|
انجمن صنفى دانشجويان ميانجى بين دانشجو و مديريت
|
|
|
] جمال رسولى / دبير انجمن صنفى دانشگاه تهران [
چندى است كه انديشه ورزى درباره مفاهيمى همچون جامعه مدنى، توسعه همه جانبه، شهروند مسئول و صاحب حقوق، نهادينه شدن قانون و مشاركت اجتماعى در فضاى فكرى ما، محوريت و مركزيت يافته است. اعتقاد بر اين است كه راه حل دشوارى هاى موجود را بايد در اين مفاهيم جست، اما هيچكدام از اين مفاهيم مجرد و انتزاعى نيست و نيل به آنها، بدون در نظر گرفتن «خود ويژگى هاى» جامعه امكانپذير نيست. بسنده كردن به امور اجرايى و شكلى و عدم توجه به ژرفاى جامعه در برنامه ريزى ها و فعاليت ها، ثمربخشى هرگونه تلاشى را مورد ترديد جدى قرار مى دهد. «مشاركت» در تصميم سازى ها، تصميم گيرى ها و اجراى برنامه ها از مقدمات اصلى جامعه مدنى است، پس مشاركت همگانى به بازدهى بيشينه و بهينه در اداره امور منتهى مى شود، از اين رو مشاركت هم حق است هم تكليف و بايد آن را تمرين كرد و آموخت. شوراها، احزاب، اتحاديه ها، كانون ها، انجمن هاى صنفى، مطبوعات مستقل و ... همه نهادهايى از جامعه مدنى به شمار مى روند، نهادهايى كه در دنياى امروز پل ارتباطى مردم و دولت بوده و به عنوان سازمان هايى داوطلب و غيردولتى توانسته اند نقش فعالى در تمشيت و هدايت بهتر امور جامعه ايفا كنند . در اين ميان تشكل هاى صنفى به علت «فراگير بودن» و «هويت اجتماعى مشابه اعضا» از انسجام بيشترى برخوردار بوده و توانسته اند در جوامع مدنى، پايگاهى مؤثر براى دفاع از حقوق اقشار مردم پاسدارى از عدالت اجتماعى و ارتباط كارآمد و منطقى با دولت ملى باشند و از اين رهگذر سهم بسزايى نيز در خشونت زدايى از روابط اجتماعى داشته باشند. با اين حال ضرورت تشكيل شوراى صنفى در دانشگاه ها چيست اساساً وزارت علوم در اين مهم چه نقشى دارد و چگونه و از چه موضعى بايد به آن پرداخت براى جواب دادن به اين پرسش بايد ۶ نكته اساسى را از نظر گذرانيد. ۱ـ مى دانيم كه مقوله شورا در باورهاى دينى ما، در فرهنگ اسلامى ما و در فرهنگ ملى ما و حتى در انقلاب ما كه تبلور فرهنگ اسلامى و ملى ما بوده است، جايگاه ويژه اى دارد «و امرهم شورى بينهم» است. يعنى تحقق «امر الهى» را براساس پديده شورا تبيين مى كند. مبناى اين اعتقاد آن است كه نبايد فقط در حالت هاى ذهنى دنبال آن بگرديم، بلكه بايد دنبال مصداق و نمونه عينى باشيم كه شوراهاى صنفى يكى از مصاديق آن است. ۲ـ نكته دوم توجه به اهميت مديريت مشاركتى در جهان امروز است. «مديريت مشاركتى» در برابر «مديريت تبعى» قرار مى گيرد، يعنى در مديريت مشاركتى، براى همه افراد احساس مسئوليت در نظر گرفته مى شود و اداره امور به مردم تفويض مى شود. البته نه در يك لحظه، بلكه در فرآيندى كه اعتماد اداره كنندگان به اداره شوندگان، به جاى بى اعتمادى بنشيند. يعنى مديريت مشاركتى يك مديريت دوجانبه، پوياو هميشگى است، لذا در متن خود پديده شورا را به رسميت مى شناسد. پس شوراى صنفى هم مقوله اى است دوطرفه بين دانشجو و مدير. يعنى شوراى صنفى تحت يك درخواست دو طرفه است، از يك طرف به عنوان نماينده دانشجويان، پيام آنها را به مديران مى رساند و در نتيجه وجه انتقادى و اعتراضى پيدا مى كند و از طرف ديگر به عنوان رابط مديران عمل مى كند. ۳ـ موانع جدى و خطرناكى نيز بر سر راه شوراى صنفى قرار دارند. كه عبارتند از: الف) تمركز منابع قدرت و مديريت، هميشه قدرت و مديريت به صورت تاريخى به سمت تمركز ميل داشته اند و هميشه فكر مى كنيم ما بايد با در دست داشتن همه منابع شروع به اقدام كنيم. ب) ضعف جامعه مدنى يعنى اين كه نبايد سخن گفتن از جامعه مدنى فقط حالت شعارگونه داشته باشد. اگر جامعه مدنى ما براساس سازوكارهاى كشور ما يعنى دين، آئين و انقلاب ما طراحى شده است، پس همين جامعه مدنى با همين سازوكار و مقتضيات نيز بايد در دانشگاه ها شكل بگيرد و شوراهاى صنفى قطعاً از ظرف ها و قالب هاى مناسب ايجاد و تقويت جامعه مدنى مى باشند. ۴ـ با عدم پذيرش مشاركت، ترس و فردگرايى و انزواطلبى به وجود مى آيد. ۵ـ متأسفانه ما اعتراض را يا به صورت ناآگاهانه و خشونت آميز به رسميت مى شناسيم و يا در حد يك توصيه اخلاقى بدون توجه به مكانيزم هاى اجرايى آن - ولى با تقويت شوراى صنفى در دانشگاه ها زمينه براى ايجاد فرهنگ اعتماد سازى بين مسئولان و دانشجويان شكل مى گيرد و هر دو سو از اين اعتماد سود مى جويند. ۶ ـ در فعاليت هاى دانشجويى چند مسئله را بايد اصل قرار داد. الف) تقويت ساختارها و نوآورى ها، ب) دين مدارى و تقويت ارزش ها، ج) ترويج فرهنگ علمى، كه هر سه پارامتر يادشده، روح حاكم بر فعاليت هاى دانشجويى هستند و شوراها مى توانند اينها را به خوبى محقق سازند. بنده هميشه شوراى صنفى را در نقش يك ميانجى در نظر مى گيرم و همان گونه كه مى دانيم نقش ميانجى در جوامع امروزى بسيار حائز اهميت است. براى مثال در حوزه سياست نهادهاى ميانجى «احزاب» هستند و نقش تعيين كننده و سرنوشت سازى دارند، يعنى يك حزب مى تواند حاكم نباشد ولى از طريق پارلمان موقعيتى تعيين كننده داشته باشد. همچنين از طريق نشريات وابسته اش مى تواند بيشترين تأثير را در سياست هاى عمومى داشته باشد. در حوزه فرهنگ هم ميانجى وجود دارند و مى توان مطبوعات، فيلمسازان، ناشرين و ... را ميانجى هاى حوزه فرهنگ دانست. در حوزه مديريت هم اتحاديه ها و سنديكاها، نهادهاى ميانجى هستند. پس شوراى صنفى به عنوان ميانجى مابين دانشجو و مديريت، نقش بسيار حساس و تعيين كننده اى در دانشگاه ها داشته و مى تواند زمينه بسيار مناسبى بين دانشجو و مدير براى مشاركت و همدلى ايجاد كند. با اين همه اگر شوراى صنفى در دانشگاه ها نهادينه گردد و از سوى مسئولين دانشگاه بهاداده شود چه كاركردهايى مى تواند داشته باشد ۱ـ از بين بردن سيستم سلسله مراتبى در دانشگاه و تبديل آن به ساختار شبكه اى، در اينجا هر دانشجويى مى تواند با رئيس دانشگاه و يا هر مقام ديگر مرتبط باشد و بين سه فرهنگ موجود در دانشگاه «تعاون» ايجاد مى شود. فرهنگ كارمندان دانشگاه، فرهنگ اپراتورى است يعنى اين كار را بكن و يا اين كار را نكن، اگر باز هم ازآنها سؤال كنيد، جواب اين است: با مقامات بالاتر صحبت كنيد. فرهنگ استادان، فرهنگ علمى است و مديران نيز فرهنگ مديريتى دارند. پس با اين سه فرهنگ متعارض اداره دانشگاه واقعاً مشكل است. ولى شوراى صنفى مى تواند نقطه تعادلى در اين ميان باشد يعنى به عنوان كارگزار تغيير عمل كند و قدرت مديريت را توزيع كند و نقطه عطف سه فرهنگ موجود در دانشگاه باشد. ۲- شوراى صنفى مى تواند ساخت سياسى دانشگاه ها را به يك ساخت مدنى تبديل كند. چون ساخت سياسى با تغيير اوضاع تغيير مى كند. ولى ساخت مدنى پايدار است. ۳- از نظر مديريتى شوراى صنفى مى تواند ضمن ارتقاى ظرفيت مديريت و پركردن تأخر اطلاعات و تسهيل چرخه اطلاعات و ارتباطات، به تحقق خودگردانى دانشگاه كمك كند.
|