سه شنبه ۲۰ فروردين ۱۳۸۷ -
Tue, Apr 8, 2008
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سياست
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
رودررو
كودك بادبادك
دشتستان؛ شهر كاخ هاى باستانى
] مصطفى بهبهانى مطلق]

شهرستان دشتستان وسيع ترين و پرجمعيت ترين شهرستان استان بوشهر، به مركزيت برازجان، در مدارهاى ۵۱ درجه و ۱۲ دقيقه طول و ۲۹ درجه و ۱۶ دقيقه جغرافيايى قرار دارد. همسايگان آن در شمال گناوه، در غرب بوشهر، در جنوب تنگستان و در شرق استان فارس است. وسعت دشتستان ۶‎/۳۷۱ كيلومتر مربع و جمعيت آن بيش از ۲۹۰‎/۰۰۰ نفر است. اين شهرستان تقريباً در وسط راه هاى ارتباطى شمال به جنوب استان قرار دارد؛ همچنين جاده شيراز - بوشهر از ميان آن مى گذرد. دشتستان داراى ۷ شهر، ۵بخش و ۱۹۲ روستا است. كوهستان گيسكان با دو قله گيسكان (به ارتفاع: ۲۶۰۰) و قله بزپر (به ارتفاع: ۱۴۲۰ متر) در شرق برازجان قرار دارد؛ دو رود دالكى و شاپور سيراب كننده دشتستان پنهاورند. دماى دشتستان بين ۰ تا ۵۰درجه در طول سال متغير است؛ بارش سالانه نيز حدود ۲۵۰ ميليمتر است. نژاد اهالى اكثريت پارس و گويش آنها پارسى آميخته با لرى است. برازجان، مركز دشتستان، دومين شهر بزرگ استان بيش از ۱۵۵‎/۰۰۰نفر جمعيت و ۱۵۳۸ هكتار وسعت دارد كه در نزديكى كوهستان گيسكان واقع شده است.
* پيشينه تاريخى
دشتستان داراى پيشينه تاريخى بسيار كهن است كه مى توان آن را به سه دوره تقسيم كرد. در دوره اول از عيلاميان تا ظهور اسلام، در قلب خود شهر باستانى توزوتا اوكه را داشته است كه پارچه بسيار معروف توزى و آثار تاريخى بسيارى كه از اين دوره طلايى به جا مانده حاكى از همين نكته است. دوره دوم از ظهور اسلام تا آغاز صفويه است كه دشتستان موقتاً در تاريخ فراموش مى شود. دوره سوم از آغاز صفويه تاكنون را شامل مى شود. در اين دوره خوانينى خوشنام و ميهن پرست همچون ملك منصورخان، شهيد سالم خان، شهيد ميرزامحمدخان غضنفرالسلطنه برازجانى و... بر برازجان در دوره اى متلاطم حكمرانى مى كنند؛ سالم خان كمر همت به آبادانى برازجان مى بندد و غضنفرالسلطنه برازجانى به يارى رئيسعلى دلوارى و جنگ با انگليسى هاى متجاوز برمى خيزد و پس از رشادت هاى بسيار و به خاك ماليدن پوزه انگليسى ها در جنگ لرده، به عنوان آخرين نفر از سرداران وطن پرست متحد در برابر متجاوزان، به دست يك خائن به شهادت مى رسد.
* جاذبه هاى تاريخى
در دشتستان با توجه به تاريخ كهن و پربار آن، آثار تاريخى مهمى وجود دارد ازجمله:
۱- كاخ زمستانى كوروش هخامنشى: در جنوب غربى برازجان، با قدمتى حدود ۲۵۰۰ سال كه تلاش براى يافتن بقاياى آن ادامه دارد.
۲- گوردختر: در روستاى پشت پر، بخش ارم، مشابه مقبره كوروش، متشكل از ۲۴ قطعه سنگ؛ متعلق به مادر يا دختر كوروش هخامنشى.
۳- كاخ بردك سياه: در ۱۲ كيلومترى شمال غرب برازجان، روستاى درودگاه؛ مربوط به داريوش هخامنشى كه تلاش براى يافتن بقاياى آن ادامه دارد.
۴- كوشك اردشير: در مجاورت گوردختر؛ مربوط به عهد اردشير ساسانى، ساخته شده با سنگ و ساروج.
۵- كاروانسراى مشيرالملك: در قلب برازجان، مربوط به اوايل قاجاريه، ساخته شده از سنگ با نماى بسيار زيبا و منحصر به فرد. اين بنا در زمان پهلوى زندان بوده (از زندانيان معروف: آيت الله طالقانى، مهندس بازرگان و...) و اكنون در حال بازسازى است. همچنين كوه قلعه (در ارتفاعات شرق برازجان)، پل مشيرالملك (۲۴ كيلومترى شمال برازجان)، كاروانسراى دالكى، چهل خانه سعد آباد، قصر دختر و گورى گاه در تنگ ارم، قلعه سبز در شبانكاره، سد سبا در روستاى كان سرخ وحدتيه (مربوط به هخامنشيان)، قلعه غضنفر السلطنه در كوه قلعه، بازار قديمى و سرپوشيده برازجان ازجمله آثار تاريخى دشتستان هستند.
* جاذبه هاى طبيعى
گيسكان، كوهستان سر به فلك كشيده و استوار چون مردم دشتستان، در شرق برازجان قرار دارد. رود شاپور (با ۲۳۰ كيلومتر طول) و دالكى (با ۲۱۵ كيلومتر طول و رود فصلى معروف آرد و در برازجان، از رودهاى معروف شهرستان هستند. از درختان معروف اين سرزمين نخل، گز، كوير و كنار (سدر) را مى توان برشمرد. از حيوانات بومى هم مى توان به گراز، بزكوهى، مارمولك و گوسفند و از پرندگان هم به كلاغ زاغى (قلاسوزوك)، فنچ تاجدار، فنچ مجنون، تيهو، چغول و سينه سرخ اشاره كرد. مهمترين جاذبه هاى طبيعى دشتستان عبارتند از: نخلستانهاى سرسبز، شاهزاده ابراهيم(ع) در ۱۸ كيلومترى جنوب شرقى برازجان و ارتفاعات اطراف آن، كوهستان گيسكان (دشت نرگسى و بام بلند)، آبشار فارياب در پشتكوه، چشمه زيرراه در ۱۵ كيلومترى برازجان (روستاى زيرراه)، چشمه آب گوگردى در دالكى، پارك جنگلى سركره در ۸ كيلومترى جنوب برازجان، امامزاده شاه پسرمرد در بوشكان، سد انحرافى سرقنات، سد رئيسعلى دلوارى (شبانكاره).
* كشاورزى
دشتستان قطب كشاورزى استان است و كشاورزى آن قدمتى ۲۵۰۰ ساله دارد. مجموع اراضى مزروعى اين شهرستان ۲۴۰‎/۰۰۰ هكتار است. مهمترين محصول كشاورزى آن خرما است كه از بيش از ۲‎/۵۰۰‎/۰۰۰ اصله نخل به دست مى آيد. مهمترين انواع نخل در اين منطقه كبكاب، خاصه، قصب و شيخالى هستند. بيشترين كلزا، كاهو، تنباكو و گندم استان در دشتستان به دست مى آيد.
* سوغات
مهمترين سوغاتى دشتستان عبارت است از: خرما، رطب، خارك، حصير و ساير محصولات بافته شده با برگ نخل، ظروف سفالى، قالى، قاليچه، گبه، گليم، نمد، گيوه، عبا، ملحفه، قبا، ارده (شيره كنجد)، قليه ماهى و ميگو، انواع حلوا، گرده و مشتك و انواع ديگر نان محلى، لورك و ماست و ساير لبنيات محلى، خاك شير (درمان درد معده)، زيره (دفع باد شكم)، بنگو، گل گاوزبان و شنبليله.
* صنعت
شهرك صنعتى بزرگ برازجان و شهرك صنعتى خوشاب دو شهرك صنعتى دشتستان هستند. از مهمترين كارخانه هاى آن مى توان به سيمان دشتستان، گچ، دو كارخانه آرد، موادغذايى، دستمال كاغذى و وسايل بهداشتى، ايزوگام، لوله پلى اتيلن و صنايع مرتبط با نخيلات اشاره كرد.
* مراكز آموزش عالى
دانشگاه آزاد واحد دشتستان، دانشگاه پيام نور، دانشكده كشاورزى، مركز تربيت معلم شهيد رجايى، مدرسه علميه ۱۴ معصوم (ع) آقايان و حضرت رقيه (س) (بانوان)، مراكز آموزش عالى دشتستان هستند كه همگى در برازجان قرار دارند.
* وضعيت فرهنگى
نشريه ها:
اتحاد جنوب، درياى جنوب
كتابخانه ها:
مركزى (۱۵‎/۰۰۰ جلد)، شهيد بهشتى (۷‎/۰۰۰ جلد) و شهردارى (۵‎/۰۰۰ جلد)؛ كتابخانه ساير شهرها نيز به تناسب جمعيت آن شهر كتاب دارد.
* شخصيت هاى مهم فرهنگى
شهيد صادق گنجى (رايزن فرهنگى ايران در پاكستان)، سيد ابراهيم و محمد رضا مساوات، آيت الله مجاهد برازجانى، آيت الله مهدوى سعدآبادى، حاجى خان صمصام الملك، محمد جعفر واجد برازجانى و اسماعيل مرتضوى برازجانى و...
* كتابهاى نوشته شده درباره دشتستان
جايگاه دشتستان در سرزمين ايران وتحولات اجتماعى برازجان (سروش اتابك زاده)، تاريخ دشتستان (محمد جواد فخرايى) و...
اى گنبد گيتى، اى دماوند
355593.jpg
] محمد باقر ناظمى]

خبر ساده بود.اما مثل توپ توى ذهنم منفجر شد: «كوه دماوند نخستين اثر طبيعى ايران در يونسكو ثبت مى شود.» به خودم گفتم يعنى اين كوهى كه گاهى كه دود و مه شهر تهران كنار مى رود و من مى بينم اش چه چيزى دارد كه يونسكو آن را ثبت مى كند
پدرم هميشه در مورد كوه دماوند حرف مى زد و من گوش نمى كردم.به سراغ پدر رفتم تا چيزى بپرسم.پدر خواب بود.دلم نيامد بيدارش كنم.
در ادامه خبر، معاون ميراث فرهنگى سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى كشور افزوده بود: ايران به لحاظ دارا بودن تاريخ و تمدن كهن از جايگاه ممتازى در جهان برخوردار است،علاوه بر آن آثار طبيعى قابل توجهى نيز در كشورمان براى حمايت هاى جهانى وجود دارد.وى با بيان اينكه ثبت جهانى يك اثر ملى موجب افزايش ميزان گردشگر خارجى و بالا رفتن ضريب امنيت آن مى شود و حمايت هاى جهانى و پشتيبانى فنى و تخصصى جوامع بين المللى در اين ارتباط اهميت بسزايى دارد.آقاى دولت آبادى درباره ديگر پرونده هاى آثار طبيعى ايران جهت ارسال به يونسكو اضافه كرده بود : هم اينك دو پرونده براى سال آينده، جهت ارسال به سازمان يونسكو آماده شده، كه يكى از آنها جنگل هاى مشترك با كشور آذربايجان است و ديگرى جنگل هاى «مانگرو» كه به صورت مستقل خواهد بود.
از همان روز شروع كردم به گشتن.مگر دماوند چه داشت كه من نمى دانستم.از اين بى خبرى خودم لجم گرفته بود.به خودم قول دادم كه هرچى پيدا كردم پيش پدر ببرم و به او نشان دهم.اين طورى نظر پدر را هم جلب مى كردم.چون مدتى بود كه با هم كمتر حرف مى زديم.به چند تا از دوستانم زنگ زدم و آنها هم سرسرى چيزى گفتند.
قفسه كتاب هاى بابا نيمى از اتاق را گرفته بود.يكى يكى طبقه ها را مى گشتم و همين طور پائين روى ميز مى گذاشتم و بعد آمدم سراغشان. پدر چقدر كتاب داشت و من نخوانده بودم.كتاب «دماوند بلند ترين كوه ايران» كه توسط دو پژوهشگر اتريشى نوشته شده است،روى ميز بود.برداشتم.كتاب شامل اطلاعات فرهنگى، اجتماعى و طبيعى در باره كوه دماوند بود. اين كتاب داراى كاملترين نقشه اى است كه تا به حال از دماوند تهيه شده و اين امكان را در اختيار هر كس قرار مى دهد كه موقعيت كوه دماوند و صعود به آن را بداند. اين كتاب توسط دو ايرانى در اتريش چاپ شده بود.
اين اتفاقى نبود كه اتريشى ها درباره كوه بلند دماوند به تحقيق و مطالعه روى آورده بودند.مشتاق تر شدم و ورق زدم.ساعت دو بعد از ظهر بود.
نويسندگان اين كتاب دكتر«كارل گراتسل» تاريخ دان و پروفسور دكتر «روبرت كوستكا» باستانشناس از استادان دانشگاه گراتس هستند.آنها در كتاب اشاره اى هم به تاريخ و خاطرات ماركوپولو و شيفتگى شان از خواندن سفرنامه «سون هدين» اتريشى و «هربرت تيشى» درباره ايران كرده بودند.
«تمامى اين تصاوير كه خيال مار را پر و بال مى داد، در خاطره مان باقى مانده و تصويرى از مشرق زمين به ما داد، تصويرى جذاب كه آرزوى سفر و ديدن سرزمين هاى دور دست را در ما زنده نگه داشت.»
كتاب ديگرى برداشتم و مدام مى خواندم.و هر لحظه چيز تازه اى انگار دريچه براى من باز مى شد.بر اساس نوشته هاى آن كتاب ها:
كوه دماوند در شمال ايران است.به عنوان بلندترين كوه ايران و بلندترين آتشفشان خاورميانه شناخته مى شود.اين كوه در قسمت مركزى رشته كوه البرز در جنوب درياى خزر و در بخش لاريجان شهرستان آمل قرار دارد.اين قله كه از نظر تقسيمات كشورى در استان مازندران قرار دارد در هوايى صاف و آفتابى از شهرهاى تهران، ورامين و همچنين كرانه هاى درياى خزر قابل رؤيت است.نزديكترين شهر بزرگ به اين كوه لاريجان است.
كوه دماوند در اسطوره هاى ايرانى نيز از اهميت زيادى برخوردار است و دليل آن هم ضحاك (پادشاهى ستمگر) است كه توسط فريدون به بند كشيده شده است.اين اسطوره در ادبيات فارسى بارها و بارها مورد توجه قرار گرفته است.
دماوند داراى چشمه هاى آب گرم لاريجان، اسك و وانه است.منابع مختلف اندازه هاى گوناگونى براى ارتفاع قله دماوند از سطح دريا بيان كرده اند.درگاه ملى آمار در يك آمارى اعلام كرده است كه: ارتفاع اين قله ۵‎/۶۱۰ متر است.پايگاه ملى داده هاى علوم زمين ايران و وبگاه رصدخانه زمين ناسا، ارتفاع كوه دماوند را ۵‎/۶۷۰ متر و ۵‎/۶۷۱ متر اعلام كرده است.دايرة المعارف فارسى فهرستى شش موردى از ارتفاع هايى كه براى اين قله آمده است ذكر مى كند كه از ۵‎/۵۴۳ تا ۶‎/۴۰۰ متر مى رسد.
آن چه مى خواندم شگفت آور بود.تمام اين ها هميشه كنار دستم بود و من به آنها توجهى نكرده بودم توى همه آن نوشته ها و يادداشتها مدام به ضحاك فكر مى كردم.ضحاكى كه توسط فريدون در بند كشيده شده است.كم كم دماوند براى من تبديل شد به چيزى ديگر.نماد ايستادگى و غرور ايرانى.نماد ستيز با ظلم و ستم و نماد سربلندى.
رفتم سراغ كتاب هاى ديگر و ورق مى زدم و زمان را از ياد برده بودم.در تاريخ بلعمى، زيستگاه كيومرث را كوه دماوند مى دانند و مى گويند كه گور فرزند وى هم آنجا است.به روايت تاريخ بلعمى: «چون فرزندش كشته شد، خداوند چاهى بر سر كوه برآورد و كيومرث فرزند را در چاه فروهشت».
در جايى ديگر از تاريخ بلعمى اشاره مى كند كه: «جمشيد به طبرستان به دماوند بود كه سپاه ضحاك به وى رسيد.» و بر اساس روايتى متفاوت تر، نبرد لشكر فريدون به سپهسالارى كاوه با ضحاك در حوالى دماوند بود و آرش از روى كوه دماوند تيرى انداخت تا مرز ميان ايران و توران را تعيين كند.برايم عجيب بود.به ياد جنگ هشت ساله و مقاومت هاى مردم خودمان افتادم.
در اشعار ايرانى نام دماوند موازى با اسطوره به بند كشيده شدن ضحاك آمده است.فردوسى در شاهنامه در ابياتى كه داستان به بند كشيده شدن ضحاك توسط فريدون را تصوير مى كند، چنين سروده است:
برآن گونه ضحاك را بسته سخت
سوى شيرخوان برد بيدار بخت‎/ همى راند او را به كوه اندرون ‎/ همى خواست كارد سرش را نگون‎/ بيامد هم آنگه خجسته سروش ‎/ به خوبى يكى راز گفتش به گوش ‎/ كه اين بسته را تا دماوند كوه ‎/ ببَر همچنان تازيان بى گروه
در جاى ديگر و كتابى ديگر ،ملك الشعراى بهار در قصيده دماونديه در وصف دماوند مى گويد:
اى ديو سپيد پاى دربند‎/ اى گنبد گيتى اى دماوند
و فخر الدين اسعد گرگانى در ويس و رامين مى گويد:
تو گفتى بود دشت نهاوند ‎/ ز بس جنگ آوران كوه دماوند
درم با بند و ويس از بند رفتست ‎/ مگر امشب به دماوند رفتست
در حدودالعالم آمده است كه: «ويمه و شلنبه دو شهرست از حدود كوه دنباوند و اندر وى بتابستان و زمستان سخت سرد بود و ازين كوه آهن افتد.»ناصر خسرو در سفرنامه اش نوشته است كه: گويند بر سر دماوند چاهى است كه نوشادر و كبريت (گوگرد) از آن گيرند.
مؤلف « آثار البلاد و اخبار العباد» مى گويد كه: «عده اى از اهالى آن نواحى مى گفته اند كه در طى پنج روز و پنج شب به قله دماوند رسيده اند و قله آن را مسطح با مساحت صد جريب يافته اند گرچه از دور به مخروط مى ماند.»
همين طور ورق مى زدم و مى خواندم.لحظه اى ايستادم و سرم را روى ميز گذاشتم.من فكر مى كنم بعضى از مكان ها هستند كه ما در آنها زندگى مى كنيم.يعنى ما در آنها واقع هستيم.مكان هايى مثل: اتاق، خانه، كوچه، خيابان، اتوبان، مدرسه، دانشگاه، ساختمان روزنامه، اما مكان هاى ديگرى هستند كه آنها در ما زندگى مى كنند.يعنى آن مكان ها در ما واقع اند.مثل، كعبه و يا خرمشهر و كوه دماوند.ارزش اين مكان ها تنها به لحاظ ارزش طبيعى آنها نيست.بلكه در پس زمينه آن مكان، فرهنگ، تاريخ، رشادت ها، مقاومت ها و ارزشهاى فرهنگى و معنوى يك كشور قرار دارد.از اين رو اين مكان ها به گفته «مير چا الياده» مكانى مقدس اند.مكانى كه در آن تراكمى از تاريخ و فرهنگ و تمدن در يكديگر گرد آمده اند و فرهنگ هر كشورى را فربه تر مى كنند. حتى فربه تر از تاريخ.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |