چهارشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۸۷ -
Wed, Apr 9, 2008
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
دانشگاه
ماجرا
نگاهى به شرايط و امكانات تفريحى ايرانيان
فـرهـنـگ تـفـريـح
355830.jpg
]مهين درويش]

جى. كِى چسترتون، انديشمند غربى جمله اى نغز درباره سفر دارد: «مى گويند سفر فكر آدم را باز مى كند. اين درست است، اما اول بايد فكرش را داشت.»
سفر پديده اى فراتر از يك انتخاب ساده انگارانه است. هرچند چنان ساده بنمايد كه با مرتبط شدن با اوقات فراغت جسم و جان، معمولاً حتى برنامه ريزى براى آن هم به ذهنى در حال استراحت سپرده شود. همچنين اتفاقاتى كه در پى اين انتخاب اوليه (در طول سفر) مى آيد، به خوبى نشان دهنده آن است كه سفر بدون برنامه ريزى خوب و انتخاب درست همسفر، به جاى زدودن خستگى، خستگى مضاعف مى آفريند. بيشتر ما بارها در اين موقعيت ها قرار گرفته ايم و باز هم بدون اينكه درسى از اين تجربيات گرفته باشيم، به همان شيوه سابق سفر مى كنيم.
انتخاب نوع گذراندن تعطيلات در افراد مختلف، نه مسئله اى ساده، بلكه موضوعى است كه با پيشينه اى طولانى كه در پس خود دارد، نه تنها مى تواند گذشته را به تفسير بكشد، بلكه رفتارهاى مربوط به تعطيلات در امروز و آينده را نيز تحليل و پيش بينى كند. موقعيت اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى و ويژگى هاى روان شناختى فرد از جمله مؤلفه هايى است كه از نوع سفرهايش مى توان استنتاج كرد.
موضوع سفر در جوامع پيشرفته، به صورت علمى و در قالب جامعه شناسى يا روان شناسى تفريح مورد توجه قرار مى گيرد، ولى ما با محدوديت هايى كه در تئورى و اجراى اين حوزه داريم، دست كم بايد آن بخش از سفر را كه به تصميمات شخصى مربوط مى شود مديريت كنيم. اكنون كه هنوز از سفرهاى نوروزى زياد دور نشده ايم و مى توانيم جزئيات آن را به خاطر بياوريم، بهتر است با ديدگاهى ديگر آن را مرور كنيم تا شايد به يافتن الگويى براى سفرهاى آينده مان راه يابيم.
***
*تفريحات متنوع اما محدود
نوع تفريحاتى كه افراد انتخاب مى كنند، صرف نظر از اين كه در محل زندگى شان باشد يا براى آن مسيرى را طى كنند، بسيار متفاوت است. از سفر زمينى گرفته تا هوايى، انتخاب وسيله نقليه عمومى يا اصرار بر استفاده از خودروهاى شخصى حتى به قيمت سوار كردن خودروها بر هواپيما و قطار، اقامت در هتل ها تا مسافرخانه ها، خانه هاى اجاره اى، منزل اقوام و آشنايان، چادر زدن در شهرها و يا در دل طبيعت.
دكتر ناصر فكوهى، جامعه شناس، حوزه هاى اوقات فراغت شهرى را كه در فضاهاى عمومى شهرى قرار دارند، به اين ترتيب تقسيم بندى مى كند:
۱- فضاهاى تغذيه نظير رستوران ها، رستوران هاى غذاى حاضرى، كافه ها، كافى شاپ ها، كافى نت ها و ... كه فضاهاى به شدت قشربندى شده و تفكيك شده بر اساس مشخصات فرهنگى اجتماعى مصرف كنندگان خود هستند.
۲- فضاهاى ورزشى ورزشگاه ها، سالن هاى ورزشى، باشگاه هاى تندرستى و بدن سازى، زمين هاى ورزشى درون شهرى و محله اى كه اغلب ايجاد خرده فرهنگ ها و روابط ويژه مى كنند.
۳- فضاهاى بازى نظير انواع كلوپ ها و باشگاه هاى بازى هاى فكرى، قمار، فضاهاى غيررسمى بازى كه در بسيارى موارد با فضاهاى مورد قبلى همپوشانى و تداخل دارند.
۴- فضاهاى فرهنگى نظير سالن هاى كنسرت، تئاترها، سينماها، كتابخانه ها، فرهنگسراها، موزه ها، نمايشگاه ها، جشنواره ها و ... كه داراى جمعيت سيال و ناپايدار هستند.
۵- فضاهاى تفريحى متفرقه نظير پارك ها، محله هاى گشت و گذار و ديدنى، آثار تاريخى، تفريحات دريايى و تفريحات نابهنجار.
اما با وجود اين تنوع در اماكن تفريحى، تنها افراد كمى از جامعه شهرنشين ما هستند كه اين تنوع را در اوقات فراغت خود بگنجانند. صحبت از شهرهايى كه حتى از داشتن يك سالن سينما محروم اند نيست. پايتخت نشينان نيز شيوه پر كردن فراغت را نمى دانند يا خدمات اجتماعى و سطح درآمد افراد به نحوى است كه افراد امكان انتخاب ميان اين تفريحگاه ها را ندارند. در حقيقت، براى بسيارى از افراد انتخابى وجود ندارد، اين جبر شرايط است كه براى هر نوع تفريحى كه بسترى مهيا كند، مورد استفاده افراد جامعه قرار مى گيرد.
محدوديت تفريحات، كه به تخليه نشدن انرژى افراد از روشى كه بتواند بستر احياى اين انرژى را فراهم كند، مى انجامد. به خصوص براى جوانان، پيامدهايى به دنبال دارد و اينجاست كه مى توان با اطمينان ادعا كرد علوم جامعه شناسى و روان شناسى، كه بايد به تحليل عواقب ناخوشايند و نابهنجار نبود تفريحات و يافتن راه حل هاى آن بپردازند، در ايجاد شناخت انتخاب تفريحات در مردم و همفكرى دادن به مسئولان در فراهم كردن شرايط نقشى ايفا نكرده اند.
بر اساس تقسيم بندى كه حاصل دستاورد تاريخ علم است، نيازهاى انسان به نيازهاى اوليه فيزيولژيك مانند نياز به هوا، آب ، غذا و استراحت، نياز به ارضاى كنجكاوى، اجتناب از ملال و نياز غريزى، نياز به امنيت، نياز به عشق و تعلق خاطر، نياز به عزت نفس و كسب احترام و نياز به خودشكوفايى و به كارگيرى استعدادها و توانايى ها تقسيم مى شوند. بر اساس اين نظريه، ناكامى در رفع هر يك از اين نيازها افراد اجتماع را وادار به تخلف خواهد كرد.
اين نظريه علمى در جوامع مختلف از جمله جامعه ايران اثبات شده است. آمارهاى رسمى كه شاخص خشونت را در شهرهاى مختلف كشور نشان مى دهد، با توجه به ميزان تفريحگاه هاى موجود در هر شهر به خوبى قابل توجيه است.
همچنين پژوهش هاى انجام شده بر روى روستاهاى كشور نشان مى دهد جوانان و نوجوانان كه در فصل كار بيشتر مشغوليت دارند، كمترين ميزان جرم مشاهده مى شود.
*آسيب هاى تفريح
اما تفريح را بايد از جنبه ديگرى نيز مورد توجه قرار داد؛ اينكه در كنار تأكيد بر وجود تفريحگاه ها، بايد به خطراتى كه مى تواند از ناحيه همين اماكن افراد جامعه را تهديد كند توجه كرد.
از آنجا كه اكثر تفريحات در فضاى عمومى يا فضاهاى خصوصى، در مجاورت تعداد ديگرى از افراد علاوه بر اعضاى خانواده صورت مى گيرد، و همچنين اوقاتى كه فرد به تفريح اختصاص مى دهد وقت هايى است كه كمترين حفاظ را در مقابل محيط اطرافش دارد، بيشتر پذيراى رفتارهاى جديد و در نتيجه، آسيب پذير خواهد بود.
ايزاك ژوزف معتقد است تنها صفتى كه براى تعريف فضاى عمومى بيش از همه مناسب است، دسترس بودن آن است. ولى فضاى عمومى نه كاملاً اختصاصى مى شود و نه تصاحب شدنى است. بنابراين، يك فضاى عمومى فضايى است كه مزاحم يا متجاوز را مى پذيرد، هر چند كه هنوز جايگاهش را نيافته است.
هر چند فضاى عمومى به اصطلاحى نمادى براى بيان رابطه با فضا يا سرزمين خصوصى تبديل شده است، اما در فضاهاى عمومى كه كاربردى به عنوان تفريحگاه دارند، قاعده، اندكى متفاوت است. با وجود تقسيم بندى تفريحات به تفريحات محيط عمومى و خصوصى كه به طور طبيعى به وجود آمده است، باز هم در اين اماكن مرز ميان فضاى عمومى و خصوصى بسيار باريك است. اينجاست كه احساس صميمت ايجاد شده ناشى از تفريح در يك فضاى عمومى، مى تواند به تأثيرپذيرى و الگوسازى آسان منجر شود يا در بهترين حالت به همانندسازى و يكسان شدن رفتارها بينجامد.
جامعه شناسان يكى از كاركردهاى مراكز تفريحى و فرهنگى و ورزشى را يكسان سازى فرهنگ متنوعى مى دانند كه مهاجران شهرهاى مختلف با خود آورده اند.
آنها تأكيد مى كنند كه همين تنوع فرهنگ در شهرها، عامل بسيارى از ناهنجاريها و بزهكارى هاى شهرستان هاست.
اين درحالى است كه همين فضاهاى عمومى آسيب خيز، اگر به درستى مورد استفاده قرار گيرد، مى تواند در صورت كنترل غيرمستقيم، برنامه ريزى و آگاه سازى افراد به فرصت تبديل شوند. اين اماكن مى توانند با ايجاد فرهنگى جديد كه تناقضى با فرهنگ هاى متنوع افراد ندارد، به بالا بردن فرهنگ تفريح در جامعه منجر شوند و همچنين تمرينى براى جامعه پذيرى افراد، ايجاد روحيه كار جمعى و به حداقل رساندن تكروى در افراد اجتماع شوند. با توجه به اين كاركردهاى ايده آل است كه ايجاد خانه هاى فرهنگ و فرهنگسراها بهترين اقدام براى پر كردن اوقات فراغت افراد درنظر گرفته شده است.
از اين نوع نهادهاى وابسته به دولت يا نهادهاى وابسته به مديريت شهرى كه كاركرد پر كردن اوقات فراغت را دارند، در ايران نمونه هاى فراوانى وجود ندارد.
ايرانيان در حالى آداب تفريح را فراموش كرده اند كه پيشينه تاريخى كشورشان نشان مى دهد در دوران مختلف براى اوقات فراغت و جشن ها، برنامه ريزى هاى سيستماتيك داشته اند. اگر اين اعياد و آيين هاى فرهنگى احيا نشوند، افراد جامعه به تدريج از فرهنگ ملى خود دور مى شوند و سمت فرهنگ هايى مى روند كه تفريح و شادى را در آنها مى يابند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |