حميدرضا افتخارى
|
|
|
اين تصور غلطى است كه سال منتهى به المپيك را سال المپيك مى نامند. سال المپيك درست پس از المپيك شروع مى شود و دو سال مانده به المپيك به اوج مى رسد. براى المپيك پكن در واقع سال المپيك، سال ۸۶ بود. سالى كه هر كشورى تلاش مى كرد تا بيشترين سهميه را در هر رشته كسب كند تا ۵ ماه باقيمانده سال را به آماده سازى بگذراند. اين در حالى است كه در ايران كمتر به اين مسئله توجه مى شود، خصوصاً در رده هاى بالاى مديريتى كه قرار است بودجه به بدنه ورزش تزريق كند. البته اين يك اپيدمى است كه سال ها گريبان ورزش را گرفته است و بى انصافى است اگر يادآور نشويم كه به مرور اين تصور تعديل شده اما تا رسيدن به فرم ايده آل فاصله بسيار است. با تمام اين اوصاف سال ۸۶ براى ورزش المپيكى ايران سال بدى نبود. كسب سهميه در چند رشته جديد، ورود يك رشته تيمى (بسكتبال) به المپيك پس از انقلاب و جمعا كسب ۳۵ سهميه كه تا امروز برابر المپيك آتن است يك موفقيت به حساب مى آيد و جزو نقاط روشن، اما نقاط تاريك هم داشتيم كه اولى اش كاهش بودجه المپيكى ها بود و بعد ادامه پيدا كردن ماجراى كسب سهميه در رشته هاى پراميد مثل كشتى و جودو. نگاهى به آنچه كه در سال ۸۶ پشت سر گذاشتيم و يادآورى لحظات تلخ و شيرين ورزش، قطعا خالى از لطف نيست.آنچه كه در سال ۸۶ بر ورزش گذشت حضور پررنگ كميته ملى المپيك در عرصه ورزش قهرمانى بود، همانطور كه سازمان تربيت بدنى در راستاى مأموريت هاى اصلى خود در بحث زيرساخت ها و سياست گذارى هاى كلان نقشى ويژه داشت.
كميته المپيك؛ سالى پرفراز و نشيب
سال ۸۶ براى كميته المپيك با حضور پررنگ در اجلاس دوره اى شوراى المپيك آسيا آغاز شد. ورود ۸ ايرانى به OCA و تثبيت موقعيت مردان كليدى ايران در اين نهاد بين المللى ورزش اتفاقى بود كه براى ايران يك پيروزى به حساب مى آمد. در حالى كه بهرام افشارزاده مى توانست در جايگاه رياست كميته آمار OCA باقى بماند، نصرالله سجادى هم سمت خود در كميته مالى را حفظ كرد و مردان و زنانى چون على كفاشيان (كميته ورزشى)، وحيد مرادى (كميته رسانه ها)، دكتر رازى (كميته پزشكى)، فائزه هاشمى (كميته ورزش و صلح)، ماندانا رسولى (كميته بانوان) و دكتر شريف (كميته ضد دوپينگ) نيز به OCA وارد شدند.
در كنار اين پيروزى البته خفيف اما بى سابقه در عرصه بين الملل ورزش، رضا قراخانلو هم مسئول برگزارى اولين كنگره علمى ورزش آسيا شد.
از كنار اين اتفاق كه بگذريم، ملاقات رييس كميته المپيك ايران با ژاك روگ رييس IOC هم مى تواند مهم باشد اما در كنار اين حضور بين المللى بايد به رخدادهاى درونى هم توجه كرد.
هرچقدر نيمه نخست سال ۸۶ براى كميته المپيك به سكوت گذشت، نيمه دوم شلوغ بود. پس از حضور كفاشيان در انتخابات فدراسيون فوتبال، هيأت اجرايى شايد براى منصرف كردن او دست به يك انتخاب غريب از نظر زمانى زد. در حالى كه هيچ گاه سرپرست كاروان ورزشى ايران در المپيك در فاصله ۱۸ ماه تا المپيك انتخاب نشده بود، هيأت اجرايى، كفاشيان را در اين فاصله زمانى سرپرست كاروان معرفى كرد تا حجم كار آقاى دبير كل بيشتر از گذشته شود. اين رويه جواب مثبت داد و ستاد تداركاتى بازيهاى المپيك پس از اين حكم فعال شد اما دليلى بر كناره گيرى كفاشيان از حضور در انتخابات فوتبال نشد. به همين دليل هم پس از پيروزى دبير كل كميته المپيك در انتخابات فوتبال راه جديدى پيش روى هيأت اجرايى قرار گرفت و در نهايت نصرالله سجادى آستين بالا زد و وارد گود شد.
شواهد نشان مى دهد روال كار پس از اين تغيير مديريت تفاوتى نكرده است. فقط سجادى بر خلاف كفاشيان چندان علاقه اى به رسانه اى شدن فعاليت ها ندارد.
در كنار فعاليت گسترده براى المپيك كميته از ميدان بازيهاى آسيايى داخل سالن هم سربلند بيرون آمد. طبق آمار نتايج مورد نظر كارشناسان كميته و سازمان در ماكائو محقق شد.
بسكتبال؛ حضور بعد از ۵۰ سال
گل سرسبد سهميه هاى كسب شده توسط ايرانى ها حضور بسكتبال در المپيك است.در شرايطى كه چينى هاى ميزبان قيد حضور در مسابقات انتخابى را زدند كمتر كسى فكر مى كرد مردان ايران بتوانند از سد كره و لبنان و قطر عبور كنند و ايران را پس از ۵۹ سال به المپيك ببرند اما اين اتفاق افتاد و تيم ايران با هدايت ترومن و صرف فعل خواستن قهرمان آسيا شد و راهى المپيك. اين اولين بار است كه ايران بعد از انقلاب در يك رشته تيمى راهى المپيك مى شود هرچند سال ۱۹۸۰ تيم فوتبال ايران توانست جواز حضور در المپيك مسكو را كسب كند اما آن سال به دليل حمله نظامى روس ها به افغانستان بازيهاى المپيك از سوى ايران تحريم شد و تيم فوتبال به المپيك نرفت با اين حال هنوز پس از انقلاب هيچ تيمى از ايران در المپيك شركت نكرده است. بسكتبال اين فرصت را دارد كه به المپيك برود و از اعتبار ورزش هاى تيمى دفاع كند.
بوكس؛ مثل آتن
كسب مدال طلاى على مظاهرى در رقابت هاى سنگين وزن بازيهاى آسيايى يكبار ديگر چراغ اين رشته را در ايران روشن كرد. مظاهرى در مسابقات انتخابى تايلند هم توانست ايران را صاحب يك سهميه المپيك كند اما قبل از او مرتضى سپهوند توانسته بود در مسابقات جهانى به جمع نفرات برتر راه پيدا كند و به سهميه المپيك برسد.تاريخ نشان مى دهد بوكس ايران تنها يكبار توسط بابك مقيمى در المپيك به جمع ۸ نفر برتر رسيده است و در ساير اوقات شكست در دور اول نصيب ما شده. در آتن ايران صاحب ۲ سهميه بود كه يك سهميه آن به خاطر مثبت اعلام شدن دوپينگ يك نماينده ايران قبل از آغاز بازيها پريد البته هيچ گاه اين مسئله رسماً اعلام نشد اما ديگر نماينده ايران هم در همان دور اول شكست خورد و از دور مسابقات كنار رفت. بوكس ايران تاكنون دو سهميه آتن را تكرار كرده و هنوز اين شانس را دارد كه تعداد سهميه هاى خود را بيشتر كند.
تكواندو؛ افتخار بانوان
قصه كسب سهميه تكواندو هم درست مثل آتن كش دار شد. اگر براى آتن در منچستر يك سهميه گرفتيم اين بار دست خالى برگشتيم. ساعى در وزن دوم و كرمى در وزن سوم شكست خوردند تا تغيير عمده اى هم در كادر فنى شكل بگيرد. غلامحسن ذوالقدر پس از سال ها كنار رفت تا رضا مهماندوست كه با چين تايپه در آتن شاهكار كرده بود در رأس تيم قرار بگيرد و البته يك اتفاق ديگر هم رخ داد. در انتخابى ويتنام استراتژى تكواندو پس از دو دوره المپيك تغيير كرد و نمايندگان ما براى حضور در اوزان اول و سوم بسيج شدند. بهزاد خداداد سهميه گرفت. آن هم در شلوغ ترين وزن، هادى ساعى هم كه به يك وزن بالاتر آمده بود پس از شكست بى باك در انتخابى تهران و كنار كشيدن كرمى توانست سهميه المپيك بگيرد البته اين سهميه ها به اسم نيست و غير از خداداد كه در وزن اول حاشيه امنيت دارد در وزن سوم ساعى با مدعيانى مثل كرمى و بى باك طرف است.شاهكار تكواندو كسب اولين سهميه زنان ايرانى در المپيك بود. سارا خوش جمال فكرى توانست سهميه حضور در وزن اول المپيك را كسب كند هر چند در پكن نمى شود به مدال او دل بست اما حضور مستقيم يك زن ايرانى در المپيك گامى است بلند در عرصه ورزش ايران.
تنيس روى ميز؛ داستان عجيب سهميه
قصه كسب تك سهميه پينگ پنگ يا همان تنيس روى ميز براى ايران هم جذاب است.منطقه آسياى ميانه در المپيك صاحب يك سهميه در رده مردان و يك سهميه در رده زنان است. ميزبانى مسابقات به عهده ايران بود. در شب آخر شرايط به گونه اى پيش رفت كه اگر شاهين اخلاق پسند نماينده ايران در دوره گذشته مى توانست مهران احدى كاپيتان تيم را ببرد جدول كاملاً به سود او بود. اين اتفاق افتاد و باقى ماند ۲ مسابقه، مسابقه اخلاق پسند با حريف قزاق و مسابقه برابر ازبك.اخلاق پسند حريف را برد، دور افتخار زد، پرچم روى دوشش انداخت غافل از اينكه حريف ازبك كه مغلوب شاهين شده بود به برادرش مى بازد تا سد راه او شود. به اين ترتيب افشين نوروزى كه به حريف ازبك باخته بود و اخلاق پسند را برده بود راهى المپيك شد.احدى و اخلاق پسند هم رفتند به اميد كورسوى شانسى كه در مسابقات هنگ كنگ به آنها رو خواهد كرد.حالا نوروزى اگر بتواند در پكن حتى يك مسابقه را هم ببرد تاريخ ساز خواهد شد.
تير و كمان؛ اولين تجربه المپيكى
كسب يك سهميه در تير و كمان يك اتفاق مثبت در اين رشته است. حجت الله واعظى توانست ردپاى حضور در المپيك را براى تير و كمان رنگ حقيقت بزند. واعظى همان اوايل سال و در انتخابى هاى اول صاحب سهميه شد اما پس از آن تير و كمان در كسب سهميه ناكام مانده و در ساير مسابقات نتيجه نگرفته است با اين حال فدراسيون معتقد است هنوز شانس باقى است و جالب اينكه اميدشان به كسب يك سهميه بانوان است. فراموش نكنيم كه تير و كمان اولين تجربه المپيكى را پشت سر مى گذارد.
جودو؛ در تكاپوى كسب سهميه
در جودو بيشتر از آنكه كسب تنها يك سهميه تاكنون تعجب آور باشد، كنار كشيدن محمد درخشان پس از ۱۲ سال حضور در اين رشته عجيب بود.۳ سال پيش در آتن ۷ جودوكار ايرانى توانستند سهميه حضور در المپيك را كسب كنند و اين در مقايسه با سيدنى كه ما ۳ سهميه داشتيم يك رشد بالاى صددرصدى بود. اگر چه در آتن ميراسماعيلى به حكم قرعه به رژيم صهيونيستى خورد و در تاتامى حاضر نشد اما سايرين هم دستشان از مدال كوتاه ماند تا موج انتقادها به سمت جودو سرازير شود. گرچه اين انتقادات موجب تغيير در كادر فنى جودو شد اما اين تغييرات مشكل بنيادى نداشت.امسال در آستانه المپيك پكن جودو تنها يك سهميه كسب كرده است، آرش ميراسماعيلى در وزن دوم نفر سوم جهان شد تا به پكن برود در دو وزن ۱۰۰ و ۶۰ كيلو هم شانس زيادى براى كسب سهميه داريم اما در ساير اوزان بايد منتظر معجزه بود. واقعيت اين است كه تنها مسابقات گرجستان و كره باقى مانده است و اين دو مسابقه چندان فرصت زيادى براى جمع آورى امتيازات لازم نيست.
دوچرخه سوارى؛ فقط جاده
براى دوچرخه سواران ايرانى كه در آتن حتى به خط پايان هم نرسيدند كسب مجدد سهميه يك موفقيت است. سه ورزشكار ايرانى تاكنون توانسته اند سهميه حضور در مسابقات جاده را كسب كنند اما در بخش پيست روز به روز شانس ما كمتر مى شود. پس از آنكه در مسابقات روسيه دوچرخه سواران ايرانى در غياب بزرگان اين رشته درخشيدند و امتيازهاى خوبى هم كسب كردند نتايج ضعيف در سيدنى و پس از آن پكن باعث شد شرايط ايران خراب تر شود و البته كارشكنى امريكايى ها براى صدور ويزاى دوچرخه سواران حضور در مسابقات لس آنجلس را هم ناممكن كرد تا همه اميد به مسابقات دانمارك و منچستر بسته شود.مسابقات دانمارك هم اواخر سال برگزار شد و حالا مانده امتيازات مسابقه منچستر كه در نهايت شرايط ايران را مشخص مى كند. با اين حال چندان نمى شود به حضور ركابزنان در پيست اميد داشت و بايد به حضور جاده اى بسنده كرد. هرچند هيچ چيز غيرممكن نيست.
دو و ميدانى؛ شگفتى كسب سهميه
اگرچه در آتن براى نخستين بار ايران صاحب ۲ سهميه مستقيم در مسابقات دو و ميدانى بود اما اين بار يك اتفاق ويژه ديگر شكل گرفت چرا كه ۴ دو و ميدانى كار ايرانى توانستند ۵ سهميه A مسابقات را كسب كنند.احسان حدادى در پرتاب ديسك اولين دو و ميدانى كار ايرانى بود كه به پكن رسيد. پس از او، عباس صميمى هم در اين ماده توانست به حد نصاب سهميه A دست پيدا كند. اما سجاد مرادى تنها ايرانى است كه در دو ماده المپيك شركت مى كند. مرادى پس از آنكه توانست مجوز حضور در ماده ۱۵۰۰ متر را كسب كند، به ركورد ورودى A در رشته ۸۰۰ متر هم رسيد تا احسان مهاجرشجاعى هم پس از قهرمانى در يونيورسايد و عبور از زمان ۱/۴۴ المپيكى شود.
|
|
|
در اين ميان صميمى و مرادى دومين المپيك خود را تجربه مى كنند اما سواى اين ۵ سهميه، هنوز هستند نفراتى كه اميد به حضور در المپيك دارند. هادى سپهرزاد در دهگانه، محسن ربانى در پرش با نيزه، مهدى شاهرخى در پرتاب وزنه، رضا بوعذار در ۴۰۰ متر، محمد ارزنده در پرش طول و يك بانوى ايرانى - بلاروسى، به نام ليلا رجبى كه مدتى است تابعيت ايرانى اختيار كرده مى تواند در پرتاب وزنه بانوان دو و ميدانى ايران را المپيكى كند. فراموش نكنيم كه در ميان تمام دو و ميدانى كاران ايرانى المپيك احسان حدادى مى تواند يك نخستين ديگر به نام خود ثبت كند. اگر حدادى به مدال المپيكى برسد، صاحب اولين مدال المپيكى ايران در رشته اى پايه و حتى غير «قدرتى» است.
كشتى؛ در انتظار فردا
كشتى ايران بزرگترين شكست تاريخ خود را در باكو متحمل شد جايى كه با ادعاى كسب هر ۱۴ سهميه در ميدان حاضر شده بوديم روس ها پيش چشمان بهت زده جهان كشتى ۶ طلا گرفتند و ۷ سهميه و ما در كشتى آزاد تنها ۲ نماينده در ميان ۸ كشتى گير برتر هر وزن داشتيم و اين يعنى ۲ سهميه، همين! اما فرنگى كاران كه در آتن صاحب ۵ سهميه بودند موفق تر ظاهر شدند. آنها هم چهارم جهان شدند هم صاحب ۳ سهميه، به اينها برخورد مهدى محمدى با كشتى گير رژيم صهيونيستى را هم اضافه كنيد كه اگر اين اتفاق رخ نمى داد او هم صاحب سهميه بود و البته تيم ايران قهرمان جهان. با اين اوصاف فدراسيون يزدانى خرم كار سختى در پيش دارد. مردان ورزش اول بايد راه سختى را طى كنند تا از ۹ سهميه باقى مانده حداكثر سهميه هاى خود را كسب كنند و اين تازه اول راه است چرا كه همه اميد كاروان ورزشى ايران در پكن به كشتى دوخته شده است. كشتى گيران مثل تمام ادوار گذشته بار اصلى مدال آورى را بر دوش مى كشند در حالى كه هنوز سهميه كامل كسب نكرده اند.
درباره كشتى بايد به حضور مجدد صنعتكاران در فدراسيون، كنار رفتن مهديزاده، سايه نشين شدن برزگر، حضور دوباره حيدرى در تشك پس از يك دوره مربيگرى تيم ملى، حاشيه هاى كادر فنى كشتى فرنگى و اتفاقات انتخابى تيم ملى هم اشاره كرد.
وزنه بردارى؛ اميد به رضازاده
دوره سكون وزنه بردارى رو به اتمام است. انگار اين قاعده وزنه بردارى ايران شده است كه پس از يك دوره اوج با سر به زمين مى خورد، آن هم به واسطه دوپينگ، به هر شكل امسال وزنه بردارى ايران از زير خاكستر سربرآورده است، گرچه هنوز تمام اميدمان به بازمانده نسل ايوانف است، اما رضازاده هم در مسابقات جهانى وزنه نزد، حتى در ليگ هم يكبار زير وزنه رفت. با اين حال هنوز او يك اميد جدى است. حسين رضازاده در صورت كسب طلاى پكن صاحب ركوردى دست نيافتنى در ورزش ايران مى شود. 3 طلاى پى در پى المپيك. در كنار رضازاده در وزن ۱۰۵+ كيلو، ما صاحب ۲ سهميه ديگر در ساير اوزان هم هستيم. اين رهاورد مقام بيست و دومى در مسابقات جهانى سال ۲۰۰۷ بود كه با امتيازات قهرمانى جهان سال ۲۰۰۶ جمع شده بود.به اين ترتيب وزنه بردارى ايران مى تواند ۳ نفر به المپيك بفرستد. اگر شانس حضور حسين رضازاده را در فوق سنگين صد بدانيم مى رسيم به ۲ سهميه كه احتمالاً در اوزان ۱۰۵ و ۹۴ تقسيم مى شود و آن وقت اصغر ابراهيمى، محسن بيرانوند، رشيد شريفى، محمد صالحى و نواب نصيرشلال شانس دارند به المپيك بروند.
|
|
|
گرچه گفتيم وزنه بردارى ما دوباره زنده شده و حتى با توجه به اينكه وزنه بردارى جهان در دوره افت است اما نمى شود اميدى به غيرمدال حسين رضازاده داشت.
شنا؛اميد به كسب سهميه
شناى ايران از سال ۱۹۹۶ تاكنون با استفاده از wild card توانسته نماينده اى در المپيك داشته باشد امسال هم اين فرصت مى تواند براى ايران فراهم شود اما زمان آن رسيده است كه شناگران ايرانى خود سهميه كسب كنند. محمدرضا مبرز و بابك فرهودى سال هاى ۲۰۰۰ و ۲۰۰۴ به المپيك رفته اند و امسال ۲ شناگر جوان مى خواهند به روياى كسب سهميه شنا جامه عمل بپوشانند. محمد عليرضايى على رغم اينكه در ۵۰ متر قورباغه متبحر است شانس خود را در ۱۰۰ متر قورباغه امتحان مى كند چرا كه در المپيك ۵۰ متر قورباغه برگزار نمى شود. محمد بيداريان هم فقط چند صدم ثانيه تا المپيك فاصله دارد. او شانس خود را در ۵۰ متر و ۱۰۰ متر آزاد امتحان مى كند، در كنار اين دو هستند شناگران ديگرى كه اگرچه نااميد نيستند اما شانس چندانى هم ندارند. در واترپلو هم تيم ايران به مسابقات انتخابى رفت اما همان طور كه پيش بينى مى شد نتوانست جواز حضور بگيرد. بالاخره اختلاف سطح واترپلوى آسيا با اروپا خيلى زياد است و البته آسيا صاحب سهميه مستقل نيست.
ژيمناستيك؛ دنبال كسب تجربه
ژيمناستيك ايران مدعى است صاحب يك wildcard براى حضور در المپيك است اما مسئولان كميته تداركاتى آن را تأييد نمى كنند.
به هر شكل مجوز ژيمناستيك به عنوان يك رشته پايه مثل شنا با يك مجوز اهدايى حل نمى شود. در بخش ورزش هاى پايه كار فراوان داريم ازجمله ژيمناستيك كه از دو رشته ديگر عقب تر است.
ووشو؛ نمايش المپيكى
اگر ووشو را يك رشته المپيكى ندانيم اما حضور جهانى و موفق اين رشته را بگذاريد كنار؛ رقابت هاى نمايشى ووشو در كنار المپيك كه به هرحال با توجه به نگاه ويژه چينى ها به اين رشته، حتماً نظر اهالى ورزش را به خود جلب مى كند. ما در اين مسابقات نمايشى ۵ سهميه داريم، يك سهميه در تالو و ۴ سهميه در سانشو.
اين ۵ سهميه در نتيجه حضور درخشان جودوكاران در مسابقات جهانى پكن به دست آمد و مى تواند براى ما بسيار ارزشمند باشد.