آغاز فعاليت هاى منظم هواشناسى براى اولين بار با اندازه گيرى عناصر جوى توسط سفارتخانه هاى انگليس و روس درتهران و مناطق نفت خيز جنوب كشور همراه بود كه اين اطلاعات صرفاً به بايگانى كشورهاى مربوطه منتقل مى شد. درس هواشناسى نيز در سال ۱۲۹۸ در برنامه درسى مدرسه برزگران جاى گرفت. تدوين اين درس بر عهده معلمان فرانسوى بود و در همان محل اولين سكوى هواشناسى احداث شد كه به وسيله آن دماى هوا، رطوبت نسبى و ميزان بارندگى اندازه گيرى مى شد. اين ايستگاه در سال ۱۳۰۸ كامل و توانست اكثر عناصر جوى را ديده بانى كند.
بتدريج در اثر نياز شديد بخش هاى كشاورزى و آبيارى تعدادى ايستگاه در نقاط مختلف كشور راه اندازى شد كه مسئوليت آن با بنگاه مستقل آبيارى وابسته به وزارت كشاورزى وقت بود. پس از جنگ جهانى دوم نيروهاى متفقين براى سلامت پرواز هواپيماهاى خود يك واحد كوچك هواشناسى داير كردند كه نيازهاى هواشناسى بخش هواپيمايى آنها را تأمين مى كرد. در اين زمان بنگاه مستقل آبيارى اقدام به تربيت يك گروه ديده بان هواشناس كرد كه اين ديده بانان در سال ۱۳۲۷ فارغ التحصيل و در ايستگاه هاى هواشناسى مشغول به كار شدند. ولى به دليل پراكندگى و ناهماهنگى فعاليت هاى هواشناسى در كشور، مسئولان وقت در سال ۱۳۲۴ يك واحد هواشناسى مستقل تحت عنوان اداره كل هواشناسى كشور وابسته به وزارت راه را تأسيس كردند. اين اداره كل بعدها به صورت سازمانى مستقل زيرنظر وزارت جنگ قرار گرفت كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى مجدداً زير نظارت وزارت راه و ترابرى به فعاليت خود ادامه داد.اين گزارش بر اساس آمار و اطلاعات پرويز رضازاده مدير كل پيش بينى سازمان هواشناسى كشور تنظيم شده است.
سهم ما از قبل تعيين شده است
بايد اين حقيقت را پذيرفت كه ايران جزو كشورهاى كم بارش قرار دارد و خشكسالى براى آن امرى طبيعى است. خشكسالى ويژگى كشورهايى است كه در منطقه گرم و خشك قرار دارند. خصوصيت بارز اين مناطق كه ايران نيز در زمره آنها قرار مى گيرد، نوسان شديد بارش در سال هاى مختلف است. گاهى بارش بيش از حد معمول است و گاهى از ميانگين سالانه نيز كمتر است. در سال هايى كه بارش از حد معمول كمتر است، به علت اين كه در مجموع ميانگين بارش كم است به يكباره شرايط خشكسالى حادث مى شود.سهم سالانه ايران از انواع بارش به طور ميانگين ۲۵۰ ميليمتر است در حالى كه ميانگين بارش در سطح جهان ۷۵۰ ميليمتر است يعنى ۳ برابر كشور ايران. همچنين نوسان بارش در كشورهاى پرباران حداكثر به ۲۰ درصد مى رسد در حالى كه در ايران دامنه اين نوسان از ۵۰ درصد نيز فراتر مى رود.
علاوه بر ريزش محدود و نامنظم بارش، ناهماهنگى آن با فصل كشت نيز به اين مشكل دامن زده است. در حالى كه عمده بارش در فصل زمستان اتفاق مى افتد فصل كشت در ايران بهار است. اين مسئله در كشورهاى پرباران مانند كشورهاى اروپايى كاملاً هماهنگ است. در نتيجه علاوه بر زياد بودن ميزان بارش در اين كشورها، اين بارش به هنگام فصل كشت اثربخشى بيشترى دارد. در صورتى كه در ايران بارش زمستانى را بايد براى فصل كشت ذخيره كرد.براين اساس ما بايد همواره انتظار خشكسالى را داشته باشيم چرا كه فاصله چندانى با آن نداريم. پذيرفتن طبيعت به همين شكلى كه هست و استفاده حداكثرى از آب موجود تنها راه مقابله با اين پديده است. در اين شرايط در راستاى وفق بااين وضعيت كشاورزى سنتى و غرقابى معنا ندارد بلكه روش هاى آبيارى نوين، تحت فشار و قطره اى بهره ورى را افزايش خواهد داد. در واقع اگر اين حقيقت را بپذيريم و براى مقابله با آن برنامه ريزى كنيم صدمات خشكسالى به حداقل مى رسد.
خشكسالى از كجا آغاز شد
بررسى دوره بارندگى معمولاً براساس سال زراعى ارزيابى مى شود. در يك سال زراعى از ابتداى مهر تا پايان شهريور سال بعد را شامل مى شود كه اكنون در سال زراعى ۸۷-86 قرار داريم كه ۷ ماه از آن را پشت سر گذاشته ايم.براساس روش سازمان هواشناسى كشور براى مقايسه تغييرات جوى در سال هاى مختلف يك سال با يك دوره ۳۰ تا ۵۰ ساله مقايسه مى شود. بنابراين محاسبه پائيز سال ۸۶ كه آغاز سال زراعى ۸۷-86 بوده، در مقايسه با دوره يادشده ميزان بارش۵۰ درصد سال هاى قبل بوده است. همچنين علاوه بر بالابودن يك تا ۲ درجه اى دما در اين فصل نسبت به گذشته، بارش نيز ۱۵ تا ۲۰ روز ديرتر از عرف مرسوم شروع شده است. هر چند از نظر مردم زمستان گذشته، زمستان پربرفى بوده ولى كارشناسان سازمان هواشناسى اعتقاد دارند بارش برف در زمستان ۸۶ ازميانگين سالانه بيشتر نبوده است بلكه به دليل برودت بيش از حد هوا ماندگارى برف بيشتر و در ذهن مردم نماى زيادى داشته است. البته اين ماندگارى نيز تنها تا اوايل بهمن ادامه داشت و از آن به بعد با تغيير شرايط جوى طى ۱۰ روز دماى هوا افزايش يافت و باعث آب شدن پيش از موعد برف شد.كاهش شديد بارش در نيمه دوم زمستان و وزش بادهاى شديد از عواملى بود كه با كمك افزايش دما، برف ها را پيش از موعد آب كردند.
تا ۱۵ فروردين سال جارى اين وضعيت ادامه داشت و همچنان دماى بالاى هوا، وزش باد و كاهش بارش از سالى خشك خبر مى داد. خوشبختانه از نيمه فروردين به بعد با كاهش نسبى دماى هوا اين شرايط بهبود پيدا كرد ولى بارش باران همچنان ناچيز بود.
در مجموع با از دست دادن ماه هاى پربارش سال گذشته، بارندگى در سطح كشور ۵۲ درصد حد معمول بارندگى طى سال هاى گذشته بود. در واقع اين يك شرايط حاد كم بارشى و به تعبير ديگر خشكسالى است.
اين روند در مناطق مختلف كشور متفاوت است. هرچه از مناطق شمالى به سمت جنوب حركت كنيم از ميزان بارش كاسته مى شود. در حالى كه درصد بارش درشمال كشور ۶۰ تا ۷۰ بوده در مناطق جنوبى به خصوص استان فارس كه قطب غله كشور محسوب مى شود و بيشترين برداشت گندم را بين استان هاى كشور دارد، به ۳۰ درصد تنزل كرده است كه به آن شرايط خشكسالى شديد و حاد مى گويند.
تداوم خشكسالى تا پايان سال زراعى
از سال زراعى ۸۷-86 درحدود ۵ ماه باقى مانده كه پيش بينى هاى سازمان هواشناسى تداوم خشكسالى و كم بارشى را تا پايان اين سال اعلام كرده است. هرچند ميزان كم بارشى در ماه هاى باقى مانده سال زراعى جارى به شدت ماه هاى ابتدايى آن نخواهد بود ولى در مجموع ۱۰ تا ۱۵ درصد كمتر از ميانگين بارش خواهيم داشت. اما خوشبختانه بررسى شرايط جوى در دوره سال آتى نويدبخش سالى پربارش تر از سال جارى است. براساس پيش بينى ها سال زراعى پيش رو شرايط گذشته به وجود نخواهد آمد و بارش نسبتاً خوبى خواهيم داشت.
پيش بينى درايران مطابق بااستاندارد جهانى
پيش بينى تغييرات جوى در سه دوره كوتاه مدت ، ميان مدت و بلندمدت قابل انجام است در مجموع اگر صحت و درستى پيش بينى بلند مدت يا فصلى به بالاى ۶۰درصد برسد پيش بينى مقبولى محسوب مى شود. در حالى كه اين ميانگين در پيش بينى كوتاه مدت اگر از ۹۰ درصد كمتر باشد قابل قبول نيست. در ايران صحت پيش بينى هاى فصلى و بلندمدت در حدود ۶۰ تا ۶۵ درصد است كه رقم قابل قبولى درسطح جهان است. البته به دليل واقع شدن كشور ايران در منطقه جنب حاره اى و وجود چند متغير در اقليم آن پيش بينى هاى بلندمدت را دشوارتر مى كند.
از نظر روش ها و ابزارهاى پيش بينى نيز ايران در سطح قابل قبولى بين كشورهاى جهان قرار دارد.