بارها گفته اند و شنيده ايم كه مرگ حق است، مرگ هميشه در كمين ماست و از پرده گوش به آدمى نزديك تر است. مرگ جايى است در اين نزديكى.// اما اين را هم چه بجا گفته اند كه «اذا مات العالم سلم فى الاسلام سلمه لاسيدهاش» بدين معنى كه مرگ هر عالم و دانشمندى ضايعه اى بزرگ براى جهان اسلام و جهان بشرى است و حقيقتاً عالمان دين، دانشمندان و هنرمندان، گروه هايى از انسان ها هستند كه مرگ آنها ضايعه اى سوگناك و عظيم براى جوامع انسانى است و هر گاه كه يكى از ستاره هاى كهكشان علم و دين و هنر به خاموشى مى گرايد، غم و اندوه از دست رفتن آنها جانكاه و تسلى ناپذير مى نمايد؛ طرفه آنكه اگر اميدى هم براى يافتن جانشينانى درخور براى آنان نباشد، مرگ آنها به ضايعه اى مؤلمه تبديل خواهد شد.
اما سال ۸۶ نيز همچون همه سال هاى پيش از آن، سال فقدان تنى چند از آيات عظام و مراجع تقليد عاليقدر اسلام و انديشمندان برجسته اين سرزمين بود كه سرانجام به درد اشتياق خود پاسخ گفتند و به جوار حق و خداى خود ملحق شدند.
آرى، از مرگ گريزى نيست، اما هم اينك كه اين فرزانگان در ميان ما نيستند، فرصتى مغتنم است تا با يادى از آنها و معرفى اين چهره هاى ماندگار، شايد اندكى از دينى را كه بر ما دارند، ادا كرده باشيم.
آيت الله على مشكينى رئيس مجلس خبرگان رهبرى و امام جمعه قم،دوشنبه هشتم مردادماه ،۸۶ در سن ۸۶ سالگى در بيمارستان بقيه الله در تهران چشم از جهان فرو بست.
آيت الله على اكبر فيض معروف به مشكينى در سال ۱۳۰۰ در روستايى از توابع بلوك مشكين در استان آذربايجان، در خانواده اى متدين و اهل علم چشم به جهان گشود. پدر وى نيز روحانى و از اهل علم بود و در كسوت روحانيت به تحصيل علم و رتق و فتق امور مردم مى پرداخت.
آيت الله مشكينى هنگامى كه همراه با پدر در نجف اشرف مقيم بود، به مكتبخانه رفت و سپس همراه پدر به وطن بازگشت و مقدارى از مقدمات علوم دينى را نزد وى فرا گرفت. با رحلت پدر و به سفارش وى براى ادامه تحصيل علوم دينى به شهرستان اردبيل سفر كرد و صرف و نحو را در آنجا فرا گرفت. پس از آن به همراه يكى از روحانيونى كه در مسجد گوهرشاد مشهد در زمان رضاخان شركت فعال داشت به قم آمد و در آن ديار به تحصيل علوم دينى پرداخت. در زمان رژيم سفاك پهلوى كه تحصيل در حوزه هاى علميه بسيار دشوار بود، آيت الله مشكينى دروس دوره سطح خود را با موفقيت به پايان رساند. وى نزديك هفت ماه نيز در نجف اشرف حضور داشت و در درس هاى خارج استادان آن ديار، بويژه امام خمينى(ره) شركت مى كرد، اما به دليل هواى گرم نجف و ضعف مزاجى مجبور به بازگشت به ايران شد.
وى در دروس خارج فقه و اصول آيت الله بروجردى و آيت الله محقق داماد شركت مى كرد.
در نجف نيز به محضر عالمان و استادان آن ديار شرفياب مى شد و در درس خارج امام خمينى(ره) شركت جدى داشت.
فعاليت سياسى
زندگى آيت الله مشكينى سرشار از مبارزات سياسى براى تحقق حكومت اسلامى است. وى از نخستين افرادى بود كه به نهضت امام خمينى(ره) پيوست. مشكينى در جلسات مخفى مبارزان شركت مى كرد و به همين خاطر چهار ماه در تهران متوارى شده بود و سپس ايران را به مقصد عراق ترك كرد. در آن زمان امام راحل به حالت تبعيد در عراق زندگى مى كرد.
وى بلافاصله پس از بازگشت به ايران در شهر قم دستگير شد و ساواك از او خواست تا ۴۸ ساعت بعد از قم خارج شود. از اين رو به مشهد رفت و ۱۵ ماه در آنجا مشغول تدريس شد و بار ديگر به حوزه علميه قم آمد و مبارزات را پى گرفت؛ اما پس از مدتى به همراه ۲۷ نفر از اساتيد و فضلاى حوزه تبعيد شد. او به زادگاه خود رفت، ولى پس از سه ماه ساواك وى را دستگير و به ماهان كرمان و گلپايگان تبعيد كرد. پس از آن دو سال نيز به كاشمر تبعيد شد و در طول دوره تبعيد نيز دست از مبارزه برنداشت.
پس از انقلاب
با پيروزى انقلاب اسلامى ايران، آيت الله مشكينى در مسئوليت هاى گوناگونى به ايفاى نقش پرداخت. امام خمينى(ره) ابتدا آيت الله مشكينى را مسئول گزينش و اعزام قضاتى از ميان روحانيون كرد كه اين قضات در سال هاى نخست روى كار آمدن نظام جمهورى اسلامى، محاكمه مخالفان سياسى يا مقامات حكومت پيشين را برعهده داشتند. از جمله اين قضات، محمدمحمدى رى شهرى، داماد آيت الله مشكينى بود كه بعدها نخستين وزير اطلاعات نظام شد.علاوه بر اين، آيت الله مشكينى با پيروزى در انتخابات نخستين مجلس خبرگان رهبرى به جمع تدوين كنندگان قانون اساسى پيوست و در هيأتى كه امام خمينى مدت كوتاهى پيش از درگذشت خويش در بهار۱۳۶۸ براى بازنگرى و اصلاح قانون اساسى تشكيل داد نيز حضور داشت.در تمام ۴ دوره اى كه از تشكيل مجلس خبرگان مى گذرد، آيت الله مشكينى تنها فرد از جمع روحانيون بلندپايه اين مجلس بود كه با رأى بالاى خبرگان، هر بار براى نشستن بر كرسى رياست برگزيده شد.وى همچنين با حكم امام خمينى(ره) امام جمعه قم شد كه اين سمت نيز تا پايان عمر بر عهده ايشان باقى ماند.
فعاليت هاى علمى
با آن كه آيت الله تمام وقت در جبهه سياست به فعاليت اشتغال داشت، اما هيچگاه از پرداختن به علوم فقهى باز نماند. او در سال هاى تحصيل و پس از آن با فضلا و استادان بزرگى همچون آيت الله جوادى آملى و آيت الله امينى رابطه داشت و پس از استادى در فقه و تدريس دوره مقدمات و سطح،
سال ها به تدريس خارج فقه و اصول اشتغال داشت.وى علاوه بر اينها، پس از انقلاب براى بسط علوم فقهى با تأسيس مؤسسه الهادى به تأليف و انتشار كتب فقهى مبادرت ورزيد و خود نيز حدود ۳۰ كتاب را براى استفاده طلاب به نگارش درآورد.از آيت الله مشكينى كتاب هاى تخصصى فراوان در زمينه هاى گوناگون علوم اسلامى همچون فقه و اصول و حديث و همچنين كتاب هايى اسلامى براى استفاده عموم همچون ازدواج در اسلام، بحث تكامل از نظر قرآن، زمين و آنچه در آن است، تقليد چيست؟ و تفسير روان براى نسل جوان باقى مانده است. همچنين از وى مقالات بسيارى در نشريات نور علم، پاسدار اسلام، روزنامه جمهورى اسلامى و برخى ديگر از مطبوعات به چاپ رسيده است.
آيت الله حق شناس از عرفاى برجسته و اساتيد مبرز اخلاق مدارس علميه تهران، صبح روز ۲ مردادماه ۸۶ در سن ۸۸ سالگى دار فانى را وداع گفت. او از اوايل خردادماه به علت بيمارى ريوى در بيمارستان پارسيان تهران بسترى بود. مرحوم آيت الله ميرزاعبدالكريم حق شناس (تهرانى) در سال ۱۳۳۸ هجرى قمرى برابر با ۱۲۹۸ هجرى شمسى در تهران در خانواده اى مذهبى ديده به جهان گشود.
وى تحصيلات مقدماتى و ادبياتى را در محضر آيت الله حاج شيخ محمدرضا تنكابنى فرا گرفت و عرفان را نيز از محضر آيت الله شاه آبادى تلمذ كرد و چنان كه گفته اند، ظاهراً بخشى از دروس معقول را نيز غير از درس آيت الله شاه آبادى از محضر آيت الله ميرزامهدى آشتيانى مدرس بزرگ حكمت و فلسفه آموخت. وى همچنين دروس فقه و اصول را در سال ۱۳۵۸ در قم از محضر بزرگانى همچون آيت الله حجت، آيت الله خوانسارى و آيت الله بروجردى فرا گرفت. مدتى نيز از محضر فقه و اصول امام خمينى(ره) بهره مند شد و مراوداتى در بحث اخلاق با امام راحل داشت.
بازگشت به تهران
در سال ۱۳۳۳ و در زمانى كه آيت الله حق شناس در قم به تحصيل و مطالعه علوم دينى و حوزوى اشتغال داشت، وقتى كه حاج شيخ محمدحسين زاهد تهرانى معروف به «زاهد نفت فروش» در مسجد امين الدوله واقع در بازار تهران فوت كرد، بنا به درخواست اهل مسجد و محل، آيت الله بروجردى به آيت الله حق شناس دستور داد تا براى حل مشكلات دينى و رسيدگى به امور شرعى آن مسجد به تهران عزيمت كند. اين آغاز را خود وى چنين تعريف كرده است: «مردم به قم آمدند و تقاضاى كسى را فرمودند. مرحوم امام خمينى قدس سره كه آن روز در محضر آقاى بروجردى بودند و نسبتشان به حقير چون پدرى به فرزند بود، به من فرمودند شما برويد و از آيت الله بروجردى هم درخواست كردند كه ايشان هم حكم كنند. ايشان هم حكم فرمودند. حس كنجكاوى و مقام گستاخى فرزند به پدر باعث شد كه عرضه داشتم: آقا چرا خودتان تشريف نمى بريد؟ حضرت امام فرمودند: مردم گفته اند عبدالكريم. (عين عبارت ايشان است) به جدم اگر مى گفتند روح الله من پيشقدم مى شدم.»
سرانجام آيت الله حق شناس به تهران آمد و تا پايان عمر به تهذيب نفس و ارشاد جوانان و اهل علم و طلاب و كسبه مشغول بود. او مدتى نيز رئيس مدرسه فيلسوف الدوله و سپهسالار قديم (شهيد بهشتى فعلى) بود و در آنجا به تدريس فقه و اصول و حكمت اشتغال داشت.
آگاهى از مسائل زمانه
آيت الله حق شناس با وجود مشغله فراوان در امور شرعى و دروس حوزوى و تدريس كتب فقهى از سياست و مسائل زمانه خود بى خبر نبود و با دقت مسائل مهم مملكت و اوضاع سياسى را پيگيرى مى كرد. او مى گفت: «با شروع جنگ تحميلى اين شبهه براى من ايجاد شد كه مبادا در جبهه به من نياز باشد، به خدمت امام راحل مشرف شدم، آيت الله شهيد صدوقى هم در مجلس حضور داشتند.
من دو وجبى زعيم عاليقدر بودم ، گفتم: بنده مدرس حوزه وامام جماعت مسجد امين الدوله هستم. اگر چنانچه وظيفه طور ديگر است، دستور مى فرماييد به جبهه بروم؟ امام فرمودند: مگر تو مى توانى تفنگ بلند كنى؟ گفتم: بنده يك بار تفنگ بلند كردم و گلنگدن را كشيدم و ماشه را چكاندم، به جاى اين كه من تفنگ را نگه دارم، تفنگ مرا مسافتى عقب برد. امام تبسمى كردند و اظهار داشتند: جبهه تو همان مدرسه است و مسجد امين الدوله.
يكى از شاگردان او نيز چنين تعريف مى كرد: «در آن سالى كه حرم رضوى توسط منافقين كوردل مورد انفجار ناجوانمردانه قرار گرفت، سراسيمه به مجسد امين الدوله رفتم زيرا از ارادت خاص و عنايت ويژه ايشان به امام هشتم مطلع بودم و نگران آشفتگى روحى استاد حق شناس شدم. اما وقتى به آنجا رسيدم و چهره آرام آيت الله حق شناس را ديدم، از نگرانى ام كمى كاسته شد. ايشان آرام فرمودند: «مقام امام رضا عليه السلام چنان رفيع است كه با اين حركت هاى مذبوحانه چيزى از شؤون ايشان كاسته نمى شود.»
از آيت الله حق شناس آثار ذيل به جا مانده است: رساله اى در ارث زوجه، تقريرات فقه مرحوم آيت الله حجت، تقريرات اصول آيت الله خوانسارى، تقريرات فقه و اصول آيت الله بروجردى.
آيت الله فاضل لنكرانى از مراجع تقليد بلند پايه شيعه ۲۶ خردادماه ۸۶ پس از يك دوره بيمارى طولانى به علت نارسايى قلبى در سن ۷۶ سالگى، در بيت خود در قم دار فانى را وداع گفت.
مرحوم آيت الله حاج شيخ محمد فاضل لنكرانى كه از نام آورترين مردان علم و ايمان و عمل و از مراجع تقليد بزرگ جهان تشيع محسوب مى شد، در سال ۱۳۱۰ در شهر قم ديده به جهان گشود. او زاده شهر قم بود، اما پدرش آيت الله فاضل قفقازى، اهل لنكران واقع در جمهورى آذربايجان كنونى بود و از محترم ترين روحانيون و اساتيد حوزه علميه قم به شمار مى رفت.
آيت الله فاضل قفقازى كه از مهاجران قفقاز بود و سال ها در مشهد مقدس و حوزه علميه زنجان به تحصيل و تدريس اشتغال داشت، يك سال بعد از آن كه حوزه علميه قم به دست تواناى آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى تأسيس شد، وارد قم و حوزه علميه گرديد. پس از آن با يكى از خاندان هاى اصيل قم وصلت كرد و از اين وصلت فرزندانى به دنيا آمدند كه از آن ميان آيت الله حاج شيخ محمد فاضل لنكرانى چهارمين فرزند آن خانواده و تنها فرزند روحانى پدر بود.
وى به محض تمام كردن دوره شش ساله ابتدايى، با آنكه در رشته تحصيلات جديد هوش و استعداد فراوان از خود نشان داد، يكباره از ادامه تحصيل در مدارس جديد چشم پوشيد و به جامعه طلاب علوم دينى پيوست. همچنين براساس هوش سرشارى كه داشت بسيار زود و بسرعت به درجه اجتهاد رسيد.
پس از تحصيل علوم معارف اسلامى، بويژه پس از ۱۱ سال تعليم در محضر درس آيت الله بروجردى و ۹ سال در مكتب انسان ساز امام خمينى (ره) و چند سال در مكتب علامه طباطبايى، وقتى هنوز جوانى ۳۰ ساله بود ديگر به تقليد نياز نداشت. از اين رو، پس از وفات آيت الله بروجردى مرجع بزرگ و پيشواى جهان تشيع، به استنباط خود متكى شد و رموز مسائل دينى و مذهبى را به اجتهاد خويش از پيش پاى برداشت.
نكته جالب ديگرى كه در زندگى اين عالم ربانى تأمل بر انگيز است اين است كه از نخستين سال هاى جوانى، هميشه تحصيل و تدريس را به موازات هم پيش مى برد. او در سال هاى دوم يا سوم تحصيل يعنى حدود
16-15 سالگى، ضمن آنكه شاگردى مشتاق و جوينده بود، به عنوان مدرس، جلسات درس تشكيل مى داد و به تعليم گروه هايى از همسالان خويش مى پرداخت. حتى بعضى اوقات، افرادى كه به لحاظ سنى از او بزرگتر بودند، در كلاس هاى درس و بحث وى حاضر شده و از اطلاعات و معلومات بى شمار او استفاده مى كردند. در اين زمان عده شاگردانش گاه به ۸۰-70 نفر مى رسيد.
هنگامى كه به ۱۹ سالگى رسيد، ديگر جلسات درس استاد آن قدر گسترش يافته بود كه بيشتر اوقات صد ها نفر در محضر وى حاضر شده و زمانى كه به تدريس كفايه الاصول (آخرين و دشوارترين كتاب سطح عالى آن دوره) مى پرداخت، ۷۰۰-600 نفر پاى درسش مى نشستند كه هنوز هم نوارهاى اين جلسات مورد مراجعه طلاب جوان و كفايه خوان است.
زندگى سياسى
يكى از مهمترين فرازهاى زندگى آيت الله فاضل لنكرانى، زندگى سياسى و مبارزاتى اوست. همزمان با آغاز مبارزات سياسى-مذهبى رهبر كبير انقلاب عليه ظلم و فساد بود كه آيت الله لنكرانى به پيروى از وى قدم در اين راه نهاد و مبارزات سياسى خود را عليه رژيم سابق آغاز كرد.
در ادامه اين مبارزات بود كه بارها توسط ساواك دستگير شد و مورد بازجويى و شكنجه قرار گرفت و طعم زندان را چشيد و سرانجام به شهر سنى نشين بندر لنگه و مناطق كويرى استان يزد تبعيد شد. اما او دست از مبارزه برنداشت و در سال هاى دهه چهل و پنجاه در كنار بقيه شاگردان امام مبارزه با رژيم شاهنشاهى را ادامه داد.
با وقوع انقلاب اسلامى، استاد كه در همه جا و همه حال همرزم و حامى امام راحل بود، اين بار پا به پاى وى در اداره مملكت انقلابى مى كوشيد. آيت الله لنكرانى پيش از مرجعيت، مدير شوراى مديريت حوزه علميه قم بود. اين شورا كه چند سال پس از وقوع انقلاب اسلامى برپا شد، نظام سنتى حوزه هاى علميه را تغيير داد و با از ميان بردن استقلال مدارس علميه، آنها را از نظارت مستقيم مراجع و علما خارج ساخت و تحت مديريت و برنامه ريزى واحدى قرار داد.
علاوه بر اين، در انتخابات مياندوره اى مجلس خبرگان رهبرى در سال ،۱۳۶۹ آيت الله فاضل لنكرانى به عنوان يكى از علماى برجسته اى تعيين شده بود كه بايد صلاحيت فقهى داوطلبان را براى نامزدى اين مجلس تعيين مى كردند.
ضمن فعاليت هاى سياسى در جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم، آيت الله فاضل لنكرانى به تدريس در حوزه علميه قم نيز اشتغال داشت و در سال هاى اخير، مؤسسه اى پژوهشى با عنوان «مركز فقهى ائمه اطهار» در قم تأسيس كرده بود.
آثار به جاى مانده
آيت الله فاضل لنكرانى در ميان شاگردان امام، از نظر ديدگاه به طرفداران ديدگاه سنتى از دين نزديك بود. همين امر سبب شد كه در سال هاى ابتداى دهه پنجاه، به همراهى آيت الله اشراقى كتابى با عنوان «پاسداران وحى» را در پاسخ به كتاب «شهيد جاويد» آيت الله صالحى نجف آبادى به رشته تحرير درآورد. وى همچنين از نخستين افرادى به شمار مى رود كه بر كتاب «تحرير الوسيله» امام خمينى(ره) شرح و حاشيه نگاشته است.
اين مدرس حوزه علميه، پس از پيروزى انقلاب اسلامى، همت خود را صرف تحقيق و تدريس و همچنين سازماندهى جامعه مدرسين حوزه علميه قم كرد. وى همچنين از سوى امام خمينى(ره) به عنوان وصى در زمينه تقسيم وجوهات باقيمانده پس از ايشان منصوب شد.
از آثار علمى وى مى توان به مدخل التفسير، اهل بيت يا چهره هاى درخشان در آيه تطهير، ائمه اطهار عليه السلام يا پاسداران وحى، ايضاح الكفايه، تبيان الاصول، نهايه التقرير، تفصيل الشريعه فى شرح تحرير الوسيله و /// اشاره كرد.
آيت الله حاج شيخ احمد مجتهدى تهرانى از استادان اخلاق و علماى برجسته تهران ۲۳ دى ماه ۸۶ در ۸۵ سالگى در بيمارستان بازرگانان تهران دار فانى را وداع گفت.
وى از اساتيد اخلاق و علماى برجسته تهران بود كه رياست علمى و مديريت مدرسه علميه حاج ملامحمد جعفر تهران را كه هم اكنون به نام حوزه علميه آيت الله مجتهدى معروف است، برعهده داشت. در اين مدرسه علميه نزديك به يك هزار طلبه مشغول فراگيرى علوم اسلامى هستند. برخاستن بسيارى از علماى برجسته از مدرسه علميه حاج ملامحمد جعفر تهران كه به حوزه علميه آيت الله مجتهدى معروف بود، براى ارادت قلبى بسيارى از علما نسبت به مقام شامخ اين عالم جليل القدر كفايت مى كرد. خاطره شيرين درس اخلاق آيت الله پس از نمازهاى مغرب، هميشه در خاطر شاگردان وى باقى خواهد ماند.
آيت الله مجتهدى تهرانى در نهم مهرماه سال ۱۳۰۲ شمسى در تهران چشم به جهان گشود. وى در خاندان مذهبى و باتقوايى پرورش يافت. پدر وى، محمد باقر از كسبه هاى معروف و متدين تهران بود و جد او، ميرزا احمد از تجار مشهور و متدين عصر خود بود. بعد از اين دو، ساير اجداد آيت الله مجتهدى همگى در كسوت روحانيت و از مبلغان اسلام و ائمه جماعات مشهور كاشان بودند، از جمله: حاج ملا محمد على مجتهد، حاج ملامحمد باقر مجتهد و حاج ملا محمد كاظم مجتهد كاشانى.
نويسنده كتاب «لباب الالقاب» - آيت الله ملاحبيب الله شريف كاشانى- درباره يكى از اجداد وى يعنى حاج شيخ محمد على مجتهد كاشانى مى نويسد: «او فرزند حاج محمد باقر كاشانى است و آيت الله حاج محمد على مجتهد كاشانى عالمى فاضل و مدرسى بزرگوار در علوم شرعى و عقلى بود، به حدى كه فضل و علم و زهدش بر ديگران مسلم و آشكار بود و آن مرحوم فرزندى داشت به نام حاج ملا ابوالقاسم كه او هم حكيم و منجمى زبردست بود و من آن فرزند را ديده بودم و او در تهران فوت كرد (و در اطراف چهارراه مولوى كه در آن زمان قبرستان بود دفن گرديد) و مرحوم آيت الله حاج محمد على از شاگردان فقيه عاليقدر حضرت آيت الله سيد محمد تقى كاشانى بود و او از شاگردان عالم ربانى و معلم اخلاق حاج ملا احمد نراقى است و ملا احمد نراقى استاد شيخ مرتضى انصارى بود و وقتى كه ملا احمد نراقى از رحلت آيت الله سيد محمد تقى كاشانى باخبر شدند، از شدت اندوه و حزن و با صداى بلند و رسا شديداً گريه كردند و از فقدان آن عالم بزرگوار تأسف خوردند.»
آيت الله مجتهدى در سال ۱۳۲۱ و در سن ۱۹ سالگى به كسوت روحانيت درآمد و قبل از آن در بازار تهران مشغول به كار بود. با آنكه پدر او، محمد باقر، راضى نبود فرزندش طلبه شود، اما پسر با عشق و علاقه زياد به طلبگى روى آورد.
با توجه به مخالفت پدر، سال هاى تحصيل علم بر شيخ جوان با عسرت و سختى زيادى همراه بود. اما با گذشت سال ها، نه تنها پدر راضى شد، كه بر وجود چنين فرزندى در نزد خويشان و نزديكان و اجتماع خود افتخار مى كرد.
وى پنج سال بعد در سال ۱۳۲۶ و در سن ۲۴ سالگى ازدواج كرد. در همين سال دروس رسائل و مكاتب را نزد آيت الله فاضل (پدر آيت الله فاضل لنكرانى) و حجت الاسلام سيد حسين قاضى و آقا شيخ قاسم نحوى امتحان داد و با موفقيت به اتمام رساند. بعد از دو سال هم در سن ۲۶ سالگى و در سال ۱۳۲۸ امتحان كفايه و قسمتى از درس خارج را با موفقيت گذراند.
آيت الله مجتهدى ضمن تحصيل، به تدريس كتب حوزوى نيز مى پرداخت و وقتى از قم به تهران آمد، شب ها در مسجد امين الدوله كه حاج شيخ محمد حسين زاهد در آنجا مشغول به منبر و اقامه نماز بود، صبح و عصر به تدريس اشتغال داشت. از آنجا كه حاج شيخ محمد حسين زاهد، در اواخر عمر و با وجود كهولت سن بسختى تربيت و تعليم طلاب را انجام مى داد، از آيت الله مجتهدى درخواست كرد كه علاوه بر تدريس، شب ها هم منبر برود. و اين چنين شد كه آيت الله در طول دو سال، شش جزء اول قرآن را با استفاده از تفسير برهان كه مبناى تفسيرى وى بود، براى مستمعين آيات قرآن تفسير مى كرد.
آيت الله مجتهدى، در مسجد حاج سيد عزيزا لله بازار به تدريس كتب ادبيات و فقه به طلاب مشغول بود و بعد از ظهرها هم براى كسانى كه روزها شاغل بودند و بعد از ظهرها درس مى خواندند، به تدريس كتب حوزوى مى پرداخت.
دو سال بعد، عارف زاهد و معلم اخلاق حاج شيخ محمد حسين زاهد درگذشت و آيت الله مجتهدى پس از گذشت سه سال از رحلت آن بزرگوار، همچنان به تدريس در مسجد حاج سيد عزيزالله در بازار تهران مشغول بود تا آنكه عده اى از علما و مردم از استاد تقاضا كردند حوزه علميه را به مسجد حاج ملا جعفر منتقل كنند كه در آن زمان مسجد، انبار خاك زغال و خمره ترشى كسبه محل بود. تجار و مردم با علما مشورت كردند و به اين نتيجه رسيدند كه آيت الله مجتهدى به دلايلى نسبت به علماى ديگر براى ادامه راه حاج شيخ محمد حسين زاهد ارجحيت دارد.