پنجشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۲۴ ربيع الثانى ۱۴۲۹
Thu, May 1, 2008
فرهنگ و هنر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سياست
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گوناگون
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
با يك فيلم بلند كارتونى و يك سريال انيميشن شكل مى گيرد
درباره فيلم جديد و فانتزى «ماجراهاى اسپايدر ويك»
پنجشنبه بازار كتاب
گزارش پشت صحنه «نردبامى بر آسمان»
با يك فيلم بلند كارتونى و يك سريال انيميشن شكل مى گيرد
هجوم مجدد مخلوقات فضايى
جورج لوكاس خالق فيلم هاى شش گانه بسيار پرفروش و فضايى - خيالى «جنگ ستاره ها» بهتر از هر كس مى داند اين مجموعه و داستان هايش كه از شروع اكران آن ۳۱ سال مى گذرد تا چه حد محبوب است و در نتيجه دست از توليد محصولات و نمادهاى مرتبط با آن برنمى دارد و از اين طريق هر روز ثروتى تازه را به هم مى زند.
جديدترين محصول از فرآورده هاى «جنگ ستارگان» يك فيلم بلند كارتونى كامپيوترى به نام «جنگ ستاره ها: نبردهاى كلونى» است كه از ۲۵ مرداد ماه امسال در سطح جهان اكران مى شود و قرار است يك مجموعه تلويزيونى ساخته شده از روى آن نيز از پائيز امسال در «شبكه كارتون» و كانال TNT پخش شود. «جورج لوكاس» ۶۳ ساله در ابتدا مى خواست نمايشى تلويزيونى از روى اين سوژه و قصه بسازد اما در تفكر مجدد به اين نتيجه رسيد كه بهتر است يك فيلم بلند سينمايى كارتونى را از روى آن رو كند و سپس سريال آن را روى آنتن بفرستد و به يك يا چند نمايش تلويزيونى اكتفا نكند.
* در قالبى بزرگتر
لوكاس در بهار ۲۰۰۸ و در حالى كه فيلم و سريال مورد بحث آخرين مراحل تدوين و تدارك را مى گذرانند، مى گويد: «وقتى همه چيز را رديف و مقابل خود و يا در ذهن تان مى نشانيد، گاهى به اين فكر مى افتيد كه شايد روال ديگرى مناسب تر باشد و بتوان آن اثر هنرى را در قالب بزرگترى ارائه كرد و اين چيزى است كه براى من اتفاق افتاد. كار در تلويزيون را دوست دارم، زيرا بسيار جمعى تر و گروهى تر از سينما است. افراد مى آيند و فكر و نيرويشان را روى هم مى گذارند و گاهى در حرف هايشان به نكات تازه اى مى رسيد. من بر اثر صحبت با همكارانم به چنين نقطه اى رسيدم. يعنى با اين كه طرح اوليه ما فقط يك نمايش تلويزيونى بود، اما ديديم كه يك فيلم سينمايى كارتونى به خوبى از درون آن بيرون مى آيد. اين طورى بود كه حركت ما آغاز شد.»
ماجراهاى اين فيلم جديد «جنگ ستاره »اى بين اپيزودهاى دوم و سوم اين سرى آثار و بهتر بگوييم در حد فاصل زمانى بين آنها روى مى دهد. دو فيلم مذكور كه در سال هاى ۲۰۰۲ و ۲۰۰۶ اكران شدند «حمله كلون ها» و «انتقام سيت» نام داشتند و به تبع آن فيلم كارتونى جديد «نبردهاى كلونى» ماجراهاى ديگرى از زندگى كاراكتر كليدى آناكين اسكاى واكر، مورس و راهنماى او اوبى ون كنوبى و ساير وابستگان آنها را به تصوير مى كشد. نكته تازه در اين نسخه كارتونى، معرفى يك كاراكتر جديد زن از جمع رزم آوران «جداى» و به نام آسوكى است كه كارآموز جوان اسكاى واكر به شمار مى آيد.
* يك روند طبيعى
هر چه هست لوكاس هرگز احساس كمبود قصه نمى كند واگر جز اين بود نمى توانست تريلوژى اصلى و پايان يافته «جنگ ستارگان» (۱۹۷۷ ، ۱۹۸۰ و ۸۴) را سال ها بعد و با ساختن يك تريلوژى ثانويه (۱۹۹۹ ، ۲۰۰۲ و ۲۰۰۶) از نو زنده كند و استمرار بخشد. خودش مى گويد: به هر قصه اى مى توان تركيب و عناصر جديدى را بخشيد. مثل يك روند طبيعى مى ماند كه جارى باشد و خودش از راه برسد.
بله، مى توان ده ها قصه ديگر مرتبط با داستان مركزى و آدم هاى اصلى ماجرا را گفت. در همين راستا لوكاس مى خواهد حداقل ۱۰۰ ساعت از سريال كارتونى «نبردهاى كلونى» را بسازد و روى آنتن بفرستد و بهتر بگوييم قسمت عمده اى از آن را ساخته و بقيه را هم در دست توليد دارد. او همچنين طرح ساخت سريالى ديگر نيز از روى جنگ ستارگان را در دست اقدام دارد كه برخلاف نبردهاى كلونى كارتونى - كامپيوترى نخواهد بود، بلكه با آدم هاى زنده ساخته مى شود و زندگى آن دسته از وابستگان كاراكتر اسكاى واكر را در برمى گيرد كه در نسخه هاى تاكنون ارائه شده جايى برايشان يافت نشده و يا به كلى حذف شده بودند يا سهم اندكى را به خود اختصاص داده بودند. اتفاقات اين مجموعه نيز در حد فاصل زمانى بين اپيزود سوم و فيلم اورژينال جنگ ستاره ها (۱۹۷۷) تحقق مى يابد.
* رويكرد ابدى
آيا همه اينها پايانى بر اين رويكرد است و يا ساختن داستان هاى «جنگ ستارگان »ى همچنان ادامه خواهد داشت بعيد است كه حتى اين فيلم هاى كارتونى و سريال هاى جديد نيز خاتمه اى بر اين روند و بر موج جديد تهاجم مخلوقات فضايى جورج لوكاس باشد و اين رويكرد ظاهراً ابدى است. لوكاس با جوابى كلى و سياست مدارانه در قبال سؤال فوق فقط بر ابهام ها مى افزايد: «نمى دانم چه مى شود و فقط شكرگزارم كه اين روند همچنان ادامه دارد و به راه خود ادامه مى دهد.»
درباره فيلم جديد و فانتزى «ماجراهاى اسپايدر ويك»
رؤيا در اسارت واقعيت
ترجمه: وصال روحانى
«ماجراهاى اسپايدر ويك» به لحاظ كلاس و تأثيرگذارى، شايد با داستان هاى جى ار ارتولكين، سى.اس.لوييس و جى.كى. رولينگ كه ديگر قصه هاى معروف فانتزى زمان هستند، برابرى نكند، ولى اين قصه كه ريشه گرفته از كتاب هاى تونى دى ترليتزى و هالى بلك است، كارى جالب توجه است و محسنات زيادى لااقل براى دوستداران اين ژانر دارد. در همه حال بايد اعتراف كرد كه اگر كاراكترهاى اوگرها و گابلين هاى آنان با شخصيت هاى ماجراهاى معروف ترى كه نام شان در سطور قبلى آمد، قياس شود، مشخص مى گردد كه رقبا جاه طلب تر و به تبع آن موفق تر هستند و در رنگين كمان احساس ها و تصورات، رنگ و نماى بهترى نسبت به اين فيلم جديد دارند. در اين قصه ها كه حالا در قالب يك فيلم سينمايى جديد با همان نام «ماجراهاى اسپايدر ويك» در سطح جهان اكران شده اند، نه موجودات خيالى و نامفهوم و غيرمتعارف بلكه كاراكترهاى انسانى موجب و مايه اعجاب و جذابيت اند و نظرها را بيشتر به سوى خود جلب مى كنند.
به اين ترتيب فردى هاى مور، سارا بولگر و مرى لوييز پاركر توانسته اند در قالب يك خانواده خاص كه به تازگى يكى از والدين و گردانندگان اصلى آن از صحنه خارج شده (و به واقع طلاق گرفته و رفته) است، ظاهر شوند و چنين احساسى را به بينندگان برسانند و برخلاف اكثر فيلم هاى فانتزى اخير، انسان ها را بر موجودات فانتزى رجحان بخشند.
ديويد استراترن هم رل آدمى ناتوراليستى را طورى بازى مى كند كه انگار بر اثر فراموشكارى و سطحى نگرى متوجه پى آمدهاى ارادت بيش از حد خود به امور جادو و سحر و خيال نيست و مثلاً نفهميده است كه چنين سرسپردگى باعث شده ارتباط او با زندگى حقيقى و تبعات و ويژگى هاى آن تا چه ميزان سست و قطع شده و همه چيز براى وى تغيير يافته است.
ما در سال هاى اخير اقتباس هاى سينمايى بسيار موفقى را لااقل به لحاظ تجارى از داستان هاى «ارباب حلقه ها»، نوشته تولكين، «هرى پاتر» كار رولينگ و «ماجراهاى نارنيا» محصول لوييس شاهد بوده ايم و حتى قسمت سوم «ارباب حلقه ها» در سال ۲۰۰۳ نخستين فيلم عظيم از ژانر فانتزى شد كه اسكار برترين فيلم سال را برده است و با تصاحب ۱۱ اسكار آن سال با ركورد تاريخى فتح اين جايزه برابرى يافت. نمى توان آن اقتباس هاى سينمايى پرطرفدار را ديد و به اين نتيجه نرسيد كه خط حائل بين رؤيا و واقعيت در آنها به شكل شگفت انگيزى نازك و ناپيدا شده است و اين امر با شدت بيشترى در مورد «ماجراهاى اسپايدر ويك» صدق مى كند. آن جا كه اتفاقات تا سرحد امكان از حقيقت دورى مى جويند تا بدان ميزان كه لمس آن دشوار و دشوارتر مى شود. در عين حال همان طور كه پيشتر گفتيم در اين فيلم بسيار بيشتر از موارد مشابه و قبلى، حقيقت برخيال مى چربد و واقعيت فانتزى را به اسارت خود درمى آورد. تفاوت ديگر مخارج كلان و بسيار زيادى است كه صرف به تصوير كشيدن قصه هاى تولكين، رولينگ و لوييس طى سال هاى اخير شده و از آن جا كه هزينه اى در همان حد براى ساختن فيلمى از روى كتاب «ماجراهاى اسپايدر ويك» صرف نشده، تفاوت هاى ناگزيرى نيز در اين روند شكل گرفته است. در عين حال مى توان تصريح و تأكيد كرد كه هاليوود در سال هاى اخير چنان در ساخت كامپيوترى فيلم هايى از اين قبيل مهارت و تخصص كسب كرده كه خيلى هم برايش فرق نمى كند پاى در كدام وادى مى نهد و براى هر موضوعى راه حلى دارد و فناورى هاى رايانه اى به حدى رسيده كه نمى توان و نبايد روى حقيقى يا خيالى بودن اصل ماجرا زياد حساب كرد.
همان مهارت ها و تخصص ها سبب شده است كارهاى قبلى سينماى فانتزى آن قدر چشمگير باشند كه ماجراهاى «اسپايدر ويك» و كاراكترهاى آن معمولى به نظر برسند و هر قيافه شگفت انگيزى هم كه در آن ظهور كند، در قياس با موارد مشابه در مثلاً «ارباب حلقه ها» عادى به نظر آيد و به همان ميزان و منوال از ديد بينندگان تخصصى فيلم هاى فانتزى، نااميد كننده جلوه كند.
هرچه هست، اصل داستان، ساده و سرراست است: هلن گريس (با بازى مرى لوييس پاركر) كه تازه از همسرش طلاق گرفته، همراه با دو پسرش جارد و سايمون (هر دو نفر، با بازى فردى هايمور) و خواهر بزرگتر آنها (سارا بولگر) به خانه جديدى كه توسط عمه بزرگ گريس به آنها سپرده و واگذار شده و منزلى فانتزى است، نقل مكان مى كنند. جارد از اين كه مادر و پدرش طلاق گرفته اند، بشدت عصبانى است، ولى سايمون راحت تر با اين مسئله كنار آمده و راضى نشان مى دهد و مالورى كه عاقل تر از تمامى آنهاست، مى كوشد به دو برادرش براى اين كه آنها كمك رسانان بهترى به «مادر تنها شده»ى خود باشند، قوت قلب و راهنمايى هاى لازم را ارزانى دارد.
عمه بزرگ آنها كه لوسيندا نام دارد (با بازى جووان پلوريات كهنه كار و مسن) اينك در يك خانه سالمندان سكنى دارد و تمام زندگى اش را با ترس از موجودات موهومى كه به زعم وى در جنگل هاى اطراف زندگى مى كنند، سپرى ساخته است. آرتور اسپايدر ويك (استراترن) كه پدر لوسيندا بوده و اين فيلم و عنوان آن، بر پايه نام و اوصاف وى تنظيم و ارائه شده، ۸۰ سال پيشتر جزئيات يك زندگى عجيب را كه در آن هم فرشته ها مى زيسته اند و هم هيولاها، در كتابى به رشته تحرير كشيده و سپس غيب شده بود!
اينچنين است كه سر و كله يك اوگر (موجودى كه در كتاب هايى از اين دست فراوان است اما توجيه و توصيف آن همچنان سخت مى نمايد!) پيدا مى شود. او مول گارات نام دارد و مى كوشد كتاب آرتور اسپايدر ويك را بكاود و در لابه لاى خطوط آن ريشه يابى كند تا بفهمد چگونه مى تواند به رازهاى قدرت و حكومت نائل شود و از چه طريق قادر است دنيا را در دست گيرد. مول گارت (با بازى نيك نولتى مشهور و قديمى) گروه گابلين هاى وابسته به خود را به سراغ خانواده هلن گريس مى فرستد و براى اين كار دلايلى دارد، زيرا كتاب مورد بحث ابتدا به چنگ جارد افتاده است و بايد آن را از دست او درآورد. با چنين مقدمه اى تقابلى بين گروه هلن گريس و لشكر مول گارات شكل مى گيرد كه هدف از آن تصاحب كتاب موردنظر است، ولى در مقام مقايسه با فيلم هاى معروف فانتزى سال هاى اخير اين ستيز كوچك است و چندان بزرگ نمى نمايد. موجودى بسيار كوچك و عجيب را در اين فيلم با نام براونى داريم كه سال ها كتاب مورد بحث را حفظ مى كرده و صداى او را در فيلم «مارتين شورت» بازيگر آشناى فيلم هاى كمدى و اجتماعى ۳۰ سال اخير هاليوود تأمين كرده است و در همان حال ست روگن به جاى يك موجود موسوم به هوب گلوبين كه درصدد انتقام گرفتن از مول گارات است، صحبت مى كند. كارگردانى با مارك واترز بوده كه پس از ساختن فيلم هايى كمدى ـ اجتماعى همچون «جمعه تقلبى»، براى نخستين بار به ژانر اكشن هاى بزرگ روى آورده و نمونه نو و بالنسبه خاصى از اين سبك و روال را رو كرده است و يك مشخصه متفاوت و مهم فيلم او اين است كه با اكتفا به طول مدت ۹۶ دقيقه فيلمى بسيار كوتاه تر و شسته و رفته تر از ساير كارهاى اخير اين ژانر كه معمولاً بسيار طولانى مدت اند، از آب درآمده و به تبع آن ضرب و ريتم فيلم نيز قدرى بيشتر نشان مى دهد.
پنجشنبه بازار كتاب
آغاز جشن كتاب
361275.jpg
ساير محمدى
گروه فرهنگ و هنر ـ گزارش اين هفته مصادف با آغاز نمايشگاه بيستم است. بيستمين دوره نمايشگاه بين المللى كتاب تهران امروز با حضور صدها مؤسسه انتشاراتى از ايران و جهان آغاز مى شود. بار ديگر مردم ايران مخاطبان اصلى كتاب در جشن بزرگ كتاب به عنوان بزرگترين رويداد فرهنگى سال حضور مى يابند تا با كتاب مورد علاقه خود شامل آثار دينى، فلسفى، اجتماعى، ادبى، سياسى و پديدآورندگان اين آثار ديدار داشته باشند. مصلاى تهران سال گذشته براى نخستين بار ميزبان نمايشگاه بين المللى كتاب بود. ناشران كشور از فروش بسيار بسيار خوب و خارج از تصور خود در سال گذشته خبر داده بودند . امتياز برگزارى نمايشگاه در مصلا اعم از سهولت در رفت و آمد و تلف نشدن وقت در ترافيك، موقعيت برابر همه غرفه ها و ... ظاهراً بازديدكنندگان و ناشران، همه را راضى كرده است. اميد است امسال نيز بازديدكنندگان بيشتر، فروش بهتر و نمايشگاه با شكوه ترى را شاهد باشيم. اما كتاب هاى تازه اى كه هفته گذشته به بازار آمدند:
* شعر
«آزاده» مجموعه اى از اشعار زنده ياد رهى معيرى است كه چاپ دوم آن اخيراً از سوى انتشارات بدرقه جاويدان منتشر شده است. اين مجموعه كه به اهتمام حسن على معيرى فراهم آمده در مقدمه اى مى نويسد: اشعارى را كه در سال هاى نابسامانى كشور سروده و مربوط به وقايع آن ايام بوده و با اين كه در سال ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۶ در مجلات معتبر تهران مصور و باباشمل و اطلاعات هفتگى با امضاى مستعار چاپ و منتشر شده، لذا پس از درگذشت رهى به خود واجب ديدم قسمتى از اشعار ميهنى او را طبع و نشر كنم. در اين كتاب اشعارى در قالب غزل، قصيده، مثنوى، قطعه و رباعى آمده است همراه با چند غزل ناتمام، در بخش آخر كتاب چند ترانه معروف از سروده هاى رهى به همراه نت ترانه ها و نام سازنده آهنگ ها آمده است. «سايه عمر» يكى از معروف ترين مجموعه شعرهاى رهى معيرى است كه چاپ دوم آن اخيراً از سوى انتشارات بدرقه جاويدان به بازار آمد. البته اين كتاب قبلاً در سال هاى مختلف توسط ناشران فراوانى چاپ و عرضه شده بود. بيشترين حجم شعرهاى اين مجموعه را غزل تشكيل مى دهد. ضمن اين كه چند قطعه، رباعى و اشعار پراكنده نيز در اين مجموعه چاپ شده است.
«دورترين مرغ جهان مى خواند» به قلم على اكبر قندانى آرانى كتابى درباره انديشه و زندگى سهراب سپهرى است كه از سوى انتشارات مرنجاب چاپ و منتشر شده است. انتشارات مرنجاب در كاشان فعاليت مى كند. نويسنده در اين كتاب نگاهى دارد به ابعاد زندگى فكرى، ادبى و هنرى سهراب سپهرى و بيان خصوصيات آن با بهره گيرى از اشعارش، ضمن اين كه با استفاده از نمادهاى شعر خواننده را با روحيات و اخلاق شاعر و سير انديشه وى آشنا مى كند. سروده هايى از شاعران معاصر درباره سهراب به همراه بازخوانى چند شعر از هشت كتاب و منظومه «در كنار چمن يا آرامگاه عشق» در قالب كلاسيك از ديگر مطالب كتاب مذكور است.
* داستان، رمان
«مستأجر» رمانى از رولان توپور نويسنده فرانسوى با ترجمه كورش سليم زاده است كه از سوى نشر چشمه منتشر شده است. اين نويسنده لهستانى الاصل شاعر، نقاش و كاريكاتوريست صاحبنامى بود كه يك سريال نمايش عروسكى طنز آميز براى تلويزيون فرانسه در سال ۱۹۸۳ ساخت و هدفش تمسخر و دست انداختن اخبار روز جامعه در رسانه هاى اروپايى و آمريكايى بود. زمينه اغلب آثار داستانى او نيز سوررئاليسم و طنزى سياه است كه جوامع اروپايى را هدف مى گيرد. رمان مستأجر در سال ۱۹۷۶ مورد توجه رومن پولانسكى قرار گرفت و از روى آن فيلمى با همين عنوان ساخت. «دن كيشوت روسى» اثرى از ايوان تورگينف نويسنده روس است كه با برگردان يوسف قنبر از سوى انتشارات كاروان به بازار آمد. اين كتاب چهار داستان به هم پيوسته است كه روسيه قرن نوزده را به تصوير مى كشد. در مورد اين نويسنده گفته اند كه در آثارش چنان روسيه را واقعگرايانه تصوير مى كند كه كتاب هايش را به نوعى «دفتر خاطرات روسيه» در آن روزگار مى دانند. از تورگنيف در ايران رمان هاى پدران و پسران، خاطرات يك شكارچى و ... به فارسى ترجمه و منتشر شده بود.
«تأويل ملكوت» عنوان كتابى به قلم دكتر محمدتقى غياثى است كه در نقد و بررسى رمان شاخص «ملكوت» اثر بهرام صادقى، نوشته و منتشر كرده است. اين كتاب هفته گذشته از سوى انتشارات نيلوفر به بازار آمد. دكتر غياثى در اين كتاب، به كار گزارش شناسى قصه، يا روايت شناسى مى پردازد. ساختار كلى قصه، تحليل مضمون هر فصل، درونمايه، ديدگاه ها و تداخل متن ها از ديگر مباحث مورد توجه نويسنده در اين كتاب است. ضمن اين كه در بخش «بررسى نشانه شناختى» هر يك از شخصيت هاى قصه را مورد توجه قرار مى دهد. نمادهاى قصه ملكوت در دولايه مورد مداقه قرار مى گيرد. نويسنده اين كتاب را به عنوان يك كتاب درسى دانشگاهى براى دانشجويان ادبيات فارسى و دانشجويان رشته زبان هاى خارجى و قصه نويسان و منتقدان تأليف كرده است. هشتمين شماره «كيميا» دفترى در ادبيات و هنر و عرفان است كه به اهتمام سيد احمد بهشتى شيرازى از سوى انتشارات روزنه چاپ و منتشر شده است. در اين كتاب سه شعر از امام حسين (ع)، ترجيع بند خواجوى كرمانى، رساله پرتو عشق، ترجيع بند هاتف اصفهانى، ملاقات پوشكين با فاضل خان گروسى، زندگى حضرت محمد رسول الله (ص)، مرورى بر ديوان شبلى، قصيده اى از ابوعلى سينا، شرح موضوعى ديوان حافظ و مناجات منظوم حضرت امير (ع) را خواهيد خواند. در اين «كيميا» چهره هاى شاخص از فرهنگ و ادب ايران و جهان مانند الهى قمشه اى، ويليام چيتيك، آيت الله سيدابوالحسن رفيعى، شيخ مفيد شيرازى، عبدالعلى براتى، ادوارد براون، سعيد نفيسى و پيروز سيار هر كدام با مطلب و مقاله اى حضور دارند. «من در شلمچه بودم» خاطرات سرهنگ عراقى ثامر عبدالله با برگردان فاتن سبزپوش است كه از سوى انتشارات سوره مهر در فروردين ۸۶ به مناسبت بيست و پنجمين سالگرد آزادى خرمشهر منتشر شده بود و چاپ دوم آن اخيراً به بازار آمد. انتشارات سوره مهر به مناسبت بيست و پنجمين سالگرد آزادى خرمشهر كتاب هاى ديگرى هم چاپ و منتشر كرده است كه يكى از آنها «خرمشهر خانه روبه آفتاب» نام دارد. اين كتاب گفت وگو با صديقه زمانى همسر سردار شهيد سيدعبدالرضا موسوى است كه به اهتمام هدايت الله بهبودى، احد گودرزيانى و مرتضى سرهنگى انجام گرفته و تدوين شده است. در مقدمه كتاب مى خوانيم: پيش از اين تنها نامى و عكس از او(سيد عبد الرضا موسوى) روى ديوارهاى افتاده و ايستاده خرمشهر ديده بوديم. اما حالا خانم زمانى در آن روز بهارى در حوالى ميدان گل ها از تكه ابرى حرف مى زند كه روزى روى خاك خرمشهر باريده بود. ابرى كه نامش سيدعبدالرضا موسوى است.
* دين فلسفه، سياست و تاريخ، هنر
«رويكردى بديع و دراماتيك بر: سرگذشت جامع امام حسين(ع) از ولادت تا شهادت» عنوان كتابى به قلم امير فرهى است كه از سوى انتشارات اتاق آبى منتشر شده است. اين كتاب در هفده فصل از تولد امام حسين(ع) به عنوان مولودى فوق العاده آغاز مى شود و در فصل آخر با قتل عام كوفيان پايان مى گيرد. «كوروش كبير» كتابى به قلم هارولد آلبرت لمپ با ترجمه رضازاده شفق است كه از سوى انتشارات معين به چاپ دوم رسيد. اين كتاب، يك رمان تاريخى است كه در سال ۱۹۶۰ نوشته و منتشر شده، نويسنده در تأليف اين اثر به شيوه توصيفى روى آورده و ضمن مسافرت هاى متعدد به كشورهاى منطقه و مناطقى كه زير فرمان كوروش اداره مى شد، به لحاظ حقايق تاريخى و خصوصيات روحى و روانى جامعه و اوضاع اجتماعى ملل و اقوام خاورميانه اثرى جامع خلق كرده كه در عين داستانى بودن متن، به عنوان يك كتاب تاريخ مى توان آن را مطالعه كرد. «رضاشاه از سقوط تا مرگ» عنوان كتابى به قلم دكتر سيدرضا نيازمند است كه از سوى انتشارات حكايت قلم نوين منتشر شده است. دكتر نيازمند پيش از اين كتاب «رضا شاه از تولد تا سلطنت» را تأليف و منتشر كرده بود.
نويسنده در مقدمه كتاب مى نويسد: سرگذشت رضاشاه از مرداد ۱۳۲۰ كه تذكرات كشورهاى خارجى شروع شد و او توجه نكرد تا سقوط و مرگ، يكى از بخش هاى عبرت انگيز تاريخ ايران زمين است. «نظريه انتقادى مكتب فرانكفورت در علوم اجتماعى و انسانى» به قلم حسينعلى نوذرى كه چاپ اول آن در سال ۸۳ از سوى نشر آگه منتشر شده بود به چاپ دوم رسيد. نويسنده در اين كتاب براى آشنايى خوانندگان با بستر تكامل تاريخى و زمينه هاى تكوين اجتماعى مكتب فرانكفورت، ضمن اشاره اى كوتاه به تاريخ آلمان و ميراث سياسى - اجتماعى آن، به ترسيم شرايط سياسى، اجتماعى و اقتصادى دوران جمهورى وايمار در آلمان مى پردازد و در فصل هاى ديگر به بررسى شكل گيرى مكتب فرانكفورت و بحث و بررسى نظريه انتقادى آن اشاره دارد. «اگزيستانسياليسم و اخلاق» اثر مرى وارنوك كتابى است كه به آراى اخلاقى كى يركگور، هايدگر و سارتر نظر دارد و به اين باور است كه اگزيستانسياليسم، از بسيارى جهات بيشتر به نوعى حالت روحى يا حال شبيه است تا نظامى فلسفى و به رغم آن كه نسبتى با نظريه اخلاق دارد، نمى تواند به خودى خود هيچگونه فلسفه اخلاق متمايز و منسجمى پديد آورد. اين كتاب را مسعود عليا به فارسى ترجمه كرده و انتشارات ققنوس ناشر آن است.
«پلخانف: پيش آهنگ ماركسيسم در روسيه» عنوان كتابى به قلم ميخائيل تريفونوويچ و ايرنا نيكولايو ناكورباتووا است كه نشر اشاره منتشر كرده است. پلخانف يكى از رهبران و تئوريسين هاى انقلاب اكتبر روسيه بود و در كنار لنين جنبش انقلابى مردم را هدايت مى كرد. اما پس از چندى از در مخالفت با رهبران جنبش درآمد. به تبعيد رفت. مغضوب واقع شد و سرانجام سرنوشتى تراژيك پيدا كرد. اين كه پلخانف در روسيه چه راهى را پيمود، چگونه و چرا از ماركسيسم انقلابى فاصله گرفت و چه درس هاى تاريخى از سرنوشت پيچيده و متناقض او مى توان آموخت، در اين زندگينامه به صورت مبسوط آمده است. اين كتاب را بابل دهقان از زبان روسى به فارسى ترجمه كرده است.
«ماركسيسم و آزادى» كتابى از رايا دونايفسكايا با ترجمه حسن مرتضوى و فريدا آفارى كه از سوى نشر ديگر منتشر شده است. نويسنده در اين كتاب تولد فلسفه انسان باور ماركس را در رابطه با سه چالش بررسى مى كند. فلسفه هگل، اقتصاد سياسى اسميت و ريكاردو، سوسياليسم پى ير پرودون و فرديناند لاسال.
«مجموعه مقاله هايى از كنگره بين المللى ماركس» يا ماركسيسم پس از صد سال عنوان كتابى است كه از مقالات كنگره بين المللى دانشگاه پاريس در سال ۱۹۹۵ شكل گرفته است. اين كتاب در واقع كارنامه انتقادى و دورنماى آينده ماركسيسم است كه نويسندگان مقالات از كشورهاى مختلف جهان به آن پرداخته اند. اين مجموعه مقالات توسط گروهى از مترجمان به فارسى برگردانده شد و ويراستار مجموعه حسن مرتضوى است. ناشر اين كتاب نشر ديگر است.
«دولت الكترونيك: رويكرد مديريتى» به قلم دكتر نورمحمد يعقوبى كتابى در شش فصل است كه نشر افكار منتشر كرده است. نويسنده در اين اثر معتقد است: قرار گرفتن راهبرد استقرار دولت الكترونيك در دستور كار مديريت بخش عمومى، درحقيقت پاسخى به چالش هاى محيطى هزاره سوم و سازگارى با دنياى جديد كسب و كار است. «ارزشيابى نظام هاى آموزشى» با رويكرد عملياتى كتابى تأليف مجيد احمدى است كه نشر كتاب روشن منتشر كرده است. اين كتاب با پيروى از مراحل روش تحقيق نحوه ارزيابى نظام هاى آموزشى را در هشت فصل به صورت عملياتى شرح مى دهد. در تأليف و تدوين كتاب سعى شده رويكرد كاربردى و روش علمى رعايت شود و فرآيند نظام هاى آموزشى به صورت گام به گام تشريح مى شود.
«استراتژى كلاس جهانى در مديريت كيفيت بازرسى» كتابى از دكتر حسن فارسيجانى است كه انتشارات قصيده سرا منتشر كرده است. نويسنده كتاب مذكور معتقد است براى حضور فعال در عرصه اقتصاد جهانى بايد جهانى انديشيد و براى دستيابى به برنامه هاى پيش بينى شده در سند چشم انداز بيست ساله توسعه كشور همراه شدن با سياست ها و الگوهاى مديريت كلاس جهانى محصولات ضرورى است. لذا كيفيت بازرسى و بازرسى كيفيت در دهه آغازين هزاره سوم نقش و اهميت به سزايى دارد.
«تاريخ خط ميخى» اثرى از كريستوفر واكر با ترجمه نادر ميرسعيدى است كه انتشارات ققنوس منتشر كرده است. در اين كتاب تكامل خط ميخى از كهن ترين علائم تصويرنگاره اى تا متأخرترين الواح نجومى و فرايند استفاده از اين خط براى نگارش زبان هاى گوناگون خاورنزديك بررسى شده است.
«جادوى انگشتان» گزيده مقالات مجله رودكى در فاصله سال هاى ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ است كه در زمينه موسيقى ايران و جهان نوشته شده است. در كتاب مذكور پژوهش هاى ارزشمندى درباره موسيقى و موسيقيدانان جهان مانند بتهوون و استراوينسكى و... آمده است.
چاپ اول اين كتاب از سوى سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در سال ۸۱ و چاپ دوم آن اخيراً منتشر شده است. «مسائل و چشم انداز فرهنگ» كتاب ديگرى از اين مجموعه است كه به فرهنگ و چشم اندازهاى آن مى پردازد. مقالات اين كتاب به قلم نويسندگانى مانند داريوش آشورى، ناصر تكميل همايون، آرنولد توين بى، اوگوستن ژيرار و جلال ستارى و... است.چاپ دوم اين كتاب اخيراً از سوى سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى منتشر شده است.
«به همين سادگى» مجموعه گفت وگو با صاحبنظران حوزه علوم انسانى و هنر است كه به اهتمام نورالله مرادى فراهم آمده و دفتر پژوهش هاى راديو آن را چاپ و منتشر كرده است. در اين كتاب گفت وگوهاى بسيار خواندنى با آيت اللهى، ابومحبوب عبدالمجيد ارفعى، اسدالله امرايى، موسى بيدج، محمد احمد پناهى سمنانى و... آمده است.
«تاريخ نگارى به شيوه راديو BBC» كتابى به قلم صفورا نيرى است كه دفتر پژوهش هاى راديو منتشر كرده است. در اين كتاب، پژوهشگر بيش از ۱۲۰ برنامه با مضمون مباحث تاريخى از ۱۴ شبكه و ايستگاه راديويى محلى، منطقه اى و بين المللى BBC را مورد تحقيق قرار داده و به چگونگى بيان تاريخ يا تاريخ نگارى در اين برنامه ها پرداخته است.
«زنان و راديو» كتاب ديگرى از دفتر پژوهش هاى راديو است كه كارولين ميشل تأليف كرده و شايسته اسماعيل پور آن را به فارسى برگردانده است. نويسنده كتاب كه از خبرنگاران موفق راديو BBC بوده و در اين كتاب با به نمايش گذاشتن تفاوت ها، نابرابرى هايى را آشكار مى كند كه زنان خبرنگار در راديو BBC با آن مواجه بودند و يا به حاشيه رانده شده اند.
روشنگرى اين كتاب درك بهترى از رهيافت هاى فمنيستى درمورد رسانه ها را فراهم مى سازد.
«سور و سوگ در فرهنگ عامه لرستان و بختيارى» كتاب ديگرى از دفتر پژوهش هاى راديو به قلم محمد حنيف است كه سعى دارد با ارائه نمونه هايى از جلوه هاى سور و سوگ در فرهنگ عامه مردم بختيارى و لرستان اين پيوند را نشان دهد. «موسيقيدانان قزوين» كتابى از مهدى نور محمدى است كه سرگذشت موسيقيدانان قزوين اعم از خواننده، آهنگساز، سازندگان ساز، تعزيه و تعزيه خوانان را در دوره قاجار و اوايل عصر پهلوى روايت مى كند. نويسنده در اين كتاب اطلاعات تازه اى از زندگى و آثار ملاعبدالكريم جناب، ميرزا حسن معين البكاء، ابوالحسن اقبال آذر، سيدعبدالله شيخ الاسلامى و عارف به دست مى دهد. ناشر اين كتاب حديث امروز قزوين است.
«نئوپرسپكتيو» كتابى از ايرج شوقيان است كه انتشارات روزنه منتشر كرده است. در اين كتاب نشان داده شده چگونه مى توان با اسكن گرفتن از اجسام بدون استفاده از وسايل اندازه گيرى، تصاوير مجسم اجسام را به دست آورد. ضمن اين روشى براى رسم پرسپكتيو ارائه شده كه بر مبناى آن مى توان از نماهاى غيرعمود بر هم براى رسم اجسام استفاده كرد. «دموكراسى پساتوتاليتر» اثرى از ژان پيرلوگوف با ترجمه دكتر كاظم ايزدى است كه نشر چشمه منتشر كرده است. وضعيت دموكراسى در جوامع توسعه يافته چگونه است در فرآيند قرن بيستم ديكتاتورهاى فاشيست در بخشى از اروپا و توتاليتاريسم هايى از نوع نازى و اتحاد جماهير شوروى قصد داشتند كه دموكراسى را از ريشه بخشكانند و امروز آيا با شكل جديدى از نفى دموكراسى مواجه نيستيم اين كتاب سعى دارد به اين پرسش ها پاسخ دهد.
«... تا امروز» يا پنجاه سال با افست عنوان كتابى است كه از سوى انتشارات سبزخامه منتشر شده است. در اين كتاب با سرگذشت پنجاه سال شركت چاپ افست آشنا مى شويد. به همين منظور محمدحسين ديزجى گفت وگوهايى با همايون صنعتى زاده (به عنوان نخستين مديرعامل افست) جعفر صميمى، على موسوى گرمارودى، على محمدى اردهالى، على طارمى راد كه به ترتيب دومين تا پنجمين مديرعامل افست بوده اند، داشته تا از فراز و نشيب اين شركت و چگونگى فعاليت آن در طول سال هايى كه گذشت بگويند. البته على طارمى راد طولانى ترين مدت مديريت را به عنوان مديرعامل در اين مجموعه از سال ۱۳۶۲ تا امروز داشت.
«صد ساعت با فيدل» عنوان كتابى است كه در اين هفته از سوى نشر اخوان چاپ و منتشر شده است. موضوع كتاب گفت وگوى ايگناسيو رامونت با فيدل كاسترو رهبر انقلاب كوباست.در اين مصاحبه صد ساعته كاسترو از زندگى و خاطرات خود مى گويد و در خلال اين خاطره گويى تاريخ جهان را از دهه پنجاه ميلادى تا آغاز هزاره سوم به روايت مى نشيند. كتاب «صدسال با فيدل» را كيومرث پارساى از زبان اسپانيولى به فارسى برگردانده است. لازم به ذكر است متن اصلى كتاب در سال ۲۰۰۷ ميلادى چاپ و منتشر شده بود.
گزارش پشت صحنه «نردبامى بر آسمان»
دام گسترده درام بر تاريخ
مريم درستانى
361305.jpg
تهيه و توليد سريال هاى تاريخى به دليل زمان و هزينه و البته گروه تحقيقاتى كه اگر در پروژه ها موجود باشد! ساخت اين گونه كارها را با مشكل مواجه مى كند. شايد اين طولانى بودن به دلايل عديده اى برگردد مثل آماده نبودن فيلمنامه، مثل انتخاب بازيگرها و سياهى لشكرها و دكور و شايد هم به بحث توليد و تهيه برگردد كه ديگر جاى هيچ بحث و شبهه اى را باقى نمى گذارد. آنچه مسلم است اين است كه امروزه كارگردانانى سريال هاى تاريخى مى سازند كه هم صبر و حوصله بالايى داشته باشند هم اين كه منتظر باشند در هر مرحله از توليد به دليل كمبود بودجه، پروژه متوقف شود. در هر حال با ادامه ساخت سريال هاى تاريخى، سريال «نردبامى بر آسمان» كه قرار بود قسمت اول پروژه «شهر آشوب» به كارگردانى يدالله صمدى باشد به كارگردانى محمد حسين لطيفى در حال ساخت است. اين سريال تاريخى اگر نگوييم دومين سريال تاريخى درباره شخصيت علمى برجسته كشورمان است، شايد سومين سريال تاريخى بعد از بوعلى سينا و ملاصدرا است كه به شخصيت غياث الدين جمشيد كاشانى مى پردازد كه هم رياضيدان بوده، هم منجم و هم كسى كه عدد پى را كشف كرده و تا ۱۹ رقم توانسته آن را محاسبه كند و تا الآن هم كسى نتوانسته چنين كند. شايد كمتر مخاطبان تلويزيونى يا مردم با اين شخصيت، ويژگى هاى رفتارى، اخلاقى و زندگى اين آدم آشنا باشند. اما اگر بخواهيم شخصيت غياث را بيشتر به شما بشناسانيم بايد بگوييم او حتى اولين كسى بوده كه اولين مدار زمين را نيز به نام خود كرده است. حالا او را شناختيد !
* غياث كودكى بازيگوش و جست وجوگر
«شهرك سينمايى غزالى»، «كاشانه» اكثر سريال هاى تاريخى است و اكنون كه من در شهرك هستم گروه توليدى سريال «كلاه پهلوى» به كارگردانى ضياءالدين درى نيز در حال فيلمبردارى است. اميرعباس لطيفى (برنامه ريز) دكورهاى شهر كاشان را نشان مى دهد و توضيح مى دهد كه روز گذشته صحنه آتش سوزى داشتند كه غياث الدين ... آهنگرى شوهر خواهرش را آتش مى زند. وارد بازارچه كاشان كه مى شويم گارى هاى متفاوتى از انواع ميوه ها و مركبات وجود دارد، شبيه بازار مسگرهاى ما كه يكى پتك بر سندان مى كوبد، يكى خربزه و هندوانه مى فروشد و مرغ و خرو س ها آن وسط براى خودشان جولان مى دهند و ديگ آش شله قلمكار يا آش بلغور هم در حال جوشيدن است. محمدحسين لطيفى ديگ را هم مى زند و مى گويد: «بچه ها مواظب باشيد ته نگيرد.» به ميدانگاه اصلى شهر كاشان مى رسيم. در اين ميدان او توضيح مى دهد كه ماجراهاى زيادى مثل گردن زدن صفدر عيار را داريم و همين طور اتفاقاتى كه براى عبدالغفور سنجرى رخ مى دهد و انوشيروان ارجمند ايفاگر نقش آن است. مسجد كاشان و همين طور محوطه كاشان را مى بينيم كه با ديوارهاى كوتاه و تقريباً كاهگلى ساخته شده اند و چيزى شبيه ساختمان هاى ابيانه كاشان است. دارالحكومه مقابل اين محوطه است و كوچه هايى كه باعث ايجاد ارتباط مى شوند. گروه لطيفى زير بارش آفتاب نسبتاً گرم بهارى چترى بزرگ را روى سر گرفته اند و مقابل بازارچه كاشان مستقر شده اند. مى توان كودكى هاى غياث الدين جمشيد كاشانى را با ديدن بازيگر خردسالى كه به جاى كودكى او بازى مى كند، در آن بازارچه حس كرد. تصور كنيد خيلى جالب است كه از دل منابع و مآخذ و از دل تاريخ شخصيتى را بيرون بكشيد و به شكل امروزى به مخاطبان نشان دهيد. اين كه او كه بوده چه مى كرده چگونه زندگى داشته و سؤالاتى از اين قبيل كه مسلماً ابتدا براى خود لطيفى و حامد عنقا كه نويسنده سريال است جذاب بوده است. «عليرضا مظفرى» همانطور كه لطيفى مى گويد مثل كودكى غياث شيطون و سر به هواست به شكلى كه هميشه كفشش را لنگه لنگه مى پوشد. او يار غارى دارد كه معين نام دارد و پسر خواهر غياث است و البته از او بزرگتر. اما حريف زبان چرب و نرم و جست وجوگر غياث نمى شود. مظفرى مى گويد: «غياث خيلى شر و شيطون است از ديوار صاف بالا مى رود و پدرش را اذيت مى كند، مى خندد و اين پا و آن پا مى كند. تا سه سال پيش معدلش ۲۰ بوده اما حالا كه كلاس چهارم كمى سخت تر است به دليل بازى ۱۹‎/۷۲ گرفته، بازمى خندد و مى گويد: بچه ها اولين فيلمى كه بازى كردم من را شناختند. او مى گويد: ديالوگ هاى اين كار يك جورى است مثلاً ديروز در آهنگرى ديالوگى داشت كه خودم نفهميدم چطورى آن را گفتم. «داريوش كاردان» نقش مسعود طبيب پدر غياث الدين ... را بازى مى كند، لباس سبزرنگ بلندى مانند كلاهش به تن دارد و ريش حنايى رنگ نسبتاً بلندى نيز نقش يك طبيب را تكميل مى كند. مجريان چهره پردازى به همراه طراح چهره پرداز (محسن بابايى) مراقب گريم بازيگران هستند. لطيفى با غياث و معين صحبت مى كند و مى گويد: بايد با هم صحبت كنيد و بگوييد ستاره ها پشت ابر مانده اند و خورشيد جلو آنها را گرفته يا اين كه ستاره ها كه مى آيند خورشيد در پشت آنها پنهان مى شود يا بالعكس هر جور كه دوست دارى اين را معين بگو. لطيفى ادامه مى دهد: بعد مى گى: درست راه برو، غياث مى گه: نمى دونم چرا نمى تونم درست راه برم! به معين مى گه: حتماً دوباره كفشهاتو عوضى پوشيدى ... دو كودك با هم تمرين مى كنند و بعد كارگردان ادامه مى دهد: خب تو مى پرسى، جواب منو بده غياث هم مى گه: از خواص استوقدوس هر چى بگى مى دونم اما از آسمون نه...
به كلمه استوقدوس كه مى رسند، هى مى خندند. اون يكى مى گه مودوتس و باز هم مى خندند.
داريوش كاردان به جمع اضافه مى شود و مى گويد: مى تونى بگى سنبل تيو و ...
* درامى كه بر دوربينD.H ضبط مى شود
«يعقوب غفارى» دستيار اول كارگردان با بلندگوى بزرگى كه در دست دارد تلاش مى كند صحنه را آن طور كه لطيفى مى خواهد آماده كند، ندا قائدى (منشى صحنه) نيز در كنار كارگردان شماره سكانس ها را مى نويسد. بعد از ۱۶ ـ ۱۵ بار برداشت بالاخره صحنه مورد نظر گرفته مى شود و جابه جايى كفش غياث در زمان كمى و به سرعت صورت مى گيرد. از كارگردان مى پرسم با اين همه برداشت چگونه صحنه آتش سوزى ديروز را در يك روز تمام كرديد. مى خندد و مى گويد: «محال است دو روز طول بكشه!» او درباره اقدامات تازه اى كه براى عريض و طويل كردن بازار به لحاظ كامپيوترى انجام دادند، مى گويد: «ايجاد پرده سبز و تروكاژهاى تصويرى كه در بازار انجام داديم و با حضور محسن روزبهانى مسئول جلوه هاى ويژه و هديش بيگدلى شاملو كه مسئول جلوه هاى كامپيوترى ما بودند، دو برداشت داشتيم. يكى بك گراند بود و يكى براى فوروارد. به اين شكل بازار را عظيم تر كرديم. او توضيح مى دهد غياث آتش دم را بيشتر مى كند، مغازه آتش مى گيرد. سر و صورتش مى سوزد و شاگرد آهنگر (شيرمحمد) كه مرد لالى است نيز به سر و كله خود مى زند چون مغازه به او واگذار شده است و از اين قبيل اتفاقات...» لطيفى بعد از اين كه تصميم مى گيرد كارگردانى كار را برعهده بگيرد دو متن مربوط به حسين ترابى و هوشمند را كنار مى گذارد و از ابتدا با همكارى حامد عنقا و سيد سعيد رحمانى طرح قصه را تكميل مى كند. سريال او از ابتداى تولد و حمله تيمور لنگ آغاز مى شود و تا مرگ غياث ادامه مى يابد، اما شهر آشوب به قصه زندگى غياث بعد از مرگ اين شخصيت مى پردازد. لطيفى در اين باره مى گويد: «ما فقط شخصيت ها و مسائل تاريخى را كه مشترك است از تاريخ گرفتيم ولى درام ما از ب بسم الله تا تاى تمت متفاوت است.» يكى از امتيازات ويژه اين مجموعه تلويزيونى استفاده از دوربين پيشرفته D.H است كه با توجه به حجم بالاى تروكاژ و ايجاد جلوه هاى بصرى خاص، مناسب ترين روش جهت انجام ضبط تصاوير اين مجموعه تلويزيونى است. بر اين اساس لطيفى مى گويد: خساست به خرج نمى دهيم و تمرين ها را هم مى گيريم. چون در متريالمان پول هم نمى دهيم.
كارگردان درباره قصه نردبامى بر آسمان مى گويد: «قصه از لشكر كشى تيمور لنگ در اصفهان شروع مى شود و بخشى درگيرى است كه به درگيرى آهنگرى با سربازان مغول پرداخته مى شود. سرباز مغول دخترى دارد به نام ويس كه نقش آن را صدف اختر بازى مى كند و اتفاقات ديگر كه معتقدم پى درپى رخ مى دهد. اما آنچه من به آن توجه كردم براى اين كه تفاوت كار من با ديگر كارهاى تاريخى باشد اين است كه تجربه هايى كه در كارهاى تاريخى ديدم را تكرار نكنم.» لطيفى در پاسخ به اين سؤال كه آيا شما توانسته ايد براى يك شخصيت قرن ۸ و ۹ هجرى زبان محاوره امروزى را درنظر بگيريد، گفت: «هميشه تلاش شده براساس كتب گذشته ديالوگ ها مطرح شود و اين به نظرم اشتباه است و من قرار نيست آن را ادامه دهم و قرار نيست من از زبان و لغات ۶۰ ـ ۵۰ سال گذشته استفاده كنم. چون هرچه داستان جلو مى رود مسائل علمى عنوان مى شود كه درباره جدول ضرب و محاسبه محيط دايره و... صحبت مى كند و اين قابل فهم عموم جامعه نيست. اما اين سختى به آن معنا نيست كه نشود.» لطيفى به درام زيباى اين كار اشاره مى كند و ادامه مى دهد: «درام اين كار به غير از عشق همه چيز است. از جذابيت يك كودك پر از سؤال بگيريد تا زمانى كه خودش را به مباحث ازدواج اين آدم و عشق اين آدم مى دهد، نظر كرده اى كه از كودكى داشته و ارتباط با معين و بحث پيشگويى و علوم ممنوعه و جادوگرى مطرح مى شود. بعد حركت غياث به سمرقند، حتى جبر و اختيار و سعايت هايى كه عليه او مى شود و اتفاقاتى كه پيش مى آيد اين شخصيت را پخته مى كند و درنهايت يك انتقام سنگين كه از ابتداى قصه توسط دخترى به نام «آى بانو» كه به خونخواهى از پدرش كمر به قتل غياث الدين... مى بندد.» جالب است كه درام يا بار عشقى سريال باز توسط فتنه يا آشوب يك زن شكل مى گيرد. مثل تجربه اى كه قطام در سريال امام على (ع) داشت. حالا آى بانو با بازى ماه چهره خليلى كمر به قتل غياث مى بندد، اما در ميانه راه تحت تأثير غياث... قرار مى گيرد و عشقى اتفاق مى افتد و به اين شكل بيننده را با خود همراه مى كند.
* غياث... طبيب، رياضيدان، منجم و كاشف عدد پى
حامد عنقا (نويسنده) تحقيقات گسترده اى درباره اين شخصيت داشته و آن هم به دليل اين كه او كتابى به نام «تاريخ الهيات علم در اسلام» را به پايان رسانده و براى اين كتاب به سراغ شخصيت غياث الدين... نيز رفته است. او نيز اتفاقات سريال نردبامى بر آسمان را سوار بر درامى مى داند كه اتفاقاً شخصيت غياث داخل اين درام شكل مى گيرد و ادامه مى دهد: «ما با توجه به منابعى كه موجود بود فيلمنامه را شكل داديم اما منابع تنها ۲۰ صفحه بود، خوشبختانه منابع غياث... از بين نرفته و تنها ۲ كتاب وِِِِِتر و جِيب موجود نيست كه چون در قصه ما به آن اشاره مى شود از آنها نام مى بريم و همانطور زمان تيمور والغ بيگ كه منابع زيادى وجود دارد اما باقى فيلمنامه را براساس قرائن من به عنوان نويسنده و يا تخيل محمد حسين لطيفى شكل داديم.»
او معتقد است مثلاً در هيچ كدام از كتاب ها وجود نداشت كه غياث آيا خواهر و برادر ديگرى نيز دارد يا نه ولى ما از روى شخصيت معين به خواهرزاده او پى مى بريم كه خواهرى داشته، خب شوهرش آهنگر بوده و...» عنقا توضيح مى دهد: «فراموش نكنيد ما كار نمايشى مى كنيم، گاه گاهى لازم نيست نعل به نعل تاريخ را بازگو كنيم.به اين شكل بايد مستند بسازيم. در حالى كه بايد بعد نمايشى و سرگرمى و جذابيت را نيز در نظر بگيريم.» او همينطور درباره زبان شخصيت هاى نردبامى بر آسمان مى گويد: «متن ها منطبق بر ادبيات قرن ۸ و ۹ هجرى است اما اين اثر را در محاوره وگويش ترجمه كرديم و نوع گويش ها به ادبياتى كه ما از زبان ۸ و ۹ هجرى داريم نزديك است.» عنقا تلاش كرده كه اين بار لطيفى با متن كامل و درام جذابى همراه باشد تا خودش دست به قلم نشود و تمام ذهنيتش معطوف به كارگردانى باشد. او از تجربيات و مشاوره دكتر آرش گودرزى دكتراى تاريخ اديان از دانشگاه كمبريج نيز استفاده كرده است.
361308.jpg
* جمع ضدين بودن غياث
براساس اين درام شخصيت غياث... بايد شخصيت جالبى باشد كه با بازى وحيد جليلوند گوينده راديو و با توجه به صدايى كه دارد، شكل مى گيرد. جليلوند در اين رابطه مى گويد: «با اين كه شخصيت عجيب و غريبى بوده اما الآن نمى شود گفت با آن آشنا شدم، شايد كمى پرطمطراق باشد اگر بگويم الآن حس مى كنم شخصيت غياث الدين... هستم و بر خلاف تصور ما، فكر مى كنم مى رسيم به آنجا كه بگوييم اين شخصيت متعلق به امروز است.» و او نتيجه اين ويژگى را فيلمنامه و همينطور تجسمى مى داند كه كارگردان از اين شخصيت به او ارائه داده است. او درباره اين تجسم مى گويد: «غياث پيش از اين كه يك دانشمند باشد يك آدم دوست داشتنى است كه در ظلمات ازل تا ابد بسيار مهربان و در عين حال كمى مجنون و بشدت شطحى است، موضوعات جدى را تا انتها مى پيمايد و به موضوعات غيرجدى بى تفاوت است.» او ادامه مى دهد: «من حس مى كنم حسين لطيفى با جنون اين آدم زندگى كرده، با غيرمتعارف بودن و خلاف عادت بودن اين آدم زندگى مى كند.» جليلوند به جمع ضدين بودن اين آدم اشاره مى كند و مى گويد: «غياث شمشير مى زند، سوار كار حرفه اى است، نجوم مى داند، فلسفه، رياضيات و علوم غريبه را مى داند ولى در عين حال مانند يك بچه است و نگاه فيلمنامه بر روى اين ويژگى غياث باعث تلطيف اين شخصيت شده است.»
* بودجه ۲ ميليارد تومانى
صحنه داخل بازارچه گرفته شده است. آيا آن زمان كاهو نيز مورد استفاده قرار مى گرفته است. از محمدحسين لطيفى مى پرسم، او مى گويد: به شخصى گفتند اينجا مركز زمين است، گفت: از كجا معلوم. گفتند: شما ثابت كنيد اينجا مركز زمين نيست! حالا اين كاهو را هم كسانى كه مى گويند آن زمان كاهو نبوده ثابت كنند. ما چيزى نداريم كه صحنه مان را پر كنيم! در فرصتى كه گروه استراحت مى كنند تا براى صحنه بعدى آماده شوند «محسن على اكبرى» گزينه خوبى است براى اختتاميه گزارش. او ابتدا با اشاره به علاقه خود درباره كارهاى تاريخى مى گويد: «كمتر سريال هاى تاريخى به شخصيت هاى علمى ما مى پردازد و من علاقه دارم اين نسل سردرگم را مطلع كنم تا به گنجينه دانش و علم اين كشور بيشتر پى ببرند.» على اكبرى با توجه به انصراف صمدى از ساخت اين پروژه گفت: «اين هم مى تواند دليلى باشد بر اين كه يك هنرمند در هر زمينه اى مى تواند به هر دليلى يك پروژه را رها كند، شايد به دليل فيلمنامه، شايد تهيه كننده و يا ساير عوامل. در هر حال يك كارگردان مؤلف مى تواند اين استقلال را داشته باشد كه حتى به دليل خستگى انصراف دهد.» او به كمبود بودجه اشاره مى كند و مى گويد: «به شكل كلى در سيستم سريال هاى تاريخى كه نياز به هزينه هاى بيشترى براى هنرور، اسب و دكور دارند نقدينگى كم است.» او هزينه مصوبه اين سريال را قبل از عيد ۲ ميليارد تومان اعلام كرد و اميدوار است كه در سال جارى با توجه به تورم ۲۰ درصدى اين مصوبه نيز افزايش يابد. تهيه كننده شهر آشوب همين طور درباره كارگردان نردبامى بر آسمان گفت: «شايد يكى از ركورددارترين مجموعه هاى تاريخى چه به لحاظ سرعت و چه به لحاظ كيفيت نردبامى بر آسمان است كه بخش اعظم آن به كارگردانى پرانرژى لطيفى برمى گردد كه به اين شكل سريال تا آخر سال روى آنتن خواهد رفت. به نظر من اين سريال يك سريال تاريخى با كيفيت بسيار خوب خواهد شد و آن قسمت هايى را كه من ديدم فوق العاده است.» او با توجه به اين ويژگى اشاره كرد كه مى توان سريال خوب تاريخى در مدت زمان بسيار كوتاه هم ساخت به شكلى كه مردان آنجلس را در۵ ماه ساختيم، مريم مقدس را ۶ ماهه ساختيم.
گروه نردبامى بر آسمان بعد از شهرك سينمايى غزالى به اطراف كاشان و سمرقند مى روند تا داستان زندگى غياث الدين جمشيد كاشانى وارد مرحله تازه اى شود.
ديگر عوامل سريال: مشاور تاريخى پروژه: دكتر على اكبر ولايتى، مجرى طرح و مدير توليد: على غفارى، طراح صحنه و لباس: ايرج رامين فر، فيلمبردار: مهدى امير، صدابردار: سيامك نيازى و ديگر بازيگران: فرامرز قريبيان، اكبر عبدى، محمدرضا داوودنژاد، شبنم قلى خانى و... و عكس: محمدحسن نامى.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |