|
بازيگران پروژه تحريف نام خليج فارس
|
|
|
س. حيدر پور
از هنگامى كه جماعتى از اعراب دست تعدى و تحريف در تاريخ خليج فارس بردند يكى از مهم ترين سؤال ها اين بوده كه اين اراده تحريف از كدام منبع سرچشمه مى گيرد و مبدأ ومنشأ اين جريان را كجا بايد جست آن گونه كه از شواهد و قرائن پيداست جريان تحريف خليج فارس به صورت پراكنده از سال ها قبل جريان داشته و در برهه هايى از تاريخ برخى ازامراى عرب تلاش هايى را براى تغيير نام و هويت تاريخى اين منطقه انجام داده اند اما اين حركت به صورت سازمان يافته از ميانه دهه ۶۰ شروع شده است. موج اول تحريف را ناسيوناليست هاى افراطى عرب شروع كرده اند كه همزمان با اوج گيرى پان عربيسم در كشورهاى عربى، در دهه ،۶۰ نام جعلى «خليج عرب» را براى «خليج فارس» مطرح مى كنند اما موج دوم آن از دهه ۹۰ تاكنون به راه مى افتد. اين موج جديد را دو جريان تقويت مى كند يكى افزايش عايدات اعراب از نفت و انرژى كه موجب مى شود شاهزادگان عرب بخشى از سرمايه خويش را وارد حوزه تبليغات كنند و در همان حال به امضاى پيمان هاى امنيتى جديد ميان غرب بويژه آمريكا روى آورند و ديگرى پديده اى است كه ناظران از آن به عنوان بحران هويت در جهان عرب ياد مى كنند. البته بسيارى از متفكران عرب از اين كه برخى دولتمردان وشاهزادگان اين كشور ها راه درمان اين بحران هويت را در سناريوهاى ماجراجويانه خارجى بجويند احتراز مى كنند. برهمين اساس آنها از ورود در اين بازى تحريف پرهيز كرده اند به عنوان مثال مجدى عمر از چهره هاى سرشناس مصر در نشريه الاهرام مى نويسد: «نسل من بخاطر دارد كه ما در ايام مدرسه در همه كتب و نقشه ها با لفظ خليج فارس سر و كار داشتيم ولى بعد از مدتى به آن خليج عربى اطلاق كرديم. اين غير منطقى است. اين كه چند كشور عربى در اطراف آن باشند دليل نمى شود كه نامى تاريخى را تغيير دهيم، حال براى اين كه خود را از اين مخمصه نجات دهيم فقط آنرا خليج مى ناميم، كدام خليج ! مگر خليج بدون نام هم مى شود». يا پرفسوردكتر عبد المنعم سعيد از نويسندگان شرق الاوسط در كتاب «تطوير العلاقات المصريه الايرانيه» مى گويد: «به صراحت تمام بگويم هيچ مدرك و سند تاريخى نديدم كه نام خليج فارس را بتوان مستند بر آن تغيير داد. تمام نقشه ها و كتب تاريخى و حتى بعضى از سخنرانيهاى ناصر و رهبران انقلاب از خليج فارس صحبت شده است.» حال بايد ديد پروژه تحريف از جانب چه كسانى به چه انگيزه اى دنبال مى شود. * ۳گروه از عناصر پروژه تحريف در صف كسانى كه براى دستكارى در گذشته و تاريخ خليج فارس گام برداشته اند سه گروه ايستاده اند؛ ۱- طيف محافل متعصب عرب؛ اين گروه انگيزه روشنى دارند هدف و مقصود آنها حل مهم ترين مشكل مذكور يعنى بحران هويتى اعراب است. اين گروه آسان ترين راه عبور از بحران سخت هويت را در خلق يك شناسنامه جديد براى منطقه ديده اند. به باور اغلب ناظران، تكاپوى اعراب براى تغيير نام خليج فارس فقط ريشه در بحرانى دارد كه بويژه در سه دهه اخير بر اين اقليم سايه افكنده است بحرانى به نام هويت و اقتدار. بحران دوگانه اقتدار يا همان مشروعيت و بحران هويت همان چيزى است كه اغلب روشنفكران عرب سال ها است كه نسبت به بروز و ظهور آن هشدار داده اند. در تلاش براى غلبه بر اين بحران ها است كه سياستمداران عرب در سياست خارجى خويش نسبت به همسايگان غير عرب حالتى تهاجمى و مشى طلبكارانه پيش مى گيرند. البته بحران هويت امروز اعراب ريشه عميق تر از آن دارد كه ما به عنوان ترس تاريخى در برابر اسرائيل مى شناسيم گوشه هايى از اين بحران را فهمى هويدى، نويسنده مشهور عرب در آثار تازه اش بازگو كرده است. هويدى در بخشى از اثرش مى گويد: «چند روز در امارات بودم و متوجه شدم كه فقط با تعداد اندكى از نزديكانم مى توانم عربى صحبت كنم و نگرانى من زمانى جدى شد كه بر اطلاعاتم افزودند و گفتند در مدارس و دانشگاه ها نيز زبان عربى در حال از ميان رفتن است. و شنيدم كه مكاتبات رسمى نيز با انگليسى در ادارات انجام مى شود . اين فقط مشكل امارات نيست بلكه اين بحران هويت به استثناى عربستان سعودى همه كشورهاى ساحل عربى خليج فارس را در بر مى گيرد. اعراب منطقه اكنون به جز آنكه با شتاب به سوى ادغام شدن در فرهنگ مصرفى غرب در حركتند در زمينه يكپارچگى اجتماعى خويش نيز با مشكلات حادى روبه رو هستند. اين مشكلات در سال هاى اخير يك رشته ناآرامى و بحران را بويژه در داخل مصر وبرخى كشورهاى حاشيه خليج فارس رقم زده است. از نشانه هاى گسيختگى اجتماعى اعراب اين است كه افراد غير بومى امروزه بين ۷۰ و۸۰درصد جمعيت كشورهاى عربى خليج فارس را تشكيل مى دهند اين نسبت در دوبى بيشتر از ۹۰درصد است و اين يك بمب در حال انفجار در منطقه است. ۲- بازيگران سياسى ودولت هاى فرامنطقه اى؛ دست كم تاريخ سه دهه اخير خليج فارس گوياى اين واقعيت است كه دامن زدن به اختلافات تاريخى در اين منطقه مهم ترين بستر براى تسلط بر اعراب است. پاشنه آشيل اعراب چنان كه اغلب نويسندگان و روشنفكران بر آن گواهى مى دهند ترس بى مورد و تاريخى آنها است و مهم ترين منفذ براى اعمال نفوذ طرف هاى خارجى دميدن در اين توهم و ترس تاريخى مى باشد. زندگى سياسى اعراب در اين نيم قرن در تقابل و ترس سپرى شده است و مهم ترين خط تقابل كه متأسفانه به صورت يك رويه و عادت سياسى درآمده تقابل با ايران است. با همه تلاش هايى كه اين سال ها دولت هاى ايران براى تنش زدايى واعتماد آفرينى انجام دادند اما واقعيت اين است كه اعراب راه هميشگى خويش را درسياست خارجى مى روند. همه پيمان هاى امنيتى و قراردادهاى سياسى اعراب در يك قرن اخير بر پايه همين توهم ساخته و پرداخته شده است. برخى محافل اعراب منطقه به دليل ساختار ذهنى بدبينانه شان دنياى خارج خويش را پر از تناقض و تضاد هاى سياسى مى بينند. ۳- گروه سوم محافلى هستند كه فرصتى بزرگ براى كسب سود و سرمايه از اين مسير به چنگ آورده اند. همه مى دانند كه ناف پروژه تحريف خليج فارس با پول و دلارهاى نفتى بريده شده است. سرمايه اى كه شاهزادگان عربى پاى اين پروژه نهاده اند آن قدر هنگفت هست كه قدرتمند ترين كانون هاى سياسى و علمى را همراه سازد. به باور كسانى كه رد پاى ديپلماسى اعراب در خليج فارس را دنبال كرده اند، جريان تحريف از زمانى رونق گرفت كه خزانه دولت هاى عربى از سودهاى با آورده نفتى سرشار شد. هر كدام از ديپلمات ها و متخصصان ايرانى حكايت هاى شنيدنى از اعمال نفوذ مالى شاهزادگان عرب در محافل رسانه اى وسياسى دارند. شيوه تطميع كه ديپلمات هاى عرب تبحرى جدى درآن دارند اكنون در سطح گسترده و سازمان يافته براى جلب نظر مأموران سياسى و مطبوعات خارجى، و رواج نام مجعول خليج عربى به كارگرفته مى شود. * جفا در حق تاريخ و فرهنگ اعراب در تحريف تاريخ و نام خليج فارس دو رشته از شريف ترين دانش بشر را دستمايه بازى سياسى خويش ساخته اند. حقوق و تاريخ، دو علمى كه در قياس با رشته هاى ديگر علوم بشرى هماره از قداست بالايى برخوردار بوده اند. كم نبوده اند انديشمندانى كه رنج ماندن در زندان را برخويش همواركرده اند تا دست تعدى اصحاب قدرت ميراث پاك تاريخ را به تاراج نبرد. به همين خاطر جدى ترين معترضان حركت اعراب در خليج فارس مورخان و حقوقدانان هستند. ازنگاه اين دو طيف انديشوران، تعرض در تاريخ ملل، بالاترين هنجار شكنى و نشانه سقوط ارزش ها است زيرا اگر قرار باشد كه تاريخ دوباره به دلخواه صاحبان ثروت بازنويسى شود نقشه ها واطلس ها دوباره به ميل ومراد دولت ها ترسيم شود ديگر آن موقع نه از تاك اثر مى ماند ونه از تاكنشان. از نظر طايفه دانش آموختگان مكتب تاريخ و حقوق اقدام كنونى اعراب جدا از اين كه با زير سؤال بردن بديهى ترين پيمان هاى ملت ها، ثبات و امنيت را در صحنه جهانى زير سؤال مى برد نوعى ريشخند به جهان مدرن است جهانى كه در سرلوحه عقايد خويش حق مالكيت معنوى و دفاع از حقوق معنوى ملت ها را قرار داده است. بى سبب نبود كه يك كارشناس اروپايى جدال بر سر تحريف خليج فارس را نشانه يك واپسگرايى در عصر مدرن خواند اين گفته او روزگارى را به خاطر مى آورد كه پادشاهان و امراى لشكرى از كاتبان و خفيه نويسان را مأمور تأليف تاريخ به شكل دلخواه مى كردند. بر اين اساس تراژدى تحريف نام خليج فارس براى مردم فرهنگ دوست ايران كه على رغم همه شدائد وناملايمات همچنان بر طريق دوستى با اعراب گام برمى دارد دو جلوه آزاردهنده دارد: تلخ ترين بخش ماجرا اين است كه رجال متمول عرب دراين بازى سربازان اين جنگ روانى را از حوزه رسانه و فرهنگ استخدام مى كنند. آنها براى نيل به اين مقصود خويش لشكرى از دانش آموختگان تاريخ را به كار مى گيرند و از عجيب ترين شيوه يعنى دستكارى در متون درسى مدارس و دانشگاه ها بهره مى گيرند ودوم اين كه اعراب رسانه ها اعم از ديدارى و نوشتارى را محمل اجراى نقشه خويش قرار داده اند يعنى ابزارهايى كه براى آگاهى و رشد فرهنگ ملت ها خلق شده اند را در خدمت يك هدف ناميمون سياسى قرارداده اند. اين روز موج اعتراض همه روزنامه نگاران و روشنفكران ايرانى است كه از حركت نشنال جئوگرافيك و گوگل به شگفت آمده اند.
|