چهارشنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۶ ربيع الثانى ۱۴۲۹
Wed, Apr 23, 2008
گردشگرى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
قرآن
دانشگاه
ماجرا
قاب عكس۱
پولسازى بناهاى تاريخى
359439.jpg
مهدى شراهى

آرجو كلامر استاد اقتصاد فرهنگ وهنر دانشگاه اراسموس مى گويد: يك هلندى هنگام رويارويى با آسياب بادى آن را سدى در برابر پيشرفت مى بيند كه با هزينه اى ناچيز مى توان آن را از ميان برداشت و هلندى ديگرى آن را ميراث فرهنگى مى داند كه به هر قيمت ممكن بايد آن را حفظ كرد. وى چنين وضعى را وجه مميز زندگى مدرن مى داند.
اين دوگانگى همان چيزى است كه دهه هاى متوالى است كارشناسان و برنامه ريزان در ايران و بسيارى ديگر از كشورها در حوزه ميراث فرهنگى با آن درگيرند و درباره آن به بحث و چالش نشسته اند؛ هر چند كشورهايى توانسته اند به پاسخ هايى راهگشا در اين باره دست يافته، چشم اندازهاى گسترده اى پيش روى خود ترسيم كنند. نكته اصلى اينجا است كه آيا ميراث فرهنگى مانعى بر سر راه توسعه يك كشور و بارى بر دوش برنامه ريزان توسعه است كه فقط بودجه هاى دولتى و عمومى را به جيب چند بناى صرفاً زينتى تاريخى مى ريزد يا مى توان آن را زمينه اى براى فعاليت هاى سالم اقتصادى و درآمدزايى در نظر گرفت.
* ميراث فرهنگى ارزش اقتصادى دارد
يونسكو در كنوانسيون حمايت از ميراث فرهنگى و طبيعى جهان ميراث فرهنگى را اينگونه دسته بندى مى كند: ۱- آثار معمارى، مجسمه سازى يا نقاشى در بناها، عوامل و بناهايى كه جنبه باستانى دارد، كتيبه ها و... كه داراى ارزش جهانى هستند. ۲- مجموعه بناهاى مجزا يا مجتمع از نظر معمارى، منحصر به فرد بودن يا بستگى و موقعيت آنها در يك منظره طبيعى. ۳- آثار انسان يا آثارى كه توأماً به وسيله انسان و طبيعت ايجاد شده است.
در دهه هاى گذشته چالش هاى بسيارى بر سر شيوه برخورد با بناها و يادگارهاى تاريخى و فرهنگى در كشورها پديد آمده و پاى كارشناسان و متخصصان فراوانى به اين مباحث باز شده است. بسيارى كه ميان آنان برنامه ريزان دانشگاهى نيز ديده مى شود، همچون گذشته برآنند كه بناها و يادگارهاى تاريخى، فرهنگى و باستانى صرفاً موضوعاتى زينتى و پرخرج به شمار مى آيند و تا جاى مشخصى مى توان براى آنها هزينه كرد و بودجه اختصاص داد. اين ديدگاه ها در حالى هنوز مطرح اند و در برخى برنامه ها نيز مجال بروز مى يابند كه اكنون در بسيارى از كشورهاى دنيا به ميراث فرهنگى در كنار ارزش هاى معنوى و هويتى به عنوان كالايى اقتصادى و سرمايه اى نگريسته مى شود كه نه تنها مى تواند براى هزينه هاى بخش خود درآمدزايى كند، كه بخش مهمى از درآمدهاى كشور نيز به رونق آن وابسته است.
آنچه مهم مى نمايد اين است كه ميراث فرهنگى كشورها چه ارزش هايى دارد، چه الزامى براى دخالت دولت ها در اين حوزه وجود دارد، چه ابزارها و روش هايى براى اين دخالت وجود دارد، چه كسى هزينه هاى اين دخالت را مى پردازد و چه كسى مسئول مراقبت از ميراث فرهنگى است
تبديل بناهاى تاريخى و باستانى از گنجينه هاى صرفاً گرانبها به كالاهاى فرهنگى كه قابليت هاى درآمدزايى و اقتصادى دارند و تغيير تفكرات نگهدارى بسته و محصور ميراث فرهنگى امروزه الگوى مديريتى بسيارى از كشورهاى موفق در زمينه اقتصادى سازى ميراث فرهنگى به شمار مى آيد.
ميراث فرهنگى را از نظر اقتصادى مى توان گونه اى سرمايه فرهنگى قلمداد كرد.
كريستين كبالت عضو مركز حقوقى و اقتصادى دانشگاه ساربروكن براى ميراث فرهنگى فايده هاى مستقيم و جانبى برمى شمارد و معتقد است كه مصرف كننده ميراث فرهنگى براى اين محصول ارزش قائل است. وى ارزش يادشده را محسوس ترين استفاده ميراث فرهنگى مى داند و برآن است كه بدين معنا فايده هاى استفاده از ميراث فرهنگى در شكل تمايل فرد استفاده كننده به پرداخت بهاى كالاها يا خدمات آن تبلور مى يابد. در حوزه فايده هاى جانبى نيز، به اعتقاد وى برخى افراد بى آن كه از ميراث فرهنگى استفاده كنند از در دسترس بودن آن فايده مى برند.
اين استاد اقتصاد درباره جنبه هاى اقتصادى ميراث فرهنگى مى گويد: بسيارى از فايده هاى اقتصادى ميراث فرهنگى تنها در جريان استفاده عملى از اين ميراث تحقق مى يابد. بنابراين شمار افرادى كه بتوانند عملاً از ميراث فرهنگى استفاده كنند بسيار اهميت دارد. همچنين وى معتقد است كه نفس وجود ميراث فرهنگى ممكن است اثرات جانبى مثبت ديگرى نيز در پى داشته باشد. اين اثرها و فايده ها به اين معنا جنبه عمومى دارند كه بدون نياز به رقابت قابل تحقق اند.
* گردشگرى همزاد ميراث فرهنگى
محمدرضا فرزين عضو هيأت علمى دانشگاه علامه طباطبايى در اين باره معتقد است: بخش مهمى از ميراث فرهنگى را با گره زدن به گردشگرى مى توان اقتصادى كرد و زمينه درآمدهاى اصلى اين حوزه را پديد آورد. منافعى كه از اين راه به دست مى آيد بيشتر منافع اقتصادى و تجارى است كه مى تواند موجب جذب بازديد كنندگان فراوانى به مناطق، اماكن و بناهاى تاريخى و باستانى شود.
وى مى گويد: ميراث فرهنگى و تاريخى جزو منابع انسان ساخت به شمار مى آيند و تأثير اقتصادى بسيارى بر منطقه مقصد گردشگران دارند.
اين استاد دانشگاه مى افزايد: بخش ديگرى از منافع ميراث فرهنگى فايده هايى است كه بيشتر به تقويت هويت و غرور ملى كمك مى كند. البته ممكن است نتوان آثار اقتصادى اين نتايج را به طور مستقيم ارزيابى كرد اما شكى نيست كه اين ها جزو مخازن و منابع تاريخى و فرهنگى يك كشورند و بدان اعتبار ملى و تاريخى مى بخشند.
وى تأكيد مى كند: البته بايد توجه داشت هر كشورى كه داراى بناها و يادگارهاى تاريخى و فرهنگى بيشترى است قاعدتاً گردشگران و در نتيجه درآمد افزون ترى ندارد بلكه بايد اين منابع و ذخاير ثروت به محصولات قابل استفاده تبديل شود تا گردشگران و مسافران بتوانند به ديدار آنها بيايند و زمينه ايجاد درآمدهاى اقتصادى فراهم شود. به همين دليل است كه كشورهايى چون ايران، هندوستان و مصر كه بخش عمده اى از ميراث فرهنگى جهان را در خود جاى داده اند سهم بالايى در تجارت صنعت گردشگرى جهان ندارند. اين ناشى از اين است كه نتوانسته اند اين منابع باارزش را به محصولات مناسب گردشگرى تبديل كرده آنها را در اختيار مسافران و گردشگران قرار دهند.
* تجربه جهانى خصوصى سازى ميراث فرهنگى
بسيارى از كشورها با پيش گرفتن سياست هاى خصوصى سازى در حوزه ميراث فرهنگى بر تعداد گردشگران بازديد كننده بناها و اماكن تاريخى و باستانى افزوده، شرايط نگهدارى، مرمتى و حفاظتى اين بناها را از درآمدهاى آن بهبود بخشيده اند.
يكى از كشورهايى كه توانسته در اين حوزه عملكرد مناسبى به جاى بگذارد ايتاليا است. در دهه ۹۰ ميلادى شهردارى ونيز تصميم گرفت سياست هاى خصوصى سازى ميراث فرهنگى را پياده و اجرا كند و در اين راه تصميماتى اتخاذ كرد. بدين ترتيب توانست به موفقيت هايى در اين حوزه دست يابد.
اقتصاددانان برآنند كه با تغيير الگوهاى اقتصادى ميراث فرهنگى از الگوى دولتى به الگوى خصوصى، ميراث فرهنگى درآمدزا، خوداتكا و خودافزا داشته باشد.
استاد گروه مديريت جهانگردى دانشگاه علامه طباطبايى با اشاره به قابليت هاى خوداتكايى و خودگردانى يادگارهاى فرهنگى و تاريخى مى گويد: بخش عمده اى از ميراث فرهنگى جزو كالاهاى عمومى است يعنى كالايى كه منافع آن به عموم جامعه تعلق دارد. بدين ترتيب بخش دولتى و عمومى همچون شهردارى ها متولى توليد اين كالاها هستند. از اين رو ممكن است ميراث فرهنگى و تاريخى به بخش خصوصى داده شده يا به عنوان كالايى تجارى در اختيار مشتريان قرار گيرد اما از آنجا كه استفاده زياد از اين روش اين احتمال را ايجاد مى كند كه بهره بردارى زيادى از آن ها صورت گيرد و حيات آينده شان را به خطر بيندازد به همين دليل به نظر نمى آيد بتوانيم بخش عمده اى از اين ميراث ملى را خصوصى كنيم.
فرزين مى افزايد: اگر حيات اقتصادى ميراث فرهنگى به گردشگرى وصل شود، بخش عمده اى از درآمدهاى آن به جيب صنايع كوچك و بنگاه هاى اقتصادى مى رود كه خدماتى را به گردشگران بازديد كننده ارائه مى كنند بنابر اين همه اين درآمدها نصيب يك جامعه خواهد شد؛ جامعه اى كه پيرامون بناها و اماكن فرهنگى و تاريخى مى زيند و فعاليت هايشان به آن يادگارها وابسته است. منافع اين بناها و آثار به جيب بخش گسترده اى از مردم و بنگاه هاى كوچك اقتصادى مى رود كه قاعدتاً تفكيك آن ها مشكل است و در برابر، واگذارى آن ها به بخش خصوصى هم باعث استهلاك بيش از اندازه مى شود. از اين رو واگذارى كامل ميراث فرهنگى به بخش خصوصى توصيه نمى شود.
اين استاد دانشگاه درباره ميزان تصدى گرى و دخالت دولت در مديريت و اداره بناها و آثار تاريخى و فرهنگى مى گويد: ميراث فرهنگى قاعدتاً بايد توسط نهادهاى عمومى و دولتى مديريت و اداره شود اما براى استفاده صحيح از آن ها بهتر است خدمات جنبى و تسهيلاتى كه پيرامون آن ها پديد مى آيد به بخش خصوصى واگذار شود.
وى تصريح مى كند: نهادهاى دولتى و عمومى بايد برنامه مشخصى براى حفظ و نگهدارى آثار و اماكن تاريخى و چشم اندازهاى پيرامون اين بناها داشته باشند و به طور مشخص برنامه بريزند كه چگونه مى توان بهره هاى گردشگرى از اين ميراث فرهنگى و تاريخى برد.
* تجربه يزد
درآمدهاى ميليارد دلارى كشورهايى چون فرانسه، انگلستان و ايتاليا از حوزه گردشگرى تنها بخشى از محل طبيعت گردى و وجود مناظر طبيعى است و عمده آن از حوزه ميراث فرهنگى بيرون مى آيد. قاعدتاً صدها هزار گردشگرى كه به رم يا ونيز در ايتاليا سفر مى كنند براى ديدن خيابان هاى تازه و مدرن يا زيبايى درياى ونيز هزينه نمى كنند؛ آنچه آن ها را بدانجا مى كشاند افسانه رم باستان و خانه هاى قديمى روى آب ونيزى است كه نخستين شهر تاريخى جهان نام گرفته است.
ايران با وجود بهره مندى از بناها و اماكن فراوان تاريخى و فرهنگى ارزشمند كه بسيارى از آن ها جنبه بين المللى دارند از كشورهايى است كه نتوانسته است در اين حوزه چندان موفقيتى به دست آورد. تفكرات بسته مديريتى نسبت به بهره بردارى از ميراث فرهنگى در دهه هاى گذشته و تنها ديدگاه مرمتى و حفاظتى به پشتوانه بودجه هاى دولتى و عمومى كه يقيناً محدود است بخشى از عوامل ناكامى يادشده به شمار مى آيد.
اگر امروز مى بينيم كه بافت تاريخى شهرى كويرى همچون يزد، دومين شهر تاريخى جهان، در ايران رونق دارد، زنده است و با رعايت اصول معمارى سنتى فعاليت هاى اقتصادى چشمگيرى در آن صورت مى گيرد دقيقاً به دليل همان نگاه اقتصادى مرتبط با فلسفه وجودى بناهاى تاريخى و فرهنگى است. اكنون بسيارى از خانه هاى چند صد ساله يزد به جاى آن كه زير آوار آسمان خراش ها دفن شوند به هتل هايى سنتى بدل شده اند كه در فصل هاى گردشگرى مسافران و توريست ها بدانجا سرازير مى شوند تا طعم زندگى چند روزه در يك بناى تاريخى را بچشند و از زندگى مدرن امروزى دور شوند.
ميراث فرهنگى گنجى است كه برخى آن را يافته و ارزش هاى آن را درك كرده اند اما برخى ديگر آن را محموله اى زيرخاكى مى دانند كه حتى بهتر است زير همان خاك بماند. به نظر مى رسد نگاهى دوباره و دقيق تر به ارزش هاى يادگارهاى تاريخى و فرهنگى مى تواند يافته هاى دقيق ترى در اختيار گذاشته، چشم انداز بهترى در اين باره ترسيم كند.
سهم ناچيز ايران از پرنده نگرى
359436.jpg
حميرا محب على

اكوتوريسم يا گردشگرى در طبيعت، شاخه هاى متفاوتى دارد. پرنده نگرى يا bird watching شاخه اى از اين رشته است كه در برخى كشورها به اندازه تماشاچيان بازى فوتبال طرفدار دارد و پيگيرى آن درست مثل يك تماشاچى بازى فوتبال نه نياز به تحصيلات دارد نه تخصص. آنچه در پرنده نگرى حرف نخست را مى زند، علاقه، انگيزه، حوصله و برنامه ريزى و بيش از همه اينها و پيش از همه اينها آموزش است درخصوص اين كه بدانيم در اطرافمان چند گونه پرنده داريم چه پرنده هايى داريم و چطور مى توانيم بعد از گذشت زمانى نه چندان بلند به يك پرنده نگر حرفه اى تبديل شويم.
پرنده نگرى غالباً ديدن پرنده هاى وحشى است، پرنده هاى وحشى محيط اطرافمان.
پرنده هايى كه ممكن است هر روز از بالاى سرمان پرواز كنند يا در شاخه هاى حياط خانه مان لانه داشته باشند. پرنده هايى كه براى ديدن آنها فقط بايد چشمانمان را باز كنيم و پرنده نگرى را آغاز كنيم.
پرنده نگرها مى گويند: «براى شروع اول بايد از باغچه خانه شروع كنيد. بعد پرنده هاى محيط اطراف خود را ببينيد. بعد شهر و بعد هم كشور خود را.»
پرنده نگرهاى حرفه اى پرنده هاى دنيا را هم مى شناسند. آنها كه دستشان به دهانشان برسد، پرنده هاى دنيا را هم مى بينند. گاه فقط با علاقه، بدون تحصيلات مرتبط و بدون دانش دانشگاهى درخصوص پرنده ها از كشورى به كشور ديگر سفر مى كنند تا گونه يا زيرگونه خاصى از يك پرنده خاص را كه بومى آن كشور است تماشا كنند مثل درناى سيبرى در فريدونكنار.
* دنياى bird watching
آمار و ارقام نشان مى دهد كه يكى از پرطرفدارترين و پردرآمدترين شاخه هاى اكوتوريسم در دنيا، پرنده نگرى است.
در حال حاضر كشورهاى انگليس، اتريش و آلمان به عنوان پايلوت پرنده نگرى در دنيا انتخاب شده اند و فقط در اروپا بيش از ۵ ميليون پرنده نگر حرفه اى وجود دارد.
اينها به طور معمول عضو يك انجمن تحقيقاتى در زمينه پرنده ها هستند و روز به روز هم بر تعدادشان اضافه مى شود چرا كه در بسيارى از كشورها، مردم ارزش طبيعت و حفظ آن را دريافته اند.
مهندس پرويز بختيارى مدرس اكوتوريسم و از فعالان پرنده نگرى در كشور در اين باره مى گويد: «پرنده نگرى در دنيا به عنوان يك تفريح سالم مطرح است. در كشورهاى اروپايى بيش از ۲۰۰ سال است كه اين كار انجام مى شود.
به طور مثال ۲۰۰ سال پيش در انگليس انجمنى تشكيل شد كه در حال حاضر بيش از يك ميليون عضو زنده دارد كه درخصوص پرنده ها تحقيق مى كنند و مشاهدات خود را از طريق اينترنت در اختيار يكديگر قرار مى دهند.»
در اين انجمن ها افراد علاوه بر تفريح و گذراندن دوره فراغت، پرنده ها را بررسى مى كنند، كارهاى تحقيقاتى انجام مى دهند، حلقه گذارى مى كنند، به دولت شان براى سرشمارى پرندگان كمك مى كنند و كم شدن جمعيت پرندگان را براى حفظ آنان و جلوگيرى از انقراض پرنده اى خاص گزارش مى دهند.
مهندس بختيارى معتقد است: «پرنده نگرى، كبوتربازى يا قنارى بازى عوام و يا حتى پرنده شناسى دانشگاهى نيست.
پرنده نگرى يعنى اين كه شخصى برود در دل طبيعت، پرنده ها را مشاهده كند، از صدايشان لذت ببرد، از تماشاى آنها لذت ببرد و احياناً مشاهدات خود را ثبت كند و... شاخه اى از توريسم را شكل مى دهد كه به آن bird watching يا پرنده نگرى مى گويند.»
* پرنده نگرى در ايران
ايران، سرزمينى پهناور با اقليم متفاوت با تنوع گونه هاى گياهى و جانورى بالغ بر ۵۰۰ گونه پرنده دارد.
ايران، سرزمينى پهناور در بين سه منطقه «پالتئاركتيك، اورينتال (جنوب شرقى) و اتيوپيا (جنوب غربى) قرار گرفته است و تفاوت هاى اقليمى اين سه منطقه تنوع حيرت انگيزى در ميان گونه هاى مختلف پرندگان ايجاد كرده است. اين تنوع باعث شده است كه ما در حال حاضر به اندازه تمامى قاره اروپا پرنده داشته باشيم. اما سهم ما از bird watching يا پرنده نگرى در جهان تقريباً صفر است.
مهندس بختيارى مى گويد: «زمانى كه ما يك توريست را به چابهار مى بريم، بعد از دو، سه روز اقامت مى گويد ايرانى ها چقدر شبيه هندى ها زندگى مى كنند، حتى پرنده ها و جانوران آنها نيز مثل شبه قاره هند است. همين توريست با يك پرواز به تهران مى آيد و از اين همه تفاوت در شكل پرنده ها متعجب مى شود.
و يا در اهرام ثلاثه مصر تصوير پرنده اى مقدس به نام اكراس وجود دارد. ما اين پرنده را مى توانيم براحتى در خوزستان مشاهده كنيم. پرنده هايى هستند كه از آفريقا به كشور ما مهاجرت مى كنند مثل بادخورك و يا...
در سواحل شمالى ما پرنده ها بسيار شبيه گونه هاى اروپايى هستند، درحالى كه در فلات مركزى پرنده ها كاملاً متفاوتند.»
وى معتقد است: «هرچه تنوع اقليمى بيشتر باشد، تنوع پرنده ها هم بيشتر است. ما در كشورمان نزديك به ۱۱۷ ركورد پرنده داريم. پرنده هايى كه ۵۰ گونه آن در حال انقراض و كمياب در دنيا به حساب مى آيند. توريست هاى بسيارى علاقه مند هستند كه پرنده هاى كشور ما را ببينند.»
اين مدرس اكوتوريسم مى گويد: «تنوع پرنده ها اين امكان را فراهم مى كند كه اگر فردى علاقه مند باشد ۴ تا ۵ سفر چند روزه به ايران داشته باشد، مى تواند در هر سفر به گوشه اى از كشور برود و پرنده هاى همانجا را بررسى كند.»
در ايران پرنده هايى وجود دارند كه در دنيا بسيار كميابند، از گونه درناى سيبرى فقط يك قطعه باقى مانده كه در حال حاضر به روسيه مهاجرت كرده است و آبان ماه به فريدونكنار باز مى گردد. اين يك قعطه پرنده توريست هاى بسيارى را براى تماشا به ايران جذب مى كند.
گيلانشاه خالدار نيز پرنده اى است كه برخى احتمال انقراض گونه آن را مى دهند. اين پرنده كه مهاجر به ايران است، در صورت احتمال مشاهده آن در ايران ممكن است تا ۲۰۰۰ توريست را در يك مقطع زمانى روانه ايران كند.
مهندس بختيارى مى گويد: «ايران، پتانسيل بسيار بالايى براى جذب توريست در اين خصوص دارد. ما بيش از صد قله در كشور در ارتفاع بيش از ۴۰۰۰ متر داريم كه پرنده اى مثل «كبك درى» آنجا زندگى مى كنند. توريست هاى اروپايى بسيارى مشتاق ديدن اين پرنده هستند.
يك توريست اروپايى در يك روز اقامت در ايران مى تواند چند كبك درى را ببيند، عكاسى كند، كار تحقيقاتى انجام دهد و ... در حالى كه همين توريست مثلاً در كشورى مثل تركيه بايد ۲ يا ۳ روز منتظر بماند شايد بتواند يك كبك درى مشاهده كند.»
* ملزومات پرنده نگرى
پرنده نگرى فعاليتى لطيف و زيبا است كه هر علاقه مندى به طبيعت مى تواند به راحتى به آن بپردازد. براى يك توريست پرنده نگر مهمترين موضوع اين است كه آيا مى تواند در زمانى كه صرف اين كار كرده است پرنده اى را كه مى خواهد ببيند وسايل مورد نياز چنين توريست مشتاقى يك دوربين چشمى، يك كتاب راهنماى پرندگان، دفترچه ثبت مشاهدات و يك قلم است. همين!
در آمد ناشى از اين شاخه از گردشگرى بسيار بيش از درآمد توريستى است كه شب را مى خواهد در يك هتل ۵ ستاره اقامت كند، فقط كافيست به اين شاخه از توريسم در كشور فكر كنيم و براى جذب توريست برنامه ريزى كنيم.
علاوه بر اين پرنده نگرى اوقات فراغت را هم پر مى كند. پرويز بختيارى مى گويد: «اين يك تفريح بسيار سالم است هم براى يك كودك، هم براى يك فرد بازنشسته.
يك فرد بازنشسته به جاى نشستن و آه كشيدن و منتظر گذر مابقى سال هاى عمر بودن مى تواند به راحتى با يك دوربين، هم خودش تفريح كند و هم در پارك هاى اطراف خانه، نوه هاى خود را سرگرم كند و آموزش دهد.»
وى معتقد است: «اين حرفه جنسيت و تحصيلات و ... را هم در برنمى گيرد. شايد براى تماشاى يك اثر باستانى لازم باشد كه تاريخ را به خوبى بدانيم ولى براى پرنده نگرى، يك دوربين و يك كتاب راهنما كافيست.»
بختيارى مى گويد: «در كشور انگليس يكى از افراد بسيار معروف حرفه bird watching كارمند راه آهن است. يكى ديگر از ساكنان اروپا رفتگر خيابان است كه سالانه هزينه مى كند و به ايران مى آيد تا پرنده ببيند.»
كارشناس ديگرى در اين خصوص به جايگزينى پرنده نگرى به جاى تفريحات مخرب مثل ترقه بازى و... اشاره مى كند. او معتقد است كه با خريد يك دوربين چشمى ساده براى فرزندانمان مى توانيم بسيارى از لحظه هاى آنان را كه به كارهاى مخرب مى پردازند پركنيم.
* آموزش پرنده نگرى
آموزش پرنده نگرى در كشور براساس طيف هاى سنى مختلف انجام مى شود. اين آموزش ها، همچنين در دوره هاى مختلف انجام مى گيرد. آشنايى مقدماتى با پرندگان و اين كه بدانيم در اطرافمان چه پرنده هايى وجود دارند و چه پرنده هايى را مى توانيم با كمى دقت در محيط اطراف جست و جو كنيم.
در تهران بيش از ۱۴۰ گونه پرنده ثبت شده وجود دارد در حالى كه اگر از اكثر قريب به اتفاق ساكنان تهران سؤال شود، غير از گنجشك و كلاغ پرنده ديگرى نمى شناسند. پرنده نگرى رشته اى است كه لزوماً نياز به مسافرت هاى دور دست نيز ندارد.
مهندس پرويز بختيارى كه از بنيانگذاران آموزش پرنده نگرى در كشور است در اين خصوص مى گويد: «در پايتخت كشورمان كه يك كلان شهر است. مرغ حق و پرى شاهرخ را داريم كه اوايل بهار به تهران مى رسند، در بهار و تابستان در تهران مى مانند، جوجه آورى مى كنند، جوجه هاى خود را بزرگ مى كنند و پائيز هم مى روند و يا بادخورك ها كه پرنده هاى زيباى سياه رنگى هستند كه در تهران به فراوانى ديده مى شوند و نيمه اسفندماه از آفريقا به تهران مى آيند و شهريور دوباره باز مى گردند. اينها از جمله جاذبه هاى پرنده نگرى تهران است كه فقط با كمى آموزش مى توان در هر سنى افراد را سرگرم كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |