عكس:سايت رهبرى / ايسنا
ياران بشارت بر شما كاين سرو بستان آمده
ساقى بده پيمانه اى در كنج هر ويرانه اى
مطرب بزن شور و نوا چنگى حزين در بو عطا
ديوانه گشتند عاقلان از شوق آن ابرو كمان
ساقى زمى پركن قدح بر اهل مجلس مى بده
صوفى رها كن خرقه را از دير و مسجد اندرآ
زيباتر از اين گل كجا هان بهتر از اين گل كجا
اى گل سلامت مى كنم با خون طهارت مى كنم
گفتم چو در كويَت رسم شرح فراقت سركشم
«آتش» مزن بر سر دگر اينك ز يار آمد خبر
برپا شده هنگامه اى به به عجب برنامه اى
بلبل بخوان آوازها گل در گلستان آمده
برپا شده هنگامه اى چون جان جانان آمده
بنواز زيرا يار ما اين ماه تابان آمده
گويا كه ماه از آسمان در جمع انسان آمده
يعقوبيان را مژده ده يوسف به كنعان آمده
بازا بيا در جمع ما كاين عين ايمان آمده
خوشبوتر از اين گل كجا كاين گل ز رضوان آمده
خود جان نثارت مى كنم عشقت به قرآن آمده
حالا چه گويم مهوشم هجران به پايان آمده
خيز و ببين جانى دگر در جسم بى جان آمده
هر عاشق ديوانه اى در كوى جانان آمده
شعر:نوروز امينى