] مژگان جعفرى[
* تهران، موزه ...، يك روز سرد پائيزى
هوس ديدن آثار تاريخى بى همتاى تمدن ۱۰ هزار ساله ايران چند نفرى را در هواى دلنشين بعدازظهر به موزه كشانده. يكى از آن ها با دوربينى حرفه اى مشغول عكاسى از يادگارهاى تاريخى ايران است. ديگرى مبهوت دست ساخته هاى فلزى است كه انسان چند هزار سال پيش نهايت ذوق و سليقه را در آن به كار گرفته است. يكى از مخاطبان در پى راهنماى موزه، وى را مى يابد تا پرسش هايش را پاسخ بگيرد: ببخشيد! اين اثر دقيقاً به چه دوره اى متعلق است راهنما پاسخش را اين گونه مى دهد: اثرى كه مى بينيد متعلق به دوره... كه در منطقه... بر اثر كاوش هاى باستان شناسى كشف شده است.... - ويژگى هاى آثارى سفالى آن دوره چيست راهنما كه كم تر با چنين پرسش هايى روبه رو مى شود تلاش مى كند مخاطب را به گونه اى قانع كند اما موفقيتى ندارد، فرد روبه رويش بازديد كننده حرفه اى است كه هر ماه چند روزى را به اين كار اختصاص مى دهد. پرسش هاى تخصصى ديگر هم پاسخى مناسب نمى يابند و اين داستانى است كه هر از گاهى در آن موزه و بيشتر موزه هاى كشور تكرار مى شود.
بيش از ۷۰ سال از موزه دارى به سبك جديد در ايران مى گذرد اما همچنان راهنمايى موزه در ايران به سبك بسيار سنتى و غيرعلمى است. از آنجا كه موزه هاى ايرانى همواره شىء محور بوده اند، راهنمايى موزه در نگاه متوليان اين حوزه در ميان همه اصول و ابزار موزه دارى مدرن، موضوعى بى اهميت و تفننى تلقى مى شده است.
شيوه هاى متنوع و گوناگون راهنمايى در بيشتر موزه هاى بزرگ دنيا رايج است و در كنار راهنماهاى انسانى از ابزارهاى پيشرفته اى چون راهنماهاى صوتى ديجيتال و تصويرى بهره گرفته مى شود.
موزه هاى بزرگ دنيا سال ها است كه از موضوعاتى اينچنينى گذر كرده اند و با روش ها و ابزارهاى مجهز به هزاره هاى جديد گام مى گذارند. مثلاً در موزه لوور چنين مسائلى ديگر مطرح نيست و اين موزه بين المللى با راه اندازى نهادهايى چون كالج لوور دانش آموختگان متخصص و پژوهشگر لوور پرورش مى دهد، در حالى كه در برخى از موزه هاى مادر و بزرگ ايران راهنماى انسانى تنها ابزار موجود براى راهنمايى مخاطبان است و همچنان دانش آموختگان رشته هاى غير مرتبط با موزه دارى اين وظايف را بر عهده دارند.
چند سالى است كه در ايران موضوع تغيير در سيستم راهنمايى موزه ها و به كار گيرى فناورى هايى چون راهنماهاى صوتى ديجيتال مطرح شده و تا راه اندازى اين سيستم ها در برخى از موزه هاى بزرگ كشور پيش رفته اما فراگير نشده است؛ البته گويا چندان مورد استقبال قرار نگرفته است.
*متخصصان خوبى جذب موزه ها نشدند
مسعود نصرتى مديركل موزه هاى سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى در اين باره مى گويد: جذب نيروى انسانى براى راهنمايى موزه ها در گذشته چندان بر اساس تخصص نبوده و دانش آموختگان رشته هايى جذب شدند كه اساساً ارتباطى با موزه و موزه دارى نداشتند. از هر رشته و با هر مدركى براى راهنمايى موزه و موزه دارى جذب مى شدند. ما هم راهى جز استفاده آن ها نداريم. اكنون بايد در اين حوزه بازنگرى كنيم. البته براى جذب نيروى متخصص مشكل داريم و به دلايل ادارى امكان اين كار خيلى وجود ندارد؛ اين در حالى است كه موزه هاى ما در حال گسترش اند. به عنوان نمونه موزه سبزوار كه به تازگى گشايش يافته نيرويى براى راهنمايى و موزه دارى تخصصى ندارد.
وى مى افزايد: موضوع راهنماى الكترونيكى موزه ها از حدود ۵ سال پيش مطرح و پس از بررسى هاى فنى تعدادى گوشى براى برخى از موزه ها و سايت هاى تاريخى مانند محوطه و موزه تخت جمشيد خريده شد. همچنين مقرر شد در ديگر محوطه ها و موزه ها از جمله موزه ملى و ديگر موزه هاى تهران، سعدآباد و نياوران نيز از اين فناورى استفاده شود. البته اين طرح در آن زمان گسترش نيافت و پيگيرى نشد زيرا هزينه هاى زيادى نياز داشت و با توجه به اولويت ها در توان ما نبود.
به گفته وى، طرح يادشده چندان مورد توجه و استقبال قرار نگرفت زيرا هزينه هاى زيادى براى سازمان ميراث فرهنگى داشت و بازگشت سرمايه آن نيز مورد ترديد بود. البته شايد هم بستر مناسبى براى آن فراهم نشد و موزه ها نيز توجه زيادى نشان ندادند.
نصرتى با اشاره به زنده بودن طرح تأكيد مى كند: پى آنيم كه اين اتفاق در عرصه موزه دارى ما بيفتد. مهم ترين مسئله در اين باره آن است كه آيا همه محوطه هاى تاريخى و موزه ها امكان بهره گيرى از راهنماى الكترونيكى و ديجيتال را دارند يا خير. برنامه كنونى ما اين است كه از بودجه دولتى هزينه نكنيم. زمينه اى را فراهم كنيم تا بخش خصوصى با راه اندازى اين سيستم در موزه هاى بزرگ و پربازديد كننده، راهنماهاى ديجيتال را به بازديد كننده ها اجاره داده و از محل اجاره هزينه هاى سرمايه گذارى را تأمين كند.
وى تصريح مى كند: نگاه ما نسبت به راهنماى ديجيتال در موزه ها تغيير يافته و منتظر حضور بخش خصوصى در اين حوزه ايم. اگر شركت هاى خصوصى طرح مناسبى براى راه اندازى سيستم هاى راهنماى ديجيتال در موزه ها داشته باشند كه براى خودشان هم سودآور باشد تا جايى كه آن ها ضرر ندهند پشتيبانى مى كنيم. تنها در جاهايى كه ضرورت فراوان داشته باشد خودمان سرمايه گذارى مى كنيم.
* مخاطب هزاره سومى اين گونه قانع نمى شود
احتمال خطاى اطلاعاتى در راهنماى انسانى بسيار بيش تر از سيستم هاى الكترونيك و ديجيتال است. بارها ديده شده مخاطبى كه در جست و جوى اطلاعات تاريخى و باستانى به موزه آمده با حجمى از اطلاعات نادرست و كليشه اى پس از ساعاتى از موزه خارج شده است.
بسيارى از اطلاعاتى كه راهنماهاى موزه در ايران ارائه مى كنند كليشه اى، با گفتارى ثابت و كپى بردارى از كتاب هايى است كه به سادگى در دسترس مخاطبان حرفه اى موزه ها است. اين مخاطبان به دريافت اطلاعاتى تازه، به روز و شنيدنى نياز دارند وگرنه اين كه فلان شىء به كدام دوره تاريخى متعلق است و در دوره كدام پادشاه بوده، ديگر مخاطب هزاره سومى موزه را قانع نمى كند.
مديركل موزه ها در اين باره معتقد است: موزه در ايران نسبت به ديگر كشورهاى صاحب تمدن و فرهنگ ديرينه مخاطب متفاوتى دارد و بايد براى جذب آن تبليغات فراوانى صورت گيرد و به نظر مى رسد در زمينه بازديد تاكنون فرهنگ سازى مناسبى به صورت پايدار صورت نگرفته است. البته اين وضعيت نسبت به گذشته، اكنون بسيار بهتر شده و رشد بازديد كننده ها از سال ۱۳۸۰ بدين سو هر سال دو برابر بوده است؛ به گونه اى كه آمار بازديد كنندگان موزه در سال از ۶ ميليون نفر به حدود ۱۷ ميليون نفر رسيده است. اكنون در برخى از موزه ها مانند موزه رضا عباسى چنين سيستم هايى وجود دارد. هر چند به دليل هزينه هاى آن مردم استقبال شايانى از طرح نكرده اند كه بايد در اين زمينه فرهنگ سازى شود.
*راهنما- پژوهشگر به جاى راهنماى صرف
به نظر مى رسد شيوه راهنماى صرف انسانى در دنيا سال ها است كه به پايان رسيده و نسل اين گونه راهنماها منقرض شده است. امروزه موزه هاى دنيا به راهنما- پژوهشگر نياز دارند؛ فردى كه در كنار ارائه اطلاعات درست، به روز و شنيدنى بتواند تحليلى مناسب نسبت به يك اثر يا دوره تاريخى به مخاطب تشنه شنيدن ارائه كند.
يك كارشناس موزه دارى در اين باره مى گويد: سيستم كنونى راهنماى انسانى نتيجه نگرش كلاسيك و سنتى به موزه ها است. موزه در گذشته نهادى شىء محور بود و پيامى را به صورت ثابت از راه پانويس اشيا، بوروشور و راهنماى انسانى به مخاطب منتقل مى كرد. امروزه با تحولى كه در موزه ها ايجاد شده است كاركرد پيشين موزه ديگر چندان اعتبارى ندارد. موزه ها امروزه به يك شىء، پيام و حتى مكان ثابت وابسته نيستند و مفهوم آن ها تغيير كرده است.
|
|
|
رضا دبيرى نژاد مى افزايد: موزه به مفهوم مدرن امروزى به جاى القاى انديشه اى خاص، فرصتى غيرمستقيم براى تأمل و تفكر مخاطب ايجاد مى كند. همچنين شرايطى در موزه ها فراهم شده است كه به ازاى هر بازديد كننده برداشت متفاوتى از يك اثر موزه اى صورت مى گيرد و اين برداشت به تناسب شرايط زمانى، حال بازديد كننده و تجارب وى شكل مى گيرد. تنوع تكنولوژى اطلاع رسانى در موزه هاى مدرن موجب شده است كه از بازديد كننده به عنوان يك انسان متفكر و داراى انديشه برداشت شود نه يك موجود مكانيكى كه فقط پيامى را از يك اثر بگيرد؛ چنانكه راهنما در نگاه كلاسيك و سنتى در موزه ها نقش يك ضبط صوت را بازى مى كند و مجموعه اى از محفوظات را به شكل تكرارى به مخاطب منتقل مى كند. در حالى كه مى توان اين روش غيرخلاقانه ارائه اطلاعات را با بوروشور، كتابچه يا راهنماى صوتى ديجيتال اجرا كرد.
وى بر آن است كه تعريف راهنماى موزه در موزه هاى بزرگ دنيا دچار يك چالش اساسى شده است و راهنما ديگر نمى تواند نقش يك دستگاه را بازى كند و مجبور است تعريف ديگرى از موزه ارائه كند كه فراتر از راهنمايى سنتى و دادن داده هاى ثابت و پيام رسانى مطلق باشد.
راهنماهاى موزه ها امروزه نقش آموزشيار را دارند و بايد شكل كار خود را ارتقا دهند. موزه دار نبايد تنها يك پيام ثابت را به مخاطب القا كند، كه موظف است آنچه را مخاطب براى شناخت يك اثر يا دوره تاريخى بدان نيازمند است به وى منتقل كند.
افزايش اطلاعات نسبت به آثار موزه ها فراتر از حجم محفوظات انسانى است به همين دليل به بهره گيرى از تكنولوژى هاى تازه براى در اختيار گذاشتن حجم بيشترى از اطلاعات نيازمنديم. البته نبايد راهنمايى در موزه ها به سيستم هاى صوتى يا تصويرى محدود باشد زيرا در اين صورت اطلاع رسانى باز هم ناقص مى شود. بايد از همه فناورى هايى كه زمينه اطلاع رسانى بهتر را فراهم مى كنند بهره گيريم.
اين كارشناس موزه دارى تأكيد مى كند: دليل ندارد در همه گونه هاى موزه از روش ثابت اطلاع رسانى استفاده كنيم. بايد ببينيم در هر موزه كدام يك از روش هاى ارتباطى و اطلاع رسانى جوابگو خواهد بود و كارايى خواهد داشت.
* موزه ها رشد كيفى چندانى نداشته اند
گفته مى شود موزه ملى ايران به تازگى سيستم راهنماهاى صوتى ديجيتال را با همكارى يك شركت خصوصى راه اندازى كرده و چند مركز ديگر مانند مجموعه نياوران هم در پى اجراى چنين برنامه اند. به نظر مى رسد عدم استقبال مردم يا هزينه هاى بالا نمى تواند بهانه هاى مناسبى براى بهره گيرى از تكنولوژى هاى پيشرفته در موزه هاى ايران باشد. موزه هاى بزرگ ايران در مقايسه با موزه هاى همتراز دنيا از نظر غناى آثار و اهميت آن ها در گستره تمدنى جهان شرق برابرى مى كنند اما در زمينه يادشده چندان وضعيت مناسبى ندارند و نيازمندند چنين برنامه هايى را اجرا كرده، شرايط موجود را بهبود ببخشند.
مديركل موزه هاى سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى همچنين اعتقاد دارد: موزه هاى ما از نظر كيفى رشد چندانى نداشته اند. طرحى با نام تكميل، تجهيز، بهسازى و توسعه موزه هاى كشور در سال ۱۳۸۲ مطرح شد و به تصويب رسيد كه پس از گذشت اين همه اعتبارات موزه ها براى اجراى اين طرح افزايش چشمگيرى نداشته است. موزه هاى ما به تجهيز و بهسازى نياز دارند اما ميزان جذب اعتبارات كافى نيست. به عنوان نمونه اعتبارات سال ۱۳۸۶موزه هاى محلى كشور ۷ ميليارد تومان بود كه تنها حدود ۶۲ درصد آن جذب شد و اين مسئله حركت كيفى موزه ها را كند مى كند. ويترين، نورپردازى، سيستم راهنمايى و حفاظت برخى موزه ها به تغييرات كلى نياز دارد و اعتباراتى براى اين كارها موجود نيست. با اعتبارات كنونى تنها مى توان امور عمرانى برخى موزه هاى فعال را رسيدگى كرد.
نصرتى به اين كه موزه هاى ايران در سال هاى گذشته از نظر كمى رشد خوبى داشته اما توسعه كيفى و محتوايى درخورى را تجربه نكرده اند اشاره كرده، مى افزايد: موزه هايى كه در گذشته راه اندازى شده اند سناريو و محتوا نداشته اند. مثلاً در بيشتر موزه ها تنها با تعدادى شىء روبه روييم كه زيبا هستند و از آن ها لذت مى بريم اما محتواى ديگرى از سوى موزه دار شكل نگرفته است. ضعف شديد در محتواى موزه ها را بايد بهبود بخشيم و سيستم هاى مسير حركت بازديد كننده، معمارى داخلى، نورپردازى و چيدمان را اصلاح كنيم. مديران موزه ها به هر حال مسئوليت دارند و بايد نگاه مديريتى خود را نسبت به توسعه موزه ها اعمال كنند و فقط منتظر تصميمات ستادى نباشند. داشتن زمان بندى مناسب براى اجراى برنامه ها و آسيب شناسى موزه ها از مهم ترين وظايف آن ها است كه بايد در اين زمينه بيشتر همت كنند.