|
رودررويى با چين از تبت تا زيمبابوه
|
|
|
گاردين / ترجمه: پوراندخت مجلسى
اگر دولتى مى خواهد حقوق بشر را نقض و در انتخابات تقلب كند ، بايد حمايت قدرت هاى غربى را داشته و يا خود يكى از اين قدرت ها باشد. جاى ترديد نيست كه كشمكش بر سر زمين و قدرت در زيمبابوه، اين كشور را به ورطه خطرناكى كشانده است. تقريباً يك دهه پس از تسلط بر زمين هايى كه داراى مالكان سفيدپوست بوده اند، قطع رابطه با غرب، تحريم ها، اختلال اقتصادى، تورم بسيار بالا و بيمارى ايدز، تلفات سنگينى را در زيمبابوه به بار آورده است. اكنون با وجود اين كه انتظار مى رود دور دوم انتخابات هم گرفتار ادعاى تقلبى بودن شود، احتمال باقى ماندن پرزيدنت موگابه بر سر قدرت زياد است و در اين صورت چشم انداز آينده ، بحران و مجازات هاى اقتصادى بيشتر خواهد بود. در شرايطى متفاوت، شكى وجود ندارد كه در تبت كه يكى ديگر از كانون هاى مورد توجه كشورهاى غربى بوده است، نارضايتى هاى مردم كه باعث اعتراض هاى ضد دولتى در چين شده است، برخورد شديد دولت چين را به دنبال داشته است و با توجه به شدت واكنش آمريكا و اروپا، از رئيسان دانشگاه گرفته تا وزراى خارجه و تا ستارگان هاليوود و پوشش وسيع رسانه اى، به نظر مى آيد كه اين دو برخورد جدى ترين رويارويى ماه گذشته، در اين دو قاره بوده است. سفير آمريكا در سازمان ملل متحد، زلماى خليل زاد، هفته گذشته، زيمبابوه را مهم ترين و فورى ترين مسئله آفريقا خواند. گوردون براون نخست وزير بريتانيا و جورج دبليو بوش، هر دو تأخير در اعلام نتايج انتخابات را محكوم كردند. براون اعلام داشت كه حوصله جامعه جهانى از اين رژيم تنگ شده است! در بريتانيا مدت هاست كه رسانه ها گزارش هاى بى طرفانه در مورد زيمبابوه را ترك گفته اند و فرض عمومى بر آن است كه موگابه در رأس رژيمى غير قابل قبول و منحصر بفرد از متحدان چين است . رشد قدرت اقتصادى چين باعث شده است كه رهبران غربى ترجيح دهند با دقت بيشترى به سوابق حقوق بشرى چين بپردازند، ولى آنگلا مركل صدر اعظم آلمان و ديويد ميليبند وزير خارجه بريتانيا بدون خجالت و با حرارت زياد همراه با نامزدهاى رياست جمهورى آمريكا و مجلس نمايندگان آن، خواهان گفت و گوى بدون قيد و شرط چين با دالايى لاماى در تبعيد شدند. ولى تنها خشونت، سركوب و تقلب در انتخابات - كه در بسيارى از كشور ها امرى عادى است- به سختى مى تواند توضيح اين امر باشد كه چرا اين برخورد ها تا اين حد مورد توجه قرار گرفته است. گزارش شده است كه در خشونت هايى كه انتخابات زيمبابوه را احاطه كرده، تاكنون چند نفر كشته شده اند. در تبت هم تخمين زده مى شود كشته شدگان به وسيله معترضان و به وسيله نيروهاى چينى تا ۱۴۰ نفر باشند. مقايسه كنيم اين ارقام را با سومالى، يكى ديگر از كشورهاى آفريقايى. در اين كشور نيروهاى دولتى و اتيوپى هاى مورد حمايت آمريكا در حال جنگ با نيروهاى وفادار به دولت بركنار شده هستند و برخلاف دو مركز بحران ياد شده، از آغاز امسال، چندين هزار نفر كشته داشته است و نيمى از جمعيت موگاديشو، پايتخت سومالى، هم مجبور به فرار از اين شهر شده اند كه به قول مقامات سازمان ملل، گرفتار هولناك ترين بحران بشرى است. اگر قرار است تقلب در انتخابات اينگونه توجه ها را به خود جلب كند، در مورد كشور هايى نظير اردن و مصر كه انتخابات آزاد در آنها وجود ندارد چه مى گوييم مصر حتى در روزهاى اخير صد ها نفر از فعالان مخالف را زندانى كرده است و در غرب هيچ كس در اين مورد، مژه هم بر هم نزده است. يا در عربستان سعودى به طور كلى انتخابات عمومى و ملى وجود ندارد. دست كم در زيمبابوه مجلسى هست، اپوزيسيونى وجود دارد و روزنامه هاى مخالف دولت هم منتشر مى شوند؛ در كشور آفريقايى توگو تقلب در انتخابات به شكلى شرم آور انجام مى شود و در ضمن در كامرون اخيراً رئيس جمهور كشور براى تمام عمر در سمت خود تثبيت شد. اگر موضوع جدايى طلبان و استقلال طلبان را هم در نظر بگيريم، در مورد جدايى طلبان خاورميانه تحت نفوذ غرب خشونت بيشترى اعمال مى شود تا در مورد جدايى طلبان تبت. در مورد اين خشونت ها كه در رسانه هاى دولوكس منعكس نمى شوند ولى تهديد هاى سياسى در مورد مخالفان در زيمبابوه و جدايى طلبان تبتى، در آنها به شدت بزرگ نمايى مى شود. همه مشكلات غرب با اين كشور ها از آنجا ناشى مى شود كه رژيم هاى سياسى حاكم بر اين كشور ها با دولت هاى غربى همسو نيست و در ضمن در مورد زيمبابوه موضوع نژادى هم در اين امر دخالت دارد. مشكل زيمبابوه تنها تبعيض دولت هاى غربى بر اساس معيارهاى دوگانه نيست - كه به طور غير قابل بخششى وجود دارد - بلكه به اين دليل هم هست كه دخالت هاى بريتانيا و آمريكا در زيمبابوه و تبت بسيار حياتى و سرنوشت ساز است. اين واقعيت بسيار بديهى است كه زيمبابوه يك مستعمره بريتانيايى نيست. ولى همراهى و عدم مخالفت بريتانيا در اين كشور با كودتاى نژادپرستان سفيد و راه اندازى يك جنگ ۱۵ ساله و سپس تحميل يك سهميه بندى نژادى در پارلمان و تعليقى ۱۰ ساله در اصلاحات ارضى مستقل، همراه با تأثيرهاى مخرب برنامه هاى صندوق بين المللى پول، همان طور كه انتظار مى رفت زمينه را براى بحران فعلى به وجود آورد. نقش دولت بريتانيا در مورد تبت - كه پيش از براندازى به وسيله كمونيست ها داراى سيستم فئوداليستى بود - همان طور كه انتظار مى رفت با پشتيبانى مالى از عمليات دالايى لاما ادامه يافت؛ ولى چنين برنامه ها و تداركاتى در سال هاى اخير به NGO ها (سازمان هاى غير دولتى) و ساير آژانس هاى آمريكايى واگذار شده است. در مورد اپوزيسيون زيمبابوه هم وضع به همين ترتيب بوده است. اگرچه چشم اندازى از استقلال تبت وجود ندارد اما ايالات متحده، چين را به عنوان تهديد مهمى براى سلطه جهانى آمريكا تشخيص داده است، ولى وجود اين اقليت، براى چين به تكه چوبى شبيه است كه اژدهاى چين را تنها مى تواند قلقلك بدهد. آنچه حقوق بشر مطلوب آمريكا و بريتانيا را از آغاز «جنگ با ترور»، بسيار نامعقول نشان مى دهد، اين است كه نه تنها آنها از دولت هايى با سابقه طولانى در نقض حقوق بشر حمايت مى كنند بلكه آنها بويژه در دوره بوش به طور مستقيم خود مسئول چنين رفتارهاى شرم آور نيز هستند از تهاجم هاى غير قانونى و اشغال گرفته تا كشتار و شكنجه به مقياس بزرگ ، همراه با تقلب هاى انتخاباتى در عراق و افغانستان. سازمان ملل تخمين مى زند كه در روزهاى اخير در حمله به شهرك صدر با كمك آمريكا و بريتانيا، بيش از ۷۰۰ نفر كشته شده اند كه انگيزه اصلى آن، جلوگيرى از شركت صدريون در انتخابات آينده بوده است. اكنون البته تمركز توجه به چين با هدف استفاده از فرصت المپيك براى بدنام سازى پكن در منظر افكار عمومى جهانى انجام مى پذيرد. البته با اين روال بريتانيا هم قاعدتاً خود بايد با اعتراض هاى عظيمى در سال ۲۰۱۲ رو به رو شود. به باور كارشناسان بهترين را براى پايان دادن به اين بازى خطرناك و آرام كردن بحران زيمبابوه و رسيدن به آرمان هاى تبتى ها، دخالت نكردن قدرت هاى غربى است، بازبينى غرب در زمينه استفاده از فشار سياسى براى همراه كردن دولت هاى رقيب موضوعى است كه در بحران اخير تبت و زيمبابوه بسيارى از شخصيت هاى بين المللى آن را با زبانى مشفقانه خطاب به آمريكا و اروپا گوشزد كردند. زمان تحميل مقاصد يك دولت بر جامعه جهانى به سر آمده است و در مواردى كه سعى شده اين سنت عصر استعمار گردد، با مقاومت رو به رو شده اند. چين اكنون يكى از قدرت هاى جهانى به شمار مى رود و در مورد بريتانيا هم همان طور كه سفير زيمبابوه در سازمان ملل گفت: «زيمبابوه ديگر يك مستعمره بريتانيايى نيست».
|