|
درباره «جاعلان» برنده جايزه اسكار برترين فيلم غير آمريكايى سال ۲۰۰۸
داستانى كوچك در قالبى بزرگ
ترجمه : وصال روحانى
«جعل كنندگان» يا «بدل سازان» (The Counter Feiters) كه مرتبط با جنگ جهانى دوم و وقايع آن است، جايزه اسكار برترين فيلم خارجى (غير آمريكايى) سال تازه ميلادى را مال خودكرده است و آن هم در سالى كه سر و صداها و حرف ها واظهار نظرها بيشتر پيرامون فيلم هايى بوده كه سزاوار راهيابى به جمع نامزدهاى اسكار اين شاخه بودند ولى به دلايلى از اين مهم باز ماندند و طبعاً شانسى هم در روز توزيع جوايز اسكار ۲۰۰۸ و در زمان برگزارى مراسم مربوطه (روز دوشنبه ۶ اسفند در تالار كداك شهر لس آنجلس آمريكا) نداشتند. با اين حال «جاعلان» نيز بايد احترام ويژه خود را به عنوان فيلم فاتح اين رده برانگيزد و با اعتبار نسبى به آن نگاه شود، هرچند در سال هاى اخير اكثر فيلم هاى برنده اسكار برترين فيلم غير آمريكايى سال از «جاعلان» قدرى بهتر بوده اند. «جاعلان» در باره يك استاد و متخصص جعل و بدل سازى است كه در ايام برپايى جنگ جهانى دوم مجبورش مى كنند در يكى از زندان هاى متعلق به آلمان نازى و قواى ژرمن ها، براى آنان كار كند و به تبعات چنان قضيه اى مى پردازد. ماجراى فيلم حقيقى است و با اين كه فيلمى محدود در باره واقعه اى كوچك در ميان هزاران موضوع مهم تر مرتبط با جنگ جهانى دوم به نظر مى رسد، اما آكادمى علوم سينمايى و هنرهاى تصويرى در ميان ۵ فيلم كانديدا شده، آن را واجد خصلت هايى برتر دانسته و آن را صاحب قالبى بزرگ تر توصيف كرده است. «جاعلان» را استفان روزو ويتزكى اتريشى ساخته و كارگردانى كرده و براساس كتاب خاطرات يك مرد شاغل در حرفه چاپ و چاپ گرى نوشته ادولف برگر و به نام «كارگاه شيطان» تنظيم و ارائه شده است. اين فيلم به روش كارهاى مستند و با دوربين هاى مستقر بر شانه ساخته شده و صحنه ها و سكانس هاى آن با چنين حال و هوا و ادواتى گرفته شده و با زوم هاى تند و سريع و تغيير يابنده بر روى چهره و اعمال كاراكترهايش توانسته است در عين تصاحب و انتقال احساس فيلم هاى مستند، يك كار فيچر و داستانى هم باشد و ماجرايى را شرح دهد كه در زمان برپايى جنگ جهانى دوم واقعاً روى داده بود، اما به همان ميزان توجه بر نيانگيخته بود و نبايد هم بر مى انگيخت، با اين وجود، نگاه روزو ويتزكى به موضوع و واقعه مورد نظرش، نگرشى خاص و متفاوت است و نمى توان آن را كارى عادى و رايج در اين گونه و ژانر فيلمسازى دانست، اين كار گردان اتريشى مستعد مى گويد: «طى تاريخ فيلمسازان برجسته پر شمارى از كشور من به هاليوود آمده و اينجا مستقر شده و خدمات متعدد و وسيعى را ارائه كرده اند. به اينها كه مى گويم فكر كنيد: بيلى وايلدر، فرد زينه من و اتوپره مينجر. آيا بزرگتر از آنها سراغ داريد آنها در دهه ۱۹۳۰ از آلمان و اتريش گريختند زيرا آدولف هيتلر و نازى ها آلمان را در دست گرفته و جنايات خود را شروع كرده بودند و امنيتى براى ادامه كار در آنجا وجود نداشت. با اين توضيحات و اوصاف اولين پيروزى يك فيلم اتريشى در اين شاخه از اسكار (توسط فيلم وى) معنا و مفهوم خاصى مى يابد و مناسبت ويژه اى پيدا مى كند. به واقع فيلم اين اسكار را براى اتريش تصاحب كرده كه به طور مستقيم و وسيع مربوط به اعمال نازى ها در جنگ جهانى دوم است. جنايات آنها شامل خاندان و اعضاى نسل قبلى خانواده من هم شده بود و در نتيجه احساس و هدف من از گذشته و از سال ها پيش اين بود كه حتماً فيلمى را در اين خصوص بسازم و اظهار نظرى در اين باره داشته باشم. جاعلان يك نوع اعلام نظر و بيانيه مستقيم در اين خصوص از سوى من و همفكرانم است.» كتاب آدولف برگر (كارگاه شيطان) به قدرى جالب بود كه به فاصله فقط دوهفته دو تهيه كننده متفاوت فيلم كه يكى آلمانى بود و ديگرى اتريشى، با روزو ويتزكى تماس برقرار كرده و خواستار ساخته شدن فيلمى توسط وى براساس اين كتاب شدند. دو شخص مورد بحث، افرادى با سليقه ها و ايده هاى كاملاً متفاوت و نگاهى مجزا به كتاب برگر و اتفاقى بودند كه در كتاب توضيح داده شده بود. اما روزو ويتزكى به جاى اين كه با يكى كنار بيايد و ديگرى را رد كند، آن دو تهيه كننده را با يكديگر آشنا ساخت و پيشنهاد كرد كه آن فيلم با همكارى آنان و با كارگردانى خود وى ساخته شود و آنها هرچه دارند، روى اين پروژه مشترك بگذارند و در اين خصوص تفاهم حاصل آمد. حاصل اين تفاهم و همكارى، بسيار مثبت بوده و اين بخصوص براى خود اتريش صدق مى كند، زيرا گزارش هاى واصله از وين حاكى از آن است كه اتريشى ها اين فيلم را بسيار پسنديده اند و طى ماه هاى اخير و در زمان اكران آن، براى ديدن فيلم صف مى بسته اند و در كشورى كه اصولاً سينما در آن تحت الشعاع هنرهاى ديگرى مثل اپرا و تئاتر و موسيقى قرار داشته و سرزمين موتزارت ها بوده (و نه لزوماً عرصه فيلمسازان موفق در ۳۰ سال اخير) اين يك پروسه و توفيق خاص به شمار مى آيد. روزو ويتزكى در آستانه بهار ۲۰۰۸ مى گويد: «وقتى مشخص و اعلام شد كه جاعلان كانديداى اسكار شده، تمامى ملت (اتريش) به هيجان و وجد آمدند و نوعى جشن سازماندهى نشده در اينجا و آنجاى كشور برپا شد. اميد بزرگ و اصلى من اين است كه جاعلان باعث تقويت صنعت فيلمسازى در اتريش و اعتلاى اين روند در اين كشور شود و عاملى براى كمك هاى بيشتر دولت به فيلمسازان اتريش باشد. به واقع جاعلان و پيروزى بزرگ آن مى تواند فشار بر روى دولت اتريش را براى حمايتى بيشتر و مؤثر تر از حرفه فيلمسازى فزونى بخشد و يك عامل مهم كليدى در اين ارتباط باشد.» با اين حال، همان طور كه پيشتر آمد، خبرساز اصلى در شاخه اسكار برترين فيلم خارجى (غير آمريكايى) سال نه فيلم «جاعلان» و پيروزى بزرگ آن بلكه مسئله حذف برخى فيلم ها بود كه از ديد كارشناسان نه تنها بايد در عرصه مى ماندند و نامزد اسكار مى شدند، بلكه اين جايزه را تصاحب مى كردند. سر آمد فيلم هاى حذف شده و راه نيافته به كورس اسكار برترين فيلم «خارجى» سال كارى از سينماى رومانى به نام «۴ ماه، ۳ هفته و ۲ روز» ساخته كريستين مونگيو بوده است. اين فيلم در باره تلاش يك زن رومانيايى براى سقط جنين و خلاص شدن از فرزند در آستانه تولدش در دوران و روزهايى است كه رومانى توسط دولت نيكولاى چائوشسكو هدايت مى شد و سركوب آزادى ها توسط وى بر تمام كشور سايه انداخته بود. «۲-۳-۴» (عنوان مخفف و خلاصه شده اى از عنوان فيلم) در جشنواره معتبر كن ۲۰۰۷ جايزه برترين فيلم را صاحب شده و به واقع بر نخل طلايى چنگ زده بود و بسيارى از منتقدان آمريكا و ساير كشورها هم اين فيلم را تحسين كرده و برترين فيلم غير آمريكايى سال توصيف كرده بودند و در اين ارتباط جوايز متعددى از سوى سازمان هاى ناظر بر فيلم در آمريكا و ساير كشورها به آن اختصاص يافته بود. مارك جانسون رئيس بخش فيلم هاى خارجى آكادمى علوم سينمايى و هنرهاى تصويرى يكى از كسانى است كه چنين مى انديشد و ارج و قربى آشكار براى اين فيلم رومانيايى قايل است. او مى گويد: «۲-۳-۴» بدون شك بحث برانگيز ترين فيلم غير آمريكايى سال، در آمريكا بوده است و هر چه فكر مى كنم نمى فهمم كه چرا اين فيلم به جمع كانديداهاى اسكار برترين فيلم خارجى سال راه نيافت و به رغم گذشت روزها از اهداى اسكار به جاعلان، اين موضوع هنوز براى من يك راز است. با اين اوصاف راهى نمى ماند جز اين كه بافت و شكل و چرخه كار اعضاى كميته انتخاب برترين فيلم خارجى سال را عوض كنيم. ما از بافت فعلى نيز راضى هستيم، اما حقيقت آن است كه بايد روند كار و شكل بهترى به كميته انتخاب كننده و افراد شاغل در آن بخشيده شود.» اما هيچ يك از ماجراهاى فوق را به روزو ويتزكى نگوييد، زيرا او چنان در شوق پيروزى خودش و كشورش غرق و بابت آن مسرور است كه به ساير مسائل و افراد حذف شده و دور مانده از افتخار و بحث و جدل هاى آن كارى ندارد و صرفاً مى گويد: «مرا ببخشيد، اما من آن قدر كار دارم و گرفتار و مشغول كانديدايى و سپس پيروز شدن خودم هستم كه نمى توانم به ناكامى هاى ديگران فكر كنم.» با اوصاف فوق «جاعلان» براى تصاحب اسكار برترين فيلم خارجى سال بر فيلم هايى پيشى جست كه مانند خودش كانديدا شده بودند و از آن جمله بودند «كاتين» از لهستان، «مغول» از قزاقستان و «۱۲» از روسيه، قياس آنها با يكديگر هنوز هم كار سختى است و فقط بيان اين نكته قطعى و به دور از ترديد است كه «جاعلان» با فضا سازى دقيق و وسيع ايام جنگ جهانى دوم به راحتى توانسته است به حدود و ثغورى برسد كه در سينماى اتريش طى سال هاى اخير كم سابقه بوده و به خاطر بعد بين المللى و فراگير بودنش و زوم شدن روى واقعه اى بزرگ و جهانگير همچون جنگ جهانى دوم، فيلمى مختص اتريش نباشد و ابعاد برون مرزى و بين المللى محسوس بيابد و در نهايت به پيروزى در اسكار امسال دست پيدا كند.
|