پنجشنبه ۱۵ فروردين ۱۳۸۷ - ۲۶ ربيع الاول ۱۴۲۹
Thu, Apr 3, 2008
ماجرا
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
ايران زمين
سياست
ديپلماتيك
اجتماعى
بين الملل
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
سياسى
گردشگرى
ماجرا
قاب عكس۱
معماى پليسى
پاسخ معماى پليسى
معماى پليسى
قتل مرد كارخانه دار
354486.jpg
] محمد غمخوار[

نزديك نوروز بود و شهر حال و هواى ديگرى داشت. خيابان ها پر بود از افرادى كه براى خريد به فروشگاه ها و مغازه ها مى رفتند. ترافيك پايتخت هم سنگين تر از هميشه بود. دراين ميان سرگرد هم يك روز مرخصى گرفته بود تا به قول خودش براى خريد لباس و وسايل شب عيد «مانى، مانيا» و همسرش عمل كرده باشد.
بچه ها خوشحال از خريد لباس بدون اعتنا به شلوغى پياده روها، كنار پدر و مادرشان به ويترين مغازه ها چشم دوخته بودند. هوا رو به تاريكى مى رفت كه خريد شان تمام شد. «مانى» و «مانيا» با دستان پر خود را به ماشين پدر رساندند.
آنها پس از خوردن شام در رستوران راهى خانه شدند.
بعد هم به دليل خستگى زياد فرزندان سرگرد خيلى سريع خوابيدند.
سرگرد و همسرش مشغول حساب و كتاب خريد آن روز بودند كه تلفن همراه به صدا درآمد. باشنيدن صداى زنگ سرگرد خستگى دوچندان را در بدنش حس كرد. مى دانست دوباره قتلى رخ داده و بايد براى بررسى به صحنه جنايت برود.
چند روزى بود كه تهران روز هاى آرام و بدون قتلى را سپرى مى كرد.
از آن سوى خط صداى افسر كلانترى ۳۶ را شنيد كه از كشف جسد مردى در جنگل هاى لويزان خبر داد. دقايقى بعد هم لباس هايش را پوشيد و به راه افتاد. پس از رسيدن به منطقه جنگلى، همراه سربازى كه منتظرش بود راهى محل كشف جسد شدند. خودروهاى پليس و پزشكى قانونى با چراغ هاى روشن در محل متوقف بودند. در هواى تاريك نور چراغ خودروها تنها روشنايى محل بود.
افسر كلانترى با مشاهده سرگرد به سويش آمد و در گزارشى گفت: «جسد متعلق به مردى است كه ۵۰ ساله به نظر مى رسد، تكه پارچه اى دور گردنش گره زده شده و آثار كبودى هم بر گردنش ديده مى شود. شواهد نشان مى دهد قتل در محل ديگرى رخ داده و سپس جسد به اين محل منتقل شده است.»
چه كسى جسد را پيدا كرده
سگ خانواده اى كه امشب براى تفريح به اينجا آمده بودند جسد را پيدا كرده و با صداى پارس او بقيه هم از موضوع مطلع شده بودند.
آنها هم بلافاصله با پليس تماس گرفتند.
سپس سرگرد به محل پيدا شدن جسد رفت، افسر تشخيص هويت در حال انگشت نگارى بود. قربانى جنايت لباس راحتى به تن داشت و هيچ آثارى از درگيرى روى بدنش مشاهده نمى شد. سرگرد در حال بررسى آثار برجا مانده در اطراف جسد بود كه پزشك جنايى همراه بازپرس به محل حادثه رسيدند. دكتر هم بلافاصله كار خود را آغاز كرد.
سرگرد نيز سرگرم تشريح ماجرا براى بازپرس شد. قاضى حسينى از او خواست براى تكميل تحقيقات از افرادى كه جسد را پيدا كرده اند بازجويى كند.
پسر خانواده در تحقيقات گفت: امروز تصميم گرفتيم همراه خانواده براى خوردن شام و قدم زدن به جنگل بياييم. حدود ساعت هشت به اينجا رسيديم. در حال آماده كردن وسايل بوديم كه صداى پارس كردن سگ مان را شنيديم. بلافاصله به طرف محل ايستادن سگ رفتيم كه همان موقع با جسد مردى رو به رو شديم.
* مورد مشكوكى در محل نديديد
- نه، در مدتى كه اينجا بودم هيچ كسى اينجا نبود.
* به جسد هم دست زديد
- نه، نمى خواستم اثر انگشتم روى آن بماند.
سرگرد بعد از بازجويى از پسر جوان به سوى بازپرس بازگشت. كار پزشك جنايى هم تمام شده بود. او درحال ارائه نخستين گزارش هاى بالينى به بازپرس بود كه سرگرد هم به جمع شان پيوست.
- علت مرگ خفگى است. حدود ۲۴ ساعت هم از زمان قتل مى گذرد.
با انجام نخستين بررسى ها در محل، بازپرس جنايى دستور انتقال جسد مرد ناشناس به پزشكى قانونى را صادر كرد.
صبح روز بعد وقتى سرگرد به اداره آمد ناگهان يكى از كارآگاهان اداره مبارزه با سرقت مسلحانه را ديد. سروان كرمى با ديدن سرگرد به طرفش آمد و پس از احوال پرسى گفت: دو روز قبل سرقت مسلحانه اى در شمال تهران رخ داد. ۳ دزد مسلح پس از بيهوش كردن اعضاى خانواده ، مرد كارخانه دار را به گروگان گرفته پس از سرقت چند تخته فرش نفيس و گران قيمت از آنجا متوارى شدند. امروز صبح وقتى فهميدم جسد مرد ميانسالى در جنگل هاى لويزان پيدا شده احتمال دادم جسد متعلق به مرد كارخانه دار باشد.
او سپس عكس احمد- مرد ربوده شده- را به سرگرد نشان داد كه كارآگاه بلافاصله او را شناخت. با شناسايى هويت مقتول روند رسيدگى به پرونده وارد مرحله تازه اى شد.
بنابراين قرار شد سرگرد و سروان كرمى به طور مشترك روى اين پرونده كار كنند.
كارآگاهان عصر همان روز براى تحقيقات بيشتر به خانه ويلايى قربانى جنايت در منطقه شميران رفتند.
سرگرد پس از ورود به خانه سراغ دو دختر احمد را گرفت. «الناز» و «ساناز»، سياهپوش در گوشه اى از پذيرايى نشسته بودند. به دليل شلوغى و رفت و آمد زياد، كارآگاه از آنها خواست براى تحقيق بيشتر به محل خلوتى بروند.
ساناز كه بزرگتر بود، سرگرد را به اتاقى در طبقه بالا راهنمايى كرد.
سرگرد به آنها تسليت گفت و پس از دلدارى به دو خواهر كه دو سال بعد از فوت مادرشان پدر خود را نيز از دست داده بودند، از ساناز خواست ماجراى آن شب را تعريف كند.
دختر جوان در حالى كه آرام اشك مى ريخت گفت: «آن شب بعد از شام، در حال شستن ظرف ها بودم كه زنگ خانه به صدا درآمد. مردى كه از پشت آيفون خود را مأمور پليس معرفى مى كرد از پدرم خواست براى پاسخ دادن به چند سؤال جلوى در برود.»
اما حدود يك دقيقه بعد، سه مرد مسلح نقابدار وارد خانه شدند. آنها تهديد كردند در صورت سر و صدا ما را مى كشند.
همان موقع دو نفر از آنها دستمالى جلوى صورت من و خواهرم گرفتند كه ما بيهوش شديم. وقتى به هوش آمديم هوا روشن بود. از دزدان مسلح و پدرم هم هيچ خبرى نبود. تعدادى از فرش هاى گران قيمت هم سرقت شده بود.
با كارخانه تماس گرفتيم اما پدرم آنجا نرفته بود.نگران حالش شده بوديم به همين خاطر با پليس تماس گرفتيم.
*دزدان مسلح در اين مدت با شما تماس نگرفتند
- بعد از اين كه با پليس تماس گرفتيم، عصر همان روز يكى از آنها با خانه تماس گرفت و تهديد كرد اگر پليس وارد ماجرا شود پدرم را مى كشند. آنها سپس گوشى را به پدرم دادند و او را مجبور كردند كه ما را از شكايت منصرف كند.
*آنها براى آزادى پدرتان پول هم خواستند
نه!
سرگرد پس از بازجويى از دختر جوان خانه را ترك كرد. او احتمال مى داد دزدان مسلح با قربانى خود آشنا بوده و براى فاش نشدن هويت شان او را كشته اند.
روز بعد سرگرد در حال بررسى پرونده بود كه پزشك جنايى با او تماس گرفت تا گزارش كالبد شكافى را ارائه دهد.
«دزدان مسلح احمد را قبل از مرگ مثل دخترانش بيهوش كرده بودند.»
دكتر در ادامه گفت: در بررسى محتويات معده مقتول تنها شربتى آغشته به قرص هاى خواب آور قوى مشاهده شد. پس از گزارش دكتر، سرگرد راهى كارخانه شد تا شايد آنجا بتواند سرنخى از ماجرا به دست آورد. پس از رسيدن به آنجا نگهبان كارخانه به او گفت: ساعتى قبل هم مأمور پليس به اينجا آمده و دو تن از كارگرها را به اتهام قتل رئيس كارخانه بازداشت كرد.
همان موقع سروان كرمى با سرگرد تماس گرفت و با خوشحالى گفت: «قربان دزدان مسلح را دستگير كرديم.» بعد از اين تماس قاسمى سريع خود را به اداره آگاهى رساند و بلافاصله به اداره مبارزه با سرقت مسلحانه رفت. سروان در حال بازجويى از دو پسر جوان بود كه با ديدن كارآگاه ميز را ترك كرد و به سوى او آمد.
كرمى به دو پسر جوان اشاره كرد و گفت: «اينها عاملان دزدى مسلحانه و قتل مرد كارخانه دار هستند.»
*از كجا مطمئنى
آنها از چند ماه قبل با احمد اختلاف داشته و بارها هم تهديد كرده بودند بالاخره يك روز از او انتقام مى گيرند.
*فقط همين!
نه. امروز «الناز» دختر مرد كارخانه دار هم به اداره آمده بود. او مى گفت: چهره يكى از دزدان برايش آشناست و به احتمال زياد هم او را در كارخانه ديده است. پس از دريافت اين اطلاعات بلافاصله به كارخانه رفته و در تحقيق از كارگران و مديران آنجا متوجه اختلاف سعيد و سينا با مقتول شدم. به همين خاطر آنها را بازداشت كرديم.
*اعتراف هم كرده اند
به قتل نه اما به اختلاف بله!
سرگرد سپس وارد جريان بازجويى شد. دو كارگر جوان با صراحت منكر قتل بودند اما شواهدى عليه آنها بود.
پس از بازجويى دو مظنون به بازداشتگاه منتقل شدند. سرگرد هم به اداره قتل رفت تا بتواند با توجه به اظهارات سعيد وسينا سرنخى به دست آورد تا آنها به قتل اعتراف كنند.
در حال بررسى پرونده بود كه چهار نكته نظرش را جلب كرد. بلافاصله با بازپرس تماس گرفت و با اشاره به چهار دليل عاملان جنايت را معرفى كرد.
شما خوانندگان با اشاره به هويت عاملان جنايت و چهار دليل كارآگاه مى توانيد پاسخ معماى پليسى را به نشانى روزنامه ايران، گروه «حوادث» ارسال كنيد.
پاسخ معماى پليسى
پزشك بازنشسته
۱ـ وجود رنگ آبى زير ناخن هاى پزشك بازنشسته نشان مى داد او براى نجات جان خود در داخل آب تلاش كرده است. اين در حالى بود كه آرش ـ قاتل ـ ادعا كرده بود او پس از سكته بى حال داخل استخر افتاد.
۲ـ قاتل در بازجويى ها اظهار كرد: مقتول در حالى كه دستش را روى سينه خود گذاشته بود از پشت سر به داخل آب سقوط كرد اما بررسى جسد نشان مى داد او از روبه رو با سينه به داخل آب سقوط كرده است.
۳ـ روز حادثه برق خانه قطع شده بود. پس ادعاى قاتل مبنى بر اين كه، پزشك بازنشسته هنگام رفتن به سوى كليد برق دچار حمله قلبى شده درست نيست.
اسامى خوانندگان معماى پليسى
حسن احسانى از خرم آباد (تنكابن)، بهمن دل شب از رامسر، رضا مختاريان از شهركرد، كمال هوشمند و محمدرضا مشتاق از اراك، حاجى خانى فرد از تهران، جمشيد طاووسى اصل از كرج، بنفشه شريفى از مشهد، محمدرضا ملكى از سبزوار، فائزه ملكى از تهران، فرشاد ملكى از تهران، مارينا خانى از تهران، جمشيد تيمورى از كرج، رحيم پيمانى از قزوين، ليلا فخرا از مشهد، فهيمه پورزان از رشت، اقدس كريمى از تهران، احسان احمدى از شيراز، عبدالرحيم محمدى از كازرون، يدالله عباسى از شاهرود، آرمان مهيمنى از كرج، فرشاد حيدرى زاد از كرمان، الهام قزوينى از تجريش، داريوش خسروى از شهررى، الياس مؤمنى از تهران، حميده نادرپور از قم، الهه حسينى از شيراز، ليلا مشيرى از كرمانشاه، مختار سعيدى آزاد از قزوين، صادق مولايى از قم، تارا حسينى از بندرعباس، شراره فاطمى از كيش، شعله سينايى از چالوس، حسن على پور از رودسر، بهاره همايى از قم، بهنام اخلاقى از نظرآباد ـ كرج، سيده فاطمه موسوى از تهران، سامره يوسفى كوهى از بندر انزلى، شهناز فرح بخش از بندرانزلى، مهناز بابايى صالح از تهران، پريسا مختارى نژاد از كرج، سيدمحمد مريخى از همدان، سوسن عيسى پور شبنمى از بندر انزلى، ناصر كرباسى از بابل، حسن بيشه اى از كاشان، خسرو حميد زاده از كيش، رسول سيدى از قم، امير داوودى از تهران، داوود عباسيان از ابهر، سعيد مهرى از سمنان، لاله حسين خانى از سمنان، اكبر عرب زاده اصلى از اسلامشهر، محمدعلى پويان از تهران، مهدى عسگرى از ملاير، عليرضا جانبى از تهران، احمد شريفى از مشهد، آزاده شريفى از مشهد، ايمان زندى از تنكابن، ياسمن آفتابى از تهران.
تمام نشانه هاى افسردگى
354504.jpg
] بهارك مبشر [

مرورى بر پرونده هاى جنايى سال هاى اخير نشان مى دهد بخشى از قتل هاى خانوادگى، نزاع ها و درگيرى هاى خيابانى منجر به قتل ريشه در بيمارى هاى روحى، روانى بويژه افسردگى هاى مزمن و بروز يافته عاملان قتل ها دارد. حال آن كه به اعتقاد بسيارى از كارشناسان، بخش قابل توجهى از اين جنايات يا اقدام هاى مشابه در صورت شناسايى و تشخيص بموقع بيماران و درمان صحيح بيمارى، قابل پيشگيرى بوده اند.
براساس تعاريف روانشناسى و روانپزشكى، افسردگى اختلالى است كه مى تواند در افكار، خلق و خو، احساسات، رفتار، سلامت جسمانى و روحى افراد اخلال جدى ايجاد كند. در چنين شرايطى اگر فرد حدود ۲ هفته در اغلب ساعات دچار حالت يأس و نااميدى، احساس غم، دلسردى يا مشكلات مشابه شود مى توان او را در زمره بيماران دچار افسردگى قلمداد كرد.
از دست دادن علاقه به زندگى و دنيا، بى حوصلگى و دل زدگى ؛ ناتوانى از لذت بردن، احساس نااميدى، بى حالى و خستگى، بى خوابى يا خواب زياد توأم با ناراحتى، گوشه گيرى اجتماعى ؛ احساس بى ارزشى يا مورد نياز نبودن، بى اشتهايى يا پرخورى و يبوست از ديگر علايم مهم اين بيمارى به شمار مى رود.
حال آن كه از دست دادن ميل جنسى، مشكل داشتن در تصميم گيرى وتمركز، به گريه افتادن يكباره و بدون دليل مشخص، احساس گناه شديد به خاطر وقايع بى اهميت يا خيالى، تحريك پذيرى ؛ بى قرارى ؛ فكر كردن بيش از حد به مرگ، دردهاى مختلف ، از جمله سردرد، درد قفسه سينه بدون وجود شواهدى از بيمارى جسمى بخش ديگر علايم شكل دهنده افسردگى است.
براى بيمارى افسردگى واقعى علت و ريشه دقيقى نمى توان ذكر كرد. اما بعضى از عوامل زيست شناختى مانند بيمارى هاى جسمى ، اختلالات هورمونى ، يا بعضى دارو ها مى توانند در بروز اين بيمارى نقش داشته باشند. عوامل اجتماعى ، روانى و اختلالات ارثى نيز مى توانند در اين زمينه مؤثر باشند.
*عوامل تشديد كننده بيمارى
- عصبانيت يا احساس ديگرى كه فرو خورده شده باشد.
- برخوردارى از شخصيتى وسواسى ، منظم و جدى ، تكامل گرا، يا به شدت وابسته
- سابقه خانوادگى و ارثى - وابستگى به الكل
- زندگى در محيط هاى ناايمن، آشفته و خطرناك
- آلودگى هوا و خشونت در خانه يا محيط كار
- شكست در كار، ازدواج ، يا روابط با ديگران
- مرگ يا دورى از عزيزان
- از دست دادن يك چيز مهم مانند شغل ، خانه يا سرمايه 
- تغيير شغل يا نقل مكان به يك جاى جديد
- انجام بعضى از اعمال جراحى مانند برداشتن سينه ها به علت سرطان در زنان
- وجود بيمارى صعب العلاج يا معلوليت هاى بزرگ
- گذر از يك مرحله از زندگى به مرحله اى ديگر، مثلاً يائسگى يا بازنشستگى
- استفاده از برخى دارو ها مثل رزرپين ، داروهاى مسدودكننده بتا آدرنرژيك ، يا بنزوديازپين ها
ابتلا به برخى از بيمارى ها مثل ديابت ، سرطان لوزالمعده و اختلالات هورمونى از مهمترين عوامل تشديد كننده اين بيمارى هستند.
اين در حالى است كه در بسيارى از موارد، بيمارى خود به خود خوب مى شود، اما با كمك گرفتن از متخصصان مى توان مدت افسردگى را كم كرد و روش هاى مقابله با افسردگى را فرا گرفت . از سوى ديگر بايد توجه داشت كه عود افسردگى شايع است و در اين ميان درصد بهبودى بالا است ، حتى اگر فرد به هنگام افسردگى ، نسبت به بهبودى خود نگاه منفى داشته باشد.
*شيوه هاى درمان و مقابله
در صورتى كه علايم بيمارى خفيف يا متوسط باشند مى توان از اين روش هاى پيشنهادى بهره برد.
- با دوستان و خانواده صحبت كنيد.
- به طور منظم ورزش كنيد.
- يك رژيم غذايى متعادل و كم چرب داشته باشيد.
- مشروبات الكلى مصرف نكنيد.
- كارهاى عادى زندگى خود را ادامه دهيد.
- فيلم هاى خنده دار و شاد ببينيد.
- در صورت امكان به تعطيلات و تفريح برويد.
- احساسات خود را در يك دفتر خاطرات روزانه بنويسيد.
- سعى كنيد مشكلات خود را در روابط با ديگران حل كنيد.
- مسئوليت هاى خود را تا زمان بهبودى به فرد ديگرى واگذار كنيد.
- به گروه هاى حمايتى در مورد افسردگى بپيونديد.
*علايم جسمانى افسردگى
بيشتر ما نسبت به علايم هيجانى افسردگى مانند احساس نااميدى، غمگينى، تحريك پذيرى يا اضطراب، احساس گناه يا بى ارزشى، كاهش علايم و انگيزه هاى زندگى، اشكال در تصميم گيرى تفكر در مورد مرگ يا موارد مشابه و . . . تا حدودى آگاهى داريم اما ممكن است نسبت به علايم جسمانى ناشى از افسردگى بى اطلاع باشيم. حال آن كه اطلاع از اين موارد مى تواند بسيار راهگشا باشد.
*دردهاى سر و گردن
مشكلاتى مانند سردرد، خستگى و گرفتگى گردن و سرگيجه ممكن است دلايل بيشمارى از قبيل استرس و تنش داشته باشد. اگر ضربه اى به سر شما وارد نشده باشد يا به طور معمول به سردرد مبتلا نباشيد، سردرد، گرفتگى و دردهاى گردن شما مى تواند علامتى از افسردگى باشد. اگر شما مستعد افسردگى باشيد، هنگام افسردگى سردردتان بدتر مى شود. افسردگى باعث تأكيد بيشتر فرد بر موارد منفى مى گردد (اين مسأله يكى از علايم افسردگى است) فرد افسرده درد را شديدتر از حالت عادى احساس مى كند. گرچه تعداد كمى از سردردها، مربوط به بيماريهاى كشنده است، اما اگر سردرد شما بسيار شديد و يا با علايمى مانند تهوع و استفراغ همراه باشد بلافاصله به پزشك خود مراجعه كنيد. از ديگر علايم شايع افسردگى بيخوابى است كه مى تواند باعث ايجاد كمبود انرژى و كندى حركتى بدن شود و به شكلى كه روز را به شب رساندن به عملى طاقت فرسا تبديل مى شود. اگر شما در زندگى تان استرس داريد اين عامل نيز مى تواند تأثيرات جسمانى به همراه داشته باشد. در مجموع استرس و افسردگى مى توانند به خستگى و بى خوابى منجر گردند. ثبت روزانه علايم در يك دفترچه يادداشت مى تواند به شما در شناسايى الگويتان و درك آنچه ممكن است باعث شروع علايمتان باشد كمك نمايد.
*دردهاى سينه
دردهاى سينه، تپش قلب، دردهاى كتف و سرشانه مى توانند از ديگر علايم افسردگى و اضطراب باشند كه متخصصين، آن را (افسردگى مضطرب) مى نامند. در صورت وجود اين علايم بايد مشكلات قلبى بررسى شوند و اگر مشكل قلبى مطرح نباشد اين علايم مى تواند مربوط به سوزش سردل، افسردگى و يا اضطراب باشد. مطالعات نيز نشان مى دهند يك ارتباط پيچيده و بيولوژيك بين اضطراب، افسردگى و قلب وجود دارد. افسردگى خطر بيمارى قلبى را افزايش مى دهد يكى از دلايل اين است كه افسردگى باعث تغييرات بيولوژيك مى شود كه بر لخته شدن خون و ديگر عوامل مرتبط قلبى اثر مى گذارد و مى تواند عواملى را كه به مشكل قلبى منجر مى گردند، تشديد نمايد. استرس يا حمله پانيك نيز مى تواند باعث ترشح هورمونهاى استرس مانند كورتيزول (كه بخشى از ترشح آن از واكنشهاى طبيعى بدن محسوب مى گردد) شود كه اين هورمون ها علايمى مانند سينه درد، تپش قلب و كتف دردى ايجاد مى كند كه ظاهراً مانند يك حمله قلبى احساس مى شود. اين افزايش ناگهانى هورمونهاى استرس نيز خطر مشكلات قلبى را افزايش مى دهد.
* بيمارى هاى دست و بازوان
در صورت بروز درد در انگشتان و دست، ابتدا مشكل آرتروز به ذهن مى رسد در صورتى كه اين درد ها مى تواند از علايم افسردگى باشد. افسردگى روى همان مسيرهايى كه در انتقال پيامهاى درد درگيرند، تأثيرگذار است. بنا بر اين بروز دردهاى خفيف يا دردهايى در مفاصل مى تواند از علايم افسردگى باشد.
* شكم درد
مشكلات گوارشى، دردهاى معده و تغييرات در اشتها مى تواند علل مختلفى از قبيل زخم روده، برگشت غذا به مرى، سنگ صفرا، مشكلات رژيمى، ورزش نكردن يا استرس داشته باشد. اما مى تواند از علايم افسردگى نيز باشد. وقتى مردم افسرده هستند گاهى دچار مشكلات گوارشى مانند تهوع و يبوست مى شوند. بخشى از آن به اين دليل است كه روده، همانند مغز داراى گيرنده هاى سرتونين و نوراپى نفرين مى باشد. در مجموع نگرانى، اضطراب و استرس مى توانند منجر به مشكلات روده اى گردند. افزايش يا كمبود اشتها در افراد افسرده نيز مى تواند منجر به كندى عملكرد روده ها و نهايتاً باعث مشكلات شكمى گردد.
*پاها
اگر مشكلات پا بر اثر صدمات، كشيدگى يا رگ به رگ شدن نباشد مى تواند با افسردگى و دردهاى جسمانى ناشى از آن مرتبط باشد. افسردگى توجه فرد را به دردهاى خفيفى كه تا كنون ناديده گرفته مى شدند معطوف مى دارد و اين درد و ناراحتى، را افزايش مى دهد. افسردگى همچنين مى تواند ناراحتى هاى مشابهى را ايجاد كند. بخشى به اين دليل كه افراد افسرده انگيزهاى براى ورزش كردن ندارند بدنشان ضعيف مى شود و اين وضعيت زمينه را براى درد بيشتر مستعد مى سازد.
* پشت درد
تقريباً همه افراد زمانى در طول دوره زندگى خود گرفتگى هاى عضلانى را تجربه كرده اند. برخى از درد ها و اسپاسم هاى خفيف كه ناشى از صدمات فيزيكى نباشند مى توانند از علايم افسردگى محسوب گردند. افراد افسرده بيشتر به دردهاى آزاردهنده اى كه تا كنون ناديده گرفته مى شدند، توجه دارند و آنها را تشديد مى نمايند. شايد به اين دليل كه افراد افسرده انگيزه اى براى ورزش ندارند، اين وضعيت با تضعيف بدن زمينه را براى درد بيشتر فراهم مى نمايد.
به نظر مى رسد افسردگى با عدم تعادل شيميايى در مغز مرتبط است. اين مسأله در اين كه شما درد را چگونه احساس مى كنيد نقش مهمى دارد. برخى از متخصصين معتقدند كه افسردگى مى تواند در شما به نسبت سايرين دردهاى متفاوتى ايجاد كند. در بيشتر موارد درمان افسردگى از طريق روان درمانى يا دارودرمانى و يا تركيبى از اين ۲ مشكل جسمانى را حل خواهد كرد. در بيان وضعيت خود به پزشك حتماً علائم جسمانى را مد نظر داشته باشيد. اين علايم نيز به درمان نياز دارند. براى مثال اگر فرد بى خوابى داشته باشد، پزشك با تجويز يك داروى ضد اضطراب كمك مى كند، با آرامش و راحت تر بخوابد.
زمانى كه درد و افسردگى با هم تظاهر مى نمايند گاهى تسكين درد به افسردگى كمك مى نمايد و بالعكس. برخى از داروهاى ضد اضطراب از قبيل fluoxetin و citalopram ممكن است به دردهاى مزمن شما كمك نمايند. همچنين ديگر درمان ها مانند روان درمانى شناختى رفتارى مى تواند شيوه هاى مقابله با دردهايتان را به شما آموزش دهد و در بهبود آنها مؤثر باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |