۱۸ ماه پيش وقتى بازيهاى آسيايى دوحه آغاز شد تكواندو ايران اميد فراوانى داشت تا توسط بانوان خود صاحب مدال شود. اين اتفاق افتاد ولى اميد اول تكواندو زنان على رغم شايستگى به بى تجربگى خود باخت آن هم در حالى كه قبل از آخرين بازى خود نايب قهرمان جهان را شكست داده بود.
آن روز وقتى سارا خوش جمال فكرى مسابقه را واگذار كرد از نظرها محو شد. دوربينى نبود تا تصوير تنهايى ساراى ايران را ثبت كند اما حاضران در سالن تكواندو ورزشگاه القطر ديدند دخترى ايرانى گوشه اى نشسته آرام گريه مى كند و حسرت ثانيه هايى را مى خورد كه از دست رفته بودند.
در آن لحظات همه، حتى هم تيمى ها و بزرگ ترهاى تيم حواسشان به جايى ديگر بود. مبارزات آن روز تمام نشده بود. بهزاد خداداد و مهدى بى باك هنوز مبارزه داشتند آن حق كشى مسلم بى باك هم دليلى شد كه حتى خبرنگاران هم فقط همان چند ساعت به خوش جمال فكر كنند.
آن روز خوش جمال نايب قهرمان چينى جهان با قد ۱۸۰ سانتيمتر را شكست داد و اين يعنى او پتانسيل بزرگى را دارد. شايد آن لحظات كه گريه مى كرد حسرت فرصت از دست رفته را مى خورد.
در سكوتش به روزهاى سختى كه پشت سر گذاشته بود فكر مى كرد. اميدوار بود به مدال دوحه برسد اما اينطور نشد. نااميد هم نشد. شايد در آن سكوت اين روزهايش را مى ديد. خوابگاه آزادى و تمرين شبانه روزى آنهم در فاصله ۴-5 ماه مانده تا المپيك. دوحه، چين، منچستر و ويتنام با خاطراتى براى دختر مهربان تكواندو گذشته و حالا او آرزوهاى بزرگترى دارد.
سارا خوش جمال فكرى تمام اين روزها را به اميد المپيك تمرين كرد، از شكست در مسابقات جهانى درس گرفت، در منچستر بيشتر تجربه كسب كرد تا در مسابقات انتخابى ويتنام اولين زنى لقب بگيرد كه توانسته است سهميه المپيك را براى ورزش ايران كسب كند. تا پيش از اين زنان ديگرى هم بودند كه به نمايندگى از ايران در مسابقات المپيك شركت كرده بودند. ليدا فريمان، منيژه كاظمى و نسيم حسن پور ۳ نمونه اين زنان هستند كه در دوره هاى گذشته با استفاده از wild card توانستند در مسابقات تيراندازى المپيك شركت كنند، اما سارا اولين ورزشكار زن ايرانى است كه موفق شده است خودش و براساس توانايى هاى شخصى اش سهميه المپيك را كسب كند هر چند سهميه المپيك به نام افراد نيست اما شرايط به گونه اى است كه حضور خوش جمال در پكن تقريباً حتمى است.
گرچه نمى شود به مدال خوش جمال دل بست اما بايد قبول كرد كه در ورزش بانوان، تكواندو نزديك ترين رشته به مدال است. اولين حضور يك زن ايرانى در تكواندو المپيك را بايد سرآغاز يك پروژه دانست، پروژه اى كه سرنوشت آن كاملاً روشن است پتانسيل تكواندو ايران به اندازه اى است كه مطمئن باشيم دير يا زود صاحب مدال المپيكى در تكواندو بانوان خواهيم شد. پكن بزرگترين تجربه سارا خوش جمال فكرى در زندگى ورزشى اوست. يك دختر ۲۰ ساله كه در آغاز راه ورزش قهرمانى است. خوش جمال حتماً مى تواند در المپيك لندن از تجربيات پكن استفاده كند و اولين زن مدال آور ايرانى المپيك هم نام بگيرد. هر چند او مى گويد «چرا به طلاى پكن فكر نكنم؟» اين انگيزه بالاى سارا است كه او را يارى مى كند تا در مسابقات هلند پيش چشم قهرمان جهان به مدال برسد.شايد روزى اگر حرف از سهميه المپيك مى زد، آنهايى كه از سارا دورترند، زياد جدى نمى گرفتند اما با تلاشش خيلى مسائل را ثابت كرد. حالا اگر مى گويد «براى طلاى المپيك مى جنگم» همه مى دانند كه مى جنگد، نتيجه هر چه مى خواهد باشد.با سارا خوش جمال فكرى نشستيم و صحبت كرديم. از المپيك پرسيديم و از اتفاقات چند ماه گذشته، تنها ۵ ماه مانده به المپيك او هم پاسخ داد.
بعد از گرفتن سهميه و مدال هلند، تمرينات خوب پيش مى رود؟
ـ خدا را شكر، شرايط خيلى خوب است. طبق برنامه جلو مى روم.
هلند چطور بود؟
ـ حريفان خوبى به هلند آمده بودند. يكى از ملى پوشان آلمان كه در ويتنام هم حضور داشت و همينطور حريف كرواسى كه قهرمان جهان است هم آنجا بودند، در مجموع محك خوبى بود.
تا المپيك برنامه برون مرزى ديگرى هم دارى؟
ـ اواخر فروردين ماه به مسابقات آسيايى مى روم. علاوه بر اين فكر مى كنم يك اردوى برون مرزى هم داشته باشيم اما هنوز برنامه ام را دقيقاً نمى دانم.
در مسابقات آسيايى به دنبال مدال هستى يا صرفاً يك تدارك براى پكن؟
ـ ورزشكار با هر مدالى حريص تر مى شود. بنابر اين در مسابقه هاى آسيايى قطعاً به دنبال خوش رنگترين مدال هستم. مى دانم كه اين، كار مشكلى است اما تمام تلاشم را مى كنم.
كمى به عقب تر برگرديم. بازيهاى آسيايى دوحه، اكثراً منتظر بودند كه سارا باب مدال آورى دختران را باز كند اما اين اتفاق نيفتاد. آن روز به اين فكر مى كردى كه يك سال بعد بايد خودت را براى المپيك آماده كنى؟
ـ آن روزها بازيهاى سختى داشتم. پاى سكو رسيدم اما مسابقه با قهرمانى جهان را به يك اشتباه باختم. خيلى برايم سخت بود كه نشد، چون در خودم ديده بودم كه مى توانم مدال بگيرم اما نااميد نشدم. وقتى برگشتم، مربى ام به من روحيه داد و دوباره شروع كردم.
تا اينكه به جهانى چين رفتى.
ـ درسته. به چين رفتم، پاى سكو رسيدم اما باز هم نشد. تلاشم را كردم.
با اين حساب پارسال خيلى خوش شانس نبودى؟
ـ من ترجيح مى دهم اسم بدشانس را روى خودم نگذارم. چون فكر مى كنم قسمت بوده كه اين اتفاق ها بيفتد. چون براى خودم اين مسئله را هضم كرده بودم كه وقتى بايد به مدال برسم كه قبلش به يكسرى فاكتورها رسيده باشم.
بعد از اين در مسابقه، در منچستر خيلى بهتر ظاهر شدى، اما سهميه نگرفتى.
- اگر آنجا نتوانستم كارى كنم به اين خاطر بود كه بهترين هاى جهان آمده بودند ولى اين باعث نشده بود كه بترسم. هدفم واقعا موفقيت در المپيك بود و براى رسيدن به اين هدف بايد سهميه مى گرفتم. به همين خاطر با تمام توانم به ويتنام رفتم و كار را تمام كردم.
با گرفتن سهميه قانع شدى؟
ـ نه، اصلاً.
پس در المپيك به دنبال چه هستى؟
ـ طلاى المپيك. مى دانم كار بزرگى است اما با اين هدف خودم را آماده مى كنم.
ورزشكارانى كه تجربه المپيك را هم دارند اينطور راجع به مدال المپيك صحبت نمى كنند.
ـ من با علم به اينكه كارم خيلى سخت است اين حرف را مى زنم. من اهداف بزرگ را براى خودم تعيين مى كنم تا انگيزه لازم را براى ادامه راه داشتم باشم.
خب، مسؤليت ات را هم سنگين تر مى كند؟
ـ من بى جهت حرفى نمى زنم. نمى گويم قول مدال مى دهم. چون مى دانم ورزش است و شايد گفتن اين حرف منطقى نباشد. من مى گويم هدفم طلاى المپيك است و تلاشم را براى گرفتن مدال المپيك انجام مى دهم. وقتى به دنبال طلاى المپيك باشم، اگر يك جاهايى بخواهم استراحت كنم، ديگر اينكار را انجام نمى دهم و تمريناتم را ادامه مى دهم.
وقتى راجع به شكست ها پرسيدم، گفتى قسمت بوده تا به يكسرى فاكتورها نرسى، مدال هم نگيرى، سارا الان به فاكتورهايى كه دنبالش بوده، رسيده؟
ـ به يكسرى از فاكتورها رسيدم.
فاكتور يا چيزى ديگر مورد نظرت است؟
ـ فنى، روانى و /// فكر مى كنم قبل از گرفتن مدال بايد آمادگى اش را پيدا كنيم تا بتوانيم مدال را حفظ كنيم. چون اينكار سخت تر است.
برگرديم به بحث قديمى تكواندو، ترجيح مى دهى با مربيان خارجى كار كنى؟
ـ مهم نيست كه من با چه شرايطى راحت هستم. مطمئنم كه فدراسيون تمام تلاشش را مى كند تا با بهترين شرايط به المپيك برويم. تا اينجا هم كه سهميه گرفتيم به خاطر برنامه ريزى فدراسيون بوده.
مدتى است در مورد موضوع مربى ات صحبت هايى مطرح است؟
ـ من در جريان اين صحبت ها نيستم اما يك موضوع را خيلى خوب مى دانم، اگر خانم آذرمهر نبود، امكان نداشت سهميه بگيرم و ايشان در شرايط سخت هم خودشان را به تمرينات مى رساندند و در هر موقعيتى همراهم بودند. تلاش خودم هم براى سهميه مهم بوده اما به اين حرف ايمان دارم كه تلاش من به خاطر حضور خانم آذرمهر و كمك هاى ايشان جواب داد.
پس با اين حساب ترجيح مى دهى تا المپيك با خانم آذرمهر ادامه بدهى؟
ـ من مطيع تصميمات فدراسيون هستم اما باعث خوشحالى من مى شود، اگر اين اتفاق بيفتد.