چهارشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۸۷ - ۲۵ ربيع الاول ۱۴۲۹
Wed, Apr 2, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
ايران زمين
ديپلماتيك
شهرى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
سياسى
دانش
دانشگاه
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
نگاه
انگليسى ها هنوز منطقه را ترك نكرده اند
موج نظامى گرى در هزاره سوم
]سليمان دعويسرا]
354234.jpg
آخرين گزارش مراكز تحقيقاتى غرب نشان از آن دارد كه عرصه بين الملل در هزاره سوم با شتابى خيره كننده به سمت نظامى شدن پيش مى رود. اين گزارش ها اكنون يك شوك عظيم در محافل صلح طلب پديد آورده است. جنجالى ترين گزارش دراين باره را پژوهشگاه جهانى علوم استراتژى لندن ارائه كرده است . اين مركز تحقيقى پس از بررسى توانمندى جنگى و اقتصاد نظامى ۱۷۰ كشور به اين نتيجه رسيده است كه بودجه دفاعى دولت ها و ميزان سرمايه گذارى در عرصه هاى نظامى و امنيتى رشدى چند برابر داشته است. جالب اينجا است كه در گزارش اين مركز اقرار شده كه سرچشمه مسابقه جديد تسليحاتى به رويكردى برمى گردد كه بازيگران بزرگ جهانى بويژه آمريكا پس از ۱۱ سپتامبردر پيش گرفتند . در گزارش محققان حوزه تسليحاتى انگليس تأكيد شده است كه نزاع ها و مناقشات بزرگ منطقه اى بويژه در عراق و افغانستان عطش كشورهاى ديگر را براى سرمايه گذارى در امور تسليحاتى چند برابر كرده است.
بدون ترديد دور تازه رقابت هاى تسليحاتى يك موج نظامى گرى غيرقابل مهار است و جهان در هزاره سوم با صورت جديدى از پديده كهنه ميليتاريسم روبه رو است . اين موج جديد رقابت تسليحاتى چنان كه برخى ناظران تأكيد كرده اند در دو دهه پس از فروپاشى شوروى بى سابقه است. البته جامعه جهانى نمونه هاى مشابه اين نوع مسابقه تسليحاتى را در ايام جنگ سرد تجربه كرده است. حتى در قياس با رقابت هاى تسليحاتى دوران جنگ سرد مى توان اين شباهت را حس كرد كه اين بار نيز هدايت اصلى جريان صادرات سلاح در اختيار دوقدرت بزرگ يعنى مسكو و واشنگتن قرار گرفته است. در نمودارى هم كه پژوهشگاه دفاعى لندن ارائه كرده اين نكته به وضوح ديده مى شود كه بازار كنونى تسليحات داراى يك سلسله مراتبى است كه در رأس هرم آن پنچ عضو باشگاه اتمى جهان يعنى آمريكا، روسيه، چين، فرانسه و انگليس واقع شده اند كه بيشترين سهم صادرات سلاح را درانحصار دارند و پس از اين گروه شمار ديگرى از قدرت هاى شريك غرب واقع شده اند.
نكته حائز اهميت اين است كه اين موج نوين رقابت تسليحاتى بر پايه جديدترين فناورى نظامى استوار است . لذا نوع جنگ افزارهايى كه در بازارافسانه اى تسليحات داد وستد مى شود كارايى و هزينه شان قابل قياس با نسل گذشته سلاح ها نيست. كانون رقابت پنج قدرت مدعى بازار سلاح بويژه آمريكا و روسيه اينجا است كه آنها آخرين توليدات مجتمع هاى نظامى شان در زمينه سيستم ليزرى وموشكى، هواپيماى بدون سرنشين، سيستم هاى رادارى، زرهپوش ها و سلاح هاى خودكار وارد بازار كرده اند.
* محرك هاى تازه نظامى شدن؛ پديده بى قطبى
كارشناسان در تحليل پديده نوين ميليتاريسم از عامل تازه اى به نام «بى قطبى» نام مى برند. بى قطبى شدن از نگاه اين محققان به شرايطى گفته مى شود كه در آن جهان در حال گذار از يك وضعيت به دوره جديد است. مقصود اين نظريه بيشتر توضيح شرايطى است كه در آن رؤياى آمريكا براى تك قطبى شدن جهان به بن بست انجاميده و نظام بين المللى تا رسيدن به مرحله چند قطبى در آشفتگى و انتظار به سر مى برد. دوره بى قطبى در واقع همان دوره بى شكلى و بى سامانى روابط بين الملل است . از اين نظر در موج نوين نظامى شدن جهان بازارهاى اصلى رقابت تسليحاتى در نقاطى واقع شده است كه هنوز نوعى خلأ قدرت سياسى برآنها حكمفرما است و مناطقى از جهان كانون هاى داد وستد نظامى شده كه نظام سياسى كهنه آنها دچار تزلزل شده يا فروريخته و دولت هاى حاكم بر آنها به سمت استقرار نظام نوين خيز برداشته اند .
چنان كه سردبير جينز ديفنس تحليل كرده است در دوره بى قطبى، رفتار هيچ يك از بازيگران جهانى تابع قواعد و اصول روشنى نيست . در اين دوره نزاع هاى خونين از خاورميانه گرفته تا ديگر نقاط آسيا و چند منطقه آفريقا همگى آهنگ سهم خواهى قدرت هاى بزرگ را دارد. بازيگران جهانى با تصورى مشابه دوران خلأ پس از جنگ جهانى براى تقسيم حوزه هاى نفوذ خيز برمى دارند.
به هر حال موج مسابقه تسليحاتى كه به جريان افتاده است همه كشورها ومناطق كليدى جهان را در برگرفته است از شرق اروپا تا خاور دور و از كشورهاى عربى تا آمريكاى لاتين .
با نگاه به جدول داد وستد نظامى مى توان از مناطقى مانند شرق اروپا، آمريكاى لاتين، آسياى مركزى و خاورميانه عربى به عنوان كانون هاى پر جاذبه براى دلالان سلاح نام برد.
البته شايد بسيارى براين فهرست خرده گيرند كه اين مناطق بويژه خاورميانه عربى در دوره هاى گذشته نيز مشترى اول صنايع اسلحه سازى بودند، اما واقعيت اين است كه دور جديد سرمايه گذارى تسليحاتى در اين مناطق تفاوتى كيفى و كمى با گذشته دارد.
شايد بارزترين تفاوت دور جديد مسابقه تسليحاتى در حوزه هاى سنتى مانند شرق اروپا يا خاورميانه عربى اين باشد كه اين بارهر گام بازيگران بازار تسليحات با نيت ايجاد جبهه سياسى عليه قدرت رقيب برداشته مى شود. اين مسئله بويژه در اتفاقات ماه هاى اخير بازار تسليحاتى آمريكاى لاتين و شرق اروپا نمايان شده است. روسيه با گشودن بازار صادرات خويش به روى دولت هاى چپگراى آمريكاى لاتين در واقع براى تسخير حياط خلوت آمريكا گام برداشته است. اين حركت روس ها واكنشى آشكار به سرمايه گذارى نظامى است كه آمريكايى ها در منطقه اى ديگر كه به طور سنتى حياط خلوت روس ها بوده است انجام مى پذيرد. اين كش و قوس سياسى را به شكل ديگرى مى توان در مناطقى مانند خاورميانه عربى مشاهده كرد.
* آوردگاه نفوذ تجارى و سياسى
شديدترين رقابت را دو قدرت در جمهورى هاى شوروى سابق به نمايش گذاشته اند. براى روس ها ورود نظامى آمريكا به اين منطقه يك كابوس بزرگ است و براى واشنگتن و متحدانش سهيم شدن در بازار تسليحاتى آنجا يك رؤيا است. از اين روست كه روس ها هر حركت آمريكا و ناتو را در بازار نظامى جمهورى هاى پيرامون با شدت پاسخ مى دهند. پوتين حتى براى بازداشتن اين جمهورى ها از گرايش به سمت اردوى نظامى آمريكا در يك سال گذشته چند پيمان مهم نظامى و امنيتى با آنان امضا كرد و براى تعطيل كردن پايگاه هاى نظامى كه آمريكايى ها در گرماگرم فروپاشى شوروى سابق به دست آورده بودند همه تلاش خويش را به كار بست.
كشمكش دو قدرت نظامى امروز بيش از هر جا در دو جمهورى اوكراين و گرجستان به چشم مى خورد يعنى دو كشورى كه اكنون به واسطه حضور دولت هاى ليبرال براى پيوستن به ناتو واتحاديه هاى نظامى غرب خيز برداشته اند.
در صحنه آسياى مركزى و قفقاز عامل ديگرى كه چاشنى رقابت تسليحاتى امروز شده برنامه ارتش سازى دولت هاى اين منطقه و پروژه هايى است كه با عنوان مدرنيزه كردن دستگاه ارتش آغاز شده است. سران جمهورى آسياى مركزى و قفقازكه همانند اعراب خليج فارس از خوان ثروت انرژى بهره مندند اكنون مشترى اول كارخانه ها و صنايع نظامى شده اند. آنها سرمايه هاى كلانى را براى تجهيز ارتش و خريد تازه ترين جنگ افزارها اختصاص داده اند.
دولت تركمنستان به رهبرى بردى محمد اف كه امپراتور گاز آسياى مركزى نام گرفته است در آخرين روزهاى سال ۸۶ برنامه مدرنيزه كردن نيروهاى مسلح خويش را به اجرا گذاشت . قزاقستان بخش غالبى از در آمدهاى نفت را به خريد هواپيما هاى جنگى اختصاص داده است.
دولت نفتى آذربايجان هم كه در رقابت جنگى با همسايه ارمنى خويش قرار دارد براى تكميل ناوگان ارتش خويش مذاكرات گسترده اى را با طرف هاى روسى و غربى آغاز كرده است.
دو جمهورى ديگر منطقه يعنى ازبكستان و تاجيكستان نيز هر كدام سال گذشته چندين قرارداد نظامى با طرف هاى خارجى منعقد كردند.
تاشكند شاهد امضاى پيمان هاى مهم نظامى بود كه اغلب ژنرال هاى روسيه با هدف دور كردن آمريكا از منطقه منعقد كردند. دولت كريم اف مرحله ديگر از مذاكرات نظامى خويش را باآلمان ها به انجام رساند. در تاجيكستان هم هر سه قدرت روسيه، فرانسه و هندوستان كه پايگاه هاى جنگى شان موجود است پابه پاى آمريكا براى اخذ امتيازات نظامى جديد تلاش مى كنند .
رفتار همه قدرت هايى كه براى رخنه در بازار مناطقى كه دچار خلأ قدرت هستند تلاش مى كنند تابع اين اصل كلى است كه آنها از تأمين نياز امنيتى اين كشورها براى رخنه در فضاى سياسى آنها بهره مى گيرند. شرايط آشوب زده و ناآرامى كه اين كشورها را در ترس دائم از دشمن درونى قرار داده بهترين فرصت براى بازيگران تسليحاتى شده تا از برگ فروش سلاح به عنوان اهرمى قوى براى نفوذ در اين كشورها بهره بگيرند. از همين روست كه شايد در صادرات نظامى اين دولت ها به كشورهايى مانند تاجيكستان فقير سود مالى سرشارى عايدشان نشود اما آنها از مسير تقديم تجهيزات نظامى ارزان يا تعليم متخصصان نظامى تاجيكستان و ديگر خدمات نظامى مورد نياز براى رسيدن به اهداف كلان سياسى بهره فراوان مى برند.
* تازه ترين دكترين تسليحاتى دو رقيب
وضعيت بازار تسليحاتى امروز بيش از هر زمان تحت تأثير رقابت فزاينده اى است كه ميان رهبرى كرملين وكاخ سفيد آغاز شده است. اين موج رقابت از يك پروژه تسليحاتى جنجالى آمريكا در شرق اروپا با نام سپر موشكى شروع شد واكنون به ديگر مناطق و ميدان ها كشيده شده است.
دكترين تسليحاتى دو قدرت در سال گذشته برهمين مبنا تهيه وتنظيم شد. در مفاد دكترين طرف آمريكايى مسئله كسب بازارهاى تازه به وضوح مورد توجه قرار گرفته است
بوش در دستورالعمل نظامى كه بر پايه راهبرد امنيت ملى آمريكا صادر كرده اعلام مى كند كه آمريكا برترى اقتصادى خود را در صادرات نظامى حفظ خواهد كرد.« دانا پرينو» سخنگوى كاخ سفيد طى بيانيه اى پس از امضاى اين دستورالعمل بى آن كه از رقيبان آمريكا نام ببرد اما اشاره واضح به ظهور حريفان تازه ايالات متحده دارد: « واشنگتن همچنان با چالش هاى امنيتى بى سابقه از جمله تهديدهاى ناشى از تكثير سلاح هاى كشتار جمعى و سلاح هاى پيشرفته متعارف براى مناطق بى ثبات جهان روبه رو است. اين رهنمودهاى جديد روند مجوز صادرات سلاح را پيش خواهد برد.»
354243.jpg
همزمان با بيانيه پرينو خبرگزارى آسوشيتدپرس در گزارشى از اين واقعيت خبر مى دهد كه: آهنگ صادرات فناورى هاى نظامى آمريكا از جمله تكنولوژى به كار رفته در ساخت موشك ها و يا قطعات جنگنده ها و ساير تجهيزات نظامى به ساير كشورها در سال گذشته، رشد چشمگيرى داشته است.
اما دكترين جبهه رقيب آمريكا يعنى روسيه در زمينه صادرات سلاح آهنگ يك تهاجم آشكار به موقعيت طرف هاى غربى و ناتو دارد.سرگئى ايوانف مرد دفاعى كرملين اعلام كرد. كه مسكو براى باقى ماندن به عنوان يك ابرقدرت بايد به توسعه و فروش تسليحات پيشرفته، بيشتر بپردازد. وى گفت: ما تنها يك راه حل داريم و آن ايجاد توليدات رقابتى و تسخير بازارهاى بين المللى است.
همزمان، ولاديمير پوتين رئيس جمهورى روسيه از توفيق نيروهايش در پياده كردن اين دكترين ابراز خرسندى كرد. او روند فروش تسليحات كشورش در سال گذشته را اميد بخش خواندو گفت كه فروش تسليحات به كشورهاى ديگر به شش ميليارد دلار رسيده است و اين كشور در ميان صادركنندگان تسليحات پيشرو جهان قرار دارد .
اما براساس گزارش كنگره آمريكا آمار صادرات روس ها و نيز آمريكايى ها بيش از آن چيزى است كه اعلام مى شود. طبق اين گزارش؛ مسكو قراردادهاى تسليحاتى به ارزش ۷ميليارد دلار با كشورهاى آسيايى، آفريقايى و آمريكاى لاتين امضا كرد. كه در مقايسه با سال ۲۰۰۴ كه ۴‎/۵ ميليارد دلار به دست آورده بود سير صعودى داشت . و در سال ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ رقم قراردادهاى تسليحاتى روسيه از ۱۰ ميليارد گذشت. اين ارزيابى سبب شد كه روسيه پس از آمريكا در جايگاه دوم صادركنندگان تسليحات در جهان قرار گيرد.
گزارش ديگرى از پارلمان فرانسه نيز حاكى است كه سفارشات تسليحاتى هر پنچ بازيگر اتمى در سال گذشته به شدت افزايش داشته است . عايدات فرانسه در سال گذشته ۵‎/۷۴ ميليارد يورو و فروش آن ۴‎/۰۳ ميليارد يورو بوده است، كه اين ارقام فرانسوى ها را در رده چهارم صادر كنندگان جهانى تسليحات قرار مى دهد. جالب اينجا است كه مهم ترين مشتريان صادرات فرانسه را اعراب تشكيل مى دهد و مشتريان ثابتش نيز عبارتند از: عربستان وامارات متحده عربى . گزارش پارلمان فرانسه كه قدرى با ملاحظه منافع اين كشور تهيه شده نخستين صادر كنندگان تسليحات جهانى آمريكا، انگليس و روسيه هستند. پيشرفت روسيه در زمينه صادرات تسليحات از سال ۲۰۰۰ سيرى چندان صعودى داشته كه به اين كشور اجازه داده است در سال ۲۰۰۷ سبقت را از فرانسه و انگليس بربايد.
اما بزرگترين قراردادهاى تسليحاتى را در سال گذشته آمريكايى ها با اعراب و اسرائيل منعقد كردند. قراردادى كه اوج تناقض دو سياست مهم آمريكا و غرب يعنى نظام كنترل تسليحاتى و نيز فرايند صلح خاورميانه عيان ساخت. براساس اين قرارداد يا بسته تسليحاتى واشنگتن در نظر دارد به اسرائيل، عربستان، مصر و ۳ كشور ديگر خاورميانه بيش از ۶۰ ميليارد دلار كمك كند.
به هر حال همه چيز در داد وستد بازار افسانه اى تسليحات حكايت از اين واقعيت تلخ مى كند كه جهان بى قطبى با شتاب به سوى ميليتاريزه شدن پيش مى رود.حجم جهانى نقل و انتقال تسليحات كه سال گذشته به ميزان ۶۵ ميليارد يورو رسيد اكنون به مرز ۱۰۰ ميليارد نزديك شده است. پديده فروش اسلحه با همه قوانين كنترلى و اخلاقى كه در فرداى جنگ سرد براى آن مقرر شد اكنون همه جلوه هاى دلفريب گذشته اش را در چشم بازيگران سياسى نمايان كرده است، اگر هيچ قرينه و نشانه اى هم براى بازگشت عصر جنگ سرد يافت نشود رونق گرفتن بازار تسليحات خود بزرگترين نشانه آن است. فروش سلاح اكنون در چشم قدرت هاى جهانى هم منبع در آمد است هم اهرم رقابت و ابزارى براى اعمال سلطه برملت هايى كه در وحشت خود ساخته قدرت ها غوطه ورند.
نگاه
انگليسى ها هنوز منطقه را ترك نكرده اند
ارتش ملكه در حوالى مديترانه
] على حاجيلارى[

داستان نفوذ انگليس در گلوگاه هاى سياسى خاورميانه گرچه رنگ افسانه گرفته است اما واقعيتى است كه مى توان نشانه هاى بسيار آن را در ساختار سياسى و امنيتى كشورهاى حوالى خليج فارس و مديترانه جست وجو كرد. اين بخش از حضور انگليسى ها علاوه بر نفوذ سيستم اطلاعاتى يا رسانه هاى اين كشور در منطقه است، حضورى ملموس و عينى است كه تابلوى پايگاه نظامى يا دفتر نمايندگى بريتانيا بر پيشانى آن نصب است.
شايد تعجب آور باشد كه نزديك پنج دهه پس از استقلال قبرس خبرهاى تازه از تحرك تازه نظامى انگليس در حوالى مديترانه و جزيره قبرس حكايت دارد. براين اساس در گزارش حاضر به فعاليت پايگاه هاى نظامى انگليس در نقطه اتصال اروپا و آسيا مى پردازد.
انگليسى ها از ابتداى بحث استقلال قبرس بر روى خواست خود جهت در اختيار داشتن دو پايگاه نظامى و اعمال حاكميت در آن تأكيد داشتند كه نهايتاً براساس معاهده تأسيس موفق شدند به اين هدف دست يابند. اكنون جزيره اى كه سال ها سايه سنگين استعمار را تجربه كرده بار ديگر دست پنهان اين قدرت را در حيات سياسى خويش لمس مى كند.
قبرس در سال ۱۸۷۸ براساس يك پيمان اتحاد دفاعى توسط امپراتورى عثمانى تحويل گرديد.
در سال ۱۹۲۵ قبرس رسماً مستعمره انگليس شد. اين وضعيت ادامه يافت تا اين كه مبارزات استقلال طلبانه مردم قبرس سال ۱۹۵۹ به ثمر رسيد و قبرس براساس توافقات لندن و زوريخ، در ۱۶ آگوست ۱۹۶۰ به استقلال دست يافت. لكن طبق معاهده تأسيس، دو پايگاه انگليسى در قبرس تحت اختيار و حاكميت دولت انگلستان باقى ماند.
نكته عجيب اينجاست كه ديپلماسى لندن همانند جهان عرب در اين منطقه نيز توانسته دو قدرت دخيل در قبرس را به پذيرش حضور خويش راضى سازد.
چنانكه موضوع پايگاه هاى انگليسى به طور صريح در معاهده تأسيس در سال ۱۹۶۰ ميان انگليس، تركيه، يونان و قبرس به امضا رسيد.
اما سؤال اساسى اين است كه اهميت اين پايگاه و نقش و كاركرد آنها چيست. به باور كارشناسان، هر دو پايگاه تحت اختيار انگليس داراى ارزش هاى سياسى - نظامى ويژه اى است.
مساحت پايگاه هاى انگليسى در قبرس جمعاً ۹۸ مايل مربع مى باشد كه كلاً سه درصد خاك قبرس را تشكيل مى دهد. مسئوليت پايگاه هاى مزبور توسط ملكه تعيين مى شود و برعكس ساير افرادى كه اداره سرزمين هاى ماوراى بحار انگليس را برعهده دارند و گزارش خود را به وزارت امور خارجه انگليس مى دهند، وى گزارش خود را مستقيماً به وزارت دفاع انگليس ارائه مى نمايد.
پايگاه هاى مزبور حدود ۳۹۰۰ پرسنل انگليسى دارد كه ۳۶۰۰ نفر از آنان در پايگاه ها زندگى مى كنند و ۳۰۰ نفر نيز در انگلستان مستقر مى باشند.
كليدى ترين پايگاه انگليسى ها پايگاه آكروتيرى است. پايگاه آكروتيرى در جنوب قبرس و در نزديكى شهر بندرى ليماسول (دومين شهر بزرگ قبرس) و در حوالى روستاى آكروتيرى واقع است. در اين پايگاه علاوه بر پست شنود و پادگان نظامى، يك پايگاه ثابت نيروى هوايى انگلستان قرار دارد كه به عنوان پايگاه ثابت هوايى انگلستان در تحولات منطقه مديترانه ايفاى نقش مى كند.
ديگر پايگاه انگليسى ها دكليا نام دارد كه در جنوب شرقى قبرس قرار دارد. مساحت كل پايگاه مزبور حدود ۵۰‎/۵ مايل مربع مى باشد.
پايگاه مزبور نيز همان كاركردهاى نظامى اطلاعاتى را دارد يعنى مانند پايگاه آكروتيرى پست شنود و پادگان نظامى است ضمن اين كه پست شنود پايگاه دكليا جزو شبكه جاسوسى اشلون است.
تاكنون كارشناسان حقوق بين الملل از زواياى گوناگون اين رشته از حضور و مداخلات نظامى انگليسى ها را نقد كرده اند. مسئله مهم اين است كه انگليسى ها در تنظيم اسناد اين پايگاه ها به طرز پيچيده اى عمل كرده اند به نحوى كه از يك سو معاهده تأسيس بر حاكميت انگلستان بر پايگاه هاى فوق صراحت دارد و از سوى ديگر انگلستان خود با صدور بيانيه اى كه دولت قبرس نيز طى يادداشت رسمى، متن آن را تأييد كرده، حاكميت خود بر پايگاه هاى مزبور را محدود نموده است. ضمن اين كه انگلستان اين نكته را نيز پذيرفته كه در صورتى كه قصد داشته باشد از پايگاه هاى انگليسى صرفنظر نمايد، اختيار اين كه حاكميت پايگاه هاى مزبور را به كشور ديگرى به جز قبرس واگذار كند، ندارد.
با وجود اين، انگلستان در عمل كنترل كامل سرزمينى بر روى پايگاه ها دارد . براى مثال لندن هنگام پيوستن به جامعه اقتصادى اروپا پايگاه هاى خود در قبرس را از تسرى مقررات جامعه مزبور مستثنى نموده است. در قانون اساسى اتحاديه اروپا نيز به موضوع پايگاه هاى انگليسى در قبرس اشاره شده و تصريح گرديده الحاق جمهورى قبرس به اتحاديه اروپا نبايد حقوق و تعهدات طرف هاى معاهده تأسيس را تحت تأثير قرار دهد.
لذا بايد پذيرفت كه وضعيت حقوقى پايگاه هاى فوق در بسيارى از ابعاد منحصر به فرد بوده و نمونه ديگرى مشابه آن وجود ندارد.
البته حركت هايى توسط برخى مقامات دولتى، حزبى و حتى نمايندگان مجلس قبرس براى پايان دادن به وضعيت پايگاه هاى انگليسى در اين كشور صورت پذيرفته كه هنوز راه به جايى نبرده است.

|   ايران زمين   |   ديپلماتيك   |   شهرى   |   اجتماعى   |   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ وانديشه   | 
|   فرهنگ و هنر   |   اقتصادى   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   سياسى   | 
|   دانش   |   دانشگاه   |   ماجرا   |   قاب عكس۱   |   خانواده   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |