|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
انتقامجويى عجيب پسر شرور
|
|
|
گروه حوادث ـ پسر شرور وقتى دريافت دختر مورد علاقه اش به عنوان كارمند در شوراى روستا مشغول به كار شده، تصميم به انتقام گرفت. به گزارش خبرنگار ما، بامداد پنجم ارديبهشت مأموران كلانترى ۱۵ ورامين از سوزانده شدن عمدى خودروى رئيس شوراى يكى از روستاهاى اطراف خبردار شدند. اين در حالى بود كه اهالى روستا با كمك آتش نشانان خودروى شعله ور را خاموش كرده بودند. مأموران پس از حضور در محل حادثه در تحقيق از شاهدان دريافتند، ساعتى قبل سه پسر جوان در حالى كه صورت هاى خود را پوشانده بودند خودرو را به آتش كشيده و سوار بر يك دستگاه پرايد و موتوسيكلت از آنجا گريخته اند. بلافاصله مشخصات پرايد و موتوسيكلت در اختيار واحدهاى گشت پليس قرار گرفت. چند تيم از مأموران نيز مسيرهاى خروجى روستا را زير نظر گرفتند. سرانجام چند ساعتى بعد مأموران كلانترى ۱۵ باقرآباد به خودروى پرايدى مشكوك شده و آن را متوقف كردند. راننده پرايد در نخستين تحقيقات منكر هرگونه اطلاع از ماجرا شد اما همزمان با كشف يك گالن ۲۰ ليترى بنزين از ماشين، ناچار لب به اعتراف گشود. او به مأموران گفت: چند روز قبل يكى از دوستانم به نام «سينا» به ديدنم آمد و از من خواست براى انتقام از رئيس شوراى روستا كمكش كنيم. پس از شنيدن درد دل هايش ابتدا مخالفت كردم اما با اصرارهاى سينا من و دوستم ايرج قبول كرديم به او كمك كنيم. بنابراين نيمه شب پس از تهيه بنزين به مقابل خانه رئيس شوراى روستا رفته و در تاريكى شب ماشينش را آتش زديم. با اعتراف هاى ايمان مأموران دو همدست ديگر او را نيز دستگير كردند. سينا در بازجويى هاى پليسى درباره انگيزه خود از طرح نقشه انتقامجويانه گفت: از كودكى به يكى از دختران فاميل علاقه داشتم. هر چقدر هم سنم بالاتر مى رفت اين علاقه بيشتر مى شد. چند بار خواستم از او خواستگارى كنم اما به خاطر مشكلاتى موفق نشدم، تا اين كه چند روز قبل شنيدم او مى خواهد به عنوان منشى در شوراى روستا مشغول به كار شود. به خاطر اين كه مخالف كار كردن همسر آينده ام بودم سعى كردم او را از اين كار منصرف كنم كه موفق نشدم. از طرف ديگر احتمال مى دادم او همزمان با كار مرا فراموش مى كند. به همين خاطر تصميم گرفتم به هر شكل ممكن اجازه ندهم كار كند. بنابراين چند بار تلفنى با رئيس شوراى روستا تماس گرفتم و با تهديد از او خواستم نسترن را اخراج كند. اما او كه مرا نمى شناخت تهديدهايم را جدى نگرفت. سرانجام براى ترساندنش تصميم گرفتم ماشينش را آتش بزنم. سپس با طرح نقشه اى با همدستى دو تن از دوستانم نيمه هاى شب ماشين را آتش زديم. اما هنگام فرار به سوى ورامين دستگير شديم. سرهنگ احمد قاسم خانى، رئيس پليس شهرستان ورامين در اين باره گفت: سه متهم پس از تحقيقات مقدماتى با قرار قانونى بازداشت شدند.
|
|
|
|
|
عامل جنايت شب تولد در آستانه اعدام
|
|
|
گروه حوادث ـ حكم اعدام پسرى كه در جريان برگزارى يك جشن تولد، ميهمان ناخوانده را به قتل رسانده بود، از سوى قضات ديوان عالى كشور تأييد شد. به گزارش خبرنگار ما و بر اساس اوراق موجود در پرونده، نيمه هاى شب ۳۰ آبان ۸۴ ساكنان خيابان صفى عليشاه تهران با شنيدن صداى تيراندازى، وحشتزده از خانه هايشان بيرون دويدند. آنها همان موقع پسر جوان همسايه را ديدند كه كلت و كارد در دست داشت. يكى از همسايه ها نيز موضوع را به كلانترى ۱۰۹ بهارستان اطلاع داد. مأموران پس از حضور در محل جنايت با پيكر خونين پسر جوانى روبه رو شدند كه بر اثر اصابت ضربه هاى كارد و شليك يك تير به سينه اش از پا درآمده بود. آنها در ادامه تحقيقات پى بردند ماجراى درگيرى و قتل همزمان با برگزارى جشن تولد در يكى از خانه هاى محل رخ داده است. بنابراين ناصر - پسر ۲۷ ساله صاحبخانه - به اتهام قتل شناسايى و دستگير شد. پرونده اين ماجرا با صدور كيفرخواست به دادگاه كيفرى استان تهران فرستاده شد. متهم نيز در جلسه محاكمه در دفاع از خود گفت: روز حادثه على (مقتول) بدون دعوت به جشن تولد آمده بود. بعد هم در جريان برگزارى جشن به خاطر اختلاف هاى ريشه دار با دايى ام درگير شد. من هم از شدت ناراحتى او را به قتل رساندم. سرانجام متهم با حكم هيأت قضايى شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران به رياست قاضى نورالله عزيز محمدى به قصاص نفس - اعدام - محكوم شد.حكم اعدام نيز از سوى قضات شعبه ۱۱ ديوان عالى كشور تأييد شد. بدين ترتيب ناصر در آستانه اعدام قرار گرفت.
|
|
|
|
|
اعتراف كارگر خشمگين به قتل در چايخانه
گروه حوادث ـ كارگر چايخانه سنتى كه پس از قتل صاحبكارش به سيستان و بلوچستان گريخته بود، با تلاش مأموران پليس به دام افتاد. به گزارش خبرنگار ما، سرهنگ «امير سردارى»، فرمانده انتظامى شهرستان فيروزكوه در اين باره گفت: صبح پنجم ارديبهشت، خبر قتل صاحب يك چايخانه به كارآگاهان پليس فيروزكوه اطلاع داده شد. گروهى از مأموران نيز پس از حضور در محل قتل دريافتند «نقى» - صاحب چايخانه - با ضربه هاى كارد به قتل رسيده است. در ادامه تحقيقات نيز مشخص شد رضا يكى از كارگران آنجا نيز پس از جنايت به طور مشكوكى ناپديد شده است. بدين ترتيب احتمال ارتكاب قتل از سوى رضا قوت گرفت، حال آن كه كارآگاهان در بازجويى از ديگر كارگرها پى بردند، رضا به خاطر مسائل مالى با صاحب مغازه اختلاف داشته است. مأموران سپس با رديابى هاى ويژه پليسى شش روز پس از جنايت رد متهم به قتل فرارى را در شهرستان «سراوان» به دست آوردند.با شناسايى مخفيگاه رضا گروهى از كارآگاهان جنايى راهى اين شهرستان شده و در يك عمليات ضربتى متهم را دستگير كردند. او پس از انتقال به اداره آگاهى فيروزكوه پرده از راز قتل برداشت و گفت: چند روز قبل از حادثه به خاطر دريافت حقوق با صاحب چايخانه اختلاف داشتم. شب حادثه دوباره سر اين موضوع با هم درگير شديم. ناگهان از شدت عصبانيت با گلدان ضربه اى به سرش زدم. وقتى بيهوش روى زمين افتاد كاردى از آشپزخانه برداشتم و چند ضربه به بدنش زدم. وقتى از مرگ او مطمئن شدم هراسان به سراوان فرار كردم. متهم به قتل پس از اعتراف به جنايت با قرار بازداشت روانه زندان شد.
|
|
|
|
|
درگيرى خونين خانواده عروس و داماد
|
|
|
گروه حوادث ـ خسرو مبشر ـ اقدام عجيب خانواده عروس هنگام بدرقه عروس و داماد به خانه بخت درگيرى و كتك كارى آشنايان و خانواده دو طرف را به همراه داشت.
در اين ماجرا برادر داماد و دو تن از دوستانش و دو تن از اعضاى خانواده عروس با ضربه هاى كارد بشدت مجروح و در بيمارستان بسترى شدند.به گزارش خبرنگار ما، چندى قبل، نيمه هاى شب، مأموران پليس تهران هنگام گشت در خيابان فردوسى با راه بندان شديد مواجه شدند. آنها در بررسى ها در يافتند يك كاروان كه عروس و داماد را همراهى مى كردند، خودروهاى شان را متوقف كرده و با هم درگير شده اند.مأموران پس از تحقيق در اين باره پنج تن، از جمله برادر داماد و چند نفر از آشنايان و اقوام عروس و داماد كه با ضربه هاى كارد مجروح شده بودند را براى درمان به بيمارستان فيروزگر انتقال دادند.مأموران در ادامه تحقيق از شاهدان حادثه به جزئيات بيشترى دست يافته و پرونده را براى رسيدگى به بازپرسى دادسراى ناحيه ۱۲ تهران ارجاع دادند.پژمان- داماد ۲۶ ساله- در اين باره به بازپرس پرونده گفت: حدود دو سال قبل به زهره- عروس ۲۱ ساله علاقه مند شدم و به خواستگارى اش رفتم. اما پدر او به بهانه اين كه يكى از بستگانشان خواستگار دخترش است پيشنهادم را نپذيرفت. سرانجام با گذشت دو سال زهره به پسر عمويش- مرتضى- جواب رد داد. و موفق شد رضايت پدرش را براى ازدواج با من جلب كند. در همين ايام پسر عمويش براى ما پيام فرستاد كه جشن عروسى را به كام ما تلخ خواهد كرد. اما توجهى نكرديم. از طرف ديگر براى اين كه خانواده عروس را خوشحال كنم. در يك تالار بزرگ جشن مفصلى گرفتم. اما هنگام برگزارى جشن عروسى متوجه شدم پسر عموى كينه جوى همسرم و چند تن از دوستانش براى ميهمانان و كارگران تالار مزاحمت ايجاد مى كند. آنها قصد بر هم زدن جشن عروسى را داشتند كه با كمك آشنايان و اقوام دو خانواده اين اتفاق نيفتاد.وى در ادامه گفت: ساعت ۱۲ شب زمانى كه مراسم پايان يافت من و عروس سوار ماشين تزئين شده به طرف خانه حركت كرديم. اما مرتضى و دوستانش كه در ميان كاروان بودند با بوق هاى ممتد و حركت هاى مارپيچ دايم مزاحمت ايجاد مى كردند. تا اين كه برادرم «پوريا» سوار بر ماشين خودش را به پسر عموى زهره رساند و از او خواست دست از كارهاى ناشايست بردارد. چرا كه كارهاى غير منطقى او و دوستانش باعث راه بندان شديد در خيابان شده بود. در نتيجه بين آنها مشاجره لفظى در گرفت. و بعد هم با هم درگير شدند كه گروهى از آشنايان، دوستان و خانواده هر دو طرف به خاطر همين مسئله با هم به كتك كارى پرداختند. در اين ميان برادرم و مرتضى- پسر عموى همسرم- و سه تن ديگر، با كارد مجروح شدند كه براى درمان به بيمارستان منتقل شدند.مرتضى نيز در دفاع از خود به بازپرس پرونده گفت: من و دخترعمويم از چند سال قبل قصد ازدواج داشتيم. اما با آمدن پژمان، زهره مرا فراموش كرد.وى با ابراز پشيمانى از ماجراى پيش آمده در شب عروسى به بازپرس پرونده گفت: من قصد نداشتم به كسى آسيبى برسانم. اما به خاطر حسادتى كه به پژمان داشتم اين اتفاق ناخواسته رخ داد. اكنون نيز به اشتباه خودم پى بردم و طلب عفو و بخشش دارم.پرونده اين حادثه پس از صدور قرار مجرميت براى رسيدگى به دادگاه عمومى فياض بخش رفت.دادگاه پس از محاكمه هفت تن از متهمان، داماد جوان و برادر او را بيگناه شناخت و حكم تبرئه آنان را صادر كرد. اما مرتضى و چهار تن ديگر را مجرم شناخت.بدين ترتيب مرتضى- متهم رديف اول- به هشت ماه زندان و پرداخت ديه به شاكى ها - ده ميليون ريال جزاى نقدى و تحمل ۷۴ ضربه شلاق و همچنين ساير متهمان را به ۷۴ ضربه شلاق، پرداخت ديه به شاكى ها و ۴ ماه حبس تعليقى به مدت دوسال محكوم كرد.حكم متهمان در تجديد نظر استان تهران پس از رسيدگى توسط هيأت قضايى تأييد شد.
|
|
|
|
|
كمين پليس براى دستگيرى دزدان خانه ها و جيب برها
|
|
|
گروه حوادث ـ دزدانى كه براى فروش اوراق بهادار و تراول چك هاى مسروقه به بانك هاى تهران مراجعه كرده بودند نمى دانستند پليس سايه به سايه در تعقيب آنهاست. به گزارش خبرنگار ما، از حدود يك سال قبل كارآگاهان پايگاه ششم پليس آگاهى تهران از سرقت هاى متعدد در شرق تهران با خبر شدند.بدين ترتيب تجسس براى شناسايى دزدان در دستور كار، كارآگاهان پليس قرار گرفت.تا اين كه چند روز قبل كارآگاهان با خبر شدند دو مرد جوان در يكى از بانك هاى تهران سرگرم فروش سهام مسروقه هستند.بلافاصله كارآگاهان خود را به بانك رسانده و متهمان را دستگير كردند.آنها در اعتراف هايشان سه همدستشان به نام هاى مجيد، اكبر و بهزاد را نيز معرفى كردند.كارآگاهان نيز در يك عمليات غافلگيرانه متهمان را به دام انداختند.دزدان در اعتراف هاى خود تاكنون به سرقت ۳۰۰ ميليون تومانى از ۳۰ خانه و مقدار زيادى طلا و اشياى عتيقه اعتراف كرده اند. سرهنگ محمديان رئيس پليس آگاهى تهران در اين باره گفت: دزدان پس از شناسايى خانه هايى كه در مجاورت ساختمان هاى نيمه كاره و در حال ساخت قرار داشتند حدود ساعت ۷ تا ۱۲ شب به خانه هاى مورد نظر دستبرد مى زدند. * شناسايى جيب برها راز سرقت هاى جيب برهاى حرفه اى از طريق دوربين مداربسته بانك فاش شد.مدتى قبل مردى با مراجعه به پايگاه پنجم پليس آگاهى تهران با تسليم شكايتى از سرقت ۳۴ ميليون تومان تراول چك هايش خبر داد.وى گفت: پس از دريافت تراول ها و خروج از بانك كنار خيابان منتظر تاكسى بودم كه يك پيكان سفيد با سه سرنشين جلوى پايم ايستاد.روى صندلى عقب مردى نشسته بود.اما وقتى خواستم بنشينم متوجه شدم چمدان بزرگى روى صندلى عقب قرار دارد و جايى براى من نيست.بنابراين از سوار شدن منصرف شدم كه مسافر جلويى گفت: «سوار شو من چند متر جلوتر پياده مى شوم.»دقايقى پس از حركت گوشى تلفن همراه مردى كه كنارم نشسته بود زير پاى من افتاد ناچار خم شدم و گوشى را برداشتم و به او دادم.چند دقيقه بعد هم پياده شد و رفت اما وقتى به مقصد رسيدم متوجه سرقت تراول چك ها شدم.پس از طرح چند شكايت مشابه ديگر از سرنشينان خودروى پيكان كارآگاهان به تحقيق در اين باره پرداختند.سرانجام پس از رديابى تراول هاى مسروقه كارآگاهان دريافتند فردى با مدارك جعلى به بانك مراجعه كرده و تراول ها را نقد كرده است.بدين ترتيب پس از بازبينى تصاوير ضبط شده دوربين بانك، عكس چند مظنون تهيه شد.بعد هم عكس يكى از متهمان از سوى شاكى ها شناسايى شد.پليس نيز در بررسى ها دريافت، وى يكى از متهمان سابقه دار پايگاه هشتم پليس آگاهى بوده است.بنابراين بلافاصله مخفيگاه متهم شناسايى و عصر دوشنبه او دستگير شد.احمد تاكنون به سه فقره سرقت و جيب برى ميليونى با كمك همدستانش اعتراف كرده است.تلاش براى دستگيرى دو متهم فرارى پرونده نيز ادامه دارد.
|
|
|
|