|
تجديد حيات كمونيسم در آلمان
|
|
|
خيزش حزب چپ در آلمان سياست اين كشور را به سرعت تغيير مى دهد و رقباى سرسخت سياسى آن را وادار به اتحاد و همگرايى در برابر اين حزب كرده است. رأى دهندگان آلمانى به مدت دو دهه انتخاب نسبتاً ساده اى داشتند و از ميان دو اردوگاه راست ميانه يا چپ ميانه يكى را برمى گزيدند. اين رأى دهندگان اگر خواهان دولتى راستگرا و ماليات هاى پائين بودند به دموكرات مسيحى هاى محافظه كار و متحدان سنتى آنها، ليبرال دموكرات هاى آزاد رأى مى دادند. اگر به چپ متمايل مى شدند، سوسيال دموكرات ها و سبزها را انتخاب مى كردند. اما با خيزش چپ به عنوان يك نيروى قوى سياسى در غرب آلمان همه چيز تغيير كرده است. انتخابات منطقه اى در ناحيه هسه، ساكسونى سفلى و هامبورگ چشم انداز سياسى آلمان را از يك سيستم ۴ حزبى به يك سيستم ۵ حزبى تغيير داده است. به همين جهت، پيش بينى آينده سياسى آلمان دشوارتر شده و احزاب به ايده اتحاد نيروها براى مقابله با چپ ها و ايجاد دولت هاى محلى كارآمد روى آورده اند.روزنامه چپ گراى «دى تاگس سايتونگ» مى نويسد: «از مدت ها پيش اين ضرورت احساس شده كه احزاب كوچك در آستانه انتخابات سراسرى ۲۰۰۹ در جايگاه و سياست هاى خود تجديد نظر كنند.» اين رويكرد براى احزاب بزرگ نيز ضرورى است، زيرا اگر هيچ يك از آنها قادر به كسب اكثريت آرا نشوند و نتوانند به عنوان حزب حاكم خود را معرفى كنند بار ديگر آلمان بايد به تشكيل دولتى ائتلافى روى آورد كه اين مسئله به سود آلمان و گروه هاى سياسى آن كشور نخواهد بود. احزاب، مذاكرات براى ايجاد طيف ها و ائتلاف هاى جديد را آغاز كرده اند. براى نمونه، در هامبورگ، دموكرات مسيحى ها سرگرم گفت و گو با سبزها براى ايجاد يك ائتلاف تازه هستند كه اين نخستين ائتلاف اين دو حزب در تاريخ سياسى آلمان است. روزنامه فرانكفورتر آلگماينه سايتونگ نوشته اين اقدام نشانه جدايى احتمالى سبزها از اردوگاه چپ و پيوستن آنها به راستگرايان ميانه است. آنچه كه اين فرضيه را كاملاً تأييد مى كند، تمايل اوسوالد متزگر عضو برجسته سبزها براى ترك سبزها و الحاق به دموكرات مسيحى ها است. اين چرخش ها عمدتاً ناشى از قدرت گرفتن حزب چپ و احتمال ورود آن به دولت آينده آلمان است. با توجه به تصورات و خاطرات ناخوشايند آلمان ها از دوران كمونيسم كه چپ هاى امروز بازمانده آنها هستند، احزاب سياسى اين كشور در انديشه ايجاد سدى براى پس زدن چپ ها هستند. روزنامه لس آنجلس تايمز در گزارش زير زمينه هاى بازگشت كمونيست هاى سابق به سياست آلمان و چشم انداز فعاليت آنها در اين كشور را بررسى كرده است: نوزده سال پس از فرو ريختن ديوار برلين، حزب قديمى كمونيست آلمان شرقى در تدارك بازگشت است. كمونيست هاى سابق كه اين روزها با نام «چپ ها» شناخته مى شوند، با پرداختن به دغدغه هاى آلمانى ها درباره جهانى سازى، توزيع ثروت و كاهش خدمات رفاهى جاذبه خود را افزايش داده اند. حزب چپ پس از سال ها حاشيه نشينى، اينك توانسته است حمايت يك نفر از هر ۷ آلمانى را جلب كند، طورى كه طبق برخى نظرسنجى ها، چپ ها به سومين حزب محبوب اين كشور مبدل شده و از بازيگران مهم احتمالى در انتخابات فدرال در سال آينده خواهند بود. بازگشت چپ ها، احزاب سياسى اصلى آلمان را حيرت زده كرده است. اين احزاب، كمونيست ها را به عنوان بقاياى جنگ سرد از حيز انتفاع ساقط مى دانستند و تا مدت ها با آنان به عنوان افراطى هايى رفتار مى كردند كه بايد از آنها دورى گزيد، اما چپ ها اكنون سيستم سياسى باثبات آلمان را متزلزل كرده و احتمال بازگشت به قدرت در چارچوب يك دولت ائتلافى را افزايش داده اند. مانفرد گولنر رئيس انستيتوى تحقيقاتى فورزا، يك مؤسسه نظرسنجى بزرگ در آلمان مى گويد: «پس از اتحاد دو آلمان، بسيارى از نظرسنجى ها پيش بينى مى كرد كه كمونيست ها محو خواهند شد. تاكنون هرگز به اندازه امروز درباره آينده سياست آلمان نامطمئن نبوده ام.» بسيارى از حاميان چپ ها در شرق آلمان زندگى مى كنند، يعنى در جايى كه مشكلات اقتصادى فراوانى وجود دارد و نوستالژى قوى نسبت به سال هاى حاكميت كونيست ها حاكم است. در هفته هاى گذشته، حزب چپ براى نخستين بار در انتخابات پارلمانى در ايالت هاى غربى هسه، ساكسونى سفلى و همچنين شهر هامبورگ كرسى هايى را تصاحب كرد. قدرت گيرى غير منتظره چپ در هسه (كه فرانكفورت پايتخت اقتصادى آلمان در آنجا واقع است) منجر به ايجاد وضعيت پيچيده اى شده است، طورى كه هيچ يك از ديگر احزاب سياسى نتوانستند بدون حضور اين حزب، ائتلافى از اكثريت را تشكيل دهند. تحليلگران مى گويند امكان دارد اين سناريو در انتخابات احتمالى سپتامبر ۲۰۰۹ تكرار شود و بقاى آنگلا مركل صدر اعظم در رأس قدرت را دشوار سازد. در حال حاضر، حس و حال چپ ها در مقر حزب شان در برلين حاكى از نوعى حيرت و منگى است. مقر آنها همان ساختمانى است كه حزب كمونيست آلمان تا پيش از قدرت گرفتن نازى ها در سال ۱۹۳۳ در آنجا مستقر بود. رهبران چپ پس از چند سال عزلت و به تمسخر گرفته شدن اينك به عنوان يك نيروى سياسى جدى نگريسته مى شوند. اما حتى آنها نيز مطمئن نيستند كه تا كجا پيش خواهند رفت و آيا موفقيت اخيرشان تنها يك خوشى زودگذر است. ديتمار بارچ دبيركل حزب چپ و عضو پارلمان اذعان كرد: «نتيجه نهايى هنوز محل سؤال است. ما در انتخابات اخير موفقيتى بسيار قوى داشتيم، اما مسئله اين است كه اين موفقيت تا كى ادامه خواهد داشت.»از سال ،۲۰۰۵ آلمان تحت حاكميت ائتلافى از دو حزب بزرگ دموكرات مسيحى و سوسيال دموكرات بوده است كه آلمانى ها آن را «ائتلاف بزرگ» مى نامند. ايجاد اين ائتلاف زمانى اجتناب ناپذير شد كه حزب چپ ۹ درصد از آراى انتخابات سراسرى را از آن خود كرد و هيچ يك از احزاب بزرگ نتوانستند به حزب حاكم مبدل شوند.اين دولت ائتلافى چندان كارآمد نبوده و دو طرف را بر آن داشته كه در راستاى تقلا براى تقسيم قدرت، از اصرار بر بسيارى از برنامه هاى خود دست بردارند. ذينفع اصلى اين اختلافات حزب چپ بوده كه توانسته است به عنوان مهمترين گروه اپوزيسيون اين خلأ را پر كند. بارچ گفت: «ائتلاف بزرگ چيز خوبى براى توسعه حزب ما بود.» اما بزرگترين بازنده سوسيال دموكرات ها بوده اند كه ميزان محبوبيت آنها بشدت افت كرده است. اين حزب همواره قدرت خود را از اتحاديه هاى كارگرى و ساير گروه هاى حامى دولت رفاه گرفته است، اما زمانى كه گرهارد شرودر آخرين صدر اعظم سوسياليست دموكرات كاهش مزاياى بازنشستگى و بيكارى را در سال ۲۰۰۳ تصويب كرد، رويگردانى آلمانى ها از چپ ها تسريع شد. گرو نوگباور استاد علوم سياسى دانشگاه آزاد برلين اظهار داشت: «در حال حاضر سوسيال دموكرات ها بسيار بد عمل مى كنند. حال و هواى عمومى در آلمان بسيار بد است. مردم تصور مى كنند كه از جهانى سازى نفع نمى برند، بلكه از آن رنج مى برند. آنها فكر مى كنند كه كارشان را از دست مى دهند.» اين تصورات درحالى است كه از سال ،۲۰۰۵ شمار بيكاران آلمانى بيش از يك پنجم كاهش يافته است. با وجودى كه سوسيال دموكرات ها مى گويند كه هرگز در سطح ملى با چپ ها ائتلاف نمى كنند، اما تحليلگران آن را باور ندارند. نوگباور افزود: «در طولانى مدت ائتلاف سوسيال دموكرات ها با چپ اجتناب ناپذير است. آنان نمى توانند از اين امر صرف نظر كنند.»رويكرد فعلى سوسيال دموكرات ها درباره عدم تمايل به ائتلاف با چپ ها بيانگر آن است كه چگونه برچسب كمونيست بودن هنوز هم بسيارى از آلمانى ها بويژه در بخش هاى غربى كشور را بيزار مى كند. چپ خواستار احيا و بازگرداندن كامل آن دسته از مزايا و كمك هاى رفاهى است كه در سال هاى اخير قطع شده است: كاهش هفته كارى، حداقل دستمزد ملى و «ماليات ثروت» بر دارايى هاى شخصى ثروتمندان. چپ ها خود را جايگزينى براى «كاپيتاليسم لجام گسيخته» مى دانند. رهبران اين حزب اگرچه در سال گذشته، در مانيفستى استالين را به دليل «سوء استفاده جنايتكارانه از سوسياليسم» محكوم كردند، اما بابت اقدامات گذشته و سوابق كمونيست ها عذرخواهى نمى كنند. در سياست خارجى نيز حزب چپ خواستار برقرارى روابط نزديك تر با كوبا و ونزوئلا است و موضع تندى در برابر آمريكاى «امپرياليست» دارد. منتقدان هشدار مى دهند چپ اگر به قدرت برسد، ماليات هاى سنگينى براى ثروتمندان وضع مى كند و نيروهاى نظامى آلمان را از عمليات هاى بين المللى از جمله عمليات هاى حفاظت صلح در افغانستان، لبنان و آفريقا فرا مى خواند. آندرياس شوكنهوف معاون پارلمانى دموكرات مسيحى ها، چپ را به نداشتن برنامه اى واقعى براى حكومت متهم كرده است.وى گفته وظيفه ساير احزاب آلمان اين است كه چپ ها را طرد كنند، يعنى همان شيوه اى كه در قبال نئونازى ها در پيش گرفته اند. شوكنهوف اظهار داشت: «آنها همواره كارشكنى مى كنند و دست به اعتراض مى زنند. اين يك رويكرد پوپوليستى و عوام فريبانه است. آنها مى خواهند هرگونه تغيير سياسى در سيستم ما را متوجه جهانى سازى كنند. آنان خارج از طيف دموكراتيكى هستند كه ما تاكنون با آن پيش آمده ايم.»تهديداتى كه سايه به سايه چپ ها را دنبال مى كند، اتهامات و شواهدى دال بر رويكرد دوستانه برخى رهبران اين حزب نسبت به پليس مخفى آلمان شرقى (Stasi) است. ترديدها در اين باره زمانى بيشتر شد كه اخيراً كريستيل واگنر از اعضاى حزب چپ در پارلمان ساكسونى سفلى به يك شبكه تلويزيونى گفت كه پليس مخفى آلمان شرقى در مقابله با «نيروهاى انفعالى» عملكرد خوبى داشت. او همچنين مدعى شد كه ديوار برلين براى جلوگيرى از ورود اهالى آلمان غربى به آلمان شرقى ايجاد شده بود نه براى ممانعت از ورود شرقى ها به غرب آلمان. چند روز بعد واگنر وادار به استعفا شد. بارچ دبيركل چپ مى گويد كه رفع چنين ترديدهايى بايد به ديگران واگذار شود. او گفت: ما بايد يك حزب جدى باشيم. ما متعهد به يك شيوه دموكراتيك در عملكردمان هستيم. به اعتقاد ما، تغيير در جامعه تنها از طريق دموكراسى امكانپذير است، نه از طريق «اما»ها، «و» ها و «اگر»ها.
|