|
۳۰سال زندان، مجازات قاتل۱۲ ساله آمريكايى
|
|
|
مترجم: محمود رافع
دادگاه عالى آمريكا آخرين تقاضاى تخفيف مجازات نوجوان جنايتكار آمريكايى را رد كرد. «كريستوفر» ۱۹ ساله، هفت سال پيش، به اتهام قتل پدربزرگ و مادر بزرگش دستگير و پس از محاكمه به ۳۰ سال زندان محكوم شد. ۱۴ آوريل، ۲۶ فروردين، نيز دادگاه عالى ايالات متحده آمريكا آخرين تقاضاى «استيناف» اين قاتل ۱۹ ساله را رد كرد تا ديگر او اميدى به عفو يا تخفيف محكوميت ۳۰ ساله اش نداشته باشد. «كريستوفر فرانك پيتمن» ۹آوريل ۱۹۸۹ ميلادى در «آلاباما» به دنيا آمد. هنوز يك سالى از تولدش نگذشته بود كه پدر و مادرش از هم جدا شدند. بنابراين او و خواهرش سرگردان ماندند؛ چرا كه پدرش نيز در سال هاى اول زندگى كريس، از سوى ارتش ايالات متحده براى شركت در جنگ به خليج فارس اعزام شد. تا كريس و خواهر بزرگترش «دانيلا» بدون آن كه سايه پدر و مادرى بالا سرشان داشته باشند، با پدربزرگ ها و مادربزرگ هايشان زندگى كنند. پدربزرگ و مادربزرگ پدرى شان در «كارولينا»ى جنوبى زندگى مى كردند. پدربزرگ و مادربزرگ مادرى شان در «فلوريدا» بودند. بنابراين زندگى «كريس» و «دانيلا» در سفرهاى بين فلوريدا و كارولينا مى گذشت. همزمان با بازگشت پدر از جنگ، بچه ها به خانه پدرى بازگشتند. پدر البته طى چند سال تلاش كرد گذشته را جبران كند. چندين بار هم سعى كرد ازدواج كند و خانواده اى تشكيل دهد. اما در اين ميان ناكام مانده بود. با اين حال كريس و خواهرش اگرچه در خانه اى بدون مادر زندگى مى كردند اما زندگى شادى داشتند و به اقتضاى سن شان، شادى هاى كودكانه شان كم و كسرى نداشت. همزمان با ۱۲ سالگى كريس، پدر و مادرشان يك بارديگر تلاش كردند با هم كنار بيايند و زندگى دوباره اى براى خود و بچه هايشان شكل دهند. اما اين زندگى هم دوام نيافت؛ چرا كه مادر به همه چيز پشت كرد و از خانه اش رفت. «كريستوفر» كه از رفتارهاى سرد مادرش به ستوه آمده بود سرانجام از خانه شان در فلوريدا فرار كرد و راه خانه پدربزرگ در كاروليناى جنوبى را پيش گرفت، غافل از آن كه پدربزرگ و مادربزرگ، سال قبل از آن خانه رفته بودند. سرانجام پليس كارولينا «كريس » را هنگام پرسه زدن در خيابان ها شناسايى كرد و او را به خانه پدرش بازگرداند اما در هنگام ورود، كريس در برابر گلايه هاى پدرش به داد و فرياد پرداخت و نعره زنان گفت: «مردن، بهتر از زندگى در اين خانه است.» شايد كريس هنوز كوچك تر از آن بود كه بتواند مشكلات و مصائب زندگى بزرگترها را درك كند. اما با اين حال پسربچه ۱۲ ساله دلشكسته و غمگين بود. او يك بار در حضور خواهر بزرگش اقدام به خودكشى كرد. بعد هم به دليل همين اقدام وى را به مركز تشخيص بيمارى هاى روانى فرستادند. پزشكان مركز، «كريستوفر» را معاينه كرده و به دليل افسردگى شديد به او دارو تجويز كردند. در همان يك هفته اى كه كريس در مركز روانى بود پدربزرگ و مادربزرگش به ملاقاتش آمدند و پس از مرخص شدنش از مركز، او را با خود به «چستر» در كاروليناى جنوبى بردند. كريس شيفته پدربزرگ و مادربزرگش بود و تمام خاطرات خوشش متعلق به همان دورانى بود كه با آن ها زندگى كرده بود. براى او خانه پدربزرگ شادى بخش بود و به او آرامش مى بخشيد. داروى مصرفى پسربچه ناياب بود. بنابراين دكتر براى درمان افسردگى هاى كريس، چند نمونه داروى ديگر برايش تجويز كرد. اما خيلى زود اثرات منفى داروهاى جديد روى كريس پديدار شد. او هنگام مصرف اين داروها مدام حس مى كرد تمام بدنش از شدت حرارت مى سوزد و شعله ور مى شود. از طرف ديگر وقتى براى شكايت از اثرات جانبى داروها به دكترش مراجعه كرد، دكتر مقدار مصرف دارو را براى كريس از ۱۰۰ ميلى گرم به ۲۰۰ ميلى گرم در روز افزايش داد. درست در همان روزها «كريستوفر» بشدت پرخاشگر شده بود. در اتوبوس مدرسه با همكلاسى هايش دعوا مى كرد و به دلايل مختلف مدرسه را به هم مى ريخت و حتى يك بار هم مراسم كليسا را به هم ريخت.يك روز كه كريستوفر مثل اغلب آن روزها با يكى از همكلاسى هايش دعوا و كتك كارى كرده بود، مدير مدرسه او را از مدرسه به خانه فرستاد. بعد هم خواست تا همراه والدينش به مدرسه برگردد. آن شب پدبزرگ و مادربزرگ نيز به وى روى ترش نشان دادند و او را مجبور كردند كه به خاطر رفتار ناشايستى كه در مدرسه داشته، آن شب زود به رختخواب برود و تا صبح از اتاق بيرون نيايد. كريس حتى مدعى است آن شب پدربزرگ با كمربند به جان او افتاده و كتك مفصلى به وى زده است. نيمه هاى همان شب كريس به دليل مشكلات روحى، روانى شديد اسلحه پدربزرگ را برداشته و به اتاق خواب پدربزرگ و مادربزرگ رفت. بعد هم هر دو را با شليك چندين گلوله به قتل رساند. او پس از برداشتن اسلحه، ماشين، سگ و ۳۳ دلار پول از خانه، خانه را به آتش كشيده و متوارى شد. پسر نوجوان هنوز چند كيلومترى از محل حادثه دور نشده بود كه از سوى پليس بازداشت شد. وى در نخستين بازجويى ها قبل از آن كه لب به اعتراف بگشايد، داستانى دروغين تحويل پليس داد و گفت: نيمه هاى شب يك سارق مسلح وارد منزل پدربزرگ و مادربزرگش شده و بعد از قتل آن ها وى را وادار كرده بود كه همراهش از محل حادثه دور شود.با اين حال در ادامه تحقيقات، حقيقت فاش شد. سرانجام دادگاه ۳ سال پس از حادثه، همزمان با ورود متهم به سن قانونى برگزار شد. او در ۱۵ فوريه ۲۰۰۳ مجرم شناخته و به تحمل ۳۰ سال زندان قطعى بدون امكان عفو تخفيف، محكوم شد. يك سال بعد وكلاى نوجوان جنايتكار و مدافعان او كه از مخالفان حبس هاى طولانى مدت كودكان هستند دادگاه عالى را متقاعد كردند يك بار ديگر درخواست استيناف كريستوفر پيتمن را بپذيرد و در صورت امكان، ميزان محكوميتش را هم كاهش دهد. اما دادگاه عالى تقاضاى وى را رد كرد و اميدهاى كريس جوان براى رهايى از زندان را نقش بر آب نمود. مدافعان وى نيز معتقدند اين مجازات براى يك قاتل ۱۵ ساله بسيار سنگين است. دادگاه نبايد نوجوانى ۱۵ ساله را به خاطر جنونى كه در لحظه اى بحرانى به وى دست داده را به چنين مجازات سنگينى محكوم كند. كريستوفر هنوز هم پس از گذشت سال ها، از داروهاى ضدافسردگى استفاده مى كند و تحت مراقبت مستمر روان شناسان است. منتقدان اين محكوميت، به نحوه دادرسى پرونده كريس هم انتقادات زيادى واردكرده و گفته اند: اين نوع روند دادرسى «به اندازه همان قتلى كه كريستوفر انجام داده ناعادلانه است.» وكلاى پيتمن استدلال مى كنند كه هيچ زندانى ديگرى در ايالات متحده وجود ندارد كه در سن كم به چنين مجازات سنگينى محكوم شده باشد. حال كه دادگاه عالى ايالات متحده، تقاضاى استيناف پيتمن را رد كرده است وى گزينه هاى قانونى زيادى در پيش رو نخواهد داشت. گويى كريس جوان بايد در انتظار بماند تا ۲۶ سال باقيمانده محكوميتش همزمان با ۴۱ سالگى وى به پايان برسد.
|