يكشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۸۷ - ۲۹ ربيع الاول ۱۴۲۹
Sun, Apr 6, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
سلامت
سايه آمريكا بر سازمان ملل
354969.jpg
] مهين السادات صمدى]

رسانه هاى آمريكا اين روزها حكايت هاى تأمل انگيزى درباره دوستى زلماى خليل زاد سفير ايالات متحده در سازمان ملل با بان كى مون دبير كل اين سازمان نقل مى كنند. بر حسب گزارش اين رسانه ها ديپلمات افغانى تبار آمريكا امروز جايگاه صميمى ترين رفيق رئيس كره اى سازمان ملل را پيدا كرده است. به گفته تحليلگران آمريكايى خليل زاد كه پس از يك دوره حضور پرتنش جان بولتون در سازمان ملل بر كرسى نمايندگى آمريكا در اين نهاد تكيه زد اكنون نه تنها به اختلاف و كدورت ميان سازمان ملل و كاخ سفيد پايان داده بلكه پايه يك همكارى عميق را ميان واشنگتن با ساكنان بزرگترين نهاد بين المللى ايجاد كرده است.
ناظران آمريكايى اكنون از دوران مأموريت خليل زاد در سازمان ملل به عنوان دوران طلايى نفوذ كاخ سفيد دراين نهاد ياد مى كنند. خليل زاد در تمام تصميم گيرى هاى كليدى اين سازمان حضور دارد. لابى ها و رايزنى هاى او در ماه هاى اخيربه صدور برخى قطعنامه ها و بيانيه هاى جنجالى منجر شده و در همان حال راه بسيارى از قطعنامه ها و تصميم هاى كليدى را بسته است. چنان كه سخنگويان كاخ سفيد وعده داده بودند، ديپلمات جديد آمريكا در سازمان ملل اولويت دوران مأموريتش در سازمان ملل را بحران هاى خاورميانه قرار داده و بيش از همه بر تصميم هاى اين سازمان در منازعه فلسطين، لبنان و عراق و افغانستان تأثيرگذار است. از همين روست كه ناظران اكنون ميان عملكرد سؤال انگيز سازمان ملل در بحران هاى خاورميانه با نقش هاى پنهان خليل زاد ارتباط عميق قائل هستند. در جريان حملات خونبار ارتش صهيونيستى به غزه تلاش ها و رايزنى هاى خليل زاد موجب شد سازمان ملل بدترين آزمون دوران رياست بان كى مون را به نمايش گذارد. خليل زاد دومين گام جنجالى خويش را در بحران لبنان برداشت . او توانست چتر حمايت شوراى امنيت را برسر جناح حاكم بيروت بگستراند و به بهانه پرونده قتل حريرى در نزاع داخلى لبنان سازمان ملل را به سمت جانبدارى علنى از يك جناح سوق دهد. اما به گفته منابع آمريكايى داد و ستد سياسى خليل زاد و مديران سازمان ملل بيش از همه در بحران عراق و افغانستان نمود دارد يعنى جايى كه خليل زاد در جايگاه يك متخصص و كارشناس عرض اندام مى كند. با خاطره تلخى كه بوش از انتقادهاى رئيس سابق سازمان ملل - كوفى عنان - در ذهن داشت كاخ سفيد اكنون با حضور ديپلمات افغان تبار خويش در جلسات مربوط به عراق احساس آرامش مى كند. حداقل دستاورد حضور خليل زاد در اين برهه اين شده كه باب انتقاد و ملامت ساكنان سازمان ملل از اوضاع رقت بار عراق و افغانستان را بسته است و در شرايطى كه همه افكارعمومى يكصدا از شكست سياست جنگى بوش سخن مى گويند درسازمان ملل، اوضاع بر محور ديگرى گردش مى كند.
اين اتفاقات در روابط نوين آمريكا و سازمان ملل اكنون دستمايه گزارش هايى شده كه در آن ناظران سياسى به تأمل بيشترى درباره نقش سفير كنونى آمريكا در ساختار تصميم گيرى اين كشور بپردازند.
سمت مهم سفارت آمريكا در سازمان ملل پس از پست وزارت خارجه دومين ركن تأثير گذار در ديپلماسى اين كشور است و واگذارى اين مسئوليت به زلماى خليل زاد آن هم در اوج تنش هاى اين كشور با نهادهاى بين المللى حكايت از روابط راز گونه اين ديپلمات با كانون هاى قدرت در آمريكا است.
خليل زاد ۵۷ ساله گرچه اصل و نسب «پشتون » دارد، ولى در مزار شريف يعنى در بخش ازبك نشين افغانستان متولد شده و كودكى و جوانى اش را در كابل گذرانده و همه تحصيلات و آموزش هاى سياسى لازم را در زمينه فرهنگ بومى كشورهاى غرب آسيا طى كرده است. بسيارى از تحليلگران آمريكايى از او به عنوان يك سياستمدار حرفه اى ياد كرده اند . يك مأمور تربيت شده براى ايفاى نقش هاى ديپلماسى در حوزه بحرانى غرب آسيا كه در دانشگاه آمريكايى بيروت و دانشگاه شيكاگو تحصيل كرده است و در سال ۱۹۷۹ دكتراى خود را در رشته علوم سياسى دريافت كرده است.
خليل زاد داراى ويژگى هايى است كه وى را به عنوان فرد معتمد طرف هاى آمريكايى تبديل كرده است . نكته قابل تأمل در باره كارنامه وى اين است كه او از نادر اعضاى كاخ سفيد است كه از موج حملات دموكرات هاى كنگره نشين جان سالم بدر برده است. حتى برخى از ناظران آمريكايى گفته اند اگر قرار باشد از تيم سياست خارجى بوش انگشت شمارى در كابينه آينده بماند نخستين آنها خليل زاد خواهد بود. نفوذ او در ميان جناح هاى كنگره موجب شد كه وى با بالاترين رأى به سازمان ملل رود .
در توصيف دقيق تر شايد بتوان وى را يكى از افراد كليدى آمريكايى ها در خاورميانه به حساب آورد. او هم اكنون در صحنه سياسى آمريكا، به عنوان سياستمدارى عمل گرا و يكى از عناصربازيگر نقش هاى پنهان در سياست خارجى آمريكا شناخته مى شود. اين روزها كه خاورميانه به كانون سياست خارجى آمريكا تبديل شده است، نفوذ خليل زاد در محافل عربى و افغانى و تسلط او به زبان هاى عربى و فارسى كمك شايانى به پيشبرد ديپلماسى پنهان بوش كرده است. او بيشترين اشراف را برمسائل چهار كشور طرف مناقشه با آمريكا دارد، ايران، عراق، افغانستان و لبنان.
نام اين نومحافظه كار در جريان تحولات سياسى افغانستان در ماه هاى پس از سقوط طالبان بر سر زبان ها افتاد. تا مدت ها تصور مى شد كه خليل زاد در افغانستان ماندگار شده و رهبرى اين كشور را دردست خواهد گرفت اما گذشت زمان ثابت كرد كه خليل زاد موقعيتى بيش از كرزاى وبيش از سياستمداران افغانى دوست بوش دارد. انتصاب او به دو پست كليدى سفارت آمريكا در عراق وسازمان ملل نشان داد كه خليل زاد يك مجرى تنها در تركيب مردان رئيس جمهور آمريكا نيست كه او يكى از اعضاى تيم سياستگذار امروز است.
گفته مى شودخليل زاد در اوايل دهه ۱۹۸۰ به تابعيت آمريكا درآمد و تعلق فكرى وى به محافظه كاران ، راه او را براى ورود به دولت ريگان هموار كرد. براساس گزارشى كه واشنگتن پست آن را منتشر كرده خليل زاد از اواخر دهه ۷۰ زمانى كه، افغانستان به اشغال شوروى در مى آيد به صف هواداران «زبگنيو برژينسكى » مى پيوندد. برژينسكى به عنوان مشاور امنيت ملى آمريكا در زمان جيمى كارتر، استراتژى هايى براى مهار كمونيسم بين المللى طراحى كرد و نهايتاً اين تئورى را مطرح كرد كه ايالات متحده در چارچوب تحكيم موقعيت بين المللى خود و نيز به سبب نيازهاى نفتى اش ، بايد كنترل آسياى مركزى را در دست بگيرد.در همين راستا خليل زاد همكارى خويش را با كاخ سفيد آغاز مى كند . در سال ۱۹۸۴ يعنى دورانى كه «جرج شولتز» وزارت خارجه آمريكا را بر عهده داشت ، خليل زاد براى مدت يك سال به عضويت شوراى برنامه ريزى اين وزارتخانه درآمد. رياست اين شورا را نيز «پل ولفوويتز »
بر عهده داشت كه بعداً معاون رامسفلد، وزير دفاع آمريكاشد . در آن زمان خليل زاد با سلسله مقالات و متن هايى كه درباره افغانستان منتشر مى كرد، كم و بيش در محافل رسمى آمريكا چهره شناخته شده اى به شمار مى رفت.او در سال ۱۹۸۴ طى كنفرانسى با عنوان بررسى مفهوم شهادت و مقاومت در تشيع در تل آويل تلاش وسيعى را براى گسترش ارتباطاتش با صهيونيست ها آغاز كرد .
در ايام جنگ ايران و عراق از سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۹ خليل زاد مشاور ويژه معاونت وزارت خارجه آمريكا در مورد جنگ ايران و عراق بود. جالب اين جاست كه با وجود جابه جايى جناح هاى قدرتدر كاخ سفيد خليل زاد همچنان در پست مشاور امور خاورميانه آمريكا باقى ماند تا حدى كه در دهه ۹۰ و در دوران حكومت بيل كلينتون، اين خليل زاد بود كه با تهيه سندى به نام «كتاب سفيد درباره افغانستان» خواستار دخالت مجدد آمريكا براى تغيير وضع افغانستان شد.
به اين ترتيب او از اوايل دهه ۹۰ به يك گروه مشاوره و نظريه پردازى محافظه كار به نام
« Corporation Rand » پيوست كه قبلاً هم در آن به مسائل و امور دفاعى مى پرداخت .
همزمان ، وى چند ماهى نيز مشاور شركت نفتى «اونى كال » شد. از جمله مشاوران اين شركت ، يكى هم حامد كرزاى بود كه خليل زاد در گماردن و انتخاب وى به رياست دولت افغانستان نقش اصلى را بازى كرد.در همين ايام خليل زاد از چهره هاى اصلى گروه نومحافظه كار تازه تأسيسى به نام «پروژه قرن آمريكاى جديد» بود كه از جمله در سال ۱۹۹۸ در نامه اى به كلينتون خواهان آن شد كه آمريكا بدون توجه به آراى سازمان ملل و با توسل به نيروى نظامى ، حكومت صدام را براندازد. اين نامه را علاوه بر خليل زاد، كسانى همچون «ولفوويتز »، «دونالد رامسفلد» و مشاور ارشد وى يعنى «ريچارد پرل » نيز امضا كرده بودند.
با راه يافتن جرج . دبليو. بوش به كاخ سفيد در ژانويه ،۲۰۰۱ خليل زاد مأموريت يافت كه در وزارت جنگ ، انتقال امور به وزير جديد (رامسفلد) و همكاران وى را سازماندهى كند. او بعداً از سوى بوش به رياست بخش آسياى مركزى و خليج فارس در شوراى امنيت ملى آمريكا گمارده شد.
از زمان وقوع ۱۱ سپتامبر، خليل زاد به پرنفوذترين شخصيت غير آمريكايى در دستگاه رهبرى آمريكا تبديل شد. مأموريت هاى سه گانه او يعنى سفارت آمريكا در بغداد، كابل و سازمان ملل با هيچ ديپلمات آمريكايى قابل قياس نيست . با سقوط طالبان ، او مأموريت شكل دهى به ساختار سياسى افغانستان مطابق با طرح هاى آمريكا را به عهده گرفت و سپس در صحنه عراق حاضر شد . وقتى جورج بوش براى آرايش نظامى پس از حذف صدام از عرصه سياسى عراق نياز به كمك و مشورت داشت زلمى خليل زاد عهده دارديپلماسى آمريكا در عراق شد .
البته پيش از اين او تجربيات چندى در عراق كسب كرده بود . درست پيش از حمله نيروهاى آمريكا به عراق در سال ۲۰۰۳ او در رأس هيأتى براى شركت در نشست مخالفان دولت صدام به مناطق كردنشين شمال عراق سفر كرده و از نزديك در زمينه امور سياسى اين كشور تحقيق كرده بود. خليل زاد كه با چند دولت جمهورى خواه همكارى داشته به عنوان يكى از عوامل نزديك به ديك چنى و طرف اعتماد گروه معروف به «بازها» در دولت بوش محسوب مى شود. او بى گمان يكى از عوامل مؤثر در تشويق بوش به انجام عمليات هاى خونين و خسارت بار
عصر ما بوده است.
اسناد معتبرى در اين زمينه وجود دارد كه خليل زاد با كمك صهيونيست ها در عراق توانست گروه هاى تروريستى القاعده ، منافقين ، بعثى ها و ديگر تكفيرى هاى تحت حمايت عربستان را براى ايجاد ناامنى و آشوب عليه دولت شيعى عراق سازماندهى كند و تلاش هاى او براى توهين به مقدسات اسلامى از جمله دست داشتن در حملات تروريستى به حرمين عسكريين (ع) كاملاً مشهود است و او با اين خوشخدمتى به صهيونيست ها توانست سفارت آمريكا در سازمان ملل را به دست آورد .
رؤياى هندى ها در رقابت هاى جديد تسليحاتى
354978.jpg
] هرمز برادران]

طرح ها و برنامه هاى اخير هند براى ايجاد يك سپر دفاع ضدموشكى نگرانى تازه اى را درباره آغاز رقابت تسليحاتى در آسيا و تأثير ات آن بر توازن راهبردى منطقه برانگيخته است.
گزارش هاى مربوط به اين برنامه و نيز تمايل آمريكا براى كمك به هند در ايجاد ظرفيت دفاع ضدموشكى سبب تشويش در چين و پاكستان شده است. روسيه نيز كه يكى از شركاى دفاعى مهم هند است با نگرانى فزاينده اى تحولات اخير را دنبال مى كند. با اين حال ترديدهاى زيادى درباره كارايى سيستم هاى دفاع ضدموشكى هند وجود دارد.
پس از آزمايش هاى موفق موشك هاى رهگير در سال هاى۲۰۰۶ و ،۲۰۰۷ هند مدعى است كه ظرفيت و توان موشك هاى ضدبالستيك (ABM) خود را توسعه داده و تا سال ۲۰۱۱ عملياتى خواهد شد.
وى.كى. ساراسوات رئيس سازمان تحقيقات و توسعه دفاعى هند (DRDO) به مطبوعات اين كشور گفته است سازمان وى در حال توسعه يك سيستم مستحكم دفاع ضدموشكى است كه قابليت رهگيرى سريع موشك هاى بالستيك از فاصله ۵ هزار كيلومترى و بيشتر را داراست.
در جريان تمرينات دفاع هوايى Prithvi PADE در سال ۲۰۰۶ يك آزمايش ضدموشكى در ارتفاع بالا صورت گرفت كه در آن يك موشك رهگير اصلاح شده Prithvi موسوم به AXO با موفقيت يك موشك بالستيك Prithvi را رهگيرى كرد. اين آژانس همچنين يك موشك دفاع پيشرفته هوايى (AAD) را كه براى رهگيرى در ارتفاعات پائين تر كاربرد دارد، با موفقيت آزمايش كرد.
به گفته منابع، آزمايش هاى ديگرى براى ماه آوريل برنامه ريزى شده است كه در آن دو رهگير، يك موشك را هدف قرار مى دهند. گزارش ها حاكى است كه هند در حال توسعه سيستم هاى پرسرعت ۱- AD و ۲ - AD در چارچوب موشك هاى ضدبالستيك است. آجى وى لله كارشناس مؤسسه مطالعات و تحليل هاى دفاعى در دهلى نو، به رغم نگرانى هاى موجود درباره احتمال آغاز مسابقه تسليحاتى در منطقه، به پتانسيل برنامه ضدموشكى هند اميدوار است.
وى گفت: «با حضور قدرت هاى هسته اى در همسايگى هند، اين كشور نياز دارد كه تمركز خود را از قابليت هاى متعارف دفاعى به سوى يك سيستم دفاع موشكى به عنوان بخشى از سياست ملى بازدارندگى تغيير دهد.»
وى افزود: «يك سيستم دفاع موشكى عملياتى نگرانى هاى امنيتى هند را بويژه درباره هجوم خارجى، خواه توسط يك كشور دشمن باشد يا يك بازيگر غيردولتى، تا حد زيادى كم مى كند. پاكستان و چين داراى موشك هاى قابليت حمل كلاهك هاى هسته اى هستند كه مى توانند بسيارى از شهرك هاى هند را در فواصل پروازى بسيار كوتاه هدف قرار دهند. هند مدت ها پيش از آزمايش هسته اى خود در سال ۱۹۹۸ فعاليت پنهانى درباره ايجاد سيستم دفاع موشكى را آغاز كرده بود. تأكيد فزاينده چين و پاكستان بر توسعه توان موشكى خود، هند را ترغيب به كار بر روى سيستم دفاع ضدموشكى كرد. پس از آزمايش AAD در ماه دسامبر، مقامات ارشد دفاعى هند اعلام كردند كه به باور آنها سيستم جديد اين كشور قابليت رهگيرى موشك هاى نوع ۹- M و ۱۱- M را كه در زرادخانه هاى كشورهاى همسايه وجود دارد، داراست.
پاكستان نيز با گوشه چشمى به توسعه موشك هاى ضدبالستيك در هند، به تعديل و تقويت زرادخانه موشك هاى داراى قابليت حمل كلاهك هاى هسته اى خود ادامه مى دهد و موشك هاى غورى، غزنوى و بابور از سرى موشك هاى بالستيك و كروز را توسعه مى دهد. اما هنوز معلوم نيست كه پاكستان قابليت كنونى سيستم ضدموشكى خود را حفظ مى كند يا بر روى توسعه آن كار مى كند.
* قابليت هاى واقعى هند
ناظران معتقدند كه هند با تبديل قابليت هاى موشكى فعلى اش به يك سيستم رهگيرى كارآمد در پى ورود به باشگاه كشورهايى است كه داراى سيستم هاى ضدموشكى عملياتى و فعال هستند. هند به سيستم ارو (Arrow) اسرائيل نيز علاقه نشان داده است اما آمريكا فروش سيستم كنترل ترنج زرد و رادار كاج سبز از اسرائيل به هند را مسدود كرد. با اين حال، بعدها اسرائيل دو رادار كاج سبز را براى تقويت رادار دوكاره رهگيرى دوربرد هند (LRTR) به دهلى نو ارائه كرد.
با اين همه ترديدهاى زيادى درباره كارايى سيستم دفاع موشكى هند با تكيه بر دانش بومى وجود دارد. اين چون و چراها نشأت گرفته از سوابق DRDO است كه در پروژه موشك هاى ضدهوايى «تريشول» و «آكانش» با مشكلات و نقصان هاى فنى مواجه شد. با وجودى كه اسرائيل و فرانسه كمك هاى فنى به هند ارائه داده اند اما كارشناسان هنوز بدبين هستند. ناتان هيوز تحليل گر مؤسسه استراتفور معتقد است كه سيستم دفاع ضدموشكى ضدبالستيك چيزى نيست كه DRDO از عهده عملى ساختن آن برآيد.
وى گفت: «من چيزى نديده ام كه حاكى از آن باشد كه DRDO قابليت دسترسى به اين سطح از پيچيدگى تكنولوژيكى را داشته باشد همچنين اين آژانس برنامه دقيقى براى ايجاد قابليت هاى كافى و كارآمد BMD نداشته است.»
هيوز ادامه داد: «حتى آمريكا نيز كه در ۳ دهه گذشته بيش از يك صد ميليارد دلار روى فناورى هاى موشكى صرف كرده است و به طور پيوسته روى اين قابليت كار كرده، هنوز نتوانسته است يك سپر دفاعى نفوذناپذير ايجاد كند.»
دبا موهانتى كارشناس بنياد ناظر تحقيقات در دهلى نو ديدگاه نسبتاً مشابهى دارد اما وى درباره توانايى DRDO براى توسعه رهگيرى هاى كارآمد ضدموشكى اندكى خوشبين است. وى اظهار داشت: «توسعه و استقرار يك سيستم ضدموشكى چند لايه كه كارايى و قدرت زيادى داشته باشد، در يك مدت بسيار كم دشوار است. اگر هند درهاى خود را به روى بازيگران خارجى و خصوصى براى جلب كمك هاى تكنولوژيكى از آنها بگشايد شايد بتواند با موفقيت سيستم ضدموشكى اش را توسعه دهد.»
* نگرانى هاى منطقه اى
تحليلگران دفاعى بيم آن دارند كه قابليت هاى بالاى ضدموشكى هند سبب بى ثباتى در منطقه جنوب آسيا شده و رقابت تسليحاتى و توسعه سيستم هاى تسليحاتى در ساير كشورهاى منطقه را در پى داشته باشد.
هيوز افزود: «اگر هند يك سيستم دفاعى ضدبالستيك داشته باشد به طور قطع موجب سراسيمگى پاكستان خواهد شد، حال فرقى نمى كند كه اين سيستم چقدر مؤثر و كارآمد باشد.»
با اين وجود وى نگرانى هاى چين در رابطه با همكارى هاى هند و آمريكا درباره اين سپر موشكى را كم اهميت مى داند. وى بر اين باور است كه چين به جاى نگرانى درباره اين قابليت هند بايد نگران توانايى هاى ژاپن در دفاع موشك هاى ضدبالستيك باشد زيرا قابليت هاى فزاينده ژاپن مستقيماً توان بازدارندگى پكن در برابر واشنگتن را تحت تأثير قرار داده و كاهش مى دهد.
موهانتى اضافه كرد: «از آنجا كه شكاف تكنولوژيكى ميان پكن و دهلى نو كمتر مى شود چين با دقت قابليت دفاع موشكى هند را تحت نظر گرفته است اما ماجراى جالب تر آن است كه ببينيم پاكستانى ها چگونه قابليت هاى دفاعى خود را بالا مى برند. بدون ترديد هم چين و هم پاكستان به احتمال زياد تلاش خواهند كرد كه قابليت هاى هجوم موشكى خود را افزايش دهند تا از اين طريق توان بازدارندگى راهبردى را حفظ كنند.»
* شركاى احتمالى
رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا در جريان سفر اخيرش به هند گفت: «ما بحث درباره نيازمندى هاى هند در عرصه دفاع موشكى و زمينه هاى همكارى را تازه شروع كرده ايم.» وى تأكيد كرد كه هرگونه نتيجه اى درباره توسعه سيستم ضدموشكى هند عليه كشور خاصى نخواهد بود.»
اما نبايد فراموش كرد كه برنامه هاى دفاعى بومى هند سابقه خوبى ندارد و پروژه هاى بلندپروازانه بسيارى هستند كه يا متوقف مانده اند يا به تعويق افتاده اند. ساوا سوات پدر برنامه موشك هاى رهگير هند ضمن ابراز اعتماد به توسعه موشكى اخير در هند عنوان كرده كه كمك هاى آمريكا نيز ضرورى است.
شركت لاكهيد مارتين Lockheed Martin كه پيشگام توليد سيستم هاى ضدموشكى تاد و پاتريوت است در نظر دارد براى توسعه سپر موشكى هند با DRDO همكارى كند. در اوايل ماه فوريه، ريچارد كركلند از مسئولان بلند پايه لاكهيد مارتين اعلام كرد كه مذاكرات مهمى درباره همكارى هاى آينده با دولت هند و نمايندگان صنايع دفاعى صورت گرفته است.
شريك احتمالى ديگر هند در توسعه سپر ضدموشكى اسرائيل است. در سال هاى اخير پروژه هاى دفاعى مشتركى ميان هند و اسرائيل در زمينه سيستم هاى دفاع ضدموشكى و رادارهاى پيشرفته وجود داشته است. هرگونه قرارداد احتمالى با آمريكا و اسرائيل مخالفت هاى سياسى گسترده اى را در هند، بويژه از سوى احزاب چپ گرا برخواهد انگيخت. اما بايد منتظر ماند تا ديد كه با توجه به فناورى هاى وعده داده شده و چالش هاى موجود، هند به سيستم دفاع ضدموشكى دست مى يابد يا نه.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |