|
بررسى اهانت به پيامبر(ص)
درگفتگو با تئودور خورى محقق بزرگ مسيحى آزادى بيان مطلق نيست
|
|
|
سميه قاسمى قسمت دوم
* نظر شما در خصوص مسئله گفت وگوى اديان كه اخيراً تلاش هاى زيادى در اين رابطه از سوى سازمان ها و نهادهاى مختلف در جهان صورت مى پذيرد، چيست جهان ما، چه امروز و چه در آينده، نياز به اراده ها، ايده ها، تهورات و ابتكارات نوينى دارد؛ زيرا متأسفانه روز به روز بر اثر جدال هاى هر چه شديدتر ناشى از مواجهات تنش زا، رفته رفته از شكيبايى كاسته مى شود. همه اين بحران ها، بشر را به گونه اى به «باور عقيم» رهبرى كرده است. صلح شكننده شده، دادگرى از ميان رفته و به دست آمدن تفاهم به طور چشمگيرى كاهش يافته است. از اين رو به نظر مى رسد آينده اى تاريك تر و ناآرام تر در پيش خواهيم داشت. در حالى كه براى صلح راه ديگرى وجود دارد و هنوز على رغم تمام موانع و ترديدهاى اظهار شده، مى توان براى يافتن راهكارهاى گفت وگو و همكارى جسارت ورزيد، زيرا اين راه حل جايگزين ديگرى ندارد و بر پايه همين، بسيارى از افراد و مجامع قوياً برآن شده اند كه براى ساختن آينده اى بهتر بر پايه عدالت و صلح از راه گفت وگو اقدام كنند آنها با تمام قدرت مى كوشند با به كارگرفتن گفت وگو و ايجاد زمينه هاى ممكن براى همكارى، انسان ها را در اين مسير هدايت كنند. منظور از گفت وگو امكاناتى است كه در راه شناسايى حقيقت و همچنين تشديد همبستگى تمام انسان ها بر آنها تأكيد مى گردد. گفت وگو بايد به عنوان راهى براى آشتى مؤثر حتى ميان دشمنان پيشين، يعنى براى ايجاد نوعى فرهنگ صلح و گونه اى مدنيت، رحمانيت و محبت فهميده شود. ديگر اين كه بايد كوشش شود همكارى خالصانه جدى و پابرجايى به وجود آيد كه هم به زمان كنونى آرامش بخشد و هم آينده شكوفايى را بسازد كه در آن روح اخوت جارى و سارى گردد. به اين ترتيب، دنياى ما دنيايى خواهد شد كه همگى در آن براى حل مسائل مشتركمان بكوشيم و اقدام نماييم. * در برهه كنونى تعامل جهان اسلام و غرب با چه موانعى روبروست موانع اصلى گفت وگو و همكارى شامل مسائل زير هستند كه سعى مى كنم در رابطه با هريك توضيحاتى ارائه كنم. يكى از اين موانع عدم تسامح و عجب تكبرآميز است آن كه بر اين باور است كه تنها او كليد حل مشكلات را در دست دارد، در واقع بر ابعاد مشكلات و پيچيدگى عناصر تشكيل دهنده آنها اشراف ندارد؛ زيرا نمى داند مسائل بشرى را نمى توان بدون مشاركت همگانى حل كرد. دوم وجود داورى هاى بسيار عجولانه و پيش داورى هاى خشن است كه ناشى از ميراث شوم گذشته و رفتار خشك مغزانه كنونى است. ثمره دادگرى اين است كه پيش داورى هاى فراگير از ميان برود و فضايى به وجود آيد كه در بردارنده آمادگى و شايستگى گفت وگويى صريح و شفاف باشد. سومين عامل نبود روادارى در انديشه است. نخستين پيش فرض يك گفت وگو آن است كه شايستگى و آمادگى جديتى مداوم براى دستيابى به دانش دقيق و نكته سنجانه به منظور يافتن انديشه هاى انسانى و همچنين درستى امر مورد بررسى داشته باشيم تا بدين وسيله بتوانيم دقيقاً داورى كنيم و موانع موجود را از ميان برداريم. براى اين منظور بايد پذيراى انتقاد از خود باشيم تا فهمى روشن تر، دلى بازتر و شكيبايى مداوم ترى به دست آوريم. همچنين يكى ديگر از موانع موجود را مى توان ناآمادگى لازم در تحمل اختلافات دانست بايد براى دريافت صحيح و بيرون كشيدن اختلافات لاينحل و مرتفع ساختن صبورانه آنها، آمادگى لازم را داشته باشيم. از آنجا كه حقايق فقط مجموعه اى از حقيقت هاى مسلم نيست و نمى توان آنها را به خوبى تعريف كرد يا به اثبات رساند، بايد حقيقت دينى در مرحله نخست، حقيقتى باشد كه به گفته انجيل يوحنا(بخش ۳ آيه ۲۱) بتواند براى ارزيابى ارزشهاى اخلاقى و حقايق دينى هر يك از اديان مورد بحث مبنا قرار گيرد، تا زمينه ساز روابط دوستانه با اديان ديگر و همكارى هاى بارور ميان آنها گردد. يافتن جهت يابى جديد در ميان ارزش هاى اخلاقى مشترك در مسيحيت و اسلام و همچنين اديان ديگر امرى ضرورى است. براى اين منظور بايد خواهان يك نظام اجتماعى انسانى شويم كه در آن، حيثيت خدشه ناپذير انسانى مبنا باشد و در صورت عمل به آن، نتايج زير به حد كمال حاصل شود: دادگرى برادرانه، به كارگرفتن مدارا در اداى حقوق و وظايف، اهتمام به حقوق ضعفا، اقدام براى فقرا و مستضعفان، صيانت از صلح به جاى تلاش براى برقرارى حكومتى جبار، آمادگى براى آشتى و وفاق. علاوه بر اين ها در مسيحيت، اسلام و اديان ديگر، اصول ديگرى نيز معتبر است: تساوى بنيادى همه انسان ها به مثابه مخلوق خدا، همه آفريده هاى خدا وهمه انسان ها به يكديگر وابسته اند و همگى در دنياى وابسته به مناسبات همه جانبه قرار داشته و به همكارى نيازمندند، انسان ها خانواده بزرگى را شكل داده اند كه در يك همدردى همه جانبه و اخوت جهان شمول متحدند، حس همدردى و اخوت نيست، بلكه امرى بايسته است زيرا در برگيرنده مسئوليت همگى نسبت به همديگر است و به همين دليل به عنوان قانون اساسى نظم سياسى و اجتماعى، شالوده جهانى پر از عدالت فراگير برادرانه را مى ريزد. * فكر نمى كنيد مسئله اهانت به اديان تأثيرى معكوس بر امر گفت وگوى اديان داشته باشد از نظر من اين مسئله نبايد تأثيرى بر امر گفت وگو داشته باشد. همچنين نبايد اجازه داد جريان هاى هتاك و نژادپرست ميدان دارشوند.
|