پنجشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۷ ربيع الثانى ۱۴۲۹
Thu, Apr 24, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
ديپلماسى تقسيم منافع در عراق
359727.jpg
محمد بخشنده

هرچه زمان مى گذرد فاصله واقعيات صحنه جنگ عراق با تصورات و پيش بينى رهبران اين نزاع بيشتر مى شود. حوادث خونين اين روزهاى عراق كه از پايتخت شروع شد و اكنون به عمق بزرگترين مركز نفت خيز اين كشور در جنوب، بصره، رسيده است گواهى ديگر بر نادرستى پيش بينى خوشبينانه جورج بوش است كه آخرين بار گفته بود : درست است اين جنگ دشوار است اما دائمى و بى پايان نيست.
اين همه كشمكش خونين در بصره، بغداد و موصل چه مفهوم ديگرى غير از «پايدارى روند جنگ» دارد. همه شبكه هاى ۱۷ گانه شورش و ترور در مركز و جنوب عراق فعاليت هاى انتحارى خويش را دوباره از سر گرفته اند. كافى است كه به شمار عمليات هايى كه در يك ماه فروردين صد ها زن ومرد عراقى را به خاك وخون كشيده نگاه شود.
شواهد براى اثبات اين كه عراقى هاى بى پناه سال ۸۷ را نيز در هواى سربى جنگ سپرى خواهند كرد فراوان است. بخشى از اين شواهد را مى توان در دستوركارهاى همين اجلاس پر طمطراق كويت جست وجوكرد كه نام نشست جهانى براى آينده عراق برآن نهاده شده است. در اين اجلاس از همه چيز سخن به ميان آمده جز عقب نشينى آمريكا و پايان اشغال عراق. در حالى كه بسيارى از مدعوين اجلاس خود از پشتيبانان اصلى شورش هاى لجام گسيخته عراق هستند هيچ نشانه اى از عقب نشينى در مواضع خويش نشان ندادند.
بخش ديگر شواهد مربوط به «تداوم جنگ» را بايد در گزارشى ديد كه در آستانه اجلاس جهانى عراق از سوى دو مقام مسئول آمريكا در بغداد ارائه شد، رايان كراكر و ژنرال پترائوس نتيجه گيرى گزارش خويش را به اين جمله مزين كردند كه «حالا زمان رفتن از عراق نيست» يا « تصميم به خروج زودهنگام ارتش ۱۶۰ هزار نفرى پنتاگون ، مخاطرات جدى براى امنيت ومنافع ايالات متحده در منطقه به بار مى آورد».
اين سخنان و همچنين اعلام اين كه شمار نيروهاى آمريكايى تغيير نمى كند گوياى اين واقعيت بود كه حتى فشار افكارعمومى و چالش هاى كنگره نيز بر تصميم بوش براى بازگرداندن نيروهاى بيشترى از عراق تأثير نداشته است. با اين اوضاع تصميم فرمانده جنگ يعنى ژنرال پترائوس براى گرفتن مهلت ۴۵روزه نيز فقط تاكتيكى براى حفظ نيروهاى آمريكا در عراق است.
بنابراين بسيار خوشبينانه است اگر كسى تصور كند كه آمريكا پس از اين همه هزينه انسانى، مالى و روانى و قرار گرفتن در بدترين اوضاع اين جنگ، به همين راحتى از عراق خارج شود. اگر قرار باشد راهبرد هاى بلند مدت آمريكا در جهان كه مشمول تغييرات انتخاباتى نمى شود برشمرده شود بدون ترديد حضور در عراق در صدر اين موارد قرار دارد.
بنابراين چشم اندازهاى كشور آشوب زده عراق در سال جديد هر اندازه هم مبهم باشد اما دورنماى سياست آمريكا در اين كانون بحران بسيار شفاف است و رايس در سفر تازه خود به منطقه ابعاد اين سياست آمريكا را كاملاً روشن كرد گويى اجلاس كويت فرصتى گرانبها براى رئيس ديپلماسى آمريكا بود كه در آن كوشيد رأى مثبت طرف هاى عربى را براى اقدامات تازه آمريكا جلب كند.
* طرح مشروعيت بخشى حضور آمريكا
مسئله اصلى درباره سياست كنونى آمريكا در عراق اين است كه سياستگذاران كاخ سفيد دراين برهه كه تنها ۸ ماه از عمر دولت بوش باقيمانده اولويت اصلى خويش را بر چه پايه اى قرار داده اند.
به اين پرسش از دو منظر پاسخ داده شده است :
برخى بر اين باورند كه جناح نومحافظه كاران نظر به شرايط انتخاباتى در انديشه كسب يك پيروزى نسبى در ميدان جنگ هستند تا از اين طريق جبهه رقابتى نامزد خويش، جان مك كين را در برابر حملات حريفان دموكرات مقاوم سازند. اين گروه از تحليلگران به موج حملات ناگهانى آمريكا به مناطق شيعه نشين استناد مى كنند و مى گويند پترائوس با اين انگيزه فرمان انهدام پايگاه هاى شبه نظاميان جيش المهدى را صادر كرده است كه گمان مى كند «وعده پيروزى زودهنگام نظامى» در اين جنگ به راحتى حاصل خواهد شد.
اما گروه ديگرى از ناظران بى آن كه آرزوى بوش را براى كسب يك توفيق نظامى به عنوان حسن ختام دوران زمامداريش نفى كنند معتقدند كه راهبرد و پروژه جديد آمريكا در عراق بيش از كسب نتيجه نظامى، بر اساس «كسب تضمين هاى سياسى» استوار شده است. اولويت برنامه هاى كاخ سفيد اكنون متوجه يافتن سازوكارهاى سياسى براى تداوم نقش آمريكا در آينده سياسى عراق است اين ديدگاه كه ابتدا از زبان تحليلگران عربى مطرح شد به نظر مى آيد انطباق بيشترى با واقعيات عراق دارد. آمريكا هرچند اين روز ها سرگرم عمليات هاى نظامى گسترده براى تضعيف قدرت محله هاى شيعه نشين بغداد و بصره است اما بيش از جبهه نظامى اكنون جبهه ديپلماسى خويش را درزمينه عراق فعال كرده است و هر دو بخش طراحى و اجراى اين نقش نوين ديپلماسى را كاندوليزا رايس برعهده گرفته است.
از مجموعه مذاكراتى كه رايس در بغداد، كويت و ديگر پايتخت هاى عربى به انجام رساند اين نكته را مى توان به روشنى استنباط كرد كه واشنگتن حتى ضعف ها و كسريهاى ناكامى نظامى را مى خواهد با يك توفيق ديپلماسى بپوشاند.
نخستين بار خبر چنين عمليات ديپلماتيك را رايان كراكر سفيراين كشور در سنا مطرح كرد. سخنان كراكر در اين زمينه بر دو پايه استوار بود اول اين كه پروژه عراق از حيث سياسى با وضع بحرانى تر از حوزه نظامى روبه رو است. كراكر در اين جلسه آژير يك خطر بزرگ را براى بوش و رايس به صدا در آورد. او گفت شكاف ميان دولت بغداد با طرف هاى عربى و شكاف ميان جناح هاى داخل حكومت عراق به بدترين حالت ممكن رسيده است. به اين صورت سفير كهنه كار آمريكا رؤساى خويش را متقاعد كرد چنان كه اقدام عاجل براى حل گره هاى سياسى عراق به عمل نياورند، بزودى بايد در انتظار يك نزاع بزرگترى در عراق باشند.
سخن ديگر كراكر اين بود كه پيش نياز مبرم توفيق نظامى در عراق كسب يك موفقيت سياسى است و اساساً تازمانى كه ديپلماسى آمريكا نتواند مجموعه اى از پيمان هاى سياسى را با جناح هاى قدرت داخل عراق و همسايگان اين كشور به انجام رساند اقدامات نظامى همانند ۵ سال گذشته راه به جايى نخواهد برد. كراكر تلويحاً اين تجربه ناگوار جنگ پنج ساله را به كاخ سفيد گوشزد كرد كه يك دليل نافرجام بودن طرح هاى ارتش آمريكا اين بوده كه هيچ عقبه پشتيبانى ديپلماسى براى آن وجود نداشته است و تمام پل هاى تفاهم آمريكا با طرف هاى داخل و خارج عراق فروريخت.
بنابراين اگر سفر رايس در فرداى گزارش كراكر اتفاقى مهم ديده شد به اين دليل است كه او با نقشه سياسى جديد در بغداد و كويت حاضر شد.
چنان كه از خبرها پيداست فرستاده سياسى واشنگتن در اجلاس كويت با فرمول جديدى حاضر شد و آن چيزى جز مشروع ساختن حضور آمريكا در عراق نيست.
بحران مشروعيت و قانونى كردن حضور آمريكا در عراق ام المسائل دولت آمريكا دراداره اين بحران بوده است و از شروع اين جنگ در ۲۰۰۳ و انتشار نخستين سند توجيه جنگ ( سلاح هاى كشتار جمعى صدام) تاكنون همه تلاش هاى پنتاگون و كاخ سفيد صرف يافتن مبانى مشروع سازى اين جنگ شده است.
لذا وقتى از تلاش رايس براى رفع بحران مشروعيت حضور آمريكا در عراق سخن به ميان مى آيد بايد مأموريتى تاريخى را در نظر گرفت كه از پاول و رامسفلد تا گيتس همگى در پى انجام آن بوده اند. بنابراين مأموريت امروز رايس آخرين گام دولت بوش براى حل مسئله مخالفت دولت ها با اين جنگ است .
* فرمول پيشنهادى رايس
فرمولى كه اكنون رايس براى جلب رضايت جناح هاى داخل و خارج عراق در پيش گرفته به نظر مى آيد مجموعه اى از پيمان ها و توافق ها است كه در آن آمريكا در ازاى اعطاى يك سرى امتيازات و تأمين خواسته هاى طرف هاى عراقى و عربى مى كوشد اسباب تضمين وتأييد حضور نظامى خويش را به دست آورد.
در همين راستا توافقنامه اى ميان واشنگتن و بغداد براى ادامه حضور نيروهاى آمريكايى در عراق پس از سى و يك دسامبر در جريان است، اين طرح به آمريكا اجازه مى دهد عمليات نظامى در عراق داشته باشد و افراد مخالف يا مظنون به مخالفت عليه خويش را تعقيب كند. در اين طرح براى شمار نيروهاى آمريكايى در عراق، تسليحات مورد استفاده آنها، جايگاه حقوقى اين نيرو ها و قدرتى كه در مقابل شهروند عراقى خواهند داشت، محدوديتى پيش بينى نشده است هدف اين توافقنامه دادن چارچوب حقوقى به حضور نيروهاى آمريكايى در عراق است مشابه آنچه كه در چند كشور شريك آمريكا در جهان وجود دارد. رايس و دستيارانش با اين طرح در واقع باب مخالفت كنگره و دموكرات ها با مشروعيت جنگ عراق را نيز مى بندند چرا كه به گفته رايان كراكر اين توافقنامه دست دولت بعدى را باز گذاشته است.
اين طرح متأسفانه با همراهى گروهى از سياستمداران ليبرال عراق نيزهمراه شده است آنها مدعى اند كه اين توافقنامه تأييد محكمى بر حاكميت عراق است زيرا اين كشور را نيز برابر با ديگر متحدان آمريكا قرار مى دهد. اما در سوى ديگر آمريكا براى جلب رضايت اعراب يك سرى پيمان ها و معاملات سياسى را پيشنهاد كرده است و رايس با همين دستور كار به كويت رفت.
رايس يارى گرفتن از اعراب را يكى از راه هاى تضمين حضور خويش درآينده عرا ق مى بيند.
اين گونه است كه وى از كشورهاى عربى مى خواهد كه از اعتبارشان بيشتر در عراق مايه بگذارند بويژه با گشودن سفارتخانه در بغداد تا به عراقى ها نشان دهند كه نگاه آنان تغيير كرده است.
البته براى اعرابى كه معتقدند آمريكا با اين جنگ توازن قدرت در خاورميانه را براى هميشه به زيان اعراب به هم ريخت و آنها را از حوزه سياسى بغداد دور نگه داشت، دشوار است كه بخواهند وارد معركه آشتى در عراق شوند. گذشته از اين موضع كشورهاى عرب در اين باره واحد نيست. برخى كشورهاى متحد آمريكا مانند مصر، اردن و عربستان ائتلاف مثلثى بر ضد دولت عراق دارند همانطور كه در نشست اخير سران عرب مشاهده شد. به اعتقاد كارشناسان اين كشور ها هر چند تصميم ندارند اعتراف كنند مخالف حضور نيروهاى آمريكايى هستند اما عملاً از پشتوانه اصلى شورشيان ضد آمريكايى وضد دولت عراق هستند.
ديدگاه مخالف ديگر متعلق به سوريه است كه مشى مقابله در برابر طرح هاى آمريكا را پيش گرفته است. در كنار مخالفت هاى منفعت جويانه اعراب راه حل سومى به نام «نيروى مقاومت» وجود دارد كه به دور از زد وبندهاى سياسى سد راه طرح هاى رايس و بوش بوده است و ضربات و خسارات زيادى به آمريكايى ها وارد كرده است.
به هرحال مهم ترين برگ امتيازى كه آمريكا اكنون براى جلب دوستى اعراب در دست گرفته است سركوب حساب شده شيعيان در بصره و بغداد و تلاش براى حذف جيش المهدى است. رايس براين گمان است كه با اين اقدام هم حسن نيت دولت بغداد را براى اعراب اثبات خواهد كرد هم نگرانى آنان نسبت به حضور قدرتمند شيعيان در آينده عراق را برطرف خواهد ساخت.
اما آيا به راستى چنين نقشه سياسى به همين سهولت پياده خواهد شد .
واقعيت اين است كه از يك سو جريان صدريون با اهرم نظامى قابل حذف نيست و از سوى ديگر زمان براى چنين پروژه اى بزرگ سپرى شده است چه عراقى ها چه آمريكايى ها پرونده ناكامى تيم بوش در عراق را بسته اند و همچنان كه گزارش هاى بسيار حكايت از آن دارد كه اعراب منطقه خود را براى دولت جديد كاخ سفيد آماده مى كنند ودرست به همين دليل به طرح معامله جديد رايس پاسخ مثبت نخواهند داد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |