چهارشنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۶ ربيع الثانى ۱۴۲۹
Wed, Apr 23, 2008
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
قرآن
دانشگاه
ماجرا
قاب عكس۱
نگاهى به كتاب هاى خوددرمانى و روانشناسى
دست به دامن رؤيا
359499.jpg
مهرى حقانى

بسيارى ازكسانى كه احساس مى كنند روانشان زيرورو شده است، پناه به كتاب هايى مى آورند كه در پيشخوان كتابفروشى ها به وفور يافت مى شود، معجزه گرانى كه مدعى اند اكسيرهاى شفا را نوشا نوش به كام تشنگان مى ريزند.
كتاب هاى روانشناسى و راهيابى هاى مشكلات و گره هاى موجود در زندگى مدت هاست كه بازار پررقابتى در بازار كتاب و اغلب ترجمه پيدا كرده اند. چه بسا يكى از متشخص ترين و پرآوازه ترين آنها رمان هاى كوييلو باشد همان كسى كه محبوبيتش در ايران تا بدانجا رفت كه راه درازى را تا ايران بپيمايد و در ميان موج طرفداران خود براى امضاى كتاب هايش به ايران بيايد. اين همان چيزى است كه عرفان عامه پسند نام گرفته است و هضم آن نه تنها كار سخت و تئوريكى نيست بلكه موضوع جذاب و پركششى نيز مى باشد به ويژه براى دختران و پسران دبيرستانى افراد درونگرا و يا انسان هاى تنها و درمانده. چه كتاب هاى روانشناسى عامه، خوديارى و شفادهنده ها و چه با تركيبى از عرفان، همه و همه بخشى از كتاب ها هستند كه هميشه بخشى از جامعه خواننده را نيز به سوى خود جلب مى كنند. اين گرايش جاى هيچگونه شماتتى ندارد، در حقيقت كتاب هاى خوديارى موج فزاينده اى از انتشارات كتاب است كه به تناسب نيازهاى زندگى صنعتى در جامعه غرب پديد آمد. موجى كه در برابر جريان خشك و خشن زندگى جديد، تنهايى، انزوا و نياز به كسب حوزه هاى جديد درمان و خوداتكايى در كشورهاى پيشرفته جاى خود را به وسيله موج جديدى از نويسندگان روانشناس، عارف و يا با گرايش هاى متافيزيكى پديد آمد. چه بسا به وجود آمدن اين راهكار از آن سبب بود كه انسان ها در سطوح مختلف در پى راهى براى رهايى از چند و چون زندگى و وقايع روزمره به سر مى برند، در پى منابع جديد و يا راه هاى جديد التيام هستند، از سويى كتاب در همه سطوح پاسخگوست به شرط آن كه در همه، سطوح فكرى و انتظارات و سليقه ها نيز موجود باشد. در اين حالت چه باك كه مرتبه اى هرچند روبنايى تر نيز به نام كتاب هاى خوديارى وجود داشته باشد، اين كه چگونه موفق شويم، چگونه پولدار شويم، چگونه مردان را بشناسيم يا چگونه به رموز ناشناخته زنان پى ببريم و چگونه در جنجال و غوغاى مشكلات روزمره، انرژى هاى مثبت را دريابيم... اما هنگامى كه اين مسئله دچار نوعى برترى در بخش كتاب يا جامعه كتابخوان شود احتمال نوعى عدم توازن پديد مى آيد. اين كه در كنار عنوان هايى كه چون داروهاى مسكن عمل مى كنند تا چه اندازه ظرفيت و هم گرايش براى عنوان هاى راهبردى تر، حل و نقد مسئله در حوزه روانشناسى، روانشناسى اجتماعى وجود دارد.
چاپ كتاب هاى «رموز موفقيت»، «روانشناسى كاربردى» و يا «خوديارى» كه پس از سال هاى ۵۸ تا ۶۰ كاهش داشت به يكباره در فاصله سال هاى ۶۱ تا ۷۵ روند چشمگيرى پيدا كرد به طورى كه تنها در آبان ماه سال ۷۵چاپ كتاب هاى رموز موفقيت برابر با كل كتاب هاى چاپ شده در همين زمينه در دهه ۴۰ است. اقبال به اين دسته از كتاب ها همچنان در قالب عنوان هاى جديد تا تجديد چاپ موارد قبلى ادامه داشته است.
مهسا شيركوند يكى از مترجمان اين حوزه علت رواج اين كتاب ها را اينگونه بيان مى كند: «از اسمش پيداست، «خوديارى» و هر كس دوست دارد يارى دهنده خودش باشد و درست مانند هر داروى ديگر مى تواند به درد زندگى افراد بخورد، البته اگر مسائل حاد زندگى افراد از بين بروند، اين راه حل ها هم سودمندى خود را از دست خواهند داد.»
اما اين راه حل ها در چه حد و تا كجا پاسخگويند اين مترجم ادامه مى دهد: «مسكن هم خوب است. چون وقتى درد را تخفيف مى دهد شايد ذهن بتواند تصميم درستى بگيرد، به هر حال مى تواند پناه خوبى باشد.»
در هر صورت درست است، اين كتاب ها با رشته اى از دستورالعمل ها و پيشنهادها و توصيه ها، نقل داستان ها و نمونه هاى متفاوت از اميدها و وعده ها و سرزمين هاى روشن ديگرى مى گويند آنها در هر صورت پناه خوبى به شمار مى روند و يك پناه خوب مى تواند حداقل آرامش در پى داشته باشد. اما پس از اين پناه موقت چه اتفاقى خواهد افتاد
اكبر نعمت شناس مدير انتشارات محيط نظر ديگرى دارد: «اين كتاب ها با طرح سؤال، طرح درد و موضوع بدون اين كه راه حل ارائه شده از جنبه مسكن خارج و به مرحله درمان برسد درباره عشق، دوست داشتن و... صحبت مى كنند. در حالى كه بدون تحليل جنبه هاى روانشناسانه و نگاه نقادانه به مسائل اجتماعى، نمى توانيم براى يك پديده راه حل ارائه دهيم، يعنى با روانشناسى كه بدون تكيه بر شناخت درون و اغلب با نوعى تزوير به يك گروه از كنايات و اشارات بسنده مى كند.»
اما اقبال كتاب هاى خوديارى، نويسندگانى كه گويا با يك دسته كليد معجزه آسا خوانندگان را به سوى خود مى خوانند، از كجاست در اين ميان مى تواند دلايل بسيارى براى فروش بيشتر و مراجعه بيشتر به اين كتاب ها وجود داشته باشد. آنچه در جامعه هاى پيشرفته وجود دارد، نوعى گرايش به معنويات و يا تفاسير جديدى از زندگى غير مادى و گرايش هاى برتر وجود دارد، اشباع از زندگى ماشينى و نظام علت و معلولى كه پايه آن را تفكر قرون جديد در پى نهاد نياز به نوعى خلسه، اميد برتر و كانون هاى جديد انرژى را به وجود آورده است. از سويى نيز فشارهاى روحى و روانى در اجتماع باعث مى شود كه مردم براى حل مشكلات و ناراحتى و نارسايى هاى پيش رو، به اين كتاب ها به مثابه يك پزشك يا دارو روى بياورند. در نهايت اين كتاب ها بازار تجارى خوبى نيز به وجود مى آورند. فروش بيشتر به منزله استقبال از نشر دوباره آنها است. اينجاست كه مرتبه اى از روانشناسان و درمانگران نيز به رواج بيشتر اين كتاب ها كمك مى كنند.
يكى از اساتيد جامعه شناسى دانشگاه علامه طباطبايى معتقد است بنابر تحقيقات انجام شده، كتاب هاى رموز موفقيت «خوشخوان» و «عامه فهم» هستند، به عبارتى چون عارى از اصطلاحات پيچيده كتاب هاى روانشناسى تخصصى اند، درك و برداشت عموم بويژه جوانان از محتواى آنها سهل و ساده است. ويژگى ديگر اين كتاب ها اين است كه ديد جزمى دارند، يعنى با ارائه فرمولى، موفقيت را حتمى مى دانند و براى خواننده جاى شكى باقى نمى گذارند كه اگر به آن فرمول عمل كنند، در زندگى موفق خواهد شد. البته اين كتاب ها نفى شدنى نيستند، شايد در يك ديدگاه مثبت، مردم از مطالبه مطالبى مانند علوم غريبه، فال بينى، كف شناسى و... به آگاهى بالاترى دست يابد.
