|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
شگرد مرد زندانى براى كلاهبردارى از جويندگان كار
گروه حوادث ـ راز فعاليت هاى مجرمانه مرد شياد زندانى كه ميليون ها تومان كلاهبردارى كرده بود، در تحقيقات كارآگاهان پليس آگاهى فاش شد. مرد زندانى پس از بررسى آگهى روزنامه ها طعمه هاى خود را از ميان جوانان جوياى كار شكار مى كرد. به گزارش خبرنگار ما، چندى قبل نماينده كانون فارغ التحصيلان دانشگاه آزاد با مراجعه به دادسراى ناحيه ۹ تهران و طرح شكايتى اظهار كرد: فارغ التحصيلان جوياى كار اين كانون چند روز قبل در يكى از روزنامه ها آگهى منتشر كردند. ساعاتى پس از چاپ آگهى، فردى در تماس با چند تن از متقاضيان خود را از مسئولان يك نهاد معتبر دولتى معرفى كرد و با پيشنهاد كار مناسبى از آنها خواست در صورت تمايل، براى شركت در آزمون استخدامى يك مركز معتبر دولتى مبلغى را به يك حساب پس انداز واريز كنند. بدين ترتيب پس از چند روز تماس مرد ناشناس با فارغ التحصيلان قطع شد كه در بررسى ماجرا دريافتيم او به اين شيوه كلاهبردارى كرده است. مأموران در بررسى هاى خود دريافتند، مرد كلاهبردار از محلى تماس گرفته كه شماره تلفنش روى تلفن همراه طعمه ها نمايش داده نشده است. سرانجام در ادامه تحقيقات مشخص شد، متهم از داخل زندان اوين با متقاضيان كار تماس گرفته است. از سوى ديگر صاحب حساب پس اندازى كه مالباختگان پول هايشان را واريز كرده بودند نيز شناسايى و به اداره آگاهى احضار شد. او در بازجويى ها ادعا كرد، چندى پيش برادرش كه به اتهام كلاهبردارى در زندان به سر مى برد با وى تماس گرفته و اظهار داشته، مبالغى به حسابش واريز شده كه متعلق به اوست. با به دست آمدن اين سرنخ مرد زندانى تحت بازجويى قرار گرفت و اعتراف كرد با اين شيوه تاكنون ۵۴ ميليون تومان كلاهبردارى كرده است. وى افزود: علاوه بر اين ، به بهانه اين كه براى تماس از محل كارم با مشكل روبه رو هستم از برخى متقاضيان خواستم كارت تلفن اعتبارى تهيه كنند و آن را در صندوق امانات فرودگاه مهرآباد بگذارند. سپس از طريق خانواده ام كارت ها را از صندوق برداشته و در جريان ملاقات هاى حضورى كارت را از آنها مى گرفتم. پس از انتقال كارت ها به زندان آنها را به ديگر زندانيان مى فروختم.تحقيقات در اين باره همچنان ادامه دارد.
|
|
|
|
|
كليد معماى قتل پدر در دست دختر جوان
|
|
|
گروه حوادث ـ راز قتل يك پيمانكار كه قربانى توطئه شوم خانوادگى شده بود با اعتراف هاى دخترش فاش شد. به گزارش خبرنگار جنايى ما، اواخر بهمن ۸۶ زن ميانسالى با مراجعه به اداره يازدهم پليس آگاهى تهران به كارآگاهان گفت: همسرش از دو روز قبل به شكل مرموزى ناپديد شده است. وى در اظهاراتش گفت: شوهرم احمد ـ ۵۰ ساله ـ پيمانكار ساختمان است. او صبح ديروز مثل هميشه راهى محل كارش شد اما ديگر برنگشت. طى چند ساعت گذشته جست وجوهاى زيادى انجام داديم اما خبرى از شوهرم نشد. بنابراين تصميم گرفتيم از پليس كمك بخواهيم.پس از تشكيل پرونده، كارآگاهان به دستور داديار «بخشوده» ـ رئيس شعبه پنجم دادسراى جنايى تهران ـ تجسس براى يافتن مرد گمشده را آغاز كردند. چند روز پس از اعلام اين شكايت مأموران گشت پليس در منطقه «لويزان» ـ شمال شرق تهران ـ پيكر سوخته مردى را كشف كردند. بدين ترتيب به دستور بازپرس شاملو ـ رئيس شعبه اول دادسراى جنايى تهران ـ پيكر مرد ناشناس به پزشكى قانونى منتقل شد. ساعاتى بعد نيز خانواده مرد گمشده وى را شناسايى كردند. همسر و فرزندان قربانى جنايت به عنوان نخستين مظنونان تحت مراقبت نامحسوس قرار داشتند كه كارآگاهان پى بردند دختر ۲۴ ساله مرد پيمانكار با در دست داشتن يك فقره چك متعلق به پدرش تصميم به برداشت مبلغ قابل توجهى از حساب پدرش دارد. بدين ترتيب مريم بلافاصله از سوى پليس دستگير و تحت بازجويى قرار گرفت.وى در بازجويى ها منكر هر گونه اطلاع از ماجراى قتل پدرش شد و گفت: چك سفيد امضا را پدرش در زمان حياتش به او داده تا هر زمان كه به پول نياز داشت آن را وصول كند.از سوى ديگر نسرين ـ همسر مقتول ـ نيز كه در بازجويى ها سعى در گمراه كردن كارآگاهان داشت به علت ضدو نقيض گويى هايش با دستور داديار پرونده بازداشت شد.كارآگاهان كه فرضيه وقوع يك جنايت خانوادگى را قوى مى دانستند سرانجام با شگردهاى پليسى گره معماى جنايت را گشودند.سرانجام مريم پس از يك ماه بازداشت لب به اعتراف گشود و گفت: روز حادثه وقتى از دانشگاه به خانه برگشتم مادرم را رنگ پريده و دستپاچه ديدم. وقتى پرسيدم چه اتفاقى افتاده گفت: چند دقيقه قبل دو ناشناس وارد خانه شده و پدرت را كشتند. بعد هم جسدش را با خود بردند. من را هم داخل اتاقى حبس كرده بودند كه بسختى خودم را نجات دادم. از شنيدن حرف هاى مادرم تعجب كرده و شوكه بودم. ابتدا باورم نمى شد اما بعد از دو روز بى خبرى از پدرم ناچار همراه مادرم به اداره آگاهى آمده و شكايت كرديم. تا چند روز بعد هم نمى دانستم واقعيت ماجرا چيست. تا اين كه يك شب از طريق مكالمه تلفنى مادرم با پسرخاله ام «امير» فهميدم او و پسرعمويش «مجيد» پدرم را كشته اند. همان موقع به طرف مادرم رفته و او را مجبور كردم حقيقت را بگويد. مادرم نيز ناچار به بيان حقيقت پرداخت و گفت: صبح روز حادثه امير و مجيد به خانه آمده و پس از قتل پدرم پيكرش را به بيابان هاى اطراف تهران منتقل كرده و جسدش را به آتش كشيده اند.با اعتراف هاى دختر جوان، همسر مقتول نيز چاره اى جز بيان حقيقت نديد. او در اعتراف هايش گفت: همسرم معتاد و بداخلاق بود. ميانه خوبى هم با خواهرم نداشت. به همين خاطر هم اجازه رفت و آمد به خانه خواهرم را به ما نمى داد. يك بار هم با پسر خواهرم درگير شد كه او از همان موقع كينه شوهرم را به دل گرفت. تا اين كه روز حادثه خواهرزاده ام به خانه ما آمد و گفت: مى خواهد شوهرم را تنبيه كند. من هم به داخل اتاقى رفتم. اما دقايقى بعد متوجه شدم آنها شوهرم را كشته اند.پس از اعتراف هاى همسر مقتول، امير و مجيد نيز شناسايى و جمعه شب دستگير شدند. متهمان پس از اعتراف به قتل احمد و سوزاندن جسدش، مدعى شدند از سوى همسر مقتول براى اين كار اجير شده بودند. امير گفت: خاله ام گفته بود در قبال كشتن شوهرش ۲۰ ميليون تومان به ما مى دهد. من هم پذيرفتم.در حال حاضر همسر و دختر مقتول به همراه دو جنايتكار بازداشت هستند. بازپرس شاملو نيز از كارآگاهان پليس جنايى خواست با انجام تحقيقات تكميلى ابهام هاى موجود در پرونده را برطرف كنند.
|
|
|
|
|
سقوط هلى كوپتر پليس ۱۱ كشته برجا گذاشت
سرنگونى هلى كوپتر پليس مكزيك در جريان مبارزه با سوداگران مرگ، ۱۱ كشته برجا گذاشت.هلى كوپتر پليس مبارزه با مواد مخدر عصر جمعه به وقت محلى در «سانتاروزا» سقوط كرد و منفجر شد.هنوز علت اصلى سرنگونى هلى كوپتر پليس فاش نشده است و تحقيق در اين باره ادامه دارد.
|
|
|
|
|
زن هندى پسر خوانده اش را كشت
درگيرى مادر و پسرخوانده با قتل پايان يافت. زن ۵۳ ساله كه پسرخوانده ۲۶ ساله اش را كشته بود از سوى اهالى محل مورد ضرب و شتم قرار گرفت كه با دخالت پليس نجات يافت و راهى بازداشتگاه شد. روبرت از مادر ناتنى اش پول مى خواست كه با مخالفت هاى او روبه رو شد. به همين خاطر آنها با هم گلاويز شدند. در اين درگيرى روبرت كشته شد و همسايه ها كه با شنيدن سر و صداى آنها در محل جمع شده بودند با ديدن اين صحنه، به جان نامادرى افتاده و او را به باد كتك گرفتند كه پليس از راه رسيد و زن را از اين معركه نجات داد.متهم به قتل هم اكنون در بازداشت به سر مى برد و بازجويى از او ادامه دارد.گفتنى است در اين حادثه مرد خانه شاهد ماجرا بود اما به خاطر مصرف الكل زياد، مست بود و در ماجرا دخالت نكرد.
|
|
|
|
|
عامل جنايت در آستانه اعدام
گروه حوادث ـ حكم اعدام پسر جوانى كه به خاطر اختلاف هاى مالى دوستش را به قتل رسانده بود از سوى قضات ديوانعالى كشور تأييد شد. به گزارش خبرنگار ما، شامگاه دوم آبان سال ۸۴ مأموران كلانترى ۱۱۳ بازار از ماجراى درگيرى دو پسر جوان در خيابان ۱۷ شهريور تهران مطلع شدند. آنها پس از حضور در محل حادثه با پيكر نيمه جان پسر جوانى به نام «مجيد» - ۲۶ ساله - روبه رو شدند كه بر اثر اصابت ضربه كارد مجروح شده بود. وى بلافاصله به بيمارستان منتقل شد اما تلاش پزشكان مؤثر واقع نشد و او جان سپرد. مأموران پس از تحقيق در اين باره پسر ۲۵ ساله اى به نام «مجتبى» را به اتهام قتل دستگير كردند. او نيز در بازجويى ها اعتراف كرد دوستش را به خاطر اختلاف هاى مالى به قتل رسانده است. متهم در آخرين جلسه محاكمه با حكم قضات دادگاه به رياست قاضى حسينى كوه كمره اى به قصاص نفس - اعدام - محكوم شد.حكم مرگ عامل جنايت نيز از سوى قضات شعبه ۱۱ ديوانعالى كشور تأييد و براى اجرا به دادسراى جنايى تهران ارسال شد.
|
|
|
|
|
نقشه شوم پستچى قلابى
گروه حوادث ـ پيرمردى كه براى دريافت بسته پستى به مقابل درخانه اش رفته بود، با ضربه كارد مرد ناشناسى به قتل رسيد.به گزارش خبرنگار جنايى ما، ظهر پنجشنبه دختر جوانى هراسان و گريان با پليس ۱۱۰ تماس گرفت و از قتل پدر ۶۵ ساله اش مقابل در خانه شان خبر داد.دقايقى بعد كه مأموران كلانترى ۱۱۸ ستارخان خود را به محل حادثه رساندند دختر مقتول گفت: «حدود ساعت يك ظهر زنگ خانه به صدا درآمد. گوشى آيفون را كه برداشتم مرد جوانى كه خود را پستچى معرفى مى كرد،گفت: پدرم براى دريافت بسته پستى به مقابل در حياط برود.»پدرم - رمضان - نيز خودش را به طبقه پائين رساند اما چند دقيقه بعد ناگهان صداى ناله اى را شنيدم. وقتى در را باز كردم او را در حالى ديدم كه با دست هاى خون آلود شكمش را گرفته بود. بازپرس روشن رئيس شعبه سوم دادسراى جنايى تهران در اين باره گفت: باتوجه به آخرين اظهارات مقتول قبل از مرگ و انجام تحقيقات پليسى، سرنخ هاى مهمى به دست آورده ايم. در حال حاضر نيز تجسس براى كشف ماجراى قتل و شناسايى متهم ادامه دارد.
|
|
|
|
|
مرگ مرموز پسر بچه در جشن عروسى
|
|
|
گروه حوادث ـ همزمان با مرگ مرموز پسر سه ساله اى در يك جشن عروسى، بازپرس جنايى تهران پدر و مادر وى را بازداشت كرد. به گزارش خبرنگار جنايى ما، پنجشنبه شب اعضاى يك خانواده پيكر بى جان پسربچه اى را به يكى از بيمارستان هاى تهران منتقل كردند. پزشكان پس از معاينه دقيق پسربچه كه صورتش نيز كبود بود مرگ را تأييد كردند. پس از انجام نخستين آزمايش هاى تخصصى، علت مرگ وى خوردن مواد مخدر اعلام شد. بازپرس روشن نيز صبح ديروز پدر و مادر اميرحسين را به شعبه سوم بازپرسى احضار كرد. مادر قربانى به بازپرس پرونده گفت: اهل شهرستان يزد هستيم. چند روز قبل براى شركت در مراسم ازدواج يكى از بستگانمان به تهران آمديم. عصر پنجشنبه همراه دو فرزند خردسالم به آرايشگاه رفتم. اميرحسين و پسرخاله چهار ساله اش در كوچه بازى مى كردند. ساعتى بعد، هنگام بازگشت به خانه ناگهان اميرحسين داخل ماشين دچار حالت تهوع شد. بعد هم گفت خوابش مى آيد. او را در آغوش گرفتم كه همان موقع بسرعت خوابش برد. نيم ساعت بعد وقتى به تالار عروسى رسيديم امير حسين هنوز خواب بود اما وقتى مى خواستم او را روى صندلى ها بخوابانم متوجه شدم صورتش كبود است و تكان هم نمى خورد. بلافاصله با شوهرم و چند نفر ديگر او را به بيمارستان رسانديم اما پزشكان گفتند او مرده. پدر اميرحسين نيز اظهار داشت: آن روز از صبح در خانه نبودم و اميرحسين با مادرش بود. بازپرس روشن پس از شنيدن اظهارات پدر و مادر پسربچه هر دو را تا زمان كشف حقيقت بازداشت كرد.
|
|
|
|