|
نگاهى به گزارش هسته اى ۱۶ نهاد اطلاعاتى آمريكا
مُهر پايان بر يك منــــاقشه
|
|
|
حسين محمودى
مناقشه هسته اى ايران كه مسئله چهار فصل سياست ايران بود در آذرماه ۸۶ برش تازه اى خورد.۱۶ نهاد اطلاعاتى گزارشى را از سوابق هسته اى ايران ارائه كردند كه در پائيز پرتنش ايران و آمريكا به يك بمب خبرى رسانه ها تبديل شد.اين گزارش كه گفته مى شد اصل سند آن ۱۴۰ صفحه است در قالب ۹ صفحه منتشرشد واغلب مطبوعات غرب نيز برآن رويداد مهم سال نام نهادند.
گزارش هسته اطلاعاتى آمريكا بيش از آنكه يك سوژه جذاب تبليغى يا ژورناليستى باشد به ديده يك سند تاريخى و سمبليك نگريسته شد.با همه اما و اگر هايى كه در باره قصد ونيت گزارش نويسان پرده نشين اين ماجرا وجود داشت اما اين سند آن روزها حادثه ساز شد. دولتمردان ايران نيزمحتاطانه از اين گزارش استقبال كردند به اين دليل كه پرتوى تازه در فضاى تيره ذهنيت غربى ها افكند.اين گزارش در مهم ترين مفادش به طور اساسى ادعاى غير صلح آميز بودن برنامه هسته اى ايران را نفى مى كرد به همين دليل مقامات وزارت امور خارجه ايران انتشار آن را شاهدى ديگر بر كذب بودن ادعاهاى مقامات كاخ سفيد در پرونده هسته اى ايران دانستند.
جالب اينجاست اين سند كه به قلم امنيتى ترين چهره هاى كشور حريف ايران تدوين شده بود پيش از ديپلمات ها، ذهن طايفه حقوقدانان را به خود مشغول كرد و متنى كه ماهيتاً قضاوت يك گروه امنيتى بود خود دستمايه اى براى قضاوت جمعى از اصحاب حقوق بين الملل قرار گرفت.استناد و رجوع گسترده حقوقدانان به اين سند را در گرماگرم گزارش نهايى البرادعى ديديم كه به دور از هياهوى نيويورك و وين در اين كارزار رأى بر راستگويى ايران دادند .شايد در عرض اين پنچ سال كه مسئله هسته اى مبناى اصلى اختلاف ايران و غرب شد، طرفين اين ماجرا دهها سند براى نفى و اثبات يكديگراقامه كرده اند اما سندامضاشده مشاوران اطلاعاتى آمريكا شأن يك «مدرك برتر» را به خود گرفت و جايگاهى در فهرست وقايع هسته اى يافت.
گزارش آن ۱۶ نهاد ويژگى هاى توجه برانگيزى داشت.شايد ازميان خصوصيات گوناگون آن بيش از همه، تركيب كسانى كه پاى آن را امضا كرده بودند اسباب شگفتى شد. گزارش فوق به دست نهادهايى تهيه شد كه در خط مقدم ضديت با ايران قرار داشتند ودست كم در سى سال حيات انقلاب اسلامى اثر انگشت يا ردپاى آنها دربسيارى از طرح ها و دسيسه هاى آمريكا عليه جمهورى اسلامى ثبت شده است.
پيشينه قابل تأمل يك گزارش
در فرداى گزارش مربوط به تاريخچه هسته اى ايران نگاه ها اغلب به سمت تحليل جايگاه گزارشگران رفت.اغلب كارشناسان در بازخوانى اين متن كوشيدند با تأملى در ميزان تأثيرگذارى گزارشگران و نيز سوابق اين دست گزارش ها آن متن ۱۴۰ صفحه اى را تحليل كنند.طبق نوشته مطبوعات آمريكا از ميان كسانى كه اين گزارش را تهيه كرده اند برخى مديران مؤسسات پژوهشى و تحقيقاتى خصوصى مانند DIA بوده اند كه پنتاگون طرح هاى تحقيقاتى را به آنها سفارش مى دهد و برخى مؤسسات خصوصى وابسته به CIA هستند.اغلب آنها گفته اند گزارش خويش را بر اساس يافته هاى بازرسين آژانس، اسناد ماهواره هاى جاسوسى، شنود مكالمات و.// تهيه كرده اند.
