شنبه ۳۱ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۲ ربيع الثانى ۱۴۲۹
Sat, Apr 19, 2008
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سياست
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
قاب عكس۱
قاب عكس۲
خانواده
فعاليت رمال ها و كولى ها در اينترنت
رمال هاى اينترنتى
358308.jpg
محمد غمخوار

دختر جوان با ولعى خاص قهوه اش را سر مى كشد. فنجان را به سوى قلبش گرفته و آن را برعكس روى نعلبكى مى گذارد. دلهره عجيبى دارد. از زمانى كه آرش از او خواستگارى كرده در جواب دادن ترديد دارد.
«سودابه» فنجان را از او مى گيرد. چشمان دخترك خيره مى شود. استرس را به راحتى مى شود در چشمان دختر جوان ديد. به خط هاى كج و معوج ته فنجان نگاهى مى كند و مى گويد:
- پسر جوانى به تو ابراز علاقه كرده است. ادعا مى كند عاشقانه دوستت دارد.
كوچك و بزرگ شدن مردمك چشمان دخترك تأثير حرف هاى زن فالگير است.
- در انتخاب او ترديد دارى. او مى خواهد تو را خوشبخت كند اما...
دختر جوان كنجكاو مى پرسد: اما چى اتفاقى قراره بيفته !
«سودابه» به دو خط موازى كه بر ديواره فنجان نقش بسته اشاره مى كند:
- اين دو خط سرنوشت شماست. شما دو نفر هم مثل اين خط ها به هم نمى رسيد.
شايد قرار است او بميرد يا در آينده عاشق كس ديگرى شود. بهتر است فكر او را از سر بيرون كنى.
با شنيدن اين جمله قطره هاى اشك از چشمان دخترك جارى مى شود. يك دسته اسكناس پانصد تومانى را از كيفش در مى آورد و روى ميز مى گذارد.
ديگر علاقه اى به شنيدن ادامه حرف هاى او ندارد و اتاق را به سوى سرنوشتى نامشخص ترك مى كند.
سال هايى نه چندان دور، كولى ها در حالى كه تعدادى سيخ و قيچى و چاقو در دست داشتند در خيابان ها راه مى افتادند و با ديدن زنان و دختران جوان جلوى آنها را مى گرفتند و زمزمه مى كردند: «فالت بگيرم »، «كف دستت ببينم »، «بختت بلنده، اگه دروغ گفتم پولم نده.» اما ظاهراً قضيه فرق كرده است. زنان كولى جاى خود را به زنان شيك پوشى داده اند كه به جاى ايستادن سر چهارراه با نشستن بر كاناپه هاى چرمى شان تكيه مى زنند و با وقت قبلى فال مشتريان را مى بينند و آينده را پيشگويى مى كنند.
رمالى جاى خود را به فال قهوه، نخود، چاى و تاروت داده است. دكوراسيون اتاق برخى از فالگيرها آدم را به ياد خانه جادوگرهاى قصه مى اندازد. اتاقى تاريك كه چراغ هاى خواب گوى مانند در دوسوى آن و لامپ هالوژنى كه بالاى ميز كار نصب كرده اند تنها روشنايى آن است. اين افراد در خيابان هاى شمالى شهر كارت ويزيت پخش مى كنند و يا در سايت هاى شخصى شان در مورد كار خود تبليغ مى كنند. اگر بخواهيد فال خود را بگيريد بايد چند روزى منتظر باشيد تا خانم منشى به شما وقت بدهد. در آخر هم براى خوردن يك فنجان قهوه تلخ و شنيدن چند جمله در مورد آينده تان بايد از ۴ هزار تومان تا يك ميليون بپردازيد. باور كردن ويزيت يك ميليون تومانى خيلى سخت است اما اگر نگاهى به صفحه هاى حوادث روزنامه ها بيندازيد باورش براى شما آسان مى شود. هم اكنون پرونده اى در دادسراى تهران در حال رسيدگى است كه زنى براى شنيدن خبر مرگ زودهنگام پدرش ۵۰۰ هزار تومان و براى شكستن طلسم مرگ او ۵۰۰ هزار تومان ديگر پرداخت كرده است: «زن فالگير از من خواست ۵۰۰ هزار تومان بدهم تا طلسم مرگ پدرم را باطل كند. هيچ پولى نداشتم به همين خاطر مجبور شدم طلاهايم را بفروشم.» اين بخشى از شكايت زن ساده لوح است كه با شكايت او در كلانترى ۱۵۴ و دستگيرى زن فالگير ۲۰ شاكى ديگر هم به كلانترى مراجعه كردند. به اعتقاد كارشناسان عمده ترين دليل گرايش افراد به خصوص جوانان به سوى فالگيران نداشتن اعتماد به نفس است. زيرا اغلب افرادى كه در انتخاب هاى خود دچار ترديد مى شوند و نمى توانند راه درست را انتخاب كنند سراغ فالگيران مى روند. اين افراد داراى تزلزل شخصيت هستند و براى انجام هر كارى چه درست و چه غلط دنبال توجيهى مى گردند. زنان و دختران جوان مشتريان اصلى فالگيران محسوب مى شوند. زنان تأثيرپذيرتر از مردان هستند و هنگامى كه احساس شكست مى كنند همچنان مى كوشند تا راه خود را ادامه دهند بنابراين به دنبال راهى براى فرار از مشكل است، هستند كه روى آوردن به فال و خرافه يكى از اين راه ها است.
يك روانشناس مى گويد: علاقه به دانستن آينده امرى ذاتى در افراد است، اما از آنجايى كه به طور منطقى و علمى چنين كارى ممكن نيست، افراد به سوى فال و فالگيرى روى مى آورند. فالگيرى هرچند كه به عنوان يك كنش فاقد مبناى عقلانى توجيه و تبيين مى شود، ولى رفتارى انتزاعى و مبرا از ساير رفتارهاى اجتماعى افراد نيست، بلكه با آن مرتبط است.
وى عنوان مى كند: كم پيش مى آيد كه افراد بر اساس گفته هاى فالگيران تصميم بگيرند، مگر در مواردى كه صحبت هاى فالگيران با خواست و تصميمات آنها سازگار باشد كه در اين حالت به نوعى قطعيت مى رسند و به آن سخنان عمل مى كنند.
در حال قدم زدن در خيابان وليعصر هستم كه دختر جوانى كارت ويزيتى را به دستم مى دهد، كارت مربوط به فالگيرى و پيشگويى است.
كنجكاو مى شوم، تصميم مى گيرم با شماره اى كه روى كارت است، تماس بگيرم.
دختر جوانى از آن سوى خط جواب مى دهد. مى گويم مى خواهم فال بگيرم، بعد از مكثى كوتاه مى گويد:
- وقت خانم... پر است، براى هفته آينده وقت مى دهم.
با كلى خواهش و التماس راضى مى شود وقتم را سه روز جلو بيندازد.
- سه شنبه ساعت ۳ بعد از ظهر اينجا باشيد بدون تأخير. دوشنبه شب خودم را براى رفتن به آدرسى كه منشى زن فالگير داده است، آماده مى كنم. حدود ساعت ۱۲ شب خانم منشى با پيامكى ساعت ويزيتم را يادآورى مى كند. سر وقت خود به آدرس مورد نظر در آرياشهر رساندم. ساختمانى يك طبقه با آيفون تصويرى خانه كه وسيله اى است براى بررسى اوليه افرادى كه وقت دارند. بوى قهوه فضاى خانه را پر كرده است. دو زن جوان در اتاق انتظار هستند تا نوبت شان برسد. بعد از ۲۰ دقيقه زنى ميانسال از اتاق خارج مى شود. منشى به من اشاره مى كند كه داخل شوم. سه چراغ كوچك تنها روشنايى اتاق است.
روبه روى زن ميانسالى مى نشينم. قهوه اى را به دستم مى دهد و مى خواهد بعد از نيت كردن آن را بخورم. براى نيت كردن تمركزى نداشتم. قهوه را سر كشيدم و فنجان را روى نعلبكى برعكس گذاشتم. نگاهى به رگه هاى قهوه كه در ته فنجان باقى مانده بود، انداخت و گفت: خط هاى ته فنجان خيلى درهم است. زندگى سختى داشته اى، چند وقت ديگر يك مسافرت با هواپيما دارى. در سرنوشت تو يك دختر بلندقد مى بينم. در انتخابت عجله نكن... او تا چند هفته ديگر در مسير زندگى تو قرار مى گيرد و كمتر از سه ماه ديگر با هم ازدواج مى كنيد و زندگى مشترك خوبى خواهيد داشت، اما براى رسيدن به او...»
زن فالگير به حرف هايش ادامه مى دهد بدون اين كه بداند من يك سال است كه ازدواج كرده ام و...
از نگاه يك پژوهشگر مسائل اجتماعى يكى از دلايل رونق كار فالگيران مشكلاتى مانند بيكارى و افزايش سن ازدواج است كه بهانه اى مى شود تا انسان هاى ضعيف و كم توان براى مقابله با آن دست به دامن پيشگويان شوند.
دكتر كمالى مى گويد: يكى از موارد مهمى كه انسان همواره به دنبالش است، بحث اقبال و آينده است. تعداد زيادى از مردم تمايل دارند براى آينده خود برنامه ريزى كنند و براى اين تصميم گيرى به مباحثى همچون فال روى مى آورند. حال چه در جامعه و چه در رسانه هاى جمعى اطلاع رسانى لازم نسبت به اين قضيه صورت نمى گيرد، گرايش افراد به اين رفتارها افزايش يافته و به تدريج از واقعيات اجتماعى و تلاش براى رسيدن به برخى اهداف دور شده و متكى به تخيلات و تصورات و اوهام مى شوند. در جوامع پيشرفته، فالگيرى و كف بينى طرفداران زيادى دارد و بشر در ذهن كنجكاو و خلاقش دوست دارد آينده را ببيند و ذهن جست و جوگراش او را به اين سمت سوق مى دهد و البته افرادى كه تفكر خيالپردازى آنها قوى است، بيشتر پيگير اين مسائل هستند و براى حل مشكلاتى كه ديگران راه حلى براى آن پيدا مى كنند، از اين اشخاص كمك مى خواهند. فالگيران باتوجه به تغيير چهره افراد در برابر صحبت هايشان پيشگويى مى كنند. «آذر» زن فالگيرى است كه روزانه بيش از ۱۰ مشترى دارد. او مى گويد: هنگام فال گرفتن به مردمك چشم مشتريان توجه مى كنم با تغيير اندازه مردمك و دقت درچشم و صورت افراد به راحتى مى توانم اتفاقاتى را پيشگويى كنم كه او را خوشحال كنم.
مشتريانم به دو گروه تقسيم مى شوند. دسته اول دختران دم بخت هستند كه دوست دارند در مورد همسر آينده شان بشنوند. گروه دوم زنان شكاكى هستند كه مى خواهند بدانند زن ديگرى در زندگى شان وجود دارد يا نه.
تعدادى مشترى ثابت هم دارم كه براى تفريح به اينجا مى آيند. آنها با شنيدن خبرهايى در مورد آينده هيجان زده مى شوند. گرچه به حرف هاى من اعتمادى ندارند اما از شنيدن آنها خوشحال مى شوند.
در اين ميان نكته قابل توجهى وجود دارد: در حالى كه رمالى و فالگيرى طبق قانون خلاف است، چطور اين رمالان اجازه پيدا مى كنند آزادانه كارت ويزيت پخش كنند و بساط بگسترند و با استفاده از ساده لوحى بعضى افراد پول هاى هنگفتى به جيب بزنند ! حتى برخى پا را فراتر گذاشته و با راه اندازى تلفن گويا اقدام به فالگيرى مى كنند. با هر تماس مشترى ۲۰۰ تومان هزينه بر روى قبض تلفن او افزوده مى شود.
معاون دادستان تهران هرگونه اقدام به رمالى و فالگيرى را خلاف قانون مى داند با اين گونه افراد مطابق قانون برخورد قضايى خواهد شد. مطابق قانون مصوب سال ۱۳۲۴ هرگونه اقدام به رمالى، جن گيرى و فالگيرى جرم محسوب مى شود و براساس بند ۱۸ ماده سه آئين نامه اين قانون كسانى كه از طريق رمالى و پيشگويى در مغازه و منزل اقدام به فريب مردم كنند و اين كار را به عنوان كسب و پيشه خود قرار دهند مرتكب جرم شده و قانون براى اين افراد مجازات حبس و جزاى نقدى را پيش بينى كرده است. اگر اين افراد با فالگيرى و رمالى مرتكب كلاهبردارى نيز شوند علاوه بر مجازات ذكر شده به عنوان كلاهبردارى نيز تحت تعقيب قضايى قرار مى گيرند. افزايش فالگيرى و پيشگويى هاى دروغين در جامعه باعث واكنش مراجع تقليد هم شده است، به طورى كه آيت الله مكارم شيرازى اعلام كرده، كسانى كه به ادعاى خود غيبگو بوده و رازهاى پنهان مردم را فاش مى سازند از آئين اسلام دور هستند.
با اين حال ، كارشناسان اعتقاد دارند پدر و مادرها بايد افكار و علايق فرزندانشان را بخوبى بشناسند، توانايى هاى آنها را در نظر بگيرند و فرزندان را به سوى علاقه هايشان سوق دهند و با تقويت روحيه اعتماد به نفس در آنها از رفتن جوان ها به سوى فالگيرها جلوگيرى كنند. همچنين در صورت بروز مشكل براى حل آن از روانشناسان خانواده استفاده كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |