|
بررسى جايگاه «استخاره»، از منظر عقايد اجتماعى و آموزه هاى دينى
غلبه بر دوراهى
|
|
|
زهرا ترحّمى
براى بسيارى از ما پيش آمده است كه در مواردى، بر سر دوراهى قرار گرفته ايم. مردد شده ايم كه كارى را انجام دهيم يا نه و شايد با همين زمينه فكرى، به استخاره روى آورده باشيم. اما تا به حال به اين فكر كرده ايم كه استخاره از چه جايگاهى در قرآن و در زندگى اجتماعى ما برخوردار است
استخاره، به معنى طلب خير كردن است. در بين متشرعين، چنين مرسوم است كه هرگاه انسان بين انجام دادن كارى كه پس از مشورت نمودن با اهل خبره و رعايت همه جوانب مثبت و منفى آن، هم چنان مردد و متحير در انجام و يا ترك آن است، از راه استخاره كه مشورت با خداوند است به رفع تحير و ترديد در آن كار مى پردازد.
* استخاره و دلايل روى آوردن به آن انسان پس از مشورت با افراد عاقل و مؤمن اگر راه به جايى نبرد و همچنان متحير و سرگردان ماند، مى تواند كه با رعايت شرايطى، استخاره كند. زندگى انسان اين موجود پيچيده، همواره داراى ابعاد و زواياى مبهم و نامعلومى بوده است كه گاه او را وادار مى كرد تا براى علم به هر چه كه نمى دانست، روى به سحر و جادو و اعمال غريب آورد. اگرچه كه پيشرفت علم و تكنولوژى، پاسخى مناسب براى بسيارى از سؤالات آدمى فراهم كرد، اما خود، مجموعه سؤالات جديدترى را در ذهن آدمى ايجاد كرد و بى پاسخ ر ها كرد. يكى از شيوه هايى كه افراد به منظور رفع جهل و ترديد و گاه براى آگاهى از آينده از آن كمك مى گيرند، «استخاره» است كه امروزه دامنه، تنوع و ابعاد گسترده اى يافته است و در جامعه شاهد آنيم. در اين مورد حتى كافيست تا از طريق يك جست وجوى اينترنتى، تحت عنوان استخاره، به وضوح پايگاههاى متعددى كه فقط به اين منظور تشكيل شده اند را ببينيم. در حقيقت همه اين موارد، گوياى اين حقيقت است كه ميل به كشف حقايق و نادانسته ها، هنوز هم در ميان افراد انسانى وجود دارد و تمامى اين اعمال، ترفند ها و به عبارتى، راهكار بشر براى فائق آمدن بر نادانسته هاى بسيارى است كه با آن روبه روست.
* استخاره به چه معناست اما براستى استخاره به چه معناست و اين مقوله داراى چه ابعاد و شمولى است به باور بسيارى از ما، استخاره به راهى براى فائق آمدن بر جهل مبدل شده است. از اين رو چنين شيوه نگرشى، باور غالب بسيارى از افراد در جامعه شده است. اما آيا همه ما با استخاره، معانى و تعاريف خاص آن، شيوه ها و كاربردهايش آشنايى داريم و در صورت دست زدن به آن، در نهايت پايبند به آن خواهيم بود يا نه مهمترين چيزى كه در باب استخاره بايد مد نظر قرار دهيم اين است كه استخاره، با احراز شرايطى، به منظور رفع شبه و ترديد است و هرگز نبايد با استعانت از آن، كاربرد عقل و منطق را تعطيل كرد و از تحقيق شايسته درباره آن مسئله و روشن سازى ابعاد مختلف قضيه، كوتاهى كرد.
* مفهوم شناسى استخاره، به معناى طلب خير كردن است و آنگاه كه بوسيله قرآن انجام مى شود، بدين معناست كه ما از خداوند طلب خير مى نماييم تا راه را به ما نشان دهد. اما امروزه كاربرد استخاره در زندگى ما بسيار متفاوت شده است. بسيارى از مردم، در تمامى امور خود به استخاره متوسل مى شوند، به نوعى كه گويى بايد تمامى اعمال و افعالشان در نهايت به نقطه اى به نام استخاره ختم شود. استخاره هم مانند بسيارى از امور، داراى كاركردهايى است كه مهمترين دليل استفاده از آن، رفع شك و ترديد است.
* كاركرد استخاره بسيار ديده مى شود كه افراد در مراحل مختلف زندگى خود، با مسائلى روبه رو مى شوند كه در جاى خود نيازمند تفكر و تأمل و در مواردى، مشاوره و رايزنى است و معمولاً در اين موارد، ضرر يا منفعتى عمده در آن كار وجود دارد كه درك و در نهايت بهره بردارى از آن، مدنظر افراد و مطلوب آنهاست. اما گاهى از موارد تشخيص آنچه كه به سود و يا زيان فرد است، از حد معلومات شخصى، تجربيات، مشاوره و رايزنى هم مى گذرد ولى بازهم فرد نمى تواند حالت شك و ترديد خود نسبت به موضوع مجهولى كه در كارش واقع شده است را برطرف نمايد. اگر در معناى استخاره تأمل كنيم، آنچه از آن بر مى آيد آن است كه افراد از خداوند طلب خير مى كنند تا بتوانند در كار خود با جديت و آرامش بيشترى به پيش روند. در جامعه ما، استخاره در پاره اى موارد، به راهى براى فرار از بار مسئوليت تبديل شده است و براى عده اى هم به معناى تن آسايى و عدم تحقيق در امور تغيير يافته است. عده خاصى هم با پرو بال دادن به اين كار و نيز خلق روشهاى جديد براى آن، آنرا تبديل به راهى براى ايجاد درآمد كرده اند و در ديد عده اى هم اين كار بيشتر جنبه سرگرمى پيدا كرده است. آنچه باعث شده تا گزارش حاضر، در باب استخاره به توضيح و تفسير بپردازد، آن است كه اين مقوله با درك نادرستى كه از آن به عمل آمده است، در موارد بسيارى، جلوى تعقل و تفكر افراد را مسدود كرده و در نتيجه ضعف و سستى اراده افراد را نشانه رفته است. آرى اراده، درست همان چيزى كه خداوند درصدد تقويت آن در بشر است. آنچه در اين ميان اهميت دارد اين است كه ما در هيچ موردى نبايد، قدرت عقل و تفكر را تعطيل كنيم. انجام استخاره، پس از تحقق شرايطى است ازجمله آنكه، فرد پس از تدبر و تأمل در كارش، خود نتواند به نتيجه مطلوب برسد پس مرحله دومى به نام رايزنى و مشورت با افراد آگاه و دانا در اين زمينه، احساس مى شود و چنانچه فرد در اين زمينه بازهم نتوانست صلاح كار خود را دريابد، با توسل به استخاره، سعى مى كند تا خود را از دوراهى درآورد. در واقع ما بايد به اين باور برسيم كه تمامى امور جانبى كه فرد در زندگى خود و براى حل مشكلاتش به كار مى بندد در نهايت بايد به مدد عقل و نيروى تفكر فرد بينجامد، نه آنكه اراده فرد را سست و ناتوان سازد. استخاره، طلب خير كردن از خداوند است در مسائلى كه شخص مى خواهد انجام دهد. اين بدان صورت است كه انسان هر كارى را مى خواهد انجام دهد بگويد : « استخير الله برحمته خيرةً فى عافيةً» يعنى: از خداوند طلب خير مى كنم و رحمت او را طلب مى نمايم كه او در عافيت، كار بهتر را برايم فراهم سازد. نوع ديگر استخاره اين است كه در مسائلى كه انسان خير و شر و يا مصلحت و مفسده خويش را تشخيص نمى دهد و يا از آينده كار خبر ندارد و به تعبير روشن تر متحير است كه اين كار به صلاح اوست يا نه، استخاره كند كه خود آدابى دارد و داراى انواع مختلفى است. حجت الاسلام «محمد حسين صادقى»، معاون آموزش و پژوهش مركز تخصصى تفسير و علوم قرآنى در اين مورد مى گويد: استخاره به معناى طلب خير كردن از خداوند است و اين كه بنده از خداوند خود بخواهد تا او را در انتخاب راه درست از غلط، يارى دهد. استخاره با احراز شرايطى خاص، صحيح مى شود. قرآن به پيامبر دستور مى دهد كه در امورت با مردم مشورت كن. در دين و مكتب ما، هر امرى داراى جايگاهى است. استخاره به عنوان يكى از همين موارد، داراى جايگاه خاص خود مى باشد.
* نگاه كارشناسى به مسئله البته استخاره، خود داراى اصول و قواعد و آداب خاص خود مى باشد. در حقيقت براى استخاره، مراحلى وجود دارد. مرحله اول، آن است كه فرد، خود تأمل كند و با خود بينديشد و چنانچه نتيجه اى از اين امر او را حاصل نشد، در مرحله بعد، به مشورت بپردازد و با استعانت از افراد كاردان، مسئله خود را به شور و مشورت بگذارد. مرحله اى كه در آن استخاره انجام مى گيرد، مرحله اى است كه نه از طريق خود انديشى و نه از طريق مشورت با ديگران به هيچ نتيجه اى نرسيده و ترديد او مرتفع نشده است. در فقه اسلامى داريم آن هنگامى كه مردد و مستأصل شديد، استخاره نماييد. به اعتقاد بسيارى، استفاده بيش از حد از استخاره، در گام اول، اراده انسانى را تضعيف خواهد كرد. در حقيقت جايگاه استخاره در زندگى فردى و اجتماعى افراد، بستگى به ميزان اعقادات افراد و ميزان پايبندى آنها دارد. در كل اين حقيقت را بايد بپذيريم كه استخاره، داراى جا و مكان خاصى است و نياز به پايبندى دارد. «رحمت الله ايمانى»، از اساتيد حوزه در مدرسه معصوميه (س)، در باب استخاره مى گويد: استخاره به معناى طلب خير و مشورت كردن است و سبب مى شود تا خداوند راه صحيح را به آدمى الهام كند. در حقيقت استخاره ما را از دو راهى بيرون مى آورد. در هنگام استخاره بايد به خدا توكل كنيم و از او مدد بخواهيم. در واقع در قرآن چيزى به عنوان استخاره وجود ندارد ولى در فقه اسلامى، براى حل مسائل و مشكلات، قرعه مى زنند. البته استخاره به معنى كنار گذاشتن عقل و منطق نيست و بيشتر براى رفع شبهه در مسائل جزئى است. ما بايد بدانيم كه استخاره، كسب علم كردن نيست بلكه رفع ترديد است. در همه حال ما بايد عقل و منطق را ملاك قرار دهيم و به آن به عنوان معين خود بنگريم. «اردشير مختارى»، در مورد استخاره، مى گويد: به شخصه تا به حال استخاره نگرفته ام اما كسانى هستند كه انجام داده و نتيجه هم گرفته اند. دليل استخاره نگرفتنم بى اعتقادى من نيست بلكه دليلش آن است كه تا به حال خود را آنقدر مستأصل نديده ام كه اين كار راهگشاى من بوده باشد. واقعيت آن است كه در هر كارى معتقدم كه نيات بايد پاك باشند و از اين رو و با چنين نياتى، من تنها توكل مى كنم و در راه خير به پيش مى روم و به همين دليل است كه هيچگاه نيازى به استخاره نديده ام چرا كه تقدير هر چه باشد محقق خواهد شد.
* استخاره در ميان مردم او در پاسخ به اين سؤال كه آيا نتيجه ناشى از دو عمل عقل و استخاره با هم در تضاد هستند يا نه، مى گويد: به قطعيت نمى توان يك جواب صريح داد اما آنچه مسلم است اين است كه من در تمامى امورم با عقل و تدبير به پيش مى روم. به اعتقاد من، نحوه استفاده از استخاره هم شرط است. نتيجه چشم و گوش بسته استخاره گرفتن اين است كه در مرحله اى از كار، گير خواهيم افتاد. اعتقاد شخصى من اين است كه با استخاره، نمى توان كسب علم كرد بلكه تنها مى توان از شك و ترديد بيرون آمد. نبايد چشم ها را بست و استخاره سبب شود كه تعمق و تأمل بر مسائل را كنار گذاريم و بى عقل و منطق به پيش رويم. «مهديه محمودى»، دانشجوى حسابدارى، نظر متفاوتى در اين زمينه دارد. او مى گويد: وقتى كه در كارى به مشكلى برخورد كنم كه ديگر هيچ راه حلى را پيش پاى خود نبينم، به استخاره متوسل مى شوم. به اين كار بيشتر به جهت اطمينان بخش بودن نگاه مى كنم. من به خدا اطمينان دارم از اين روست كه نسبت به آنچه كه در استخاره برايم رقم مى خورد سر تسليم فرود مى آورم. من هر زمان كه استخاره مى كنم، در بست پايبند به آنچه كه گرفته ام مى باشم. بيشتر نگاه و باور من از استخاره، همان صلاحى است كه گمان مى كنم خدا بيشتر بر آن واقف است. «كبرى برزولى»، ليسانس علوم سياسى، هم در اين زمينه مى گويد: من بيشتر از دو سه مورد تا به حال استخاره نگرفته ام. من براى رفع هر شكى تلاش مى كنم تا با تحقيق در اين زمينه، جهل خود را برطرف كنم و از اين رو معتقدم كه استخاره گرفتن، چنانچه به جاى تحقيق بخواهد عملى شود اصلاً كار غلطى است. بايد به ياد داشت كه در وراى هر عملى، نيتى است و چه بسا آن نيت بايد درست و بى آلايش باشد تا بتوان بهترين نتيجه را از آن عمل حاصل كرد. در باور عده اى از ما، برخى مسائل و موضوعات، با هم درآميخته اند و اين آميختگى به حدى است كه خود آن افراد هم در مقياس وسيع و عمده تر، دچار اشتباه و دوگانگى مى شوند. استخاره گرفتن هم يكى از اين موارد است. شايد اين تصور غالب برخى از ماست كه گمان مى كنيم براى هر كارى بايد استخاره كنيم، حتى امورى كه در نتيجه آن به قطعيت رسيده ايم يا عده اى گمان مى كنند انجام اين كار در پس هر عملى، واجب دينى و اخلاقى است. اما هنوز هستند كسانى كه در مواقع حساس، بازهم تا آنجا كه جا داشته باشد، تأمل و تحقيق را در باره امور خود به كار مى بندند تا با استمداد از قوه عقل به نتيجه برسند و آن هنگام هم كه به هر دليل، توازن ميان دو حالت ترديد و يقين را نتوانستند به قدرت عقل و مشورت تغير دهند، با ايمانى قوى به خداوند، دست به استخاره مى زنند و به هرآنچه كه مى آيد، پايبند مى مانند.
|