يكشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۸۷ - ۲۹ ربيع الاول ۱۴۲۹
Sun, Apr 6, 2008
فرهنگ و پايدارى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
سلامت
به ياد شهيد حسين خرازى
حماسه خيبر شكنان
355020.jpg
]سهيلا طائى]

نخستين سال جنگ تحميلى با چندين عمليات ناموفق سپرى شد، تا اينكه با آزاد سازى خرمشهر مسير جنگ تغييرات جدى يافت.نيروهاى ايرانى به خود باورى و اعتماد به نفس ويژه اى رسيدند و در جبهه مقابل دشمنان بعثى احساس ضعف و خوارى يافتند.اهميت عمليات خيبر با اين مقدمه بيشتر روشن مى شود پس از فتح خرمشهر چند عمليات پياپى همچون رمضان و والفجر مقدماتى اجرا شد در حالى كه فرماندهان سپاه و ارتش در اين تدبير بودند كه با استفاده از اصل غافلگيرى بتوانند دشمن را در يكى از مناطق جنگى زمين گير كنند تا بار ديگر روحيه نيروها افزايش يابد.بدين گونه منطقه عملياتى هور انتخاب شد.

* درباره عمليات
عمليات خيبر در ساعت ۲۱‎/۳۰ روز سوم اسفند سال ۶۲ با رمز يا رسول الله و در منطقه عملياتى شرق رودخانه دجله و داخل هور الهويزه انجام شد.
هدف از انجام عمليات خيبر انهدام نيروهاى سپاه سوم عراق، تأمين جزاير مجنون شمالى و جنوبى، ادامه تك از جزاير و محور طلاييه به سمت نشوه و پيوستن به نيروهايى بود كه از محور ديگر به دشمن حمله مى كردند.در نظر بود كه خشكى شرق دجله از طريق هور تصرف شود تا دشمن نتواند از سمت شمال سپاه سوم را تقويت كند.
* منطقه عملياتى
منطقه عملياتى كه در شرق رودخانه دجله و داخل هور الهويزه واقع شده است، از شمال به العزير و از جنوب به القرنه- طلاييه محدود مى گردد اين منطقه داراى دو نوع طبيعت متفاوت است، هور و خشكى قسمت خشكى، كه حداقل عرض آن ۸ كيلومتر و حداكثر۱۰ كيلومتر است توسط دو هور بزرگ - هور الهويزه در شرق و هور الحمار در غرب آن- احاطه شده است.همچنين منطقه مذكور توسط رودخانه دجله به دو قسمت شرقى- غربى تقسيم مى شود كه بخش عمده آن در شرق رودخانه قرار دارد.جاده مواصلاتى عماره- بصره نيز در غرب رودخانه است در داخل منطقه مزبور جزاير شمالى وجنوبى مجنون واقع است.
همچنين تأسيسات ديگرى از قبيل: دكل هاى برق، دكل هاى تقويتى راديو و تلويزيون، كارخانجات كاغذ سازى، چاه هاى نفت و ... در داخل آن وجود دارد.هور منطقه اى است همسطح دريا كه در برخى مناطق سطح آب آن ۲ تا ۳ متر بالاتر از آب دريا است و به طور كلى نسبت به مناطق همجوار گود مى باشد و در مسير رودخانه هاى قديمى و دائمى به وجود مى آيد و داراى روييدنى هايى از قبيل : «نى» با ارتفاع ۲ تا ۷ متر كه عمدتاً در جاهاى عميق مى رويد است.
* شب عمليات
در مرحله اول نيروهاى قرارگاه نجف با تهاجم سراسرى در مناطقى همچون تنگه و شهر القرنه، جاده بصره، العماره و نيز جزاير شمالى و جنوبى مجنون استقرار يافتند.
در ادامه عمليات، پس از آن محور زيد با عدم موفقيت مواجه شد لشكر ۱۴ سپاه پاسداران كه تحت امر قرارگاه كربلا بود آزاد شده و به همراه لشكر ۲۷ مأموريت طلاييه را برعهده گرفت. در آن شب نبرد سختى در گرفت كه تا صبح به طول انجاميد. در اين ميان، فشار دشمن همچنان ادامه داشت و با آن كه محور جاده طلاييه، به طول ۶ كيلومتر، در اختيار نيروهاى خودى بود ليكن وسعت كم منطقه مانور از يك سو و آتش انبوه و بسيار زياد دشمن از سوى ديگر، امكان پيشروى الحاق با محور جزاير مجنون را ناممكن ساخته بود.
به همين خاطر از ادامه عمليات در طلاييه صرف نظر شد و به اين ترتيب اهداف عمليات خيبر به حفظ جزاير مجنون محدود شد.
* تلفات و خسارات عراق در اين عمليات
كشته و زخمى شدن حدود ۱۵ هزار نفر، به اسارت درآمدن ۱۱۴۰ نفر، انهدام ۱۵۰ تانك و نفر بر، انهدام ۲۰۰ خودرو به غنيمت در آمدن ۱۰ تانك و ۶۰ كاميون، انهدام ۲۱ تيپ به ميزان ۲۰ تا ۱۰۰ درصد.
* خيبر شكنان
عمليات خيبر نخستين عمليات آبى خاكى رزمندگان اسلام در طول دوران جنگ بود.در اين عمليات حاج ابراهيم همت، پرچم دار بزرگ جبهه هاى حق عليه باطل و فرمانده عمليات، در كنار بسيجيان از خود گذشته بر اثر اصابت تركش گلوله توپ به نداى حق لبيك گفت و به سوى معبود پرواز كرد.همچنين فرماندهان بزرگى چون : اكبر زجاجى، حميد باكرى و ياغچيان در اين عمليات به شهادت رسيدند.
دكتر محسن رضايى فرمانده وقت سپاه درباره اين عمليات مى گويد: با اين عمليات يك شوك بسيار بزرگ به ارتش و دولت عراق و بخصوص حاميان صدام وارد شد.جنگ سختى صورت گرفت اما مقاومت رزمندگان ما باعث شد جزاير جنوبى و شمالى يا جزاير خيبر تا آخرين روزهاى جنگ در اختيار ما باقى بماند.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام اضافه مى كند: در شرايطى كه در دو سال و اندى كه لشكرهاى ما فقط در خشكى جنگيده بودند بايد حالا دردريا مى جنگيدند؛ در منطقه اى كه حدود ۱۰۰ كيلومتر در ۳۰ كيلومتر درياچه اى بود كه در عين حال باتلاق، نيزارهاى بسيار فشرده و بركه هاى آب نيز در اين منطقه وجود داشت.
نيروهايى كه در زمين مى جنگيدند بايد از نظر روحى- روانى، لجستيك، رزم، تاكتيك و حتى از نظر سلاح هم بايد براى جنگ در آب آماده مى شدند.اين مشكل مشكلى نبود كه در عرض يك شب حل شود معمولاً براى انتقال نيروى اعزامى از وضعيتى به وضعيتى ديگر بستگى به تغيير وضعيت زمان طولانى مى شود كه اين تغيير از خشكى به آب بيش از ۵-۴ سال زمان براى آموزش و گردآورى تجهيزات و سلاح مى طلبد اما همه اين كارها را ما بايد كمتر از ۹-۸ ماه انجام مى داديم.
وى ضمن اشاره به امكانات كم براى اجراى عمليات غير كلاسيك خيبر، بر نقش نيروهاى رزمى- مهندسى تأكيد كرده و مى افزايد: ما در عمل به يك سوم قايق ها رسيديم ضمن اينكه با كمبود در لجستيك مواجه بوديم، فشارهاى بين المللى بر ما بيشتر شد و حداقل امكانات را نداشتيم لذا مرتب ما ناچار بوديم كه يا عمليات را محدود كنيم و يا از توانايى هاى فنى و مهندسى خود استفاده كنيم كه برادران جهاد سازندگى را براى ساخت پلى ۱۵ كيلومترى توجيه كرديم كه در دنيا بى سابقه است.درست كردن پل ۱۵ كيلومترى خارج از تصور بود با اين وجود اين عزيزان پل شناور خيبر را طراحى كردند تا به محض انجام عمليات از فرداى آن روز نصب پل آغاز شود.
وى لطف خدا همراه با ابتكارات و نوآورى هاى رزمندگان را در طراحى عمليات خيبر يادآور شده و مى افزايد: وقتى با كمبود قايق مواجه شديم برادران هوانيروز ارتش را خواستيم كه سردار جلالى فرمانده وقت هوانيروز بسيار فعال بودند كه با پشتيبانى و ترابرى هوايى كمبود قايق ها را حل كنيم كه اين موضوع ابتدا براى آنها كاملا ناشناخته بود و پرواز در ارتفاعات پائين روى نيزارها و در منطقه اى نا امن كار ساده اى نبود و فداكارى هاى زيادى صورت گرفت.
وى، تصرف جزاير و قطع جاده بصره- بغداد را دو هدف اصلى عمليات خيبر عنوان كرده و اضافه مى كند: عمليات اينطور طراحى شده بود كه ما نيروهايمان را در غافلگيرى وارد خاك عراق كنيم و ۲۰ كيلومتر دريا را پشت سر بگذاريم و جاده بغداد- بصره را قطع كنيم و جزاير جنوبى و شمالى خيبر كه مراكز نفتى عراق است و تقريباً بيش از چند ميليارد بشكه نفت در آن منطقه وجود داشت و بيش از ۹۰ چاه نفتى در اين جزاير حفر شده بود را تصرف كنيم.
اكثر فرمانده لشكرها سوار بلم ها شدند و ۳-۲ روز طول كشيد تا رفتند در جاده اصلى بغداد- بصره و خودشان محل نيروها و تجهيزاتشان را ديدند و مشخص كردند.شهيد باكرى، همت، احمد كاظمى، مرتضى قربانى، آقاى قاليباف از جمله اين فرماندهان بودند كه قبل ازعمليات از هور و از سنگرهاى دشمن شبانه عبور كردند و در كنار جاده و جزاير جنوبى و شمالى عراق شناسايى را انجام دادند و شب عمليات با آگاهى كامل لشكرهايشان را در اهداف عملياتى مستقر كردند.
* بى نظير در طول دفاع مقدس
سردار محمد حسين جلالى چهره اى كه گرچه كمتر شناخته شده اما داراى سوابق درخشانى است كه در زمان عمليات خيبر در نقش فرمانده هوانيروز ارتش به اين عمليات يارى رساند و از سال ۶۴ تا پذيرش قطعنامه يعنى در سال هاى حساس كشورمان وزير دفاع بوده است. وى ابتدا در ارتش امير بودكه با فرمان مقام معظم هبرى و فرماندهى كل قوا به سپاه فرستاده شد تا فرماندهى نيروى هوايى سپاه را به عهده گيرد و اين نهاد نوپا را به سرانجامى برساند.بعد از وى اين سمت را شهيد احمد كاظمى عهده دار شد.سردار جلالى هم اكنون مشاور مقام معظم رهبرى نيز هست.وى با اشاره به اينكه در مقطع اجراى اين عمليات به عنوان فرمانده هوانيروز مشغول خدمت بوده، اظهار مى دارد: رهبر معظم انقلاب كه در آن دوران رئيس جمهور بودند به من تكليف كردند كه در اين موضوع به سپاه كمك كنم و من نيز ظرف ۳ ماه خلبانان را براى عمليات شبانه آموزش دادم و خودم نيز در زمان عمليات به همراه شهيد احمد كاظمى نخستين هليكوپترى كه در منطقه فرود آمد را هدايت كردم.
وى با تأكيد بر اينكه عمليات شبانه هليكوپترها در اين حجم، در كمتر كشورى انجام شده است، گفت: در يك شب ۱۵۰ هليكوپتر به اهواز منتقل شد بدون اينكه دشمن مطلع شود و هدايت هليكوپترها نيز با كمترين امكانات ارتباطى صورت گرفت.
اين فرمانده ارشد دفاع مقدس خاطرنشان مى كند: در هر لحظه از عمليات خيبر مى شد يارى خدا و امداد الهى را لمس كرد.
به ياد شهيد حسين خرازى
صبر پيشه كنيد كه دنيا فانى ا ست
354948.jpg
حسين ابوالفتحى

گاهى اين پرسش پيش مى آيد كه وصيت نامه شهدا به چه كار مى آيد شايد اين سؤال در ابتدا پرسش نابجايى باشد، اما اگر عميق به آن بنگريم و بينديشيم خواهيم فهميد كه در نفس پرسش اشكالى بر آن وارد نيست و چقدر خوب است اگر عاقلان اين گونه پرسش ها را گاهى براى خود و ديگران مطرح كنند و با شور و علاقه دنبال پاسخ آن باشند. به راستى وصيت نامه شهدا چه كاركردى مى تواند داشته باشد در پاسخ به اين سؤال از چند دريچه مى توان وارد شد. نخست اين كه جهان بينى شهيد در زمان حيات نسبت به خدا، مقدسات، وطن و تمامى شئونات زندگى چگونه بوده است، دوم اين كه براى چه خود را در معرض شهادت قرار داده است سوم، اين كه اساساً شهيد در اسلام به چه كسانى مى گويند (اين را مى شود از توضيحات برخى وصيت نامه ها دانست) و آنان حاضرند براى دين چه كار كنند و دلايل بيشمارى كه مى شود آنها را پشت هم آورد.
شهيد حسين خرازى يكى از همان شهدايى است كه نه تنها در زمان حضورش بسيار تأثير گذار در عرصه انقلاب و مسلمانان بود بلكه از آن روزگار كه به شهادت رسيد، طريق او جاودان مانده است. وصيتنامه اين شهيد به راستى مانند چراغ هدايت است كه مى توان هنگام تزلزل به آن نگريست و تجديد ميعادى با يگانه عالم هستى ايجاد كرد. او در وصيتنامه اش مى نويسد:

بسم رب الصديقين
خطاب به فرماندهان و رزمندگان اسلام

ما لشگر امام حسين (ع) هستيم و حسين وار هم بايد بجنگيم. اگر بخواهيم قبر شش گوشه امام حسين(ع) را در آغوش بگيريم، كلامى و دعايى جز اين نبايد داشته باشيم «الهم اجعل محياى محيا محمد و آل محمد و مماتى ممات محمد و آل محمد». اگر در پيروزى خودمان را دخيل بدانيم اين حجاب است براى ما و اين شايد انكار خداست. اگر براى خدا مى جنگيد احتياج ندارد به من يا ديگران گزارش كنيد. گزارش را نگه داريد براى قيامت. اگر كار براى خداست گفتنش براى چيست در مشكلات است كه انسان ها آزمايش مى شوند، صبر پيشه كنيد كه دنيا فانى است و ما معتقد به معاد هستيم. هر چه كه مى كشيم و هر چه كه بر سرمان مى آيد از نافرمانى خداست و همه ريشه در عدم رعايت حلال و حرام خدا دارد. سهل انگارى و سستى در اعمال عبادى تأثير نامطلوبى بر پيروزى ها دارد. همه ما موظفيم و مكلفيم با وجود همه نارسايى ها بنا به فرمان رهبرى جنگ را به همين شدت و با منتهاى قدرت ادامه بدهيم زيرا ما بنابر احساس وظيفه شرعى مى جنگيم نه به قصد تنها پيروزى. همواره قصدمان اين باشد كه خاطره شهدا را در ذهنمان زنده نگه داريم و شهدا را به عنوان يك الگو در نظر داشته باشيم كه شهدا راه شان راه انبياست و پاسداران واقعى هستند كه در اين راه شهيد شدند. من علاقه مندم كه با بى آلايشى تمام، هميشه در ميان بسيجى ها باشم و به درد دل آنها برسم.
از مردم مى خواهم پشتيبان ولايت فقيه باشند. راه شهداى ما راه حق است اول مى خواهم آنها مرا بخشيده و شفاعت من را در روز جزا كنند و از خدا مى خواهم كه ادامه دهنده راه آنها باشم. آنهايى كه با بودن شان و زندگى شان به ما درس ايثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتن شان درس عشق به ما آموختند. از مسئولين عزيز و مردم حزب اللهى مى خواهم كه در مقابل آن افرادى كه نتوانستند از طريق عقيده مردم را از انقلاب دور و منحرف كنند و الان در كشور از طريق ديگرى دست به مبارزه از طريق اشاعه فساد و فحشا و بى حجابى زده اند در مقابل آنها ايستادگى كنند و با جديت كامل جلو اين فسادها را بگيرند.
استغفرالله، خدايا امان از تاريكى و تنگى و فشار قبر و سؤال نكير و منكر در روز محشر و قيامت. به فريادم برس. خدايا دلشكسته و مضطربم. صاحب پيروزى و موفقيت تو را مى دانم و بس و بر تو توكل دارم. خدايا تا زمان عمليات فاصله اى نيست. خدايا به قول امام خمينى (ره) تو فرمانده كل قوا هستى، خودت رزمندگان را پيروز گردان و شر صدام كافر را از سر مسلمانان بكن. خدايا از مال دنيا چيزى ندارم، خدايا تو خود توبه مرا قبول كن و از فيض عظماى شهادت نصيب و بهره مندم ساز. از تو طلب مغفرت و عفو دارم.
والسلام.
حسين خرازى ۱۳۶۵‎/۱۰‎/۱

* شهيد خرازى فرزند ايمان
حسين در يكى از روزهاى سال ۱۳۳۶ در اصفهان به جهان پاى گذاشت. بستر خانواده حسين آن روزها به گونه اى بود كه ايمان در آن حرف نخست را مى زد و اين چنين بود كه نام نيكوى مولاى او را بر او نهادند و نامش شد «حسين».
«مسجد سيد» واقع در محله كوى كلم مسجدى بود كه روزگار نونهالى و نوجوانى «حسين» به همراه پدرش در آنجا گذشت و در همانجا هم بود كه آموخت اسلام چگونه دينى است و به راستى حسين(ع)چگونه مى تواند به درستى چراغ هدايت انسان ها باشد. در سال ۵۵ پس از اخذ ديپلم اين دلاور را به زور به جنگ «ظفار» (عمان) فرستادند. او در پاسخ به اين حركت گفت: اين سفر معصيت است و بايد نماز را در اين جنگ كامل خواند. پس از پيروزى انقلاب اسلامى اما ديگر حاج حسين اين گونه نبود او با جان و دل به عمق ايمان اسلامى غور كرد و توانست آئينه اى بزرگ بر تارك انقلاب به نگارش درآورد.
* خودم را براى شهيد شدن آماده كرده ام
شهدا پيش از آن كه به لقا الله بپيوندند انگار احساسى به آنها دست مى داد كه به تبع آن احساس درمى يافتند كه انگار روح شان در حال آزادى است. شهيد حسين خرازى دلاور مرد ميدان عمل و كارزار جنگ نيز اين چنين بود.
حسين پيش از عمليات «خيبر» به دوستانش گفته بود كه «خودم را براى شهيد شدن آماده كرده ام» البته همين جمله نيز بسيار جاى تأمل دارد كه يك انسان خاكى چگونه مى تواند دريابد كه اتفاقى عظيم براى او خواهد افتاد. شهيد حسين خرازى انگار دريافته بود كه اين عمليات، عمليات آخر است. در عمليات خيبر دشمن بعث منطقه را به طور كامل با انواع و اقسام وسايل سبك و سنگين جنگى تحت اختيار قرار داده بود و حتى به بمب شيميايى هم متوسل شده بود. در اين كارزار و گير و دار ابتدا شهيد، حلاج وار ابتدا براى خواندن نماز عشق دست راستش را در راه خدا ايثار كرد و همان گونه كه در نماز عشق آمده، اين نماز با وضوى خون عاشق خوانده مى شود. شهيد حسين خرازى پس از هديه دست راستش به اسلام و انقلاب به بيمارستان يزد انتقال يافت. شهيد حسين خرازى رازى ميان سينه داشت كه به گفته مادرش فقط آن را با ايشان در ميان نهاده بود. مادرش نقل مى كند كه حسين شبى در خواب ديده بود كه ملائك پيش او آمده اند و از او پرسيده بودند خيال آمدن دارى يا ماندن و او گفته بود فعلاً ميل ماندن دارم تا با آخرين توان در راه دين خدا وظيفه ام را انجام دهم.
هشتم اسفندماه ۱۳۶۵
غذاى رزمندگان خط مقدم نرسيده بود و به ظاهر ماشين در بين راه بر اثر تركش متوقف شده بود. حاج حسين خرازى از اين بابت بسيار نگران بود و سعى كرد با ماشينى به سمت ماشين غذاى رزمندگان برود. وقتى از سنگر بيرون آمد بر اثر اصابت تركش به پشت سر و گردنش به خواندن نماز عشق رفت. او آخرين كالايى كه داشت به درگاه خدا تقديم كرد. رهبر معظم انقلاب پيام تسليتى براى شهادت حسين خرازى ارسال كردند كه مى خوانيم
بسم الله الرحمن الرحيم
سردار رشيد اسلام و پرچمدار جهاد و شهادت، برادر شهيد، حاج حسين خرازى به لقاءالله شتافت و با ذخيره اى از ايمان و تقوا و تلاش شبانه روزى براى خدا و نبردى بى امان با دشمنان خدا، در آسمان شهادت پرواز كرد و به آسمان رحمت الهى فرود آمد. او كه در طول شش سال جنگ قله هايى از شرف و افتخار را فتح كرده بود اينك به قله رفيع شهادت دست يافته است و او كه زمانى «هل من ناصر ينصرنى» را با تمام وجود لبيك گفته بود اكنون به زيارت مولايش امام «حسين» نايل آمده است و او كه در جمع ياران لشگر سرافراز امام حسين (ع) عاشقانه به سوى ديار محبوب تاخت پيش از ديگران به منزل رسيده و به فيض ديدار نايل آمده است. آرى او پاداش جهاد صادقانه خود را كنون گرفته و با نوشيدن شربت شهادت، سبكبال در جمع شهدا و صالحين درآمده است. زندگى و سرنوشت اين شهيد عزيز و هزاران نفس طيبه اى كه در اين وادى قدم زده اند صفحه اى درخشنده از تاريخ اين ملت است. ملتى كه در راه اجراى احكام خدا و حاكميت دين خدا و دفاع از مستضعفين و نبرد با مستكبرين عزيزترين سرمايه خود را نثار مى كنند و جوانان سرافرازش پشت پا به همه دلبستگى هاى مادى زده پاى در ميدان فداكارى نهاده و با همه توان مبارزه مى كنند و جان بر سر اين كار مى گذارند. چنين ملتى بر همه موانع فائق خواهد آمد و همه دشمنان را به زانو درخواهد آورد.
ما پس از هشت سال دفاع مقدس همه جانبه و شش سال تحمل جنگ تحميلى نشانه هاى اين فرجام مبارك را مشاهده مى كنيم و يقيناً نصرت الهى در انتظار اين ملت مؤمن و در مبارزه ايثارگر است.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |