چهارشنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۶ ربيع الثانى ۱۴۲۹
Wed, Apr 23, 2008
قرآن
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
قرآن
دانشگاه
ماجرا
قاب عكس۱
بررسى جايگاه «استخاره»، از منظر عقايد اجتماعى و آموزه هاى دينى
يارى مظلوم در آيات و روايات
بررسى جايگاه «استخاره»، از منظر عقايد اجتماعى و آموزه هاى دينى
غلبه بر دوراهى
359469.jpg
زهرا ترحّمى

براى بسيارى از ما پيش آمده است كه در مواردى، بر سر دوراهى قرار گرفته ايم. مردد شده ايم كه كارى را انجام دهيم يا نه و شايد با همين زمينه فكرى، به استخاره روى آورده باشيم. اما تا به حال به اين فكر كرده ايم كه استخاره از چه جايگاهى در قرآن و در زندگى اجتماعى ما برخوردار است

استخاره، به معنى طلب خير كردن است. در بين متشرعين، چنين مرسوم است كه هرگاه انسان بين انجام دادن كارى كه پس از مشورت نمودن با اهل خبره و رعايت همه جوانب مثبت و منفى آن، هم چنان مردد و متحير در انجام و يا ترك آن است، از راه استخاره كه مشورت با خداوند است به رفع تحير و ترديد در آن كار مى پردازد.

* استخاره و دلايل روى آوردن به آن
انسان پس از مشورت با افراد عاقل و مؤمن اگر راه به جايى نبرد و همچنان متحير و سرگردان ماند، مى تواند كه با رعايت شرايطى، استخاره كند. زندگى انسان اين موجود پيچيده، همواره داراى ابعاد و زواياى مبهم و نامعلومى بوده است كه گاه او را وادار مى كرد تا براى علم به هر چه كه نمى دانست، روى به سحر و جادو و اعمال غريب آورد.
اگرچه كه پيشرفت علم و تكنولوژى، پاسخى مناسب براى بسيارى از سؤالات آدمى فراهم كرد، اما خود، مجموعه سؤالات جديدترى را در ذهن آدمى ايجاد كرد و بى پاسخ ر ها كرد.
يكى از شيوه هايى كه افراد به منظور رفع جهل و ترديد و گاه براى آگاهى از آينده از آن كمك مى گيرند، «استخاره» است كه امروزه دامنه، تنوع و ابعاد گسترده اى يافته است و در جامعه شاهد آنيم. در اين مورد حتى كافيست تا از طريق يك جست وجوى اينترنتى، تحت عنوان استخاره، به وضوح پايگاههاى متعددى كه فقط به اين منظور تشكيل شده اند را ببينيم.
در حقيقت همه اين موارد، گوياى اين حقيقت است كه ميل به كشف حقايق و نادانسته ها، هنوز هم در ميان افراد انسانى وجود دارد و تمامى اين اعمال، ترفند ها و به عبارتى، راهكار بشر براى فائق آمدن بر نادانسته هاى بسيارى است كه با آن روبه روست.

* استخاره به چه معناست
اما براستى استخاره به چه معناست و اين مقوله داراى چه ابعاد و شمولى است به باور بسيارى از ما، استخاره به راهى براى فائق آمدن بر جهل مبدل شده است. از اين رو چنين شيوه نگرشى، باور غالب بسيارى از افراد در جامعه شده است. اما آيا همه ما با استخاره، معانى و تعاريف خاص آن، شيوه ها و كاربردهايش آشنايى داريم و در صورت دست زدن به آن، در نهايت پايبند به آن خواهيم بود يا نه مهمترين چيزى كه در باب استخاره بايد مد نظر قرار دهيم اين است كه استخاره، با احراز شرايطى، به منظور رفع شبه و ترديد است و هرگز نبايد با استعانت از آن، كاربرد عقل و منطق را تعطيل كرد و از تحقيق شايسته درباره آن مسئله و روشن سازى ابعاد مختلف قضيه، كوتاهى كرد.

* مفهوم شناسى
استخاره، به معناى طلب خير كردن است و آنگاه كه بوسيله قرآن انجام مى شود، بدين معناست كه ما از خداوند طلب خير مى نماييم تا راه را به ما نشان دهد. اما امروزه كاربرد استخاره در زندگى ما بسيار متفاوت شده است. بسيارى از مردم، در تمامى امور خود به استخاره متوسل مى شوند، به نوعى كه گويى بايد تمامى اعمال و افعالشان در نهايت به نقطه اى به نام استخاره ختم شود.
استخاره هم مانند بسيارى از امور، داراى كاركردهايى است كه مهمترين دليل استفاده از آن، رفع شك و ترديد است.

* كاركرد استخاره
بسيار ديده مى شود كه افراد در مراحل مختلف زندگى خود، با مسائلى روبه رو مى شوند كه در جاى خود نيازمند تفكر و تأمل و در مواردى، مشاوره و رايزنى است و معمولاً در اين موارد، ضرر يا منفعتى عمده در آن كار وجود دارد كه درك و در نهايت بهره بردارى از آن، مدنظر افراد و مطلوب آنهاست.
اما گاهى از موارد تشخيص آنچه كه به سود و يا زيان فرد است، از حد معلومات شخصى، تجربيات، مشاوره و رايزنى هم مى گذرد ولى بازهم فرد نمى تواند حالت شك و ترديد خود نسبت به موضوع مجهولى كه در كارش واقع شده است را برطرف نمايد.
اگر در معناى استخاره تأمل كنيم، آنچه از آن بر مى آيد آن است كه افراد از خداوند طلب خير مى كنند تا بتوانند در كار خود با جديت و آرامش بيشترى به پيش روند. در جامعه ما، استخاره در پاره اى موارد، به راهى براى فرار از بار مسئوليت تبديل شده است و براى عده اى هم به معناى تن آسايى و عدم تحقيق در امور تغيير يافته است.
عده خاصى هم با پرو بال دادن به اين كار و نيز خلق روشهاى جديد براى آن، آنرا تبديل به راهى براى ايجاد درآمد كرده اند و در ديد عده اى هم اين كار بيشتر جنبه سرگرمى پيدا كرده است. آنچه باعث شده تا گزارش حاضر، در باب استخاره به توضيح و تفسير بپردازد، آن است كه اين مقوله با درك نادرستى كه از آن به عمل آمده است، در موارد بسيارى، جلوى تعقل و تفكر افراد را مسدود كرده و در نتيجه ضعف و سستى اراده افراد را نشانه رفته است. آرى اراده، درست همان چيزى كه خداوند درصدد تقويت آن در بشر است.
آنچه در اين ميان اهميت دارد اين است كه ما در هيچ موردى نبايد، قدرت عقل و تفكر را تعطيل كنيم. انجام استخاره، پس از تحقق شرايطى است ازجمله آنكه، فرد پس از تدبر و تأمل در كارش، خود نتواند به نتيجه مطلوب برسد پس مرحله دومى به نام رايزنى و مشورت با افراد آگاه و دانا در اين زمينه، احساس مى شود و چنانچه فرد در اين زمينه بازهم نتوانست صلاح كار خود را دريابد، با توسل به استخاره، سعى مى كند تا خود را از دوراهى درآورد. در واقع ما بايد به اين باور برسيم كه تمامى امور جانبى كه فرد در زندگى خود و براى حل مشكلاتش به كار مى بندد در نهايت بايد به مدد عقل و نيروى تفكر فرد بينجامد، نه آنكه اراده فرد را سست و ناتوان سازد.
استخاره، طلب خير كردن از خداوند است در مسائلى كه شخص مى خواهد انجام دهد. اين بدان صورت است كه انسان هر كارى را مى خواهد انجام دهد بگويد : « استخير الله برحمته خيرةً فى عافيةً» يعنى: از خداوند طلب خير مى كنم و رحمت او را طلب مى نمايم كه او در عافيت، كار بهتر را برايم فراهم سازد. نوع ديگر استخاره اين است كه در مسائلى كه انسان خير و شر و يا مصلحت و مفسده خويش را تشخيص نمى دهد و يا از آينده كار خبر ندارد و به تعبير روشن تر متحير است كه اين كار به صلاح اوست يا نه، استخاره كند كه خود آدابى دارد و داراى انواع مختلفى است.
حجت الاسلام «محمد حسين صادقى»، معاون آموزش و پژوهش مركز تخصصى تفسير و علوم قرآنى در اين مورد مى گويد: استخاره به معناى طلب خير كردن از خداوند است و اين كه بنده از خداوند خود بخواهد تا او را در انتخاب راه درست از غلط، يارى دهد. استخاره با احراز شرايطى خاص، صحيح مى شود. قرآن به پيامبر دستور مى دهد كه در امورت با مردم مشورت كن. در دين و مكتب ما، هر امرى داراى جايگاهى است. استخاره به عنوان يكى از همين موارد، داراى جايگاه خاص خود مى باشد.

* نگاه كارشناسى به مسئله
البته استخاره، خود داراى اصول و قواعد و آداب خاص خود مى باشد. در حقيقت براى استخاره، مراحلى وجود دارد.
مرحله اول، آن است كه فرد، خود تأمل كند و با خود بينديشد و چنانچه نتيجه اى از اين امر او را حاصل نشد، در مرحله بعد، به مشورت بپردازد و با استعانت از افراد كاردان، مسئله خود را به شور و مشورت بگذارد. مرحله اى كه در آن استخاره انجام مى گيرد، مرحله اى است كه نه از طريق خود انديشى و نه از طريق مشورت با ديگران به هيچ نتيجه اى نرسيده و ترديد او مرتفع نشده است. در فقه اسلامى داريم آن هنگامى كه مردد و مستأصل شديد، استخاره نماييد.
به اعتقاد بسيارى، استفاده بيش از حد از استخاره، در گام اول، اراده انسانى را تضعيف خواهد كرد. در حقيقت جايگاه استخاره در زندگى فردى و اجتماعى افراد، بستگى به ميزان اعقادات افراد و ميزان پايبندى آنها دارد. در كل اين حقيقت را بايد بپذيريم كه استخاره، داراى جا و مكان خاصى است و نياز به پايبندى دارد. «رحمت الله ايمانى»، از اساتيد حوزه در مدرسه معصوميه (س)، در باب استخاره مى گويد: استخاره به معناى طلب خير و مشورت كردن است و سبب مى شود تا خداوند راه صحيح را به آدمى الهام كند. در حقيقت استخاره ما را از دو راهى بيرون مى آورد.
در هنگام استخاره بايد به خدا توكل كنيم و از او مدد بخواهيم. در واقع در قرآن چيزى به عنوان استخاره وجود ندارد ولى در فقه اسلامى، براى حل مسائل و مشكلات، قرعه مى زنند. البته استخاره به معنى كنار گذاشتن عقل و منطق نيست و بيشتر براى رفع شبهه در مسائل جزئى است.
ما بايد بدانيم كه استخاره، كسب علم كردن نيست بلكه رفع ترديد است. در همه حال ما بايد عقل و منطق را ملاك قرار دهيم و به آن به عنوان معين خود بنگريم. «اردشير مختارى»، در مورد استخاره، مى گويد: به شخصه تا به حال استخاره نگرفته ام اما كسانى هستند كه انجام داده و نتيجه هم گرفته اند. دليل استخاره نگرفتنم بى اعتقادى من نيست بلكه دليلش آن است كه تا به حال خود را آنقدر مستأصل نديده ام كه اين كار راهگشاى من بوده باشد. واقعيت آن است كه در هر كارى معتقدم كه نيات بايد پاك باشند و از اين رو و با چنين نياتى، من تنها توكل مى كنم و در راه خير به پيش مى روم و به همين دليل است كه هيچگاه نيازى به استخاره نديده ام چرا كه تقدير هر چه باشد محقق خواهد شد.

* استخاره در ميان مردم
او در پاسخ به اين سؤال كه آيا نتيجه ناشى از دو عمل عقل و استخاره با هم در تضاد هستند يا نه، مى گويد: به قطعيت نمى توان يك جواب صريح داد اما آنچه مسلم است اين است كه من در تمامى امورم با عقل و تدبير به پيش مى روم. به اعتقاد من، نحوه استفاده از استخاره هم شرط است. نتيجه چشم و گوش بسته استخاره گرفتن اين است كه در مرحله اى از كار، گير خواهيم افتاد. اعتقاد شخصى من اين است كه با استخاره، نمى توان كسب علم كرد بلكه تنها مى توان از شك و ترديد بيرون آمد. نبايد چشم ها را بست و استخاره سبب شود كه تعمق و تأمل بر مسائل را كنار گذاريم و بى عقل و منطق به پيش رويم. «مهديه محمودى»، دانشجوى حسابدارى، نظر متفاوتى در اين زمينه دارد. او مى گويد: وقتى كه در كارى به مشكلى برخورد كنم كه ديگر هيچ راه حلى را پيش پاى خود نبينم، به استخاره متوسل مى شوم. به اين كار بيشتر به جهت اطمينان بخش بودن نگاه مى كنم. من به خدا اطمينان دارم از اين روست كه نسبت به آنچه كه در استخاره برايم رقم مى خورد سر تسليم فرود مى آورم. من هر زمان كه استخاره مى كنم، در بست پايبند به آنچه كه گرفته ام مى باشم. بيشتر نگاه و باور من از استخاره، همان صلاحى است كه گمان مى كنم خدا بيشتر بر آن واقف است. «كبرى برزولى»، ليسانس علوم سياسى، هم در اين زمينه مى گويد: من بيشتر از دو سه مورد تا به حال استخاره نگرفته ام. من براى رفع هر شكى تلاش مى كنم تا با تحقيق در اين زمينه، جهل خود را برطرف كنم و از اين رو معتقدم كه استخاره گرفتن، چنانچه به جاى تحقيق بخواهد عملى شود اصلاً كار غلطى است. بايد به ياد داشت كه در وراى هر عملى، نيتى است و چه بسا آن نيت بايد درست و بى آلايش باشد تا بتوان بهترين نتيجه را از آن عمل حاصل كرد.
در باور عده اى از ما، برخى مسائل و موضوعات، با هم درآميخته اند و اين آميختگى به حدى است كه خود آن افراد هم در مقياس وسيع و عمده تر، دچار اشتباه و دوگانگى مى شوند. استخاره گرفتن هم يكى از اين موارد است. شايد اين تصور غالب برخى از ماست كه گمان مى كنيم براى هر كارى بايد استخاره كنيم، حتى امورى كه در نتيجه آن به قطعيت رسيده ايم يا عده اى گمان مى كنند انجام اين كار در پس هر عملى، واجب دينى و اخلاقى است. اما هنوز هستند كسانى كه در مواقع حساس، بازهم تا آنجا كه جا داشته باشد، تأمل و تحقيق را در باره امور خود به كار مى بندند تا با استمداد از قوه عقل به نتيجه برسند و آن هنگام هم كه به هر دليل، توازن ميان دو حالت ترديد و يقين را نتوانستند به قدرت عقل و مشورت تغير دهند، با ايمانى قوى به خداوند، دست به استخاره مى زنند و به هرآنچه كه مى آيد، پايبند مى مانند.
يارى مظلوم در آيات و روايات
سكوت جايز نيست
359418.jpg
محمدآصف عطايى

مظلوم از ماده ظلم، به معناى ستمديده است و به كسى كه مورد بيدادگرى قرار گرفته و به حق و حقوقش، تعدى و تجاوز شده، اطلاق مى شود. در قرآن كريم، كلمه مظلوم، يك بار آمده است آنجا كه مى خوانيم:« ... وَ مَن قُتِلَ مظلُماً فقد جعلناهُ لولِيه سُلطاناً؛ و آن كس كه مظلوم كشته شده است براى ولى اش سلطه [حق قصاص] قرار داديم.»
در آموزه هاى دينى، همان گونه كه از ظلم و ستمگرى، به شدت اعلام انزجار شده، از تن داده به ظلم و ستمگرى نيز نهى شده است. علاوه بر آن، دفاع از ستمديدگان و مظلومان و يارى رساندن به آنان، به عنوان يك وظيفه و تكليف شرعى، قلمداد شده است. در قرآن كريم، آيات فراوانى، مقوله ظلم و ستمگرى را از زواياى گوناگون و مختلف، مطرح نموده است. در اين نوشته، همان گونه كه از عنوان آن پيداست، هدف و مقصود، طرح آيات و رواياتى است كه به نوعى دفاع از مظلوم و يارى و حمايت از ستمديدگان را گوشزد مى نمايد.
* يارى مظلوم از منظر قرآن
خداى سبحان در سوره انفال آورده: «... إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِى الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ... ؛ اگر گروهى(مؤمنان مهاجر) به خاطر حفظ دين و آئين شان از شما يارى طلب كنند، بر شما لازم است كه به يارى آنان بشتابيد.» آيه شريفه با كمال صراحت، مسلمانان را ملزم مى نمايد تا به يارى برادران دينى خود كه مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند، شتافته و به وظيفه دينى خود عمل نمايند.
در دومين آيه، قرآن كريم، كسانى را كه نسبت به كمك و يارى ستمديدگان، سكوت و بى تفاوتى اختيار كرده اند و قيام نمى كنند، سرزنش و ملامت نموده، مورد سؤال قرار مى دهد و مى گويد: « وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْية الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيراً »؛ «چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و كودكانى كه (به دست ستمگران) تضعيف شده اند، پيكار نمى كنيد همان افراد (ستمديده اى) كه مى گويند : خدايا ! ما را از اين شهر كه اهل آن، ستمگرند، بيرون ببر و براى ما از طرف خود، سرپرست قرار ده و براى ما از طرف خود، يار و ياورى تعيين فرما!»
وجوب جنگ و جهاد در راه خدابراى نجات و رهايى مستضعفان از چنگال ستمگران و توبيخ و سرزنش متخلفان از جنگ وجهاد و... مطالبى است كه از آيه شريفه استفاده مى شود. مؤلف تفسير «اطيب البيان»، در ذيل آيه مى گويد: «از اين آيه استفاده مى شود كه بر مسلمانان واجب است اگر ديدند مسلمانى گرفتار ظالمى شده، به قدر قوه و قدرت خود بايد اقدام كنند و رفع شر آن را بنمايند.»
نويسنده تفسير« آسان» در ذيل آيه، مى گويد:
«از سياق آيه يك نوع تهديد استفاده مى شود و آن اين است كه اگر مسلمانى، تحت شكنجه ستمگران باشد و مسلمانان ديگر، بتوانند او را آزاد كنند، ولى تجاهل وسهل انگارى كنند، مشمول تهديد اين آيه مى شوند و خداى توانا در موقع حساب از آنان، مؤاخذه مى كند.»
قرآن كريم در سوره شورى مى فرمايد: « وَ الَّذِينَ إِذا أَصابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنْتَصِرُونَ»، راغب اصفهانى مى گويد: واژه «انتصار» و « استنصار» هر دو به معناى طلب يارى است، لذا ترجمه آيه اين مى شود: «و كسانى كه هرگاه ستمى بر آنها رسد، «تسليم ظلم نمى شوند» و يارى مى طلبند.»
در حقيقت از يك سو مظلوم و ستمديده، موظف به مقاومت و ايستادگى در برابر ظالم و فرياد زدن و كمك خواستن از برادران دينى است و از سوى ديگر، مؤمنان كه فرياد و استغاثه برادران دينى و ستمديده خود را مى شنوند، مسئول هستند به نداى آنان، جواب مثبت داده و به يارى آنان بشتابند؛ زيرا مقاومت در برابر ظلم و ستمگرى و جلوگيرى از رخنه و نفوذ آن، در لايه هاى اجتماع، بر هر كسى كه قدرت و توانايى آن را داشته باشد به حكم عقل، شرع و فطرت، واجب است. مؤلف تفسير الأنوار درخشان در ذيل آيه فوق مى گويد: «از جمله واجبات فطرى، كمك مظلوم و ستمديده است كه ظلم ستمگر را از مظلوم، دفع نمايند و دست ستمگر را از ستمديده كوتاه نمايند.»
* يارى مظلوم از منظر روايات
روايات كه از حضرات معصومين (ع) نقل شده، چند دسته است: دسته اول، رواياتى است كه امت اسلامى را در جهت يارى رساندن به مظلوم و ستمديده و مقاومت و ايستادگى در برابر ظلم و ستم، تشويق و ترغيب مى نمايد كه به چند نمونه اشاره مى شود:
از پيامبر اكرم نقل شده است كه: «خداى متعال به داود وحى فرمود: اى داود! هيچ بنده اى نيست كه ستمديده اى را يارى رساند يا در ستمى كه به او رفته، همدردى كند، مگر اين كه گام هاى او را در آن روزى كه همه گام ها مى لغزد، استوار نگه دارم».
در جمله ديگر پيامبرخاتم (ص) مى فرمايد: «... و مَن أخذ للمظلوم مِن الظالم كان معى فى الجنة مصاحباً...»؛ «هركسى داد ستمديده اى را از ستمگر بگيرد، در بهشت با من و يار و همنشين من باشد.»
امام على (ع) نيز مى فرمايد: « اَحسَنِ العَدلِ نصرة المظلوم؛ بهترين عدالت يارى مظلوم است،.
از امام صادق(ع) نيز نقل شده است: « مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يُعِينُ مُؤْمِناً مَظْلُوماً إِلَّا كَانَ أَفْضَلَ مِنْ صِيَامِ شَهْرٍ وَ اعْتِكَافِهِ فِى الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يَنْصُرُ أَخَاهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى نُصْرَتِهِ إِلَّا نَصَرَهُ اللَّهُ فِى الدُّنْيَا وَ الْآخِرَه»؛ هيچ مؤمنى، مؤمن ستمديده اى را يارى نمى رساند، مگر اين كه عمل او، برتر از يك ماه روزه و اعتكاف در مسجد الحرام باشد و هيچ مؤمنى نيست كه بتواند برادر خود را يارى رساند و ياريش دهد، مگر اين كه خداوند در دنيا و آخرت او را يارى كند.»
دسته دوم، احاديث و رواياتى است كه يارى مظلوم و مبارزه با ظلم و ستم را به عنوان يك وظيفه و تكليف شرعى، قلمداد مى نمايد: در كلامى كه از حضرت عيسى بن مريم(ع) نقل شده است مى خوانيم: « ... بحق أقول لكم إن الحريق ليقع فى البيت الواحد فلا يزال ينتقل من بيت إلى بيت حتى تحترق بيوت كثيره إلا أن يستدرك البيت الأول فيهدم من قواعده فلا تجد فيه النار محلا و كذلك الظالم الأول لو أخذ على يديه لم يوجد من بعده إمام ظالم فيأتمون به كما لو لم تجد النار فى البيت الأول خشبا و ألواحا لم تحرق شيئا ... ؛ به حق، به شما بگويم اگر اتاقى آتش بگيرد، آن آتش پيوسته از اتاقى به اتاق ديگر سرايت مى كند تا جايى كه اتاق هاى بسيارى مى سوزد، مگر اين كه همان نخستين اتاق را دريابند و آن را از بيخ و بن بر اندازند كه در اين صورت، جاى پاى آتش نخواهد ماند. چنين است آفت ستمگر نخست كه اگر جلويش گرفته شود، بعد از او پيشواى ستمگرى پيدا نخواهد شد؛ چرا كه ديگران از او سرمشق گيرند؛ چنان كه اگر آتش در اولين خانه، چوب و تخته اى نيابد چيزى را نمى سوزاند.»
امام على (ع) از جمله عوامل پذيرش حكومت و خلافت، عهد و پيمانى را معرفى مى كند كه خداوند از علما و دانشمندان گرفته است كه نبايد در برابر ظلم ظالمان و مظلوميت ستمديدگان، سكوت و بى تفاوتى اختيار كنند: «.. أَمَا وَ الَّذِى فَلَقَ الْحَبَّه وَ بَرَأَ النَّسَمَه لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِيَامُ الْحُجَّه بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا يُقَارُّوا عَلَى كِظَّه ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَيْتُمْ دُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِى مِنْ عَفْطَه عَنْزٍ ؛ «سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و جان را آفريد! اگر حضور فراوان بيعت كنندگان نبود و ياران، حجّت را بر من تمام نمى كردند و اگر خدا از علما پيمان نگرفته بود كه در برابر شكم بارگى ستمگران و گرسنگى مظلومان، سكوت نكنند، مهار شتر خلافت را بر كوهانش انداخته، رهايش مى ساختم و آخرش را به كاسه اول آن، سيراب مى كردم، آنگاه مى ديديد كه دنياى شما نزد من از آب بينى بزغاله اى، بى ارزش تر است.»
و دسته سوم، افراد سُست عنصر و سهل انگار را نسبت به سرنوشت مظلومان وستمديدگان، توبيخ و سرزنش مى نمايد؛ لذا در حديثى از رسول اكرم مى خوانيم: « مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ؛ كسى كه [ شب را] صبح كند و نسبت به سرنوشت مسلمانان [ بى تفاوت بوده و] اهتمام به خرج ندهد، مسلمان نيست.» در جمله ديگرى مى فرمايد : «وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنَادِى يَا لَلْمُسْلِمِينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ؛ (۱۷) هر كسى فرياد و استغاثه انسانى را بشنود كه مسلمانان را به يارى وكمك مى طلبد و به يارى او نرود، مسلمان نيست.»
و امام صادق (ع) مى فرمايد: « وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يَخْذُلُ أَخَاهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى نُصْرَتِهِ إِلَّا خَذَلَهُ اللَّهُ فِى الدُّنْيَا وَ الْآخِرَه؛(۱۸) «هيچ مؤمنى نيست كه دست از يارى برادرش بردارد، در حالى كه قدرت و توانايى يارى كردن را دارد، الاّ اين كه خداوند در دنيا وآخرت دست از يارى او خواهد كشيد.»
از مجموع آيات و احاديثى كه به صورت خلاصه و اجمالى، آورده شد، به خوبى مى توان ضرورت يارى رساندن به مظلومان و ستمديدگان را به عنوان يك وظيفه و تكليف الهى، استنباط نمود. به عبارت ديگر، همان گونه كه انسان هاى ستمديده و مظلوم، وظيفه دارند در برابر ستمگران، ايستادگى و مقاومت كنند و در صورت ضعف و ناتوانى، فرياد و استغاثه سرداده و از ديگران، كمك مى طلبند، بقيه مسلمانان نيز مكلف هستند به فرياد و استغاثه ستمديدگان، جواب مثبت داده و در حد توان، در جهت كاهش رنج و آلام و نجات و رهايى آنان از زير شلاق و تازيانه ظالمان و ستمگران، تلاش نمايند تا در پيشگاه خدا، مورد توبيخ، سرزنش و مؤاخذه قرار نگيرند.
امام راحل مى فرمايد: «همانطورى كه ظلم حرام است، انظلام و تن دادن به ظلم هم حرام است، دفاع از ناموس مسلمين و جان مسلمين و مال مسلمين و كشور مسلمين، يكى از واجبات است.»
منابع در دفتر روزنامه موجود است


|   شناسنامه   |   آرشيو   |