دوشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۲۸ ربيع الثانى ۱۴۲۹
Mon, May 5, 2008
ايران اقتصادى۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سياست۱
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
دانش
ماجرا
قاب عكس۱
خاطرات شيرين كاشف مس سرچشمه
گزيده اخبار
خريد برق از نيروگاه هاى بادى خصوصى
مدير عامل سازمان انرژى هاى نو ايران از صدور مجوز تبادل قرارداد وخريد تضمينى برق از نيروگاه هاى بادى و زيست توده بخش خصوصى توسط توانير خبر داد. سوف آرمودلى به فارس گفت: با شركت هايى كه مجوز احداث نيروگاه هاى بادى وبخش خصوصى را دريافت كرده اند قرارداد تبادل خريد برق امضا مى كنيم. وى افزود: سازمان انرژى هاى نو ايران در حال حاضر بيش از ۳۷۰۰ مگاوات درخواست و متقاضى براى احداث نيروگاه زيست توده و بادى بخش خصوصى دريافت كرده است كه تاكنون از اين ميزان درخواست براى ۶۰۰ مگاوات مجوز احداث صادر شده است.
به گفته وى قيمت خريد تضمينى برق از نيروگاه هاى بادى و زيست توده بخش خصوصى هر كيلووات ساعت حدود ۶۲ تومان است. آرمودلى گفت: سهم توليد انرژى از منابع تجديدپذير تا پايان برنامه چهارم به يك درصد ظرفيت نصب شده نيروگاهى كشور يعنى معادل ۵۰۰ مگاوات خواهد رسيد.

آغاز عمليات انتقال آب با لوله در آبهاى زير زمينى
مديركل دفتر توسعه شبكه ها و روش هاى آبيارى وزارت جهاد كشاورزى از آغاز انتقال آب با لوله در آبهاى زير زمينى در برخى استان هاى كشور براى مقابله با خشكسالى خبر داد. سيد رحيم سجادى در گفت وگو با مهر گفت: در سالجارى به منظور مقابله با خشكسالى و كاهش خسارت هاى ناشى از اين پديده، انتقال آب با لوله در آبهاى زيرزمينى در استان ها انجام مى شود كه اين طرح هم اكنون در استان هاى همدان و اردبيل اجرا شده است. مديركل دفتر توسعه شبكه ها و روش هاى آبيارى، افزود: از اولويتهاى بخش كشاورزى براى كاهش خسارتهاى خشكسالى انتقال آب با لوله درآبهاى زيرزمينى و به ويژه چاهها است، زيرا چاهها بيشترين خسارت را درشرايط خشكسالى متحمل مى شوند.

هدف گذارى براى توسعه اكتشافات در آسيا
بر اساس تفاهمنامه امضا شده با چين، از توان فنى و سرمايه گذارى آن ها در معادن كشور استفاده خواهيم كرد. ناصر عابديان معاون اكتشاف سازمان زمين شناسى و اكتشافات معدنى به ايسنا گفت: احتمالاً اواخر هفته آينده هيأت چينى از سازمان زمين شناسى ايالت جيانگ سى به تهران مى آيد تا در خصوص چگونگى اجرايى شدن همكارى هاى فنى توافق شده، مذاكره كند. به گفته وى چينى ها در پروژه هاى اكتشافى ايران شركت كرده اند. عابديان گفت: يكى از اهداف استراتژيك سازمان زمين شناسى، توسعه دامنه همكارى با ساير كشورها بوده و علاوه بر فعاليت هاى اكتشافى درحال انجام در آمريكايى جنوبى و آفريقا، بزودى در كشورهاى آسيايى هم اين فعاليت ها آغاز مى شود.

پيشنهاد تازه جريمه دهك هاى پر مصرف گاز
مدير برنامه ريزى تلفيقى شركت ملى گاز ايران گفت: در صورت تصويب پيشنهاد اين شركت در دولت، دهك هايى كه بيش از الگوى مصوب مصرف داشته باشند جرايمى را معادل قيمت وارداتى گاز طبيعى از تركمنستان خواهند پرداخت. به گزارش روابط عمومى شركت ملى گاز ايران، اصغر سهيلى پور با بيان اين كه در سال ۸۷ توسعه شبكه هاى شهرى در اولويت نخواهد بود، گفت: براى زمستان امسال برنامه داريم توليد افزايش پيدا كند و در كنار افزايش توليد توسعه مصرف را محدود مى كنيم.وى با اشاره به افزايش توليد گاز طبيعى در مناطق مركزى ايران و بهره بردارى از فازهاى ۹ و ۱۰ پارس جنوبى و توليد ۵۰ ميليون متر مكعب گاز از اين دو فاز درباره طرح جديد گفت: دهك هاى ،۸ ۹ و ۱۰ بايد براى گاز مصرفى خود معادل قيمت هاى بين المللى پرداخت داشته باشند.

يارانه ۷۰ درصدى براى فروش داخلى گوگرد
معاون وزير نفت گفت: در حال حاضر مصرف كنندگان داخلى گوگرد كمتر از ۳۰ درصد قيمت واقعى آن را مى پردازند و مابقى به صورت يارانه از سوى وزارت نفت پرداخت مى شود. به گزارش روابط عمومى شركت ملى گاز ايران، اكبر تركان با اشاره به فروش هر كيلوگرم گوگرد ۲۰۰۰ ريال به صنايع داخلى گفت: براساس برنامه ريزى صورت گرفته مقرر شده بود از ابتداى امسال قيمت گوگرد آزاد شود كه با دستور وزير نفت و درراستاى حمايت از صنايع داخلى اين اقدام عملى نشد. معاون برنامه ريزى و نظارت بر منابع هيدروكربورى وزارت نفت با بيان اين كه در حال حاضر هر تن گوگرد صادراتى كشور بيش از ۷۰۰ دلار در بازارهاى بين المللى معامله مى شود، تصريح كرد: براى آزادسازى قيمت گوگرد مقرر شده كه مانند قيمت محصولات پتروشيمى به صورت مرحله به مرحله آزاد شود.

رونمايى از موتور ملى درآلمان
شركت تحقيق، طراحى و توليد موتور ايران خودرو (ايپكو)، موتور ملى را كه از نوين ترين و پيشرفته ترين موتورهاى پايه گازسوز در جهان است در نمايشگاه انجين اكسپو ۲۰۰۸ آلمان رونمايى مى كند.
محمد زالى مديرعامل شركت تحقيق، طراحى و توليد موتور ايران خودرو (ايپكو) با اعلام اين خبر در جمع خبرنگاران گفت: ايپكو در سال هاى ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۷ صرفاً به عنوان بازديدكننده در نمايشگاه انجين اكسپو حضور داشته است اما در سال نوآورى و شكوفايى با ارائه دستاورد ملى ايران يعنى موتور ملى پايه گازسوز در دهمين نمايشگاه بين المللى موتور آلمان ۱۷ تا ۱۹ ارديبهشت شركت مى كند. موتور ملى نخستين موتور با مالكيت (نشان و برند) ايران است كه سال ۸۴ در كشورمان ساخته شده است و قابليت رقابت با موتورهاى روز دنيا به لحاظ استاندارد آلودگى يورو ۴ و كاهش مصرف سوخت و همچنين سوخت مصرفى گاز به عنوان سوخت اصلى را دارد. زالى با بيان اين كه موتورملى از برترين موتورهاى دوگانه سوز با پايه گازسوز در جهان است كه به توليد انبوه رسيده است، گفت: معرفى و نمايش آن در جمع موتورسازان برجسته دنيا، افتخارى براى ايپكو و جمهورى اسلامى ايران است كه توانسته است به رغم تحريم ها و فشارهاى بين المللى، خود را به عنوان يكى از پيشگامان صنعت موتورهاى دوگانه سوز با پايه گازسوز در جهان معرفى كند.

چالش صنعت برق ارزان فروشى
معاون وزير نيرو در امور برق و انرژى گفت: چالش صنعت برق تعيين قيمت فروش برق كمتر از قيمت تمام شده و غيرواقعى بودن تعرفه برق است.
محمد احمديان به فارس گفت: قيمت غيرواقعى تعرفه برق و رشد بى رويه مصرف برق در سه دهه اخير، محدوديت منابع مالى و تعيين قيمت فروش برق كمتر از قيمت تمام شده را بايد جزو چالش هاى صنعت برق كشور دانست.

آبگيرى سد ماملو تا پايان سال
مديرعامل شركت آب منطقه اى تهران گفت: عمليات اجرايى سد ماملو تا آخر امسال به پايان مى رسد و عمليات آبگيرى اين سد آغاز خواهد شد. مقدورى به واحد مركزى خبر گفت: آبگيرى مقدماتى سد ماملو اسفند سال گذشته انجام شد و با برنامه ريزى هاى انجام شده، عمليات اجرايى سد تا پايان سال پايان مى يابد و عمليات آبگيرى آن آغاز مى شود.
وى در خصوص چگونگى توزيع آب اين سد ميان شهرستان هاى اطراف گفت: در سطح كلان، تقسيم آب سد ماملو ميان دو بخش شرب و كشاورزى مشخص شده اما توزيع آن ميان شهرستان هاى مختلف و سهم هر شهرستان بايد براساس مكانيزم تخصيص آب با دقت صورت گيرد.
تدارك گسترده براى
 پيشگيرى از خاموشى ها
362271.jpg
عرضه لامپ هاى كم مصرف براى مقابله با خاموشى
معاون وزير نيرو در اموربرق و انرژى گفت: با توجه به كمبود بارندگى در كشور و نيز كاهش آب پشت سدها، توليد برق از نيروگاه هاى برق آبى به كمترين حد ممكن رسيده است. به گزارش ايران ، محمد احمديان در گفت وگو با خبرنگاران با بيان اين كه ايران در توليد برق آبى ۳ هزار مگاوات محدوديت دارد افزود: ممكن است با افزايش مصرف، قطعى برق در نقاط مختلف كشور به وجود آيد. وى بيان كرد: پيش بينى ها نشان مى دهد حداكثر مصرف برق شبكه سراسرى كشور در تابستان به ۳۷ تا ۳۸ هزار مگاوات افزايش يابد، اين در شرايطى است كه ايران تنها حدود ۳۱ هزار مگاوات توان توليد برق دارد. احمديان يادآور شد: بخشى از برق موردنياز كشور با رايزنى هايى كه با كشورهاى همسايه شمالى صورت گرفته است تأمين خواهد شد اما مردم بايد با استفاده از لامپ هاى كم مصرف در صرفه جويى برق كمك كنند چرا كه در غير اين صورت دچار قطعى هاى گسترده اى خواهيم شد. به گفته وى، وزارت نيرو درصدد است تا با اعطاى يارانه به توليدكنندگان داخلى، لامپ هاى كم مصرف را جهت عرضه به مردم آغاز كند. او افزود: طى سال جارى با كم شدن ميزان بارندگى و كاهش توليد برق در پشت سدها ناچاريم برق معابر و پارك ها را در مواردى قطع كنيم. احمديان با اشاره به اين كه در تمام كشورهاى توسعه يافته جهان ۷۰ درصد از برق توليدى كشور در اختيار بخش هاى مولد و از جمله كشاورزى است تصريح كرد: ايران برعكس ساير كشورها ۷۰ درصد مصارف برقى خود را به بخش خانگى اختصاص داده است در حالى كه بخش هاى مولد از سهمى كمتر از ۳۰ درصد از مصرف برق برخوردارند. احمديان افزود: دولت در بودجه سال جارى براى اجراى طرح توسعه لامپ هاى كم مصرف، اعتبارى به ميزان ۱۰۰ ميليارد تومان اختصاص داده است كه وزارت نيرو درصدد است لامپ هاى توليدى داخلى را با قيمتى مناسب و كيفيتى ويژه در اختيار مردم قرار دهد. وى گفت: بهترين مكانيزم براى صرفه جويى گسترده در مصرف برق افزايش قيمت اين حامل انرژى است كه به دليل ارزان بودن همواره موجب مصرف بى رويه آن شده است.
خاطرات شيرين كاشف مس سرچشمه
تشويق بخش خصوصى رسالت بزرگ دولت است
362073.jpg
ملاقات با فردى كه هيچ تصوير و شناختى از او ندارى، نتايج جالب و آموزنده اى دارد، بويژه آن كه تصويرى فرضى براى خود ايجاد و از پيش هم قضاوت كرده باشى!
پيش از آن كه با كاشف معدن مس سرچشمه، ملاقات كنم، تصور مى كردم با يك معدنكار پير و از كارافتاده مصاحبه خواهم كرد.
نمى توانستم خوشحالى ام را به خاطر زنده بودنش پنهان كنم. گفت وگو با معدنكارى كه به گفته خود يكى از افراد خوش شانس روزگار است، بسيار جالب است، او مى گويد روى هر معدنى كه دست مى گذاشتم ذخايرش به ميليارد مى رسيد. داستان اكتشاف مس به كنار، مى توان «سيدعبدالمجيد وكيل» را تاريخ گوياى معدن و اقتصاد سياسى معاصر ناميد. به خوبى شرايط گذشته و حال را تحليل مى كند، اين معدنكار ۷۰ ساله بسيار تمركز دارد و به طور جدى اميدوار است. اگرچه مى گويد منابع طبيعى و محيط زيست، معادن را نمى فهمند اما هنوز نسبت به اصلاح قانون معادن كه به عمر مجلس هفتم قد نخواهد داد، نسبت به احياى معادن متروكه، توجه بيشتر به معادن كوچك و تأمين ماشين آلات معدنى اميدوار است. وكيل تاكنون كاشف ۲۶ معدن بوده اما فقط يك معدن سنگ را در جاده چالوس به نام خود ثبت كرده است كه بهره بردارى از آن به خاطر تداخل قوانين محيط زيست با قانون معدن متوقف است. وقتى درباره مشكلات معدن و تداخل قوانين صحبت مى كند؛ چشمان كشيده اش ، درشت و رنگ صورتش برافروخته مى شود، از من خواهش مى كند در ويرايش اين گفت وگو به آنچه كه با احساسش بيان كرده بيشتر توجه كنم. شايد اگر اوضاع داخلى كشور شيلى، در سال ۴۵ و ۴۶ شمسى برهم نمى ريخت و دست آمريكايى ها به خاطر ملى شدن صنعت مس شيلى، از معادن آن كشور كوتاه نمى ماند و قيمت جهانى اين ماده معدنى ۳ برابر نمى شد، بخش خصوصى ايران نيز احساس خطر نمى كرد تا براى تأمين هزينه ها، اكتشاف و استخراج مس را جايگزين «كروميت» كند. در آن صورت چه دليلى داشت كه «پهلوى دوم» در مقابل تهديد آمريكا مس را بر سر اوپك بكوبد و امروز پس ازگذشت ۴۰ سال؛ ايرج اكبريه معاون مالى اقتصادى ايميدرو از واگذارى شركت ملى مس در بورس، به صورتى ياد كند كه انگار «پاره جگر» را از خود دور كرده است. او اين شركت را «گل سرسبد» ايميدرو عنوان كرده است.



چرا رشته معدن را براى تحصيل انتخاب كرديد
چون از كارهاى معمولى كه هيچ جنبش و تحركى در آنها نيست، خوشم نمى آيد. كارهاى معدنى هم برايم مشكل نبود، زيرا به خاطر خوزستانى بودنم، روزهاى سخت را آسان تر تحمل مى كردم. از سوى ديگر در كار معدن جهش هايى وجود دارد. هرچند ممكن است كه فرد خسارت هايى ببيند ولى آخر سر يك جهش هايى براى شخص ايجاد مى شود.
در مورد خودم هم اين طور شد به همين دليل هيچ وقت كارمند دولت نشدم زيرا با روحم سازگارى نداشت. معتقدم اگر شما حركت كنيد و خدا هم بركت دهدحتما به چيزهاى خوبى مى رسد.
هم اكنون ۴۵ سال از فعاليتم در حوزه معدن مى گذرد.
پس هيچ وقت از فعاليت در بخش معدن متأثر نشديد
نه، اشتباه نكردم. البته برخى از كارهاى آزاد هست كه ممكن است در نهايت درآمدش بيشتر از معدن باشد اما اگر قرار باشد همه به سراغ مشاغلى مانند دلالى يا ملك بروند، پس مملكت چگونه اداره شود.
اولين معدنى كه ثبت كرديد چه بود
قبل از اين كه در سال ۴۰ از دانشكده فنى دانشگاه تهران فارغ التحصيل شوم در معادن «كروميت» واقع در ميناب كارآموز بودم كه پس از فارغ التحصيل شدن 3 تا ۴ سال در آن معدن كه متعلق به يك شركت خصوصى بود كار مى كردم.
پس از گذشت ۴ سال و با بيرون رفتن چند مهندس خارجى از شركت، مدير فنى آن معدن شدم و به مطالعه و شناخت منابع معدنى موردنياز شركت پرداختم.
آن زمان بخش خصوصى چقدر در حوزه معدن فعال بود
بخش خصوصى در آن دوره فعاليت هاى گسترده اى داشت و من هم در يكى از آن شركت هاى معدنى فعال بودم.
در سال ۴۵ و ۴۶ قيمت جهانى «كروميت» كاهش يافت شركت ما هم قوى بود و دنبال ماده معدنى ديگرى مى گشت كه در صورت ارزشمند بودن روى آن كار كند. آن زمان قيمت مس يك مقدار بالا رفت زيرا معادن بزرگ مس كه در شيلى بوده و هست به دليل انقلاب كمونيستى دچار بحران شد و با بيرون كردن آمريكايى ها از شيلى، معادن مس آن كشور ملى شد.
اين اتفاق در سال ۴۶ باعث ۳ برابر شدن قيمت مس در دنيا شد.
مديران شركت هم با توجه به آن كه «كروميت» هزينه هايشان را تأمين نمى كرد از من خواستند تا با اكيپ كاملى «مس» پيدا كنم.
آيا قبل از شما گروه ديگرى روى اين موضوع كار كرده بود
يك سرى گزارش از كارشناسان انگليسى و آلمانى داشتيم كه در كدام نقاط ايران پتانسيل هاى معدنى خيلى خوبى وجود دارد. آنها زمان جنگ جهانى دوم، ايران را از نظر معدنى شناسايى كرده بودند، از آنجا كه مس جزو فلزات استراتژيك محسوب مى شود و در صنايع دفاعى هم كاربرد دارد، آنها هم به مس توجه داشتند.
در هر حال، به مدت يك سال با تيم ۱۲ نفره با لندرور تمام ايران را گشتيم و ۴۰ نقطه جالب توجه را با استناد به آن گزارش ها پيدا كرديم و با مشخص كردن محدوده معادن، نقشه ها را براى صدور پروانه اكتشاف به تهران فرستاديم. از ميان ۴۰ نقطه اجازه كار را روى ۴ نقطه دادم.
چه مناطقى را پيدا كرديد
معادنى را در بخش هاى سبزوار، آذربايجان، تاكستان، شاهرود و كرمان پيدا كردم.
چرا كرمان را انتخاب كرديد
از نظر زمين شناسى، كمربند مس در رشته كوه زاگرس وجود دارد كه از نزديكى هاى آذربايجان شروع مى شود و از قزوين، يزد و اصفهان مى گذرد و در كرمان تجميع مى شود.
سرچشمه يكى از نقاطى بود كه تجمع رگه هاى مس در آنجا بيشتر از ساير نقاط بود.
در سرچشمه يك تپه و كوه ديدم كه آثار مس روى آن مشخص بود اما هيچ كار قديمى اى روى آن انجام نشده بود. البته در نقاطى كه معادن كوچك مسى در كشور است آثار اكتشاف عصر مفرغ يعنى ۴ تا ۵ هزار سال گذشته نيز موجود است.
ولى در سرچشمه به ابعاد ۲ كيلومتر در ۳ كيلومتر (ابعاد كوه) هيچ اثرى از ذوب نبود. اين مسئله نشان مى دهد كه سنگ قابل ذوب و با عيارى براى تكنيك ذوب آن دوران وجود نداشته است اما من ديدم كه حجم سنگ سرچشمه زياد ولى عيار مس در آنجا كم است. در ساير نقاط حجم سنگ ۱۰۰ متر در ۲۰۰ متر بود. هرچند مقدار مس موجود در سنگ پائين بود اما در عوض كميت بالا بود و مزيت اقتصادى داشت.
اين مسئله مرا به مطالعه بيشتر در مورد معادن بزرگ دنيا واداشت. بررسى هايم نشان مى داد كه معادن بزرگ مس در شيلى، كانادا، آمريكا و آفريقا هم كم عيار هستند و به صورت روباز كار مى شوند به اين نتيجه رسيدم كه اين معدن كم عيار مى تواند براى كشور مفيد باشد. البته كار در مقياس كشور ما نبود زيرا به سنگ هايى با عيار يك درصد اهميتى نمى دادند.
۱۰۰ نفر كارگر براى اكتشاف استخدام كردم تا ذخيره زيرزمينى را به طور دقيق تر تخمين بزنيم.
گزارش چند ماه حفارى را به تهران فرستادم و مديران شركت هم گفتند كه ذخاير اين معدن چشمگير نيست. من هم از معدن دفاع كرده و گفتم كه اگرچه كم عيار است اما معدن فوق العاده اى مى شود. در هر صورت مسئولان شركت را توجيه كردم و آنها هم گفتند شما كار را شروع كنيد تا ما ادامه كار را بررسى كنيم.
آيا معدن قبلاً به نام كسى ثبت نشده بود
درباره اين مسئله هم صحبت مى كنم، اما ۶ ماه متوالى كار كرديم، تونل زديم و به نتايج مثبتى رسيده بودم كه از تهران خبر دادند كه بايد كار را متوقف كنيد.
من به صورت همزمان معادن كروميت بندرعباس را هم مديريت مى كردم و از آنجا كه سرچشمه به رفسنجان نزديك بود، به معادن جنوب هم سركشى مى كردم.
دليل انتخاب كرمان هم به خاطر فراهم بودن زيرساخت هاى معادن و وجود جاده دسترسى بود. زيرا در معدن سونگون آذربايجان هم وضعيت عيار مشابه بود اما نبود تجهيزات، جاده ناهموار و نيروى انسانى و هواى سرد از مشكلات استخراج آن منطقه بود.
شايد هم طبع شما كه جنوبى بوديد در انتخاب كرمان تأثير داشت
اين مسئله تأثير چندانى نداشت اما به راحتى به معادن جنوب سركشى مى كردم و ابزار و نيروى انسانى را براى پروژه ها ارسال مى كردم.
پس از پيغام مديران شركت، كار را رها كرديد
پيغام آنها براى من برخورنده بود زيرا پيشرفت كار روزانه را مى ديدم. آن روزها تلفن هاى قرقره اى بود كه با آن پيغام مى گذاشتند من هم به آن پيغام اهميتى ندادم و تا زمانى كه پول داشتيم كه حقوق كارگران را بپردازم كار كردم. يك ماه به اين صورت گذشت و منتظر بودم با دست پر به تهران بروم و بگويم اشتباه مى كنيد. البته گمان مى كردم مديران شركت به خاطر كم عيار بودن معدن ناراضى اند. در جلسه هيأت مديره در تهران، مرا توبيخ كردند كه سرخود كار مى كنى و چقدر پول خرج كرده اى. اما من از كار دفاع و تهديد كردم كه حفارى نتايج مثبت دارد و بايد كار را ادامه دهيد در غير اين صورت از شركت مى روم و بايد به فكر شخص ديگرى باشيد.مديران شركت هم گفتند كه اوضاع خراب تر از آن است كه فكر مى كنى. پروانه معدن مس سرچشمه قبلاً به نام شخص ديگرى صادر شده است و او اصطلاحاً معدن را در آب نمك خوابانده و براى صدور مجوز نهايى دچار مشكل هستيم.
معدن براى چه كسى بود
معدن براى آقايى به نام «انتظام» بود. از سازمان زمين شناسى خبر وجود معدن را از زمان انگليسى ها به او داده بودند. تيم او چند چاله در سرچشمه زده بود و در گزارشى هم نوشته بودند كه اينجا يكصدهزار تن ذخيره مس با عيار يك درصد دارد. او گواهى معدن را ۷ تا ۸ سال قبل از سال ۴۵ شمسى گرفته بود ولى چون براى اكتشاف پولى نداشت به صدور گواهى بسنده كرده بود.
آقاى انتظام كارمند سازمان زمين شناسى بود
خير. انتظام يكى از دوستان صميمى رئيس سازمان زمين شناسى وقت بود و به سفارش او گواهى اين معدن را گرفته بود. درهرحال به مديران شركت گفتم، معدن را از انتظام بخريد زيرا درصد عيار مس را درست گفته اند اما من مقابل ذخيره صدهزارتنى معدن «انتظام» حداقل 8 صفر مى گذارم. مديران شركت، با گزارش هاى مختلفى كه از معادن بزرگ و مشابه مس دنيا به آنها ارائه كردم، وسوسه شدند و كمتر از ۲ هفته بعد مرا با دست پر به معدن فرستادند.
آيا به ياد داريدكه شركت، گواهى معدن را چقدر از انتظام خريد و ميزان سرمايه گذارى اوليه در معدن سرچشمه چقدر بود
سرمايه گذارى اوليه حدوداً ۲ميليون تومان بود. انتظام هم حدوداً ۵۰هزارتومان خرج كرده بودكه ۱۰۰هزار تومان از شركت گرفت و علاوه بر آن قرار شد تا ۳‎/۵ درصد از سهام سنگ معدن را پس از استخراج و بهره بردارى به او بدهيم. البته انتظام ۱۰درصد از سهام سنگ معدن را مى خواست. درهرحال با خيال راحت چندين تونل حفر كرديم و ۱۲۰ متر زيرزمين آنچه را كه انتظار مى كشيديم وجود داشت و تا ۱۵۰ متر زير زمين هم مس پيدا كرديم.پس از مدتى، كارشناسان سازمان ملل كه در سازمان زمين شناسى مستقر بودند از آنجا بازديد و اعلام كردند كه تا كنون وجود ذخيره ۱۰۰ميليون تنى مس باعيار يك درصد در معدن سرچشمه قطعى است. البته آنها تأكيد كردند كه هنوز در كنج كار هستيد و درصورت تداوم كار ، اين ذخيره تا ۱۰برابر هم افزايش مى يابد و يكى از معادن خوب دنيا مى شود و ذخيره مس سرچشمه به حدود يك ميليارد تن هم مى رسد. مديران شركت پس از اين اظهار نظر كارشناسان سازمان ملل متوجه شدند كه معدن بزرگ سرمايه بزرگ هم مى خواهد. آنها در طول ۴ سال، ۱۵ميليون تومان هزينه كرده بودند و ديگر از پس هزينه ها بر نمى آمدند، به ذهنشان رسيد كه براى تأمين هزينه هاى تأمين تجهيزات، نيروى انسانى وسرمايه گذارى بايد شريك خارجى پيداكنند.
بنابراين براى جلب مشاركت سرمايه گذار خارجى و احداث كارخانه ذوب با دولت مذاكره كردند. پس از چندين مزايده بين المللى و آمد و رفت نمايندگان شركت هاى آمريكايى و اروپايى بالاخره شركت انگليسى «سلكشن تراست» موافقت نامه اى با شركت و با نظارت دولت امضا كرد.
قرارداد شركت انگليسى چگونه بود
۴۹درصد سهام شركت براى آنها و ۵۱ درصد نيز متعلق به شركت ايرانى شد. من هم صاحب يك درصد معدن شدم.
براساس قانون، كسى كه معدن را كشف كرده باشد، يك درصد سهام معدن متعلق به آن فرد است.
انگليسى ها برآورد كردند بايد ۵۵۰ ميليون دلار براى تكميل اكتشافات و احداث كارخانه ذوب سرمايه گذارى كنند اما قبل از آن مى خواستند بيشتر معدن را بشناسند كه ببينند آيا ارزش سرمايه گذارى هنگفت دارد يا خير آن ها حدوداً ۳ سال ديگر هم حفارى كردند و ۱۰۰ تن سنگ به آزمايشگاه هايشان در آفريقا فرستادند تا شيوه هاى جديد ذوب را آزمايش كنند. در طول مدتى كه انگليسى ها در سرچشمه كار مى كردند، من مسئول فنى گروه ايرانى بودم. انگليسى ها زمانى كه مطمئن شدند ذخيره قطعى معدن ۸۰۰ميليون تن مس است اصل پروژه را آغاز كرده و گفتند كه احتمالاً به ۲۰۰ميليون دلار اعتبار بيشتر نياز دارند. وقتى كه مسائل اقتصادى در كشورهايى مانند كشور ما، از يك مقياسى بالاتر برود، شكل سياسى به خود مى گيرد. در سال هاى ،۵۱ ۵۲ بحران نفت در دنيا ايجاد شده بود و شاه عقاب اوپك نام گرفته بود. اعضاى اوپك تهديد كرده بودندكه نفت ايران را تحريم خواهند كرد. دولت هم از اين موضوع خبر داشت. شاه در يكى از سخنرانى هايش گفته بود كه اگر روى نفت دست بگذاريد مى توانيم با مس تلافى كنيم. از سوى ديگر در شيلى هم معادن مس ملى شده بود و آمريكايى ها را بيرون كرده بودند و مسئله مس از دو جهت مهم شده بود بنابراين انگليسى ها هم كه بحران را درك كرده بودند از دولت ضمانت سرمايه گذارى حداقل ۶۰۰ميليون دلارى خود را مى خواستند، دولت هم قبول نمى كرد كه به آنها ضمانت دهد بنابراين، مسئله بانفت مخلوط شد. در آن گير ودار هوشنگ انصارى ، وزير اقتصاد و دارايى وقت ناگهان بدون اطلاع در تلويزيون اعلام كرد كه ۵۰درصد سهام گروه ايرانى در معدن مس سرچشمه به دولت واگذار شد. درواقع انگليسى ها مستقيم با دولت طرفند. دولت براى تلافى كارهاى نفتى اين مسئله را اعلام كرد اما از سوى ديگر صداى بخش خصوصى درآمد و مديرعامل شركت با وزير اقتصاد و دربار مذاكره كرد كه در صورت دولتى شدن معدن، بايد فاتحه معدن را خواند زيرا دستگاه هاى دولتى درست كار نمى كنند و تاجر خوبى نيستند. در ميانه دعواى بخش خصوصى و دولت، انگليسى ها هم گفتند كه نمى توانيم با دولت كار كنيم. در سال ۵۲ اعلام شد كه معدن مس ملى است و دولت سود و اصل سرمايه گذارى انگليسى ها و بخش خصوصى را پرداخت مى كند.
يك درصد شما چه شد
انگليسى ها ۲۵ ميليون پوند خرج كرده بودند، سازمان برنامه وقت، سهم گروه ايرانى را حدوداً ۳۰۰ ميليون تومان محاسبه كرد اما دولت گفت كه ۵۴ تا ۵۵ ميليون تومان را به صورت نقد و مابقى را در قالب امتياز چند كارخانه به بخش خصوصى مى دهيم.
آنها امتياز كارخانه هپكو (سازنده تجهيزات صنعتى و معدنى)، سيمان گرگان و مازندران و ۲ كارخانه ديگر در اصفهان را به بخش خصوصى دادند و قرار شد از آنها حمايت كنند.
در نتيجه از آن ۵۰ ميليون تومان، ۵۰۰ هزار تومان بدون كسر ماليات بابت سهم يك درصدم از معدن به من دادند.من هم بلافاصله با آن خانه اى خريدم كه هنوز هم آن خانه را دارم.
كارمعدن به كجا رسيد
پس از ملى شدن مس، چند بار به درخواست وزارتخانه، گروه هاى مختلف را براى بازديد از آنجا بردم، آخر سر انگليسى ها هم از آنجا رفتند و آمريكايى ها و يوگسلاوها از سال ۵۲ تا ۵۷ در معدن كار كردند تا زمان انقلاب كه همه كارشناسان خارجى از كشور رفتند. تا سال ۶۳ هم معدن راكد بود.
از وقتى كه گرفتار جنگ شديم نيمه جانى به معدن مى رسانديم. با كارشناسان يوگسلاو از سال ۶۳ تا ۷۳ كاركرديم و در اواخر ۷۳ دوباره توليد آغاز شد.
تكنولوژى استخراج معادن چقدر با دوره شما فرق كرده است
به نسبت گذشت زمانه، تكنولوژى پيشرفت كرده است. كاميون هاى ۲۵ تنى آن دوران به ۱۲۰ تنى و دستگاه هاى بالابرنده ۲۵۰ هزار تنى در سرچشمه تبديل شده است. بخش معدن ازتجهيزات خوبى برخوردار است.
ولى برخلاف شما، ساير معدنكاران معتقدند كه اين بخش از كمبود تجهيزات رنج مى برد و نگاه به بخش معدن جدى نيست
مسئله اين است كه ما هنوز نه فقط در بخش معدن، بلكه در همه كارها از كشورهاى مترقى دنيا عقب تريم، اگرچه موادمعدنى و طبيعى در كشور ما بسيار بيشتر از سايركشورها است. اما متأسفانه به دليل وابستگى به نفت، دستگاه هاى اجرايى زياد به بخش معدن توجه نمى كنند.
پارسال از فروش نفت ۷۰ ميليارد دلار درآمد داشتيم. سؤال اينجاست كه از كدام صنعت يا ماده معدنى يك دهم اين درآمد را كسب كرده ايم.
به عنوان كارشناسى كه ۴۵ سال از عمر خود را در بخش معدن صرف كرده است، مشكل بخش خصوصى را درچه مى دانيد
متأسفانه بخش خصوصى در تأمين اعتبار مشكل دارد. تسهيلات بانك ها به سختى به دست معدنكاران مى رسد، به جز معادن بزرگ كه در دست دولت است و تعدادى از آنها واگذار شده است، معادن كوچك در دست بخش خصوصى است.
هزار و پانصد معدن متروكه در كشور داريم كه ممكن است دولت آنها را خريدارى كند اما براى احياى آن معادن تسهيلات قائل نمى شوند. بخش خصوصى را از اين كه دنبال كارهاى معدنى برود پشيمان مى كنند.
به هر حال رسالت بزرگى بر گردن ما است كه بخش خصوصى را براى سرمايه گذارى در معادن تشويق كنيم، من با سرمايه گذاران زيادى صحبت مى كنم اما آنها مى گويند بايد مطمئن باشند كه بخش معدن پس از 3 سال فعاليت، حداقل ۳۵ درصد سود مى دهد.
آيا با قانون معادن و محيط زيست مشكلى نداريد
قوانين محيط زيست وحشتناك است. هرچند كه اين سازمان يكى از سازمان هاى عزيز و محترم است اما مسئولان آن نمى توانند درك كنند كه اگر امكانات زندگى نباشد ولى درخت ها سبز باشند و گوزن ها هم راحت بچرخند، زندگى به چه دردى مى خورد
مسئله اكتشاف و بازگرداندن محيط زيست به حالت طبيعى آنقدر ساده است اما اينجا آنقدر سخت مى گيرند كه همه از كار بيزار مى شوند. اين مشكل را با منابع طبيعى هم داريم. به عنوان كسى كه ۴۵ سال در معدن فعال است مى گويم كه متأسفانه اين ارگان ها براى پيشرفت كار معدن سنگ اندازى مى كنند و يا متأسفانه در برخى از موارد به خاطر امتيازگرفتن ممانعت مى كنند. رفتارهاى سليقه اى ارگان ها وحشتناك است. در قانون معادن هم گفته اند كه سالانه عوارض دهيد ما مى گوييم كه اصلاً به جاى ۳ درصد سالانه ۳۰ درصد عوارض را به حساب محيط زيست و منابع طبيعى واريز مى كنيم. اما منابع طبيعى مى گويد بايد خسارت قطع نهال، خار و درخت را نقدى بپردازيد، براى يك تكه بادام خشك كه وسط بيابان هاى كرمان بود از ما ۱۵۰ هزارتومان گرفتند.
پس از گذشت اين همه سال كه مى بينيد معدن مس در اقتصاد كشور نقش مهمى دارد، چه احساسى داريد
انگليسى ها به من مى گفتند وقتى معدن راه بيفتد، سالانه يك ميليون دلار سهم شما مى شود.براى آن كه محاسبه كرده بودند سالانه صد ميليون دلار، سود خالص داشته باشند. من هيچ وقت از اين كه دولت معدن را ملى اعلام كرد و پول آن را به من داد ناراحت نشدم. همين كه پس از ۳۰ سال شما به سراغ من آمديد و با من گفت و گو مى كنيد مايه افتخار خود و خانواده ام است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |