|
|
|
طبيعت؛ بى كم و كاست
|
|
|
مهدى شراهى
«نه چيزى برداريد نه چيزى به جاى بگذاريد.» اين شعارى است كه امروزه حافظان جهانى محيط زيست بدان پايبندند و آن را مى پراكنند. آنان برآنند كه به گونه اى بايد به طبيعت برويد كه وقتى از آنجا خارج مى شويد گويى هيچگاه بدانجا نرفته ايد و آثارى باقى نماند. نه از طبيعت برداشتى كرده نه چيزى در آن به جاى گذاشته باشيد. موجودات زنده در محيط زيست و طبيعت با هم و با محيط غيرزنده پيرامون خود ارتباطى دوسويه برقرار مى كنند كه اين ارتباط ها براى پايدارى محيط زيست ضرورى اند. اكنون اگر اختلالى در اين ارتباط پديد آيد چرخه زندگى طبيعى آسيب مى بيند و برخلاف پندارها، آن كه نخست خسران مى بيند انسان است نه طبيعت و پديده هاى آن. به جاى گذاشتن محصولات بشرى و آلودگى هايى همچون زباله يا به همراه بردن گونه هاى گياهى و جانورى از دل طبيعت نخستين اثرى كه به جاى مى گذارد، آسيب رساندن به اين چرخه حياتى و سرانجام، از ميان بردن آن است. بزرگترين مشكلى كه امروزه بشر براى طبيعت ايجاد كرده و مى كند توليد زباله و به جاى گذاردن آن در طبيعت است در حالى كه كنترل و خارج كردن زباله از طبيعت و مديريت شخصى آن در سفرهاى طبيعت گردى بسيار آسان است. بررسى ها نشان مى دهد انسان و فعاليت هايش مهمترين منابع آلوده كننده محيط زيست به شمار مى آيند. اكنون وضعيت زيست محيطى به گونه اى شده است كه مردم بايد توجه جدى به اين موضوع داشته و از آلوده كردن طبيعت پيرامونشان بپرهيزند. جهانيان و نهادهاى بين المللى امروزه به اهميت حفاظت محيط زيست پى برده اند و با نهاد سازى تلاش مى كنند آگاهى هاى لازم در زمينه احترام به طبيعت و ارزش هاى آن را گسترش دهند. برنامه پيشرفت و توسعه ملل متحد (UNDP) و برنامه زيست محيطى سازمان ملل (UNEP) دو برنامه مهم جهانى براى گسترش اين آگاهى ها هستند. اين برنامه ها فعاليت هاى زيست محيطى جهانى در حوزه نگهدارى از محيط زيست را هماهنگ و به كشورها در اجراى دقيق سياست ها و تشويق هاى زيست محيطى كمك مى كنند. ميزان تخريبى كه در سده ها و دهه هاى گذشته از سوى انسان به طبيعت وارد ساخته شرايطى را فراهم آورده كه ديگر جاى كمترين سهل انگارى نيست و احترام به طبيعت و اصول و قوانين آن بايد جزو رفتارهاى طبيعى ما باشد. در توسعه پايدار اين موضوع مطرح است كه به گونه اى بايد به طبيعت برويد كه وقتى از آنجا خارج مى شويد گويى هيچگاه بدانجا نرفته ايد و آثارى باقى نماند. نه از طبيعت برداشتى كرده نه چيزى در آن به جاى گذاشته باشيد. اين يك اصل بين المللى است كه به ويژه در پارك هاى ملى مطرح است و سازمان جهانى حفاظت محيط زيست (IUCN) نيز درباره پارك هاى ملى چنين مى گويد. * بايد به طبيعت خدمت كرد فخرالسادات غنى كارشناس طبيعت گردى در اين باره مى گويد: اساساً آسيب رساندن به طبيعت هنگام حضور در آن يا مسافرت به مناطق طبيعى زيست محيطى تا اندازه اى اجتناب ناپذير است، نمى شود به طبيعت رفت و به گونه اى بدان آسيب نرساند اما در صورتى كه آسيب ناخواسته وارد آيد بايد در جايى ديگر به طبيعت پرداخت، به آن خدمت كرد و بهاى آن را داد. وى مى افزايد: آموزش در سفر و تورهاى طبيعت گردى يكى از راه هاى آموزش به مردم و علاقه مندان به سفرهاى گروهى به مناطق ارزشمند طبيعى است. بايد به آن ها آموخت كه زباله را در طبيعت رها نكنند و به طبيعت و ارزش هاى آن احترام بگذارند. وقتى به اين مناطق مى روند هيزم و زغال براى آتش را از شهر تهيه كنند و به درختان كارى نداشته باشند. ظرف هاى معمولى با خود ببرند و از بردن ظرف هاى يك بار مصرف پرهيز كنند. در مجموع، چيزى را بى خود به زباله تبديل نكنند. گونه اى كدهاى اخلاقى و رفتارى در حوزه توريسم و گردشگرى جهانى وجود دارد اما در حوزه طبيعت گردى به طور مشخص چيزى ويژه طراحى نشده است و تنها استانداردهاى محلى و منطقه اى در اين زمينه پديد آمده است. به عنوان نمونه بيرون آوردن زباله از طبيعت، احترام به پديده هاى آن و دست نخورده باقى گذاردن گونه هاى طبيعى از اصولى است كه مى توان بدان ها اشاره كرد. اين طبيعت گرد معتقد است: طبيعت گردان و علاقه مندان به سفرهاى طبيعت گردى به اين نكته توجه كنند كه اگر طبيعت را دوست دارند بايد همانند آن رفتار كنند، مثل طبيعت صبورى پيشه كنند، بخشندگى جزو سرشتشان باشد و به موقع خشم و مهر خود را نشان دهند. بايد تلاش كنيم اينها را به طبيعت گردان و مسافران بگوييم و آنها را با اصول احترام به طبيعت آشنا كنيم. اگر اين موضوعات درست بيان شود خوشبختانه مردم خيلى گوش مى كنند. مدير آموزش مؤسسه طبيعت تأكيد مى كند: وقتى مى خواهيم در طبيعت چادر بزنيم بايد جاى آن صاف باشد به همين دليل سنگ ها را جابه جا مى كنيم اما در پايان سفر بايد آنها را به جاى نخست شان بازگردانيم زيرا حتماً دليلى داشته كه سنگ ها در طبيعت پخش اند و طبيعت خودش مى داند كه فلسفه اين كار چيست. غنى مى گويد: آمار سازمان گردشگرى نشان مى دهد نوروز امسال بيش از ۷۱ ميليون سفر در كشور انجام شده است. واقعاً پيش از برگزارى اين سفرها چقدر كار فرهنگى در زمينه احترام به طبيعت صورت گرفته بود همانگونه كه درباره اصول رانندگى و احترام به آنها فعاليت تبليغى گسترده اى انجام شد، دست كم بايد ۳ ماه پيش از نوروز تمام سازمان هاى مرتبط دولتى و مردمى در اين باره فعاليت مى كردند و به مردم تأكيد مى كردند كه آسيب رساندن به طبيعت و گونه هاى طبيعى چه اندازه به خودشان آسيب مى رساند. نبايد اين هشدارها تنها در حوزه راهنمايى و رانندگى باشد. وى تصريح مى كند: كار فرهنگى و اطلاع رسانى ما در زمينه احترام به محيط زيست و رعايت حقوق آن كم است. مثلاً به مردم نمى گوييم اگر مى خواهند به طبيعت بروند و با آتش غذا درست كنند زغال با خود ببرند و درختان و گياهان را هيزم كباب خود نكنند، پايان سفر محيط پيرامون خود را تميز كنند و حتى چيزى لاى چمن ها به جاى نگذارند. بايد به داد طبيعت و گونه هاى آن برسيم. فيلم ها و انيميشن هاى تبليغاتى بسازيم تا مردم علاقه مند به طبيعت گردى به اصول و ارزش هاى طبيعت هم علاقه مند شوند. * طبيعت گردانى كه لاله هاى واژگون مى برند پس از تعطيلات نوروزى امسال نسبت به برخورد نامناسب برخى طبيعت گردان و مسافران با طبيعت هشدارهايى داده شد. به عنوان نمونه در خبرها آمده بود كه مديركل منابع طبيعى استان ايلام نسبت به انقراض نسل گل لاله واژگون در مناطق كوهستانى زاگرس در اين استان هشدار داده است. به گفته وى بسيارى از گردشگران هنگام رفتن به دامنه كوه ها، پيازچه اين گل را همراه خود به شهر مى برند كه خطر انقراض اين گل را به دنبال دارد. لاله واژگون گلى زيبا است و چهار يا پنج كلاله قرمز رنگ يا ارغوانى پررنگ دارد كه واژگون در غلافى قرار گرفته و چندين برگ باريك و كشيده بالاى آن است. اين گل در ارتفاع يكهزار و ۵۰۰ متر از سطح دريا رشد مى كند و تنها دو گونه آن در استان ايلام رويش دارد. لاله واژگون از طريق پياز رشد و نمو دارد و شرايط زيستى آن در دماى يك يا دو درجه و سرد كوهستانى است. همچنين دشت لاله هاى واژگون يكى از مناطق گردشگرى طبيعى در استان چهارمحال و بختيارى است كه در منطقه شوراب قرار دارد. دشت لاله هاى واژگون در ارديبهشت ماه بسيار ديدنى و زيبا است؛ دشتى پر از لاله هاى واژگون كه به صورت وحشى همه ساله مى رويند. البته در ديگر مناطق زاگرس نيز لاله هاى واژگون مى رويند و دوچندان زيبايى به طبيعت مى بخشند. زمان رويش اين گل را ۱۵ اسفند تا ۱۵ فروردين ماه و مدت زمان رويش اين گل تنها يك ماه است. گويا گونه هاى مختلف اين گل در خطر انقراض است. گردشگران و مسافران به دليل زيبايى و جذابيت اين گل، پيازهاى آن را با خود به شهر مى برند تا مثلاً در گلدان پرورش دهند اما به دليل نبود شرايط مناسب با رويش آن از بين مى رود. اين رويدادها در حالى صورت مى گيرد كه با توجه به خطر انقراض اين گونه هاى طبيعى بايد نسبت به اين مسائل اطلاع رسانى صورت گيرد. كندن يك لاله واژگون كه يك گونه منحصر به فرد گياهى است زمينه نابودى تعداد بيش ترى را فراهم مى كند و جلوى تكثير آن را مى گيرد. اين كار دشت هاى لاله را به نابودى مى كشاند و ديگر جايى باقى نمى ماند كه ما با سفر به آنجا لذت ببريم. * هيچ تابلويى نيست پارك ملى لاله از ديگر مناطقى است كه با همه زيبايى ها در معرض خطرهايى چون انباشت زباله و آسيب هاى انسانى قرار دارد. اين پارك در رشته كوه هاى استوار البرز با اكوسيستم هاى كوهستانى مرتفع و آبى در هفتاد كيلومترى شمال شرقى شهر تهران قرار دارد. ويژگى هاى طبيعى و اقليمى آن، جوامع غنى گياهى و جانورى را در خود جاى داده و وجود ماهى قزل آلاى خال قرمز كه از نادرترين گونه هاى آبزى جهان است اين ويژگى ها را برجسته كرده است. پرندگان مهاجر و بومى چون كبك و كبك درى، باكلان، حواصيل سفيد و خاكسترى، انواع عقاب و پستاندارانى چون قوچ و ميش البرز مركزى، كل و بز، پلنگ، گرگ، خرس، گراز، شغال و روباه با توجه به ويژگى هاى منطقه در اين پارك مسكن گزيده اند. با همه اين قابليت ها و زيبايى متأسفانه آسيب هاى زيادى بر اثر بى توجهى مسافران بدين منطقه زيبا وارد آمده است. مدير آموزش مؤسسه طبيعت در اين باره مى گويد: بارها شده كه اواخر بهار به دشت شقايق پيرامون پارك ملى لار رفته ام. مسافران و طبيعت گردان ها شقايق ها را دسته دسته چيده و زير برف پاك كن ماشين هايشان مى گذارند در حالى كه شقايق وحشى چند لحظه بيش تر زنده نيست. وقتى به آنها مى گويم كه اين كار هيچ ثمرى برايشان ندارد و به تكثير شقايق ها چه آسيب هايى مى رساند، مى پذيرند اما آنها هم گله دارند كه هيچ اطلاع رسانى در اين زمينه به آنها نمى شود و مى گويند هيچ تابلو و نوشته اى در محل نيست كه ما را به اين مسائل آگاه كند. به اعتقاد وى از نظر فرهنگ سازى و اطلاع رسانى مشكل داريم وگرنه مردم معمولاً هشدارها و تأكيدهاى لازم را مى پذيرند. بايد طبيعت را به عنوان منشأ زندگى و هنر بشناسند و در حفاظت آن بكوشند. مردم به يادگيرى موضوعات درباره طبيعت مشتاقند و استقبال مى كنند. گوش شنوا ميان مردم زياد است. غنى تأكيد مى كند: نوروز امسال برخوردها با طبيعت چندان بد نبود اما طبيعت گردان و مسافران هنگامى كه به طبيعت مى روند بايد بياموزند همانند آن رفتار كنند و طبيعى باشند. اين كه در سفرهاى گردشگرى طبيعى شلوغى و سروصدا را به آنجا ببريم، منطقى ندارد. طبيعت منبع آرامش و سكون است و اين شلوغى ها به آن آسيب مى رساند.
|
|
|
|
|