شايد هم به قول يك ناشر، اين كتاب ها جاى پدربزرگ ها و مادربزرگ ها را گرفته اند و مونس تنهايى آدم ها شده اند. به هر حال مردم دچار يك حالت عدم قطعيت اند كه از نا آگاهى از سرنوشت و آينده شان ناشى مى شود و اين خود متضمن نوعى نگرانى و آن گاه رو آوردن به شيوه هاى مختلف درمان يا پناه بردن به اين گونه راهكارهاست.»
با اين حال در بسيارى از كشورهاى جهان توجه به اين نوع كتاب ها بيشتر حاصل تجربه هاى شخصى است و تعبير قالبى كه وجود دارد، نوعى ميانبر، سطحى انديشى يا ساده گرفتن مسائل است. هرچند كه نظر استاد جامعه شناسى دانشگاه علامه اين است كه «من اين كتاب ها را از اساس رد نمى كنم، اما بيشتر مشكلات ما فردى نيستند، اجتماعى اند. اگر جوان ها كتاب هاى سطحى مى خوانند، شايد نمى دانند بايد چه كنند و در ندانستن به اين كتاب ها رو مى آورند. شايد هم در طول تمام اين سال ها آموزش و پرورش نتوانسته سليقه و بضاعت مطالعاتى يك جوان را پس از ۱۲ سال تحصيل تا آنجا بالا ببرد كه اين جوان سراغ كتاب هاى عميق تر و جدى تر را بگيرد، يا حداقل ذهن دانش آموزان ما آنقدر تحليلى نمى شود كه خيلى ساده در برابر عناوينى مانند «يك روزه عوض شويم» يا «پولدار شويم» گول نخورند.»
مسئله قابل اهميت ديگر اين است كه بعد تجارتى اين كتاب ها گاهى آنقدر گسترده مى شود كه ارزش فرهنگى خود را از دست مى دهد. با اين حال برنامه هاى كلان فرهنگى مى تواند به ارتقاى سليقه مردم براى انتخاب گزينه بهتر كمك كند. كتاب هاى خنثى در برابر كتاب هايى كه بار فكرى بيشترى دارند و نقادانه هستند، قرار مى گيرند. آثار مطرح ادبى جهان، آمريكاى لاتين و يا اسكانديناوى كمتر مى تواند بازار موفقى پيدا كند. ناشران در اين حالت تن به آسان گيرى مى زنند و همين آسان پسندى مداوم خواننده را نيز به ارمغان مى آورد.
رواج جريان هايى چون ذهن گرايى، روآورى به دنياى تجرد و بريدن از جهان خارج، مكاتب ذن، يوگا، دروس مديتيشن برگرفته از يكسرى شرايط خاص است. در برابر هرچه جامعه عقل گراتر و خردمندتر است، شادابى، تحرك و امكان فعاليت هاى متنوع فرهنگى وجود دارد. آرزوها اشياى غير قابل دسترسى نيستند كه براى مهار آنها به شگردهاى سحر و معجزه پناه برده شود.
اگرچه مبناى اصلى اين كتاب ها به جوامع غربى بر مى گردد، با اين حال به طور مداوم نقد مى شوند كه موجب ايجاد توازن و تعادل در ذهنيت جامعه مى شود. اينجاست كه لزوم يك قدم جلوتر از گرايش عام مردم حس مى شود، يعنى همواره وظيفه مهمى مانند معرفى آثار ارزشمند داخلى و آثار برگزيده جهان وجود دارد تا جو غالب فكرى تسليم عادى ترين و نازل ترين سليقه ها نشود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |