت دعوت شوراى همكارى را دريافت كرد، دعوتى كه جرقه يك همكارى راهبردى را در روابط دو سوى اين حوزه آبى شعله ور كرد. به اين صورت ايران درسازمانى گام نهاد كه به عنوان يكى از باشگاه هاى ضديت با تهران در دنياى ديپلماسى شهرت داشت.
هر چند اين تصميم مهم با واكنش شتابزده و قضاوت سطحى برخى محافل روبه رو شد اما اغلب ناظران در توصيف ارزش هاى تاريخى آن سخن گفتند. به باور ناظران اين تصميم در فرداى مذاكرت سران آمريكا و اعراب نمودى از شجاعت و ابتكار دستگاه ديپلماسى ايران بود تاحدى كه نخبگان غربى پيش بينى كردند كه، سفر احمدى نژاد به قطر به آغاز يك دوره در همكارى منطقه اى و ورود ايران به اتحاديه هاى منطقه اى ديگر منجر شود.
كشور قطر كه ميزبانى اين جشن تعامل ديپلماتيك را برعهده داشت به فاصله اندكى در ۹ اسفند شيخ حمد بن جاسم آل ثانى نخست وزير خويش را راهى تهران كرد.
به گفته يكى از اين كارشناسان، شوراى همكارى خليج فارس، عملاً سازمانى براى مقابله با جمهورى اسلامى ايران و انقلاب اسلامى بود و احمدى نژاد با اين رويكرد روشن ساخت كه پس از بيست و چند سال، پروژه مقابله با جمهورى اسلامى ايران نه موفق و نه به مصلحت منطقه و نه در جهت منافع كشورهاى منطقه است. اين سفر احمدى نژاد به قطر اعلام دو سياست بسيار مهم بود؛ اول اين كه اين شورا بايد به مجمعى از همه كشورهاى حاشيه خليج فارس از جمله جمهورى اسلامى ايران براى توسعه و امنيت تبديل شود و امنيت منطقه بايد به سوى ترتيبات منطقه اى پيش رود كه اعتمادزا و كاملاً در خدمت منافع منطقه است و درمرحله دوم سياستگذاران منطقه براى خروج بيگانگان پس از شكست در عراق چاره انديشى كنند.
رئيس جمهورى خود نيز در پايان حضورش در اجلاس سران شوراى همكارى خليج فارس به جمعبندى اين سفر پرداخت و آن را اتفاقى بسيار مثبت و سازنده خواند و از منتقدان خواست كه عينك بدبينى را بردارند و واقع بين باشند. رئيس جمهورى استقبال شوراى همكارى خليج فارس از پيشنهادات ايران را يادآور شد و تصريح كرد: اين پيشنهادات به صلح و امنيت منطقه كمك مى كند.
حلقه دوم دستاورد سياست عربى ديپلماسى ايران در ايجاد فضاى تفاهم با كشور امارات نمايان شد. كشورى كه در زنجيره اعراب به داشتن سرسخت ترين موضع ضديت با ايران شهرت داشت. تير ۱۳۸۶ اماراتى ها باشكوه ترين استقبال را براى محمود احمدى نژاد ترتيب دادند، آن روز بسيارى از روزنامه  ها و محافل جهان اين اتفاق را اقدامى استراتژيك براى خنثى كردن اثر سفر ديك چنى معاون رئيس جمهور و كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا در منطقه عنوان كردند. روند جديد همكارى كه با مذاكرات احمدى نژاد در ابوظبى شروع شد با سفر «شيخ محمد بن راشد آل مكتوم» مقام دوم كشور امارات در پايان بهمن ماه به ايران تكميل گرديد، اين نخستين سفر نخست وزير امارات متحده عربى به ايران پس از انقلاب اسلامى  است. شيخ محمد اندكى پيش از اين وقتى با پيشنهاد مركل در سفر اروپايى اش براى پيوستن به جبهه هسته اى غرب روبه رو شد اين پاسخ را داد كه اعراب وارد اين بازى تنش نخواهند شد.
اما فصل ديگر دوستى تهران و اعراب در تماس هاى سران تهران با مقام هاى ارشد عربستان به بار نشست، كشورى كه نقش شيخوخيت را در جهان عرب بر عهده دارد براى چهارمين بار متوالى احمدى نژاد را به كاخ امير عبدالله دعوت كرد. موسم حج كه رئيس جمهور ميهمان ويژه پادشاه سعودى بود موسم تحكيم پايه هاى دوستى دو قدرت خليج فارس ناميده شد. تهران و رياض در سال ۸۶ علاوه بر همكارى هاى دوجانبه باب رايزنى هاى مهم در بحران هاى منطقه را گشودند كه انتظار مى رود ثمرات آن در سال پيش رو نمايان شود. البته چتر دوستى نوين تهران به ديگر پايتخت هاى عربى نيز گسترده شد. سران منامه، مسقط و كويت نيز در سالى كه گذشت بار ها پاى مذاكره با ديپلمات  ها و بلند پايگان جمهورى اسلامى نشستند.
آخرين روزهاى سال ۸۶ مهم ترين حركت ديپلماسى ايران در سفر به بغداد نمايان شد، وقتى كه هواپيماى حامل رئيس جمهور ايران در نيمه اسفند در فرودگاه بغداد به زمين نشست اين اتفاق در اغلب نگاه ناظران حاوى يك پيام نمادين بود و آن اين كه دوستى دو همسايه وارد مسيرى برگشت ناپذير شده است. فقط ناظران ايرانى و عرب نبودند كه از اين ديدار به عنوان اتفاقى بى سابقه در تقويم ديپلماسى تهران - بغداد ياد كردند بلكه قاطبه تحليلگران آن سوى خاورميانه، نشانه هاى يك تحول را در آن جست وجو كردند.
ديدار احمدى نژاد، اين پيام آرام بخش و خجسته را براى دو سوى اروند داشت كه عصر بدبينى و اختلاف به معناى واقعى به سر آمده است و عزم دولت هاى دو كشور در تحقق بخشيدن به اين انديشه چنان است كه حتى توفان تروريسم و تندبادهاى دوره اشغال نظامى نيز تلنگرى در آن نمى افكند.
ميزبانان احمدى نژاد نيز در ضيافت بزرگى كه براى او تدارك ديدند، اين نگاه نو را به رخ همه كشيدند كه نسل جديد سكانداران عراق با انديشه اى تازه به سوى همكارى با ايران گام برداشته اند.
پيوند امروز تهران و بغداد را بايد برآيند و محصول عينى تدبير ها و تلاش هاى طرف ايرانى دانست كه بويژه در پنج سال آزمون اشغال نظامى اين سرزمين و غرش ماشين تروريسم، موقرانه ترين منش ديپلماتيك را به نمايش گذاشت. دراين مدت تهران در مهم ترين اصل از سياست هاى خويش توانست مانع از تبديل محيط آشفته عراق به آوردگاه رقابت ميان خويش با قدرت هاى منطقه اى و فرامنطقه اى شود.
بنابراين كارنامه ديپلماسى ايران جدا از مهر تأييدى كه طرف هاى بين المللى بر آن نهاده اند نمره اى جداگانه نزد ملت و دولت عراق محفوظ دارد كه در سفر اسفندماه دولتمردان ايران به بغداد، طالبانى و دوستانش آن را پيشكش احمدى نژاد كردند.
اجلاسى براى عرضه جهان بينى دولت نهم
شايد در ميان نشست  ها و اجتماعات ديپلماتيك گوناگونى كه سال گذشته برپا شد هيچ كدام به اندازه نشست شهريور ماه بيش از صد كشور غيرمتعهد در تهران مايه خرسندى احمدى نژاد نشد. به همين دليل رئيس جمهور پرشورترين نطق خويش را از تريبون اين اجلاس ارائه كرد. احمدى نژاد دراين نطق كه مورد توجه بسيارى از محافل قرار گرفت براى نخستين بار ايده هاى دولت نهم را در زمينه مفاهيم چالش انگيزى مانند حقوق بشر و دموكراسى و تضادهاى فكرى دنياى مدرن با مبانى اجتماعى و فرهنگى ملل شرق تبيين كرد. هر چند گروه غير متعهد ها در طول سال ۸۶ روابطى گرم با جمهورى اسلامى بويژه درزمينه هسته اى برقرار كرد اما در اجلاس تهران اين ديدار به مركز همفكرى منتقدان نظام سلطه جهانى تبديل شد.
اجلاس تهران مهم ترين فرصت هماهنگى ميان ديپلماسى دولت هايى شد كه هنوز در فضاى آشفته جهانى در پى راهى براى حفظ استقلال ملت  ها هستند. جمعى كه آن روز در تهران گرد آمدند درواقع خويشاوندان فكرى جمهورى اسلامى در گستره نظام نوين جهانى هستند، چنان كه رئيس جمهور توصيف كرد جنبش غير متعهد ها همچنان در نظر تهران مقدس ترين نهاد سياسى است و خط سير اين نهاد همان مشى نهضت هاى جاودانه اى است كه در طول تاريخ در پى مهار افسار قدرت هاى سلطه جو بوده اند. از سال ۱۹۶۱ كه سازمانى با پرچم سبز مستقل بودن در شهر بلگراد تولد يافت تا به امروز كه ايام ميانسالى اين نهاد را شاهد هستيم بنيانگذاران اين جنبش نيم قرن را در آرزوى برافتادن انديشه سلطه به سر كرده اند. رهبران و اعضاى اين جنبش در اين ۵۰ سال ايام توفانى، بار  ها درباره كارآمدى و توانايى اين نهاد دچار ترديد شده اند اما نشست شهريورماه اين جنبش تلاش كرد اين ترديد ها را كنار بزند. اجلاس تهران اين دستاورد را داشت كه غير متعهد  ها در دوران پرمخاطره پس از سقوط امپراتورى شرق نيز بر دوش همان پايه گذاران ديرينش ادامه حيات دهند.
مسئولان دولت نهم در اين اجلاس به وضوح مختصات جهان جديد را ازنگاه خويش ترسيم كردند، آنها در سخنانشان بر اين انديشه خط بطلان كشيدند كه جهان راهى جز حركت روى ريل تفكر راست ندارد. رئيس جمهور و همكارانش نگاه نقد خويش را متوجه اين تصور كردند كه مى گويد ليبراليسم به عنوان نه فقط «گفتمان غالب» يا انديشه برتر كه به صورت تنها نظام فكرى - حكومتى ممكن و موجود است.
نگاه گرم تهران به آن سوى مرزهاى شمالى
از ميان سران جمهورى هاى تازه متولد شده در بستر شوروى سابق كسى نبود كه سال ۸۶ راهى تهران نشود. فهرست ملاقات  ها و ديدارهايى كه فقط در سطح سران ايران و آسياى مركزى صورت گرفته  آن قدر بلند است كه از يك تحول تازه در دوسوى مرزهاى شمالى سخن بگوييم.
نگاه نو به آسياى مركزى و قفقاز كه ايرانى  ها از اوايل دهه ۹۰ انتظارش را كشيدند آرام آرام به بار مى نشيند. درسالى كه گذشت غير از سران چهار كشور حاشيه خزر چندين ديدار مهم ميان سران تهران با اين جمهورى  ها صورت گرفت كه ازاين ميان مى توان به سفرهاى مهم احمدى نژاد به آذربايجان، ارمنستان، قرقيزستان و ‎/ . . اشاره كرد. افزون براين رهبران اين منطقه هركدام در سفر خويش قرارداد ها و پروژه هاى مهمى را در تهران به امضا رساندند كه تحقق آنها مى تواند مناسبات ايران با اين منطقه را با تحولى تازه روبه رو سازد. ارزش هاى عرصه آسياى مركزى و نقش حياتى كه اين منطقه در اقتصاد وامنيت حال وآينده كشورمان دارد ازنگاه هيچ ديپلمات ايرانى پنهان نيست.لااقل در اين دو دهه كم نبودند كسانى كه از فرصت سوزى و عقب ماندن ايرانيان از قافله رقابت در اين خطه نكوهش  ها سردادند و همه افكار عمومى و نخبگان ايران را به انتظار گشودن چنين فرصتى نشاندند.
دست هايى كه براى دوستى در بيشكك و عشق آباد و باكو دراز شد نشان از آن داردكه پايتخت هاى اين منطقه مستعد يك همگرايى جديد با تهران هستند. ديپلماسى ايران و دولت احمدى نژاد در شرايطى استثنايى نگرش نوين خويش را در آسياى ميانه به نمايش گذاشتند، شرايطى كه درآن دولت  ها وجوامع اين منطقه دوره اى از آزمون و خطا را در امر حكومتدارى پشت سرنهاده اند. هم اكنون هيجانات سياسى ناشى از انديشه هاى رؤياگونه در پايتخت هاى جمهورى  ها فرونشسته است. در همه كشورهاى آسياى مركزى از آستانه تا بيشكك سخن از يك انتخاب تازه است و اغلب گروه  ها و سياستمداران با عينك واقع بينى براى تعيين مسير تازه سياست خارجى خويش گام برداشته اند.
در حاشيه اجلاس خزراين ايده هاى واقع گرايانه كاملاً نمايان شد وقتى كه رهبران اين جمهورى  ها به صراحت از استقلال عمل در تصميم گيرى سخن گفته و پاى بيانيه اى را در تهران امضا كردند كه جلوگيرى از دخالت بيگانگان محور اصلى آن بود.

تغيير منحنى تصورات سياسى رهبران جمهورى هاى شوروى سابق نسبت به غرب به گونه اى است كه مى توان حيات سياسى اين كشور  ها را به دو نيمه كاملاً متفاوت تقسيم كرد؛ دوره اى كه بلوك غرب در لباس يك شريك وحامى در تقدير سياسى آنها ظاهر شده و دولت هاى آسياى مركزى و قفقاز را به انواع حمايت هاى مادى و معنوى جهت عبور از «دوران سخت گذار» دلگرم مى سازد و دوره اى كه اين كاخ آرزو ها در توفان ناآرامى اين جمهورى  ها فرو مى ريزد. اين چرخش نگاه ابتدا دركوران انقلاب هاى رنگى يا همان جنبش هاى اپوزيسيونى كه با لجستيك همه جانبه غرب عليه حاكمان منطقه به راه افتاد، خدشه برداشت و درمرحله دوم با طرح پيشروى ناتو و آمريكا به سمت مرزهاى روسيه بويژه طرح سپر موشكى به هم ريخت. طبيعى بود كه از پى اين اتفاقات سهمگين كه نزديك سه سال از تفليس آغاز و تا بيشكك امتداد يافت، فرصتى تازه براى كشورهايى مانند ايران و روسيه كه با نگرانى دوره نفوذ غرب در اين منطقه را دنبال مى كردند، فراهم شود.
000570.jpg
همسايگان شمالى در برهه اى دست دوستى به سوى ديپلماسى ايران دراز كردند كه تجربه يك دهه همپيمانى آنها با غرب به بن بست انجاميده است. اما درميان ديدر ها و ملاقات هايى كه ميان سران ايران و اين جمهورى ها اتفاق افتاد سفر رئيس جمهور به باكو اهميت شايانى دارد.
اين حساسيت از آنجا ناشى مى شود كه سياست خارجى ايران در اين ناحيه دوره اى را در ترديد وابهام به سر كرده است. در زنجيره جمهورى هاى شوروى سابق، آذربايجان موردى خاص براى ايران بوده كه تنظيم مناسبات جديد با آن بنا به سه مسئله بغرنج: قضيه قره باغ، مناقشه انرژى و پرونده خزر و بالاخره تحركات سياسى و قومى محافل اپوزيسيون پيچيده تر از نقاط ديگر بوده است به همين دليل در عمر ۱۶ ساله جمهورى آذربايجان، تهران براى احياى دوستى و پيوند تاريخى خويش با اين همسايه اش با سدى از حريفان سرسخت روبه رو شد. اما اكنون سنگ بناى روابط جديد ميان دو كشور در مذاكرات احمدى نژاد و على اف نهاده شده است و با ديدارى كه اوايل شهريور صورت گرفت روابط تهران و باكو از سير يكنواختى كه در دوره رهبر پيشين آذربايجان - حيدر على اف - داشت گامى فراتر نهاد. اكنون روابط دو همسايه از موانع سخت و پيچ هاى تندى عبور كرده است واثر چندانى از عناصر تنش زاى دهه گذشته، ديگر به چشم نمى آيد.
شايد براى حريفان منطقه اى ايران كه مذاكرات باكو را با حساسيت دنبال مى كردند قدرى شگفت انگيز باشد كه تهران و باكو درطراحى الگوى تازه مناسبات شان سهمى را به حوزه همكارى هاى نظامى و امنيتى اختصاص داده اند و قرار شده وزراى دفاع و مقام هاى نظامى دو كشور پس از اين ديدار سران، باب تبادل دانش و تجهيزات دفاعى را باز كنند.
نزديكى امروز دو همسايه يك اتفاق نمادين است، از آن رو كه به بخشى از تصورات و تلقى هاى ناظران پايان مى بخشد؛ ناظرانى كه در پيش بينى  ها ومحاسبات خود از صف بندى هاى تازه قفقاز - باكو را فقط در باشگاه كشورهاى حريف ايران مى ديدند و همواره بر اين گمان خويش پاى مى فشردند كه اين جمهورى در راه بى بازگشت گرايش به غرب روى نهاده است وانتظار دولت هايى مانند ايران يا روسيه براى ازسرگيرى دوستى و همگرايى با اين همسايه شان بيهوده است.
كنترل تنش در آن سوى مرزهاى شرقى
بسيارى براين گمان بودند كه با وخيم شدن اوضاع دو همسايه شرقى، روابط تهران باكابل و اسلام آباد نيز دست به گريبان بحران خواهد شد اما سال ۸۶ مرزهاى شرقى ديپلماسى ايران مرزهاى تفاهم و دوستى بود. تهران بى آنكه در كشمكش سه جانبه دو همسايه اش با آمريكا وارد شود درچند ديدارى كه ميان مشرف و كرزاى با احمدى نژاد صورت گرفت چند طرح  مشترك همكارى با آنها به امضا رساند. در تابستان امسال آنگاه كه زنگ شكست ناتو وآمريكا در مهار شورشيان طالبان به صدا درآمد تهران دعوت جديد براى نقش آفرينى در صحنه افغانستان دريافت كرد. نزد سران كابل سفر احمدى نژاد حاوى نويد هايى بود مبنى براين كه تهران عزم آن دارد كه افغانستان در برهه شورش دوباره طالبان در مسير عراقيزه شدن نرود. حضور رئيس ديپلماسى ايران در كابل چنان كه ناظران توصيف كرده اند تصويرى تازه از روابط استراتژيك دو دولت همسايه ارائه كرد. تصويرى كه گوياى آن است بينشى واقع گرايانه برتار وپود ديپلماسى تهران وكابل رسوخ كرده است كه تند باد رقابت  ها يا موج فشار لابى هاى سياسى - نظامى آمريكا و ناتو چندان راهى درآن ندارد. همزمان با ديدار احمدى نژاد بود كه برخى بازيگران جهانى درافغانستان پيشنهاد مشاركت تهران در مهار بحران اين كشور را ارائه كردند. جالب است كه اين پيشنهاد به صورت مشابه وقتى دعواى جناح هاى قدرت در اسلام آباداوج گرفت از سوى پاكستانى  ها مطرح شد. بدون ترديد مجموعه آنچه در مذاكرات كرزاى و مشرف با احمدى نژاد گذشت براى جهان خارج، پيامى جز اين نداشت كه تهران بهترين موقعيت را براى ايفاى نقش ديپلماتيك در اين عرصه دارد. نكته اى كه پس زمينه اصلى مذاكرات كرزاى و احمدى نژاد قرار گرفت تجربه جنگ شش ساله است، تجربه اى بس پر از اندرز كه مردان كابل و اسلام آباد را با واقعيات تازه اى از قاعده دوستى شان با غرب و ايران آشنا كرد. با همه فرازونشيبى كه در روابط ايران وآمريكا و بى مهرى هاى كاخ سفيد در پروژه براندازى طالبان گذشت اما تهران با نگاهى راهبردى، رويكرد دوستى با دولت جديد افغانستان را پى مى گيرد؛ راهبردى كه در آن افغانستان عمق امنيت ملى ايران است و دولت ميانه رو اين كشور درجرگه دوستان وشركاى ديپلماسى تهران نشسته است.
با شرايطى كه اكنون افغانستان و پاكستان دارد انتظارمى رود كه تهران در سال جديد با پيشنهادهاى تازه روبه روشود ‎/ شايد كرزاى و مردان اسلام آباد به زبان نياورند اما بى گمان خواست قلبى آنان در اين برهه اين است كه تهران ضلع دوم از محور امنيتى را تشكيل دهد كه ضلع ديگر آن را آمريكا و ناتو شكل داده است. رويكرد تازه اين كشور ها به تهران گواه ديگرى بر ناكامى خط مشى لجبازانه كاخ سفيد است. كمتر كسى امروز دراين واقعيت ترديد مى كند كه پروژه هفت ساله ائتلاف بين المللى براى بازگرداندن امنيت و بازسازى افغانستان به بن بست انجاميده است و فراخوانى امروز كابل از قدرت هاى حريف آمريكا مفهومى جز يك دعوت نانوشته از سوى جامعه بين المللى ندارد.
حضور در شاهراه خاورميانه
اغلب پايتخت هاى خاورميانه كه به عنوان شاهراه ديپلماسى در اين منطقه مطرح هستند در سال ۸۶ كانون آمد وشد مقام هاى تهران بودند. در اين ميان مى توان فهرستى بلند از ديدار ها ومذاكراتى ارائه كرد كه تهران با دمشق، قاهره، يا طرابلس برقرار كرد. روابط ايران و سوريه به عنوان زوج استراتژيك خاورميانه همچنان آهنگ صعودى خويش را حفظ كرد. در فضايى كه آمريكايى  ها بيشترين تلاش را براى گسستن پيوندهاى دمشق با جريان مقاومت به عمل آوردند احمدى نژاد و بشاراسد چند بار درتهران ودمشق به مذاكره نشستند. مهم ترين محورهاى همكارى آنان بحران لبنان و فلسطين و ادامه اشغال عراق بود. در مناسبات تهران و قاهره چشم اندازهاى تازه اى گشوده شد، حسنى مبارك و مقام هاى مصر بار ها نسبت به گشودن باب جديد همكارى ابراز علاقه كردند. ازنگاه ديپلماسى دولت نهم همه چيزبراى برداشتن گام نهايى در مناسبات دوطرف مهياست و به نظر مى آيد سال جديد روابط قاهره وتهران تحولى عميق را شاهد خواهد بود.
با سفر معاون اول رئيس جمهور به طرابلس دو كشور ليبى و تهران نيز باب همكارى جديد را گشودند، برحسب گزارش هاى منتشر شده هم اكنون پروژه هاى مهمى در زمينه هاى اقتصادى وسياسى ميان دو طرف كليد خورده است. اما در رأس اين اتفاقات ديدار مردادماه رئيس جمهور ايران از الجزاير قراردارد كه با اين ديدار احمدى نژاد آخرين گام را براى متحول ساختن مناسبات دوطرف برداشت. از نگاه ناظران خاورميانه حادثه اى است كه به يك الگو براى دوستى اعراب با ايران تبديل شده است به اين دليل كه ديدار الجزاير بخش مهمى از رويكرد ديپلماسى ايران به جهان عرب بود.
يك درك نو از شرايط خاورميانه و جهان اسلام موجب شد سران تهران و الجزيره گامى بلند براى اعتمادسازى و برچيدن حصارهاى كهنه اختلاف ميان يكديگر بردارند. بوتفليقه واحمدى نژاد به صراحت گفتند كه پس از اين اتفاق برآن هستند كه گام هاى بعدى را براى كاهش دامنه اختلاف و تنش هاى منطقه اى بردارند. نزديكى سران الجزيره به تهران، گوياى آن بود كه نسل تازه رهبران سياسى عرب از تفكر دنباله روى محض عبور كرده و به تنظيم سياست خارجى خويش بر معيارهاى تازه مى انديشد. با اين مبنا است كه ناظران مى گويند الجزيره عصر جديد ديگر پايتخت دوم اروپا نيست.
الجزاير، دومين كشورآفريقا در نقطه تلاقى جهان اسلام و اروپاى مسيحى همان ارزش استراتژيك را دارد كه ايران در نقطه تماس دو كانون مهم خليج فارس و آسياى مركزى. ديدار رئيس جمهور ايران از پايتخت افسانه اى انقلابيون خاورميانه از جهاتى ديگر يك اتفاق سمبليك بود كه اين سفر به مرحله اى از سكون و ركود درمناسبات دو كشور پايان داد. زمان بسيارى سپرى شد تا موانع يك دهه ركود در روابط دو كشور برچيده شود. اما رهبران تهران و الجزيره اكنون با اين ديدار، افقى واقعى از دوستى سياسى را گشودند كه در آن اثرى از بدبينى و تيرگى نيست.
000513.jpg
سال ۸۶ مردان خاور ميانه عربى در مهم ترين مسئله امنيتى خويش يعنى ماجراى تروريسم، تهران را در كنار خود ديدند. رئيس جمهور در مصاحبه با خبرنگاران عرب با شديد ترين بيان، رفتار تروريست  ها را نفى كرد و در خصوص همكارى در مبارزه با اين پديده به طرف عربى اطمينان داد. احمدى نژاد گفت : جمهورى اسلامى ايران از اساس با روشهاى تروريستى تحت هر نام، انگيزه وعنوان مخالف است. دين مبين اسلام، كشتار بى گناهان را به هر ترتيب ممنوع كرده است و بهترين راه حل مسائل بين گروهها، اقوام، ملت  ها وكشور  ها گفت وگو و منطق است و در پايان يادآور شد كه كشورهاى مستقل دنيا دست به دست هم بدهند و عليه اين جنايت قيام كنند. تصور كنيد در افكارعمومى كشورهايى كه دو دهه تمام در بدبينى و سوء ظن نسبت به ايرانيان بسر كرده اند اين راهبرد جمهورى اسلامى چه آثار نافذى بر جاى مى نهد.
اما چنان كه توصيف شد ديدار سران اعراب و تهران فقط يك اتفاق محدود در چارچوب روابط دو كشور نبود، هر دو طرف در برداشتن اين گام به اهدافى بلندتر چشم دوختند. ديپلماسى ايران در ميدان جديدى گام نهاد كه مغرب زمينيان همواره آن را درقلمرو علايق خويش قرارداده اند. الجزاير يا ليبى نقاطى هستند كه دروازه هاى طلايى اروپا محسوب مى شوند. لااقل اروپائيان مجاور مديترانه در حوادث توفانى دو دهه اخير به طور بى پروا اعلام كردند كه اين مناطق را عمق امنيت ملى خويش مى بينند. بنابراين براى مغرب زمينيان همنشينى سران تهران با الجزيره يا طرابلس مفهومى آميخته به ناكامى دارد.
گام هايى براى تسكين آلام آفريقا
سهم زيادى از ديدار ها و مذاكرات دولت نهم در سال گذشته به مشكلات ملت هاى مسلمان وكشورهاى تحت سلطه اختصاص يافت، كشورهايى كه اغلب در قاره سياه جمع شده اند. تهران در آخرين روزهاى اسفندآغوش استقبال به روى دولت هايى گشود كه هنوز زخم استعمار برپيكر خويش دارند. علاوه براين بسيارى ازسران كشورهاى آفريقايى از سودان گرفته تا سنگال در۸۶ ميهمان تهران بودند و درطول سال نيز اعضاى دولت نهم با سفرهاى پياپى تحرك تازه اى به خط همكارى ايران و آفريقا دادند كه مهمترين آن سفر رئيس جمهور به سنگال است. چنان كه اغلب ناظران توصيف كرده اند اقبال اين ملتهابه ديپلماسى دولت نهم بازتابى از تفكر شخص رئيس جمهورى است كه حمايت ملت هاى تحت سلطه در سرلوحه آن قرار دارد. اما آنچه در نظر سران آفريقا به موج تازه فعاليت ايران اهميت مى بخشيد فضاى سياسى قاره سياه است. هم اكنون طرح هاى امنيتى و سياسى مهمى در صحنه آفريقا از سوى قدرت هاى غالباً غربى در حال پيگيرى است، طرح هايى كه متأسفانه از نگاه افكار عمومى جهان پنهان مانده است. سرزمين بكر و پربار آفريقا همواره براى غرب، بويژه قدرت هاى بزرگ اغوا كننده بوده است و به همين دليل اغلب دولت  ها به تدوين برنامه هاى تازه درباره آفريقا پرداخته اند و در صدد برآمده اند تا ضمن ارائه آنچه امروزه مشوق هاى اقتصادى خوانده مى شود، در كشورهاى اين قاره پهناور جاى پاى خود را مستحكم تر سازند.
در رأس اين تحولات سودجويانه سياست هاى غرب قراردارد، آمريكا قصد دارد با ايجاد پايگاه هاى جديد در مناطق مختلف اين قاره بر نفوذ خود در آنجا بيفزايد و به طور مشخص در پوشش مبارزه با جريان هاى تروريستى يا كمك به تثبيت اوضاع سياسى، ميدان رقابت سياسى و اقتصادى در اين قاره را بگشايد. اين نكته اى است كه رئيس جمهور در جمع سران اين قاره آن را به عنوان يك خطر مطرح كرد و اعلام نمود كه آفريقا با الگوهاى تازه اى از «نفوذ» و «سلطه» روبه رو است. كشورهاى غربى در پوشش هاى مختلف نظامى (AFRICOM)به آفريقا راه پيدا كرده اند و در اين ميان نفوذ آمريكا در قالب مبارزه با تروريسم و قوت گرفتن القاعده با پررنگ تر كردن اين مسئله دنبال مى شود. ديپلماسى جمهورى اسلامى بار ها از اين مسئله اظهار نگرانى كرد كه حضور القاعده در آفريقا بهانه واشنگتن براى سلطه بر منابع اقتصادى آفريقاست.
تهران با اين درك نوين آهنگ فعاليت خويش دراين منطقه را سرعت بخشيد كه ملت هاى آفريقا در هزاره سوم به دليل كشمكش هاى داخلى بى پايان در بهره بردارى از منابع خود ناكام كرده و همين مسئله فرصت تسخير آن را به نيروهاى خارجى داده  است.‎/


|   شناسنامه   |   آرشيو   |