دراين ميان كسى نمى توانست نقش ونفوذ نهادى به نام سازمان ملى اطلاعات آمريكا را كه در برگيرنده ۱۶ ركن اطلاعاتى پرآوازه اين كشور است ناديده بگيرد .اما نكته مهم تر درباره نقش اين نهادها ردپايى بود كه از تصميمات آنها در بحران ها و مناقشات حاد جهانى مانند عراق و خاورميانه برجاى مانده است. اين سوابق دلالت براين داشت كه سازمان ملى اطلاعات آمريكا در يك سيكل تعريف شده در هر مناقشه مهم گزارش هايى را كه از نهادهاى مختلف امنيتى دريافت مى كند و پس از آنكه داده هاى اين نهادها را با منافع ملى آمريكا تطبيق دادآن را منتشر مى كند.
ازميان سابقه تاريخى اين گونه گزارش ها درآمريكا مى توان به مورد مربوط به قبل از حمله نظامى عراق اشاره كرد.آن روز سازمان هاى اطلاعاتى در آمريكا ۲ گزارش ۷۰۰ صفحه اى تهيه و مخالفت خود را با حمله به عراق اعلام كردند.اين سازمان ها در ارتباط با وجود سلاح هاى كشتار جمعى و هسته اى در عراق، رابطه عراق با القاعده، رابطه عراق با نيجريه و خريد اورانيوم از آن و نقض حقوق بشر، گزارش هايى تهيه كردند كه در آن گزارش ها، ۳مورد اول رد شده و تنها نقض حقوق بشر تأييد شده بود اما بوش با ناديده گرفتن گزارش اين سازمان ها و بر خلاف حقوق بين الملل به عراق حمله كرد، حتى در گزارش دوم به پيامدهاى حمله به عراق اشاره شده بود.از جمله؛ هرج و مرج، دخالت كشورهاى منطقه در عراق، وجود قوميت هاى مختلف و عدم حاكميت دموكراسى.با اين همه، دولت آمريكا تصميم به جنگ گرفت.
بر اساس همين سابقه برخى از تحليلگران حتى عنوان كردند كه در گزارش اخير نيز سازمان اطلاعات ملى آمريكا به نحوى در پى پاسخگويى و نفى ادعاى كاخ سفيد را داشته است
نخستين پيام هاى گزارش
در مسئله هسته اى ايران كه به مناظره دائمى غرب و ايران برسر كشف حقيقت تبديل شد نخستين پيامد گزارش ۱۶ نهاد اطلاعاتى اين بود كه مهم ترين حربه و سلاح تهاجمى بلوك غرب بويژه آمريكا برضد ايران را ناكارا مى ساخت.در نتيجه گيرى اين گزارش آنها نظر خويش را به نقطه اى معطوف كردند كه كانون اصلى تنش شناخته مى شد و آن مسئله
مسالمت آميز بودن برنامه هسته اى ايران بود.به عبارتى اگر شاهرگ اين دعوا را ماهيت برنامه هاى هسته اى ايران در نگاه غرب بدانيم گزارشگران داورى خويش را دقيقاً به همين نقطه معطوف كرده و گفتند كه نشانى از خروج برنامه هسته اى ايران از مسير مسالمت جويانه در 4 سال اخيرديده نشده است.با اين تفسير، دومين پيامد تأثير آنى گزارش نيز خود به خود نمايان مى شد و آن اين كه ناظران به اتفاق اعلام كردند كه موقعيت دو طرف اصلى ايران دراين جدال يعنى بوش و اولمرت با اين گزارش تضعيف شده است.
يديعوت آحارانوت پرتيراژترين روزنامه رژيم صهيونيستى اين گزارش را ضربه اى دردناك براى سياست اسرائيل و آمريكا خواند.ديگر محافل رسانه اى غرب نيز عباراتى مشابه ارگان خبرى اسرائيل مطرح كردند.بنابراين، محتواى گزارش درآن برهه كه ايران و آمريكا براى دور جديد رويارويى آماده مى شدند جاى ترديدى باقى نمى گذاشت كه اظهار نظر مراجع اطلاعاتى آمريكا كه هم صريح بود و هم بى سابقه، عرصه را براى بهره جويى از بهانه اى به نام خطرناك بودن ماهيت برنامه هسته اى ايران تنگ مى ساخت و به تعبير كارشناسان سياسى قدرت مانور حريف آمريكايى و اسرائيلى ايران را محدود مى كرد.
شايد مسئله عجيب در نخستين رشته بازتاب هاى گزارش اين بود كه كثيرى از تحليلگران غرب آن را يك پيروزى مهم براى جمهورى اسلامى به حساب آوردند در حالى كه برخى محافل داخل در دستاوردهاى مثبت گزارش براى ايران تشكيك كردند.شايد عمده مسئله اى كه باعث تشكيك برخى محافل در كارايى اين گزارش شد آن بخش از مفاد سند بود كه مى گفت ايران تلاش براى توليد بمب اتمى را در سال ۲۰۰۳ متوقف كرده است.
بالاخره اين نكته اى بود كه صاحبنظران بى طرف آن را دليلى براحتياط انديشى دانستند و برخى محافل سياسى، نيز از آن براى كاستن از اعتبار گزارش بهره جستند.اين محافل حتى براى كوچك ساختن اثرات آن به سخنان مقام هاى غرب استناد جستند كه گفته بودندبا وجود گزارش اطلاعاتى اخير آمريكا براى جلوگيرى از دستيابى ايران به قدرت هسته اى تلاش خواهند كرد.
احتمالات ممكن در باره اهداف گزارش نويسان
جدى ترين پرسش در اين باره اين بودكه چرا اين گزارش در شرايط كنونى منتشر شد؟
در پاسخ به اين سؤال ديدگاه هاى گوناگونى از سوى ناظران مطرح شده است.كما اين كه برخى اين امر را ناشى از رقابت هاى درونى آمريكا و در راستاى تضعيف دولت بوش و جمهوريخواهان دانسته اند.
به عبارتى آنها مدعى بودند كه اين اتفاق بخشى از تسويه سياسى دموكرات ها با جمهوريخواهان است كه از ناكامى بوش در ماجراى هسته اى براى شكست رقيب نهايت بهره راببرند.عده اى ديگر براين باور بودند كه مسئله هسته اى ايران به طور جدى در ميان سياستمداران آمريكا اختلاف افكنده و اين گزارش نيز نشانه بارز اين اختلاف است. به باور اين گروه، گزارشگران چندان تحت تأثير كاخ سفيد نبوده و اين اقدام آنها نشانه عدم هماهنگى مراكز امنيتى آمريكا با بوش در تصميم گيرى برسر ايران است.
بالاخره ديدگاه سوم به نظر مى آيد كه به واقعيت نزديكتر است براين باور است كه با سابقه بحران عراق و فاجعه اى كه دولت بوش به بار آورد، اين بار سازمان ها و كانون هاى اطلاعاتى آمريكا اين گزارش را به عنوان يك هشدار مطرح كرده اند.به عبارت ديگر نهادهاى مصلحت سنج آمريكا به اين باور رسيده اند كه بازى بوش در قبال ايران شباهت زيادى به ماجراى عراق دارد همچنان كه درعراق تمام آنچه را كه سيا ادعا كرده بود خلاف از آب در آمد و جمهوريخواهان پس از حمله به عراق نتوانستند وجود سلاح هاى كشتار جمعى را در اين كشور اثبات كنند. اكنون نيز بوش تهاجمى بى مبنا را عليه ايران آغاز كرده است در واقع با اين حركت دستگاه اطلاعاتى آمريكا پيشدستى كرده و سعى دارد در مورد ايران خود را از مسئوليت هاى احتمالى مبرا كند. لذا فكر مى كنند با اين صدماتى كه به مردم آمريكا بر اثر جنگ عراق وارد شده ديگر نمى توانند روى سياست جنگى بوش مانور بدهند.با اين نگاه مى توان گفت درتهيه اين گزارش، نهادهاى اطلاعاتى نگاهى جدى به جمعبندى از افكار عمومى مردم آمريكادر نفى سياست جنگى بوش داشته اند.
|