|
|
|
|
|
|
|
|
|
با هدف ايجاد پايانه مسافربرى و باربرى در هويزه و دشت آزادگان صورت مى گيرد
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
امروز، روز ملى خليج فارس است
بندرعباس ـ خبرنگار «ايران»: براساس طرح و پيشنهاد يك مبتكر و محقق هرمزگانى، دهم ارديبهشت ماه هر سال در تقويم رسمى كشور به نام روز ملى خليج فارس نامگذارى شد. فرماندار بندرعباس گفت: خليج فارس گهواره تمدن جهان است و هميشه به اين عنوان باقى خواهد ماند. احمد راستى، درآستانه روزملى خليج فارس افزود: متأسفانه مدتى است كه نام خليج فارس مورد تهاجم بدخواهان و حسادت كشورهاى بى هويت براى جعل نام اين عنوان ماندگار و هميشگى قرارگرفته كه به خيالات واهى خود قصد تحريف تاريخ را دارند. وى اظهارداشت: ما ازاين مكان حساس جغرافيايى و پرافتخار كه هميشه نام فارس و پارس برآن بوده وبه اين نام باقى خواهدماند به تمام دنيا فرهنگ غنى ايرانى را صادر كرديم. فرماندار بندرعباس بيان داشت: اگر به ابداعات واختراعاتى كه درطول تاريخ بشر بوده توجه كنيم اصالت ايران و ايرانى از همه كشورها پررنگ تر است. راستى ادامه داد: كشورهاى دسيسه گر و پر مدعا بايد بدانند كه ملت ايران بر پايه خليج فارس بناشده و تا تاريخ، تاريخ است اين خليج، خليج فارس است. وى ازهمه دستگاه هاى اجرايى خواست كه دراين روز مهم سربرگ هاى خود را با كلماتى كه گسترش فرهنگ غنى خليج فارس را درپى خواهدداشت اين نام را مزين كنند و با نصب پارچه نوشته هايى اين روز بزرگ را به همه بشناسانند وبرنامه هايى براى اين روز تدارك ببينند.
|
|
|
|
|
انجام ۶۰ عمل جراحى روى دانش آموزان سوخته درودزنى
گروه شهرستانها: رئيس بيمارستان قطب الدين شيراز گفت: تاكنون ۶۰ عمل جراحى با اعتبارى بالغ بر ۵۰ ميليون تومان براى ۸ دانش آموز سوخته روستاى درودزن انجام شده است و درمان آنها طبق جدول زمان بندى شده ادامه دارد. على اكبر محمدى به فارس گفت: آذرماه ۸۵ وقتى ۸ دانش آموز سوخته روستاى درودزن استان فارس در آن حادثه تلخ دچار حادثه شدند و به بيمارستان سوانح سوختگى قطب الدين شيراز كه مركز اصلى و دانشگاهى خدمات سوختگى در استان فارس است، ارجاع شدند، اين دانش آموزان وضع خطرناكى داشتند و ميزان سوختگى در آنها بين ۱۲ تا ۴۰ درصد بود. وى ادامه داد: تقريباً هر ۸ نفر اين دانش آموزان دچار درصدى از سوختگى در ناحيه صورت و دست بودند و برخى از آ نها درصدى از سوختگى در ناحيه تحتانى نيز داشتند، سوختگى در ناحيه صورت از بدترين انواع سوختگى است كه علاوه بر آثار دائمى كه بر جا مى گذارد و جدا از تأثيراتى كه از نظر روحى و روانى به فرد وارد مى شود، ممكن است حركت لب ها، پلك ها و نواحى ديگر صورت را دچار مشكل كند و درباره سوختگى در دست نيز ممكن است محدوديت حركتى براى فرد ايجاد كند. وى گفت: برخى از اين عوارض ممكن است به علت شدت سوختگى قابل جبران نباشد چنانكه درباره ۲ نفر از اين دانش آموزان كه دچار سوختگى شديد دست شده بودند مجبور به قطع انگشتان دست شديم كه متأسفانه يكى از آنها انگشتان يك دست و ديگرى انگشتان هر ۲ دست خود را به علت شدت جراحت از دست داد. محمدى افزود: ۲ نفر از اين دانش آموزان كه شدت سوختگى آنها بيش از بقيه بود و به همين علت انگشتانشان قطع شد، دچار سوختگى تنفسى هم شده بودند و خطر مرگ آنها در هفته اول پس از سوختگى وجود داشت چون عمق سوختگى بسيار زياد بود. براى نجات آنها غوغا و جنب و جوشى در بين پرسنل بيمارستانى وجود داشت كه خوشبختانه با مراقبت دائمى، اين ۲ نفر از مرگ نجات يافتند.
|
|
|
|
|
دهكده ملى مهارت در همدان ايجاد مى شود
همدان ـ خبرنگار «ايران»: مديركل آموزش فنى و حرفه اى استان همدان از ساخت دهكده ملى مهارت با اعتبارى بالغ بر ۲۰ ميليارد تومان در همدان، خبرداد. كريم مطهرى اظهار داشت: براى ايجاد اين مركز زمينى به وسعت ۲۰۰ هزار متر مربع در شهر همدان مكانيابى شده است.وى با بيان اين كه مطالعات لازم براى ايجاد دهكده ملى مهارت در استان همدان آغاز شده است، افزود: قبل از آغاز فعاليت دولت در استان همدان ۱۳ مركز آموزش فنى و حرفه اى ملكى و ۳ مركز آموزش فنى و حرفه اى استيجارى وجود داشت كه در حال حاضر تعداد مراكز ملكى به ۲۴ مركز و تعداد مراكز استيجارى به يك مورد رسيده است. مطهرى عنوان كرد: در ۳ سال اخير وسعت كارگاه هاى فنى و حرفه اى در استان همدان به ۶۵ هزار و ۷۷۴ متر مربع رسيده است كه اين رقم افزايش ۲۶۹ درصدى را در مقايسه با سال ۸۴ نشان مى دهد.مديركل آموزش فنى و حرفه اى استان همدان در پايان با تأكيد بر توسعه اشتغال پايدار عنوان كرد: آموزش به افراد جوياى كار از اولويت هاى استان همدان به شمار مى رود.
|
|
|
|
|
۴۹۵ زوج دانشجوى كردستانى راهى خانه بخت مى شوند
سنندج ـ خبرنگار «ايران»: ۴۹۵ زوج دانشجوى دانشگاه كردستان، آغاز زندگى مشترك خود را با برگزارى دهمين دوره ازدواج دانشجويى در اين دانشگاه جشن مى گيرند. حجت الاسلام عباس فريد افشار ، مسئول دفتر نهاد نمايندگى ولى فقيه دانشگاه كردستان با تأكيد بر رعايت اصول و ارزش هاى اسلامى در زندگى مشترك تصريح كرد: صداقت، احترام متقابل و دورى از تجملات از جمله عوامل دوام و بقاى زندگى مشترك در اسلام است. وى يادآور شد: پس از ثبت نام دانشجويان براى آگاه سازى و آشنا كردن بيشتر آنها با مبانى و ارزش هاى ازدواج، كارگاه هاى آموزشى مهارت هاى زندگى و تحكيم خانواده، مشاوره در اين دانشگاه برگزار خواهد شد.
|
|
|
|
|
با هدف ايجاد پايانه مسافربرى و باربرى در هويزه و دشت آزادگان صورت مى گيرد
پاكسازى۲۰۰ هكتار از اراضى مرزى آلوده به مين در خوزستان
|
|
|
اهواز ـ خبرنگار «ايران»: بيش از ۲۰۰ هكتار از اراضى منطقه چزابه براى ساخت تأسيسات پايانه مسافرى و بارى اين بازارچه مرزى نياز به پاكسازى از مين و مواد منفجره دارد. سيد جعفر حجازى، استاندار خوزستان اظهار داشت: تاكنون عمليات مين روبى و پاكسازى در سطح حدود ۸۰ هكتار از اراضى مناطق دشت آزادگان و هويزه براى ساخت پايانه و بارانداز موقت در بازارچه مرزى انجام شده است. وى تصريح كرد: با توجه به پيچيدگى كار، باتلاقى بودن منطقه و ويژگى ماسه اى و رملى بودن اراضى آن، روند پاكسازى از مين كند و در عين حال با خطرات زيادى همراه است. حجازى تصريح كرد: منطقه چزابه، گلوگاه درگيرى ها در طول ۸ سال دوران دفاع مقدس بوده و تمامى اراضى اطراف اين منطقه و كنار جاده به دليل اقدام هاى امنيتى ايران و عراق آلوده به مين و مواد منفجره است كه پاكسازى آن زمان بر است. وى بر اهميت تكميل پايانه مرزى چزابه براى تبادل كالا و تردد زائران و مسافران اشاره كرد و گفت: بازار عراق فرصت خوبى براى تجار ايرانى و صادرات كالاهاى غيرنفتى است كه بايد به نحو شايسته و مطلوب از آن بهره بردارى شود. نماينده عالى دولت در استان خوزستان گفت: در حال حاضر به دليل نبود امكانات در عراق به طور متوسط روزانه ۱۵۰ كاميون بار به وزن ۲ هزار تن از طريق پايانه مرزى چزابه به عراق صادر مى شود در حالى كه امكان افزايش تا صد درصد وجود دارد. حجازى ارزش صادرات از مرز چزابه را در حال حاضر روزانه يك ميليون دلار عنوان كرد و گفت: اين رقم بيشترين ميزان صادرات از يك پايانه در كشور محسوب مى شود. وى از اختصاص ۲۰ ميليارد تومان اعتبار از محل اعتبارهاى ملى وزارت راه و ترابرى براى ساخت جاده مسير بستان - چزابه خبر داد و گفت: ساخت شبكه دوم جاده اهواز- حميديه - سوسنگرد نيز در حال انجام است. استاندار خوزستان گفت: در صورت برقرارى ارتباط براى تردد كاروان هاى زائران عتبات عاليات از مرز چزابه به عراق، مسير كاروان ها تا نجف حدود ۲ ساعت نزديكتر مى شود. حجازى با بيان اين كه ساخت سالن هاى انتظار مسافر در پايانه مرزى چزابه تا اوايل خرداد ماه به اتمام مى رسد، گفت: اين سالن ظرفيت سرويس دهى به ۵۰۰ زائر را درهر روز دارد و منتظر اعلام طرف عراقى براى تردد زائران هستيم.
|
|
|
|
|
كاهش ۸۴ درصدى ميزان تجاوز به ميراث فرهنگى گلستان
|
|
|
گرگان ـ خبرنگار «ايران»:با مراقبت و تلاش هاى شبانه روزى نيروهاى يگان حفاظت ميراث فرهنگى، در سال ۸۶ ميزان تجاوز به ميراث فرهنگى استان گلستان بيش از ۸۴ درصد كاهش داشته است. سرهنگ دوم پاسدار سيدحسين ميرديلمى، فرمانده يگان حفاظت سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى استان گلستان با بيان اين مطلب گفت: يگان حفاظت ميراث فرهنگى در سال پيش، با اتخاذ تدابير ويژه از قبيل سركشى بموقع از آثار تاريخى به صورت محسوس و نامحسوس، تعامل با نيروى انتظامى، تشكيل ۷ پايگاه زير مجموعه و تعيين سرپرست براى جذب نيروهاى انجمن ميراث فرهنگى براى شناسايى حفاران غيرمجاز توانسته عملكرد خوبى داشته باشد. به گفته وى، در سال ۸۵ تعداد ۲۴۹ مورد حفارى غيرمجاز در استان گلستان اتفاق افتاد كه اين ميزان در سال ۸۶ به ۴۲ مورد كاهش يافته و ۲۷ مورد تخريب ۲ سال پيش در سال ۸۶ به ۵ مورد كاهش پيدا كرده است. وى تصريح كرد: تجاوز به حريم ميراث فرهنگى در سال ۸۵ به ۳۲ مورد رسيد اما پارسال فقط ۵ مورد تجاوز به حريم را داشتيم. فرمانده يگان حفاظت سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى استان، درباره كشفيات و دستگيرشدگان حفارى هاى غيرمجاز ميراث فرهنگى تأكيد كرد: در سال ۸۵ تعداد ۲۲ قلم شىء ميراث فرهنگى كشف و در اين زمينه نيز ۷ نفر دستگير شدند كه اين رقم كشفيات در سال ۸۶ به ۶ محموله با ۷۱ شىء افزايش يافت و ۲۶ نفر بازداشت شدند. ميرديلمى افزود: در سال ۸۵ نيروهاى اين يگان بيش از ۳۰ هزار و ۴۰۴ مورد از آثار ميراث فرهنگى استان بازديد به عمل آوردند كه در سال ۸۶ اين رقم به ۳۸ هزار و ۵۳۵ مورد افزايش يافت.
|
|
|
|
|
۲۴ اثر تاريخى ايلام ثبت ملى شد
|
|
|
ايلام ـ خبرنگار «ايران»: ۲۴ اثر تاريخى ـ فرهنگى استان در فهرست آثار ملى كشور قرار گرفت. فريدون محمدى، رئيس سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى استان ايلام گفت: با تلاش ها و زحمات كارشناسان حوزه معاونت ميراث فرهنگى و مجموعه سازمان پس از بررسى و شناسايى هاى صورت گرفته در سطح استان پرونده هاى آثار فوق پس از تأييد در جلسات مستمر شوراى فنى سازمان براى تصويب نهايى به سازمان ميراث فرهنگى كشور ارسال شد. وى اظهار داشت: خوشبختانه پرونده ها پس از تأييد در شوراى ثبت آثار معاونت ميراث فرهنگى كشور و در مراحل قانونى در فهرست آثار ملى كشور به ثبت نهايى رسيد. وى بيان كرد: اين آثار مربوط به بخش مركز شهرستان دره شهر است و بيشتر مربوط به دوران ساسانى و اوايل دوره اسلامى برمى گردد. وى ادامه داد: در حال حاضر استان ايلام ۴۱۳ اثر در فهرست آثار ملى كشور دارد. مسئول ثبت آثار معاونت ميراث فرهنگ سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى استان در خصوص فهرست ثبت شده گفت: اين آثار در بخش مركزى شهرستان دره شهر قراردارد.ارجمندى افزود: اين آثار شامل محوطه شاه نشين سيكان، محوطه كلك پلنگ آباد ـ محوطه دره چپى، تپه لهور، تژه دم شران دو، تژه چپاكه، پلاك گاو ميشان، چهارطابقى چم نمشت، قلعه يزيد دو، محوطه ورسو، محوطه كله چوب يك، محوطه چشمه نظر يك ، محوطه پشت شيخ مكان، تپه تيخن، محوطه ديمه، محوطه چم نمشت يك، محوطه چشمه نظر دو، محوطه خضر دو، محوطه قلعه سخته، محوطه سالارخان دو، بقاياى قلعه گل، محوطه غار مالگه، محوطه سوره كى و محوطه گرسايه كان است. مسئول روابط عمومى سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى استان ايلام گفت: در اجراى ماده يك قانون سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى كشور و بند ۶ ماده ۳ قانون اساسنامه ميراث فرهنگى راجع به حفظ آثار ملى و با رعايت مقررات آيين نامه اجرايى قانون فوق الذكر، آثار ارزشمند تاريخى، فرهنگى استان پس از طى مراحل و تشريفات قانونى لازم در فهرست آثار ملى ايران به ثبت مى رسند. محمدنوراللهى افزود: از تاريخ ثبت آثار با رعايت حقوق مالكه تحت نظارت، مراقبت و حمايت سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى استان ايلام بوده و هرگونه اقدام و عملياتى كه منجر به تخريب يا تغيير هويت اثر شود ممنوع بوده و ضمناً مرمت و بازسازى اثر صرفاً با تأييد و نظارت اين سازمان ممكن و تخلف از آنها برابر مواد ۵۵۸ تا ۵۶۹ از كتاب پنجم قانون مجازات اسلامى، تعزيرات و مجازات هاى بازدارنده جرم محسوب مى شود و مشمول مجازات هاى قانونى خواهد بود.
|
|
|
|
|
جشنواره لاله ها در باغ لاله گچسر آغاز شد
كرج ـ خبرنگار «ايران»: دهمين جشنواره لاله ها در باغ لاله گچسر واقع در كيلومتر ۵۳ جاده كرج ـ چالوس در روستاى گرماب آغاز شد. مدير جهاد كشاورزى كرج گفت: اين جشنواره همه ساله به منظور توسعه امور باغبانى و ايجاد بستر فرهنگى و زيست محيطى مناسب براى ارتقاى سطح توليد گل و گياه، ايجاد اشتغال و ترغيب توليدكنندگان برگزار مى شود. غلامرضا تركاشوند افزود: شهرستان كرج بويژه منطقه آسارا يكى از مناطق مهم در استان تهران براى پرورش گل و گياه بخصوص گل هاى شاخه بريده است كه سالانه حدود ۳۱ ميليون شاخه گل در سطح ۳۲ هكتار در اين شهرستان توليد مى شود. گل هاى شاخه بريده شامل گلايل، ليليوم، مريم، رز، ژربرا، داودى و لاله است. وى خاطرنشان كرد: حدود ۶۰۰ هزار گلدان گياهان آپارتمانى همچون ديفن باخيا، حسن يوسف و كاج مطبق در مساحت ۳/۷ هكتار و حدود ۲ ميليون نهال درخت و درختچه زينتى نظير رز و ياس از ديگر توليدات سالانه كرج در عرصه گل و گياه است. غلامرضا تركاشوند گفت: سالانه بيش از ۹۰ تن گل و گياه از كرج به بازارهاى داخلى و خارجى از جمله كشورهاى حاشيه خليج فارس عرصه و صادر مى شود.
|
|
|
|
|
اصفهان، شهر مناره هاى تاريخى
|
|
|
فروزان ابراهيمى
در تاريخ معمارى «مناره ها» طراحى، ساخت و نقوش متفاوتى با ديگر آثار دارند. ريشه كلمه مناره از نار گرفته شده و به معناى مكان مشخص و محدودى است كه روى آن آتش روشن مى كردند. مناره هاى درون شهرى كه به عنوان برج ديده بانى از آنها استفاده مى شد قبل از اسلام آتش مـقـدس زرتشتيان روى آنها روشن مى شد كه اين شعله هاى طلايى مى توانست مسير عبور را براى كاروانيان مشخص كند. كاربرد مناره ها در قديم، با توجه به بافت تنگ و پيچ در پيچ بودن شهر و كوچه ها از لحاظ امنيتى و سيستم آبرسانى و امكان استحصال آب از كانال ها از سوى كانال هاى باز آب بود. استقرار مناره ها محل مساجد را از فواصل دور و نزديك به مردم نشان مى داد اما بعد از ظهور آيين اسلام، مناره ها جايگاهى براى «مؤذن ها» شد. براساس برخى گزارش ها، مسجد حكيم اصفهان كه در آغاز مسجد ديلمى بود، مناره اى با ارتفاع بيش از يك صد متر داشت كه بعضى از منابع تخريب آن را به مغول ها و بعضى به سپاه تيمور لنگ نسبت مى دهند. وجود چنين مناره هايى، نشان از اهميت آنها به عنوان يك مركز ديده بانى و علامت دهى در هنگام دفاع از شهر در مقابل دشمنان بود. مناره ها باوجود آن كه عناصرى لاغر و كم تعادل به نظر مى رسند، بسيار پردوام اند. علت اين دوام را مى توان در محدوديت بام آن و نفوذ كمتر بلور برف و باران دانست. از طرف ديگر شكل مخروطى و استوانه اى آن عاملى مقاوم در برابر زلزله است؛ به صورتى كه وقوع زلزله با جذب نوسانات رفت و برگشت نيروهاى پرشى پايه از تراز كف تا تراز فوقانى خود از ميزان نوسانات ناشى از زلزله كم مى شود. از نظر ظاهرى، مناره ها از پايين به بالا داراى يك «ساق» هستند كه در فراز آن به يك طوق بر مى خوريم كه به آن «گلوگاه» مناره مى گويند. در بالاى گلوگاه، قسمتى به شكل چتر قرار دارد كه به آن «نعلبكى» مى گويند. به بالاترين قسمت مناره نيز «تاج» مى گويند كه اگر بخش «شالوده» به آن اضافه شود، مى توان يك مناره را به ۵ قسمت تقسيم كرد. فرشيد ابراهيم نژاد، كارشناس و پژوهشگر سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى استان اصفهان با اشاره به اينكه بيشترين وجود مناره ها كه ۱۷ عدد مى شود در اصفهان است گفت: با توجه به اينكه اصفهان يكى از بزرگترين مراكز تمدنى گذشته ايران زمين بوده مخصوصاً در زمان سلجوقى و صفوى بيشترين تعداد مناره ها را داشته است. وى افزود: وجود مناره ها عمدتاً در كنار گنبد مساجد قرار دارد كه در قديم علاوه بر نماياندن راه به مسافران سرگردان، محلى براى گفتن اذان بود. مناره ها در قديم مورد توجه سياحان و گردشگران بوده و در حال حاضر هم جذاب ترين بخش از لحاظ ارتفاع، نوع و سبك زيباى معمارى، گره چينى و كتيبه و گچ كارى و كاشى كارى است. ابراهيم پور درباره مناره هايى كه از بين رفته و تخريب شده به مناره گلدسته اشاره كرد و گفت: اين مناره در محله دردشت واقع شده و در دوره سلجوقى چشم انداز بود كه از بين رفت. همچنين مسجد و مناره خواجه علم در اوايل نيمه دوم قرن ۱۴ هجرى قمرى واقع بود كه سقوط كرد و مسجد هم به علت كشيدن خيابان هاتف ويران شد. پژوهشگر ميراث فرهنگى درباره ثبت مناره ها نيز گفت: تمامى ۱۷ مناره اصفهان با همكارى سازمان ميراث فرهنگى به ثبت ملى رسيده و تمام تلاش ميراث فرهنگى اين است كه با همكارى سازمان مركزى تهران به ثبت يونسكو هم برسد. در دوره تيموريان نيز مناره اى به نام مناره شاخ وجود داشت كه (علت نامگذارى اين مناره به دليل استفاده از سر حيوانات شكارى) ويران شد. در دوران متأخر با همكارى سازمان ميراث فرهنگى و شهردارى، مناره مسجدعلى كه بناى آن به قرن پنجم هجرى بر مى گردد و همچنين مناره ساربان كه بناى آن بين سال هاى ۶۵۰ تا ۶۸۰ هجرى در عهد سلجوقى تخمين زده شده و مقبره عمو عبدالله كارلادانى، منارجنبان كه در قرن هشتم بنا شده و سقف و پشت نعلش ترميم شده است. ابـراهيم پور در اين باره گفت: با توجه به دوره هاى فرهنگى و تاريخى مربوط به قرون ۵ و ۶ سلجوقى و ۱۰ و ۱۱ آل مظفر، نقوش مختلف و متفاوت است. به عنوان مثال مناره هاى دارالضيافه كه به ۳۸ متر هم مى رسد جزو كاروانسراى مجلل بود يا مناره باقوشخانه در دوره ايلخانى با ۳۸ متر پرتزيين ترين مناره از نظر نوع طرح اسلامى كاشيكارى و تزيين روى آجر بوده است. اما مناره مسجد على هارونيه با ۵۲ متر ارتفاع در دوره سلجوقيه گل سرسبد مناره ها به حساب مى آمد. * مرتفع ترين مناره مناره ساربان با ۵۴ متر در عهد سلجوقى از نظر ارتفاع و جذابيت و عظمت هاى هنرى برتر است. * قديمى ترين مناره مناره مسجد برسيان است كه در ۴۲ كيلومترى شرق اصفهان واقع شده و در سال ۴۹۱ هجرى قمرى ساخته شده است. * منارجنبان قديمى ترين مناره، اين بنا به صورت يك بقعه و ۲ مناره است كه به روى قبر«عموعبدالله» در قرن هشتم هجرى بنا شده است. ايوان منارجنبان يكى از نمونه هاى ابنيه سبك مغولى ايران است و از آن دوره كاشيكارى هايى هم به يادگار مانده است. مناره ها در تاريخى كه درست معلوم نيست و احتمالاً در آخر عصر صفويه است، به اين ايوان اضافه شده كه با حركت دادن يكى از آنها، نه تنها مناره ديگر بلكه تمامى اين ساختمان مرتعش مى شود. معروفيت منارجنبان از آنجا شـهـرت گـرفت كه هرگاه يكى از مناره هاى دوطرف را مى جنباند ند اين حركت به مناره ديگر هم منتقل مى شده اسـت. چـگـونـگـى ايـن حـركـت و انـتـقال آن از ديد صاحب نظران اين چنين است كه در تمام بناهايى كه چنين شكل و مناره هايى دارند حركت هست و اگر در اين جا بسيار چشمگيرتر است، دليل آن باريكى و سبكى اين مناره هاست و جهانگردان و سياحان به مناره ها و ساختمان هايى كه به همين طريق مى جنبيدند در نقاط ديگر جهان اشاره كرده اند. ساخت ساختمان ايوان و مناره ها پس از سال ۷۱۶ هجرى قمرى آغاز شده و به انجام رسيده است. منارجنبان بر سر راه اصفهان به نجف آباد در روستايى به نام «كارلادان» قرار دارد. هر يك از اين دو مناره حدود ۱۷ متر بلندى دارد و ارتفاع بنا ۱۰ متر است. كاشى هاى لاجوردى و فيروزه اى زينت بخش اين بناست و در زير آن، بر مزار روحانى زاهد عمو عبدالله، قطعه سنگى مرمرى قرار داده اند كه سوره «يس» از قرآن كريم حاشيه آن را زينت داده است. كتيبه هاى ديگرى نيز در اين آرامگاه وجود دارد كه از آن جمله مى توان كتيبه اى با سنگ مرمر و بالاى سنگ اصلى است را نام برد كه عمو عبدالله را به عنوان مردى پرهيزكار و زاهد معرفى مى كند. * مناره ساربان اين مناره يك بناى سلجوقى است كه در فاصله كمى از مناره چهل دختران در شمال منطقه جوباره قرار دارد. ظاهراً در روزگار گذشته در مجاورت مناره، مسجدى هم وجود داشته است، اما در حال حاضر هيچ اثرى از آن به جاى نمانده است. اين بنا از ۷ قسمت كاملاً متمايز تشكيل شده است. بخش اول از يكسرى رگچين آجرى تشكيل شده، بخش دوم و سوم داراى تزيينات آجركارى بديع و استادانه است؛ قسمت چهارم آن تاج اول مناره است كه مقرنس هاى آجرى توام با كاشى فيروزه اى دارد، قسمت پنجم آن تزيينات آجرى است، قسمت ششم آن تاج دوم مناره است و قسمت هفتم آن تارك مناره است. در قاعده ۲ تاج اين مناره ۲ كتيبه بسيار زيبا از بهترين رنگ فيروزه اى كاشى ديده مى شود. اين بناى مرتفع در حال حاضر به سمت مغرب متمايل شده است. سال ساخت آن در كتيبه هاى فعلى موجود نيست اما كارشناسان بناى آن را بين سال هاى ۶۵۰ تا ۶۸۰ هجرى تخمين مى زنند. * مناره هاى دارالضيافه در محله قديمى جوباره و در مسير خيابان ابن سينا آثار سردر مجللى كه بر فراز آن ۲ مناره دارالضيافه واقع شده مشاهده مى شود. وجه تسميه مناره ها به دارالضيافه احتمالاً به اين علت است كه سردر يك ميهمانسرا در ورودى شهر بوده و به امير يا حكمران يا پادشاهى تعلق داشته است. امروزه از اين ميهمانسرا آثارى به جاى نمانده است. * مناره باغ قوشخانه (طوقچى) اين مناره از بناهاى قرن هشتم هجرى است. آن را به اين علت طوقچى مى گويند كه در مجاورت دروازه قديم شهر بوده از آن دروازه فقط ۲ شير سنگى مانده است كه فعلاً در ۲ طرف پل خواجو گذاشته شده اند. به واسطه مجاورت بنا با آرامگاه على بن سهل، آن را مناره على بن سهل نيز مى نامند. آخرين اسم مشهور اين مناره، قوشخانه، به واسطه مجاورتش با باغ قوشخانه است. اين باغ از باغ هاى دوره شاه عباس اول بوده كه مراسم اعطاى خلعت از طرف پادشاهان صفوى در اين باغ برگزار مى شده است و ضـمـنـاً بـازهاى شكارى صفوى در اين باغ نگهدارى مى شدند. قسمتى از تارك مناره و تزيينات كاشيكارى آن فرو ريخته است. ارتفاع آن ۳۸ متر و پوشش تزييناتى اش به خط بنايى فيروزه اى بر زمينه آجرى و به طور مارپيچ تكرار جمله «الله اكبر» است كه يكى از مشخصه هاى بناهاى دوره ى ايلخانى است. مسجد سلطان ابوسعيد بهادرخان يا مسجد قبا متصل به اين مناره و از بناهاى قرن هشتمى بوده است كه امروزه ديگر وجود ندارد. * مناره چهل دختران با هويت ترين مناره شهر يكى ديگر از مناره هاى معروف اصفهان كه در محله جوباره يا جويباره قرار دارد و در عين حال با هويت ترين مناره شهر محسوب مى شود مناره چهل دختران است. تنها مناره كتيبه دار منفرد اصفهان كه هم نام واقف و هم سال ساخت آن به صورت مستند به روى آن هنوز باقى است،همين مناره است. كتيبه آن به خط كوفى اجرى است كه نام واقف آن ابى الفتح نهوجى است وسال ساخت آن نيز ۵۰۱ ه.ق است.اين كتيبه به خط عربى و در ۶ سطر است.بد نيست بدانيم اين مناره از دارايى سپهسالار آبى الفتح نهو جى به دليل نزديكى به در گاه خدا بنا شده است
|
|
|
|
|
قلب كوچكترين مدرسه دنيا در كالو مى تپد
|
|
|
مريم طالشى اسم ها را بايد نوشت. بارها نوشت، تكرار كرد و به خاطر سپرد. اسم ها را نبايد فراموش كرد. اسم ها.... اسم ها اما شايد فقط امتداد پيوستن حروف باشند در صفحه اى كاغذى كه گذشت زمان رنگ كهنگى و فنا بر پيكرش مى پاشد يا حك شده در صفحه اى كه ميان هزاران صفحه ديگر اينترنت گم مى شوند، دوباره پيدا مى شوند و باز گم مى شوند. اسم ها تكرار مى شوند، تكرار مى شوند و فراموش مى شوند و باز تكرار مى شوند و باز فراموش و از يادها مى روند، به اميد تكرارى دوباره در يادآورى گنگى كه معلوم نيست چه زمانى باشد وكجا ! اسم ها را جور ديگر بايد به خاطر سپرد. اسم ها را بايد مفهوم داد، گسترده كرد و در امتدادى بى انتها، راهى بى نهايت كرد. اسم ها را بايد جور ديگر نوشت. زندگى در دنياى مدرن مزاياى خاص خودش را دارد، البته معايبى كه گريزى از آنها نيست. اشتباه نكنيد. بحث تقابل سنت و مدرنيته در كار نيست. يكى از مظاهر زندگى مدرن زمينه ساز گزارشى است از يك مدرسه، يك معلم و ۴ دانش آموز. اين روزها كافى است، البته در صورت دسترسى به اينترنت كه (البته فرض محالى هم نيست.) نام مدرسه كالو يا عبدالمحمد شعرانى را سرچ كنى، ببخشيد جست وجو كنى، آنوقت خودت مى فهمى كه ماجراى كوچكترين مدرسه دنيا چيست. كوچكترين يعنى كم شاگردترين، يعنى كم كلاس ترين و تو مى دانى كه «ترين ها» هميشه جذاب هستند. ساده و صميمى حرف مى زند، عبدالمحمد شعرانى را مى گويم، معلم مدرسه، كوچكترين مدرسه، مدرسه كالو سرباز است و معلم، معلم سرباز، از دوران تحصيل خودش در مدرسه سال هاى زيادى نمى گذرد. آخر فقط ۲۱ سال دارد. صبح ها در مدرسه تدريس مى كند و بعد ازظهرها در يك شركت كامپيوترى كار مى كند تا هزينه تحصيل خودش را در دانشگاه تأمين كند، او دانشجوى رشته آموزش ابتدايى دانشگاه بوشهر هم هست. آقاى معلم، وبلاگ هم مى نويسد، اصلاً دليل مشهور شدن خود و مدرسه اش همين وبلاگ است. وبلاگى با آدرس WWW.Dayyertash bad.blogfa.com تا پايان خدمت اش چيزى باقى نمانده. مى گويد: براى ماندن در مدرسه منتظر تصميم آموزش و پرورش هستم. «خدمت سربازى اش خرداد تمام مى شود و اگر برود معلوم نيست تكليف مدرسه و دانش آموزان چه مى شود.» اگر برود... شعرانى اهل دير است، روزها فاصله دير تا روستاى كالو را با موتور طى مى كند و كالو با مركز استان ۱۸۰ كيلومتر فاصله دارد و با دير ۳۰ كيلومتر. آقاى معلم از روزهاى اول مى گويد، روزهاى تولد مدرسه كالو. كالو قبلاً مدرسه نداشت، بچه ها در حسينيه درس مى خواندند. آموزش و پرورش بردخون كه كالو زير نظر آن است، خانه اى را براى اين كار خريدارى كرده بود كه همين مدرسه كنونى است. روز اول مهر ۸۵ كه همراه با معلم راهنما براى بازديد از مدرسه آمدم، اتاق ها پر از وسايل اضافى، تور ماهيگيرى و وسايل صيادى بود. با كمك بچه ها و اهالى روستا اتاق ها را تميز كرديم و آنوقت بود كه مدرسه واقعاً مدرسه شد، مدرسه كالو. مدرسه كالو ۲ اتاق دارد و يك آشپزخانه حالا يكى از اتاق ها كلاس درس است و اتاق ديگر اتاق رايانه. اما كامپيوتر دار شدن مدرسه كالو هم خودش حكايتى دارد. شعرانى مى گويد: در سال ۸۶ يك روز رئيس آموزش و پرورش منطقه براى بازديد به مدرسه ما آمده بود. او از بچه ها خواست كه آرزوهايشان را نقاشى كنند. حسين، يكى از بچه هاى مدرسه يك رايانه را به عنوان آرزويش نقاشى كرده بود. چند روز بعد عابدى، رئيس آموزش و پرورش، رايانه اتاق خودش را براى بچه ها فرستاد و به اين ترتيب آرزوى حسين برآورده شد. حالا خودم و بچه ها از رايانه استفاده مى كنيم و امكان اتصال به اينترنت را هم داريم.مدرسه كالو تنها ۴ دانش آموز دارد و اين خيلى عجيب نيست اگر بدانيد كه كالو ۷ خانوار بيشتر ندارد. خانواده هايى كه پيشه آنها ماهيگيرى است و حالا آنها هم مثل بچه هايشان درس مى خوانند؛ در كلاس هاى نهضت سواد آموزى. دانش آموزان مدرسه كالو همسن و هم پايه نيستند. مهدى ۷ ساله است و كلاس اولى، پريسا ۸ ساله و كلاس دوم، حسين كلاس چهارم است و ۱۰ سال دارد و حميده ۱۱ ساله و كلاس پنجم. همه در يك كلاس درس مى خوانند و با يك معلم. بعضى وقت ها حوصله شان سر مى رود آن وقت معلم مجبور است وقتش را ميان بچه ها تقسيم كند و در فرصت هايى كه خودش با بچه ها كار نمى كند، به آنها فعاليت گروهى بدهد تا خلأ زمانى پر شود. مدرسه كالو كتابخانه هم دارد، كتابخانه اى كه كتاب هايش از آموزش و پرورش تهيه شده يا هديه بازديدكنندگان وبلاگ شعرانى است. قفسه كتاب را هم حسين يكى از دانش آموزان مدرسه آورده البته كتابخانه را از جايى نخريده است. او فقط كابينت قديمى آشپزخانه را كه بى استفاده بوده براى قرار دادن كتاب ها به مدرسه آورده است. «به همين سادگى» * اشك ها و لبخندهاى معلم مدرسه كالو مدرسه كالو شايد كوچك ترين مدرسه دنيا باشد. البته ممكن است در روستاهاى ديگر كشور خودمان مدرسه هاى ديگرى با همين تعداد شاگرد يا حتى كمتر وجود داشته باشد اما اين كه مدرسه ما به عنوان كوچكترين مدرسه شناخته شده و شهرت پيدا كرده بيشتر به دليل معرفى آن در وبلاگ است. اين را شعرانى مى گويد. به گفته او حالا امكانات بچه هاى مدرسه كالو نسبت به قبل بيشتر شده است. امكانات ورزشى تا حدودى مهيا شده و خدا را شكر اوضاع خوب است. تنها يك مسأله او را نگران مى كند. آن هم موافقت نكردن آموزش و پرورش با ادامه كارش در مدرسه بعد از پايان خدمت سربازى اش. آقاى معلم دوست دارد در مدرسه بماند، سال ديگر ممكن است دانش آموزان جديدى به مدرسه اضافه شود. يكى از بچه ها هم به مدرسه راهنمايى مى رود كه در بردخون و ۲۰ كيلومترى كالو است. به گفته شعرانى اگر با ادامه كار او در مدرسه موافقت نشود، احتمال تعطيلى مدرسه وجود دارد. آن وقت بچه هاى روستاى كالو بايد براى تحصيل به نزديكترين مدرسه ابتدايى كه در روستاى دميگز و ۱۰ كيلومترى كالو است بروند. البته شايد بچه هاى مدرسه دميگز به خاطر امكانات مدرسه كالو به اينجا بيايند جمله آخر را با خنده مى گويد. شعرانى از اشك هايش هم مى گويد: موضوع به قبل از عيد برمى گردد و زمانى كه گروهى از خبرنگاران براى تهيه گزارش به مدرسه ما آمده بودند. بعد از رفتن آنها، حسين گفت: خبرنگاران از ما پرسيدند، دوست داريد به مدرسه شهر برويد كه هم بزرگ است و هم امكانات بيشترى دارد و ما جواب داديم بله، اما به شرط اين كه معلم ما آقاى شعرانى باشد. و آقاى معلم وقتى اين خاطره را تعريف مى كند، هنوز بغض دارد همانطور كه آن روز با شنيدن حرف هاى معصومانه حسين گريه كرده بود و بچه ها به روى خودشان نياوردند. و چه روز خوبى بود آن روز. اسم ها را بايد نوشت، بارها نوشت و به خاطر سپرد. اسم ها را نبايد فراموش كرد. نمى دانم اسم محمد شعرانى و مدرسه كالو چه زمانى از ذهن ها پاك شود. آخر عادت داريم به تكرار، تكرار، تكرار و بعد فراموشى. اما اسم ها فقط امتداد پيوستن حروف اند. اسم ها را بايد مفهوم داد و به آنها هويت بخشيد. بايد اسم هاى ديگر را پيدا كرد، شايد مدرسه هاى ديگر هم باشند كه معلم شان امكان دسترسى به اينترنت را نداشته باشد. شايد دانش آموزان ديگرى باشند كه اسم شان قبل از آن كه تكرار شود فراموش شده باشد. بايد اسم ها را مفهوم داد، بايد مفهوم را گسترده كرد و در امتدادى بى انتها به بى نهايت سپرد. اسم ها را جور ديگرى بايد نوشت.
|
|
|
|