يكشنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۳ ربيع الثانى ۱۴۲۹
Sun, Apr 20, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
سلامت
نگاهى به اهداف حضور گوردون براون در كاخ سفيد
نگاه
نگاهى به اهداف حضور گوردون براون در كاخ سفيد
بازگشت به سايه آمريكا
358572.jpg
هرمز برادران

گوردون براون نخست وزير انگليس سفر جديد خويش بر فراز آب هاى اقيانوس اطلس را آغاز كرد تا با فرود در آمريكا طرح نوينى را به منظور ترميم روابط دوسوى آتلانتيك ارائه دهد.
براون كه در دوران ۱۱ ماهه نخست وزيرى اش كوشيده تا ميراث جنجالى سلف خود تونى بلر در همپيمانى با آمريكا را به فراموشى سپرده و به زعم خويش بريتانياى مستقلى را در معادلات جهانى بسازد اينك با ارجاع به رويكرد آمريكا گرايى بلر از يكى ديگر از اصول سياست خارجى خويش هنگام جلوس در كرسى صدارت عدول مى كند. براون در حالى كه براى آغاز سفر ۳ روزه اش به آمريكا آماده مى شد اظهار داشت كه درصدد است پس از شكاف ها و اختلافات تلخ رهبران اروپايى و آمريكايى بر سر جنگ عراق، اينك اروپا و آمريكا را به هم نزديك كند.
در جنگ عراق كه بدون مجوز سازمان ملل صورت گرفت، بريتانياى بلر تنها كشور اروپايى بود كه سربازان خود را در ركاب آمريكايى ها به ميدان فرستاد. اما تبعات نامطلوب آن بر جايگاه لندن در محافل جهانى و برخى ناكامى هاى جنگى، براون را بر آن داشت تا خود را از حلقه وفادارى به سياست هاى نومحافظه كارى كاخ سفيد خارج سازد و وجهه لندن را در ميان اروپايى ها اعتبارى تازه بخشد. اما اكنون وى با نظر به خويشاوندى آمريكا و بريتانيا به عنوان دو بازوى آنگلوساكسون ها در آرزوى اعاده جايگاه تأثير گذار انگليس در تحولات جهانى و ايجاد يك ايستگاه اروپايى ميان آمريكا و اروپاست. براون از ارزش هاى مشترك اروپا و آمريكا به عنوان بن مايه طرح خود نام برده و تلويحاً چرخش خود از ايده دورى از آمريكا را به احياى محور همگرايى با واشنگتن اعلام كرده است.
برخى ناظران در تحليل گرايش هاى ديپلماسى براون گفته اند وى مايل به تكرار نسخه بلر در روابطش با آمريكا نبوده بلكه اين مسائل اقتصادى است كه وى را وادار به ديدار دوباره با مقامات آمريكايى كرده است. آشفتگى اقتصاد آمريكا به اقتصاد انگليس نيز سرايت كرده و او را به اين نتيجه رسانده كه پيوستگى اقتصادى با آمريكا نبايد قربانى اختلافات سياسى و سياست خارجى شود. تأثير بحران اعتبارى آمريكا بر بريتانيا اثرى انكار ناپذير در بخت سياسى وى و حزبش «حزب كارگر» دارد. بر اين اساس براون ۵۷ ساله پيش از ديدار با بوش با بانكداران مستقر در نيويورك ديدار و گفت وگو كرد. براون پس از ديدار با بوش به بوستون رفت و در سخنرانى خود از طرح ها و تمايلاتش براى انجام اصلاحات در نهادهاى بين المللى مانند سازمان ملل سخن گفت. مشاوران براون گفته اند هدف او يافتن جايگاهى بهتر براى بريتانياست كه بدون رضايت واشنگتن به آسانى تحقق نخواهد يافت.
اما براى ميزبانان براون در شرايط فعلى مسائل امنيتى نظير جنگ عراق و افغانستان اهميت بيشترى دارد. بوش بر آن است در آخرين ماه هاى رياست جمهورى اش موفقيت هاى هر چند اندك در دفتر خاطراتش به جا بگذارد و بازگشت لندن به حلقه همپيمانى تا حد زيادى اين خواسته هاى وى را تأمين مى كند.
براون در اين سفر به يار آينده اش در كاخ سفيد هم انديشيد: هيلارى كلينتون، باراك اوباما يا جان مك كين مهمترين ملاقات براون در سفر اخيرش به آمريكا در اتاق بيضى كاخ سفيد با بوش رقم نخورد بلكه در سفارت بريتانيا در آمريكا و در استقبال از كانديداهاى مدعى رياست جمهورى آمريكا بود.
آنان پنجشنبه هر كدام ديدارى ۴۵ دقيقه اى با براون داشتند و طيف وسيعى از مسائل نظير جنگ با تروريسم، جنگ هاى عراق و افغانستان، موضوعات اقتصادى و فرهنگى مانند تلاش مشترك براى تقويت زبان انگليسى در سراسر دنيا را به بحث گذاردند. به نظر مى رسد كه تحول اساسى در روابط واشنگتن و لندن ژانويه آينده هنگامى ايجاد مى شود كه رئيس جمهورى جديدى در آمريكا بر سر كار مى آيد. براون به تبعيت از بلر كه روابط صميمانه اى با بوش داشت منتظر رئيس جديد آمريكاست و از آنجا كه پيش بينى نتايج انتخابات دشوار است از هم اكنون درباره هر ۳ كانديداى دموكرات و جمهوريخواه با لحنى آرام و محترمانه سخن گفته است. وى مك كين جمهوريخواه را «قهرمان بزرگ عصرش» خوانده و كلينتون دموكرات را به خاطر «استدلال هاى بسيار قوى اش» درباره نحوه مقابله با افت اقتصادى آمريكا ستوده است. براون اگر چه قبل از اين تنها با باراك اوباما ديدار نداشته بود اما درباره اين دموكرات نيز لحنى ستايش آميز داشت.
محور اصلى سفر براون، ديدار با اين كانديدا و پى بردن به نما و شمايى كلى از سير سياست هاى آينده كاخ سفيد بود و ساير موضوعات حتى ديدار با بوش وگفت وگوهاى اقتصادى وى تحت الشعاع اين محور بود. براون در وعده هاى انتخاباتى كانديداها نكاتى را يافته كه با ايده هاى وى نقاط اشتراك زيادى دارد و او خرسند از اين مسئله شتابزده به ديدار آنها رفت. به باور تحليلگران مك كين و براون به دليل اشتراكاتشان متحد خوبى براى يكديگر خواهند بود، به شرطى كه افكار عمومى بريتانيا با آن موافقت كند. اصولاً بريتانيايى ها پس از جنگ عراق به اين باور رسيده اند كه لندن بيش از پيش به واشنگتن نزديك شده و در بحران اعتبارى و تبعات ناشى از جنگ عراق بهاى آن را پرداخته است.
براون معترف به وجود اختلافات عميق با آمريكاست اما او خواهان گذر از اين مانع و ايجاد كانالى جديد ميان آمريكا مبتنى بر ارزش هاى مشترك ليبرالى است؛ تقريباً همان چيزى كه بلر در كنار بوش از آن سخن مى گفت. اگر مك كين رفيق آينده براون شود شايد وى نيز ادامه دهنده سياست هاى نومحافظه كارى بوش باشد و براون مجالى براى گريز از تكرار يك بوش ديگر نداشته باشد.
نگاه
يارگيرى پوتين در خاورميانه عربى
358650.jpg
ندا بهارى

روز چهارشنبه ولاديمير پوتين به عنوان اولين رهبر روسيه پاى به خاك ليبى نهاد تا در آخرين سفر خارجى خود پايه يك همكارى استراتژيك را در شمال آفريقا بريزد.در اين ديدار قذافى و پوتين كه تا كمتر از سه هفته آينده از سمت خود كنار خواهد رفت، درباره مسائل بس مهمى همچون انرژى و صادرات تسليحات روسيه به ليبى به مذاكره خواهند نشست.
حضور پوتين در طرابلس يادآور حضور نيرومند اسلاف او در سرزمين هاى چپگراى عرب است. در ساليان نه چندان دور ليبى از شركاى مهم روس ها بود، كشورى كه از بيشترين منابع نفت و گاز در بين كشورهاى آفريقايى برخوردار است. اكنون به نظر مى آيد پس از فروپاشى شوروى، روسيه بار ديگر به گسترش نفوذ خود در اين قلمرو سنتى چپگرايان چشم دوخته است.
ظاهر قضيه اين است پوتين به دعوت معمر قذافى رهبر ليبى به اين كشور سفر كرده است، اما واقعيت اين است كه اين پوتين است كه به شركاى سابق مسكو فراخوان داده است. دعوت پوتين در اين نقطه خاورميانه مخاطبان زيادى خواهد داشت.
قذافى نيز در سال هاى اخير سياستى متفاوت را اتخاذ كرده و بيش از گذشته به برقرارى ارتباط با كشورهاى غربى علاقه مند است و درهاى اين كشور را نيز بويژه پس از ۲۰۰۳ به روى ساير كشورهاى جهان بيشتر گشوده است. سال ۲۰۰۳ زمانى بود كه اين كشور منش دوستانه اى را با آمريكا در پيش گرفت و در پى آن ايالات متحده نيز تحريم هايى را عليه اين كشور لغو كرد.
بنابراين مى توان انتظار داشت كه نخستين مخالفان اين ديدارها، واشنگتن و بلوك غرب خواهند بود، يعنى همان كشورهايى كه قذافى را پنج سال پس از خلع سلاح هسته اى سرگردان گذاشتند. به نظر مى آيد توافقنامه هايى كه در سفر پوتين به ليبى به امضا خواهد رسيد، بيش از همه درصدد پاسخ به اين مطالبات بر زمين مانده قذافى باشد. اين توافقات در سه عرصه خواهد بود:
انرژى: بزرگترين دغدغه پوتين در اين سفر انرژى خواهد بود. غول انرژى روسيه يعنى شركت گازپروم در رقابت جدى با طرف هاى غربى علاقه مند به ايجاد ارتباط و تجارت در حوزه پروژه هاى گازى با ليبى است. در مقابل ليبى نيز همچون بسيارى از كشورهاى جهان علاقه مند است از انرژى هسته اى برخوردار باشد.
قذافى كه به خواسته هسته اى خود در غرب دست نيافت، اكنون اميدوار است در ديدار پوتين آن را به چنگ آورد. اين علاقه مندى هاى دوطرفه باعث خواهد شد رهبران دو كشور در اين باب بيشترين مذاكرات را داشته باشند. روسيه و ليبى سال گذشته نيز مذاكراتى در زمينه هسته اى صورت دادند، در پى آن مذاكرات ليبى به روسيه اجازه داد در سرزمين هاى جنوب غربى اين كشور تحقيقاتى براى يافتن منابع گازى نهفته در زيرزمين هاى اين منطقه ترتيب دهد.
تسليحات: بخش حساس مذاكرات دو طرف در باب تسليحات و صادرات اين كالاها از روسيه به ليبى خواهد بود. ليبى در طول دهه ۸۰ همواره يكى ازبزرگترين خريداران سلاح از شوروى بود. اجناسى كه در آن زمان ليبى از شوروى خريد، شامل جت ها و بالگردها، تانك و ديگر تجهيزات نظامى بود. اما پس از فروپاشى شوروى و اعمال تحريم ها بر ليبى تجارت هاى بين ليبى و روسيه متوقف شد. آن گونه كه از اخبار بر مى آيد، مسير جديد معاملات تجارى و تسليحاتى بين دو دولت در اين خصوص به رقم حيرت آور ۲‎/۵ ميليارد دلار خواهد رسيد.
انتظار مى رود ليبى درخواست خريدى شامل نصب تجهيزات ضد موشكى، ميگ و جت هاى جنگنده سوخو، هلى كوپتر و كشتى هاى جنگى به روسيه ارائه دهد، بويژه كه هنوز هم ۹۰ درصد سلاح هاى ليبى را سلاح هاى روسى كه از معاملات دهه ۸۰ به جا مانده اند، تشكيل مى دهند.
قروض: آخرين مسئله اى كه پوتين براى روشن كردن وضعيت آن به ليبى رفته است، مسئله بدهى ليبى به روسيه است. ليبى از سال هاى قبل از فروپاشى شوروى ۳‎/۵ ميليارد دلار به روسيه بدهكار است، اما اميد دارد روسيه اين ميزان قروض را ببخشد و اين درحالى است كه به نظر مى آيد روسيه اين قروض را به گرفتن امتيازاتى مشروط كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |