حميد آذرى
سال ۸۶ براى دولت نهم، سال به بار نشستن نگاه نوين ديپلماسى اصول گرايان است. اگر دولت نهم در سال نخست ، محور ابتكاراتش را سفرهاى استانى قرار داد بى گمان در سال جديد اين حوزه ديپلماسى است كه ابتكار ها و امتيازهاى اين دولت را به معرض نمايش مى گذارد. دولت نهم در دومين سال حياتش نگاهى عميق به فراسوى مرز ها مى دوزد و خيزى بلند به سوى نقش آفرينى در عرصه جهانى برمى دارد. آن چنان كه از تقويم وزارت خارجه پيداست، تهران در اين سال پرمشغله ترين روز ها را در مسير مذاكره و رايزنى تجربه كرد.
در اين ۱۲ ماه كمترعرصه اى از قلمرو سياست بين الملل مى توان سراغ گرفت كه نشانى از حضور ديپلماسى ايران نداشته باشد. در كانون اين اتفاقات سفر ها و ديدارهاى رئيس جمهور نشسته است. شمار مأموريت هاى خارجى رئيس جمهور در پايان سال ۸۶ به رقم ۵۰ نزديك شد. رقمى كه به روشنى گوياى شتاب چشمگير حركت ماشين ديپلماسى است.
شمارى از سفرهاى رئيس جمهور به دليل تحولاتى كه برجاى مى نهد، به عنوان نقطه عطف از سوى ناظران ثبت شده است، از اين قبيل است سفر نيويورك و حضور در دانشگاه كلمبيا كه به نماد رويارويى ديپلماسى ايران با دو حريفش - آمريكا و اسرائيل - تبديل شد و ركورد يك پيروزى بى سابقه را براى دولت نهم به ارمغان آورد يا ديدارهاى حساس رئيس جمهور با سران چين و روسيه و شوراى همكارى خليج فارس كه هركدام در فضاى رقابت جهانى، سرفصلى نو براى سياست خارجى ايران گشودند.
از يك منظر مى توان سال ۸۶ را سال پوست اندازى ديپلماسى نهم به حساب آورد. اقدامات دولت نهم در اين حوزه آهنگى از تغيير در ساختار اين نهاد كهنسال دارد، نهادى كه ميزان كارآمدى و سرعت عمل آن در عرصه رقابت بين المللى همواره با نقد ها و انتظارات فراوان روبه رو بوده است. اين باردولت نهم تلاش مى كند تا با طرح ايده ها و ابتكارهاى تازه حركت قطار ديپلماسى را در ريل تحول جهانى، سرعت بخشد. چشم انداز اين طرح ها رسيدن به نقطه اى است كه رئيس جمهور ديپلماسى طراز انقلاب اسلامى مى نامد.
بنابراين ديپلماسى ايران در سال جديد تصويرى تازه در صورت و سيرت خويش به نمايش گذاشت. تصوير يك ديپلماسى اصولگرا كه در عين حال تلاش مى كند ازهمه تكنيك ها و تاكتيك هاى ممكن و مرسوم اعم از ، فرصت سازى، انعطاف پذيرى، واكنش بهنگام، منطق اقناع و.// بهره وافر ببرد. ديپلماسى ايران در اين سال از بسيارى مرز «ناممكن ها» عبور مى كند. سلسله اى از اقدامات رئيس جمهور ايران در اين سال ترجمان واقعى شعار «مى توانيم» اوست، رويارويى موفق او با نماد اردوى ليبرال ها در كلمبيا، حضور او در نهادهايى كه حريف يا بيگانه با ايران بودند مانند شوراى همكارى خليج فارس يا شانگهاى. تصميم براى برداشتن آخرين موانع از روابط ايران با كشورهايى كه در تنش دائم با ايران بودند مانند الجزاير، عراق و روسيه و دست آخر ايستادن او برحقوق هسته اى در كارزارى كه در آن آمريكا و قدرت هاى شريكش همه ابزارهاى تهديد و ارعاب را به صحنه آوردند.
بنابراين دفتر ديپلماسى ايران درسال ۸۶ دفترى پر برگ و بار و آميخته به انواع حوادث و تصميم هاى شگفتى ساز است. دسته اى از اين حوادث نمايشگر اعتماد به نفس در گشودن گره ها و مناقشه هاى دست و پاگير است. اين رشته از نقش هاى ديپلماسى كه جوهره آن اعتماد به نفس است عمدتاً در روابط دولت با همسايگان رخ مى نمايد. دولت نهم با اراده اى تازه به سوى زدودن رسوبات اختلاف در سياست خارجى ايران خيز
برمى دارد مناقشه هايى كه گرچه در گذر ايام به معضلى بزرگ تبديل شده اند اما پايه وبنيانى سست دارند، احمدى نژاد از ابتدا با نگاهى متفاوت و به سمت بستن پرونده اين دست مسائل حركت كرد. گويى از منظرى كه او موضوعات و اولويت ديپلماسى ايران را مى نگريست جايى براى اختلاف با همسايگان باقى نمى ماند. طبيعى بود كه اين نگرش و رويكرد منشأ شتاب ماشين ديپلماسى ايران در منطقه شود. همكاران او اين بار با ايده اى تازه براى هموار ساختن جاده دوستى با همسايگان شمال و جنوب ايران گام برداشتند، ايده احمدى نژاد براى عبور از گذشته و ابطال پرونده هاى بدبينى درآن سوى مرز ها با استقبالى چشمگير روبه رو شد. چند ديدار مهم سران عرب با وى، همينطور حضور پياپى سران روسيه و جمهورى هاى شمالى بازتابى از همين تغييرنگاه بود.
نيمه دوم تقويم ديپلماسى در تقابل ايران و آمريكا رقم خورد. هر گام دولت نهم در اين سال رنگى از مواجهه ميان آمريكا و ايران دارد. تقابل احمدى نژاد با بوش پس زمينه اكثر حوادث ۸۶ است. بنابراين اين قضاوت گزاف نيست كه هر كدام از دستاوردهاى دولت نهم در اين سال را يك ناكامى بر كارنامه بوش افزود و هرگامى كه تهران در
خليج فارس وخاورميانه، آسياى مركزى و آمريكاى لاتين به پيش برداشت ضربه و تلنگرى تازه در حوزه نفوذ ايالات متحده افكند. خبرهاى اين ۱۲ ماه مى گويد كه احمدى نژاد براى رسيدن به بغداد يا نشاندن بذر دوستى در رياض و ابوظبى يا عقد پيمان با پايتخت هاى آمريكاى لاتين از سد بلند تحريم هاو تهديدهاى آمريكا عبور كرده است.
بنابراين دسته دوم از اتفاقات دنياى ديپلماسى نمايشگر نگاه دولت به تركيب بندى قدرت جهانى و باور عميق آن به آسيب پذيرى نظام سلطه است. در پيمودن مسير اين تفكر هم دولت نهم بسيارى از مرزهاى «ناممكن ها» را پشت سر مى گذارد. ديپلماسى دولت نهم در عرصه هايى گام مى نهد كه به زعم بسيارى كانون هاى خطر تلقى مى شد و كسانى را در حلقه شركايش وارد مى كند كه ساليان طولانى شريك اول كاخ سفيد به حساب مى آمدند. كارگزاران سياست خارجى دراين اقدامات خويش علاوه برآنكه قدرت ريسك پذيرى را به رخ حريفان مى كشند در پى اثبات اين واقعيت هستند كه جهان ديپلماسى ديگر در انحصار نفوذ غرب و تفكرات و روش هاى مطلوب آنان نيست.
براين اساس ديپلماسى ايران در ورود به حوزه هاى بين المللى مصاديق و
حكايت هاى تازه از تلفيق عملگرايى و اصولگرايى، آرمان و واقعيت، همگرايى با ملت ها و جنبش ها در عين تعامل با قدرت ها و.// همراه دارد. با اين
پيش درآمد فرازهاى برجسته اقدامات دولت نهم را از نگاه مى گذرانيم.
كارزار دانشگاه كلمبيا و ثبت واقعه اى شگفت در دنياى ديپلماسى
واپسين روز هاى تابستان نگاه همه ناظران جهانى به رويدادى دوخته شد كه مهمترين صحنه نبرد ديپلماسى ايران و آمريكا بود. همه اسباب و عوامل در دنياى سياست و رسانه آمريكا و اسرائيل دست به دست هم دادند تا مناظره احمدى نژاد در دانشگاه كلمبيا به معركه نمايندگان
دو تفكر ليبراليسم و اسلام گرايى تبديل شود. در اين كارزار نمايندگان، همه نحله ها و جريان هاى قدرت حضور يافتند چه به صورت مستقيم مثل خانم تزيپى، وزير خارجه رژيم صهيونيستى كه مسافت طولانى تل آويو تا دانشگاه كلمبيا را براى بسيج يهوديان عليه رئيس جمهور ايران پيموده و چه غير مستقيم مانندسران كاخ سفيد كه با يارى ده ها شبكه ماهواره اى و دوربين هاى پيشرفته اين رويداد را رصد مى كردند. اتفاق كلمبيا و مناظره احمدى نژاد فقط سه ساعت به طول انجاميد اما كانون هاى قدرت ساعت ها و روز ها براى تأثيرگذارى بر آن تلاش كردند همچنان كه بازتاب هاى آن هفته ها به طول انجاميد. حوادث و شواهد بعدى ثابت كرد كه اغلب
سازمان هاى امنيتى، سياسى آمريكا در برنامه ريزى اين نبرد ضد ايرانى مشاركت جسته بودند.
همه اين برنامه ريزى ها در جلسه دانشگاه تبلور داشت از تركيب كسانى كه صندلى هاى سالن را قرق كرده و به زعم شان براى هو كردن نماينده ايران آمده بودند و گسيل شاخه هاى مختلف اپوزيسيون ايران تا
جمع آورى افراد نژادپرست ومتعصب دو گروه يهوديان و مسيحيان نيويورك طراحى روانكاوانه جايگاه سرد و تاريك تريبون سخنرانى رئيس جمهور ايران. علاوه بر ۷۰۰ استاد و دانشجويى كه صندلى هاى سالن را پركرده بودند، بيش از ۷ هزار دانشجو نيز در محوطه باز دانشگاه، نگاه هاى خود را به پرده هاى عريض تلويزيونى دوخته بودند.
اما همه تدارك ها براى اين نبرد ديپلماتيك دريك چيز خلاصه شده بود و آن بيانيه تند سياسى كه شخص ميزبان و رئيس دانشگاه، لى بالينگر با لحنى تند و دشنام آلود بايد عليه احمدى نژاد قرائت كرده وبه اين صورت رئيس جمهور ايران را با شكستى شرم سارانه روبه رو سازد.
آن روزهمه ۵۰۰ ميليون ناظرى كه به طور مستقيم شاهد اين مناظره بودند درانتظار قهر رئيس جمهور ايران و مقابله به مثل او با مشى هتاكانه ميزبان بودند اما احمدى نژاد با نمايش رفتارى آرام و تكيه برمنطق نقد همه مخاطبانش را در شگفتى غوطه ور ساخت.
او در برابر زبان قلدرانه بالينگر لحن متين دانشگاهى خويش را به نمايش گذاشت و در برابر حملات چشم بسته او به سياست ها و عملكرد نظام جمهورى اسلامى فهرست تناقضات و خطاهاى دولتمردان آمريكا را روى ميز آورد. لذا به همه آنچه بالينگر با زبان ناسزا و عصبى مطرح كرده بود با طمأنينه پاسخ داد.
احمدى نژاد در لباس يك استاد دانشگاه، كوشيد پرسش ها و تناقضات دامنگير نظام هاى سياسى غرب را در ذهن مخاطبانش زنده كند. او در مهمترين سؤال خويش نظام ناعادلانه روابط غرب و اسرائيل را به چالش كشاند و در مرحله دوم بنيان هاى سياستگذارى و حكمرانى سران غرب بويژه آمريكايى ها در خاورميانه را در معرض نقد قرار داد. رئيس جمهور ايران با علم به صف بلند صهيونيست ها در اين محفل گيراترين بحث خويش را به ماجراى هولوكاست اختصاص داد و گفت اگر هولوكاست يك واقعه تاريخى است چرا نبايد محققان و انديشمندان، حق تحقيق و پژوهش درباره آن را داشته باشند و اگر هولوكاست ادعايى در اروپا و در قلب تمدن غرب به وقوع پيوسته، چرا تاوان آن را بايد ملت مظلوم فلسطين بپردازند؟
|
|
|
روشن بود كه چنين تهاجمى به بنيادهاى تفكر غرب و اسرائيل در كارزارى كه نيم ميليارد ناظر آن بودند چه زلزله اى را در دنياى سياست و خبر به دنبال مى آورد. لذا در فرداى كلمبيا نه تنها تصويرى نو از ديپلماسى دولت نهم در نگاه جهان نشست كه يك ميز محاكمه تاريخى براى سران آمريكا و اسرائيل برپا گرديد. هاآرتص معتبرترين ارگان خبرى اسرائيل خبرداد كه اسرائيل بازنده اصلى سفر احمدى نژاد بود. معاريو ديگر ارگان اين رژيم سخنرانى احمدى نژاد در كلمبيا را يك فاجعه براى تل آويو ناميد.
جروزالم پست اقرار كرد: سخنرانى احمدى نژاد محاكمه دولتمردان و همپيمانان آمريكا در برابر چشمان ميليون ها بيننده تلويزيونى بود. فاكس نيوز به عنوان ارگان اصلى نومحافظه كاران آمريكا اعلام كرد: «احمدى نژاد با هوشيارى هرچه تمام از ظرفيت رسانه اى آمريكا بهره جست تا با سخنانى بى سابقه كلافى سردرگم را در پيش روى مقامات ايالات متحده بگشايد.» و گفته اين رسانه را صد ها تيتر و سرمقاله اى كه درفرداى اين واقعه مطبوعات غرب را پوشاند تكميل كرد.
تاحدى كه سى ان ان در پايان نظرسنجى خود اعلام كرد كه كسى در ميان مخاطبان نبود كه احمدى نژاد را پيروز اين ميدان ننامد.
به نظر مى آيد كه موفقيت رئيس جمهور ايران در كارزار كلمبيا به عنوان قطعه اى استثنايى در تاريخ ديپلماسى اين مرز وبوم خواهد ماند. شگفتى موفقيت رئيس جمهور در اين بود كه او براى رفتن به كارزار كلمبيا، از تهاجمى روانى سياسى عبور كرد. كارتل هاى رسانه اى و محافل سياسى در يك ماه منتهى به اين اتفاق همه تاكتيك هاى بدنام سازى را عليه ايران و نماينده آن در اين وادى بكار بستند. دامنه اين جنگ روانى به اندازه اى سهمگين بود كه حتى برخى محافل داخلى را نگران و سراسيمه ساخت كه پيشنهاد انصراف و بازگشت احمدى نژاد از اين معركه را صادر كردند. تصميم رئيس جمهور براى حضور در اين ميدان نمايش بى حدى از اعتماد به نفس يك سياستمدار بود كه همه ناظران دوست و دشمن بدان اعتراف كردند.
در سوى ديگر اين اتفاق موفقيتى براى تفكر ايران و جمهورى اسلامى در نقطه اى رقم زد كه به مدت سى سال كانون تهاجم هاى بى امان عليه نظام دينى ايران بوده است. بنابراين اگر بهره ميهمان نيويورك از معركه كلمبيا اثبات توانايى و ظرفيت ديپلماسى دولت نهم بود براى آحاد مسلمانان اين رويداد، نشانه بارز چيرگى منطق انقلابى و اسلامى برمنطق جبهه سلطه بود. اما زواياى ديگراين موفقيت در ترازوى ديپلماسى انقلاب اسلامى وقتى عيان شد كه رهبر معظم انقلاب اسلامى به توصيف و تحليل آن پرداختند. مقام رهبرى يك بار در روز بازگشت احمدى نژاد سفر او را پربركت و مايه سرافرازى ملت ايران خواندند و تأكيد كردند كه سخنرانى شما در دانشگاه كلمبيا و مسئله اى كه در اين دانشگاه
پيش آمد و همچنين سخنرانى شما در مجمع عمومى سازمان ملل در مجموع مايه سرافرازى ملت ايران شد. بار ديگر در جمع نخبگان به صورتى مبسوط ثمرات اين رويداد را تشريح كردند. مقام رهبرى با اشاره به رفتار و منش رئيس جمهور در اين رويارويى گفتند: مى توان با منطق قوى، اعتماد به نفس و اعتماد به منطق قوى اسلامى، دل ها را جذب كرد همانگونه كه اخيراً در دانشگاه كلمبيا اين مسئله بخوبى اتفاق افتاد. ايشان در تشريح ابعاد ديگراين ماجرا ضمن اشاره به تمهيداتى كه آمريكايى ها در دانشگاه كلمبيا تدارك ديده بودند، افزودند: فعال شدن همه امكانات رسانه اى و رفتار
تأسف برانگيز و غيردانشگاهى رئيس دانشگاه كلمبيا، با هدف عصبانى يا منفعل كردن رئيس جمهور صورت گرفته بود تا آن را به عنوان يك سند، مبناى جنجالهاى تبليغاتى قرار دهند اما به خواست پروردگار و به علت استفاده صحيح از منطق دين و اعتماد به اين منطق قوى، نتيجه دقيقاً برعكس شد و حاضران اين منطق را تأييد و تصديق هم كردند. و بالاخره آخرين نكته اى كه تحسين رهبرى رابرانگيخت تشريح نگاه عميق اسلام به علم در جلسه دانشگاه كلمبيا بود كه فرمودند: مطالبى كه در آن جلسه مطرح شد، در ذهن دانشجويان آن جلسه و در محيط هاى دانشگاهى، همچنان مطرح خواهد بود و سؤالات مختلفى را در افكار آنان به دنبال خواهد آورد.
نخستين توافق براى دوركردن ناتو و غرب از منطقه
تابستان امسال در حاشيه اجلاس موسوم به شانگهاى، احمدى نژاد به اتفاق هوجين تائو و ولاديمير پوتين، سران چين و روسيه شالوده ترتيبات امنيتى جديد براى اين منطقه را به انجام رساند. اكنون همه آرزوهاى سه قدرت زير سقف سازمانى كه درست در قلب آسياى مركزى قد علم كرده محقق شده است. سازمان شانگهاى كه تاكنون نهادى با شهرت اقتصادى بوده با اين تصميم به تكيه گاه امنيتى دو قدرت چين، روسيه و همسايگان دور و نزديك آنان تبديل شد.
احمدى نژاد پيش از عزيمت به اين اجلاس تفكر ايران را در ديدار با سفرايش دراين باره بيان كرده بود. او گفته بود: جهان و منطقه در آستانه يك تحول عظيم قرار دارد و اصلاح و تغييرساختار مناسبات و روابط بين المللى درجهت منافع ملت ها و ترسيم شرايط مطلوب مأموريت بزرگ امروز جمهورى اسلامى ايران است.
اين ۳ قدرت در ميدان رقابت بزرگ با غرب و ناتو امروز به ابزارى مؤثر دست يافته اند. 20 سال تمام ايرانى ها و روس ها به هر طريقى توسل جستند تا اسب زين شده ناتو و آمريكا را از هجوم به سرزمين هاى ماوراء بحار منصرف كنند ولى هيچ كدام از طرح ها و ايده هاى آنان كارگر نيفتاد اما اين بار شانگهاى دريچه اى از اميد به روى آنها گشوده است.
آنچه در هفتمين اجلاس شانگهاى رخ داد يك رويداد نو با خصلت غافلگيرى بود. هيچ كدام ازطرف هاى آمريكايى كه سرگرم ايجاد سپر موشكى با هدف مهار روسيه وبه بهانه مقابله با ايران بودند پيش بينى اين اتفاق را نكرده بودند كه خواسته سه حريف شرقى شان براى تغيير ترتيبات امنيتى آسياى مركزى عاقبت از آستين يك نهاد اقتصادى چون شانگهاى بيرون آيد. توافق ها وتصميم هايى كه ميان تائو، پوتين واحمدى نژاد دربيشكك صورت گرفت به باور بسيارى از ناظران پايه يك نظم سياسى جديد را در سرزمين هاى برجاى مانده از شوروى سابق برجاى نهاد تا حدى كه پس ازاين اجلاس، روابط هر سه قدرت با طرف هاى آمريكايى به چالش هاى بسيار آميخته شد. به نحوى كه ناظران معتقدند پس از اين اغلب حوادث جديدى كه رنگ انتقام جويى در روابط چين و آمريكا و يا غرب و روسيه داشت ريشه در ماجراى شانگهاى دارد. به هر حال بعد از اين روابط آمريكا با هر سه قدرت تيره تر مى شود.
حتى اگر رزمايش جنجالى ارتش هاى روسيه و چين در ارتفاعات اورال به عنوان نخستين نمايش قدرت نظامى شانگهاى برگزار نمى شد، توافق هاى لابى هاى اجلاس به وضوح روشن كننده خط سير اين سازمان بود. همه توافق هاى كشورهاى عضو شانگهاى معطوف به حساس ترين بخش منافع امنيتى غرب است از بحران افغانستان كه سران شانگهاى در دستور كار قرار دادند تا موضوع تروريسم، جملگى همان چيزى است كه اركان استراتژى امروز ناتو و آمريكا به حساب مى آيد.
البته توافق سران سه قدرت ايران، چين و روسيه چيزى نبود كه يكباره در اجلاس بيشكك به وقوع پيوندند. همچنان كه اغلب ناظران گفته اند پيش نويس اين انديشه قبلاً در ديپلماسى سه كشور آماده شده بود و به نوعى جامعه جهانى از مدت ها قبل در انتظار چنين اتفاقى در روابط اين سه كشور كه اكنون به سه نماد رقابت با غرب و آمريكا تبديل شده اند، بودند.
در هر حال احمدى نژاد به اجلاسى گام نهاد كه رمز تغيير در فضاى ژئوپلتيك آسياى مركزى بود. بيشكك جايى بود كه به تعبير رئيس جمهور نشان داد همه چيز براى يك تحول دراين منطقه مهيا است. با آنكه اين منطقه به عنوان شاهراه انرژى و اقتصاد زير پوشش ابرهاى تيره جنگ خونين افغانستان قرار دارد اما در سوى ديگر اين آسمان غبارآلود فرصت و فضاى تازه اى براى همكارى و سرمايه گذارى گشوده شده است.
ديدار تاريخى پوتين و بلوك متحد خزر
پوتين ماه اكتبراگرچه همزمان با سران كشورهاى حاشيه خزر به تهران آمد اما از همان ابتدا ديدار وى فراتر از بحث خزر ارزيابى شد. ديدارى كه در محافل غرب با ابعاد و اهميتى بيش از افكار عمومى داخل ايران دنبال گرديد. با سفر پوتين ديپلماسى دولت نهم موقعيتى تازه در نگاه محافل جهانى پيدا كرد. زيرا حضور مرد اول كرملين پيامى جز اين نداشت كه روس ها كه سه دهه اين دعوت را به تأخير انداخته اند اكنون برآوردى تازه از قدرت ايران دارند. اين تصور كه حضور پوتين مهر تأييدى بر موقعيت مقتدرانه ديپلماسى ايران است چند صباحى پس از بازگشت وى كه طلسم ارسال سوخت بوشهر شكسته شد واقعيت خود را نشان داد.
سفر پوتين مقدماتى پرمناقشه داشت كه آن را به يك آزمون براى دولت احمدى نژاد تبديل كرد. روز انجام سفر رهبر روسيه همه تدارك ها و تلاش هاى ديپلماتيك غرب در اين مسير قرار گرفت كه پوتين بليت سفر به تهران را كنسل كند يا با شگردى مرسوم قول خويش به ايرانى ها را به زمان نامعلومى موكول كند.
جالب است كه طرف هاى غربى، سياست «منصرف سازى پوتين» را تا آخرين ساعت هاى مانده به اجلاس با همه توان دنبال كردند چرا كه پيدا بود در فضايى كه بوى جنگ سرد جديد را به مشام ها مى رساند و همه چيز رنگ تقابل بلوك غرب و قدرت هاى شرق را يافته ديدار پوتين چه تحولى در سياست خارجى ايران ايجاد مى كند.
به هر تقدير ايرانى ها در ديدار تاريخى پوتين به ويژگى نمادين اين رويداد نگاه افكندند. آنها اميدوار بودند چنين ديدارى كه در تاريخ ۶۰ سال پس از جنگ جهانى بى بديل بود مسير مناسبات و همكارى هاى دو جانبه را در زمينه هاى مختلف متحول كند.
در آن سوى آب ها و در چشم اندازى بين المللى اين ديدار آغاز عصرى تازه در صحنه ديپلماسى بود. بالاترين مفهوم حضور رهبرى روسيه در ايران اين بود كه اين ديدار نقطه پايان بر پروژه اى ۱۷ ساله مى نهاد كه آمريكا و غرب از فروپاشى شوروى تا به امروز دنبال كرده اند؛ پروژه اى به نام تلاش براى وارد كردن مسكو در ائتلاف
ضد ايرانى و رودررو ساختن كرملين با تهران.
بنا بر اين روز ۱۶ اكتبر در تهران اتفاقى جز تشكيل جبهه اى با مشخصه هاى پيمان مشترك پوتين - احمدى نژاد نمى توانست به وقوع پيوندد. همزمان با حضور پوتين در تهران، ديپلماسى دولت نهم گام تازه براى يكى از مسائل حاد اين منطقه برداشت. گويى براى تهران حضور پوتين در تهران فرصتى گران بود تا در فضاى تفاهم دو قدرتى كه برخى آنها را دو حريف در پرونده خزر به حساب مى آورند شالوده يك توافق را درباره اين حوزه آبى بريزند. با همين اميد تهران درآخرين روزهاى بهار ميزبان نشستى متفاوت درباره آينده خزر شد تا شايد براى دوره ترديد و بلاتكليفى درباره سرنوشت اين كانون اقتصادى - استراتژيك جهان
چاره انديشى كنند. اهميت نشست تهران را پيش از هر چيز از فهرست مسائلى كه مهمانان در بيانيه نهايى پاى آن را امضا كردند، مى توان دريافت.
دولت احمدى نژاد با اين اجلاس پرونده خزر را از زاويه ديگرى به جريان انداخت، پرونده اى كه تاكنون بيش از ۲۰ نشست پيرامون آن در
پايتخت هاى منطقه تشكيل شده و درعرض ۱۶ سال پس از فروپاشى شوروى، نمايندگان پنچ كشور ساحلى بار ها دور ميز مذاكره گرد آمده اند اما هيچ كدام به اتفاقى كه بتوان آن را نقطه عطف به حساب آورد منجر نشده است.
ميوه هاى تازه دوستى با انقلابيون آمريكا
در روزهاى منتهى به سال ۸۶ احمدى نژاد با سفر به چند كشور آمريكاى لاتين پايه هاى مودت خويش با نسل جديد از دولت هاى انقلابى كه زمام امور اين منطقه را دردست گرفته اند تحكيم بخشيد. با اين نگاه سال ۸۶ را مى توان دوره خوشه چينى و زمان به بارنشستن تفكر نوين ديپلماسى دولت نهم به حساب آورد.
در سال جديد دو رهبر نامى اين منطقه به ايران آمدند و دولت ها و مردم آمريكاى لاتين نيز پس از اجلاس مهم نيويورك بزرگترين جشن موفقيت را براى رئيس جمهورى اسلامى ايران در كاراكاس و هاوانا با حضور خود احمدى نژاد برگزار كردند.
اكنون براى همه روشن شده كه احمدى نژاد جدى ترين حاميانش را از درون قاره آمريكا يافته است. «هوگو چاوز» مردى كه براى دومين بار آراى مردم ونزوئلا را به خود اختصاص داده بود، «اوو مورالس»كه با تلاش جنبشى از جنس مردم بومى بوليوى، در رأس قدرت قرار گرفته و «دانيل اورتگا» قهرمان سال هاى گذشته نيكاراگوا كه پس از ۱۶ سال دوباره از رقيب آمريكايى خود پيشى گرفت «رافائل كورره آ» رئيس جمهور اكوادور كه حتى مراسم تحليفش را در حضور احمدى نژاد به جا آورد همگى به تأسى از رهبر نامى اين منطقه يعنى فيدل كاسترو اكنون در باشگاه ضد آمريكايى از اتحاد با رئيس جمهورى اسلامى ايران به گرمى ياد مى كنند.
حتى اين گروه اكنون، يكديگر را «برادر» صدا مى زنند، چاوز كه، در انتخابات با تكيه بر اعتراض به فساد، تبعيض و سياست هاى غلط حاكم در كشورش پيروز شد،اكنون همين رهبر جنبش هاى انقلابى منطقه كه در زنجيره رهبران انقلابى اين منطقه جايگاه يك ليدررا دارد احمدى نژاد را «برادر» يا «همرزم» خطاب مى كند. روزنامه «تايمز» سفرهاى دوره اى رئيس جمهوران آمريكاى لاتين به ايران را گرم ترين كانون دوستى در دنياى ديپلماسى نام مى نهد و مى نويسد: «حس مبارزه آمريكايى چاوز به خودى خود زياد است و هنگامى كه احمدى نژاد را ملاقات مى كند اين احساس در او سرريز مى شود. رئيس جمهور ايران پس از ورود به حياط خلوت آمريكا به قويترين منبع تقويت احساسات ضد آمريكايى مردم آمريكاى لاتين تبديل شده است. »
بنابراين ترديد نبايد داشت كه در ميان مجموعه سياست خارجى ايران بيشترين جهش و توفيق به حوزه آمريكاى لاتين تعلق دارد اين توفيق با يك تغيير در اولويت هاى ديپلماسى تهران بدست آمد يعنى موضوعى كه برپايه يك شناخت تازه از مختصات تحولات اين منطقه حاصل شده است يعنى ايران دريافت كه در آمريكاى لاتين يك موج نفى سلطه آمريكا شروع شده كه عدالتخواهى، نفى سلطه و نفى سياست هاى آمريكا ويژگى بارز اين جنبش هاست. از مظاهراين تحول اين است كه الگوهاى سياسى و اقتصادى مطلوب آمريكا در اين منطقه شكست خورده است. در اين منطقه، مردم امروز به كسانى رأى مى دهند كه اين سياست ها را نفى مى كنند و همه اين وقايع در جايى رخ مى دهد كه ساليان طولانى حياط خلوت آمريكا بوده است از ۱۸۲۳ كه دكترين مونروئه مطرح شد، آمريكا براى رشد همه جانبه خويش، تمركز خود را بر روى اين قاره قرار داده است. لذا طبيعى بود كه حضور ايران در آمريكاى لاتين كه سال ها حياط خلوت و محل نفوذ بوده مايه نگرانى عميق آمريكايى ها شود.
|
|
|
اگر سال اول دولت نهم شاهد تحكيم پيوندهاى دوستى سياسى ميان تهران و پايتخت هاى آمريكاى لاتين بوديم در سال جديد برشالوده اين دوستى هاى سياسى بنيان يك همكارى اقتصادى گسترده به بار مى نشيند. اين همكارى ها كه رقم آن بسيار چشمگير است واكنش صريح آمريكا را برمى انگيزد به نحوى كه آسوشيتد پرس از قول يك مقام كاخ سفيد اعلام مى كند ايالات متحده اين مسئله را كه چاوز و احمدى نژاد قصد دارند با هدف جلوگيرى از نفوذ آمريكا در كشورهاى آزاديخواه جهان از پروژه هاى سرمايه گذارى در اين كشور ها حمايت به عمل آورند با نگرانى دنبال مى كند. اشاره اين مقام آمريكايى به خبر توافق ايران و ونزوئلا براى تأسيس يك صندوق مشترك ۲ ميليارد دلارى براى تأمين مالى پروژه هاى سرمايه گذارى است كه اين منبع مى افزايد: «اين صندوق براى تأمين مالى پروژه ها در كشورهاى در حال توسعه جهان نيز مورد استفاده قرار خواهد گرفت. چاوز مى گويد اين كار به ما اجازه مى دهد تا از سرمايه گذارى در كشورهاى ديگر بويژه آن هايى كه دولت هايشان در تلاشند خود را از يوغ امپرياليسم آمريكا رهايى بخشند پشتيبانى كنيم. »
اما اتفاق دوم كه نقطه اوج در همگرايى استراتژيك ايران وكشورهاى انقلابى اين منطقه است در توافق آنان بر سر حذف دلار رخ مى نمايد هوگو چاوز از تز رئيس جمهورى اسلامى ايران در ميان سران كشورهاى صادركننده نفت مبنى بر بى ارزش تلقى شدن دلار حمايت كرده و اعلام مى كند با اين موضع احمدى نژاد بايد به «امپراتورى دلار» خاتمه داده شود. به هرحال اكنون ايران و آمريكاى لاتين ان قدر به هم نزديك شده اند كه مسافت دورجغرافياى آنها به چشم نمى آيد.
آبان ماه امسال هوگو چاوز براى چهارمين بار ميهمان محمود احمدى نژاد شد. چاوز به صراحت گفت كه بار ديگر به ايران آمده تا ركورد سفرهاى ديپلماتيك رئيس جمهور يك كشور به كشورى ديگر را شكسته و براى چهارمين بار در تهران كه به تعبير احمدى نژاد خانه دوم ونزوئلايى هاست با رئيس دولت نهم ديدار كند. پيش از او در خرداد امسال انقلابى سرشناس آمريكاى لاتين ميهمان تهران شد. دانيل اورتگا كه هم عصر انقلاب اسلامى، جنبشى براى استقلال نيكاراگوئه را در آمريكاى لاتين به ثبت رساند، ايران را سرزمين مطلوب خود و رهبران آن را خويشاوندان خويش خواند. اودرتهران گفت همچنان انديشه نفى سلطه و مبارزه براى استقلال آمريكاى لاتين را دارد، سفر رئيس جمهورى نيكاراگوئه، پاسخى به ديدار زمستان گذشته رئيس جمهور ايران بود. اورتگا علاقه خويش به رئيس جمهور ايران را پنهان نكرد. او احمدى نژاد را سياستمدارى در خط مقدم مبارزه بر ضد امپرياليسم معرفى كرد و در عوض محمود احمدى نژاد نيز وى را «سمبل عدالت» خواند.