سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ -
Tue, Mar 18, 2008
ورزشى (۴)
ويژه نامه نوروز ۱۳۸۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
سياسى (۱)
سياسى (۲)
سياسى (۳)
سياسى (۴)
سياسى (۵)
سياسى (۶)
سياسى (۷)
سياسى (۸)
سياسى (۹)
سياست۱
بين الملل (۱)
بين الملل (۲)
بين الملل (۳)
بين الملل (۴)
حوادث۱
حوادث۲
حوادث۳
اجتماعى (۱)
اجتماعى (۲)
اجتماعى (۳)
اقتصادى (۱)
اقتصادى (۲)
اقتصادى (۳)
اقتصادى (۴)
اقتصادى (۵)
اقتصادى (۶)
هنرى (۱)
هنرى (۲)
هنرى (۳)
هنرى (۴)
هنرى (۵)
پايدارى (۱)
پايدارى (۲)
فرهنگ و انديشه (۱)
فرهنگ و انديشه (۲)
فرهنگ و انديشه (۳)
فرهنگ و انديشه (۴)
تاريخى (۱)
تاريخى (۲)
تاريخى (۳)
ورزشى (۱)
ورزشى (۲)
قاب عكس۱
ورزشى (۳)
ورزشى (۴)
ورزشى (۵)
ورزشى (۶)
در فراق ستاره آسمان بسكتبال
همراه با اولين بانوى ايرانى المپيك
در فراق ستاره آسمان بسكتبال
آيدين نيكخواه بهرامى
001314.jpg
فاصله سنى كم صمد و آيدين باعث شد اين ۲ برادر از كودكى رابطه دوستانه و نزديكى با هم داشته باشند به طورى كه هرچند صمد از آيدين خيلى شلوغ تر بود اما آيدين هميشه هواى صمد را داشت.
آيدين و صمد از سن ۹ و ۸ سالگى با حضور در كلاس هاى آموزش بولينگ چمران ورزش را شروع كردند اما آنها مى خواستند در رشته هاى مختلف فعاليت كنند اما به دليل اينكه مادرشان بسكتباليست بود به آنها پيشنهاد داد كه ورزش بسكتبال را پيگيرى كنند. با حضور در كلاس هاى بسكتبال اين ۲ برادر شيفته بسكتبال شدند و همچنان كارشان را در كلوپ ادامه دادند تا اينكه با تيم هاى الكتراوچكاد از سال ۷۰ تا ۷۸ ادامه دادند و آن زمان بود كه اين ۲ بازيكن به همراه مهدى كامرانى مثلث قوى تيم الكترا شدند و همان زمان بود كه خيلى ها فكر مى كردند آينده درخشانى در انتظار اين بازيكنان است. با حضور اين بازيكنان در تيم الكترا كه يك تيم قوى در ليگ دسته يك بود قهرمانى هاى زيادى براى اين تيم رقم خورد. شايد آن زمان كسى فكر نمى كرد كه در مدت كوتاهى اين بازيكنان به اوج برسند اما خيلى توى چشم بودند و همه آينده خوبى را برايشان تجسم مى كردند. علاقه به بسكتبال باعث شده بود تمام روزهاى تعطيل آيدين و صمد در زمين بسكتبال حافظ شيراز مقابل پارك ملت (كه اتفاقاً بسكتباليست هاى بزرگى از آن بلند شدند) بسكتبال خيابانى بازى كنند. حالا آيدين و صمد به همراه هنردوست يك تيم ۳ نفره بودند كه عموماً با تلاشى كه مى  كردند هميشه برنده مسابقه ها بودند.
همه چيز به همين صورت پيش مى رفت تا اينكه به مرور قدها بلندتر و قابليت هاى فنى آنها بيشتر شد تا اينكه در بسكتبال برتر كشور حضور پيدا كردند و آن سال گرچه خيلى از مربيان تمايل داشتند از بازيكنان باتجربه استفاده كنند اما آيدين و صمد با حضور در تيم ايران نارا توانستند درخشش قابل توجهى را به نمايش بگذارند به طورى كه سال بعد همه تيم ها متقاضى اين بازيكنان بودند. بعد از ايران نارا به دليل اينكه صمد و آيدين هم پست بودند صمد به صنام رفت و آيدين به صباباترى اما هميشه تعصب آيدين به تيمش مثال زدنى بود چون آيدين ديگر هيچ وقت حاضر نشد در تيم ديگرى بازى كند اما صمد بعد از صنام به پتروشيمى رفت و بعدش هم در مهرام بازى كرد. آيدين به شدت به تيم و همبازيهايش پايبند بود و تعصب خاصى داشت. او گرچه گاهى اوقات در زمين عصبى به نظر مى رسيد و حتى زمانى كه از جانب مربى اش تعويض مى شد و روى نيمكت مى نشست ظاهرش طورى به نظر مى رسيد كه انگار نسبت به اين حركت مربى اش معترض است اما در واقع اين طور نبود بلكه بسيار با تعصب و باغيرت بود با اينكه دلش مى خواست در زمين بماند به خاطر اين بود كه مى خواست حريف را زير فشار قرار بدهد. حس جنگندگى آيدين يكى ديگر از ويژگى هاى فوق العاده اين بازيكن بود. او از هيچ بازيكنى نمى ترسيد و هميشه سعى مى كرد بهترين بازيكن حريف را مهار كند كه در تأييد اين ادعا هم مى توان گفت كه در بازيهاى تيمش مقابل تيم صمد هميشه صمد كه بهترين بازيكن ايران و آسيا محسوب مى شد را يارگيرى مى كرد و اينگونه بود كه همه تعصب آيدين را مى ستودند. آيدين روح شكست ناپذيرى داشت و در بازيهاى بين المللى هم همين طور بود.
وقتى در بازيهاى آسيايى دوحه قطر تيم قطرى با تيم چند مليتى اش و با امكانات فوق العاده بهترى كه از تيم ايران داشت و با ۴ سال برنامه ريزى و يك مربى آمريكايى كه اين همه برترى نسبت به تيم ايران داشت وارد زمين شد و در نيمه نهايى قطر با اختلاف اندكى بازى را از آن خود كرد آيدين روى زمين نشست و اصلاً نمى خواست شكست را قبول كند افسوس در نگاهش هويدا بود. آن زمان گرچه بعضى از بازيكنان شكست مقابل قطر را به دليل آن همه برترى امكانات مقابل تيم ايران يك امر طبيعى عنوان مى كردند اما آيدين اصلاً نمى توانست اين مسأله را قبول كند و با آن عملش نشان داد كه هنوز از اين باخت ناراحت و درواقع معترض است.
آن موقع براى اينكه نشان بدهد تيم ايران از قطر قوى تر است در جام ملت هاى آسيا در حالى كه قطر حريف سختى براى ما بود و مى توانست مانع از صعود ما بشود او آنقدر جنگنده ظاهر شد كه واقعاً بايد گفت مهمترين عامل پيروزى ما مقابل تيم قطر شد. او در اين بازى بيشترين امتياز را به دست آورد و در نهايت باعث شد كه ثابت كند در دوحه هم از قطر بهتر بوديم. در جام ملت هاى آسيا هم آيدين يكى از مؤثرترين بازيكنان تيم بسكتبال ايران براى راهيابى تيم مان به المپيك پكن بود. او تمام توانش را براى مسابقه ها گذاشت و مصمم با هدف پيروزى وارد تمام مسابقه ها شد چرا كه عكس قهرمانى اش كاملاً اين قضيه را نشان مى دهد. او مصمم دست اش را روى قلبش گذاشته و نگاهش را به آسمان دوخت؛ چهره اى كاملاً مصمم و مقتدر. چهره اى كه شايد قبل از آمدن ترومن حتى كسى فكر نمى كرد كه قابليت هاى او آنقدر بالا باشد كه ترومن زمانى كه مى خواست كارش را با تيم ملى شروع كند در جلسه معارفه اش تنها از آيدين سخن گفت: «آيدين با اين قد بلندش غير از اينكه بازيكن شوتزن و موفقى است اما مى تواند در پست هاى ۲ و ۳ و ۴ به خوبى انجام وظيفه كند. او قابليت هاى بسيار بالايى دارد.»
شايد همين اعتماد ترومن باعث شد كه آيدين در جام ملت هاى آسيا يك ستاره بزرگ باشد. ترومن درباره آيدين يك اعتقاد داشت كه بعد از صعود به المپيك گفت آيدين يك ويژگى بزرگ دارد كه كمتر بازيكنى در دنيا دارد. آيدين از نيمكت كه بلند مى شود و وارد زمين مى شود بالاترين بهره را دارد و امتياز بالايى كسب مى كند. او به خوبى از همبازى هايش حمايت مى كند و به آنها دلگرمى مى دهد.مطمئناً اگر آيدين اكنون در بين بازيكنان بود با توجه به قابليت ها و فيزيك فوق العاده اى كه داشت در المپيك حتى مى توانست به عنوان بهترين بازيكن ايران شناخته شود چون او هنوز خيلى جاى پيشرفت داشت اما متأسفانه اجل مهلت نداد و آيدين نيكخواه بهرامى ستاره تيم ملى بسكتبال كشورمان يك روز در يك سانحه رانندگى جانش را از دست داد.
اگرچه غم بسيار جانگداز و بزرگى است و اگرچه اين غم غيرقابل تحمل است اما حالا نبودش يك انگيزه بزرگ براى بقيه بازيكنان تيم ملى كشورمان است تا آنها پرقدرت تر و منسجم تر از گذشته براى سرافرازى بسكتبال ايران و زنده نگه داشتن ياد آيدين مقتدرانه تر از قبل وارد رقابت ها بشوند.
صمد نيكخواه بهرامى: آيدين دوستم بود نه برادرم
با هر بار آوردن اسم آيدين اشك در چشمان صمد حلقه مى زند. به گفته خودش آيدين بيشتر از اينكه برادر بزرگترش باشد بهترين دوستش بود كه در تمام مراحل زندگى او را همراهى مى كرده و حالا در نبود او به شدت احساس تنهايى مى كند. صمد خاطرات زيادى با آيدين دارد كه نمى خواهد هيچگاه آنها را به فراموشى بسپرد و در اين باره مى گويد: او هميشه همراه و حامى من بود. آيدين خيلى دلش مى خواست در بسكتبال پيشرفت خوبى داشته باشم و حالا هم به عشق او و براى شاد كردن روح او مى خواهم تمام تلاشم را بكنم كه در المپيك بازى خوبى را به نمايش بگذارم چون مى دانم هرجا كه باشم روح آيدين هم همانجا است. صمد درباره خاطرات كودكى اش با آيدين ادامه مى دهد: آيدين از بچگى جسور و نترس بود. من يك سال از او كوچكتر بودم كه وارد مدرسه شدم. از همان بچگى من از آيدين خيلى شيطون تر بودم و مواقعى كه من شيطنت مى كردم و مدير يا ناظم مدرسه من را به دفتر مى برد براى تنبيه او مى آمد مى گفت من اين كار را انجام دادم تا من تنبيه نشوم و بعدها هم همين طور بود. او هميشه هواى من را داشت و با اينكه در يك تيم بازى نمى كرديم اما هيچ وقت نمى گذاشت كسى از من بد بگويد.
بعد از درگذشت آيدين همه نگاه ها به صمد بود كه آيا او مى تواند در نبود برادر بزرگترش مثل قبل و با همان قدرت گذشته وارد ميدان شود يا اينكه نه بسكتبال را كنار مى گذارد و براى هميشه كنار مى رود. صمد گرچه اين اتفاق را بدترين حادثه زندگى اش مى داند اما با انگيزه بيشترى وارد ميدان شد تا جاى خالى آيدين را هم پر كند.او نبود آيدين را بزرگترين معضل براى تيم ملى مى داند و در اين باره مى گويد:نه اينكه آيدين برادرم باشد او اما بازيكن جسور و جنگنده اى بود به طورى كه در حال حاضر هيچ بازيكنى در حد و اندازه آيدين نداريم و مطمئن هستم تا چند سال آينده هيچ كس نمى تواند جاى خالى او را پر كند.صمد درباره نبود آيدين در المپيك پكن مى گويد: آيدين براى صعود تيم به المپيك تلاش زيادى كرد و در واقع تمام آرزويش اين بود كه در المپيك بازى كند و حالا هم براى من خيلى سخت است كه جاى آيدين را در المپيك خالى ببينم اما اين مساله دليلى براى كم كارى من و ساير هم تيمى هايم نيست بلكه قرار شد كه همه با هم و با انگيزه و روحيه بالاترى به ياد آيدين در المپيك بازى كنيم.


همراه با اولين بانوى ايرانى المپيك
خوش جمال فكرى: براى طلاى المپيك مى جنگم
۱۸ ماه پيش وقتى بازيهاى آسيايى دوحه آغاز شد تكواندو ايران اميد فراوانى داشت تا توسط بانوان خود صاحب مدال شود. اين اتفاق افتاد ولى اميد اول تكواندو زنان على رغم شايستگى به بى تجربگى خود باخت آن هم در حالى كه قبل از آخرين بازى خود نايب قهرمان جهان را شكست داده بود.
001242.jpg
آن روز وقتى سارا خوش جمال فكرى مسابقه را واگذار كرد از نظرها محو شد. دوربينى نبود تا تصوير تنهايى ساراى ايران را ثبت كند اما حاضران در سالن تكواندو ورزشگاه القطر ديدند دخترى ايرانى گوشه اى نشسته آرام گريه مى كند و حسرت ثانيه هايى را مى خورد كه از دست رفته بودند.
در آن لحظات همه، حتى هم تيمى ها و بزرگ ترهاى تيم حواسشان به جايى ديگر بود. مبارزات آن روز تمام نشده بود. بهزاد خداداد و مهدى بى باك هنوز مبارزه داشتند آن حق كشى مسلم بى باك هم دليلى شد كه حتى خبرنگاران هم فقط همان چند ساعت به خوش جمال فكر كنند.
آن روز خوش جمال نايب قهرمان چينى جهان با قد ۱۸۰ سانتيمتر را شكست داد و اين يعنى او پتانسيل بزرگى را دارد. شايد آن لحظات كه گريه مى كرد حسرت فرصت از دست رفته را مى خورد.
در سكوتش به روزهاى سختى كه پشت سر گذاشته بود فكر مى كرد. اميدوار بود به مدال دوحه برسد اما اينطور نشد. نااميد هم نشد. شايد در آن سكوت اين روزهايش را مى ديد. خوابگاه آزادى و تمرين شبانه روزى آنهم در فاصله ۴-5 ماه مانده تا المپيك. دوحه، چين، منچستر و ويتنام با خاطراتى براى دختر مهربان تكواندو گذشته و حالا او آرزوهاى بزرگترى دارد.
سارا خوش جمال فكرى تمام اين روزها را به اميد المپيك تمرين كرد، از شكست در مسابقات جهانى درس گرفت، در منچستر بيشتر تجربه كسب كرد تا در مسابقات انتخابى ويتنام اولين زنى لقب بگيرد كه توانسته است سهميه المپيك را براى ورزش ايران كسب كند. تا پيش از اين زنان ديگرى هم بودند كه به نمايندگى از ايران در مسابقات المپيك شركت كرده بودند. ليدا فريمان، منيژه كاظمى و نسيم حسن پور ۳ نمونه اين زنان هستند كه در دوره هاى گذشته با استفاده از wild card توانستند در مسابقات تيراندازى المپيك شركت كنند، اما سارا اولين ورزشكار زن ايرانى است كه موفق شده است خودش و براساس توانايى هاى شخصى اش سهميه المپيك را كسب كند هر چند سهميه المپيك به نام افراد نيست اما شرايط به گونه اى است كه حضور خوش جمال در پكن تقريباً حتمى است.
گرچه نمى شود به مدال خوش جمال دل بست اما بايد قبول كرد كه در ورزش بانوان، تكواندو نزديك ترين رشته به مدال است. اولين حضور يك زن ايرانى در تكواندو المپيك را بايد سرآغاز يك پروژه دانست، پروژه اى كه سرنوشت آن كاملاً روشن است پتانسيل تكواندو ايران به اندازه اى است كه مطمئن باشيم دير يا زود صاحب مدال المپيكى در تكواندو بانوان خواهيم شد. پكن بزرگترين تجربه سارا خوش جمال فكرى در زندگى ورزشى اوست. يك دختر ۲۰ ساله كه در آغاز راه ورزش قهرمانى است. خوش جمال حتماً مى تواند در المپيك لندن از تجربيات پكن استفاده كند و اولين زن مدال آور ايرانى المپيك هم نام بگيرد. هر چند او مى گويد «چرا به طلاى پكن فكر نكنم؟» اين انگيزه بالاى سارا است كه او را يارى مى كند تا در مسابقات هلند پيش چشم قهرمان جهان به مدال برسد.شايد روزى اگر حرف از سهميه المپيك مى زد، آنهايى كه از سارا دورترند، زياد جدى نمى گرفتند اما با تلاشش خيلى مسائل را ثابت كرد. حالا اگر مى گويد «براى طلاى المپيك مى جنگم» همه مى دانند كه مى جنگد، نتيجه هر چه مى خواهد باشد.با سارا خوش جمال فكرى نشستيم و صحبت كرديم. از المپيك پرسيديم و از اتفاقات چند ماه گذشته، تنها ۵ ماه مانده به المپيك او هم پاسخ داد.
بعد از گرفتن سهميه و مدال هلند، تمرينات خوب پيش مى رود؟
ـ خدا را شكر، شرايط خيلى خوب است. طبق برنامه جلو مى روم.
هلند چطور بود؟
ـ حريفان خوبى به هلند آمده بودند. يكى از ملى پوشان آلمان كه در ويتنام هم حضور داشت و همينطور حريف كرواسى كه قهرمان جهان است هم آنجا بودند، در مجموع محك خوبى بود.
تا المپيك برنامه برون مرزى ديگرى هم دارى؟
ـ اواخر فروردين ماه به مسابقات آسيايى مى روم. علاوه بر اين فكر مى كنم يك اردوى برون مرزى هم داشته باشيم اما هنوز برنامه ام را دقيقاً نمى دانم.
در مسابقات آسيايى به دنبال مدال هستى يا صرفاً يك تدارك براى پكن؟
ـ ورزشكار با هر مدالى حريص تر مى شود. بنابر اين در مسابقه هاى آسيايى قطعاً به دنبال خوش رنگترين مدال هستم. مى دانم كه اين، كار مشكلى است اما تمام تلاشم را مى كنم.
كمى به عقب تر برگرديم. بازيهاى آسيايى دوحه، اكثراً منتظر بودند كه سارا باب مدال آورى دختران را باز كند اما اين اتفاق نيفتاد. آن روز به اين فكر مى كردى كه يك سال بعد بايد خودت را براى المپيك آماده كنى؟
ـ آن روزها بازيهاى سختى داشتم. پاى سكو رسيدم اما مسابقه با قهرمانى جهان را به يك اشتباه باختم. خيلى برايم سخت بود كه نشد، چون در خودم ديده بودم كه مى توانم مدال بگيرم اما نااميد نشدم. وقتى برگشتم، مربى ام به من روحيه داد و دوباره شروع كردم.
تا اينكه به جهانى چين رفتى.
ـ درسته. به چين رفتم، پاى سكو رسيدم اما باز هم نشد. تلاشم را كردم.
با اين حساب پارسال خيلى خوش شانس نبودى؟
ـ من ترجيح مى دهم اسم بدشانس را روى خودم نگذارم. چون فكر مى كنم قسمت بوده كه اين اتفاق ها بيفتد. چون براى خودم اين مسئله را هضم كرده بودم كه وقتى بايد به مدال برسم كه قبلش به يكسرى فاكتورها رسيده باشم.
بعد از اين در مسابقه، در منچستر خيلى بهتر ظاهر شدى، اما سهميه نگرفتى.
001296.jpg
- اگر آنجا نتوانستم كارى كنم به اين خاطر بود كه بهترين هاى جهان آمده بودند ولى اين باعث نشده بود كه بترسم. هدفم واقعا موفقيت در المپيك بود و براى رسيدن به اين هدف بايد سهميه مى گرفتم. به همين خاطر با تمام توانم به ويتنام رفتم و كار را تمام كردم.
با گرفتن سهميه قانع شدى؟
ـ نه، اصلاً.
پس در المپيك به دنبال چه هستى؟
ـ طلاى المپيك. مى دانم كار بزرگى است اما با اين هدف خودم را آماده مى كنم.
ورزشكارانى كه تجربه المپيك را هم دارند اينطور راجع به مدال المپيك صحبت نمى كنند.
ـ من با علم به اينكه كارم خيلى سخت است اين حرف  را مى زنم. من اهداف بزرگ را براى خودم تعيين مى كنم تا انگيزه لازم را براى ادامه راه داشتم باشم.
خب، مسؤليت ات را هم سنگين تر مى كند؟
ـ من بى جهت حرفى نمى زنم. نمى گويم قول مدال مى دهم. چون مى دانم ورزش است و شايد گفتن اين حرف منطقى نباشد. من مى گويم هدفم طلاى المپيك است و تلاشم را براى گرفتن مدال المپيك انجام مى دهم. وقتى به دنبال طلاى المپيك باشم، اگر يك جاهايى بخواهم استراحت كنم، ديگر اينكار را انجام نمى دهم و تمريناتم را ادامه مى دهم.
وقتى راجع به شكست ها پرسيدم، گفتى قسمت بوده تا به يكسرى فاكتورها نرسى، مدال هم نگيرى، سارا الان به فاكتورهايى كه دنبالش بوده، رسيده؟
ـ به يكسرى از فاكتورها رسيدم.
فاكتور يا چيزى ديگر مورد نظرت است؟
ـ فنى، روانى و ‎/‎/‎/ فكر مى كنم قبل از گرفتن مدال بايد آمادگى اش را پيدا كنيم تا بتوانيم مدال را حفظ كنيم. چون اينكار سخت تر است.
برگرديم به بحث قديمى تكواندو، ترجيح مى  دهى با مربيان خارجى كار كنى؟
ـ مهم نيست كه من با چه شرايطى راحت هستم. مطمئنم كه فدراسيون تمام تلاشش را مى كند تا با بهترين شرايط به المپيك برويم. تا اينجا هم كه سهميه گرفتيم به خاطر برنامه ريزى فدراسيون بوده.
مدتى است در مورد موضوع مربى ات صحبت هايى مطرح است؟
ـ من در جريان اين صحبت ها نيستم اما يك موضوع را خيلى خوب مى دانم، اگر خانم آذرمهر نبود، امكان نداشت سهميه بگيرم و ايشان در شرايط سخت هم خودشان را به تمرينات مى رساندند و در هر موقعيتى همراهم بودند. تلاش خودم هم براى سهميه مهم بوده اما به اين حرف ايمان دارم كه تلاش من به خاطر حضور خانم آذرمهر و كمك هاى ايشان جواب داد.
پس با اين حساب ترجيح مى دهى تا المپيك با خانم آذرمهر ادامه بدهى؟
ـ من مطيع تصميمات فدراسيون هستم اما باعث خوشحالى من مى شود، اگر اين اتفاق بيفتد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |