مهدى تقوى
اگر هزاره سوم در نگاه انديشمندان سياسى عصر بيدارى اسلامى نام گرفته است با حوادثى كه بويژه در سال گذشته رخ داد، اين عصر آغاز رويارويى نوين با اسلام نيز هست.
اگر اين دين بزرگ راه ۱۴۰۰ ساله خويش را در كوران مخالفت ها، عداوت ها و چالش ها پيموده است و هنوز هم خاطره جنگ هاى بزرگ صليبى از ذهن پيروان اين شريعت رخت نبسته است اما جبهه نزاعى كه اكنون برابر اسلام گشوده شده است صورت و ابعادى ديگرگونه دارد.
شايد براى ايرانى ها و جهان اسلام اتفاقى اندوهبارتر از اين نباشد كه آخرين روزهاى سال ۸۶ را با انتشار دوباره كاريكاتورهاى موهن به پايان بردند. كاريكاتورهايى كه بيشتر سكوت دولت ها و محافل سياسى اروپا اين پيام را در نگاه ها مى نشانند كه صداى غالب امروز در غرب نه صداى تفاهم ومنطق كه صداى ستيز و نزاع است و اصحاب جديد تفكر صليبى آشكارا در تنور يك جنگ جديد مى دمند با اين پندار باطل كه در سايه اين تهاجم برترى غرب مسيحى در توازن قدرت جهانى حفظ شود.بنابراين در گزارش حاضر به نقش اين كانون هاى جنگ عقيدتى در دنياى امروز پرداختيم.
نو صليبيون عليه اسلام
گمان مى رفت كه در دوره معاصر، كليسا پاى خود را از اين منازعات ويرانگر بيرون كشيده است اما وقوع يك اتفاق مهم در سال ۸۵ آشكار ساخت كه رسوبات آن بدبينى و خصومت نسبت به اسلام همچنان در مركزيت كليسا باقى است، اين اتفاق در سخنان جنجالى پاپ جديد نمايان شد.
رهبر كاتوليك هاى جهان، ۱۲ سپتامبر ،۲۰۰۶در جريان سفرى به آلمان در نطقى در دانشگاهى در اين كشور پيرامون تفاوت فلسفى و تاريخى بين اسلام و مسيحيت و رابطه ايمان و خشونت، سخنان يكى از امپراتوران بيزانس (روم شرقى) را درباره اسلام و مسلمانان به زبان آورد.
وى در اين نطق كه موجى از خشم مسلمانان را برانگيخت به شبيه سازى اسلام و خشونت پرداخت و بر انديشه اى مهر تأييد نهاد كه در واقع پايه و اساس مكتب اسلام ستيزى در غرب را تشكيل مى دهد. البته پاپ در شگردى سياسى كوشيد اين ديدگاه خويش را در لفافه يك نقل قول تاريخى بپوشاند براى همين در دانشگاه «رگنزبورگ» آلمان از زبان يك امپراتور مسيحى قرن چهاردهم (مانوئل دوم قسطنطنيه) مدعى شد كه اين امپراتور به يك مسافر ايرانى گفته است كه پيامبر اسلام جواز گسترش دين با زبان شمشير را صادر كرده و با اين حركت ارمغانى جز خشونت نداشته است.
البته پس از اين كه سخن پاپ كه مانيفست يك رويارويى جديد با تفكر اسلامى بود با توفانى از اعتراضات روبه رو شد او و همقطارانش كوشيدند كه اين اتفاق را به سطح يك سوء برداشت تنزل دهند. لذا واتيكان اندكى بعد در بيانيه اى مدعى شد كه پاپ به پيروان اسلام احترام مى گذارد و از سخنان او درباره پيامبر اسلام سوء برداشت شده است.
اما ترجمان واقعى سخنان پاپ حوادثى بود كه از چند سال پيش روى منحنى رويارويى جهان غرب با ارزش هاى اسلامى به جريان افتاده بود. اين حوادث و حملات كه هر كدام بخشى از عقايد و ارزش هاى مسلمانان را در بر مى گرفت در واقع پس زمينه هاى نگاه سراسر بدبينانه پاپ جديد «ژوزف راتزينگر» بود.
در رأس اين حوادث سه ماجراى فاجعه بار انتشار كتاب آيات شيطانى و كاريكاتورهاى موهن دانمارك و سپس اعلام جنگ رسمى صليبى از سوى بوش قرار داشتند.
اين سه حادثه در عصر حاضر نقطه عطف در تهاجم جهان غرب به مقدسات مسلمانان به حساب مى آيند. در اين سه رشته تهاجم قافله اى از نسل جديد سياستمداران و نويسندگان متعلق به تيره افراطيون فرهنگ و فلسفه مغرب زمين حضور دارند.جالب است كه ۱۲ نفر كه همه بيانيه هاى حمايت از حركت هاى ضددينى را امضا مى كنند، تجربيات دست اولى از ستيز با انديشه هاى اسلامى دارند مانند ايان هرسى على، عضو سوماليايى تبار پارلمان هلند، الهام بخش فيلمى موهن و ضددينى بود كه تئو ون گوگ، فيلمساز هلندى آن را ساخت. تئو ون گوگ در پى ساخت اين فيلم، در سال ۲۰۰۴ به دست يك مسلمان كشته شد.
صهيونيسم و راهبرد جهان عارى از عقيده
كسى را ياراى انكار اين واقعيت نيست كه زرادخانه هاى اسلام ستيزى در دست صهيونيست ها هستند. تنها در سال ۸۶ چندين نمونه از حركت هاى شيطنت آميز صهيونيست ها در هتك مقدسات و ارزش هاى اسلامى ثبت شده است. از نمونه هاى زشت اين حركات مى توان به توليد لباس ها و كالاهاى منقش به نمادهاى دينى مسلمانان اشاره كرد. به طور مثال آنها همزمان كه دستجات متعصب خاخام ها را براى تخريب مسجد الاقصى، اين كانون مقدس مسلمانان گسيل كردند در تصاوير تبليغاتى خود با منقوش كردن نام كوكاكولا بر روى گنبد مسجدالاقصى آن در سطح جهانى پخش كردند.موارد مربوط به چاپ قرآن ها و متون تحريف شده اسلامى توسط مراكز انتشاراتى صهيونيست ها كه خارج از شمار است، آنها اين حركت را بويژه در جمهورى هاى شوروى سابق به صورت شبكه اى و گسترده دنبال كردند.
سه كانون تحرك جريان هاى ضد اسلامى در اروپا
لندن: در دوره معاصر لندن زمانى به كانون جريان اسلام ستيزى تبديل شد كه كتاب آيات شيطانى به دست يك عضو كالج سلطنتى اين كشور ترويج پيدا كرد. قضيه سلمان رشدى پرده از اين واقعيت برداشت كه جزيره هنوز كانون و ستاد رهبرى كننده دسيسه عليه مسلمانان و ارزش هاى اسلامى است تا حدى كه حتى موج اعتراض بيش از يك ميليارد مسلمان نيز موجب نشد كه سران انگليس از حمايت از بالاترين نماد اهانت به مقدسات مسلمين دست بكشند. اعطاى مدال و نشان عالى حكومت انگليس «سر» به نويسنده مرتد آيات شيطانى در ايام زمامدارى بلر پاسخى آشكار به نگاه كسانى بود كه خوشبينانه از احتمال تجديد نظر لندن در سياست هاى اسلام ستيزش سخن مى گفتند. دو ميليون اقليت مسلمان در انگليس به همراه ده ها نهاد قدرتمند اسلامى تاكنون منش مدارا در برابر سياست هاى سختگيرانه دولت بريتانيا را داشته اند. جالب است كه جامعه اسلامى لندن حتى پس از ماجراى انفجار ژوئيه ۲۰۰۵ به يارى مسئولان امنيتى اين كشور آمد، تا شايد لندن از موج تهديدات تروريستى به آسانى عبور كند و تفاهم و تكثر، ديگر بار به عرصه فرهنگ و سياست اين كشور بازگردد. اما حركت ۱۶ ژوئن بلر در دادن مدال به فردى كه منفور مسلمانان اين كشور است همه اين رشته هاى اعتماد و تفاهم را مى تواند بر هم بريزد. جالب است كه يكى از آخرين موارد اهانت به مقدسات مسلمانان در سال ۸۶ به نام يك تبعه انگليس ثبت شد خانم جيليان گيبونز كه در پوشش آموزگار در سودان فعاليت داشت به دليل ارتكاب يكى از ناشايست ترين رفتارها عليه پيغمبر اسلام موج اعتراض مسلمانان اين منطقه را برانگيخت و عجيب تر اين كه اين تبعه انگليس كه به حبس محكوم شده بود با تلاش وسيع ديپلماسى اين كشور به كشورش بازگردانده شد.
پاريس: برخى رسانه هاى پاريس جزو اولين داوطلبان در چاپ تصاوير موهن عليه پيامبر اكرم بودند حزب آزادى با رهبرى سياستمدار سرشناس اين كشور، ژان مارى لوپن دست به تأسيس اولين سازمان مقابله با گسترش نفوذ اسلام در اروپا زده است. جالب تر از همه رهبرى اليزه در دست كسى است كه امضاى او لااقل پاى چند سند اسلام زدايى نشسته است. و يا وقتى اوريانا فالاچى كتاب ضد اسلامى خويش را براى دوستان فرانسوى خويش پست كرد محافل دينى و ضدنژادى اين كشور با استناد به قانون مقابله با انديشه هاى نژادپرستانه خواستار منع انتشار كتاب خشم و افتخار در اين كشور شدند اما محاكم اين كشور رأى به نشر اين كتاب ضد اسلامى دادند.
زمانى كه مسلمانان فرانسه از شارلى هبدو به خاطر انتشار كاريكاتورهاى موهن شكايت كردند نيكولا ساركوزى كه آن روز وزير كشور فرانسه بود به حمايت از چاپ كاريكاتورهاى موهن برخاست.
آمستردام: درآخرين روزهاى سال ۸۶ در دو پايتخت مشهور اروپا اولين سازمان رسمى با هدف مبارزه با اسلام گرايى شكل گرفت. سازمانى كه گروه هاى موسوم به راست افراطى در هلند و بلژيك پيشگام آن بودند.
علاوه بر اينها در اروپاى امروز نامهاى مشهورى از سياستمداران را مى توان يافت كه همان مرام و مسلك رشدى را دنبال مى كنند و سياستمدارانى مانند ريتا فرديك در هلند يا فيليپ دووينتر در بلژيك كه معتقدند بايد با همه توان به مبارزه با اسلام دست زد. عجيب اينجا است كه آنها با مجوز دولت هاى مذكور نخستين تظاهرات را با تابلوى رسمى مقابله با اسلامى شدن شهرهاى اروپا انجام دادند. اين روند اسلام ستيز را جمعى از سياستمداران و سران حزبى - پارلمانى بلژيك و هلند همراهى مى كنند. آنها در بروكسل، مقر اتحاديه اروپا به مناسبت ۱۱ سپتامبر و عليه آنچه «اسلامى شدن اروپا» مى خواندند، دست به تجمع زدند. اين افراد، در مقابل پارلمان و مقر كميسيون اروپا جمع شدند.
اما اقدامات اين دست از سياستمداران افراطى به اينجا محدود نمى شود. گيرت ويلدرز كه داراى كرسى پارلمانى در هلند است، در طول سال چندين موج تبليغى عليه مسلمانان به راه انداخت. دولت هلند نيز با تصويب قانون ممنوعيت استفاده از برقع در پارلمان اين حركت آنها را تكميل كرد. شهر آمستردام اكنون يكى از كانون هاى نشر افكار ضد اسلامى در اروپا است، پايگاه بسيارى از سايت هاى اينترنتى رواج دهنده تصويرها و متن هاى موهن از اين شهر سازماندهى مى شود. هلند در سال هاى گذشته نيز با به ميدان آوردن شمارى از هنرمندان متعصب و ضد اسلامى، اين جايگاه خويش را تثبيت كرده بود و هنوز مسلمانان خاطره تاخت و تاز تئو ون گوگ، فيلمساز هلندى كه فيلمى بشدت موهن درباره فرهنگ اسلامى ساخت، از ياد نبرده اند كه البته در نهايت خود در شهر آمستردام به ضرب كارد و گلوله كشته شد. از آن روز تاكنون فيلم موهن وى تحت عنوان «تسليم» بارها از تلويزيون هلند پخش شده است.علاوه بر اين، هلند شمار زيادى از چهره هاى سرشناس در زمينه فعاليت هاى ضد دينى را در خاك خود پناه داده است كه شايد مشهورترين آنها «ايان هرسى على» سياستمدار هلندى اهل سومالى باشد كه پشتيبان چند مجموعه از فيلم ها و فعاليت هاى افراد اسلام ستيز بوده است.
كاريكاتور هاى موهن: نزديك دو دهه پس از انتشار كتاب آيات شيطانى دومين فاجعه اهانت به مقدسات مسلمانان اين بار از كشور كوچك اروپا يعنى دانمارك سر برآورد. تفاوت كاريكاتورها با آيات شيطانى اين بود كه در سناريوى رشدى تلاش شد تكيه گاه قدرت دينى مسلمانان مخدوش شود، ولى در قضيه كاريكاتورها هدف اصلى اين بود كه در راستاى همان سخن پاپ اسلام و ميراث پيامبر اعظم مترادف خشونت فرض شود. چاپ كاريكاتورهايى موهن از پيامبر اسلام در يك روزنامه دانماركى رويدادى است كه در سال ۸۶ نيز منشأ رويارويى بزرگ مسلمانان با جبهه سكولارهاى متعصب اروپا را سبب شد.
با اين اتفاق كپنهاگ به دومين ايستگاه موج اسلام ستيزى پس از لندن تبديل شد. در ميان مواضع پرتناقضى كه دولت اين كشور اتخاذ كرد، بسيارى از گروه هاى متعصب دانمارك وظيفه نشر اين تصاوير موهن را بر عهده گرفتند تا حدى كه در اكتبر همان سال حزب ليبرال - محافظه كار ملت دانمارك، در اقدامى بى سابقه و با توجيه «آزادى بيان» تصويرى موهن از پيامبر اسلام را در پايگاه تبليغاتى خويش نصب كرد.
اولين بار اين تصاوير موهن سپتامبر ۲۰۰۵ در روزنامه «يولاندز پستن» چاپ شد. ابتدا بسيارى از محافل اسلامى آن را يك اتفاق گذرا در نشريات سكولار دانمارك فرض كردند، ا ما گذشت زمان ثابت كرد كه اين ماجرا ريشه اى عميق در نسل متعصب اروپا دارد، چاپ مجدد آنها ابتدا در روزنامه سوئدى «سونسكا داگبلادت» و روزنامه نروژى «ماگازينت» و سپس ديگر روزنامه هاى اروپايى جاى ترديدى باقى نگذاشت كه جهان اسلام با يك تهاجم سازمان يافته روبه رو ست، به اين صورت بود كه اندك زمانى بعد از سه كشور اسكانديناوى روزنامه فرانسوى «فرانس سوآر»، روزنامه آلمانى «دى ولت»، «لا استامپا»ى ايتاليا و «ال پريوديكو»ى اسپانيا به تكرار چاپ اين اوراق شوم مبادرت كردند.
خط بر خورد با مقدسات در سرزمين هاى اسلامى
در سال هاى اخير رواج انديشه سكولاريسم در كشورهاى اسلامى به منفذى براى ترويج آثار موهن و هنجار شكنى در جهان اسلام تبديل شده است. شايد يكى از عرصه هاى جولان اين نوع واكنش هاى سخيف به اسلام گرايى باكو باشد. شهرى كه زمانى كمونيست ها به دليل بافت شيعى آن بالاترين سرمايه گذارى را براى تسويه فرهنگى در آن انجام داده بودند.
سال گذشته چند نمونه از جلوه هاى اين تعرض به عقايد دينى در
بر خى از نشريات پان تركيست و لائيك اين كشور نمايان شد.
رفيق تقى، نويسنده و سمير صداقت اوغلو سردبير روزنامه تازه تأسيس صنعت طى مقاله اى با عنوان «ما و اروپا» به تكرار مشتى از مطالب كهنه نويسندگان متعصب مسيحى درباره دين اسلام پرداخته و صفاتى همچون جنگ افروز بودن و خشونت به پيشوايان دينى نسبت دادند كه البته اين حركت آن ها با خروش بى سابقه شهروندان مؤمن آذرى در تبريز و آذربايجان روبه رو شد و در نهايت نيز دادگاه وى را مجرم شناخت.
اما دومين حلقه از حركت هاى اهانت آلود عليه باورهاى اسلامى در شمال آفريقا بويژه مصر نمايان شده است يعنى كشورى كه امروز خود كانون تحرك نيروهاى اسلام گرا است. در صحنه مصر آثار اهانت آميز عليه اسلام اغلب از قلم نويسندگان غربگراى آن صادر شده است، از جمله چهره هايى كه در فهرست مروجان آثار ضد دينى ثبت شده اند مى توان به خليل عبدالكريم نويسنده كتاب «جامعه يثرب؛ رابطه زن و مرد در زمان پيامبر و دو خليفه نخستين»، سعيد العشماوى، نويسنده كتاب «حقيقت حجاب» و فاطمه مرنيسى، نويسنده كتاب «جنسيت به مثابه هندسه اى اجتماعى» اشاره كرد. يا آثار سينماگرانى چون يوسف شاهين، كارگردان فيلم مهاجر، كه به دليل بار اهانت آلود آن ممنوع شد.
از آخرين نمونه هاى اين دست آثار بحران ساز مى توان به كتاب و مقالات سيد محمود القمنى، اشاره كرد كه پس از انتشار كتابش با عنوان «پروردگار اين دوران» (رب هذا الزمان) به اتهام ترويج شرك و الحاد در دادگاه محاكمه شد و به خواست دانشگاه الازهر نيز كتاب ديگرش با نام «ممنون بن لادن!» (شكراً بن لادن) از كتابفروشى ها جمع آورى شد و جنجالى ترين نمونه اين اتفاق كه ضربه اى بر اعتبار الازهر وارد كرد آراى به اصطلاح مذهبى عزت عطيه، رئيس بخش حديث دانشگاه الازهر و از استادان اين دانشگاه بود كه قوانين اسلام را در مورد رابطه زن و مرد به شكل مضحكى تحريف ساخت.
آنچه در ضديت با مذهب از دست مى رود
چنان كه از نمودار حوادث ضد اسلامى پيداست طايفه متعرضان به ساحت مذهب و عقايد اسلامى به دو دسته قابل تقسيم هستند، دسته اى كه در اقليم جهان مسيحى و اغلب زير بيرق سيادت صليب يا صهيون نشسته اند و پيشروى اسلام بويژه در فتح افق هاى فرهنگى نسل امروز آنها را به انجام رفتارها و واكنش هاى ستيزه جويانه واداشته است و گروهى ديگر كه تحت تأثير برخى برداشت هاى غلط و روايت هاى تحريف آميز تاريخى به اين نوع رفتارها روى مى آورند. همين گروه است كه با نسبت هاى نارواى خشونت يا تعصب، تندروى را به اسلام و مسلمانان نسبت مى دهد. مسئله ناگوار اين است كه عموم كسانى كه رفتار هاى سخيف و يا آرا و انديشه هاى مهلكشان شعله هاى جنگ عقيدتى را برافروخته و پنجه انكار يا استهزا به سيماى مطهر مذهب افكنده اند، در اين حركت خويش به طور همزمان معيارهاى اخلاق، آزادى و مدنيت را يكجا در هم مى شكنند.
مسئله مهم ديگر اين است كه آزادى و قانون تا به امروز دو قربانى بزرگ حركت اهانت بار بوده است. آنها با تعرض جسارت آميز به حريم امن عقايد بيش از يك ميليارد مسلمان پيش از همه قوانين و قواعد طلايى دموكراسى يعنى اصل احترام به عقايد را شكسته اند و مروجان نسخه هاى ضد دين چه آسان از اين آموزه پدران دموكراسى گذشتند كه هر اعتقادى بايد مورد احترام واقع شود تا چه رسد به يك دين الهى.