چهارشنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۲۳ ربيع الثانى ۱۴۲۹
Wed, Apr 30, 2008
كتاب
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
دانشگاه
ماجرا
كتاب
كتاب انديشه
سوءاستفاده ازداروين
360993.jpg
*مايكل پول
*ترجمه سعيد ناجى*
كتاب درآمدى بر علم و دين ( A Guide to science & Belief) تأليف مايكل پول اثرى است كه به هدف آشنايى نسل جديد با مسائل حوزه علم و دين و برخى راه حل هاى آن منتشر شده است.
«مايكل پول» مدرس دانشگاه كالج لندن و نويسنده بيش از ۶۰ اثر در زمينه علم و دين و آموزش علم است.اين كتاب اخيراً توسط سعيد ناجى ترجمه شده است و بزودى روانه بازار نشر خواهد شد.مكتوب حاضر گزيده اى از اثر پيش گفته است كه توسط مترجم آن پيش از نشر در اختيار «ايران» قرار گرفته است كه از ايشان سپاسگزاريم.

داروين گفت كه تكامل از طريق تنازع بقا انجام مى پذيرد.در محيط هاى حيوانى يا گياهى همواره رقابت وجود دارد: رقابت براى غذا، نور و مكان.در اين كشمكش فقط «شايسته ترين ها» زنده مى مانند.
جامعه ويكتوريايى براساس رقابت صنعتى رونق گرفت.در حالى كه رؤساى كارگران ثروتمند مى شدند، آنها حقوق اندكى دريافت مى كردند.مردم اين دوره نيز در فكر اين بودند (يا مسلم فرض مى كردند) كه كدام ملت «شايسته ترين» است و نژاد بشرى چگونه مى تواند با زاد و ولد انتخابى پيشرفت كند.تكامل در طبيعت، راهگشاى موفقيت و رونق بشر آينده تلقى مى شد.
از آنجا كه آدولف هيتلر براى [توجيه] «نژاد برتر»ش به [نظريه] «بقاى اصلح» متوسل شد، [نظريه] تكامل، نظريه اى اهريمنى نام گرفت.اين يك استنباط ناخوشايند است.
سوء استفاده [از امرى،] الزاماً خود آن را فى نفسه بد نمى كند.اختراع ديناميت توسط نوبل شيوه اى عالى بود تا نيتروگليسرينِ ناپايدار و قابل انفجار را براى استخراج [معادن] ايمن سازد؛ اما نوبل در مورد سوء استفاده از ديناميت بسيار وحشت زده بود تا جايى كه مبلغ هنگفتى از دارايى اش را براى تأسيس جايزه صلح نوبل اهدا كرد.
سرمايه داران ويكتوريايى [نيز] سعى مى كردند رقابت خصمانه تجارى را با [نظريه] تكامل توجيه كنند؛ درحالى كه كمونيسم از اين ايده تنازع زيستى بلافاصله بهره بردارى كردند تا از عهده توجيه انقلاب هاى خشن برآيند.شيوه هايى كه سرمايه دارى ويكتوريايى، نازيسم و كمونيسم [هر يك به طور جداگانه] مدعى پيشبرد آن با پيروى از [نظريه] تكامل بودند، مى توانست ترديدانگيز باشد، چرا كه تصور سه مكتب بسيارناسازگار [در كنار هم] دشوار است.اين نظريات با چنين نتايج متفاوتى نمى توانند تماماً نتيجه منطقى نظريه علمى واحدى باشند.
اين مكتب ها تنها زمانى مى توانستند مدعى داشتن پشتوانه علمى باشند كه زيست شناسى مى توانست به ما بگويد چه بايد كرد.زيست شناسى قادر به چنين كارى نيست.زيست شناسى صرفاً مى تواند واقعيت موجود را توصيف كند.تلاش براى نائل شدن به «اخلاق تكاملى»، ما را در ورطه مغالطه «است ـ بايد» مى اندازد.هيچ راه معتبرى وجود ندارد تا از [توصيف جهان يا] اينكه جهان چگونـــه است به اينكه چه بايد كرد دست يابيم.
بعضى از ابعاد اخلاقى نيز بايد افزوده شوند، نمى توان از اينكه در طبيعت رقابت و تنازع وجود دارد نتيجه گرفت كه مردم در انداختن همديگر به كام مرگ، تجارت خصمانه غيرانسانى يا انقلاب هاى توأم با خشونت، محق هستند.
* با چنگ و دندان خونين
مكاتبى كه پايه هاى خود را بر [وجود] رقابت در طبيعت استوار ساخته اند، ايده تنازع را بسيار برجسته ساخته اند و در عوض ابعادى از تكامل را كه با اعتقاداتشان در تناقض است ناديده گرفته اند.
پروفسور ايان باربوردر اين زمينه مى گويد «بقاى اصلح» مستلزم گلادياتورگونه ديدن طبيعت نيست؛ چرا كه در حال حاضر بقا [صرفاً] به معناى موفقيت در توليد مثل است.والدينى كه با بيشترين شمار فرزندان به مرحله پدرى و مادرى مى رسند، همان اصلح ها هستند، نه فاتحان تنازع.
در شعرى كه چند سال قبل از [كتاب] منشأ انواع انتشار يافت، آلفرد لردتنيسون عبارتِ «طبيعت با چنگ و دندان خونين» را به كار برد.كلمات او درواقع مبالغه اى بود كه زمانى به بيان آمد كه زيست شناسى به خوبى درك نمى شد.بعضى از درگيرى هاى موجود در طبيعت به آشتى منجر مى شود، نه به مرگ.همزيستى هايى وجود دارد كه در آنها ارگانيسم ها همان قدر كه باهم در رقابت اند به همديگر وابسته اند. در جايى كه افراد جانشان را براى ساير همنوعانشان فدا مى كنند، نوعدوستى نيز وجود دارد.
* حركت صعودى و روبه جلو
برخى گفته اند كه تكامل، متضمن پيشرفت اخلاق بشر است؛ كه به نظر مى رسد با آموزه هاى انجيل درباره ارتكاب گناه توسط نوع بشر و نيازمندى او به بخشايش در تضاد باشد.
داروين كه معمولاً در نوشته هايش بسيار دقيق بود، تقريباً در صفحه آخر [كتاب] منشأ ادعاى مبالغه آميزى مطرح كرد:
«بنابر اين ما مى توانيم با اطمينان كامل نگاهمان را به يك آينده دورِ مطمئن، معطوف سازيم؛ و چون انتخاب طبيعى منحصراً براساس و مطابق خير هر موجودى عمل مى كند، استعدادهاى جسمانى و ذهنى همه موجودات به پيشرفتى به سوى كمال سوق خواهد يافت.»
پروفسورسى.اى.ام.جود مى گويد: «پيشرفت» واژه اى نيست كه به خودى خود معنا دهد. پيشرفت همواره به سوى يك هدف مطلوب است. در دنياى طبيعت اين هدف صرفاً همان بقا از طريق تطابق هرچه بيشتر با محيط در برابر ساير ارگانيسم هاست.هيچ ويژگى ديگرى كه به واسطه ملاك هاى ديگرى غير از بقا و توليد مثل ارزشمند تلقى شود، [اعم از] سرشت اخلاقى يا مذهبى، درميان نيست.چنين پنداشته مى شود كه ارزشمندبودن انواعى كه باقى مى مانند، به واسطه هيچ ملاك نيست مگر «بقاى آنها».
ايده پيشرفت تكاملى زمينه نشست [و همكارى] مشتركى را براى پى ير تيلهارد دوشاردين يسوعى و زيست شناس انسان گرا و سرجوليان هاكسلى فراهم آورد. به رغم تصورات بسيار متفاوتى كه آنها درباره خداوند داشتند، هاكسلى مقدمه شورانگيزى بر كتاب پديده انسان تيلهارد نوشت.در آگهى فوت هاكسلى نوشته شده بود كه او «مذهب تكامل را بنا نهاد».
پروفسور جان دورانت در اين زمينه مى نويسد درگذشته، تلاش هايى كه براى اخذ درس هاى خوش بينانه درمورد آينده نوع بشر از زيست شناسى به عمل مى آمد، اعتقادات مذهبى و سياسى پيشين را به مراتب بيشتر از نظرگاه هاى مستقل برآمده از علم، دربرداشتند؛ و چنان كه از نمونه جوليان هاكسلى روشن مى شود، اين واقعيت حتى در مورد كسانى كه مؤلفان برجسته اى در زمينه داروينيسم بوده اند، صدق مى كند.گويا در آموزش علمى چيزى وجود ندارد كه اشخاص را در مقابل پيشداورى هايشان ايمنى ببخشد.
* پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى
كتاب انديشه
ديدگاه ها و ملاحظات
علم دينى
360939.jpg
* سيد حميد رضا حسنى
* مهدى على پور
* سيد محمد تقى موحد ابطحى
* ناشر: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
يكى از مباحث مهم و بحث برانگيز مطرح در روابط بين علم و دين، بحث مدل هاى تبيين علم دينى است كه اظهارات و نظريات متكثرى را از سوى صاحبنظران مسلمان به دنبال داشته است. پس از پيروزى انقلاب اسلامى و ايجاد انقلاب فرهنگى، اسلامى شدن مراكز آموزش عالى از اصلى ترين اهداف انقلاب فرهنگى شد و در اين راستا ستاد و شوراى عالى انقلاب فرهنگى اقدامات بسيارى انجام دادند.
وجود چنين جريانى به طور طبيعى جريان هاى فكرى موافق و مخالفى را در راستاى انديشه علم دينى و ضرورت، امكان و چگونگى تحقق آن به دنبال داشت كه «علم دينى؛ ديدگاه ها و ملاحظات» برخى از مهمترين اين ديدگاه ها را به علاقه مندان مباحث علمى و نظرى ارائه مى كند.
اين كتاب شامل ۸ مقاله است: «جهان بينى اسلامى و علم جديد» از سيد حسين نصر با ترجمه ضياء تاج الدين، «نظريه علم دينى بر پايه سنجش معادلات علم و دين» از حجت الاسلام على عابدى شاهرودى، «بازخوانى ديدگاه دكتر مهدى گلشنى در زمينه علم دينى» ، «مدل تأسيسى علم دينى در ديدگاه دكتر خسروباقرى»، «تعليقات و تقويم دينى علوم» از دكتر سعيد زيباكلام، «علم دينى ابزار تحقق اسلام در عمل اجتماعى» كه گفت وگويى است با حجت الاسلام سيد مهدى ميرباقرى، «پيش فرض هاى بازسازى اسلامى علوم انسانى» از مصطفى ملكيان و «اسلام و علوم اجتماعى؛ نقدى بر دينى كردن علم» از عبدالكريم سروش.
ديدگاه هاى مطرح شده در اين مجموعه را مى توان چنين عنوان كرد؛ ملكيان و سروش علم دينى را نه ممكن مى دانند و نه ضرورى و بر اين عقيده اند كه مفهوم علم دينى منطقاً پارادوكسيكال است. در مقابل ديدگاه هاى ديگر، علم دينى را امرى ضرورى، ممكن و حتى برخى تحقق يافته مى دانند. در ميان قائلان به امكان و ضرورت علم دينى، عده اى بر اين عقيده اند كه تمامى مفاهيم، روش ها، روش شناسى ها و حتى قواعد منطق و رياضيات مى توانند دينى يا غيردينى باشند و دانشمندان مسلمان بايد به دينى كردن تمامى ساحت هاى معرفتى توجه كنند. در تلقى ديگر، مانند ديدگاه دكتر گلشنى، داشتن رويكردى خداباورانه، جهت تفسير دستاوردهاى علمى براى دينى ناميدن علم كافى قلمداد شده است.
از زاويه اى ديگر، دكتر نصر بر آن است كه علومى كه مسلمانان در دوران تمدن اسلامى توليد كردند علوم دينى و قدسى بوده اند. حال آن كه حجت الاسلام ميرباقرى معتقد است كه علوم در هيچ مقطعى از زمان دينى نبوده اند. دكتر سعيد زيباكلام تنها به دنبال اثبات امكان علم دينى است و دكتر باقرى راه هاى دخالت باورهاى دينى در ساختن علوم را نشان داده و كوشيده اند تا به علم دينى دست يابند. در برخى ديدگاه ها، از جمله استاد ملكيان و سروش در پاسخ به سؤال امكان علم دينى بحث از تعريف علم و دين آغاز شده و مطابق اين تعاريف درباره ضرورت و امكان علم دينى موضع گيرى شده است. در مقابل دكتر سعيد زيباكلام و دكتر گلشنى با اشاره به تاريخ علم و نظريات علمى از امكان علم دينى بحث كرده اند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |