دوشنبه ۲۶ فروردين ۱۳۸۷ - ۷ ربيع الثانى ۱۴۲۹
Mon, Apr 14, 2008
اقتصاد
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
دانش
ماجرا
قاب عكس۱
بانو
چه چيز هايى اعتبار پول آمريكا را متأثر مى سازد
۴۹ عامل تأثير گذار بر قيمت دلار
357210.jpg
] ترجمه‎/ محسن خزائى [

ارزش دلار آمريكا تحت تأثير عوامل متعدد و گوناگون است. نوشته اى كه پيش رو داريد ۵۰ عامل ريز و درشت تأثير گذار به افزايش يا كاهش ارزش دلار در حوزه هاى مختلف را معرفى مى كند:
موازنه تجارى و سرمايه گذارى
۱- موازنه تجارى: موازنه تجارى به معناى اختلاف بين واردات وصادرات است. آمريكا طى سال هاى اخير در اكثر اوقات در مبادلات خود با ديگر كشورها داراى كسرى موازنه تجارى بوده است. اين موازنه منفى روزانه ۲ ميليارد دلار افزايش مى يابد و رو به رشد است و موجب نگرانى سرمايه گذاران خارجى فعال در آمريكا و تأثير زياد بر ارزش دلار شده است.
۲- سقوط قيمت كالاهاى خارجى: با كاهش قيمت كالاهاى خارجى اين كالاها نزد مصرف كنندگان آمريكايى جذاب تر مى شوند و باعث خروج ميزان زيادى ارز از آمريكا و كسرى موازنه تجارى مى شود. در مقابل، افزايش قيمت كالاهاى خارجى به دليل تورم طبيعى يا به خاطر افزايش تقاضا موجب مطلوبيت كالاهاى آمريكايى نزد مردم اين كشور و كمك به كاهش كسرى تجارى آن مى شود. اين امر به اقتصاد وصنعت آمريكا كمك نموده و دلار را تقويت مى كند.
۳- توازن سرمايه گذارى: وقتى آمريكا بيش از ميزان صادرات خود كالا وارد مى كند به اين معناست كه سرمايه گذاران ديگر كشورها مجبورند براى جلوگيرى از سقوط ارزش دلار اقدام به خريد دارايى هاى آمريكا كنند. توضيح ساده اين پديده آن است كه اگر آمريكا بيش از ميزان صادرات خود واردات انجام دهد، سرمايه گذاران خارجى بايستى منابع مالى كه به صورت دلار هستند مثل اوراق قرضه دولت آمريكا را خريدارى كنند تا با آثار سوء كسرى موازنه تجارى اين كشور مقابله كنند.
* عوامل سياسى
۴- كسرى بودجه و بدهى هاى دولت آمريكا: بودجه حكومت آمريكا نيز مى تواند بر ارزش دلار تأثير گذار باشد. اگر سرمايه گذاران خارجى شاهد آن باشند كه هزينه هاى دولت آمريكا از پولى كه اين دولت در اختيار دارد بيشتر است. آنها در مى يابند كه اين دولت مجبور است اقدام به استقراض از نسل هاى بعدى و بخش خصوصى كشورهاى خارجى نمايد. گفتنى است بدهى خارجى آمريكا تا تابستان سال ۲۰۰۷ حدود ۹ تريليون دلار بوده است و اين بدهى روزى ۲ ميليارد دلار افزايش مى يابد.
۵- سابقه آمريكا در عرصه اعتبارات مالى: دولت آمريكا سابقه خوبى در عرصه اعتبارى دارد و اين امر موجب پائين رفتن خطرات مربوطه و افزايش قيمت دلار مى گردد.
آمريكا معتبرترين كشور قرض گيرنده جهان است و اين امر خود دليل قوى ماندن نسبى دلار على رغم مشكلات موجود را توضيح مى دهد.
۶- ميزان محبوبيت رئيس جمهور آمريكا: محبوبيت رئيس جمهور آمريكا اغلب اوقات بر ارزش دلار مؤثر دانسته مى شود. درست است كه كارشناسان بر سر واقعيت اين امر و وجود رابطه اين دو با هم اختلاف دارند ولى در صحنه عمل، سرمايه گذاران بين المللى مايل به حضور فردى قوى در رأس قوه مجريه آمريكا هستند زيرا آنها ترجيح مى دهند در اين كشور فقط يك مرجع تصميم گيرى وجود داشته باشد و از دخالت كنگره آمريكا كه داراى جناح بندى هاى سياسى و اختلاف نظرهاى متعدد است در امور اقتصادى اين كشور هراس دارند.
۷- جنگ: جنگ و حمله هاى غيرمنتظره به منافع آمريكا موجب آسيب رسيدن به اعتماد به نفس مشترى و تجارت و كند شدن رشد اقتصادى مى شود. همچنين جنگ موجب كسرى بودجه آمريكا به خاطر تأمين هزينه هاى جنگى مى شود. بنابراين درگيرى هاى نظامى آمريكا موجب افزايش بدهى اين كشور و به خطر افتادن ارزش دلار مى شود.
۸- تحولات ژئوپلتيك: هر جريانى كه به عنوان حادثه اى ناگهانى، منازعه يا دخالت خارجى تلقى شود مى تواند تأثير منفى بر دلار داشته باشد. اين جريانات لزوماً نبايست در حد و اندازه واقعى مناسب خود دلار را متأثر كنند. بلكه آنچه كه سرمايه گذاران فكر مى كنند به وقوع مى پيوندد داراى ارزش است چرا كه وجود يك طرز تلقى خاص از يك واقعه اغلب در بازارهاى سهام به تحولاتى واقعى منجر مى شود.
۹- سياست هاى پايدار: اگر سرمايه گذاران احساس كنند روند امور تا حد زيادى به حالت خود باقى مى ماند و دستخوش تغييرات ناگهانى ناشى از سياست هاى دولت آمريكا نمى شوند به دلار اعتماد بيشترى پيدا مى كنند. در نتيجه تقاضا براى دلار بيشتر شده و به دنبال آن ارزش دلار هم افزايش مى يابد.
بايد به خاطر داشت بازار ارز در نتيجه تغيير سياست هاى دولتى آسيب پذير است. اين مسئله به ويژه در مورد سياست مالى صدق مى كند. بدين صورت كه اگر سرمايه گذاران معتقد باشند سياست آمريكا راه درست را مى رود، پول خود را صرف سرمايه گذارى هايى مى كنند كه به صورت دلار انجام مى شود. در مقابل اگر سرمايه گذاران اعتماد خود به اقتصاد آمريكا به عنوان اقتصادى كه در معرض تغييرات ناشى از سياست هاى جديد است را از دست بدهند، آن گاه ديگر دلار را ارزى قابل اعتماد نمى دانند.
۱۰- گسترش حجم دولت: ايجاد اداره هاى جديد دولتى و افزايش وظيفه دولت هزينه هاى بسيارى در پى دارد. براى مثال ايجاد وزارت امنيت داخلى در آمريكا مى تواند موجب كاهش ارزش دلار شود زيرا ايجاد اداره هاى جديد دولتى موجب كم شدن هزينه هاى اختصاص يافته به ديگر اداره ها در بودجه مى شود.
۱۱- انتخابات: اعتماد يا نگرانى نسبت به حكومت جديد مى تواند موجب نزديك شدن يا دور شدن سرمايه گذاران به دلار شود. همچنين با انتخاب اعضاى جديد كنگره آمريكا، قوانين جديدى تصويب مى شود كه مى تواند اقتصاد آمريكا را متأثر سازد. سرمايه گذاران خارجى ممكن است واكنش هاى مثبت يا منفى به اين تغييرات دهند و با اين كار بر ارزش دلار اثر گذارند.
۱۲- كاهش ماليات بر مصرف كننده: كاهش ماليات مصرف كنندگان موجب افزايش مصرف مى شود كه خود موجب بهبود اوضاع اقتصادى آمريكا و همچنين ديگر كشورهاى صادركننده كالاهاى مصرفى به آمريكا به ويژه چين مى شود. اين امر تا هنگامى كه اقتصاد آمريكا دچار كسرى تجارى و بودجه نشده براى اقتصاد اين كشور مفيد است. از سوى ديگر افزايش ماليات ها موجب كاهش انگيزه مصرف افراد مى شود. اين كار موجب كمك به هزينه هاى دولتى و كاهش بدهى هاى آن مى شود و اگر چه باعث كند شدن سرعت رشد اقتصادى مى شود ولى در عين حال كسرى موازنه تجارى و بودجه آمريكا را كاهش مى دهد.
* ديگر كشورها
آثار سياسى بر ارزش دلار تنها منحصر به كشور آمريكا نمى شود و مى تواند در سراسر جهان به وجود آيد، در اين راستا تجارت، منازعه، مصرف و ديگر مسائل مى توانند دلار را در خارج از مرزهاى آمريكا متأثر سازند.
۱۳- ناآرامى در ديگر كشورها: وقتى كشورهاى ديگر دچار آشوب مى شوند ارزهاى اين كشورها از سوى ديگران بى ثبات تلقى مى شود. در اين مورد سرمايه گذاران به خاطر ثبات ارزش دلار به اين ارز بيشتر رو مى آورند و در نتيجه باعث افزايش قيمت دلار مى شوند.
۱۴- ثبات در ديگر كشورها: از سوى ديگر اگر ديگر كشورهاى جهان بويژه كشورهاى بزرگ و پرجمعيت در تصميم گيرى خود پايدارى داشته باشند و داراى ثبات سياسى و اقتصادى باشند، ممكن است دلار در نتيجه اعتماد سرمايه گذاران به ارزهاى كشورهاى ديگر تضعيف شود. در اين شرايط سرمايه گذاران با ملاحظه كاهش خطرات احتمالى درصدد تنوع بخشيدن به ذخاير مالى خود بر مى آيند.
۱۵- تغيير درذخاير ارزى كشورهاى خارجى: دلار آمريكا از اين امتياز كه ذخيره ارزى كشورهاى ديگر را تشكيل مى دهد سود فراوانى مى برد. بيشتر بانك هاى مركزى كشورها عمده ذخيره ارزى خود را به صورت دلار نگهدارى مى كنند ولى دلار هنگام تصميم كشورهاى ديگر براى تنوع بخشيدن به ذخيره ارزى خود با مشكلاتى روبه رو مى شود. چراكه اين كشورها اقدام به فروش دلار و يا توقف خريد آن مى كنند. اين امر بويژه هنگامى كه يك كشور بزرگ خريدار ارز مثل چين تصميم مى گيرد اضافه كردن دلار به ذخاير ارزى خود را متوقف سازد براى ارزش دلار بسيار زيان آور است.
۱۶- قدرت يافتن يورو: دلار با رقابت رو به افزايش يورو روبه رو است. هنگامى كه سرمايه گذاران تصميم به تنوع بخشيدن به ذخاير خود مى گيرند و يا در موقع بى ثبات شدن ارزش دلار، يورو جايگزين جذابى براى دلار است.
۱۷- پذيرش خريد نفت به صورت دلار: تا هنگامى كه اكثر قراردادهاى نفتى دنيا با معيار دلار آمريكا داير مى باشند، ديگر كشورها مجبورند از دلار استفاده كنند. اين مسئله موجب افزايش تقاضا براى دلار و زياد شدن ارزش آن مى شود. علاوه بر اين عمده صادركنندگان نفت بخش زيادى از درآمدهاى نفتى خود را به صورت دلار نگهدارى مى كنند.
۱۸- اقتصادهاى خارجى قوى: اگر اقتصاد ديگر كشورها در حال رونق باشند، ممكن است دلار با كاهش ارزش روبه رو شود زيرا به دنبال اين امر از جذابيت آمريكا به عنوان كشورى براى فعاليت سرمايه گذاران خارجى كاسته خواهد شد.
* طرح هاى حمايت اجتماعى
۱۹- تأمين اجتماعى: از نظر بسيارى آمريكايى ها و افراد خارجى كه معتقد به اقتصاد ليبرال هستند تأمين اجتماعى مانند يك كشتى در حال غرق شدن مى باشد كه تنها در طول زمان وضع بهترى پيدا خواهد نمود. اين وضع باعث مى شود سرمايه گذاران اعتماد خود به نظام مديريت اقتصادى آمريكا را از دست بدهند. در مقابل هنگامى كه آمريكا براى اصلاح طرح تأمين اجتماعى خود تلاش مى كند، مقدارى از اين اعتماد احيا مى شود و دلار مى تواند از اين امر سود ببرد.
۲۰- هزينه هاى درمانى: حمايت مالى دولت آمريكا از برنامه هاى مراقبت پزشكى مانند ديگر عرصه هاى حمايت اجتماعى بسيار هزينه بر تلقى مى شود و از نظر بسيارى از افراد تداوم آن روز به روز دشوارتر مى شود. اين امر نيز باعث مى شود سرمايه گذاران در پى سرمايه گذارى در كشورهايى باشند كه بودجه هاى باثبات ترى داشته باشند.
* نظريه عرضه و تقاضا
۲۱- تقاضا براى دلار: اين عامل مى تواند در ارتباط با عوامل ديگر مؤثر بر ارزش دلار باشد ولى خود نيز عاملى مجزا مى تواند باشد. براى مثال اگر سرمايه گذاران فرانسوى فرصت سرمايه گذارى در آمريكا را مناسب بدانند حاضرند مقدار بيشترى فرانك براى خريد دلار به منظور سرمايه گذارى در آمريكا پرداخت كنند و پرداخت مقدار بيشترى فرانك براى خريد دلار به معناى افزايش ارزش دلار است.
۲۲- تقاضا براى ارز در خارج از آمريكا: براى مثال تقاضاى گسترده براى دلار آمريكا در دهه ۱۹۹۰ در سطح بين المللى موجب شد دلار جايگاه منحصر به فردى پيدا كند. زيرا طى دوران رونق اقتصاد جهان در اين دهه، نياز بيشترى به دلار آمريكا بود و اين امر موجب افزايش ارزش دلار گرديد.
۲۳- افزايش عرضه دلار: هر اسكناس يك دلارى كه چاپ مى شود، ارزش كمترى از دلار قبلى دارد. هرچقدر دلار بيشترى وارد گردش شود، اين ارز ارزش كمترى پيدا مى كند، زيرا به طور اساسى افزايش عرضه موجب كاهش ارزش كالا مى شود.
* نرخ بهره
۲۴- افزايش نرخ بهره: افزايش نرخ بهره به معناى سود بيشتر سرمايه گذاران است. بنابراين به طور كلى افزايش نرخ بهره در آمريكا موجب تقويت دلار مى شود. در مقابل اگر بانك مركزى اين كشور اقدام به كاهش نرخ بهره كند در كوتاه مدت سرمايه گذاران ممكن است سرمايه گذارى در آمريكا را كاهش دهند، زيرا سود سرمايه گذارى در آمريكا براى آنها كافى به نظر نمى رسد.
۲۵- نرخ هاى بهره جذاب در ديگر كشورها: جداى از كاهش يا افزايش نرخ بهره در آمريكا، ارزش دلار بستگى به نرخ بهره در ديگر كشورها دارد.
اگر نرخ بهره در اين كشور كمتر از ديگر كشورهاى داراى اقتصادهاى مطرح باشد، سرمايه گذاران ممكن است به ارزهاى ديگر كه سود بهترى ارائه مى كنند، روى آورند. از سوى ديگر اگر ارزهاى ديگر نرخ هاى بهره جالب توجهى نداشته باشند، اين امر باعث جلب ميزان بيشتر سرمايه گذارى خارجى توسط آمريكا مى شود.
* مصرف كنندگان آمريكايى
۲۶- پس اندازهاى مصرف كنندگان: آمريكايى ها پس انداز كنندگان خوبى نيستند. در واقع بيشتر خانواده هاى آمريكايى مقروض هستند. اين بدان معنا است كه اقتصاد بزرگ آمريكا در طولانى مدت از حمايت كافى داخلى برخوردار نيست.
علاوه بر اين عدم پس انداز آمريكايى ها موجب مى شود اين كشور مجبور به اتكا به سرمايه ها و پس اندازهاى كشورهاى ديگر باشد كه اين كار به ارزش دلار ضربه مى زند.
۲۷- قيمت بنزين: با توجه به اهميت و اولويت بالاى خودروى شخصى در زندگى آمريكايى ها، افزايش قيمت بنزين باعث مى شود مصرف كنندگان اين كشور پول كمترى براى خرج كردن در موارد ديگر داشته باشند و مجبور به وام گرفتن براى نگه داشتن سطح زندگى خود در حد استاندارد شوند.
۲۸- خريد كالاهاى خارجى: وقتى آمريكايى ها اقدام به خريد كالاهاى خارجى مثل خودروهاى ژاپنى مى كنند، به نظر مى رسد اقتصاد آمريكا بيشتر از واردات حمايت مى كند تا صادرات. اين باعث ايجاد كسرى تجارى و در نهايت تضعيف ارزش دلار مى شود.
۲۹- كاهش سرعت خرج كردن پول: همان طور كه خرج كردن بيش از حد مى تواند به دلار آسيب وارد كند، كاهش قابل توجه سرعت خريد مردم آمريكا نيز اثر بدى بر دلار دارد، زيرا هنگام كاهش خريد مردم، بانك مركزى ممكن است اين امر را نشانه عدم توانايى خريد مصرف كنندگان بداند و اقدام به كاهش نرخ بهره براى افزايش رشد اقتصادى كند كه اين خود باعث آسيب رسيدن به قيمت دلار مى شود.
* مسكن
در سال هاى اخير شاهد رونق و سپس بحران و شكست بخش مسكن آمريكا بوده ايم. اين بحران مشكلاتى را براى خانواده ها ، سرمايه گذاران و قرض دهندگان آمريكا يى پديد آورده است. بسيارى از مردم آمريكا ديگر قادر به بازپرداخت وام هاى خود نمى باشند و قيمت مسكن كاهش شديدى يافته است. اين مسئله عواقبى براى دلار در پى داشته است.
۳۰- كندى بازار مسكن: كندى بازار مسكن موجب آثار سويى بر ديگر بخش هاى اقتصاد آمريكا گرديده است. فروشندگان مسكن مجبورند قيمت ها را پائين آورند كه اين اقدام باعث كاهش هزينه كردن و كندى رشد اقتصادى مى شود.
۳۱- بازار مسكن قوى: وجود بازار مسكن در حال رشد و پويا موجب برقرارى انصاف ومبادله مسكن به قيمت واقعى خود مى شود. اين باعث افزايش هزينه ها در اين بخش و رشد اقتصادى آمريكا و به دنبال آن افزايش قيمت دلار مى شود.
۳۲ - تورم بيش از حد بازار مسكن: اين امر در نتيجه از ميان رفتن عدالت و كاهش ثروت شخصى رخ مى دهد ولى محدود به همين جا نمى شود زيرا موجب كاهش ارزش دلار به دليل تسرى مشكلات بخش مسكن به كل اقتصاد آمريكا مى شود.
* صنعت و شاخص هاى اقتصادى
۳۳- رشد اندك توليد: سطح توليد شاخصى براى تعيين سلامت اقتصاد آمريكا دانسته مى شود. كاهش توليد صنعتى اين كشور به معناى كاهش كل رشد اقتصادى آن و نگرانى سرمايه گذاران نسبت به ارزش دلار مى شود.
۳۴- رشد توليدى قوى: در مقابل، رشد قوى توليد آمريكا مى تواند نشانگر رونق اقتصادى آن و جذابيت يافتن دلار شود.
۳۵- خريد كالاى خارجى: اين عامل باعث به وجود آمدن كسرى موازنه تجارى و ايراد فشار بر بازار اشتغال مى شود و نتيجه آن كاهش ارزش دلار مى باشد. در عين حال اين امر باعث سوددهى بيشتر شركت هاى آمريكا يى و در آمدن آنها به صورت اهدافى جذاب تر نزد سرمايه گذاران خارجى مى شود.
۳۶- كارآفرينى: كارآفرينى در آمريكا باعث خلق فرصت هاى سرمايه گذارى جالب توجه براى سرمايه گذاران خارجى و حمايت از دلار مى شود.
۳۷- رشد اشتغال: رشد اشتغال مانند رشد توليد شاخص مناسب براى برآورد سلامت اقتصاد آمريكا است. رشد مثبت اشتغال موجب جذب تعداد بيشترى سرمايه گذار و تقويت دلار مى شود. در مقابل نرخ بالاى بيكارى موجب كاهش ارزش دلار مى شود زيرا با افزايش تعداد بيكاران درآمد مالياتى دولت كه براى جبران كسرى مفيد است كاهش مى يابد. رشد بيكارى همچنين موجب كاهش قدرت خريد مشترى مى شود.
۳۸- سطح دستمزد: افزايش يا كاهش سطح دستمزدها مى تواند موجب جذب يا هراس سرمايه گذاران شود.
* بازارهاى سرمايه آمريكا
۳۹- بازارهاى رو به تنزل: كاهش ارزش كالاها و خدمات موجب از دست رفتن سرمايه ها و عدم اعتماد سرمايه گذاران مى شود و آنها را به تنوع بخشى به ذخاير ارزى خود وامى دارد.
۴۰- بازارهاى روبه ترقى: افزايش ارزش كالا و خدمات موجب اثرى متقابل مى شود و باعث سودآورى و جذب سرمايه گذارانى جديد و تشويق سرمايه گذاران كنونى به سرمايه گذارى بيشتر در آمريكا مى شود.
۴۱- رسوايى هاى مالى: رسوايى هاى مالى مثل مورد شركت «اندون» مى تواند باعث آسيب رسيدن به سرمايه گذاران و كاهش سرمايه گذارى خارجى در بازارهاى سهام آمريكا شود.
* اقتصاد
۴۲ - رشد و ثبات اقتصادى: به طور كلى يك اقتصاد قوى موجب افزايش اعتماد به نفس و مطمئن شدن سرمايه گذاران خارجى در مورد كسب سود خوب از سرمايه گذارى خود مى شود.
۴۳- ركود اقتصادى: اوضاع اقتصادى رو به افول موجب صدمه رسيدن به دلار و بيرون كشيدن سرمايه هاى خارجى توسط صاحبان آن به دليل ترس از كاهش ارزش سرمايه هاى خود مى شود.
۴۴- عملكرد نامناسب ديگر اقتصادها: عملكرد اقتصادى مسئله اى نسبى است اگر اقتصاد آمريكا قوى تر از اقتصاد هاى ديگر عمل كند سرمايه گذاران ممكن است به دلار به عنوان ارزى قابل اعتماد توجه مجدد كنند.
* آب و هوا
۴۵- شرايط كشاورزى نامناسب: شرايط نامساعد براى كشاورزى مى تواند منجر به كاهش توليد محصولات كشاورزى توسط كشاورزان آمريكايى و واردات محصولات كشاورزى از كشورهاى ديگر براى پاسخگويى به نيازهاى آمريكا به محصولات كشاورزى شود. اين امر باعث افزايش بيش از پيش كسرى موازنه تجارى و تضعيف دلار مى گردد.
۴۶- تابستان هاى بيش از حد گرم: وجود تابستان هاى بسيار گرم مى تواند باعث افزايش هزينه هاى انرژى مصرف كنندگان و صنايع شود. اين حالت موجب افتادن بارى اضافى به دوش اقتصاد آمريكا و كاهش ارزش دلار مى شود. همچنين وجود فصل زمستان بسيار سرد موجب وقوع همين جريان مى شود. زيرا عمده انرژى مصرفى آمريكا از خارج وارد مى شود و ارزش دلار در نتيجه افزايش واردات انرژى و زياد شدن كسرى موازنه تجارى كاهش مى يابد.
۴۷- وقوع بلاياى طبيعى: بلاياى طبيعى مانند توفان كاترينا موجب فشار بد اقتصاد ايالت هاى محل وقوع اين بلايا و همچنين دولت فدرال مى شود. ولى در عين حال وقوع اين حوادث موجب فعاليت براى بازسازى خرابى ها و صرف هزينه براى امور رفاهى و سكونت مردم مى شود كه اين به نوبه خود موجب رونق اقتصادى و افزايش قيمت دلار مى شود.
* تورم
۴۸- كاهش تورم كالاهاى خارجى: با كاهش تورم كالاهاى خارجى قيمت اين كالاها ثابت مى ماند، مصرف كنندگان آمريكايى در اين شرايط قادر به خريد همان ميزان كالا يا ميزان بيشترى از آن مى شوند ولى اين امر كمكى به جبران كسرى موازنه تجارى آمريكا نمى كند و بنابراين اثرى منفى بر ارزش دلار دارد.
۴۹- اخبار تورم: انتشار هر خبرى در رابطه با احتمال افزايش قيمت دلار يا كالاهاى خارجى مى تواند به بازار مبادلات ارز تأثير داشته باشد و موجب شود اين بازار طى اقدامى پيشگيرانه دست به تغييراتى بزند.
منبع: www.currencytrading.net


|   شناسنامه   |   آرشيو   |