شنبه ۱۷ فروردين ۱۳۸۷ - ۲۸ ربيع الاول ۱۴۲۹
Sat, Apr 5, 2008
ماجرا
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
دانشگاه
ماجرا
خانواده
ازدواج موفق
354678.jpg
] دكتر مسعود غفارى ‎/روانشناس [

ازدواج هاى نادرست ما را به اين نتيجه اطمينان بخش مى رساند كه خانواده ها در اغلب مواردى كه زندگى افراد به تباهى كشيده مى شود نقش بسيار مؤثرى دارند.
حال آن كه به نظر مى رسد نقش خانواده بسيار مهم تر از آن است كه اكثريت مردم فكر مى كنند. بنابراين به راحتى مى توان گفت سعادت جامعه به دو عامل آگاهى- توانايى و سلامت خانواده ها و مديران ارشد اجتماعى، گره خورده است.
تشكيل خانواده سالم، ناممكن است مگر در سايه ازدواج سنجيده! از اين رو اهميت آموزش آنقدر زياد است كه معتقدم آموزش نردبان تكامل انسان است و اگر آموخته هاى فرد را از وى بگيرند موجودى ناتوان، ذليل و مفلوك خواهد بود.
براى آموختن رانندگى بايد ساعت ها آموزش ديد و يك كتاب آئين نامه را امتحان داد. با اين حال همچنان شاهد رانندگى هاى اسفبار و پرحادثه هستيم. حال سؤال اينجاست آيا براى كارى كه ميليونها ميليون برابر رانندگى پيچيده تر، دشوارتر و حساستر است، ما به اندازه رانندگى، ۲۰ ساعت كه هيچ آيا ۲۰ دقيقه يا ۲۰ ثانيه آموزش ديده ايم.
در جامعه ما به اغلب مردها گفته اند كه «گربه را دم حجله بكشيد» و به خانم ها گفته اند به آقايان اعتماد نكنيد و نگذاريد پيراهن شان دو تا شود. اين تنها آموزشى است كه در سطح جامعه وجود دارد، آن وقت مى خواهيم اين دو نفر را با خوش بينى، تعارف و ايده آل نگرى زير يك سقف بفرستيم. بنابراين نتيجه اين مى شود كه از هر ۱۱۰ هزار ازدواج، ۱۰ هزار مورد آن به طلاق مى انجامد.
با اين حال دشوار است كه بگوييم هزاران طلاق عاطفى هم بين انسانها روى داده است. يعنى بيشتر خانواده ها تظاهر به زندگى مى كنند. چرا كه براى اين تصميم مهم آموزش نديده اند.
يكى از بزرگترين مشكلات اجتماعى ما در حال حاضر رشد بالاى جمعيت است. به طورى كه تا چند سال پيش آمارها نشان مى داد در ايران هر ۲۹ سال، جمعيت ۲ برابر شده است. حال آن كه در اروپا هر ۳۲۰ سال جمعيت كشورها به ۲ برابر رسيده است.
حال فرض اين است كه اگر ما به افراد بياموزيم يك ازدواج سنجيده انجام دهند، برخى از علل اساسى تولدهاى پرتعداد هم كاهش مى يابد. چرا كه گروهى از مردمى كه ازدواج هاى سنجيده ندارند، براى پركردن خلأهاى عاطفى و احساسى خود توليد بى مسئوليت، ناآگاهانه و بدون پشتوانه منطقى و... را پيش مى گيرند نتيجه هم اين است كه ما مى بينيم پيوسته به دليل كثرت جمعيت مشكلات جامعه افزايش مى يابد.
همه اينها مى توانند پيامد ازدواج هاى نسنجيده باشد و اگر ازدواج ها سنجيده باشند، هم مرد و هم زن خودشان راضى خواهندبود، هم بچه ها خوشبخت مى شوند. جامعه نيز سودمند مى شود. عكس اين موضوع هم مصداق خواهد داشت.
به نظر ازدواج خوب ميسر نخواهد بود مگر اين كه افراد براى ازدواج درست آموزش ببينند.
از سوى ديگر سؤالى مطرح است آيا ما به عنوان الگو در اطراف خود مشاهدات خوبى داشته ايم كه آن رفتارها را الگو قرار دهيم. آمارها نشان مى دهد تعداد خانواده هاى خوشبخت از فراوانى كمترى برخوردار است. چرا كه سنجيده پيرامون ما كم بوده است.
همچنانكه گفتيم اگر ازدواج سنجيده و برپايه منطق نباشد نخستين رخداد آن نارضايتى زن و مرد از هم است. هرگاه هم نارضايتى ارتباطى بين زن و مرد پيدا شد آن موقع فضاى خانواده ناامن و همراه با اضطراب مى شود كه احساس بدبينى فرزندان را نيز به همراه دارد.
پس زمانى كه زن و مرد احساس رضايتمندى نداشتند، فقط ناامن و اضطراب آفرين مى شود. بدبينى شكل مى گيرد اين عوامل فرد را به سوى اعتياد، خودكشى، بزهكارى و بيمارى هاى روانى سوق مى دهد.
پس بدين ترتيب علت طلاق نسل بعدى را به راحتى مى توان در ازدواج نادرست نسل قبلى جست و جو كرد. اين دختر و پسرها ميراث دار بدبينى زندگى خانوادگى خواهندبود كه معمولاً هم درست عمل نمى كنند.
ازدواج درست آن گاه صورت مى گيرد كه مبتنى بر زندگى عاشقانه باشد.
با اين حال متأسفانه كمتر شاهد انتخابهاى عاقلانه هستيم و به همين خاطر نيز بيشتر انتخابها احساسى است. بنابراين درمى يابيم افرادى كه ظاهر زيباترى دارند از شانس بهترى براى ازدواج برخوردارند.
اما ادامه اين زندگى ها نيز عاشقانه نيست. چون ظاهر زيبا پس از مدتى عادى مى شود، كنش هاى نامناسب از همان صورت زيبا برداشت زشتى ايجاد كرده و خسته كننده مى شود و پيامدهايى را درپى خواهد داشت كه قبلاً اشاره كرديم.
دانستنى است كه ازدواج مهمترين حركت فردى و اجتماعى انسان است. چنانكه مى دانيم، سه رخداد در زندگى بسيار مهم است: ولادت، ازدواج و مرگ.
ولادت و مرگ نه در اختيار كسى است و نه قابل پيش بينى، ولى ازدواج دراختيار فرد است.
براى اين كه ما به يك ازدواج موفق دست پيدا كنيم ابتدا بايد به يك سرى پيش نيازها توجه كنيم. يكى از آنها رشد عاطفى فرد است. افراد بايد به يك استقلال عاطفى رسيده باشند تا بتوانند ازدواج كنند. به دليل اين كه خانواده هاى ما از اين مطلب بى خبرند، بچه ها را مسموم تربيت مى كنند.
*دومين پيش نياز احساس مسئوليت است
خيلى مواقع مادرى دخترش را بغل مى كند و مى گويد: مريم جان اگر تو يك روزى از پيش من بروى من مى ميرم. حال آن كه مادر مى داند روزى دخترش خواهد رفت. اما اين پيام به دخترش يك نرم افزار ذهنى منفى ايجاد مى كند و روزى كه او ازدواج كرد و به شهر ديگرى رفت پيوسته اين اضطراب آزارش خواهد داد. هر هفته مى خواهد به زادگاهش بيايد و يا اين كه هر روز مى خواهد تلفن بزند. از اين رو زندگى اش به دليل نرم افزار نادرستى كه دراختيار او گذاشته شده به هم خواهد ريخت.
در صورتى كه مادر مى تواند به بچه اش بگويد: به هرحال همچنان كه من از پدر و مادرم جدا شدم تو نيز بايد مستقل شوى ولى وقتى تو رفتى، من از خبر خوشبختى و موفقيت تو خوشحال خواهم شد. سعى كن خبرهاى خوب به من برسانى. به هرحال هيچ دختر و پسرى تا آخر عمر با خانواده خودش زندگى نخواهدكرد. اما مى بينيد كه در بسيارى از موارد عكس اين نظريه عمل مى شود. در نتيجه وقتى از دخترهاى جوان مى پرسم كه چرا ازدواج نمى كنند، مى گويند: «مرد مناسبى پيدا نمى كنيم.» مى پرسيم: «مرد مناسب كيست » مى گويد: «كسى كه آدم بتواند به او تكيه كند. » با شنيدن اين حرف حيرت زده درمى يابيم كه اين افراد به يك عصاى زير بغل احتياج دارند. چرا كه به آنها نياموخته اند مستقل باشند. پس مى گويم: «تنها كسى كه بايد به او تكيه كرد خود شما هستيد.» يعنى به لحاظ فيزيكى، روى پاى خود و از نظر روانى بر شخصيت و توانايى ها، اعتماد به نفس و عزت نفس بايد تكيه كرد.
در چنين شرايطى درمى يابيم افرادى بايد ازدواج كنند كه در خود توانايى پذيرش مسئوليت ديگران را داشته باشند و بتوانند خشم خود را كنترل كنند. وقت شناس باشند. عنصر دگرخواهى داشته باشند و بتوانند به حقوق واقعى شريك زنگى شان توجه نمايند. كه همه اينها نشانه هايى از رشد اجتماعى فرد است. در صورتى كه مى بينيم افراد پس از ازدواج پيوسته درراستاى دستيابى به هدف هاى شخصى خود گام برمى دارند. بنابراين خانواده خوشبخت آنگاه دست يافتنى است كه به طور واقعى پيوسته به اين بينديشد كه چه كنم كه زنم خوشحال شود. زن نيز به اين فكر باشد كه چه كنم شوهرم خوشحال شود. در اين دو صورت هر كدام همديگر را خوشحال خواهند كرد. اما درزندگى هاى كنونى مى بينيم زن و مرد معمولاً در فكر خوشحال كردن خود هستند. در نتيجه به جاى اين كه به هم نزديك شوند از هم دور مى شوند.
در اين ميان تعيين الگوهاى خوشبختى در ميان مردم بسيار غم انگيز است. چرا كه به عنوان مثال مى شنويم كه مى گويند: فلان خانم زن خوشبختى است يا زن موفقى است. چرا چون شوهرش اجازه ندارد بدون او يك ليوان آب بخورد. اين خيلى غم انگيز است چرا كه ما به آن مى گوييم ديكتاتورى، سال ها ميليون ها نفر در دنيا جانشان را از دست دادند تا با چنين انديشه هايى مبارزه كنند. اما براى گروهى از خانم هاى ما اين يك الگوى زن موفق است. ما نمى شنويم بگويند فلان خانم زن خيلى خوشبختى است چون سالم ترين ارتباط را، زيباترين ارتباط و منطقى ترين ارتباط را با شوهرش دارد. هرگز نمى شنويم كه فلان خانم زن موفقى است چرا كه رقيب شوهرش نيست بلكه رفيق اوست. جلوى پاى شوهرش را نمى گيرد بلكه زير بغلش را مى گيرد و ...
از سوى ديگر مرد نيز بايد به يك رشد شخصيتى مناسب برسد تا جايى كه بداند رفتارهاى بعدى او چه تأثيرى در ديگران و جامعه خواهد داشت. بنابراين بايستى پيشاپيش اين نكته را درك كنيم كه «براى ازدواج خوب هيچ موقع دير نيست و براى ازدواج بد هميشه زود است.»
مهم ترين پيشنهاد از نگاه نگارنده براى ازدواج موفق اين است كه شخص بايد از تندرستى و سلامت روانى برخوردار باشد چرا كه يك آدم عصبى، مشكل دار و روان پريش، هرگز و هرگز نمى تواند يك خانواده خوشبخت داشته باشد يا يك پدر و مادر سازگار. براى اين كار پيشنهاد مى شود افراد يك دوره خودشناسى را پشت سر بگذارند.
در اين راستا نخست من بايد براى خودم شناخته شوم و ببينم چه كسى هستم چه مشكلاتى دارم چرا اين گونه آرزوها و يا خواسته ها را دارم به طور معمول هدايت رفتار انسان مى تواند در دست چند عين باشد، يك عين عادت هاست. عين ديگر عنادها و ـ يك عين هم عقايد است. عين عقده ها عين علم و آگاهى، عين عشق و علايق انسان از ديگر موارد است. بنابراين فرد آنگاه موفق تر خواهد بود كه هدايت رفتارش را بر مبناى علم و آگاهى بنا كند، نه عقده ها ـ كمبودها، عادت ها و باورهايى كه مى تواند باورهاى نادرستى باشند. به هر حال بايستى دانست كه كنترل رفتار هر انسان در دست كدام عين است و غم انگيز آنگاه است كه عنادها و عقده ها در اين ميان نقش پررنگى داشته باشند.
حال اگر ميل نداريم به يك كلاس خودشناسى نزد متخصص يا مشاور برويم، مى توانيم خودمان روحيه سنجى كنيم. به اين صورت كه ببينيم اگر از فردى رنجيده يا دلخور شويم يا با او مشكل پيدا كنيم چه برخوردى مى كنيم در پى تلافى و انتقام برمى آييم در پى پرونده سازى، توهين و اذيت يا قهر و دورى را انتخاب مى كنيم. يا اين كه دنبال نقش خود در اين رويداد نامناسب مى گرديم يا از چه راه هايى مى توانيم اين بحران را حل كنيم
اگر به اين نتيجه رسيديم كه در عفو و بخشش لذتى است كه در انتقام نيست و يا جلسه اى تشكيل داديم كه با گفت وگوى غيرعصبى و خردمندانه سوء تفاهم را به تفاهم تبديل كنيم، كنترل رفتار ما را عقل و منطق در دست داشته است. اما اگر در پى انتقام، پرونده سازى، جعل و آسيب بدنى بوديم، رفتار ما را عقده ها و عنادها در اختيار دارند. پس ما نياز به درمان داريم. (منظور روان درمانى است).
بدون داشتن آگاهى از وضع خودمان به عنوان خودشناسى، نه مى توانيم خود را خوشبخت كنيم و نه ديگران را، بايد اين مسئله را روشن كنيم تا بتوانيم به زندگى بهترى برسيم.
در يك ازدواج موفق كه بر پايه انتخاب عاقلانه و زندگى عاشقانه است، نخست زن و مرد بايد به هم يك كشش عاطفى داشته باشند، يعنى پذيرش مقدماتى، طرف ديگر قضيه كه بسيار بسيار با اهميت است تناسبى است. به گونه اى كه ازدواجى موفق خواهد بود كه از سويى گذشته از سلامت روانى و بلوغ عاطفى و شخصيتى كشش هاى لازم بين مرد و زن را نيز داشته باشد.
* تناسب انديشه
نخستين تناسب يا همانندى، تناسب در انديشه است. افراد مى توانند با پرسش در مواردى از محتواى ذهنى، شناختى، باورها، ارزش ها، ديدگاه ها، جهان بينى هم تا حدودى آگاهى پيدا كنند. تا هر كدام بدون كوچكترين ترس، نگرانى، خجالت و سانسور نشانه ها و ويژگى هاى همسر دلخواه خود را جزء به جزء روى كاغذ آورند.
* بيان آرزوها
از آنجايى كه آرزوهاى هر فرد هدف هاى پنهان زندگى او بوده و او مى كوشد تا در نهايت و تا آنجايى كه ممكن است به آرزوهايش برسد و گاهى افراد ناكام مانده و آرزوها را به دنياى ديگر مى برند اما از آنجايى كه انسان تلاش مى كند تا به آرزوهايش دست يابد بهتر خواهد بود تا هر كس مهم ترين آرزوهاى خود را به اطلاع فرد مقابل خود رسانده تا هر كدام بدانند فرد مقابل آنها در چه مسيرى حركت خواهد كرد و در پايان خوب است كه هر كدام در اين راستا تعريف اختصاصى خود را از زندگى، زندگى خوب، خوشبختى و روابط منطقى و صحيح را براى هم بنويسند.
پيشنهاد مى شود نوشته هاى خود را همزمان به هم داده و پس از دريافت نوشته طرف مقابل، با حوصله روى آن تمركز كرده و بينديشند كه آيا اين آرزوها و ويژگى هاى همسر دلخواه و تعريف اختصاصى از زندگى و خوشبختى از نظر ما بجا، بهنجار، سازگارانه و در راستاى تعالى است يا چه اندازه نابجا، نابهنجار و يا در راستاى تباهى است. ضمناً چه ميزان بين ديدگاه هاى خود و طرف مقابل همانندى يا تعارض وجود دارد.
* تناسب سنى
از آنجا كه خانم ها زودتر به انديشه انتزاعى دست مى يابند، تجربه نشان داده يك اختلاف سن متعادل لازم است. به اين معنى كه يك خانم ۲۳ ساله همانقدر قابل اعتماد و مسئوليت پذير است كه پسرى با حدود ۲۹ سال سن. توجه كنيد كه تناسب سنى از تناسب هاى نخستينى است كه بايد رعايت شود.
* تناسب طبقاتى
در جامعه طبقاتى همه چيز طبقاتى است، در يك جامعه طبقاتى ورزش طبقاتى مى شود، اگر طبقات بالاى جامعه گلف بازى مى كنند، طبقه پائين كشتى مى گيرند و وزنه مى زنند.
بيمارى ها هم طبقاتى مى شود. تراخم، جذام و كچلى. بيمار ى هاى طبقه پائين جامعه اند. برعكس «كوليت» افسردگى و نقرس بيمارى طبقات بالاست و به طور كلى در هر طبقه معناى بد و خوب با هم متفاوت است.
به همين ترتيب زن و شوهر ايده آل هم از نظر دو طبقه متفاوت مى شود. اصلاً امكان ندارد افرادى با دو طبقه متفاوت ديد همسانى نسبت به مسائل داشته باشند.
* تفكرات
نكته مهم ديگر همانندى يا تناسب ايدئولوژيك و اعتقادى است. افراد آنگاه خوشبخت مى شوند كه به لحاظ باورهاى اعتقادى، مذهبى و سياسى همسويى داشته باشند. در غير اين صورت باعث فرسايش و استهلاك يكديگر خواهند شد.
* تناسب تحصيلى
در تناسب تحصيلى خوب است در درجه اول هم به لحاظ مقطع و سطح و هم به لحاظ رشته تحصيلى افراد همسو باشند. فردى كه دررشته علوم انسانى تحصيل مى كند با كسى كه در همين رشته تحصيل مى كند زبان مشترك بيشترى خواهد داشت تا با فردى كه در رشته كشاورزى يا دامپرورى تحصيل مى كند. پس بهتر آن است كه به لحاظ مقطع تحصيلى خانم ها بالاتر از آقايان نباشند.
* تناسب هيجانى
به اعتقاد كارشناسان، زن و مردى در كنار هم خوشبخت خواهند بود كه از پديده هاى يكسان، هيجان هاى يكسان به آنها دست دهد. يعنى دو نفرى در كنار هم به آرامش مى رسند كه مثلاً يا هر دو از پول خرج كردن لذت ببرند يا از پول جمع كردن.
در پايان توصيه مى شود پيش از ازدواج چشم ها را كاملاً باز كرد. دقت كنيم با چه كسى ازدواج مى كنيم. البته بعد از ازدواج هم گاهى مواقع بايد چشم ها را بست چرا كه هيچ كس بدون اشكال نيست به خصوص خود ما.
آدم موفق كسى است كه ايرادهاى خود را قبل از اين كه ديگران بشناسند آنها را تا حد ممكن رفع كند. يادمان باشد كه گذشت منجر به تفاهم مى شود و تفاهم منجر به عشق. يقيناً زندگى بدون عشق غم انگيز و وحشتناك است.
شوهر فريبكار
354648.jpg
] ايران واشقانى فراهانى [

زن جوان وقتى دريافت شوهر فريبكارش با طرح دادخواست طلاق سعى دارد خود را از پرداخت مهريه ناتوان نشان دهد، با ارائه مداركى شوهرش را ملزم به پرداخت مهريه كامل كرد.
مدتى قبل مرد جوانى با تسليم دادخواست طلاق به دادگاه خانواده تهران به قاضى گفت: دو سال پيش ازدواج كردم و حاصل زندگى مان هم دختر يك ساله اى است. عيد نوروز سال گذشته وقتى براى ديد و بازديد به خانه پدر همسرم رفتيم، آنها از من خواستند اجازه دهم چند روزى همسر و فرزندم آنجا بمانند. اما ۲ روز بعد همسرم در تماس تلفنى گفت كه به هيچ عنوان حاضر به بازگشت نيست مگر آن كه حق مسكن، طلاق و اداره اموال و دارايى ام را به او واگذار كنم.
در حالى كه از شنيدن اين حرف ها به شدت شوكه بودم پدرم را به سراغ همسرم فرستادم. اما او با صراحت اعلام كرده بود حاضر به ادامه زندگى نيست. با اين حال سه بار هم مشاور خانوادگى مان، با وى تماس گرفت اما همسرم جوابى نداد. از سوى ديگر من كه در زمينه خريد و فروش تلفن همراه فعاليت مى كردم به دليل ورشكستگى از سر ناچارى و براى پرداخت بدهى مردم خانه ام را فروختم. بعد از آن نيز در يك چاپخانه به عنوان كارگر مشغول كار شدم اما زنم با اطلاع از مشكلات و تنگناى مالى ام حاضر به بازگشت نشد. به همين خاطر تقاضاى صدور حكم طلاق را دارم.
همسر اين مرد كه به دادگاه احضار شده بود گفت: حرف هاى شوهرم دروغ محض است. او در زمينه تجارت الكترونيك فعاليت دارد. درآمد ماهيانه اش هم به بيش از ۴ ميليون تومان مى رسد. او در تعطيلات نوروزى من و فرزندم را از خانه بيرون كرد. با اين حال مدتى بعد با ارسال اظهارنامه مرا به زندگى دعوت كرد. اما وقتى برگشتم نه تنها در خانه را باز نكرد، بلكه بشدت كتكم زد. من هم ناچار به شكايت از او شدم. شوهرم نيز براى فرار از پرداخت مهريه سند خانه را به نام مادرش منتقل كرد. در حال حاضر نيز با تهيه يك اجاره نامه صورى به عنوان مستأجر مادرش در همان خانه زندگى مى كند.
او نه تنها مشكل مالى ندارد، بلكه با مشاهده رسيدهاى بسته هاى پستى ارسالى اش به خارج از كشور به راحتى مى توانيد از داد و ستدهاى وى باخبر شويد. حال آن كه او در بانك هاى خارجى هم چند حساب دارد. مرد پس از شنيدن اظهارات همسرش در دفاع از خود گفت: آقاى قاضى از كودكى تاكنون به خاطر علاقه شديد به تمبر با جمع آورى نمونه هاى مختلف كلكسيونى تهيه كرده ام تا اين كه مدتى پيش نيز از طريق اينترنت با افرادى در كشورهاى مختلف دنيا آشنا شدم كه علاقه زيادى به جمع آورى نمونه هاى شيشه نوشابه ها و در بطرى دارند. بدين ترتيب نمونه هاى درخواستى را برايشان پست كردم. آنها هم در قبال آن برايم تمبر مى فرستادند. كارت هاى اعتبارى مورد اشاره همسرم نيز هيچ گونه گردش مالى نداشته و باز كردن اين حساب نيز فقط به خاطر كنجكاوى و علاقه بوده است.
قاضى دادگاه پس از شنيدن اظهارات طرفين پرونده، حكم داد مرد پس از پرداخت ۱۲۰ سكه طلا به عنوان مهريه و نفقه دوران سه ماهه پس از طلاق با مراجعه به يكى از دفاتر رسمى از هم جدا شوند.
پس از صدور اين حكم، مرد با اعلام ناتوانى مالى، خواستار تقسيط مهريه همسرش شد. بدين ترتيب قاضى دادگاه با توجه به شرايط مالى مرد دستور داد او ۲۰ سكه طلا به عنوان پيش قسط و بقيه مهريه را نيز به صورت ماهيانه يك سكه بپردازد.
با اعتراض زن به حكم دادگاه، پرونده براى رسيدگى نهايى در اختيار هيأت قضايى شعبه ۴۷ دادگاه تجديدنظر استان تهران قرار گرفت. قاضى «عارفه مدنى» و «محمدحسن زرگرى» در آخرين اقدام قضايى از شركت پست خواستند درباره مرسوله هاى پستى اين مرد در طول شش سال گذشته گزارشى ارائه كنند. گزارش حاكى از آن بود كه مرد جوان در اين مدت ۱۱۹ محموله پستى به خارج از كشور ارسال كرده است. هيأت قضايى پس از دريافت اين گزارش وارد شور شده وبا رد درخواست مرد، با حكمى او را ملزم به پرداخت همه حق و حقوق قانونى همسرش طى يك مرحله كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |