چهارشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۸۷ -
Wed, Apr 9, 2008
دانشگاه
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
دانشگاه
ماجرا
يادداشت
يادداشت
دانشگاه تمدن ساز
تمدن نوين اسلامى ايرانى
355881.jpg
] دكتر محمدباقر خرمشاد، معاون فرهنگى اجتماعى وزير علوم [

لازمه سخن گفتن از مفهوم «دانشگاه تمدن ساز» يافتن پاسخ درخور به سلسله سؤال هايى است كه در پرتو آن بتوان به برداشت درست و شفافى از اين واژه تركيبى دست يافت. اين سؤال ها مى تواند از قرار ذيل باشد: تمدن چيست آيا تمدن به خودى خود ساخته مى شود يا اين كه آن را مى سازند آيا ساختن تمدن براساس طرح از پيش تعيين شده اى صورت مى گيرد يا اين كه بدون برنامه قبلى و به تدريج ساخته شده شكل مى گيرد به تعبير ديگر آيا شكل گيرى تمدن يك پروژه است يا يك پروسه آيا مى توان از دستگاه ها، مؤسسات، ساختارها و نهادهاى تمدن ساز سخن گفت در اين ميان نسبت و رابطه دانشگاه و تمدن سازى چه مى تواند باشد آيا دانشگاه مى تواند تمدن ساز باشد آيا تمدن سازى نياز به نيروهاى پيشرو
(Avant- garde) دارد تمدن سازى دانشگاه چگونه است سهم دانشگاه از تمدن سازى چقدر و چگونه مى تواند باشد
در تلاش براى ارائه تصويرى از تمدن مى توان گفت كه تمدن پديده اى چند ضلعى در زندگى اجتماعى انسان محسوب مى شود كه اضلاع مختلف آن را دين، علم، اخلاق، فلسفه، حقوق، ادبيات، معرفت شناسى، زيبايى شناسى، معمارى، هنر، فن، اقتصاد و سياست تشكيل مى دهد. تمدن برآيند همه اينها در زندگى روبه تحول و تكامل انسان است. تمدن در همه اينها تجلى مى يابد و اينها همه سازنده بناى عظيم و حجيم تمدن هستند. لذا هنگامى كه از يك تمدن مشخص سخن گفته مى شود، اين معنا از پيش مفروض گرفته شده است كه در آن تمدن ما با مجموعه هاى همگن، همساز، هم سنخ و منسجم از اجزاى مختلف سخت افزارى و نرم افزارى زندگى جمعى انسان رو به رو هستيم. مجموعه اى كه در آن باور عقيده ، علم ، اخلاق ، دين ، هنر ، فلسفه ، حقوق و ادبيات ، اقتصاد و سياست در همخوانى، همگرايى و تعامل با يكديگر ساختمان معنايى واحدى را شكل مى دهد.
امروزه اهميت دانشگاه در تأثيرگذارى بر تمدن ها تا بدان حد است كه مى توان به جرأت ادعا كرد كه بدون دانشگاه هيچ تمدنى ره به جايى نخواهد برد و دانشگاه هاى امروز از ستون هاى برپادارنده تمدن ها به شمار مى آيند. دانشگاه به طور مستقيم و غير مستقيم تأثيرگذار بر هنر ، فن ، اقتصاد ، سياست ، ادبيات ، فلسفه و اخلاق و دين و بالاخره علم در مفهوم خاص آن است و اين يعنى حضور دانشگاه در همه اجزاى يك تمدن. دانشگاه كانون انباشت علم براى تمدن سازى محسوب مى شود و صد البته هر علمى را توان تمدن سازى نخواهد بود. ساخت تمدن را علمى تمدن ساز لازم است. دانش تمدن ساز از ضروريات دانشگاه تمدن ساز و آن نيز از لوازم تمدن سازى است. البته روشن است كه دانشگاه تنها مؤسسه تأثيرگذار بر تمدن و شكل گيرى آن محسوب نمى شود. نهادها، مؤسسات و دستگاه هاى ديگر اجتماعى، فرهنگى و علمى نيز در شكل گيرى و رشد و نمود و تعالى تمدن ها تعيين كننده اند.
با ظهور انقلاب مبتنى بر اسلام در ايران سال هاى ۵۶ و ۵۷ بار ديگر كشور در شكل دهى و احياى «جامعه اسلامى» همان تمدن اسلامى- ايرانى پيشقدم شده است . همچون چهارده قرن قبل، زمينه هاى شكل گيرى تمدن نوينى پديد مى آيد كه در آن فرهنگ و تمدن ايرانى يكى از پايه هاى اصلى است.
ايران امروز چه به لحاظ داخلى و چه به لحاظ بين المللى در شرايطى قرار گرفته است كه چاره اى جز تمدن سازى ندارد. ايران امروز در شرايطى قرار گرفته است كه از عوامل شش گانه مؤثر در ساختمان هر فرهنگ و تمدن يعنى روش هاى معيشتى، شرايط اقليمى، نژاد، روش هاى سياسى،
تأثير پذيرى يا رخنه تمدن هاى پيروز اكثريت قريب به اتفاق آنها را داراست. اگر عامل دين و عامل انسانى را به اين عوامل بيفزاييم، آنگاه ايران در شرايط برجسته تر و حساس ترى قرار مى گيرد. امروزه اسلام احيا شده و نخبگان مصمم و روابط اجتماعى مستعد، شرايط تاريخى فوق العاده اى را براى احياى تمدن ايرانى- اسلامى آفريده است. بويژه اگر اين سخن « توين بى» را بپذيريم كه «ظهور تمدن، مرهون مشكلات و سختى هاست، نه نتيجه رفاه و آسانى».
ايران امروز به علت دشمنى سرسختانه تمدن غالب غرب در يكى از سخت ترين شرايط و با دنيايى از مشكلات زنجيره اى آفريده شده در برابر خود قرار دارد. ايران خواسته يا ناخواسته وارد عرصه اى شده است كه يا تمدن مى سازد و مى ماند و يا زير فشار تمدن غالب غرب از پا درمى آيد. ساخت تمدن نوين ايرانى- اسلامى ضرورت ايران امروز است.
واژه «دانشگاه تمدن ساز» مفهوم اختيار شده براى نماياندن تمام عيار الزامات سند چشم انداز بيست ساله جمهورى اسلامى ايران در حوزه آموزش عالى كشور، بويژه در عرصه فرهنگ است. به عبارت ديگر، اصطلاح دانشگاه تمدن ساز ترجمان ايران ۱۴۰۴ در آموزش عالى است كه در آن جمهورى اسلامى ايران بايد الهام بخش براى جهان اسلام بوده و به لحاظ علمى و اقتصادى رتبه اول را در منطقه از آن خود سازد. اگر اين هدف داراى الزاماتى در حوزه هاى مختلف كشور باشد، در حوزه علوم، تحقيقات و فناورى بهره مند شدن از دانشگاهى تمدن ساز را مى طلبد كه بتواند با مشاركت در ساخت تمدن نوين ايرانى- اسلامى هدف سند چشم انداز در اين حوزه را محقق سازد. «دانشگاه تمدن ساز» يعنى هدف غايى و بستر حركت دانشگاه هاى ايران در ۲۰ سال آينده.
دانشگاه سرچشمه نوآورى
355860.jpg
] هدى هاشمى [

ناميدن سال ۸۷ به عنوان سال نوآورى و شكوفايى از سوى رهبر معظم انقلاب مى تواند آغاز يك حركت و نهضت جديد براى پيشرفت و توسعه همه جانبه كشور باشد. در اين ميان رسالت برخى از دستگاه هاى اجرايى براى پيشبرد اين مهم بسيار حساس و سرنوشت ساز است.
دانشگاه و دانشگاهيان هم به علت حضور مؤثر در عرصه هاى مختلف اجتماعى، اقتصادى و سياسى از اهميت و جايگاه ويژه اى در شكوفايى و نوآورى كشور برخوردارند .
دانشگاه هاى كشور به ويژه پس از انقلاب در زمينه نوآورى و شكوفايى علم و فناورى فعاليت بسيار زيادى داشتند.
به اعتقاد اكثر كارشناسان آموزشى جسارت لازم در فضاى دانشگاهى براى نوآورى وجود دارد و يقيناً هدف اصلى براى رسيدن به نوآورى از دانشگاه ها شروع مى شود و دانشگاه ها مى توانند در اين باره به مردم كمك كنند.
دكتر حسن مسلمى نائينى، مديركل دانشجويان وزارت علوم در اين باره مى گويد: در پيام نوروزى رهبر معظم انقلاب قبل از موضوع نوآورى و شكوفايى اين بحث مطرح شد كه دولت بايد بيشتر از نيروى مردم استفاده كند و مردم بايد سطح مشاركت خود را از حد انتخابات بگذرانند و مسئولان به اين سمت حركت كنند كه از ظرفيت مردم بيشتر استفاده شود. بنابر اين من معتقدم اين نوآورى محقق نمى شود مگر اين كه مردم بيش از اين به صحنه بيايند و مسئولان نيز نبايد احساس كنند كه مردم يك گروه خاص و ناتوان در امر برنامه ريزى هستند و حال كه مسئول شده ايم ديگر خودمان مى توانيم برنامه ريزى كنيم، بلكه بايد از فكر مردم استفاده كرد. وى تأكيد مى كند: « دانشگاه ها مى توانند به ملت كمك كنند، دانشگاهى فرد تحصيلكرده به جهات علمى مى تواند در خدمت مردم باشد.»
دانشگاهيان پيشقدم در نوآورى
برخى از فعالان دانشجويى معتقدند ، دانشگاهيان مهمترين ركن براى نوآورى و شكوفايى جامعه هستند و قشر دانشجو اين توان را دارد كه با جسارت كافى در مسير سازندگى كشور گام بردارد.
عليرضا خضريان فعال دانشجويى درباره نوآورى دانشگاهيان در حوزه هاى مختلف اجتماع، اقتصاد و سياست مى گويد: «نوشدن، نوآورى و نوماندن مقوله اى است كه اگر در جامعه از بين رود، آن اجتماع دچار كهنگى مى شود. آنچه در اين ميان مهم است اين است كه نوآورى محصولى است كه بيش از آن كه از طريق بروكراسى قابل رسيدن باشد از درون جامعه متبلور مى شود و در اين ميان دانشگاه به علت خاصيت جوانى و علمى خود مطمئناً نقشى پيش برنده ايفا مى كند و دانشگاهيان و دانشجويان تأثيرگذارترين جريان در ايجاد فرهنگ نوآور و خلاق در هر جامعه هستند اين محصول موجب خواهدشد تا جامعه در مسير خلاقيت و نوآورى بيش از پيش گام برداشته و به سمت بالندگى و شكوفايى پيش رود. دانشجويان نيز به علت خاصيت هاى جوانى و استقلال از جريان هاى قدرت و ثروت مى توانند جسارت لازم را در شكوفايى صنعت و تكنولوژى داشته باشند و براى حركت در مسير نوآورى نيز نيازى به كسب اجازه از اين و آن ندارند.»
خضريان تأكيد مى كند: «دانشگاهيان بايد با حركت در جهت كسب قله هاى رفيع علمى با حفظ هويت دينى، جامعه را در مسير شكوفايى و بالندگى يارى كنند . تلاش كنند تا با حركت در مسير اثبات كارآمدى نظام مبتنى بر دين، كشتى انقلاب اسلامى ايران را درآستانه ورود به دهه چهارم از حياتش به سمت پيشرفت همراه با عدالت سوق دهند تا شكوفايى ايران اسلامى محصول نوآورى دانشگاهيان باشد.»
مديران نوآور معناى نوآورى را درك مى كنند
مسئول بسيج دانشجويى دانشگاه علم و صنعت با تأكيد بر نوآورى در مديران مى گويد: «مدير نوآور بايد معناى نوآورى را درك كند و به مجموعه خود علاوه بر ايجاد انگيزه لازم اختيار كافى را براى حركت در عرصه هاى نو با ريسك بالا بدهد.
باز شدن باب حضور افراد جوان و با نشاط و كنار گذاشتن حلقه بسته مديران مى تواند علاوه بر ايجاد فضاى نو در سطح دانشگاه ها، انگيزه لازم را براى شكوفا شدن استعدادهاى جوانان فراهم كند.
عليرضا زاهدى به نوآورى در عرصه علمى و اقتصادى اشاره مى كند و مى گويد: «در عرصه علمى و فناورى براى توجه به دانش بومى و ايده هايى كه موجب دستيابى كشور به صنايع پيشرفته جهان مى شود بايد تلاش شود و در عرصه اقتصادى بايد در حوزه طرح هايى كه از گذشته آغاز شده است و هنوز مورد بهره بردارى قرار نگرفته است توجه شود و از ادامه يافتن طرح هايى كه توجيه فنى و اقتصادى ضعيفى دارند، جلوگيرى به عمل آيد. همچنين در عرصه فرهنگى نيز ارتقاى سطح فرهنگ مردم براى رسيدن به اصل اسراف در توليد و قناعت در مصرف بايد در رأس قرار گيرد كه متأسفانه فرهنگى معكوس با آن در جامعه حاكم است.
مخاطب پيام نوآورى و شكوفايى تمام ملت اند
امسال سال شكوفايى و نوآورى نامگذارى شده است، سالى كه قرار است در آن تمام بخش هاى اجرايى برنامه هايى جدى را براى رسيدن به سند چشم انداز ۲۰ ساله ارائه دهند و براى رسيدن به پيشرفت علمى تلاش فراوانى انجام شود. با اين حال به اعتقاد برخى از فعالان دانشگاهى، تنها دانشگاه جريان ساز براى نوآورى و شكوفايى نيست بلكه مخاطب پيام رهبر معظم انقلاب تمام آحاد ملت است.
محسن منصورى، دبيركل جامعه اسلامى دانشجويان در اين باره مى گويد: «نوآورى و شكوفايى بايد هم از سوى ملت و هم از سوى دولت انجام شود، هر كسى با توجه به نوع مسئوليتى كه دارد بايد در جامعه براى پيشبرد اهداف كشور پيشقدم باشد و
درنهايت تلاش، خلاقيت و فكر مسئوليت خود را به عنوان يك شهروند انجام دهد.» منصورى تأكيد مى كند: «به نظر مى رسد بخشى از پيام رهبر معظم انقلاب به دولت بوده است كه در سال جديد با برنامه ريزى جدى تر و تسهيل در برخى از پروژه هاى نيمه تمام اقدامات خود را به سرانجام برساند.»
وى درباره نقش دانشجويان در نوآورى و شكوفايى كشور مى گويد: «دانشگاهيان و دانشجويان بايد چاره انديشى كنند كه كشور دچار چه كمبودها و مشكلات است و كدام اقدام مى تواند روند توسعه اجتماعى و اقتصادى كشور را تسريع بخشد. تشكل هاى دانشجويى بايد رسالت خود را بازخوانى و بهترين راه را براى رسيدن به هدف انتخاب كنند. تمام اين اقدامات هم با داشتن برنامه ريزى منسجم و منظم به دست خواهد آمد.»
انجمن صنفى دانشجويان ميانجى بين دانشجو و مديريت
355869.jpg
] جمال رسولى ‎/ دبير انجمن صنفى دانشگاه تهران [

چندى است كه انديشه ورزى درباره مفاهيمى همچون جامعه مدنى، توسعه همه جانبه، شهروند مسئول و صاحب حقوق، نهادينه شدن قانون و مشاركت اجتماعى در فضاى فكرى ما، محوريت و مركزيت يافته است. اعتقاد بر اين است كه راه حل دشوارى هاى موجود را بايد در اين مفاهيم جست، اما هيچكدام از اين مفاهيم مجرد و انتزاعى نيست و نيل به آنها، بدون در نظر گرفتن «خود ويژگى هاى» جامعه امكانپذير نيست. بسنده كردن به امور اجرايى و شكلى و عدم توجه به ژرفاى جامعه در برنامه ريزى ها و فعاليت ها، ثمربخشى هرگونه تلاشى را مورد ترديد جدى قرار مى دهد.
«مشاركت» در تصميم سازى ها، تصميم گيرى ها و اجراى برنامه ها از مقدمات اصلى جامعه مدنى است، پس مشاركت همگانى به بازدهى بيشينه و بهينه در اداره امور منتهى مى شود، از اين رو مشاركت هم حق است هم تكليف و بايد آن را تمرين كرد و آموخت.
شوراها، احزاب، اتحاديه ها، كانون ها، انجمن هاى صنفى، مطبوعات مستقل و ... همه نهادهايى از جامعه مدنى به شمار مى روند، نهادهايى كه در دنياى امروز پل ارتباطى مردم و دولت بوده و به عنوان سازمان هايى داوطلب و غيردولتى توانسته اند نقش فعالى در تمشيت و هدايت بهتر امور جامعه ايفا كنند . در اين ميان تشكل هاى صنفى به علت «فراگير بودن» و «هويت اجتماعى مشابه اعضا» از انسجام بيشترى برخوردار بوده و توانسته اند در جوامع مدنى، پايگاهى مؤثر براى دفاع از حقوق اقشار مردم پاسدارى از عدالت اجتماعى و ارتباط كارآمد و منطقى با دولت ملى باشند و از اين رهگذر سهم بسزايى نيز در خشونت زدايى از روابط اجتماعى داشته باشند.
با اين حال ضرورت تشكيل شوراى صنفى در دانشگاه ها چيست اساساً وزارت علوم در اين مهم چه نقشى دارد و چگونه و از چه موضعى بايد به آن پرداخت
براى جواب دادن به اين پرسش بايد ۶ نكته اساسى را از نظر گذرانيد.
۱ـ مى دانيم كه مقوله شورا در باورهاى دينى ما، در فرهنگ اسلامى ما و در فرهنگ ملى ما و حتى در انقلاب ما كه تبلور فرهنگ اسلامى و ملى ما بوده است، جايگاه ويژه اى دارد «و امرهم شورى بينهم» است. يعنى تحقق «امر الهى» را براساس پديده شورا تبيين مى كند. مبناى اين اعتقاد آن است كه نبايد فقط در حالت هاى ذهنى دنبال آن بگرديم، بلكه بايد دنبال مصداق و نمونه عينى باشيم كه شوراهاى صنفى يكى از مصاديق آن است.
۲ـ نكته دوم توجه به اهميت مديريت مشاركتى در جهان امروز است. «مديريت مشاركتى» در برابر «مديريت تبعى» قرار مى گيرد، يعنى در مديريت مشاركتى، براى همه افراد احساس مسئوليت در نظر گرفته مى شود و اداره امور به مردم تفويض مى شود. البته نه در يك لحظه، بلكه در فرآيندى كه اعتماد اداره كنندگان به اداره شوندگان، به جاى بى اعتمادى بنشيند. يعنى مديريت مشاركتى يك مديريت دوجانبه، پوياو هميشگى است، لذا در متن خود پديده شورا را به رسميت مى شناسد. پس شوراى صنفى هم مقوله اى است دوطرفه بين دانشجو و مدير. يعنى شوراى صنفى تحت يك درخواست دو طرفه است، از يك طرف به عنوان نماينده دانشجويان، پيام آنها را به مديران مى رساند و در نتيجه وجه انتقادى و اعتراضى پيدا مى كند و از طرف ديگر به عنوان رابط مديران عمل مى كند.
۳ـ موانع جدى و خطرناكى نيز بر سر راه شوراى صنفى قرار دارند. كه عبارتند از: الف) تمركز منابع قدرت و مديريت، هميشه قدرت و مديريت به صورت تاريخى به سمت تمركز ميل داشته اند و هميشه فكر مى كنيم ما بايد با در دست داشتن همه منابع شروع به اقدام كنيم. ب) ضعف جامعه مدنى يعنى اين كه نبايد سخن گفتن از جامعه مدنى فقط حالت شعارگونه داشته باشد. اگر جامعه مدنى ما براساس سازوكارهاى كشور ما يعنى دين، آئين و انقلاب ما طراحى شده است، پس همين جامعه مدنى با همين سازوكار و مقتضيات نيز بايد در دانشگاه ها شكل بگيرد و شوراهاى صنفى قطعاً از ظرف ها و قالب هاى مناسب ايجاد و تقويت جامعه مدنى مى باشند.
۴ـ با عدم پذيرش مشاركت، ترس و فردگرايى و انزواطلبى به وجود مى آيد.
۵ـ متأسفانه ما اعتراض را يا به صورت ناآگاهانه و خشونت آميز به رسميت مى شناسيم و يا در حد يك توصيه اخلاقى بدون توجه به مكانيزم هاى اجرايى آن - ولى با تقويت شوراى صنفى در دانشگاه ها زمينه براى ايجاد فرهنگ اعتماد سازى بين مسئولان و دانشجويان شكل مى گيرد و هر دو سو از اين اعتماد سود مى جويند.
۶ ـ در فعاليت هاى دانشجويى چند مسئله را بايد اصل قرار داد. الف) تقويت ساختارها و نوآورى ها، ب) دين مدارى و تقويت ارزش ها، ج) ترويج فرهنگ علمى، كه هر سه پارامتر يادشده، روح حاكم بر فعاليت هاى دانشجويى هستند و شوراها مى توانند اينها را به خوبى محقق سازند.
بنده هميشه شوراى صنفى را در نقش يك ميانجى در نظر مى گيرم و همان گونه كه مى دانيم نقش ميانجى در جوامع امروزى بسيار حائز اهميت است. براى مثال در حوزه سياست نهادهاى ميانجى «احزاب» هستند و نقش تعيين كننده و سرنوشت سازى دارند، يعنى يك حزب مى تواند حاكم نباشد ولى از طريق پارلمان موقعيتى تعيين كننده داشته باشد. همچنين از طريق نشريات وابسته اش مى تواند بيشترين تأثير را در سياست هاى عمومى داشته باشد.
در حوزه فرهنگ هم ميانجى وجود دارند و مى توان مطبوعات، فيلمسازان، ناشرين و ... را ميانجى هاى حوزه فرهنگ دانست. در حوزه مديريت هم اتحاديه ها و سنديكاها، نهادهاى ميانجى هستند. پس شوراى صنفى به عنوان ميانجى مابين دانشجو و مديريت، نقش بسيار حساس و تعيين كننده اى در دانشگاه ها داشته و مى تواند زمينه بسيار مناسبى بين دانشجو و مدير براى مشاركت و همدلى ايجاد كند.
با اين همه اگر شوراى صنفى در دانشگاه ها نهادينه گردد و از سوى مسئولين دانشگاه بهاداده شود چه كاركردهايى مى تواند داشته باشد
۱ـ از بين بردن سيستم سلسله مراتبى در دانشگاه و تبديل آن به ساختار شبكه اى، در اينجا هر دانشجويى مى تواند با رئيس دانشگاه و يا هر مقام ديگر مرتبط باشد و بين سه فرهنگ موجود در دانشگاه «تعاون» ايجاد مى شود. فرهنگ كارمندان دانشگاه، فرهنگ اپراتورى است يعنى اين كار را بكن و يا اين كار را نكن، اگر باز هم ازآنها سؤال كنيد، جواب اين است: با مقامات بالاتر صحبت كنيد.
فرهنگ استادان، فرهنگ علمى است و مديران نيز فرهنگ مديريتى دارند. پس با اين سه فرهنگ متعارض اداره دانشگاه واقعاً مشكل است. ولى شوراى صنفى مى تواند نقطه تعادلى در اين ميان باشد يعنى به عنوان كارگزار تغيير عمل كند و قدرت مديريت را توزيع كند و نقطه عطف سه فرهنگ موجود در دانشگاه باشد.
۲- شوراى صنفى مى تواند ساخت سياسى دانشگاه ها را به يك ساخت مدنى تبديل كند. چون ساخت سياسى با تغيير اوضاع تغيير مى كند. ولى ساخت مدنى پايدار است.
۳- از نظر مديريتى شوراى صنفى مى تواند ضمن ارتقاى ظرفيت مديريت و پركردن تأخر اطلاعات و تسهيل چرخه اطلاعات و ارتباطات، به تحقق خودگردانى دانشگاه كمك كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |