يكشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۲۷ ربيع الثانى ۱۴۲۹
Sun, May 4, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سياست۱
سياست۲
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
سلامت
كتاب
شورشيان
در اتاق انتظار كرزاى
361815.jpg
مهين السادات صمدى
در كشور افغانستان كه ترور، انفجار و حمله مسلحانه امرى عادى شده است حمله هشتم ارديبهشت به جشن ملى اين كشور و سوء قصد به كرزاى نبايد يك امر عادى تلقى شود. ناامنى كه اين حادثه براى پايتخت افغانستان به ارمغان آورد نيز از جنس ناامنى و شورش هاى ۶ سال دوران اشغال اين كشور نيست. بايد از زبان خود افغان ها شنيد كه حمله به بزرگترين جشن ملى اين كشور چه ضربه اى بر پيكر امنيت اين كشور وارد كرده است. اين اتفاق ابعاد روانى، سياسى و امنيتى گسترده اى به خود گرفت . بخشى از پيامدهاى اين رويداد اكنون درداخل افغانستان بروز و ظهور كرده است و بخش ديگر آن انتظار مى رود در روزهاى آينده در نگاه قدرت هاى خارجى و بازيگران غربى نمايان شود. در داخل افغانستان اكنون اين رويداد شكاف و دودستگى جدى را ميان احزاب و جناح هاى سياسى اين كشور ايجاد كرده است. در اين چند روز آهنگ نقد و انتقاد ها از دولت كرزاى حالتى عريان و بى پروا به خود گرفته است به گونه اى كه گروه جديدى از افراد حاضر در جبهه ائتلافى كرزاى عزم رفتن به جانب اپوزيسيون را كرده اند. در آن سوى پايتخت، مقر فرماندهى ناتو و آمريكا بعد از اين حادثه زير فشار خرد كننده قرار گرفته است.
اصل ماجرا چه بود
در جنگ ۶ ساله افغانستان اين بزرگترين عمليات شورشيان طالبان بود. آنها كه از ابتدا عمليات هاى نظامى خويش را با هدف به هم ريختن فضاى روانى جامعه خسته افغانستان پيش مى برند اين بار در عمليات خويش توانستند نه تنها مردم افغانستان كه افكار عمومى كل جهان غرب را تحت تأثير قرار دهند.
شورشيان طالبان در يك سال اخير بار ها از طريق حمله انتحارى پايتخت افغانستان را هدف قرار داده اند و چندين عمليات سوءقصد عليه مقام هاى ارشد اين كشور طراحى كرده اند كه وزير دفاع در پارلمان اين كشور اعتراف كرد كه فقط در سه مورد از اين عمليات ها خود وى مورد سوء قصد قرار گرفته است. فقط درسال گذشته آنان هفده حمله انتحارى، صد و بيست و پنج حمله زمينى، صد و پانزده انفجار و بيش از هزار حمله موشكى عليه مقر نيروهاى افغان انجام داده اند و طبق گفته عبدالرحيم وردك وزير دفاع ۶۱۱ تن از نيروهاى ارتش ملى قربانى اين حملات بودند.
اما اتفاق هشتم ارديبهشت رويدادى وراى اين حوادث بود.
طالبان براى اجراى نقشه خويش روزى نمادين را انتخاب كردند، روزى كه در نظر افغان ها تاريخ اين سرزمين برش تازه اى مى خورد، هشتم ثور خاطره دو فتح بزرگ را براى افغان ها دارد فتح و غلبه نظامى بر ارتش سرخ و فتح كابل توسط گروه هاى جهادى. اگرچه طالبان را در عالم ايدئولوژى هيچ نسبتى با اين دو رويداد نيست زيرا آنها به رخ هر دو گروه از فاتحان دو جنگ شمشير كشيده اند اما در انتخاب روز هشتم ثور اين گروه به حركتى پرمعنا دست زد تا خاطره سومين شكست تاريخى يعنى شكست ارتش آمريكا و ناتو را هم بر آن فهرست تاريخى بيفزايد و از اين رهگذر نگاه يأس آلود و سردرگم مردم افغانستان را متوجه يك دگرگونى در عقربه سياست اين سرزمين كند.
بنابراين برخلاف آنچه از ظاهر حادثه برمى آمد هدف طالبان فقط كرزاى نبوده است. به تعبير زيباى يك تحليلگر عرب گلوله هايى كه از اسلحه يك مهاجم به مراسم شليك شد به ظاهر جان و جايگاه كرزاى را هدف گرفت اما مقصد واقعى آن خيل ديپلمات هايى بودند كه هر كدام نمايندگى يكى از ۲۶ كشور عضو ناتو را در جنگ افغانستان يدك مى كشند و با آنكه آنها از اين حمله جان سالم بدر بردند اما كابوس ناامنى اكنون بر سر مقرهاى فرماندهى همه يگان هاى ارتش ناتو سايه افكنده است.
كافى است به فهرست مهمانان مراسم نگاه شود ويليام وود سفير آمريكا به اتفاق رؤساى قواى سه گانه افغانستان، رهبران جهادى، ديپلمات هاى خارجى، فرماندهان ناتو و شخصيت هاى سياسى از زمره حاضران در اين مراسم بودند كه در فرداى هشتم ثور با موجى از پرسش و انتقاد در رسانه هاى كشور متبوع خويش روبرو شدند.
هيچ اتفاقى به اندازه هشتم ثور نمى توانست ضعف نيروهاى دولتى و لشكر پر سازوبرگ ناتو را در باتلاق افغانستان آشكارسازد. بويژه حقايق ناگوارى كه از حاشيه اين مراسم رسانه هاى گروهى به جهان مخابره كردند ضربه اى بزرگ بر عزم و اراده هم ارتش ناتو و هم ارتش نوپاى افغانستان وارد كرد. تصويرهايى كه از فرار و دستپاچگى ژنرال ها و تفنگدارانى حكايت مى كرد كه نشان پاسبانان صلح در كشور افغانستان را بردوش دارند.
نشانى بزرگ از ناپايدارى اوضاع
شايد خود مهاجمان هم تصور نمى كردند كه حمله هشتم ثور اين اندازه آسمان تيره سياست افغانستان را براى ناظران جهانى شفاف سازد. حمله به كرزاى در وضعى رخ داد كه محافل افغان درگير مجادله عميق بر سر دو موضوع استراتژيك در باره آينده اين كشور هستند: مجادله بر سر توانايى دولت كرزاى در كنترل امور كشور بويژه تأمين امنيت و دوم بحث بر سر كارآمدى نيروهاى اشغالگر خارجى. همه تلاش آمريكا و ناتو در ششمين سال جنگ افغانستان اين بود كه شورش ها را ناچيز و ناامنى ها را محدود جلوه دهند. گزارش يكطرفه از ميدان هاى جنگ باعث مى شد كه هيچ كس تصوير درستى از موقعيت دو طرف جنگ بدست نياورد.
دامنه اين پنهانكارى تا آنجا بود كه كارلوس برانكو سخنگوى نيروهاى چندمليتى (آيساف) چند روز پيش از اين واقعه ادعا كرده بود كه بخش هايى كه دولت افغانستان بر آن كنترل ندارد بسيار اندك است و اين مناطق در كنترل گروه طالبان نيز قرار ندارد. برانكو گفته بود: دامنه اقدام ها تروريستى در افغانستان بسيار محدود شده است. در چهار ماه اخير در سى و هشت درصد شهرستان هاى افغانستان درگيرى هاى مسلحانه روى داد اما در شصت و هشت درصد شهرستان هاى اين كشور ما شاهد هيچ گونه درگيرى مسلحانه نبوده ايم.
اما اكنون اين تصوير آشفته از جنگ با هر گزارشى مخدوش تر مى شود تا جايى كه در يك روز دولت افغانستان ادعا كرد كه فقط بر پنج درصد اراضى اين كشور كنترل ندارد و چندى بعد گزارش اداره امنيت ملى آمريكا اعلام كرد دولت افغانستان فقط بر ۳۰ درصد خاك اين كشور كنترل دارد. با اين اتفاق اكنون بسيارى از واقعيت ها روشن شده است و كفه اين مجادله بزرگ در داخل و خارج افغانستان به سمت منتقدان كارنامه جنگى بوش و متحد او دركابل تغيير كرده است. تصويرهاى اين حادثه مدركى شد كه راه را بر انكار واقعيت هاى جنگ بست. اما بيش از همه در اين باره گزارش خبرگزارى رويترز از كابل قابل تأمل بود كه نوشت ۶۶ درصد افغان ها از افسردگى يا اختلالات روانى رنج مى برند. اين گزارش تأكيد مى كرد كه نفرت و نارضايتى توأمان دامن آمريكا ودولت كرزاى را گرفته است. گزارشگر رويتر نوشته بود : وضع روحى و روانى بسيارى از افغان ها را مى توان به دسته اى هيزم بسيار خشك تشبيه كرد كه با كوچكترين جرقه اى مشتعل و به آتش كشيده مى شود. وضع روانى اين مردم بر عملكرد بسيارى از نهادها، دولت و پارلمان تأثيرگذار است. شمارى از مردم افسرده به مصرف مواد مخدر تمايل پيدا مى كنند و شمارى ديگر از فقر و بيكارى توسط باندهاى طالبان جذب مى شوند و اين چرخه شومى است كه مردم افغانستان با آن دست به گريبانند.
به هر حال اعترافات مديران كرزاى و بيانيه هاى ناتو و آمريكا در فرداى حادثه همگى دلالت براين داشت كه واقعه هشتم ثور مى تواند نقطه عطف تازه اى در كارزار سياسى اين كشور باشد.
وزير دفاع افغانستان گفت حمله تروريستى به جشن هشتم ارديبهشت در كابل وجهه ملى و بين المللى دولت و نيروهاى امنيتى افغانستان را خدشه دار كرد. در همان حال بسيارى از شبكه هاى انگليسى گزارش دادند كه اين حمله ترديد بعضى اعضاى ناتو براى ادامه جنگ را دوباره دامن زده و احتمال خروج شركت هاى فعال در افغانستان از اين كشور را شدت بخشيده است.
تاحدى كه گزارشگر شبكه الجزيره نوشت حمله در جايى انجام شد كه چند ماه پيش نيز تنها هتل پنج ستاره افغانستان در آن مورد حمله واقع شد. چنان كه پس از حمله چند ماه پيش به هتل پنج ستاره در مركز كابل، بسيارى از اتباع كشورهاى غربى تصميم گرفتند افغانستان را ترك كنند.
دست كم از تصميم هاى شتابزده اى كه در فرداى حمله، آمريكا و شوراى امنيت گرفتند مى توان وضع فاجعه گونه افغانستان را فهميد. شوراى امنيت سازمان ملل متحد با صدور بيانيه اى اين حمله تروريستى را كه در آن سه تن جان باختند بشدت محكوم كرد. در بيانيه شوراى امنيت از تمام كشور ها خواسته شدتا با دولت افغانستان براى مجازات تروريست ها و سازمان دهندگان و تأمين كنندگان آنها همكارى كنند. اعضاى شوراى امنيت همچنين درخصوص تهديداتى كه طالبان، القاعده، گروه هاى مسلح غير قانونى، جنايتكاران و دست اندركاران قاچاق توليد و مواد مخدر براى مردم افغانستان و امنيت اين كشور به دنبال دارند هشدار داد.
به دنبال آن آمريكا ضمن تصويب بيانيه اى در شوراى امنيت براى تشكيل جبهه حمايت از كرزاى براى نخستين بار طى سال ها اشغال افغانستان، نيروهاى تفنگدار خود را به اين كشور اعزام كرد.
جدال بر سر ادامه رياست كرزاى
واكنش آمريكا وناتو به اتفاق هشتم ثور اعزام يگان هاى تازه نفس نظامى بود اما واكنش گروه ها و جناح هاى سياسى افغان به اين ماجرا گشودن پرونده سنگين بازخواست از كرزاى و مديرانش شد. وزيران كشور، دفاع و رئيس اداره امنيت ملى افغانستان در مجلس نمايندگان اين كشور استيضاح شدند. در پايان استيضاح كه رأى گيرى شد «عبدالرحيم وردك» وزير دفاع، «ضرار احمد مقبل» وزير كشور و «امرالله صالح» رئيس اداره امنيت ملى افغانستان هر چند از تركش بحران هشتم ارديبهشت جان سالم بدر بردند و سلب اعتماد نشدند اما اين جلسه خود آتش اختلافى بزرگ را شعله ور ساخت.
دعواى بزرگى كه از مدت ها پيش ميان چهره هاى جهادى افغانستان با دولت كرزاى بر سر نحوه عملكرد او و ناكامى هاى ناتو بروز كرده بود با اين اتفاق وارد مسير غيرقابل بازگشتى شد. همه اين اختلافات در تريبون پارلمان كه اكنون پايگاه منتقدان كرزاى شده است تبلور مى يابد. در روز استيضاح وزيران دفاع و امنيت كرزاى هيچ پاسخ قانع كننده اى براى منتقدان نداشتند. آنها تريبون استيضاح را به جنگ تسويه حساب با منتقدان تبديل كردند.
سخنان رئيس اداره امنيت ملى افغانستان در باره دلايل پيشروى طالبان همان توجيهاتى بود كه قبل از اين از زبان سخنگويان ناتو بيان شده بود. بدترين بخش اين ماجرا آنجا بود كه مديران كرزاى به تهديد منتقدانشان پرداختند.
اما درگيريهاى پارلمان بخشى از دو حادثه مهمى است كه در واقع سرلوحه رويدادهاى افغانستان را در سال ۲۰۰۸ تشكيل مى دهند. رويداد نخست همانا اولتيماتوم نانوشته اى است كه افغان ها به نيروهاى بين المللى و دولت كابل براى برقرارى امنيت دراين سال داده اند. چنان كه در گزارش رويترز و ديگر رسانه هاى غربى نيز آمده است: كاسه صبر مردم لبريز شده است و در وضع انفجار آميز داخل افغانستان، ارتش ناتو و نيروهاى كرزاى با زمان اندكى براى به انجام رساندن مأموريت خويش روبرو هستند. كرزاى و وزير دفاعش وردك هنوز نخستين وعده خويش براى ايجاد ارتش ملى افغانستان را به انجام نرسانده اند و افغان ها همچنان در برابر طالبان بى پشتوانه مانده اند.
اما رويداد دوم در مبارزه انتخاباتى براى رياست جمهورى آينده افغانستان نمايان خواهد شد. دعوا برسر رهبرى آينده كه از مدت ها قبل شروع شده بود اكنون با اين حادثه وارد مرحله جدى ترى شد. آمريكا و شوراى امنيت نيز با همين انگيزه صف حمايت از كرزاى را تشكيل دادند. اين حادثه چشم انداز حضور كرزاى در انتخابات را با دشوارى روبرو كرد. رئيس جمهور افغانستان كه سال ۲۰۰۷ يكى از خونين ترين سال ها را گذراند اكنون در سال جديد با وضع بغرنج ترى روبرو است. رئيس جمهورى افغانستان پيش از اين گفته بود كه در سال ۲۰۰۹ براى يك دوره ديگر در انتخابات رياست جمهورى شركت مى كند. كرزاى اكنون يك تغيير لحن داده است و سعى مى كند واقعياتى كه تا ديروز پذيرش آنها را سخت مى ديد اين بار اعتراف كند. او به صراحت گفته است كه طالبان اكنون قدرت گرفته اند هرچند اضافه مى كند كه آنها بدون حمايت ديگران قدرتى نخواهند داشت. در سالى كه پيش روست كرزاى چند مأموريت مهم پيش رو دارد و بخت سياسى آينده او نيز بسته به انجام اين مأموريت ها است. شايد يكى از جدى ترين تكاليف كرزاى قطع منابع خارجى طالبان بويژه پيوندهاى اين گروه با جريان هاى داخل پاكستان باشد.
 كرزاى در اين باره در پاسخ به سؤال منتقدانش كه اقراركرده همه چيز درباره فرداى افغانستان بستگى به اين دارد كه منابع حمايت از افراطى گرى در منطقه پايان يابد و اگر اين كار را نكنيم، تصوير، سياه و ملال انگيز خواهد بود؛ هم براى پاكستان و در نتيجه براى افغانستان. ديگر تغيير لحن كرزاى كه درست در آستانه سوء قصد صورت گرفت اين بود كه او براى نخستين بار جبهه آمريكا و ناتو را زير سؤال برد.
كرزاى در نطقى كه با استقبال منتقدانش روبرو شد گفت كه افزايش نيرو تنها راه چاره افغانستان نيست و ناتو و آمريكايى ها در اين جنگ بايد صريح و صادق باشند. او با اين گلايه منتقدانش همنوا شد كه غرب در تعهداتش براى افغانستان و قولى كه براى بازسازى اين كشور و نيز ايجاد ارتش ملى داده بود صادق نبوده است. اين سخن كرزاى مى تواند مجوزى براى كليه نيرو ها و احزاب افغانستان باشد تا اولتيماتوم خويش را براى ايجاد ارتش ملى و نيز بازسازى افغانستان به عنوان دو اصل مصوب در اجلاس بخارست ناتو با جديت پيگيرى كنند. اما هنوز هيچ نشانه اى از اين نيست كه كرزاى قصد تغيير در تصميمى كه براى سال ۲۰۰۹ و تصدى دوره ديگر رياست جمهورى گرفته است داشته باشد. او همچنان مى گويد: من كارهايى دارم كه بايد به انجام برسانم و تعهداتى بر دوشم بوده كه به انجام نرسانده ام.
اما بدون شك كرزاى براى رسيدن به اين هدف دشوار بايد از سد بلندى از رقبا عبوركند كه اكنون در ائتلافى به نام «جبهه ملى» گرد آمده اند جبهه اى كه اساساً فلسفه تشكيل خود را ناكامى آمريكا وناتو در اداره امنيت افغانستان قرار داده است. اين جبهه به رهبرى «برهان الدين ربانى» در كابل پايتخت اين كشور رسماً اعلام موجوديت كرده است. در اين تشكل سياسى شمارى از مجاهدين سابق، فعالان سياسى فعلى و پيشين افغانستان حضور دارند.
خود ربانى تشكيل اين تشكل را با تركيب كنونى آن به عنوان گامى جديد و تجربه نو در حيات ملى و سياسى كشور دانسته و اظهار داشته است : تجربه نشان داده زمانى كه بحران سنگين امنيتى، اجتماعى و سياسى دامنگير كشور ها مى شود عبور از آن به تنهايى امكان پذير نيست. به باور رهبران اين جبهه دوران مهلت كرزاى و پروژه آمريكا به اتمام رسيده است. ربانى مى گويد: پس از حضور جامعه جهانى هنوز هم بر بستر بحران حركت مى كنيم بطورى كه امنيت و ثبات سياسى تكميل نشده است. بحران بى اعتمادى هنوز خاتمه نيافته و وضع اقتصادى و اجتماعى مردم خوب نشده و آتش نفاق قومى و جناحى درحال زبانه كشيدن است.
نكته قابل تأمل اين است كه اين جبهه شعارهاى خويش را بر پايه اى قرار داده است كه نارضايتى مردم متوجه آنها است. آنها مى گويند: ضعف دولت در حل بحران و ظهور مافياى فساد به اعتراف برخى مسئولان عالى رتبه دولتى، تهديد جدى امنيتى را متوجه كشور كرده است. در اين جبهه كرزاى با چهره هاى شاخصى رقابت مى كند كه هر كدام مى توانند يكى از مدعيان جدال انتخاباتى ۲۰۰۹ باشند چهره هايى مانند احمدضياء مسعود، برهان الدين ربانى، قاسم فهيم، محمد يونس قانونى، و. . .


|   شناسنامه   |   آرشيو   |