پنجشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۲ جمادى الاول ۱۴۲۹
Thu, May 8, 2008
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گوناگون
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
كتاب
ديپلماسى در تسخير امواج رسانه
كارت خبرنگارى
براى افسران پنتاگون
362844.jpg
حسين قنبرى گرمى

شكل سنتى تبليغات در جنگ، همان سخنرانى هاى آتشين كه در آن يكى از عناصر اصلى جنگ با عبارات ساده، اقدامات و اهداف عالى خود و همچنين نفرت انگيز بودن دشمنى كه در حال نبرد با آن هستند را بيان مى كند.
به اين صورت در الگوى كلاسيك تبليغات جنگ، طراحان اين الگو ها همواره سعى كرده اند با ساختن يك پيام پيروزمندانه از يك سو و ممانعت از دسترسى مردم به اخبار و عقايد منتقدان جنگ زمينه تسخير قلب و روح مردم را فراهم كنند.
اما يك ارتش مدرن ديگر به چنين شيوه هاى از مد افتاده كه اخيراً مقاله مستندى در نيويورك تايمز به افشاى آن پرداخت متوسل نمى شود. مقاله نيويورك تايمز اثبات كرد كه شمار زيادى از به ظاهركارشناسان مستقل كه توسط شبكه هاى مختلف تلويزيونى آمريكا براى تفسير اخبار نظامى بويژه درباره عراق دعوت مى شدند توسط وزارت دفاع آمريكا، پنتاگون، دست چين شده بودند.
اكنون مى توان پاسخ يكى از سؤالات مهم اهل رسانه را در اين خصوص كه چرا اعتبار مطبوعات آمريكا از ۱۱ سپتامبر به اين سو آسيب ديد پيدا كرد. تيمى كه با عنوان نومحافظه كاران در كاخ سفيد قدرت گرفتند از نگاهى متفاوت از همه زمامداران گذشته نسبت به نحوه تعامل با نهادهاى مدنى و حاكميتى برخوردار بودند. آنها با صراحت و جسارت اين تفكر را كه نهادهايى مانند قوه قضائيه بايد با سياست هايشان همراهى كنند در عمل پياده كردند و تعامل با رسانه ها را نيز بر همين پايه طراحى كردند. پديده «كارشناسان مأمور پنتاگون در مطبوعات» دقيقاً محصول اين تفكر است. ماجراى كارشناسان مأموردر رسانه ها كه نخستين بار نيويورك تايمز از آن پرده برداشت بدون شك به عنوان يك اتفاق بى نظير در تاريخ رسانه ها ثبت خواهد شد.
اما اين طرح كه جزو دست پخت هاى پنتاگون است بيش از آن كه يك طرح نو در دنياى مدرن باشد تكرار خام بخشى از همان الگوى سنتى تبليغات است. اين كه كارشناسان نظامى شبكه هاى تلويزيونى در استوديوهاى تلويزيونى آمريكا لانه كنند و به طور قطعى از اتفاقاتى كه در گوشه ديگر جهان مى افتد و همچنين عمليات هايى كه بخش اعظم آنها بوسيله دولت مخفى باقى مى ماند سخن گويند چندان طرح مشعشعى نيست بويژه از اين نظر كه دست آنها در جعل خبر خيلى زود رو مى شود. خيلى زود مخاطبان مى فهمند كه اين كارشناسان نظامى با محكوم كردن آنچه به نفعشان نيست و مى خواهند همچنان در بايكوت خبرى قرار داشته باشند توجه مردم را به سمت وقايع معنادارى هدايت مى كنند . گاهى اوقات نيز اتفاق مى افتد كه اين كارشناسان با اشتباهات خود آشكارا موجبات خنده تماشاگران را فراهم مى كنند .
نيويورك تايمز در تحقيقات گسترده اى به ۸۰۰۰ صفحه از پيام ها، نامه ها و صورت جلسه هاى مربوط به اين كارشناسان دست يافت.
بر اساس يافته هاى اين روزنامه دلايلى كه پنتاگون را مطمئن كرد كه اين كارشناسان به خوبى خواهند توانست اذهان مردم را آنچنان كه اين وزارتخانه مى خواهد شكل دهند اين بود كه نوعى همبستگى گروهى و ايدئولوژيكى بين اين كارشناسان و نظاميان و همچنين پنتاگون وجود دارد.
اين كارشناسان يا برخى از آنان با صنايع مرتبط با دفاع ملى قرارداد دارند يا اين كه به لابى اين صنايع تبديل شده اند و رفتار مناسب آنان در قبال طرف هاى قراردادشان مسلماً به نفع هر دو آنان تمام خواهد شد. تايمز موارد متعددى از اين نوع كارشناسان نظامى ارائه داده است كه براى ۱۵۰ واحد صنعتى صاحب قرارداد با وزارت دفاع آمريكا كار مى كنند.
بر پايه گزارش تايمز در صورتى كه اين كارشناسان بتوانند نظر مثبت پنتاگون را جلب كنند اين وزارتخانه براى بيشتر آنان تورهاى ويژه از مكان هاى مورد بحث در برنامه ها تدارك مى بيند. به عنوان مثال در سال ۲۰۰۵ برخى از اين كارشناسان اجازه يافتند از زندان گوانتانامو بازديد كنند. اين كارشناسان پس از بازديد از اين زندان چنان از انتقاد از اين زندان دورى كردند كه مثال ژان پل سارتر و ساير روشنفكرانى كه از سفر به شوروى سابق برگشته و شيفته آن شده بودند را در اذهان زنده مى كرد.
همچنين بازديد كارشناسان از عراق در سپتامبر سال ۲۰۰۳ تنها به اين خاطر نبود كه اين كارشناسان شاهد به اصطلاح دموكراتيك شدن عراق و دروغ هاى خبرنگاران صلح طلب باشند بلكه به اين خاطر بود كه بتوانند برخى قراردادهاى تجهيزات نظامى براى صنايع آمريكايى را پيش ببرند.
اين كارشناسان در كلاس هايى شركت مى كنند كه برايشان توضيح داده مى شود چگونه بايد تحليل هاى خود را به صورتى ارائه دهند تا مخاطبان به صداقت آنها شك نكنند. به اين ترتيب ديدار ژنرال پترائوس در ژانويه سال ۲۰۰۷ با كارشناسان چندان تعجب برانگيز نخواهد بود. همچنين ديدارهايى كه چندين نفر از اين كارشناسان با دونالد رامسفلد نيز داشته اند. در اين ديدار ها كارشناسان ياد مى گيرند كه چگونه در تحليل هاى خود به روشنى از جنگ جهانى با ترور يا تشابه ايران وعراق با يكديگر ، صحبت كنند.
اين كارشناسان پيغام مهمى به صاحبان صنايع نظامى دارند و آن اين كه در نخستين گام اين افراد كه تخصصشان به فعاليتهاى صنعتى نظامى مربوط مى شود مى توانند منافع اين صنايع را به خوبى تأمين كنند. آنها اين كار را با اشاره مستقيم به اين صنايع يا فراهم كردن اطلاعات براى آنان يا تركيبى از اين دو عمل انجام دهند.
از سوى ديگر رسانه ها نيز نفع خود را از اين كارشناسان برداشت مى كنند يعنى به مخاطبان خود چنين القا مى كنند كه اين شبكه ها همواره به دنبال كارشناسانى هستند كه بتوانند بهترين تفاسير را از مسائل پيچيده نظامى ارائه دهند.
اين كارشناسان تا آن حد پيش رفته اند كه برخى از آنان به استخدام شبكه هايى همچون فاكس نيوز كه متعلق به نومحافظه كاران است و علناً طرفدار جنگ بودن آن ثابت شده است درآمده اند.
اين شبكه هاى تلويزيونى داراى سرويس هاى تخصصى براى استخدام اين نوع كارشناسان هستند. از سوى ديگر شمارى از مديران نيز براى همين منظور در وزارت دفاع آمريكا وجود دارند. به طورى كه كلارك بار ها از استخدام مهره هاى قابل اعتماد كه گذشته اى درخشان در خدمت رسانى به منافع آمريكا داشته اند و از نظر فكرى به نومحافظه كاران نزديكند سخن گفته است. در اين راه ۷۵ نفر از نظاميان سابق آمريكا براى تفسير مسائل نظامى به نفع آمريكا در شبكه هاى CBS، NBC، ABC، CNN Fox News، و ... استخدام شده اند. يك نمونه از اين كارشناسان ژنرال پل والى است كه از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۷ به عنوان تحليلگر مسائل نظامى مشغول به كار بوده و از بانيان مفهوم جنگ روانى است كه هدف از آن تقويت اراده جنگ طلبى آمريكايى ها از طريق رسانه ها براى جلوگيرى از اشتباهات جنگ ويتنام مى باشد.
حال اين امر كه اين كارشناسان نظامى و ژنرال هاى سابق از ميدان هاى جنگى بازديد كنند چندان تعجب برانگيز نيست اما اين كه اين شبكه هاى تلويزيونى آمريكايى هيچ گونه كنجكاوى درباره رؤساى اين كارشناسان و منافع مادى آنان ندارند باعث تعجب مى شود اما دليل اين امر نيز روشن است و آن مسكوت ماندن روابط ايدئولوژيكى اين كارشناسان با شبكه نومحافظه كارى است.
ديپلماسى در تسخير امواج رسانه
پايان انحصار رسانه اى
در خاورميانه
362868.jpg
فرانسوا برنار هوگه ‎/ بخش دوم و پايانى

با جنگ عراق خبرنگاران اين بار همانند جنگ اول خليج فارس مى توانستند به سالن هاى كنفرانس مطبوعاتى اكتفا كنند يا اين كه خود در ميان نظاميان و ميدان هاى نبرد حاضر شوند در حالى كه اكثر شبكه هاى تلويزيونى قوانين جديد يعنى سانسور تصاوير اجساد كشته شدگان و زندانيان آمريكايى را رعايت كردند اما الجزيره حتى به بهاى جدال با رژيم صدام ضلع سوم اين جنگ را به تصوير كشيد .
پس از سقوط صدام، الجزيره به عنوان يكى از منابع خبرى اين جنگ باقى ماند. اما در اين راه هزينه هايى را نيز پرداخت كرد كه از آن ميان مى توان به كشته شدن خبرنگاران و بمباران دفاترش اشاره كرد. آمريكا با سخنگويى پاول، رامسفلد يا آرميتاژ با رويكرد جانبدارانه اين شبكه مخالفت كرده و فشارهايى را بر قطر وارد كرد. پس از اين قطر زمانى كه نيروهاى آمريكايى پايگاه هاى خود در عربستان را ترك كردند باهدف تبديل شدن به بهترين متحد آمريكا در منطقه، پذيراى آنان شد.
اما واقعيت اين است كه اين امر يعنى ممنوعيت پخش اين شبكه در كشورهايى همچون اردن و كويت به دليل صد ها شكايت تسليم شده از طرف دولت هاى غربى به امرى عادى تبديل شده است.
اما از سوى ديگر ، رسانه هاى عرب امروز شبكه اى شده است كه در آن اعضاى دولت بوش، نومحافظه كاران و حتى خبرنگاران اسرائيلى مى توانند صحبت كنند و مطمئن باشند كه خيل عظيمى از جمعيت اعراب و مسلمان حرف هاى آنان را مى شنوند. برنامه هايى همچون «جهت مخالف» كه از برنامه Crossfire آمريكا الگو بردارى شده است اين امكان را به وجود آورده است تا افراد متعلق به تفكرات كاملاً مخالف در آن به بحث و جدل بپردازند. به موازات اين، رسانه هاى آمريكايى كه به زبان عربى برنامه هاى خود را پخش مى كردند نتوانستند انتظارات ديپلماسى عمومى را برآورده سازند. از سال ۲۰۰۲ دولت بوش ۳۰ ميليون دلار در راديو خاورميانه نيويورك كه بيشتر به راديو ساوا مشهور است سرمايه گذارى كرده است. به هر حال نفوذ راديو ها بسيار محدود است و برنامه هاى عربى بى بى سى نيوز و راديو مونت كارلو نمى توانند بيش از اين اتفاقات سياسى را تغيير دهند .
روز ۱۴ فوريه ۲۰۰۴ شبكه ماهوار ه اى الحره در اسپرينگ فيلد در چند كيلومترى واشنگتن راه اندازى شد. اين شبكه توسط يك آژانس دولتى كنترل مى شود كه مسئول راديو صداى آمريكا نيز هست و مديريت آن را شبكه تلويزيون خاورميانه بر عهده دارد كه كنگره آمريكا بودجه اى معادل ۶۵ميليون دلار براى نخستين سال پخش آن اختصاص داد.
حال اين سؤال مطرح است كه اگر شبكه الحره تهديد چندانى براى الجزيره به حساب نمى آيد آيا ديگر شبكه هاى عربى مى توانند رقيبى براى آن باشند در حال حاضر بيش از بيست شبكه عرب زبان جهانى و ملى وجود دارند كه در اين بين مى توان از شبكه هاى MBC و MBC2 نام برد كه شبكه اى انگليسى زبان در كشور بحرين است. اين شبكه ها به يك گروه سعودى، كويتى و لبنانى موسوم به گروه ميدل ايست نيوز (اخبار خاورميانه) تعلق دارند كه سرمايه آن به ۵۰۰ ميليون دلار مى رسد. به عنوان نخستين رقيب مى توان از ابوظبى تى وى نام برد كه از سال ۱۹۸۴ از امارات پخش مى شود. بيشتر برنامه هاى اين شبكه را اخبار و تصاوير جمع آورى شده از سراسر جهان تشكيل مى دهند.
اما مهمترين رقيب موجود براى الجزيره شبكه العربيه است كه از عربستان پخش مى شود كه به گفته مدير آن هدف از تأسيس العربيه ايجاد شبكه اى جايگزين براى الجزيره با لحنى ملايم و بدون تحريك كنندگى است. در جنگ ۳۳ روزه يك قدرت نوظهور هم در رسانه هاى خاورميانه قد برافراشت و آن شبكه تلويزيونى عربى المنار متعلق به حزب الله بود واز لبنان پخش مى شود. نام اين شبكه زمانى به زبان ها افتاد كه در سال ۲۰۰۳ مقامات آمريكايى سعى كردند از پخش يك سريال كه تاريخ يهوديان را حكايت مى كرد ممانعت به عمل آورند. اما شهرت آن زمانى بود كه وارد رقابت با شبكه هاى افسانه اى يهوديان در جنگ تابستان ۲۰۰۶ شد. تولد المنار از اين نظر يك اتفاق مهم در دنياى رسانه وديپلماسى شد كه در اين ايده كه سرمايه و پول چاشنى تحول در رسانه است ترديد انداخت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |