|
حيدرى ـ موسل بز و يك تصميم سرنوشت ساز
|
|
|
|
|
|
اتفاقات عجيب و غريب در روز بيست و ششم
|
|
|
|
|
|
|
|
در نخستين روز تور جاوه شرقى اندونزى
|
|
|
|
|
|
امشب در فوتبال باشگاهى اروپا
|
|
|
|
|
|
|
حيدرى ـ موسل بز و يك تصميم سرنوشت ساز
وسوسه هاى المپيك
|
|
|
]مجيد حاتمى]
در فرهنگ ورزشى ما، شكست براى يك قهرمان بزرگ، پهلوان و اسطوره تعريف نشده است. ستاره هاى ورزشى با كوله بارى از افتخار و مدال با يك شكست، ناگهان افول مى كنند و از صدر توجهات و استقبال مردمى به زير كشيده مى شوند. تعريف و تمجيدها رنگ مى بازند و هجمه انتقادات ريز و درشت، شخصيت قهرمان و پهلوان را نشانه مى روند. گويى اين اسطوره فقط براى بردن و نباختن آفريده شده است. سال ۱۹۶۴ تختى با اين كه از مسابقه هاى المپيك توكيو با دست خالى برگشته بود در فرودگاه مهرآباد روى شانه هاى مردم رفت و از اين كه با وجود باخت، از او اين چنين استقبال شده است اشك شوق ريخت. اما بايد پذيرفت تختى يك استثناء بود و جايگاه عميق او در دل هاى مردم، باعث بروز روحيه شكست پذيرى در مردم شده بود ولى هميشه اينگونه نيست كه نمى توان اقبال عمومى را در مواجهه با شكست نابهنگام پهلوانان و قهرمانان بزرگ انتظار داشت. عليرضا حيدرى را همه مى شناسند. كاپيتان پرافتخار كشتى ايران در سال هاى گذشته، نفر سوم جهان در سال ،۱۹۹۷ قهرمان جهان در سال ،۱۹۹۸ نايب قهرمان جهان در سال ۱۹۹۹ ، ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ و نفر سوم المپيك ۲۰۰۴ آتن، كسى كه در سراشيبى مسابقه هاى جهانى ۲۰۰۳ نيويورك بعد از حذف زودهنگام محمد طلايى و عليرضا دبير و ناكامى محمد اصلانى و هادى حبيبى و مجيد خدايى، از اعتبار ايران در قلب آمريكا دفاع كرد و با شكست «دانيل كورمير» بارقه هاى اميد را در سرزمين بيگانه در دل علاقه مندان به كشتى ايران زنده كرد. كشتى هاى او براى مردم رنگ و بوى ديگرى داشت و پير و جوان، مرد و زن همه «الدار كورتانيدزه» را شناخته بودند. وقتى حيدرى با «كورتانيدزه» كشتى مى گرفت، انگار هفتاد ميليون ايرانى با گربه سياه كوتاه قد گرجى مبارزه مى كردند. بى تعارف طلسم «كورتانيدزه» روى دوش همه ايران بود و وقتى حيدرى در المپيك توانست با نسخه پيچى مسلم منصور برزگر، اين حريف قدرتمند را شكست دهد شور و شعفى ويژه و منحصر به فرد بدنه كشتى و ورزش ما را فرا گرفت. مدال برنز المپيك حداقل سهم او از حق واقعى اش در بازيهاى ۲۰۰۴ آتن بود. شايد هنوز انگشت اشاره حيدرى روى سكوى المپيك كه به جايگاه نفر اول اشاره مى كرد را به ياد داشته باشيد. شكى نيست كه سهم او از مسابقه هاى جهانى و المپيك بسيار بيشتر از ۶ مدال است. شايد اگر بعد از مسابقه هاى جهانى سال ،۱۹۹۹ آن اشتباهات فاحش و دردناك تمرينى را مرتكب نمى شد و با بهره از علم روز جهان براى المپيك سيدنى تمرين مى كرد امروز در كلكسيون افتخاراتش مدال هاى خوشرنگ ترى داشت. شيوه هاى غلط بدنسازى و خودفريبى در تغيير شيوه و از همه مهمتر فاصله عميق كشتى ايران با علم پزشكى ورزشى و تاكتيك هاى بدنسازى كشتى حيدرى را بعد از سال ۹۹ به يك آدم آهنى خشك تبديل كرد كه نتيجه آن ناكامى در پيكارهاى تركيه، استراليا و بلغارستان شد. اما امروز حكايت عليرضا حيدرى جور ديگرى است؛ چهارده سال حضور در ميادين قاره اى، جهانى و المپيك و عطش اشباع نشده اى از جنس مدال المپيك. او باتجربه ترين ملى پوش سال هاى اخير كشتى ماست و اگرچه به لحاظ كيفيت مدالى با عليرضا دبير قابل مقايسه نيست اما تعدد حضور در تركيب ثابت تيم ملى او را به يك مهره سرشناس و مجرب تبديل كرده است. با اين حال او امروز اسير يك وسوسه عجيب و غريب شده و هياهوى پر راز و رمزى را درسر مى پروراند. خودش مدعى است كه بى گدار به آب نخواهدزد و با مطالعه و مشورت در اين كارزار سخت قدم مى گذارد اما شواهد و قراين اين گونه نيست و حكايت سنگ مفت، گنجشك مفت، كشتى اين بار از زبان حيدرى نقل مى شود. عليرضا حيدرى بعد از كسب مدال برنز المپيك، فاصله جبران ناپذيرى از كشتى گرفت. گويى آب شده بود و نه تنها تمرينات منظمى نداشت بلكه با اضافه وزن شديد مواجه شده بود. او حتى در رقابت هاى ليگ هم شركت نكرد و بعد از ۲ سال دورى در مسابقه هاى جهانى ۲۰۰۶ گوانگ ژو چين به روى تشك رفت و با قبول ۲ شكست مقابل «گوگشليدزه» گرجى و «روسلان شيخ اف» روسى الاصل از بلاروس روى سكوى چهارم دنيا ايستاد. او بعد از اين ناكامى مثل اين روزها در گرداب وسوسه ها غرق شد و با پيشنهاد منصور برزگر سرمربيگرى تيم ملى را با وجود انتقادات فراوان پذيرفت. اما خيلى زود از اين كار خود پشيمان شد و با استعفا و كناره گيرى، خودش را از سرمربيگرى رانده و از كشتى گيرى مانده ديد. با اين حساب او امروز ۳ سال و چهار ماه با آخرين مدال اش فاصله دارد و حالا صحبت از وسوسه هاى هيجان انگيز و بزرگى به نام المپيك در ميان است. حيدرى از المپيك آتن تا امروز فقط در يك كارزار مهم جهانى شركت كرده و با ناكامى از آن خارج شده است و به عبارت ديگر او فاصله آتن تا پكن را با يك مدال طلاى بازى هاى آسيايى دوحه طى كرده است و به اين اميد از المپيك صحبت مى كند كه با برنز المپيك آتن و طلاى دوحه در پكن باز هم روى سكو رود. شايد هيچ كس بهتر از خود عليرضا حيدرى نتواند اين موضوع و اين تصميم را تجزيه و تحليل و حتى كالبدشكافى كند. اين كه او با چه استدلال و منطق علمى و مستندى به اين نتيجه رسيده كه مى تواند در المپيك پكن تيم ايران را همراهى كند بر هيچ كس معلوم نيست. اما آنچه مشخص و مسلم است دلايل بى شمار وقابل استنادى است كه با ذكر مثال هاى مشابه در كشورهاى خارجى و صرفنظر از استثناها و تك ستاره هاى طلسم شكن، حيدرى را از اين حضور بر حذر مى شمارد. البته حيدرى هنوز عملاً حركتى انجام نداده است و همچون خيلى از موارد مشابه در كشتى ها، داعيه او براى حضور در صف مدعيان المپيك هنوز در حد يك شعار است اما روز به روز اين وسوسه با رنگ و لعاب و دلهره بيش از پيش خود را مى نماياند و اصلاً بعيد نيست كه در آستانه المپيك و با انجام يك يا چند تك كشتى فرماليته، دو بنده تيم ملى در پكن به حيدرى برسد. تصميمى كه مى تواند براى مسئولان تيم ملى، حياتى باشد و تا حد قابل توجهى بار مسئوليت آنها را با توجه به حضور يكى از سرشناس ترين ملى پوشان بكاهد. * او متعلق به خودش نيست تصميم حيدرى براى حضور در المپيك پكن از زبان هركدام از راويان كاربلد كشتى كه حكايت شود يك وجه مشترك و عنصر غيرقابل حذف دارد و آن تعلق حيدرى و افتخاراتش به يك ملت و جامعه و تاريخ كشتى ايران است. بدون هيچ شك و ترديدى حيدرى متعلق به خودش نيست كه بخواهد بى محابا و بدون تدبير تصميمى اتخاذ كند كه تهديدى براى اعتبار و افتخارش برشمرده شود. همانطور كه پيش از اين نيز اشاره كرديم او سال هاى سال مرد شماره يك كشتى ايران بوده و مردم كشتى دوست با او در روزهاى پر فراز و نشيب ورزش حرفه اى اش همراه بوده اند و بدون شك هيچ كس به تخريب شخصيت و اعتبار او راضى نيست و همه خانواده كشتى متفق القول بر اين باورند كه او بايد تمام جوانب و ابعاد موضوع را بسنجد و با تدبير و انديشه در مسير ادعا براى المپيك گام بردارد. مسلماً او نبايد در برابر احساسات ورزشى اش براى تكميل كلكسيون افتخارات خود تسليم شود و چوب حراج به اعتبار ملى و شخصى خودش بزند. المپيك كارزار بزرگ و نفس گيرى است كه يك بار از حيدرى زهر چشم گرفته است. مرد پر افتخار كشتى ما وقتى در دور اول المپيك آتن «كورتانيدزه» را برد، خودش را روى سكوى نخست المپيك و يا حداقل در فينال مى ديد نه تنها خودش بلكه اكثر اعضاى خانواده كشتى تصور نمى كردند او به غير از «كورتانيدزه» به حريف ديگرى هم ببازد، اما «ابراگيموف» ازبكستانى تمام معادلات را به هم ريخت و قهرمان ما را در رسيدن به طلاى المپيك ناكام گذاشت. جان سخن اين كه اگر تا ديروز «حاجى مراد گاتسالوف» را بخت اول و حريف اصلى در المپيك مى دانستيم حالا بايد از «گازيموف» آذربايجانى و كروپنياكوف قزاق و «قربان قربان اف» ازبكى هم ترسيد و روى همه رقبا حساب كرد. از سوى ديگر بايد ابتدا روى كاغذ و سپس در تورنمنت هاى بين المللى مردان المپيكى خود و يا نامزدهاى كسب دو بنده تيم ملى را محك بزنند. اما فراموش نكنيد كه همين عليرضا حيدرى هنوز حتى يكبار با قدرتمندترين قهرمان ۹۶ كيلويى جهان، يعنى «حاجى مراد گاتسالوف» مبارزه نكرده است و بيش از ۳ بار فرصت گرانبهاى مصاف با اين چهره سرشناس و مسلمان كشتى جهان را براى سنجش توانايى هاى خودش بر باد داده است. واقعيت هاى امروز كشتى اگرچه تلخ و دور از باور است اما بايد پذيرفت كه حيدرى با اين اوصاف شانسى در بين رقباى خود ندارد و پيش از آن كه با يك شكست سنگين به اين باور برسد بايد قدر موقعيت، جايگاه و اعتبار بين المللى اش را بداند. * موسل بز با ضربه فنى باخت گفته هاى «آرتور تايمازوف» درباره موسل بز بيشتر به يك شوخى خنده دار شبيه است تا آرزو و حتى تهديد و يا كرى خوانى هاى رقابتى. البته بعيد هم نيست كه تايمازوف غول خوش اندام ازبكى و قهرمان المپيك آتن با اين حرف ها قصد تمسخر موسل بز را داشته است. او گفته است: آرزو دارم فينال المپيك را با «ديويد موسل بز» برگزار كنم. موسل بز كه اين روزها ۳۶ سالگى خود را مى گذراند يكى از نوابع و ستاره هاى كشتى جهان در سال هاى نه چندان دور بود. او اندام منحصر به فرد و ورزيده اى داشت. ۱۲۰ كيلوگرم بدون چربى، ماهيچه ها و عضلات كاملاً ساخته و پرداخته و آماده كه او را از تمام رقباى سنگين وزن متمايز مى ساخت. او يك زيرگير متبحر و سريع بود و گاهى اوقات سبك كشتى هاى او به كشتى گيران سبك وزن شبيه بود. همين ويژگى هاى بارز او را به يك غول تقريباً شكست ناپذير طى سال هاى ،۲۰۰۰ ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ تبديل كرد كه برايش مدال طلاى المپيك سيدنى و ۲طلاى رقابت هاى جهانى را به ارمغان آورد. مصاف با موسل بز مثل گاتسالوف در سال هاى ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ واقعاً براى كشتى ما يك آرزو و براى سنگين وزن هاى كشتى يك ديدار سخت و نفس گير به شمار مى رفت كه هيچگاه در ميادين معتبر جهانى و المپيك محقق نشد. موسل بز سال ۲۰۰۲ در تركيب تيم ملى روسيه به تهران آمد و بدون مشقت و دشوارى خاصى روى سكوى نخست رفت. تهران آخرين كارزار جهانى او بود و اين كشتى گير تكنيكى روس بعد از مسابقه هاى اروپايى در سال ۲۰۰۳ ديگر هرگز به افتخار و عنوانى نرسيد. «موسل بز» فارغ التحصيل رشته مهندسى متالورژى از دانشگاه فنى مسكو است و گويا كشتى را با دياگرام آهن و كربن عجين كرده است كه نمى تواند بر اين وسوسه كاذب المپيك غلبه كند. او امروز بعد از ۵ سال غيبت در روسيه، مهد كشتى جهان و با حضور ستارگان صاحب نام دنيا هيچ حرفى براى گفتن ندارد و همين باعث شد كه او به تصور محال و با آمادگى فريبنده اش داعيه المپيك را سر دهد. «ديويد موسل بز» بعد از سال ۲۰۰۳ فراغت بال پيدا كرد و به اتمام تحصيلاتش پرداخت. او بعد از المپيك با «ايربيك فارنيف» و «حاجى مراد گاتسالوف» به ايران آمد و در رقابت هاى ليگ برتر كشتى گرفت. مبارزاتى كه آن روزها هم، مايه آبروريزى او بودو همه دست اندركاران كشتى به وضوح ديدند كه او ديگر برندگى و توانايى هاى گذشته را ندارد. «موسل بز» بعد از اين به مربيگرى در كشتى روسيه پرداخت در مسابقه هاى جهانى در كنار «جامبولات تديف» و حاجى «مراد ماگمدوف» به هدايت تيم ملى روسيه پرداخت. «جامبولات تديف» در همين اثنا احساس كرد فيل «موسل بز» ياد هندوستان كرده و قصد كشتى گرفتن دارد. بروز برخى اختلافات اخلاقى بين «تديف» و «موسل بز» هم باعث شد كه او از مربيگرى در تيم ملى روسيه جدا شود و براى حضور مجدد در جمع كشتى گيران و مدعيان دو بنده تيم ملى تلاش كند. تصميمى كه با واكنش شديد تديف و مامياشويلى رئيس فدراسيون كشتى روسيه مواجه شد و قهرمان ملى هيچ مزيت و برترى براى مصاف با ساير رقبا نيافت. البته «موسل بز» بهتر و پيشتر از سايرين دريافت كه براى كشتى گرفتن جايى در بين رقباى سرشناس داخلى ندارد. او حتى مى دانست كه در ديگر كشورهاى صاحب نام دنيا هم شانسى براى پوشيدن دو بنده تيم ملى نخواهد داشت اين بود كه مكاتبات و مراودات مخفيانه اش را با فدراسيون كشتى اسلواكى انجام داد و تصميم گرفت با پذيرفتن تابعيت اسلواكى، شانس خود را براى حضور در المپيك پكن با مليت متفاوت افزايش دهد. قطعاً اگر «موسل بز» همان جسارت و جنگندگى گذشته را داشت به جاى اسلواكى به گرجستان، بلغارستان، ازبكستان، آذربايجان و قزاقستان مى رفت اما حضور نمايندگان سنگين وزن اين كشورها براى «موسل بز» آنقدر غيرقابل تحمل بود كه شايد اجازه ملى پوش شدن را هم از او مى گرفت. امروز «موسل بز» سهميه المپيك را هم ندارد و براى رسيدن به اين افتخار و اشباع هوس و وسوسه المپيكى اش بايد از خان اول يعنى مسابقات قهرمانى اروپا مى گذشت اما ناكام ماند و حالا بايد در مرحله دوم مسابقات گزينشى شانس خود را امتحان كند. كارزار سخت و دشوارى كه مى تواند آب سردى بر آتش اين وسوسه خانمان سوز باشد. * كارلين: اى كاش وسوسه نمى شدم امروز عليرضا حيدرى پا جاى پاى ديويد «موسل بز» مى گذارد. او سوداى المپيك را در سر دارد و با اين كه دائماً بر قانونمندى تأكيد مى كند و حضورش در تيم ملى را منوط به عبور از مسير انتخابى مى داند اما اوضاع درباره او متفاوت تر از اين حرف هاست و تاريخ نشان داده است حتى اگر او در مسابقه هاى انتخابى به اصطلاح قانونمند هم مغلوب شود، باز هم جزو شانس هاى مسلم حضور در المپيك است. هم «موسل بز» و هم حيدرى براى حضور در المپيك تحريك و وسوسه شده اند. يك حس طبيعى از سوى دو قهرمان بر بزرگ ترين آوردگاه ورزشى جهان كه قطعاً براى آنها يك حسن ختام ارزشمند در كارنامه ورزشى شان برشمرده مى شود. اين حس و انگيزه فقط مختص عليرضا حيدرى و «ديويد موسل بز» نبوده و نيست بلكه هميشه در فصل المپيك ستاره هاى بسيار زيادى ياد دوران اوج خود افتاده اند و با اين انديشه كه مى توانند همچنان در سطح ۱ كشتى جهان مطرح شوند روى تشك رفته و اغلب مغبون شده اند. حتى الكساندر كارلين دارنده ۱۲ مدال طلاى جهان و المپيك كه در آخرين حضورش در مسابقه هاى المپيك سيدنى، بعد از ۱۵ سال به گاردنر آمريكايى باخت، در بخشى از خاطراتش آورده است: «اى كاش براى طلاى سيدنى وسوسه نمى شدم. اصلاً تصور نمى كردم كه كسى بتواند مرا شكست دهد. اين موضوع خيلى دردآور و تأسف برانگيز بود. مى توانستم در اوج كناره گيرى كنم اما حتى نقره المپيك هم براى من كم بود.» او كارلين بود. مردى افسانه اى كه ۱۲ مدال طلاى پياپى را در كارنامه داشته است و به صورت پيوسته و دائمى مسافر مسابقات جهانى و المپيك بوده اما او با تمام افتخاراتش در فينال المپيك سيدنى مغبون شد و با اين كه نقره المپيك در نوع خود بسيار باارزش است اما شكست او به قدرى دور از باور و محال بود كه گويى از المپيك حذف شده است و آنچه مسلم است نه «موسل بز» و نه «عليرضا حيدرى» قابل قياس با كارلين نبوده و نيستند و با اين كه مدت ها از ميادين جهانى دور بوده اند سوداى المپيك در سر مى پرورانند. * تفاوت هاى موسل بز و حيدرى با همه اين تفاسير و منطق واضح و مبرهن، بين حيدرى و موسل بز تفاوت هاى آشكارى وجود دارد. تفاوت هايى كه به نفع حيدرى نيست و به هيچ وجه شانس او را براى حضور در المپيك افزايش نمى دهد. موسل بز و حيدرى هر دو وسوسه هاى المپيك را در سر دارند اما «موسل بز» قاطع و مطمئن هدف خود را مشخص كرده و براى سهميه المپيك مى جنگند. او هيچ ترديدى براى كشتى گرفتن در قياس با مربيگرى ندارد. امروز كاملاً هدف مشخصى را دنبال مى كند و مى خواهد در ۱۲۰ كيلوگرم در المپيك كشتى بگيرد. اما عليرضا حيدرى هنوز بر سر دوراهى است و عملاً هيچ حركت مثبتى انجام نداده است و به جز چند خبر كوتاه كه از شدت تمرينات او گفته ، هنوز در هيچ ميدان داخلى و خارجى حيدرى را روى تشك نديده ايم. نكته جالب اينجاست او هنوز وزن خودش را هم انتخاب نكرده و نمى داند كه در ۹۶ كيلوگرم كشتى خواهد گرفت يا ۱۲۰ كيلوگرم. حيدرى در پاسخ به سؤال هاى خبرنگاران در مورد وزن مورد نظرش مى گويد: بايد خودم را آماده كنم و تمريناتم را ادامه دهم تا ببينيم در آن شرايط وزن طبيعى ام چه تغييرى خواهد كرد. موسل بز بعد از اطمينان از كشتى گرفتن آن هم با تابعيت اسلواكى اعلام كرد كه در جام كى يف كشتى خواهد گرفت. اما حيدرى نه تنها در مسابقه هاى انتخابى تيم ملى در اصفهان، بلكه در رقابت هاى خارجى نيز غايب بوده و هست. علاوه بر اين حتى مشخص نيست كه او در چه تورنمنتى كشتى خواهد گرفت و در كدام نقطه جهان خودش را محك خواهد زد. به جز اين كه كاملاً فى البداهه و بدون مقدمه صحبت همراهى او با تيم كشتى نفت در جام مدويد بر سر زبان ها افتاد كه بلافاصله از سوى مسئولان باشگاه نفت تكذيب و در ادامه نيز، سفر تمام اعضاى تيم لغو شد. واقعيت اين است كه نه تنها حيدرى بلكه مسئولان و مربيان تيم ملى نيز چگونگى استفاده كردن از حيدرى را نمى دانند و هيچ كدام از آنها نمى توانند يك تورنمنت را هدف اصلى حيدرى براى حضور برشمارند. بعد از لغو سفر حيدرى و تيم نفت به جام مدويد در بلاروس و برگزارى مسابقه هاى قهرمانى آسيا باقى نمانده و به دنبال آن بلافاصله تورنمنت هاى گزينشى سهميه المپيك در لهستان و سوئيس برگزار مى شود. با اين تفاسير و با وجود سهميه كسب شده توسط سعيد ابراهيمى در مسابقه هاى جهانى باكو در وزن ۹۶ كيلوگرم و از طرفى عدم حضور حيدرى در مسابقه هاى قهرمانى آسيا در كره جنوبى، او فرصت مناسبى براى عرض اندام در يك تورنمنت قرص و محكم خارجى را نخواهد يافت و متأسفانه مجالى براى محك زدن او نيست. مگر اين كه او بخواهد در جام لارناكاى قبرس و يا رقابت هاى جام «بورياتيا» در «اولان اوده» روسيه شركت كند. بنابراين عليرضا حيدرى تا رقابت هاى جام على على اف كه ۲۳ و ۲۵ مه ميلادى در روسيه برگزار خواهد شد، بيش از ۲ ماه ارزشمند و طلايى را نيز از دست خواهد داد و اين درحالى است كه مسابقه هاى جام على على اف فقط در فاصله ۳ ماه تا المپيك برگزار مى شود و اعضاى تيم ملى در بهترين حالت ممكن همزمان بامسابقه هاى جام على على اف بايد از طريق كنكور انتخابى ، گزينش شوند. اين بلاتكليفى قهرمان سرشناس كشتى ما علاوه بر اين كه شرايط حضورش را در المپيك زير سؤال مى برد به تيم ملى ما نيز سرايت خواهد كرد و حاشيه ناامن و خطرناكى را براى ساير مدعيان اين وزن و حتى سنگين وزن ايجاد خواهد كرد. ترس از انتصاب هاى ناگهانى ، تغيير قانون به خاطر مصلحت و اعطاى امتيازات ويژه به يك كشتى گير خاص جو اردو را كاملاً بر هم خواهد زد و آسايش روانى ، اين عامل حياتى اردوهاى كشتى را از بين خواهد برد. * سخن آخر حيدرى بايد تكليف خودش را همين امروز مشخص كند. او به خاطر حفظ جايگاه و اعتبار ملى و شخصى اش هم كه شده بايد از سرنوشت «ديويد موسل بز» عبرت بگيرد و پيش از آن كه مثل او در تورنمنت هاى نه چندان معتبر بين المللى مقهور شود، به طور دقيق و كامل به يك جمع بندى علمى و كلى از آمادگى جسمى و فنى اش براى حضور در جمع مدعيان المپيك برسد. او هنوز هيچ حركت رسمى دال بر عزم و اراده و البته آمادگى اش براى كشتى گرفتن انجام نداده است و لذا مى تواند با توجه به شرايط حال حاضر دوباره اين تصميم را در بوته تفكر و انديشه نقد كند. حيدرى بايد احساسات و علاقه اش را كنار بگذارد و در مورد آينده ورزشى اش شخصاً و صراحتاً تصميم بگيرد تا هم تكليف خودش روشن شود هم ساير رقبا و مدعيان براى آينده تيم ملى در المپيك آسوده تر و با خيال راحت تر تمرين نمايند. مير روشن: موسل بز به شناخت واقعى رسيده است اكبر ميرروشن به عنوان يكى از كارشناسان كشتى مقايسه عليرضا حيدرى و ديويد موسل بز را از نگاه بازگشت به صحنه حرفه اى كشتى اين گونه بررسى مى كند: حيدرى و موسل بز تفاوت هايى آشكار بسيارى با هم دارند. فيزيك بدنى، كلاس تكنيكى و حتى طرز تفكر فنى اين دو با هم بسيار تفاوت دارد . كاپيتان ميرروشن كه توانايى هايى بالايى در ترانسفر و نقل و انتقال كشتى گيران خارجى دارد مى گويد: موسل بز درجام كى يف با ضربه فنى شكست خورد و اين نشان مى دهد كه او با روزهاى اوج خود بسيار فاصله دارد اما به هرحال او به اين شناخت رسيده است و مى داند كه در كجاى كشتى جهان قرار دارد. ميرروشن حضور حيدرى در جمع مدعيان المپيك را مستلزم دستيابى به يك شناخت دقيق از رقباى صاحب نام داخلى مى داند و بر لزوم قانونمندى رقابت هاى انتخابى و حضور حيدرى در اين مسابقه ها تأكيد مى كند. او همچنين مى گويد: حيدرى با افتخارترين كشتى گير سال هاى اخير است. امروز او حتماً به اين نتيجه رسيده است كه مى تواند كشتى و حتى مدال بگيرد اما او بايد از عزت و افتخار خودش نيز دفاع كند و قبل از آن كه درمورد المپيك تصميم بگيرد در يك تورنمنت بين المللى خودش را محك بزند. اما متأسفانه لغو سفر به جام مدويد فرصت هاى مناسبى را از او گرفت و بايد ديد كه مسئولان تيم ملى براى او چه تدبيرى خواهند انديشيد. مير روشن قياس انگيزه هاى امروز حيدرى را با تختى اين گونه بيان مى كند: قضيه تختى فرق مى كرد، او در بين مردم آنقدرطرفدار داشت كه با وجود شكست باز هم مورد استقبال واقع شد. او يك قهرمان كشتى بود كه از ويژگى هاى خاص پهلوانى هم بهره مند بود. ميرروشن مى گويد: از سوى ديگر تختى مجبور شد به خاطر مردم و فشار هوادارانش درعين كم شانسى راهى المپيك شود. اما هيچ اجبارى متوجه حيدرى نيست و از طرفى شرايط آن روز تختى ، امروز براى حيدرى فراهم نيست. * عباس جديدى : راجع به حيدرى اظهار نظر نمى كنم شايد هيچ كس بهتر از عباس جديدى نتواند در مورد المپيك و وسوسه هايش و البته موسل بز و حيدرى صحبت كند. اما گويا جديدى روزه سكوت گرفته است. او مى گويد: مى خواهم نظرم براى خودم باشد و نمى خواهم در مورد حيدرى صحبت كنم. جديدى مى داند كه قضيه از چه قرار است. او مى تواند آينده حيدرى و تيم ملى را كارشناسانه پيش بينى كند ولى ترجيح مى دهد در باره ديگر افراد صحبتى نكند لذا با صراحت مى گويد : در باره خودم صحبت مى كنم ولى از من نخواهيد در باره حيدرى و تصميمش صحبت كنم. اصرار ما در باره موسل بز نتيجه داد و جديدى درباره شكست موسل بز با انديشه هاى المپيكى كه در سر دارد، اينگونه اظهار نظر مى كند. بايد فيلم كشتى «موسل بز» را ديد. كشتى هزار چم و خم دارد و معلوم نيست كه واقعاً چه اتفاقى براى او افتاده كه او ضربه شده است. به هرحال او كشتى گيرى نبودكه ضربه شود و حتماً اتفاقى افتاده و در يك لحظه كشتى از دستش خارج شده و امكان دارد كه روى پل گير كرده باشد و نهايتاً هم ضربه شده است. جديدى مى گويد: از ضربه شدن موسل بز در كى يف نمى توان راجع به توانايى او براى قدرت نمايى در المپيك نتيجه گرفت. * اسدالله رضايى: ۶۶ كيلوگرم آتن، ۹۶ كيلوگرم پكن رئيس اسبق سازمان ليگ كشتى كشور نيز عليرضا حيدرى را به مطالعه دقيق و بررسى تمام جوانب كار براى ورود به صف مدعيان المپيك فرا مى خواند. رضايى مى گويد: حيدرى و «موسل بز» تقريباً در يك محدوده سنى هستند و نمى توان به واسطه ۴ سال اختلاف آنها را از هم مستثنى كرد. موسل بز مدت هاست كه از روزهاى طلايى اش فاصله گرفته و اصلاً در حد واندازه المپيك نيست كه ضربه شدن او در مسابقه هاى كى يف گواه اين مدعاست. عليرضا حيدرى بايد به پشتوانه ها و سرمايه هاى پشت سر خود نيز توجه كند و نبايد باعث حذف جوانان جوياى نام پشت سر خود شود. رضايى به ماجراى عليرضا دبير و اصغر بذرى در آستانه المپيك آتن اشاره مى كند و صراحتاً مى گويد: حيدرى نبايد اجازه دهد كه اتفاقات ۲۰۰۴ در ۶۶ كيلوگرم امسال در ۹۶ رخ دهد. به هرحال او اگر آماده است و مى تواند مدال بگيرد بايد از صف مدعيان داخلى عبور كند و از همه مهم تر براى حفظ جايگاه و اعتبارش در يك تورنمنت بين المللى خودش را محك بزند. كارشناس كشتى به كارنامه درخشان حيدرى هم اشاره اى مى كند و مى گويد: او سرمايه مجرب و گرانبهايى است كه مى تواند از تجارب خود ساير كشتى گيران را نيز بهره مند سازد.
|
|
|
|
|
ورزش ايران و جهان
الجزاير نخستين حريف تيم ملى واليبال شد
گروه ورزشى- بعد از سه اردوى مقطعى، تيم ملى واليبال از امروز وارد نخستين اردوى بلندمدت خود قبل از شركت در رقابت هاى گزينشى المپيك پكن در ژاپن مى شود. بازيكنان دعوت شده از امروز تا دوشنبه آينده در سالن آزادى تمرين مى كنند و پس از آن براى برپايى اردويى ۲۰ روزه راهى روسيه مى شوند. تيم كشورمان در اين مدت با تيم هاى باشگاهى روسيه بازى هاى تداركاتى نيز برگزار مى كند و در بازگشت به تهران هم ديدار با مصر و صربستان در دستور كار قرار گرفته است. از سويى فدراسيون جهانى واليبال برنامه ديدارهاى انتخابى المپيك را اعلام كرده كه طى آن تيم ايران در روزهاى ۱۱ ، ۱۲ ، ۱۴ ، ۱۵ ، ۱۷ ، ۱۸ و ۱۹ خردادماه به ترتيب مقابل الجزاير، ژاپن، تايلند، آرژانتين ، ايتاليا، كره جنوبى و استراليا به ميدان مى رود.همچنين تيم واليبال جوانان ايران روز دوشنبه اين هفته اردوهاى آماده سازى خود براى شركت در رقابت هاى آسيايى را آغاز مى كند. ضمن اين كه در رقابت هاى ساحلى قهرمانى آسيا تيم هاى ايران «الف» و «ب» مقابل چين تايپه و قزاقستان برنده شدند. اين مسابقات در حيدرآباد هند جريان دارد.
آغاز دوران آماده سازى تيم ملى بسكتبال
امروز تيم ملى بسكتبال با ۲۹ بازيكن تمرينات آماده سازى خود براى شركت در المپيك پكن را آغاز مى كند. ترومن، سرجان و حاتمى شش هفته متوالى در سالن آزادى تمرينات را برگزار مى كنند و پس از آن با حذف چند بازيكن اردوهاى خارجى و ديدارهاى تداركاتى آغاز مى شود. ايتاليا، كرواسى، صربستان، اسلوونى و استونى كشور هايى هستند كه ميزبان تيم ايران خواهند بود ضمن اين كه حضور در تورنمنت هاى استانكوويچ و دايامون بال هم مدنظر است. مهران حاتمى مربى تيم ملى گفت كه در شروع كار بدنسازى انجام مى گيرد و تيم ملى خود را براى انجام رقابتى شايسته و آبرومندانه در المپيك آماده مى كند.
جام آزادگان دوباره جان مى گيرد
ليگ دسته يك فوتبال باشگاهى ايران پس از ۲۵ روز تعطيلى امروز پى گرفته مى شود. در حساس ترين ديدارهاى هفته هفدهم تيم پيام مشهد، صدرنشين گروه اول، ميزبان تراكتورسازى تبريز است و استيل آذين ديگر تيم مدعى اين گروه در زمين كاوه زنجان به ميدان مى رود. از گروه دوم نيز نساجى قائمشهر و مس رفسنجان مهمترين ديدار امروز را برگزار مى كنند. ضمن اين كه جدال نيروى زمينى و شهردارى بندرعباس هم بسيار حساس است. فولاد خوزستان، صدرنشين گروه دوم فردا با كوثر پيكار مى كند. برنامه بازى هاى هفته هفدهم : گروه اول:گل گهر سيرجان- شاهين اهواز* پيام مشهد- تراكتورسازى تبريز* داماش ايرانيان- شموشك نوشهر* كاوه زنجان- استيل آذين* مقاومت بسيج فارس- سرخپوشان* نيروى زمينى - شهردارى بندرعباس گروه دوم: شهردارى تبريز- آلومينيوم اراك* سپاهان نوين - شاهين پارس جنوبى* تربيت يزد- اتكا* نساجى- مس رفسنجان* هما- ماشين سازى* كوثر- فولاد خوزستان
براى المپيك از موجوديت كشتى ايران دعوت مى شود
محمود معزى پور سرمربى تيم ملى كشتى آزاد با اذعان به نتايج ضعيف آزادكاران در مسابقات آسيايى كره جنوبى از تماس كادر فنى با سعيد ابراهيمى و عليرضا حيدرى خبر داد و گفت: رضايزدانى و اصغر بذرى نيز به اردو دعوت شده اند تا براى المپيك از تمام موجوديت كشتى ايران استفاده كنند.
يك ركورد جديد جهانى در شنا
در مسابقات شناى قهرمانى بريتانيا در شهر شفيلد، ليام تن كاك از اين كشور ركورد جهانى ۵۰ متر كرال پشت مردان را شكست. او مسابقه را در ۲۴/۴۷ ثانيه به پايان رساند و حدنصاب قبلى را كه ۲۴/۸۰ ثانيه و در اختيار توماس روپرات از آلمان بود و در جولاى ۲۰۰۳ به دست آمده بود، بهبود بخشيد.
|
|
|
|
|
اتفاقات عجيب و غريب در روز بيست و ششم
تاخت و تاز آبى و قرمز به سود سپاه زرد
|
|
|
گروه ورزشى- هم كريمى، هم قطبى سرمربيان دو تيم استقلال و پرسپوليس، پيش از رويارويى در شهرآورد بزرگ پايتخت با قاطعيت از پيروزى خود ياد كرده بودند؛ حتى پس از خاتمه بازى نيز دست از اين پيشگويى برنداشتند و مدعى شدند بخت از آنها روى برگردانده بود وگرنه برنده از ميدان خارج مى شدند. البته هر كدام بهانه هايى براى اين ادعا داشتند كه چندان بى ربط هم نبود. با اين حال حكم تقدير اين بود كه بازى برگشت مثل بازى رفت كپيه اى باشد، بى هيچ تفاوت. نتيجه اى برابر با گل هاى روانخواه و خليلى تا هيچ يك از مربيان در مسابقه كركرى از يكديگر پيش نيفتند. فراموش نكنيم كه به جز يك مورد (اهانت تماشاگران استقلال به نيكبخت) «پرسپوليسى امروز و استقلالى ديروز» بقيه قضاياى اين ديدار به خير و خوشى گذشت. گرچه قوم آبى و قرمز، از نتيجه چندان راضى نبودند، اما نكته اى براى رنجش و عصبانيت هم پيدا نكردند و شاهد يك بازى نسبتاً خوب، توأم با كمى احتياط و متعادل بودند كه در اواخر بازى حتى در عين برترى استقلالى ها هر كدام يك اخراجى دادند تا اين تعادل علاوه بر جريان بازى، خطاها، شانس هاى گل و حضور در زمين حريف از نظر اخطار و اخراج هم مزيتى بر ديگرى نداشته باشند.تساوى استقلال و پرسپوليس كاملاً به سود سپاهان تمام شد كه هفته پيش با شكست اين دو تيم به صدر نشسته بود و اين هفته نيز با غلبه بر استقلال اهواز فاصله اش را با پرسپوليس و صبا باترى به چهار امتياز رساند. حالا سپاهان مى تواند با اعتماد به نفس بيشترى دم از قهرمانى بزند. مى شود گفت در فولادشهر بخت با سپاهانى ها بود كه با گل هاى كريمى و سيد صالحى در نيمه اول بازى بار خود را بست و زير فشار حملات تيم اهواز فقط يك بار تسليم شد. سپاهان كه حالا به جز نويدكيا يار مصدوم و محروم ندارد و دوباره خود را يافته است براى تجديد حضور در ليگ قهرمانان آسيا جايزالخطا نيست.در اين هفته شاهد دو اتفاق دور از انتظار هم بوديم، يكى شكست ذوب آهن در گيلان، درحالى كه با اخراج حسين ابراهيمى، پگاه دقايقى طولانى ۱۰ نفره بود و ذوب آهن كه چند روز قبل پرسپوليس را از پاى درآورده بود، از پس پگاه و تك گل كاپيتان اين تيم برنيامد. اين شكست چندان آرام و بى سر و صدا نبود و درگيرى با تماشاگران گيلانى منجر به بازداشت دو بازيكن تيم اصفهانى شد و ديگر پيروزى پرگل مقاومت سپاسى در ورزشگاه پيكان. تيم شيرازى از همان آغاز تا پايان تهديد كننده بود و دارابينيان سرمربى پيكان چاره اى براى خنثى كردن حملات مقاومتى نداشت. طهماسبى در دقيقه سوم بازى و رمضانى و دهقانى در دقايق اضافى اين مسابقه پيكان را وادار به تسليم كردند.شكست ملوان در شهرك صبا شهر دور از ذهن نبود. سرمربى اين تيم كه حالا در تيم ملى هم دلمشغولى دارد، در مقابل صبا باترى كه حالا در صف مدعيان قهرمانى ايستاده است، چاره اى جز تسليم نداشت و ۰-۳ تسليم شد. اما سايپا هم در خانه اش ميزبان تيمى بود كه دائم دم از انحلال يا ورشكستگى مى زند و در اين فصل تا به حال پنج بار مربى عوض كرده است. چهار گل شريفى نسب، شاه على دوست، وزيرى و آشتيانى كه از دقيقه ۲۴ تا ۹۳ ثبت شده است، گواه برترى مطلق تيم ميزبان است، اما شيرين فراز تسليم بلامحض نبود كه توسط يوسف پناهى و محمديان دو بار پاسخگوى گلهاى خورده شد.اين كه نفتى ها در شهر خود باز شكست خوردند و تيم فاتح، راه آهن تهران بود كه دو بار توسط هادى اصغرى به گل دست يافت، جاى كنكاش بيشترى باز مى گذارد. اين كه تماشاگران تمايل داشتند حلافى به ميدان بيايد و دكتر طوسى به اين تقاضاها پاسخ مثبتى نداد، نمى تواند تنها دليل شكست نفتى ها باشد. به هر حال تيمى كه در چهار بازى آخرش سه برد و يك مساوى داشت، نبايد اين طور شكست خانگى را بپذيرد، مگر آن كه غرورى كاذب كار دستشان داده باشد.ديروز هم دو بازى انجام شد. در مشهد زور پاس به ابومسلم نرسيد و گلى درون دروازه ها قرار نگرفت، اما در شيراز، برقى ها با دو گل از پس مس برآمدند تا تنها گل زالدرون براى ميهمان بى خاصيت شود. نگاه به روز بيست و ششم پرسپوليس يك - استقلال يك *گل ها: روانخواه (۳) براى استقلال - خليلى (۲۵) براى پرسپوليس-داور: گونزالس واسكوئز (اسپانيا) - اخراج: كريم باقرى (۸۲) از پرسپوليس، بيژن كوشكى (۸۷) از استقلال صباباترى ۳ - ملوان صفر *گل ها: غلامرضا رضايى (۱۱ و ۵۷)، فضلى (۷۱)-داور: خداداد افشاريان سايپا ۴ - شيرين فراز ۲ *گل ها: شريفى نسب (۲۴)، شاه على دوست (۳۹)، وزيرى (۶۶) و آشتيانى( ۹۳) براى سايپا - يوسف پناهى (۵۴) و محمديان (۷۵) براى شيرين فراز-داور: تورج حق وردى پگاه يك - ذوب آهن صفر *گل ها: مهدوى (۵۵) - اخراج: حسين ابراهيمى از پگاه-داور: عليرضا فغانى نفت صفر - راه آهن ۲ *گل ها: هادى اصغرى (۷۰ و ۸۲)-داور: احمد صالحى سپاهان ۲ - استقلال اهواز يك *گل ها: كريمى (۱۶) و سيدصالحى (۲۷) براى سپاهان - داوود حقى (۷۰) براى استقلال اهواز-داور: يدالله جهانبازى پيكان صفر - مقاومت سپاسى ۳ *گل ها: طهماسبى (۳)، رمضانى (۹۱) و دهقانى (۹۴)-داور: محمود رفيعى ابومسلم صفر - پاس صفر داور: نويد مظفرى برق ۲ - مس ۱ *گل ها:گودرزى(۲۸) و مهدى كريميان(۶۱) براى برق-زالدرون(۴۱) براى مس داور: محسن قهرمانى
|
|
|
|
|
دو دونده ايرانى در رده بندى جهانى
گروه ورزشى- احسان مهاجر شجاعى و هادى سپهرزاد با پايان يافتن فصل رقابت هاى دو و ميدانى داخل سالن جهان در اسپانيا و قهرمانى آسيا در قطر در جدول رده بندى جهانى دو ۸۰۰ متر و هفتگانه جهان قرار گرفتند.در آخرين جدول رده بندى اعلام شده، احسان مهاجرشجاعى در دو ۸۰۰ متر با شركت در رقابت هاى آسيايى دوحه قطر و قهرمانى جهان در والنسيا با ركورد ۴۸/۶۸:۱ دقيقه براى نخستين بار در جايگاه ۴۴ رقابت هاى داخل سالن جهان ايستاده است. در اين رشته در سال ۲۰۰۸ ابوبكر خاكى خميس دونده ۱۸ ساله اهل سودان با زمان ۴۴/۸۱:۱ دقيقه نفر اول بهترين هاى جهان است.در رشته هفتگانه نيز هادى سپهرزاد با پنج هزار و ۵۱۵ امتياز در مكان ۷۸ جهان ايستاده است. در اين رشته برايان كلاى از آمريكا با شش هزار و ۳۷۱ امتياز اول است.
|
|
|
|
|
فعاليت جدى رشته بادبانى در سال ۸۷
تدوين برنامه ۲۰ ساله در سال ۸۶ نقطه عطف فعاليت هاى فدراسيون قايقرانى و اسكى روى آب بود.احمد دنيامالى، رئيس فدراسيون قايقرانى و اسكى روى آب با بيان اين مطلب كه در سال ،۸۷ انتخابى المپيك در رشته آب هاى آرام در ژاپن، كانوپولو قهرمانى جهان در كانادا، انتخابى المپيك و قهرمانى جهانى جوانان و بزرگسالان اسلالوم، قهرمانى بزرگسالان جهان در روئينگ و جوانان زير ۲۳ سال و انتخابى المپيك و ماراتن قهرمانى جهان را داريم افزود در تلاش هستيم نتايج خوبى به دست آوريم.
|
|
|
|
|
در نخستين روز تور جاوه شرقى اندونزى
احد كاظمى دوم و قادر ميزبانى هفتم شد
گروه ورزشى- قادر ميزبانى، دوچرخه سوار تيم پتروشيمى تبريز در نخستين روز رقابت هاى تور بين المللى جاوه شرقى اندونزى در رقابت با ۱۰۶ ركابزن با زمان ۵۶:۲۵:۲ ساعت در مكان هفتم قرار گرفت. اولين مرحله در رشته كريتريوم به مسافت ۱۰۸ كيلومتر برگزار شد و دوچرخه سوار تيم لى توآ با زمان ۵۷:۲۵:۲ ساعت اول شد. محمد جبرئيلى از تيم مس كرمان نيز در مكان ۳۲ قرار گرفت. در مرحله دوم اين تور نيز كه در رشته كريتريوم به مسافت ۱۳۸ كيلومتر برگزار شد، احد كاظمى ركابزن تيم پتروشيمى تبريز در مكان دوم ايستاد. در اين مرحله محمدحسن دوچرخه سوار سوريه اى با زمان ۰۳:۱۰:۳ ساعت اول شد و محمد جبرئيلى نيز در مكان دهم ايستاد.
|
|
|
|
|
برترين كشتى گيران چوخه شناخته شدند
مسابقه هاى كشتى با چوخه اسفراين برگزار شد و برترين ها شناخته شدند. اين رقابت ها با شركت ۱۳۰ شركت كننده در قالب ۱۰ تيم در شهرستان اسفراين برگزار شد و بهترين هاى هر وزن به اين ترتيب معرفى شدند: * وزن ۵۶ كيلوگرم: ۱- الياس اكبرى از اسفراين، ۲- محمد قلى پور از مانه و سملقان، ۳- ميكائيل قرنى از اسفراين* وزن ۷۵ كيلوگرم: ۱- مرتضى يزدانى از مانه و سملقان، ۲- جواد اسدى از بجنورد، ۳- عليرضا جهانى از اسفراين* وزن ۸۵ كيلوگرم: ۱- محمدحسن حاج آبادى از نيشابور، ۲- حسن قلى زاده از اسفراين، ۳- محمود شعبانى از مانه و سملقان * وزن ۹۵ كيلوگرم: ۱- حسين اكبرى از اسفراين، ۲- عباسعلى ظاهرفريمان از فريمان، ۳- احد كاظمى از اسفراين* وزن ۹۵+ كيلوگرم: ۱- جواد محمدپور از اسفراين، ۲- مجيد آرزومندى از نيشابور، ۳- عبدالرضا فرحدل از اسفراين
|
|
|
|
|
امشب در فوتبال باشگاهى اروپا
رم با جنوا بازى دارد، رئال با مايوركا
گروه ورزشى- امشب در ادامه مسابقات فوتبال باشگاهى در كشورهاى عمده اروپايى، اين ديدارهاى مهم شكل مى گيرد: * انگليس (هفته سى و سوم ليگ): آرسنال با ليورپول، منچستر سيتى با چلسى و بلك برن با تاتنهام * آلمان (هفته بيست و هفتم ليگ): هرتابرلين با وردربرمن، اشتوتگارت با هامبورگ و شالكه با هانساروستوك * ايتاليا ( هفته سى و دوم ليگ): ميلان با كاليارى و رم با جنوا * اسپانيا (هفته سى ويكم ليگ): مايوركا با رئال مادريد * فرانسه (هفته سى و دوم ليگ): رن با بوردو و نيس با ليل
|
|
|
|
|
شب بد آلمانى ها در جام يوفا
پنجشنبه شب در مسابقات رفت مرحله يكچهارم نهايى فوتبال جام يوفا ختافه اسپانيا دست به كار مهمى زد و در زمين بايرن مونيخ آلمان به تساوى ۱-۱ رسيد. اين نتيجه با گلى كه كاسمين كونترا بازيكن رومانيايى ذخيره ختافه در دقيقه آخر به بايرنى ها تحميل كرد، به دست آمد.در يك شب بد براى آلمانى ها، باير لوركوزن هم در خانه اش با نتيجه حيرت بار ۱-۴ به زنيت روسيه باخت. رودى فولر مدير فنى معروف لوركوزن در پايان اين ديدار زنيت را با توجه به قدرتش بيشتر شايسته حضور در جام قهرمانان باشگاه هاى اروپا خواند تا جام يوفا.در دو مسابقه ديگر ، فيورنتينا ايتاليا در خانه اش با آيندهوون هلند ۱-۱ مساوى كرد و رنجرز اسكاتلند نيز در زمينش با اسپورتينگ ليسبون پرتغال به تساوى ۱-۱ رسيد.
|
|
|
|