سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ -
Tue, Mar 18, 2008
سياسى (۵)
ويژه نامه نوروز ۱۳۸۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
سياسى (۱)
سياسى (۲)
سياسى (۳)
سياسى (۴)
سياسى (۵)
سياسى (۶)
سياسى (۷)
سياسى (۸)
سياسى (۹)
سياست۱
بين الملل (۱)
بين الملل (۲)
بين الملل (۳)
بين الملل (۴)
حوادث۱
حوادث۲
حوادث۳
اجتماعى (۱)
اجتماعى (۲)
اجتماعى (۳)
اقتصادى (۱)
اقتصادى (۲)
اقتصادى (۳)
اقتصادى (۴)
اقتصادى (۵)
اقتصادى (۶)
هنرى (۱)
هنرى (۲)
هنرى (۳)
هنرى (۴)
هنرى (۵)
پايدارى (۱)
پايدارى (۲)
فرهنگ و انديشه (۱)
فرهنگ و انديشه (۲)
فرهنگ و انديشه (۳)
فرهنگ و انديشه (۴)
تاريخى (۱)
تاريخى (۲)
تاريخى (۳)
ورزشى (۱)
ورزشى (۲)
قاب عكس۱
ورزشى (۳)
ورزشى (۴)
ورزشى (۵)
ورزشى (۶)
نگاهى به گزارش هسته اى ۱۶ نهاد اطلاعاتى آمريكا
اوج ديپلماسى خزر در ايران
نگاهى به گزارش هسته اى ۱۶ نهاد اطلاعاتى آمريكا
مُهر پايان بر يك منــــاقشه
000510.jpg
حسين محمودى

مناقشه هسته اى ايران كه مسئله چهار فصل سياست ايران بود در آذرماه ۸۶ برش تازه اى خورد.۱۶ نهاد اطلاعاتى گزارشى را از سوابق هسته اى ايران ارائه كردند كه در پائيز پرتنش ايران و آمريكا به يك بمب خبرى رسانه ها تبديل شد.اين گزارش كه گفته مى شد اصل سند آن ۱۴۰ صفحه است در قالب ۹ صفحه منتشرشد واغلب مطبوعات غرب نيز برآن رويداد مهم سال نام نهادند.
گزارش هسته  اطلاعاتى آمريكا بيش از آنكه يك سوژه جذاب تبليغى يا ژورناليستى باشد به ديده يك سند تاريخى و سمبليك نگريسته شد.با همه اما و اگر هايى كه در باره قصد ونيت گزارش نويسان پرده نشين اين ماجرا وجود داشت اما اين سند آن روزها حادثه ساز شد. دولتمردان ايران نيزمحتاطانه از اين گزارش استقبال كردند به اين دليل كه پرتوى تازه در فضاى تيره  ذهنيت غربى ها افكند.اين گزارش در مهم ترين مفادش به طور اساسى ادعاى غير صلح آميز بودن برنامه هسته اى ايران را نفى مى كرد به همين دليل مقامات وزارت امور خارجه ايران انتشار آن را شاهدى ديگر بر كذب بودن ادعاهاى مقامات كاخ سفيد در پرونده هسته اى ايران دانستند.
جالب اينجاست اين سند كه به قلم امنيتى ترين چهره  هاى كشور حريف ايران تدوين شده بود پيش از ديپلمات ها، ذهن طايفه حقوقدانان را به خود مشغول كرد و متنى كه ماهيتاً قضاوت يك گروه امنيتى بود خود دستمايه اى براى قضاوت جمعى از اصحاب حقوق بين الملل قرار گرفت.استناد و رجوع گسترده حقوقدانان به اين سند را در گرماگرم گزارش نهايى البرادعى ديديم كه به دور از هياهوى نيويورك و وين در اين كارزار رأى بر راستگويى ايران دادند .شايد در عرض اين پنچ سال كه مسئله هسته اى مبناى اصلى اختلاف ايران و غرب شد، طرفين اين ماجرا دهها سند براى نفى و اثبات يكديگراقامه كرده اند اما سندامضاشده مشاوران اطلاعاتى آمريكا شأن يك «مدرك برتر» را به خود گرفت و جايگاهى در فهرست وقايع هسته اى يافت.
گزارش آن ۱۶ نهاد ويژگى هاى توجه برانگيزى داشت.شايد ازميان خصوصيات گوناگون آن بيش از همه، تركيب كسانى كه پاى آن را امضا كرده بودند اسباب شگفتى شد. گزارش فوق به دست نهادهايى تهيه شد كه در خط مقدم ضديت با ايران قرار داشتند ودست كم در سى سال حيات انقلاب اسلامى اثر انگشت يا ردپاى آنها دربسيارى از طرح ها و دسيسه هاى آمريكا عليه جمهورى اسلامى ثبت شده است.
پيشينه قابل تأمل يك گزارش
در فرداى گزارش مربوط به تاريخچه هسته اى ايران نگاه ها اغلب به سمت تحليل جايگاه گزارشگران رفت.اغلب كارشناسان در بازخوانى اين متن كوشيدند با تأملى در ميزان تأثيرگذارى گزارشگران و نيز سوابق اين دست گزارش ها آن متن ۱۴۰ صفحه اى را تحليل كنند.طبق نوشته مطبوعات آمريكا از ميان كسانى كه اين گزارش را تهيه كرده اند برخى مديران مؤسسات پژوهشى و تحقيقاتى خصوصى مانند DIA بوده اند كه پنتاگون طرح هاى تحقيقاتى را به آنها سفارش مى دهد و برخى مؤسسات خصوصى وابسته به CIA هستند.اغلب آنها گفته اند گزارش خويش را بر اساس يافته هاى بازرسين آژانس، اسناد ماهواره هاى جاسوسى، شنود مكالمات و.‎/‎/ تهيه كرده اند.
دراين ميان كسى نمى توانست نقش ونفوذ نهادى به نام سازمان ملى اطلاعات آمريكا را كه در برگيرنده ۱۶ ركن اطلاعاتى پرآوازه اين كشور است ناديده بگيرد .اما نكته مهم تر درباره نقش اين نهادها ردپايى بود كه از تصميمات آنها در بحران ها و مناقشات حاد جهانى مانند عراق و خاورميانه برجاى مانده است. اين سوابق دلالت براين داشت كه سازمان ملى اطلاعات آمريكا در يك سيكل تعريف شده در هر مناقشه مهم گزارش هايى را كه از نهادهاى مختلف امنيتى دريافت مى كند و پس از آنكه داده هاى اين نهادها را با منافع ملى آمريكا تطبيق دادآن را منتشر مى كند.
ازميان سابقه تاريخى اين گونه گزارش ها درآمريكا مى توان به مورد مربوط به قبل از حمله نظامى عراق اشاره كرد.آن روز سازمان هاى اطلاعاتى در آمريكا ۲ گزارش ۷۰۰ صفحه اى تهيه و مخالفت خود را با حمله به عراق اعلام كردند.اين سازمان ها در ارتباط با وجود سلاح هاى كشتار جمعى و هسته اى در عراق، رابطه عراق با القاعده، رابطه عراق با نيجريه و خريد اورانيوم از آن و نقض حقوق بشر، گزارش هايى تهيه كردند كه در آن گزارش ها، ۳مورد اول رد شده و تنها نقض حقوق بشر تأييد شده بود اما بوش با ناديده گرفتن گزارش اين سازمان ها و بر خلاف حقوق بين الملل به عراق حمله كرد، حتى در گزارش دوم به پيامدهاى حمله به عراق اشاره شده بود.از جمله؛ هرج و مرج، دخالت كشورهاى منطقه در عراق، وجود قوميت هاى مختلف و عدم حاكميت دموكراسى.با اين همه، دولت آمريكا تصميم به جنگ گرفت.
بر اساس همين سابقه برخى از تحليلگران حتى عنوان كردند كه در گزارش اخير نيز سازمان اطلاعات ملى آمريكا به نحوى در پى پاسخگويى و نفى ادعاى كاخ سفيد را داشته است
نخستين پيام هاى گزارش
در مسئله  هسته اى ايران كه به مناظره دائمى غرب و ايران برسر كشف حقيقت تبديل شد نخستين پيامد گزارش ۱۶ نهاد اطلاعاتى اين بود كه مهم ترين حربه و سلاح تهاجمى بلوك غرب بويژه آمريكا برضد ايران را ناكارا مى ساخت.در نتيجه گيرى اين گزارش آنها نظر خويش را به نقطه اى معطوف كردند كه كانون اصلى تنش شناخته مى شد و آن مسئله مسالمت آميز بودن برنامه هسته اى ايران بود.به عبارتى اگر شاهرگ اين دعوا را ماهيت برنامه هاى هسته اى ايران در نگاه غرب بدانيم گزارشگران داورى خويش را دقيقاً به همين نقطه معطوف كرده و گفتند كه نشانى از خروج برنامه  هسته اى ايران از مسير مسالمت جويانه در 4 سال اخيرديده نشده است.با اين تفسير، دومين پيامد تأثير آنى گزارش نيز خود به خود نمايان مى شد و آن اين كه ناظران به اتفاق اعلام كردند كه موقعيت دو طرف اصلى ايران دراين جدال يعنى بوش و اولمرت با اين گزارش تضعيف شده است.
يديعوت آحارانوت پرتيراژترين روزنامه رژيم صهيونيستى اين گزارش را ضربه اى دردناك براى سياست اسرائيل و آمريكا خواند.ديگر محافل رسانه اى غرب نيز عباراتى مشابه ارگان خبرى اسرائيل مطرح كردند.بنابراين، محتواى گزارش درآن برهه كه ايران و آمريكا براى دور جديد رويارويى آماده مى شدند جاى ترديدى باقى نمى گذاشت كه اظهار نظر مراجع اطلاعاتى آمريكا كه هم صريح بود و هم بى سابقه، عرصه را براى بهره جويى از بهانه اى به نام خطرناك بودن ماهيت برنامه هسته اى ايران تنگ مى ساخت و به تعبير كارشناسان سياسى قدرت مانور حريف آمريكايى و اسرائيلى ايران را محدود مى كرد.
شايد مسئله عجيب در نخستين رشته بازتاب هاى گزارش اين بود كه كثيرى از تحليلگران غرب آن را يك پيروزى مهم براى جمهورى اسلامى به حساب آوردند در حالى كه برخى محافل داخل در دستاوردهاى مثبت گزارش براى ايران تشكيك كردند.شايد عمده مسئله اى كه باعث تشكيك برخى محافل در كارايى اين گزارش شد آن بخش از مفاد سند بود كه مى گفت ايران تلاش براى توليد بمب اتمى را در سال ۲۰۰۳ متوقف كرده است.
بالاخره اين نكته اى بود كه صاحبنظران بى طرف آن را دليلى براحتياط انديشى دانستند و برخى محافل سياسى، نيز از آن براى كاستن از اعتبار گزارش بهره جستند.اين محافل حتى براى كوچك ساختن اثرات آن به سخنان مقام هاى غرب استناد جستند كه گفته بودندبا وجود گزارش اطلاعاتى اخير آمريكا براى جلوگيرى از دستيابى ايران به قدرت هسته اى تلاش خواهند كرد.
احتمالات ممكن در باره اهداف گزارش نويسان
جدى ترين پرسش در اين باره اين بودكه چرا اين گزارش در شرايط كنونى منتشر شد؟
در پاسخ به اين سؤال ديدگاه هاى گوناگونى از سوى ناظران مطرح شده است.كما اين كه برخى اين امر را ناشى از رقابت هاى درونى آمريكا و در راستاى تضعيف دولت بوش و جمهوريخواهان دانسته اند.
به عبارتى آنها مدعى بودند كه اين اتفاق بخشى از تسويه سياسى دموكرات ها با جمهوريخواهان است كه از ناكامى بوش در ماجراى هسته اى براى شكست رقيب نهايت بهره راببرند.عده اى ديگر براين باور بودند كه مسئله هسته اى ايران به طور جدى در ميان سياستمداران آمريكا اختلاف افكنده و اين گزارش نيز نشانه بارز اين اختلاف است. به باور اين گروه، گزارشگران چندان تحت تأثير كاخ سفيد نبوده و اين اقدام آنها نشانه عدم هماهنگى مراكز امنيتى آمريكا با بوش در تصميم گيرى برسر ايران است.
بالاخره ديدگاه سوم به نظر مى آيد كه به واقعيت نزديكتر است براين باور است كه با سابقه بحران عراق و فاجعه اى كه دولت بوش به  بار آورد، اين بار سازمان ها و كانون هاى اطلاعاتى آمريكا اين گزارش را به عنوان يك هشدار مطرح كرده اند.به عبارت ديگر نهادهاى مصلحت سنج آمريكا به اين باور رسيده اند كه بازى بوش در قبال ايران شباهت زيادى به ماجراى عراق دارد همچنان كه درعراق تمام آنچه را كه سيا ادعا كرده بود خلاف از آب در آمد و جمهوريخواهان پس از حمله به عراق نتوانستند وجود سلاح هاى كشتار جمعى را در اين كشور اثبات كنند. اكنون نيز بوش تهاجمى بى مبنا را عليه ايران آغاز كرده است در واقع با اين حركت دستگاه اطلاعاتى آمريكا پيشدستى كرده و سعى دارد در مورد ايران خود را از مسئوليت هاى احتمالى مبرا كند. لذا فكر مى كنند با اين صدماتى كه به مردم آمريكا بر اثر جنگ عراق وارد شده ديگر نمى توانند روى سياست جنگى بوش مانور بدهند.با اين نگاه مى توان گفت درتهيه اين گزارش، نهادهاى اطلاعاتى نگاهى جدى به جمعبندى از افكار عمومى مردم آمريكادر نفى سياست جنگى بوش داشته اند.

اوج ديپلماسى خزر در ايران
نبض خــــــــــــزر در تهران
000567.jpg
مجيد صابر‎/ رئيس دبيرخانه درياى خزر

تحولات مربوط به ايران در سال ۱۳۸۶ در سرلوحه مهمترين رويدادها و اخبار دنيا قرار داشت. دستاوردهاى دستگاه سياست خارجى نظام جمهورى اسلامى ايران در طى اين سال آنقدر زياد بود كه شايد نتوان به راحتى مهمترين حادثه ديپلماتيك سال را انتخاب كرد. ولى مى توان بدون اغراق اذعان كرد كه به چند دليل بايد از برگزارى اجلاس سران كشورهاى ساحلى درياى خزر به عنوان بزرگترين حادثه سياست خارجى ايران در سال ۱۳۸۶ نام برد.
اهميت همه جانبه خصوصاً ژئوپليتيك و ژئو اكونوميك درياى خزر امرى غيرقابل كتمان بوده و بر كسى پوشيده نيست. توجه بازيگران مهم منطقه اى و فرامنطقه اى به اين پهنه آبى مهم حائز نهايت اهميت است و درك دلايل توجه آنان قابل فهم مى باشد ليكن آنچه اهميت دارد اين است كه كليه مسائل مهم اين درياى منحصر به فرد بايد توسط خود كشورهاى ساحلى و به دور از هرگونه تأثيرگذارى سوء كشورهاى فرامنطقه اى و در يك فضاى كاملاً دوستانه و از طريق مسالمت آميز حل و فصل گردد.ايران در طول تاريخ يكى از دو طرف اصلى قراردادهاى منعقده در اين پهنه آبى بوده است.امروزه ايران پرجمعيت ترين ساحل نشينان دريا را به خود اختصاص داده و سواحل زيبا و بى نظير ايران بيشترين تعداد گردشگران را شاهد است. همچنين مسائل اقتصادى خزر بويژه در زمينه هاى: انرژى، حمل و نقل، ترانزيت و كشتيرانى، شيلات و ‎/‎/‎/ در ابعاد مختلف، براى ايران جايگاه مخصوصى دارند.متأسفانه در زمان رژيم سابق، توجهى به درياى خزر نمى شد و زيرساخت هاى لازم فراهم نبود.اما پس از انقلاب اسلامى ايران بلافاصله پس از رفع برخى محدوديت ها، حضور و ظرفيت سازى خود را تحقق بخشيد. براى مثال اولين كشتى ناوگان تجارى شركت كشتيرانى خزر كشورمان در سال ۱۳۶۸ وارد اين دريا گرديد و تا پايان سال ۱۳۸۶ تعداد كشتى هاى تجارى با پرچم ايران به ۱۲ فروند خواهد رسيد. زمينه هاى افزايش بيشتر نيز در تدارك است. ليكن فروپاشى شوروى فرصت را براى ايران اسلامى فراهم ساخت تا با حضور فعال و همه جانبه در اين دريا نقش بى  بديل و اساسى داشته باشد.امروزه ايران اسلامى با ساخت زيرساخت هاى لازم، توان و پتانسيل عملى حضور خود در درياى خزر را در تمامى زمينه هاى ممكن فراهم ساخته است. در برخى موارد از جمله: تجهيز بسيار موفقيت آميز بنادر، ارتقاى ناوگان دريايى و كشتيرانى، ساخت كارخانه هاى مخصوص صنايع دريايى، احداث شناورها با كاربرى هاى مختلف، شيلات، انجام لرزه نگارى هاى دو و سه بعدى و آغاز اكتشاف نفت و گاز، شروع عمليات ساخت نفتكش هاى ۶۳ هزار تنى، ساخت سكوهاى حفارى و ‎/‎/‎/ با اين كه عمليات خود را با دهه ها تأخير آغاز كرده؛ ولى با شتاب مناسب و به موقع، گوى سبقت را در مواردى از كشورهاى ديگر ربوده است.در زمينه مذاكرات مربوط به رژيم حقوقى نيز با توجه به اين كه وضعيت حقوقى جديد بايد براساس اتفاق آراى كشورهاى ساحلى شكل گيرد، لذا جمهورى اسلامى ايران در اين زمينه صاحب رأى مهم و تأثيرگذار است و ايران همواره به عنوان يك طرف ذى نفع، علاقه مند به حل و فصل نهايى مسائل، مبتنى بر موازين بين المللى بوده و اقدامات مثبت و تأثيرگذارى انجام داده است. بى شك بدون جلب نظر و موافقت ايران، تدوين رژيم حقوقى جديد ممكن نخواهد بود. تضمين امنيت، صلح و ثبات در خزر نيز از سوى ديگر باعث مى شوند كه ايران مسائل اين حوزه را با دقت پيگيرى و فعالانه ايفاى نقش نمايد.
اجلاس سران كشورهاى ساحلى درياى خزر در تهران
تمهيد مقدمات:
پس از افزايش كشورهاى ساحلى درياى خزر از دو كشور به پنج كشور لزوم بازنگرى در رژيم حقوقى پيشين و تكميل تدوين وضعيت حقوقى جديد كه پاسخگوى نيازهاى نوين باشد، احساس شد. كشورهاى ساحلى براى دستيابى به تفاهمات جامع، مذاكرات زيادى را در سطوح مختلف به صورت پنج و يا دو جانبه انجام داده اند، ولى در عين حال به استثناى كنوانسيون محيط زيست تهران كه در سال ۱۳۸۲ بين پنج كشور در سطح عالى ترين مقامات محيط زيست امضا شد و در نهايت پس از تصويب مجالس كليه كشورها در ۲۱ مردادماه ۱۳۸۵ لازم الاجرا گرديد، هيچ سند سياسى در عالى ترين سطح ممكن توسط رؤساى جمهور به امضا نرسيده بود. يك بار در ارديبهشت ماه سال ۱۳۸۱ كشورهاى ساحلى در اولين اجلاس سران عشق آباد براى اين اقدام مهم و ضرورى خيز برداشتند ولى متأسفانه به دليل برخى اختلاف نظرها، اين سند امضا نشد و اين اجلاس به رغم برخى موفقيت هاى مهم در بعضى زمينه ها، در اين مورد خاص ناكام ماند.
تلاش هاى ديپلماتيك ايران- كه طبق توافق ميزبان دومين نشست سران تعيين شده بود - به مدت پنج سال و نيم به ثمر ننشست. دلايل اين امر عدم توافق پيرامون متن اعلاميه نهايى، بيمارى و فوت حيدرعلى يف، انجام انتخابات رياست جمهورى در ايران و در نهايت بيمارى و فوت نيازوف بوده است. از اواسط سال ۱۳۸۵ جمهورى اسلامى ايران عزم خود را جزم كرد كه اين اجلاس در سال ۱۳۸۶ برگزار شود. خوشبختانه اين امر با اراده سياسى و مثبت كشورهاى ساحلى توأم گرديد.به همين منظور در تهران ۵ دور مذاكرات گروه كارى و يك دور اجلاس وزراى خارجه در (۳۰ خرداد ۱۳۸۶) براى موارد ذيل برگزار گرديد.
1- مذاكرات به منظور نهايى ساختن متن «اعلاميه سران» كه قرار بود در پايان اجلاس به امضا برسد.
2- تعيين دستور كار اجلاس.
3- تطبيق متون «اعلاميه سران» با يكديگر كه به پنج زبان تهيه و ترجمه شده بود.
4- مشخص كردن دقيق برنامه هاى اجلاس، ملاقات هاى جانبى و ديگر مسائل محتوايى، شكلى، تشريفاتى و ‎/‎/‎/
در حين مذاكرات پنج جانبه و دوجانبه همه كشورها از جمله هيأت مذاكره كننده ايرانى كاملاً واقف بودند كه اين نشست يك نشست سياسى خواهد بود كه مى بايد راه را براى تصميم ها و توافقات آتى هموار سازد. هيچ كشورى پيش بينى نمى كرد و حتى در دستور كار اجلاس نيز قرار نداشت كه رژيم حقوقى درياى خزر در اجلاس سران تهران نهايى گردد و به امضا برسد يا تحديد حدودى در مورد سطح يا بستر انجام گيرد.
از اين رو مقامات ايرانى همواره در مصاحبه هاى خود بر اين مهم اشاره مى كردند كه اين اجلاس چكش نهايى رژيم حقوقى را نخواهد نواخت بلكه راه را براى نزديكى بيشتر بين مواضع كشورها هموارتر خواهد ساخت.
اين امر به معنى وجود اختلافات غيرقابل حل نيست چراكه اصولاً ماهيت مسائل مربوط به تعيين محدوده هاى دريايى و تحديد حدود، امرى بسيار پيچيده، طولانى و زمانبر مى باشد. اكثر كشورهاى جهان اين امور را به مرور زمان با تأنى خاص دنبال كرده اند. ايران نيز از اين امر مستثنى نبوده و نيست لذا تا احقاق كامل حقوق، اين مذاكرات ادامه خواهد يافت.
شرايط زمانى اجلاس
حضور همزمان پنج رئيس جمهور در ايران- آن هم در شرايطى كه كشورهاى غربى ايران را مورد آماج حملات ناجوانمردانه قرار داده بود و اتهامات عديده اى از جمله انزواى سياسى و ديپلماتيك به كشورمان نسبت مى دادند- فى نفسه اتفاق بزرگى بود.
شرايط حساس بين المللى به اين اجلاس معنا و وزن مضاعفى بخشيد.وضعيت پرونده هسته اى ايران در شوراى امنيت سازمان ملل و صدور دو قطعنامه عليه ايران و تلاش براى انزواى ايران در عرصه بين الملل، اين اجلاس را به لحاظ زمانى حائز اهميت ساخت. بسيارى از تحليلگران به غلط پيش بينى مى كردند برگزارى اجلاسى در اين سطح در تهران ناممكن خواهد بود.
نتايج اجلاس سران
در مجموع اجلاس سران از هر نظر موفقت آميز بود و روح و فضاى ايجاد شده ناشى از توافق و تفاهم ميان كشورهاى ساحلى اين حقيقت را روشن كرد. فضايى كه هر پنج كشور عضو ابراز اميدوارى كردند كه در قالب ابتكارات مختلف و سرعت بخشيدن به رايزنى ها و تبادل هيأت ها همچنان همكارى ها و تلاش هاى خود را ادامه دهند.
علل اهميت اجلاس سران در تهران
۱- امضاى اولين سند سياسى در عالى ترين سطح ممكن (رؤساى جمهور) براى اولين بار در تاريخ:
«اعلاميه سران» به دليل اهميت و لزوم شفاف سازى در همان روز به صورت كامل در اختيار رسانه ها قرار گرفت. اين امر تبليغات مسموم عده اى از عناصر مخالف نظام يا مغرضان را نقش بر آب كرد. اين عده پيش از اجلاس تلاش داشتند كه اجلاس سران را پيشاپيش  نه تنها ناموفق بلكه خيانت آميز جلوه دهند. اين اقدام بجا و مناسب تلاش آنان را ناكام گذاشت.
۲- تشكيل كنفرانس همكارى هاى اقتصادى كشورهاى ساحلى درياى خزر:
در پى پيشنهاد جمهورى اسلامى ايران مبنى بر تشكيل سازمانى با اهداف اقتصادى به منظور گسترش و توسعه تجارت و بازرگانى بين كشورهاى ساحلى درياى خزر، رؤساى جمهور كليه كشورها با حمايت از اين طرح، درخصوص شيوه پيگيرى اين ايده نيز توافق كردند. بر اين اساس قرار شد ابتدا كنفرانسى با هدف بررسى دقيق و فنى موضوع و راهكارهاى عملى كردن طرح بررسى شود تا مقدمات تشكيل اين سازمان فراهم آيد. آقاى پوتين آمادگى رو سيه براى ميزبانى اين كنفرانس را در تابستان سال آينده اعلام كرد كه مورد موافقت جمع قرار گرفت.
۳- مسائل مربوط به صلح، ثبات و امنيت در درياى خزر:
در اين خصوص توافق شد كه باكو به عنوان ميزبان بعدى اجلاس سران، بر اساس طرح هاى ارائه شده موجود (طرح هاى ايران، روسيه و قزاقستان) ابتكار عمل را به دست گيرد و پيش نويس سندى پنج جانبه را در اين زمينه آماده كند تا در اجلاس هاى بعدى گروه كارى و معاونان وزير و سپس وزراى خارجه مذاكره و بررسى گردد تا انشا ءالله در اجلاس آتى سران نهايى گردد.
۴- منظم ساختن اجلاس هاى وزراى خارجه و رؤساى جمهور:
با توجه به اين كه بين اجلاس سران عشق آباد و تهران حدود پنج سال و نيم زمان سپرى شده بود و پيرو پيشنهاد جمهورى اسلامى ايران، كليه كشورها توافق كردند كه اجلاس هاى سران و وزراى امور خارجه پنج كشور به صورت منظم و مستمر برگزار گردد. براين اساس توافق حاصل گرديد كه در آينده رؤساى جمهورى كشورها به صورت سالى يك بار و وزراى امور خارجه سالى دو بار گردهم آيند. البته سران تأييد كردند كه مى توان اين تاريخ ها را اندكى جابه جا  كرد تا اسناد و توافقاتى براى امضا آماده شوند.
همچنين توافق كردند كه اجلاس بعدى سران در اكتبر سال ۲۰۰۸ ميلادى در شهر باكو برگزار شود.
۵- حضور ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه در تهران كه براى اولين بار در تاريخ صورت گرفت:
بعد از سفر سال ۱۹۴۳ استالين به تهران كه در دوران جنگ جهانى دوم به همراه چرچيل و روزولت و در دوران اشغال ايران انجام شد، هيچ گاه مقام اول كرملين سفرى به ايران انجام نداده بود. در ضمن، بايد توجه كرد كه مذاكرات ياد شده در سال ۱۹۴۳ براى تعيين سرنوشت جنگ جهانى، كمك رسانى به جبهه شوروى عليه آلمان و تقسيم آينده جهان در تهران انجام گرفت و ايران هيچ نقشى در آن نداشت. پس از آن تاريخ، برژنف و نيكولاى پادگورنى نيز در دو مقطع ديگر به ايران سفر كرده بودند كه در آن زمان شخص اول كشور نبودند.
۶-سفر دوجانبه نور سلطان نظربايف رئيس جمهور قزاقستان به ايران:
نظربايف نيز براى ۱۰ سال بود كه به ايران سفر نكرده بود. اين اجلاس اين فرصت را فراهم ساخت كه وى يك روز زودتر به تهران سفر كند و علاوه بر اجلاس سران سفر دوجانبه خود را نيز انجام دهد كه دستاوردهاى زيادى به همراه داشت كه تشريح آن در اين مختصر ممكن نيست.
۷- امضاى سند همكارى هاى ريلى.
خلاصه اى از اعلاميه نهايى سران
اعلاميه نهايى سران كشورهاى ساحلى كه در روز ۲۴ مهر به امضاى رؤساى جمهور پنج كشور همسايه درياى خزر رسيد، گام مهمى در پيشبرد روابط كشورهاى منطقه و حل مسائل اين دريا محسوب مى شود. به علاوه، موضوعات مطروحه در اين اعلاميه از حوزه مسائل درياى خزر فراتر رفته و اشتراك نظر كشورها در مسائل كلان امنيتى و سياسى بين المللى را نمايان مى سازد.
برخى از مفاد اين اعلاميه از اين قرارند:
۱- طرف ها اظهار داشتند كه فقط كشورهاى ساحلى، داراى حقوق حاكمه در رابطه با درياى خزر و ذخاير آن هستند.
۲- طرف ها اعلام كردند كه درياى خزر بايد فقط جهت اهداف صلح آميز مورد استفاده قرار گيرد و همه مسائل مربوط به درياى خزر به وسيله كشورهاى ساحلى از طرق مسالمت آميز حل و فصل خواهد شد.
۳- طرف ها تأييد كردند كه نيروهاى مسلح آنان به منظور حمله به هر يك از طرف ها مورد استفاده قرار نخواهد گرفت.
۴- طرف ها تأكيد كردند كه در هيچ صورتى به كشورهاى ديگر اجازه نخواهند داد تا از قلمرو كشورشان براى تهاجم و ساير عمليات نظامى عليه هر يك از طرف ها استفاده شود.
۵- طرف ها از روند مذاكرات پيرامون رژيم حقوقى درياى خزر براساس احترام متقابل و حسن تفاهم و برابرى حقوق، موازين پذيرفته شده حقوق بين الملل در فضاى گفت وگو هاى متمدنانه ابراز رضايت كرده و ضرورت ادامه فعال اين مذاكرات را خاطرنشان كردند.
۶- طرف ها توافق كردند تا تعيين رژيم حقوقى جديد درياى خزر در پهنه آن، بايد رژيم هاى توافق شده كشتيرانى، ماهيگيرى و تردد كشتى ها صرفاً تحت پرچم كشورهاى ساحلى خزر براساس تحقق حقوق حاكمه آنها اعمال گردد.
۷- طرف ها اعلام كردند كه توافق نهايى در مسائل مربوط به تحديد حدود بستر به منظور استفاده از منابع زير بستر توسط همه كشورهاى ساحلى درياى خزر با توجه به حقوق حاكمه آنها و احترام به حقوق و منافع قانونى يكديگر اجرا خواهد شد.
۸- طرف ها همچنين حق مسلم كليه كشورهاى عضو معاهده «منع اشاعه و تكثير سلاح هاى هسته اى» جهت توسعه تحقيقات، توليد و استفاده از انرژى هسته اى در مقاصد صلح آميز بدون تبعيض و در چارچوب مفاد اين معاهده و همچنين سازوكارهاى آژانس بين المللى انرژى اتمى را مورد تأييد قرار دادند.
۹- طرف ها پايبندى خويش را به توسعه همكارى هاى وسيع دوجانبه و چندجانبه در مبارزه با تروريسم، نقل و انتقال غيرقانونى مواد مخدر و سلاح و جرائم سازمان يافته فراملى با استفاده از نقش محورى هماهنگ كننده سازمان ملل متحد براساس رعايت دقيق اصول و موازين شناخته شده حقوق بين الملل مورد تأييد قرار دادند.
۱۰- طرف ها اصل مسئوليت كشورهاى ساحلى درياى خزر در قبال خسارات وارده به محيط زيست خزر و به يكديگر در نتيجه استفاده از درياى خزر و بهره بردارى از منابع آن را تأييد كردند.
۱۱- طرف ها با درك مسئوليت خويش در برابر نسل هاى امروز و فردا در قبال حفاظت از درياى خزر و تماميت سيستم زيست محيطى آن، اهميت گسترش همكارى در حل مسائل زيست محيطى درياى خزر را مورد تأكيد قرار دادند.
برخى مباحث مورد اختلاف در رژيم حقوقى كه تاكنون حل و فصل نشده اند
به رغم توافقات عديده به عمل آمده پيرامون تقريباً ۷۰ درصد از مباحث در پيش نويس كنوانسيون رژيم حقوقى، اتفاق آراى پنج كشور ساحلى در برخى از مباحث، هنوز محقق نشده است. اين موارد عبارتند از:
*شيوه هاى تقسيم بستر و زيربستر براى بهره بردارى از منابع نفت و گاز
*تعيين مايلژ محدوده هاى مناطق مختلف سطح آب شامل درياى سرزمينى و ماهيگيرى انحصارى
*وضعيت نيروهاى نظامى كشورهاى ساحلى در درياى خزر
*ترانزيت آزاد از درياى خزر به آب هاى آزاد و بالعكس
*احداث خطوط لوله نفت و گاز از بستر دريا.
شيوه هاى تقسيم بستر و زيربستر براى بهره بردارى از منابع انرژى
قبلاً درياى خزر را صرفاً با خاويار آن مى شناختند. امروزه برخى از بازيگران منطقه اى و فرامنطقه اى، خزر را مترادف با منابع نفت و گاز تعريف مى كنند و از خصايص ديگر مانند صلح و ثبات پايدار، محيط زيست، ماهيگيرى، منابع زنده دريايى و.‎/‎/ غافل هستند. برهمين اساس براى تقسيم منابع انرژى زيربستر، به شيوه هايى روى آورده اند كه مغاير با منافع و مصالح جمعى مى باشد. در حالى كه الگوهاى تقسيم بايد مصالح همه كشورهاى ساحلى را برآورده سازد و براى همه طرف ها، قابليت دفاع در سطوح ملى را نيز دارا باشد. از سوى ديگر اين تقسيم بايد با شيوه هاى رايج در دنيا و مبانى حقوق بين الملل و آرا و رويه هاى قضايى بين المللى، همخوانى داشته باشد. به اين جهت ايران اعتقاد دارد كه استفاده از يك روش خاص مانند خط ميانى يا خط متساوى الفاصله نه تنها الزامى نيست بلكه به نتايج منصفانه منتج نمى شود لذا بايد از شيوه هاى ديگر تقسيم و يا تركيبى از روش ها استفاده كرد تا نتيجه تقسيم منصفانه باشد.
نفت و گاز در درياى خزر
موضوع اكتشاف، توليد و انتقال نفت و گاز خزر علاوه بر كشورهاى منطقه براى همه كشورهاى جهان اعم از توليدكننده يا مصرف كننده اهميت دارد و متناسب با ميزان ذخاير و حجم توليد، اثرات قابل توجهى در بازار جهانى انرژى و قيمت ها خواهد داشت.نبايد فراموش كرد كه آمار و ارقام اعلام شده توسط منابع غربى در ابتداى فروپاشى شوروى بسيار اغراق آميز بوده و هدف اصلى آنان فراهم ساختن بهانه براى حضور بوده است. خوشبختانه امروزه روز به روز ارقام واقعى تر بيان مى شوند و از شدت و حدت سابق كاسته شده است خصوصاً اين كه بسيارى از حوزه هايى كه اخيراً مورد حفارى قرار گرفته اند يا فاقد نفت و گاز بوده اند يا صرفه اقتصادى نداشته اند.برخلاف كشورهاى ديگر، نفت و گاز خزر براى ايران (و روسيه) يك دسر بعد از غذا محسوب مى شود، ولى اين موضوع به هيچ وجه نبايد به معنى چشم پوشى از حقوق مسلم و منافع ملى تعبير شود. در اين جهت ايران اقدامات ذيل را انجام داده است:
*لرزه نگارى هاى دوبعدى و متعاقباً سه بعدى
*احداث سكوى حفارى مخصوص مناطق كم عمق
*احداث سكوى حفارى نيمه شناور براى مناطق عميق كه ساخت آن امسال تمام شده و در سال آينده آغاز به بهره بردارى خواهد كرد
*احداث يدك كش هاى مخصوص براى انتقال سكوى فوق به دريا
*انجام عمليات سوآپ نفت به ميزان تقريبى روزانه ۱۵۰ هزار بشكه در روز كه ظرفيت هاى بعدى آن ۳۷۰ هزار و در نهايت ۵۰۰ هزار بشكه در روز خواهد بود.امروزه به جز جمهورى آذربايجان بقيه كشورها (روسيه، قزاقستان و تركمنستان) از مسير ايران براى انتقال نفت خود (كه فعلاً در مناطق خشكى توليد مى كنند) استفاده مى كنند.لازم به ذكر است خوشبختانه با اعمال اقداماتى مناسب، در محدوده مورد ادعاى ايران در درياى خزر و حتى مناطق مشترك، هيچ كشورى مبادرت به اكتشاف، بهره بردارى و حفارى از منابع احتمالى نفت و گاز نكرده اند و حتى يك قطره نفت از اين مناطق استفاده نگرديده اند.




|   شناسنامه   |   آرشيو   |