شنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۹ ربيع الثانى ۱۴۲۹
Sat, Apr 26, 2008
اقتصاد
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سياست
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
قاب عكس۱
قاب عكس۲
بحران غذا مرزها را درمى نوردد
جهان گرسنه تر شده است
359931.jpg
سيدجواد سيدپور

غذا در سطح جهان گران شده و روز به روز بر تعداد گرسنگان زمين افزوده مى شود. اين گرسنگان اغلب در كشورهاى پيرامونى زندگى مى كنند و درآمدشان كمتر از يكى ـ دو دلار در روز است. آنها احتمالاً نخواهند فهميد كه به دليل كوچك شدن دنيا بار پيشرفت يا مصرف ديگران به دوش شان افتاده است و شايد هرگز متوجه نشوند كه دليل مرگ فرزندان شان افزايش قيمت نفت در گوشه اى از زمين بوده است. در برخى از اين نقاط كه مردمان شان گرسنه هستند شب ها مردم با شمع در دست در سطح شهر رفت و آمد مى كنند و كمى آن طرف تر در نقطه اى ديگر از دنيا مشتريان رستوران هاى مدرن فرانسوى در زير نور نئون بهترين غذاها را سفارش مى دهند. اين دو اگرچه هرگز همديگر را نديده اند ولى نتيجه عمل يكى باعث بحران براى ديگرى شده است. اين است دنياى كوچك شده ما، منافع براى خواص و مشكلات براى همه.
اين گزارش نگاهى دارد به بحران كنونى غذا در جهان.

بحران غذايى در جهان هر روز شدت مى يابد و مشكلات مردم فقير نيز بيشتر و بيشتر مى شود. هر ساعت و هر لحظه با بالاتر رفتن قيمت مواد غذايى درجهان بر تعداد گرسنگان افزوده مى شود. «هر پنج ثانيه يك كودك به دليل ابتلا به بيمارى هاى ناشى از گرسنگى مى ميرد». اين بدان معناست كه با خواندن اين جمله و اتمام آن يك زندگى نيز به اتمام رسيده است. آن هم به دليل گرسنگى، به همين سادگى. اين است دنيايى كه مرگ و مير ناشى از گرسنگى درآن از مرگ و مير ناشى از جنگ ها در سراسر جهان بيشتر است، واقعاً هم زيستن در چنين دنيايى لذت بخش است! مخصوصاً وقتى بدانى كه با افزايش قيمت مواد غذايى تعداد اين مرگ و ميرها بيشتر هم خواهد شد.
به همين دليل است كه با شدت يافتن بحران غذا شعله هاى خشم و شورش مردان جان به لب رسيده سرتاسر دنيا را فراگرفته است. اين روزها، هائيتى در شعله هاى آتش شورش هاى غذا مى سوزد و دولت مصر با فشار زائدالوصفى براى پرداخت سوبسيد بر روى نان روبروست. ساحل عاج،كامرون، موزامبيك، ازبكستان، يمن و اندونزى همگى شاهد شورش هاى خشونت بار غذا هستند. در همين زمينه رابرت زوليك (Robert Zaellick) رئيس بانك جهانى گفت كه قيمت مواد غذايى در سطح جهان ظرف سه سال گذشته ۸۰ درصد افزايش يافته است و هشدار داد كه حداقل ۳۳ كشور در جهان در معرض خطر ناآرامى هاى عظيم اجتماعى هستند.
در ادامه بحران هاى شديد اقتصادى و مالى كه جهان را فراگرفته بحران غذا بيش از همه بر فقرا فشار وارد آورده است. از اين نظر و به دليل تأثيرگذارى آنى اين پديده بر جغرافياى اجتماعى و سياسى جوامع، بسيارى از رسانه هاى جهان با دقت پيامدهاى آن را بررسى مى كنند. مجله تايم با چاپ مقاله اى با عنوان«چگونه گرسنگى مى تواند رژيم ها را سرنگون كند» با حساسيت اين موضوع را پيگيرى كرده است. در اين مقاله آمده است: «سال ها بود كه ديگر اين تصور كه توده هاى به ستوه آمده از فشار زندگى به خيابان ها ريخته و بساط حكومت هاى فاسد را در هم بريزند از ذهن ها رخت بربسته و اعتبار خود را از دست داده بود. وقوع اين چنين وقايعى از پايان دوران جنگ سرد و پيروزى قاطع كاپيتاليسم (آغاز دهه نود) ديگر غيرممكن به نظر مى رسيد و بالاخره سال ها بود كه انقلابات ناشى از فقر و گرسنگى از صحنه واقعيت هاى سياسى - اجتماعى حذف شده و تنها در نمايشنامه هاى بزرگ و پرهزينه «برادوى» (Broadway) درنيويورك خودنمايى مى كردند. اما ظرف ماه گذشته عنوان هاى خبرى كه از قيمت هاى سر به آسمان كشيده موادغذايى در سراسر جهان حكايت مى كردند زنگ خطر را براى بسيارى از حكومت ها به صدا درآوردند. طنز قضيه اينجاست كه پيروزى كاپيتاليسم بر انواع گوناگون سوسياليسم در كشورهاى مزبور است كه بحران را دامن مى زند.»
لحن نگران مقاله آشكارا گوياى آن است كه گرسنگى مى تواند بار ديگر به پديده اى سياسى تبديل شود و بساط حكومت ها را برچيند. اين همان پندار ماركس است كه معتقد بود «كاپيتاليسم تمايل غريبى دارد كه بحران را خود در درون خود بپروراند و اكنون مى توان آن را به عينه ديد و سنجيد كه چگونه از دل تمايل به سرمايه دارى، بحرانى فراگير تمام جهان را درمى نوردد. بحرانى پنهان كه اكنون پيداشده است. همه ساله ميليون ها كودك گرسنه در سراسر جهان به دنيا مى آيند. اين كودكان اغلب فرزندان مادرانى هستند كه خود از سوءتغذيه رنج مى برند و قرار است روزى جايگاهى در جامعه داشته باشند. جايگاهى كه در آن بخشى از اقتصاد، صنعت و تكنولوژى كشورشان را رو به جلو سوق دهند. اما گرسنگى امان اين كودكان را بريده است. آيا تا به حال به اين مسئله انديشيده ايد كه اگر روزى كودكان تان از فرط گرسنگى نتوانند تا مدرسه شان بروند، چه خواهيد كرد ۱۲۶ ميليون كودك در سراسر جهان تا اين حد گرسنه اند. براساس تحقيقات سازمان ملل متحد به طور تقريبى بيش از ۱۲۶ ميليون كودك از كم وزنى رنج مى برند كه در كشورهاى در حال توسعه زندگى مى كنند. اگر اين عدد بزرگ را با تعداد گرسنگان جهان كه ۸۲۰ ميليون نفر است مقايسه كنيم درمى يابيم كه ۲۵ درصد گرسنگان جهان را كودكان تشكيل مى دهند. در اغلب موارد گرسنگى كودكان مادرزادى است به گونه اى كه در حدود ۱۷ ميليون كودك از بدو تولد دچار كم وزنى هستند كه اين خود نتيجه تغذيه نامناسب مادر پيش از حاملگى و در دوران حاملگى است. كودكانى كه با سوءتغذيه مفرط به دنيا مى آيند، حس كنجكاوى و انگيزه خود را از دست مى دهند.
اين مادران كه دوران باردارى خود را با گرسنگى طى مى كنند اتفاقاً نخستين توليدكنندگان غذا در جهان نيز هستند.
براساس گزارش هاى يونيسف، در حدود ۵۰ درصد از كل زنان باردار در كشورهاى در حال توسعه دچار فقر آهن هستند، فقر آهن در اين دسته از زنان به اين معناست كه همه ساله ۳۱۵ ميليون مادر باردار هنگام زايمان جان خود را از دست مى دهند. در اين جهان نامتوازن كه در آن فقر عده اى كثير ناديده انگاشته مى شود برخى براى غذا بيشتر و عده اى كمتر خرج مى كنند.
مثلاً در آمريكا، تنها ۱۶ درصد درآمد حتى دو دهك فقير خرج موادغذايى مى شود، دهك هاى ثروتمندتر آمريكا درصد بسيار كمتر از درآمدشان را خرج موادغذايى مى كنند. اما در كشورهاى پيرامونى و يا درحال توسعه قصه كمى غمبارتر است. مردم اندونزى حدود ۵۰ درصد، مردم ويتنام ۶۵ درصد و مردم نيجريه ۷۳ درصد از درآمد خود را خرج خريد موادغذايى مى كنند. اين نسبت در ايران ۲۵‎/۳ درصد است.
اين شايد به نوبه خود قابل توجه باشد كه به رغم وفور نعمت در سياره دوار زمين، فقر در جهان بيداد مى كند. حدود ۲‎/۸ ميليارد نفر (تقريباً نيمى از جمعيت) جهان با درآمد روزانه كمتر از ۲ دلار و ۱‎/۲ ميليارد نفر با درآمد روزانه كمتر از يك دلار زندگى مى كنند. ۴۴ درصد از اين جمعيت در آسياى جنوبى به سرمى برند. در كشورهاى ثروتمند از هر ۱۰۰ كودك كمتر از يك كودك به سن ۵ سالگى نمى رسد، در صورتى كه در فقيرترين كشورها از ميان ۱۰۰ كودك تنها ۵ كودك به اين سن مى رسند. متوسط درآمد در ۲۰ درصد ثروتمندترين كشورها ۳۷ برابر متوسط درآمد در فقيرترين كشورهاست. اين فاصله در ۴۰ سال گذشته دوبرابر شده است. اما به راستى چه كسى يا كسانى عامل اين بى سامانى جهانى هستند و با افزودن بر قيمت موادغذايى به ناامنى جهان دامن مى زنند. يك كميته بين المللى كه مقر آن در بلژيك است و نهادى چند مليتى به شمار مى رود به نام كميته حذف ديون كشورهاى جهان سوم، صندوق بين المللى پول و بانك جهانى و سياست هاى استعمارى اين دو سازمان پولى جهانى را، عامل اصلى بحران غذا در كشورهاى فقير جهان معرفى كرده است.
در گزارش اين نهاد آمده است اين دو نهاد با سياست هايى كه از ۲۰ سال پيش بر كشورهاى «جنوب» تحميل و آنها را به تطبيق سياست هاى زيربنايى خود با اين برنامه ها ناگزير ساخته اند، خسارت هاى سنگينى بر توسعه اين كشورها وارد آورده اند.
به گزارش كميته ياد شده ازجمله برنامه هاى تحميلى صندوق بين المللى پول و بانك جهانى به كشورهاى جهان سوم كه آثار شومى در اقتصاد اين كشورها برجاى گذارده بدين شرح است: كاهش سطح زيركشت محصولات زراعى حياتى و انحصارى كردن توليدات كشاورزى منحصراً به يك يا دو محصول صادراتى، پايان بخشيدن به سيستم ثبات قيمت ها، رها كردن خودكفايى در توليد حبوبات، كاهش شديد بودجه هاى اجتماعى و حذف يارانه دولت بر كالاهاى اساسى.
به هرحال آنچه اكنون در پهنه زمين كشورها را به خود دچار ساخته بيش از آن كه حاصل سياست هاى يك يا دو نهاد خاص بين المللى باشد نتيجه دنيايى است كه در آن تأثيرات شگرف اقتصادى در زمان و مكان كوتاهى رخ مى دهد.
كوچكترين اتفاقى كه بتواند شاخص هاى بورس در اقصى نقاط دنيا را متأثر سازد بدون شك بر ديگر نقاط دنيا نيز تأثير مى گذارد.
بحران غذا كه اكنون حاصل يك پديده جهانى شده از اين دسته است. به طور خلاصه كارشناسان اكنون چهار عامل را باعث بروز رخداد بحران غذا مى دانند. مصرف بالاى قشر متوسط چين و هند، افزايش قيمت نفت، توليد سوخت جايگزين از ذرت و خشكسالى.
ميلياردها نفر در چين و هند مصرف غذايشان افزايش يافته درحالى كه در همين دو كشور توليد محصولات كشاورزى به دليل هجوم كارگران به صنعت، كاهش يافته است. مثلاً گفته مى شود تقاضا براى گوشت گاو در چين به شدت در حال افزايش است. افزايش تقاضا براى گوشت گاو خود باعث افزايش تقاضا براى غذاى اين حيوان مى شود كه غلات است زيرا به ازاى ۱۰۰كالرى كه از گوشت گاو به دست مى آيد ۷۰۰ كالرى انرژى از غلات لازم است.
افزايش قيمت نفت عامل ديگر بحران كنونى غذا شمرده مى شود. افزايش قيمت نفت ضمن آن كه به گرانى كود شيميايى انجاميده، حمل ونقل را نيز چه در خشكى و چه در دنيا افزايش داده و قيمت تمام شده كالاها را بالا برده است. نكته ديگر استفاده از ذرت براى تهيه سوخت اتانول به عنوان جايگزينى براى نفت است. زيرا با اين افزايش قيمت سوخت اتانول به جاى بنزين اكنون مقرون به صرفه شده است. هزاران كشاورز مخصوصاً در آمريكا و كانادا (كه بزرگترين صادركنندگان گندم بودند) اكنون به سمت كاشت ذرت روى آورده و از اين تجارت آب و نان دار بهره مى برند. گفته مى شود در آمريكا و در سال گذشته در حدود ۷ ميليارد گالن اتانول از ذرت توليد شده است. اين مسئله نه تنها تقاضا براى ذرت را افزايش داده بلكه باعث بالا رفتن قيمت آن نيز شده است. تخمين زده مى شود كه نيمى از افزايش تقاضاى ذرت در سه سال گذشته در سطح جهان محصول افزايش تقاضا براى توليد سوخت اتانول در آمريكا بوده است. نكته اى ديگر كه از عاملان بحران كنونى غذا محسوب مى شود، خشكسالى است كه بسيارى از كشورها را درگير ساخته است. در ۵۰ سال اخير سابقه نداشته است كه توليد گندم تا بدين ميزان كاهش يابد. اين مسئله قيمت نان را به نحو بى سابقه اى افزايش داده است. استراليا كه دومين توليد كنندگان گندم به شمار مى آيد با خشكسالى مواجه شده و توليد گندمش پائين آمده است.
در اين ميان البته موارد ديگرى هم هست كه بى تأثير در بحران كنونى نيست، از آنجا كه در هر بحرانى هميشه تعدادى برنده وجود دارد، معامله گران قمارى (specolactors) بورس با شناخت روند آينده بازار و با بهره گيرى از قدرت مالى خود دست به خريد ميلياردها دلار مواد اوليه غذايى (به صورت معاملاتى آتى) زده اند كه خود اين امر به افزايش قيمت ارزاق از يك سو و تأمين سودى قابل توجه براى آنان از سوى ديگر منتهى گرديده است.
اگرچه پيش بينى مى شود كه در درازمدت وضعيت به حالت عادى برگردد ولى در دنيايى كه در هر ۵ ثانيه يك كودك بر اثر بيمارى هاى ناشى از گرسنگى مى ميرد چندان نمى شود به فكر درازمدت انديشيد. ميزان قابل توجه اى از كودكان و انسان هاى بيگناه بدرود حيات خواهند گفت. وقتى در كمتر از يك سال ۵۰ درصد بر قيمت محصولات غذايى افزوده مى شود، نمى شود چندان به جهان پرآرامش دل بست.
سرمايه دارى دير يا زود و پيش از درافتادن جهان در گرداب آشوب و بازگشت به عصر پيش از «جهانى سازى» بايد فكرى به حال شرايط موجود بكند وگرنه هزينه آن بسى بيشتر از چيزى خواهد بود كه تاكنون پرداخته است. نمى شود تمدن را هميشه به يك شكل نگاه داشت و در يك راه فراخواند، برخلاف آنچه گفته مى شود تاريخ گاه به سرعت به عقب بازمى گردد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |