هادى اكبرى
من و روزهاى آغاز جنگ تحميلى تقريباً همسن هستيم. سال هاى آخر جنگ از حرفهاى بزرگترها از تلويزيون از رزمندگان دوست و آشنا كه از حال وهواى جبهه ها مى گفتند چيزهايى مى فهميدم، چندبار هم از دور بمباران و موشك باران را ديده بودم. بعدها هم كه جنگ تمام شد، گوشه هايى از روايت ۸ سال دفاع مقدس را در فيلم ها و كتاب ها و روزنامه ها كه گاه بيگاه منتشر مى شد، اما «شنيدن كى بود مانند ديدن»، آن هم كارى به عظمت دفاع و ايثار و شهادت در راه خدا بى هيچ مزد مادى و منتى.
|
|
|
آن روزهاى از خودگذشتگى، شهامت و اخلاص جوانان اين آب و خاك براى ما نسل جوانى كه حضور در جبهه ها را تجربه نكرديم و در ميدان هاى جنگ و در بيابان هاى گرم و سوزان خوزستان و در كوههاى سرد سر به فلك كشيده كردستان نبوديم، كمى دشوار است كه تنها در قاب شيشه اى تلويزيون و عكس ها و تصاوير بى جان كتاب ها به درك و احساس عميق آن برسيم. اما امروز به بركت خون پاك آن سرو قامتان بى ادعا، مى توان رفت و آن مكان هاى مقدس كه هر كدام گوياى ياد و خاطره و درد و رنج و از خود گذشتگى و در يك كلام آزمون واقعى مردانگى در راه خداست را از نزديك ديد و لحظه اى نيز خود را به جاى آن ها گذاشت و در پيشگاه وجدان خود قضاوت كنيم كه آيا انصاف است چنين مردان بزرگى در حالى كه هنوز ۲ دهه از آن روزها گذشته است از يادها بروند چه زيبا گفت: «آنان كه رفتند كارى حسينى كردند و آنان كه مانده اند بايد زينبى باشند، از همين رو كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا خواهد ماند.» پس بر ماست كه امروز هر كدام زينب زمان باشيم تا ياد آن عزيزان سفر كرده از لوح دل و جانمان نرود.
در همين راستا بود كه بنياد ملى نخبگان به منظور آشنايى نخبگان جوان با رشادتها و از خودگذشتگى هاى غرورآفرينان هشت سال دفاع مقدس اردوى بازديد از مناطق عملياتى جنوب برگزار كرد، تا بدين وسيله زمان ارزش ديروز به امروز و همچنين تاريخ حماسه، خون و شهادت را به تاريخ جهاد علمى و شكوفايى كشور پيوند زند تا نسل جوان كشورمان بخصوص جوانان برگزيده علمى كه در قالب كاروان نخبگان كشورمان عازم مناطق جنگى شده بودند لمس كنند كه در سرزمين نور و حماسه، جايى است كه ناديدنى ها به چشم مى آيند و ناشنيدنى ها شنيده مى شوند و ناگفتنى ها به زبان مى آيند، بوى ايمان در مشام جان مى نشيند و معنويت لمس مى گردد و در يك كلام سرزمين نور، سرزمين درك و شهود است.
ساعت ۱۷ پرواز به سوى سرزمين عشق و حماسه آغاز شد، در طول پرواز با اكثر نخبگان كه صحبت مى كردم مثل خود من از حال و هواى جنگ و آشنايى با مناطق جنگى كاملاً بى اطلاع بودند و از جبهه و جنگ و عشق بازى بين خدا و رزمنده ها جز حرف و كلام و خاطرات ديگران چيز ديگرى نمى دانستند، ساعت ۱۸ هواپيما در فرودگاه اهواز به زمين نشست و به سمت معراج شهداى شهر اهواز كه در حقيقت پايگاه مركزى كاروان راهيان نور است حركت كرديم. از آنجا بود كه بايد براى ديدار با شهيدان ميزبان، خود را آماده مى كرديم.
مسئولان راهيان نور، يكدست لباس نظامى خاكى رنگ به همراه يك بسته فرهنگى كه از قبل تهيه شده بود به نخبگان جوان هديه دادند. حال و هواى عجيبى بود، بيشتر نخبگان جوان هنوز معنى لباس رزم و چفيه را نمى دانستند و با حالت سرشار از شوخى و خنده لباس ها را پوشيدند، البته پوشيدن لباس اجبارى نبود، ولى همه نخبگان لباس ها را پوشيدند و به سمت سوسنگرد حركت كرديم. در طول مسير راويان از وضعيت و موقعيت مسير در زمان جنگ و خاطرات تلخ و شيرين رزمندگان در هر كدام از اين مناطق براى نخبگان جوان مى گفتند. راويان از دلاورمردى ها و رابطه عاشقانه رزمندگان اسلام با خداوند مى گفتند تا اين كه براى اقامه نماز در سوسنگرد پياده شديم. نماز مغرب و عشاء به امامت حاج آقاى حسينى (راوى و روحانى كاروان) اقامه شد و سپس به مسير خود ادامه داديم تا اين كه به قرارگاه عملياتى ميشداغ در شمال شرق سوسنگرد رسيديم. در قرارگاه ميشداغ على رغم اينكه فصل بازديد كاروان هاى راهيان نور نبود، تنها به خاطر حضور نخبگان تيپ۴۴ تكاور ارتش با تمام تجهيزات به قرارگاه برگشته بودند و براى آشنايى جوانان با حال و هواى جنگ و لمس واقعى روزهاى دفاع مقدس دلاور مردان ارتش از روز قبل برنامه هاى مانور نظامى و رزم شب را آماده كرده بودند و نخبگان بعد از پذيرايى و صرف شام در سنگرهاى فرماندهى و استراحت كوتاهى براى عمليات رزم شبانه آماده شدند. حدود ساعت ۲۳ به صحن مخصوص عمليات رزم شبانه آمديم، ابتدا فرمانده قرارگاه عملياتى ميشداغ درباره جايگاه اين قرارگاه و عملياتى كه رزمندگان اسلام در اينجا انجام داده اند توضيح داد و مختصرى از برنامه اى كه براى ما تدارك ديده بودند شرح داد و به گفته وى گوشه هاى خيلى كوچك از عملياتى هاى روزهاى دفاع مقدس در آن مناطق بازسازى شد. بعد از حركات نمايشى تكاورهاى ارتش جوانان نخبه در دو رديف پشت سر دلاور مردان ارتش وارد كانال و دره هاى عملياتى شدند و بعد از صحبت هاى فرمانده عمليات كه از طريق بى سيم در كانال پخش مى شد از موقعيت ما و منطقه استقرار دشمن صحبت كرد و با رمز يا فاطمه الزهرا (س) عمليات شروع شد. صداى انفجارهاى مهيب سكوت شبانه را شكست و صداى شليك موشك و توپخانه به حدى بود كه نخبگان رنگ رويشان پريده بود و در حالى كه مى دانستند هيچگونه خطرى آنهارا تهديد نمى كند، ولى از چهره هاى آنها ترس و اضطراب عمليات به خوبى قابل لمس بود و واقعاً صداهاى انفجار به حدى مهيب و وحشتناك بود كه نمى شد به آن فكر نكرد و بعد از عبور از كانال و فتح آن توسط دلاورمردان ارتش عمليات به پايان رسيد و دبير اجرايى راهيان نور از خاطرات رزمندگان مى گفت كه چگونه با سلاح عشق و ايمان به جنگ نامتوازن دشمنان رفتند و پيروز و سربلند بيرون آمدند. حال ديگر جوانان نخبه جنگ برايشان تا حدودى قابل لمس تر بود. با ديدن آنها به راحتى مى شد تشخيص داد كه به فكر رفته اند. شايد بيش از هر چيز به اين فكر مى كردند كه به رزمندگان در آن شب ها و روزها چه گذشته است
بعد از خواندن نماز صبح و صرف صبحانه بايد قرارگاه را ترك و به سمت دهلاويه حركت مى كرديم در طول مسير بازديدى از بيمارستان صحرايى امام حسين(ع) داشتيم. بيمارستان صحرايى امام حسين(ع) در جاده اهواز - خرمشهر و در فاصله ۷ كيلومترى ايستگاه حسينيه به سمت دارخوين به شكل ساختمان بتونى بزرگ كه كاملاً استتار شده ديده مى شود. اين بيمارستان توسط وزارت مسكن و قرارگاه مهندسى خاتم الانبيا جهت پشتيبانى و مداواى مجروحين عمليات كربلاى ۵ و عمليات هاى بعدى در سال ۱۳۶۵ ساخته شده. اين بيمارستان علاوه بر پذيرش مجروحين جنگى، مصدومين شيميايى را نيز پذيرش مى كرد. اين بيمارستان با ارتفاع ۱/۵ متر خاك و نيم متر ماسه و قطعات بتونى كه قدرت تحمل بمب هاى ۵۰۰ پوندى را دارد، پوشيده شده است.
بعد از بازديد از بيمارستان، نخبگان جوان به سمت دهلاويه محل شهادت دكتر چمران راه افتادند و حدود ساعت ۱۰ صبح به دهلاويه رسيدند. دهلاويه در تاريخ ۵۹/۷/۲۴ توسط ارتش بعث عراق اشغال شده و در طى عمليات هاى ارتش، سپاه و رزمندگان ستاد جنگ هاى نامنظم به فرماندهى شهيد چمران تلاش هايى براى آزادى مناطق اشغال شده انجام دادند و سرانجام در تاريخ ۶۰/۶/۲۷ در عملياتى به نام آيت الله مدنى (اولين شهيد محراب) دهلاويه آزاد شد. در نزديكى روستاى دهلاويه يادمانى واقع شده كه محل شهادت دكتر مصطفى چمران (وزير دفاع و نماينده مجلس شوراى اسلامى) به همراه تنى چند از همرزمانش مى باشد. جوانان نخبه با ورود به يادمان شهيد چمران از عكس ها و مدارك تحصيلى دكتر چمران بازديد كردند و سپس فيلمى از زندگى شهيد چمران (از طلوع تا شهادت) پخش شد كه به شدت نخبگان جوان را تحت تأثير قرار داد و فضاى معنوى خاصى حاكم شد.
بعد از وداع با شهيد چمران و پذيرايى، مسئولان يادمان ۲ عدد سى دى شهيد چمران و سيدحسن نصرالله را به نخبگان جوان هديه كردند و سوار اتوبوس ها به سمت هويزه و مزار شهداى دانشجو هويزه رفتيم. شهر هويزه در ۱۰ كيلومترى جنوب غربى سوسنگرد، مركز يكى از بخش هاى دشت آزادگان است. دشمن در آغاز جنگ تحميلى با اشغال شمال و شرق هويزه، عملاً آن را محاصره كرد. در عمليات هويزه در ۵۹/۱۰/۱۵ رزمندگان از اين منطقه نفوذ كردند و به محل استقرار دشمن در جنوب كرخه هجوم بردند و ۸۰۰ نيروى عراقى را اسير كردند كه اين تعداد تا آن روز جنگ بى سابقه بوده اما با شروع پاتك هاى دشمن، نيروهاى خط مقدم عمليات كه گروهى از پاسداران هويزه، حميديه و گروهى از دانشجويان به فرماندهى شهيد بزرگوار علم الهدى در محاصره قرار گرفتند و تعداد زيادى از آنها از جمله سيدحسين علم الهدى فرمانده سپاه هويزه به شهادت رسيدند و متأسفانه نيروهاى بعثى روى پيكر مجروح دانشجويان با تانك ها رژه رفتند و همه دانشجويان را به طرز فجيعى به شهادت رساندند و در عمليات بيت المقدس (ارديبهشت ۶۱) منطقه هويزه آزاد شد و پيكر دانشجويان شهيد در مكانى كه امروزه به عنوان يادمان شهداى هويزه مى باشد، كشف ودر همان جا دفن شدند. بعد از خواندن نماز ظهر و عصر و صرف ناهار و استراحت در حسينيه شهداى هويزه نخبگان جوان به سمت شلمچه راه افتادند و غروب در شلمچه زيارت عاشورا به مداحى آقاى حسينى روحانى كاروان برگزار گرديد. در طول مسير مسئولان راهيان نور از رشادت ها و عمليات هاى بزرگى كه در منطقه رخ داده بود، براى نخبگان با شور و حرارت خاصى توضيح دادند و هنگام خواندن زيارت عاشورا كه رو به خاك كربلا برگزار شد، شور و حرارت توصيف ناپذيرى بر جمع نخبگان جوان حاكم بود به طورى كه نمى شد آنها را با روز اول مقايسه كرد و دل كندن از خاك شلمچه براى آنها خيلى سخت بود.
|
|
|
چه شبى بود، پنجشنبه شب كه ابتدايش در كنار شهداى شلمچه و خواندن زيارت عاشورا و نصف شب نيز با يادگاران هشت سال دفاع مقدس و بازخوانى خاطرات آنها گذشت. صبح روز جمعه به سمت منطقه اروند كنار حركت كرديم. اروند كنار يكى از بخش هاى شبه جزيره آبادان است كه در ۴۸ كيلومترى جنوب شرقى آبادان و در انتهاى جاده آبادان - اروند كنار واقع شده است. اين منطقه شاهد يكى از موفق ترين و بزرگ ترين نبردهاى دوران دفاع مقدس مى باشد. اين عمليات و نحوه عبور ايران از وحشى ترين رودخانه جهان كه سرعت آب در آن حدود ۸۰ كيلومتر در ساعت است در تمامى دانشگاه هاى نظامى دنيا به عنوان شاهكار ما ايرانى ها تدريس مى شود. عمليات والفجر۸ در اين منطقه انجام شد، اين عمليات منجر به سقوط شهر فاو يكى از مهم ترين بنادر كشور عراق و قطع ارتباط دولت عراق با دريا شد و غواصان خط شكن شبانه به طور معجزه آسايى از آب هاى خروشان اروندرود گذشته و خط دشمن را شكسته و موفق به آزادسازى منطقه فاو شدند. اين عمليات ضربه مهلكى بر كمر ارتش بعث وارد آورد. سپس نخبگان جوان ضمن بازديد از منطقه عملياتى والفجر۸ به سمت اهواز جهت برگشت به تهران حركت كردند. حدود ساعت ۱۴ به معراج شهداى اهواز رسيدم و بعد از صرف ناهار و نماز جماعت براى وداع با پيكر شهيدى كه در معراج شهدا بود به آنجا رفتيم شايد به جرأت مى توان گفت زيباترين و باشكوه ترين صحنه ها، صحنه وداع با شهيدى بود كه در آغوش بچه ها قرار گرفت و اين هم روزى ما بود از شهدا و هر كسى يك حرف دلش را با اين شهيد بزرگوار مى زد و بعضى از نخبگان جوان نمى توانستند احساسات خود را كنترل كنند و با صداى بلند گريه مى كردند. واقعاً قلم عاجز از وصف اين همه عشق و ارادت به شهدا است. در قسمت پايانى مصاحبه اى با چند تن از نخبگان انجام شد و همگى بدون استثنا شهدا را نخبه واقعى دانسته و اين سفر را يكى از به ياد ماندنى ترين سفرهاى عمر خود مى دانستند.
سيدمجيد عبداللهى برگزيده هشتمين جشنواره خوارزمى رتبه سوم در تعريف نخبه مى گويد: نخبه به معناى انتخاب شده است و در حقيقت بهتر است به شهيدان بگوييم نخبه چرا كه آنها بهتر انتخاب شدند اگر انتخاب نمى شدند شهيد نمى شدند.
مهدى مظاهرى برگزيده نهمين جشنواره خوارزمى دانشجويى در توصيف بازديد از مناطق عملياتى جنوب مى گويد: اين بازديد موجب شد چيزهايى را كه ما در تخيل خودمان داشتيم يا در فيلم ها ديده بوديم، بتوانيم به صورت فيزيكى احساس كنيم و حالا فكر مى كنم خيلى راحت تر بتوانيم شرايط آن زمان را درك كنيم و سختى هايى را كه رزمنده ها تحمل كردند احساس كنيم .
آرش فرزان رتبه دهم كنكور سال ۸۰ در تعريف زيبايى واژه نخبه را در مورد شهدا چنين به كار مى برد. وى مى گويد: به نظر من نخبه كسى است كه در شرايط مساوى نسبت به ديگران مى تواند در يك زمينه اى موفق باشد. شهدا كسانى بودندكه نسبت به جوان هاى ديگر كه در شرايط مساوى بودند براى رسيدن به اين مقام استعداد بيشترى داشتند و توانستند وارد جبهه ها بشوند و به درجه رفيع شهادت برسند . من فكر مى كنم اينها نخبه تر بودند كه به اين مقام بالا رسيدند. امير محمد ملوندى دوره ششم خوارزمى مقام دوم، نخبه را كسى مى داند كه با كارهايش بتواند باعث اعتلاى خود و اطرافيانش بشود و شهيد نخبه است چرا كه شهيد هم باعث اعتلاى خودش شده و هم اعتلاى جامعه اش.
دكتر سيدمهدى فخرايى معاون پژوهش و برنامه ريزى بنياد ملى نخبگان كه از مسئولان و دست اندركاران اين اردو بود و در بازديد از مناطق عملياتى نيز حضور داشت در گفت وگو با «ايران» هدف از اين اردو را آشنايى نخبگان جوان با تاريخ انقلاب اسلامى و جنگ تحميلى و بخصوص زنده نگه داشتن خاطرات رشادت ها و ايثارگرى هاى رزمندگان هشت سال دفاع مقدس مى داند.
وى مى گويد: وظيفه اصلى بنياد نخبگان در قبال دانشجويانى كه تحت پوشش بنياد هستند برگزارى برنامه هاى علمى و پژوهشى و حمايت از مقالات و دستاوردهاى علمى است اما تقويت آرمان هاى انسانى و اسلامى، روحيه عدالت خواهى و انگيزه هاى كارى و ارائه خدمت به بشريت در كنار علم آموزى از اهميت بالايى برخوردار است و به همين دليل نيز فعاليت هاى فوق برنامه مثل بازديد از مناطق عملياتى جنگ تحميلى در اين راستا بسيار مهم است.
وى معتقد است : نسل جوان بايد با دستاوردها و فداكارى هاى نسل قبلى آشنا شوند تا امكان ايجاد انگيزه هاى اسلامى براى ادامه كار در آنها فراهم بشود.
وى در پاسخ به اين سؤال كه در آينده نيز چه برنامه هاى فوق برنامه اى براى نخبگان در نظر گرفته ايد، گفت: برنامه بازديد از پروژه هاى سدسازى و نيروگاه هاى كشور در دستور كار بنياد ملى نخبگان قرار دارد كه به زودى انجام خواهد شد.