شنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۴ جمادى الاول ۱۴۲۹
Sat, May 10, 2008
فرهنگ و پايدارى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
وصيت نامه ستوان يكم شهيد
تأثير جنگ تحميلى
در داستان نويسى معاصر ايران
363138.jpg
بهروز شبسترى

ادبيات داستان نويسى ايران در دهه هاى اخير، و به طور مشخص در سال هاى پس از پيروزى انقلاب بهمن ،۱۳۵۷ به دوران شكوفايى خويش گام نهاده است. در اين سال ها داستان نويسان بزرگ و برجسته اى براى نخستين بار خود را در ادبيات رو به رشد كشورمان مطرح كردند و با قدرت قلم و ديدگاهى تازه به نگارش آثارى كاملاً متفاوت و برجسته - خاصه در دو نوع ارزشمند و پراهميت رمان و داستان كوتاه- پرداختند. نويسندگان جوانى كه توانستند از آفاق تازه و ديگرگونه اى كه رويدادهاى گونه گون، شگرف و شگفت انگيز به حاصل آمده از پيروزى انقلاب در معرض نگاه جسور و تيزبين آنان قرار داده بود، به نيكى سود برند و جريان راكد داستان نويسى ايران را از خمودگى و ابتذال دوران پيشين دور كنند. زيستن در شرايط تازه، طبيعتاً ديدگاه هاى تازه اى را مى طلبيد و خوشبختانه داستان نويسان جوان ايرانى از چنين ديدگاه هاى تازه و جسارت آميزى برخوردار شده بودند. در حقيقت، اين انقلاب بود كه ديدگاه هاى جديد را به نويسندگان نسل خود ارزانى داشته بود.
انقلاب و وقايع فراوان و حيرت انگيز آن، به علاوه، درون مايه هاى بديعى را نيز پديد آورده و در اختيار نويسندگان دوره جديد قرار داده بود. درون مايه هاى تازه اى كه براى طرح شدن در قالب هاى ادبى به فرم ها و صورت هاى بديع و متفاوتى نياز داشتند؛ و اساساً در عرصه ادبيات - چه شعر و چه داستان نويسى- درون مايه هاى تازه، خود پديد آورنده صورت هاى جديد هم هستند.
نگاهى گذرا به آثار ادبى آفريده شده در دوره هاى پس از انقلاب، در هر نقطه اى از جهان، نشان مى دهد كه تحولات اجتماعى به عنوان بسترى مناسب براى خلق درون مايه هاى تازه، همواره با سربرآوردن فرم ها و حتى سبك هاى بديع ادبى هم زمان بوده است. به تعبير ساده تر، در همه كشورهاى جهان، دوره هاى جديد اجتماعى كه با وقوع سريع انقلاب ها پديد آمده اند، پيوسته به خلق فرم ها و سبك هاى متفاوت و متنوعى در ادبيات انجاميده اند.
براى مثال، فرم هاى تازه و جسارت آميزى كه ماياكوفسكى در شعر روسيه جديد به وجود آورد، بى هيچ ترديدى نتيجه توأمان نگاه عميق او به ادبيات و انقلاب بود. يعنى سربرآوردن نوعى احساس تعهد به بيان درون مايه هاى متفاوت انقلاب. همچنين نوآورى هاى خلاقانه سرگئى آيزنشتاين در هنر سينما و خاصه شگرد مونتاژ بسيار بديع و هنرمندانه او نيز بيش از هر چيز نتيجه احساس ضرورت اين هنرمند به بيان درون مايه هاى جديد پديد آمده از انقلاب بوده است. بارى، و به هر ترتيب، با وقوع انقلاب و پديد آمدن شرايط اجتماعى متفاوت كه توانسته بود درون مايه هاى ارزشمند بسيارى را در اختيار نويسندگان عصر انقلاب قرار دهد، دورانى جديد و كاملاً متفاوت در ادبيات داستان نويسى كشورمان آغاز شد. دورانى سرشار از شكوفايى و بالندگى كه امروزه ماحصل آن را مى توان به صورت آثارى متعدد از رمان گرفته تا مجموعه داستان هاى كوتاه در قفسه هاى كتاب خود و كتابخانه ها و كتاب فروشى هاى كشور مشاهده كرد.
اما گذشته از اينها، ترديدى نيست كه داستان نويسى ايران، بخش عظيمى از شكوفايى و بالندگى خود را مرهون و مديون دوران خطير، بى بديل و سرنوشت ساز جنگ تحميلى است. چه، وقايع روى داده در سال هاى جنگ تحميلى، و رويدادهاى به وقوع پيوسته در ميدان ها و سنگرهاى دفاع از ميهن اسلامى، گذشته از بسيارى موهبت هاى سرشار و كتمان ناپذير، همچنين، امكانات فراوانى را از براى باليدن در اختيار داستان نويسان جوان و تيزبين ما، و به طور كلى ادبيات رو به رشد كشورمان در اختيار نهاده است.
حقيقت اين است كه داستان نويسى، به طور كلى در سال هاى نه چندان درازى كه در جهان رايج بوده، همواره يكى از اصلى ترين و پرجذبه ترين مواد و درون مايه هاى كارآمد خود را از درون ميدان هاى نبرد و جنگ هاى به وقوع پيوسته ميان انسان ها به دست آورده است. جنگ واقعه بسيار عظيمى است. فاجعه اى كه به رغم نتايج تلخ و ماتم بارش، به واسطه كشش و كوشش و كشمكش هاى جارى در آن، يكايك رويدادهاى اصلى و فرعى اش و جزء جزء لحظه هاى شتابانش مى تواند حتى راويان مبتدى و تازه كار را نيز در حكايت پردازى پيروزمند جلوه دهد. چرا كه از جمله اصلى ترين و اساسى ترين عناصر هر روايتى، چندان كه تئورى پردازان و منتقدان فرماليست ادبيات داستانى تأكيد كرده اند، همانا كشمكش و جدال است و نيز محصولات بعدى آن به عنوان عوامل متعدد بيرونى، مى تواند حالت هاى سامان مند و متعادل هر روايتى را به سادگى به آشوب و بى سامانى دچار كند. روندى كه از جمله ابتدايى ترين لوازم ضرورى براى شكل گيرى هر روايت داستانى است. همان گونه كه اشاره شد، همه اين ها انواع موهبت هايى هستند كه جنگ ها به لحاظ مادى و فرمى به آثار داستانى ارزانى مى كنند به شكلى كه براى مثال مى توان گفت هر عمليات كامل جنگى از نظر ماده داستانى، خود يك روايت تام و تمام و كمال يافته است. بى آن كه حتى به پردازش تكنيكى چندانى نياز داشته باشد. روايتى كه در درجه نخست يك طرح كلى و سرتاسرى دارد و ضمناً از مقدمه، تنه و نيز صحنه هاى افتتاحيه و اختتاميه دقيقى هم برخوردار است و مهمتر از همه اين كه چنين روايت هايى غالباً داراى بزنگاه ها، نقاط عطف مختلف و متنوع و حوادث اصلى و فرعى متعدد، جذاب و پركشش نيز هستند.
به عنوان نمونه رزمنده اى را در نظر بگيريد كه دو يا سه سرباز دشمن را به اسارت گرفته و اكنون تلاش مى كند تا آنان را به پايگاه نيروهاى خودى در پشت جبهه انتقال دهد. مى بينيد كه چنين طرحى همه عناصر برجسته و ضرورى را براى نگارش يك داستان كوتاه، جذاب و پركشش در اختيار داستان نويس قرار مى دهد.
اما آنچه تاكنون بدان اشاره شد، تنها امكاناتى بود كه جنگ به لحاظ مادى در اختيار داستان نويسان قرار داده است. حال آن كه جنگ تحميلى عراق عليه ايران يا آنچه ما ايرانى ها تحت عنوان دفاع مقدس از آن ياد مى كنيم، داستان نويسى ما را به لحاظ معنوى نيز از موهبت هاى سرشارى برخوردار كرده است. موهبت هاى معنوى بزرگ و بى شمارى كه بيش از هر چيز در ويژگى دفاعى جنگ تحميلى نهفته بوده است.
جنگ تحميلى كه با هجوم ديوانه وار ارتش بعث عراق در سال ۵۹ به خاك كشورمان آغاز شد، گذشته از برخوردارى از بسيارى خصيصه هاى معمول از قبيل جدال ها و كشمكش هاى خونين ونابودگر كه طبيعتاً در همه جنگ هاى بزرگ به وقوع پيوسته در نقاط مختلف جهان، در طول تاريخ وجود داشته است و نيز با وجود به ارمغان آوردن مرگ و ويرانى و آوارگى و بى خانمانى براى بسيارى از انسان ها، به خصوص براى ما ايرانى ها ويژگى ديگرى نيز داشته است. ويژگى مهم و تعيين كننده اى كه در جنبه تدافعى آن نهفته است، اين كه قواى ايرانى حاضر در ميدان هاى نبرد، نيروهاى فداكار و ايثارگرى بودند كه تنها به نيت دفاع از مرزهاى كشور و بازپس گيرى خاك ميهن شان به جبهه ها و سنگرهاى آن جنگ هشت ساله گام مى نهادند؛ و اين ويژگى، در هر جنگى از جنگ هاى روى داده در اين جهان پهناور كه وجود داشته باشد، بى هيچ ترديدى معنويتى سرشار و لايزال را با خود به همراه مى آورد. معنويتى بى مانند كه رويدادهاى جنگ - حتى خونين ترين جنگ هاى تاريخ - را نيز با جذابيت و كششى غيرمادى و غيرزمينى همراه خواهد كرد. همه اين موهبت هاى مادى و معنوى، چنان كه اشاره شد، در طول سال هاى پس از آغاز جنگ تحميلى تا به امروز، ادبيات داستان نويسى ايران را به صورت پديده اى بالنده و روبه تعالى جلوه گر ساخته است؛ و به ويژه اوج اين بالندگى و شكوفايى را امروزه مى توان در داستان هاى كوتاه درخشانى كه داستان نويسان عمدتاً جوان ايرانى در دهه اخير به رشته نگارش درآورده اند، مشاهده كرد. چراكه جنگ نيز همچون همه پديده هاى اجتماعى ديگر، مانند انقلاب و ساير تحولات اجتماعى، بيش از هر چيز يك پديده غيرفردى و اجتماعى است و چنين پديده اى براى اين كه بتواند در قالب هنر و ادبيات - به عنوان پديده اى شخصى و انفرادى - بيان شود، نخست بايد در جان نويسنده رسوب كند و به اصطلاح درونى شود. روندى كه شكل گيرى آن لزوماً به زمان نياز دارد. به تعبير دقيق تر، روند داستانى شدن درونمايه جنگ روندى زمان بر است.
از همين رو، طبيعى است كه داستان نويسان ما براى نگاشتن بهترين داستان هاى خود با درونمايه وقايع جنگ تحميلى، به
يكى - دو دهه فرصت نياز داشته اند. فرصتى كه از آغاز نخستين سال هاى دهه اخير به سر آمده و خوانندگان و علاقه مندان آثار داستانى در كشورمان اكنون مى توانند در عرصه يادشده، آثار درخشانى را از داستان نويسان مطرح ايرانى مطالعه كنند. آثارى كه بويژه در نوع داستان هاى كوتاه حتى با برجسته ترين آثار داستانى جهان نيز برابرى مى كنند و در نتيجه با در پيش گرفتن تمهيدات ويژه اى از سوى نهادهاى فرهنگى كشور و البته با همفكرى خود نويسندگان و اهالى فرهنگ، مى توان براى عرضه اين محصولات گرانسنگ ادبى در بازارهاى جهانى كتاب اقدام كرد.
وصيت نامه ستوان يكم شهيد
حاج رسول مير دريكوند
فرمانده گردان تكاور ۱۲۱ ايران شهر
363171.jpg
سلام بر حسين سالار شهيدان و سلام و درود بى كران به روح بلند رهبر كبير انقلاب اسلامى بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران حضرت امام خمينى (ره) و با سلام به فرزند خلفش آيت الله خامنه اى و با درود و سلام به همه شهدا از صدر اسلام تاكنون.
شهادت هنر مردان خداست و ملتى كه شهادت را سعادت مى داند پيروز است و بدانيد كه كوچك ترين هراسى از اشرار كور دل ندارم.
سلام بر پدر و مادر عزيزم و خانواده و اقوام و آشنايان و هم وطنان عزيز، اميدوارم سلام گرم مرا پذيرا باشيد و در قلب پرمهر و محبت خود جاى دهيد. پدر و مادرم از آن لحظه اى كه شنيديد دار فانى را وداع گفته ام و به سوى خداوند متعال به پرواز درآمده ام ناراحت نباشيد و در عزايم گريه نكنيد. من به آرزوى خود كه شهادت بود رسيدم و از شما مى خواهم در آن لحظه به مسجد برويد و دو ركعت نماز شكر بخوانيد تا فرزند حقيرتان در آخرت آزرده نباشد. مادرم، از شما مى خواهم كه مرا ببخشيد و شير پاك تان را حلالم كنيد و از تو اى پدر كه رنج زيادى در راه درست تربيت كردن ما كشيدى، مى خواهم كه مرا ببخشى و از شما برادران و خواهرانم؛ با دلى آرام از خدمت برادران مرخص مى شوم و از شهرى اين وصيت را مى نويسم كه پر از ظلمت و تاريكى و وحشت است. مردانى دارد كه از انسانيت و مردانگى دور هستند؛ اين جا همان جبهه است، اين جا عشق بوى ديگرى مى دهد، بوى باروت و شليك گلوله و بوى خون و صداى ناله زخميان درهم آميخته است و عزيزانى پرپر مى شوند و جام شهادت مى نوشند. اميدوارم كه ان شاءالله در روز قيامت امام حسين(ع) همه را شفاعت كند؛ «كل نفس ذائقة الموت»: هر نفسى بايد مزه مرگ را بچشد؛ «انا لله و انا اليه راجعون»: بازگشت همه به سوى خداست. من عاشق شهادت و شهيد شدن هستم و اين بنده گناهكار چون كار خيرى را در اين دنيا انجام نداده ام با مرگ و شهادت در راه خدا باشد كه گناهانم آمرزيده شود و در پيشگاه خداوند و ائمه اطهار سرافكنده و خجل نباشم. دوستان و همرزمان عزيز، شهادت فوز عظيمى است كه نصيب هركسى نمى شود و بايد لياقت آن را داشته باشيد و الان چند سالى است كه اين جا هستم. بويى از شهادت به مشامم نرسيده و نمى دانم كى نوبتم مى رسد. برايم دعا كنيد. الان از زندگى با انسان هاى به ظاهر پاك و باطناً خون خوار و آدم كش و خيانتكار زده شده ام و فكرم فقط به سوى خدا معطوف شده، تا با اين افتخار بزرگ - يعنى شهادت - زودتر از اين دنياى خيانتكار رها شوم و به سوى معبود برگردم. هميشه به جاى حاجتم مى گويم خدايا عبادت و شهادت در راه خودت را نصيب من بگردان، اما نمى دانم اين شهادت كى نصيب من خواهد شد. عزيزان و همرزمان، عزم را جزم كنيد و از اسلام و مقدسات و مذهبتان خوب مواظبت كنيد. چون فقط در چنين روزى است كه حفظ دين براى يك مسلمان واجب است و با اين دشمن كه از تمام راه ها وارد مى شود تا به ما ضربه بزند، مبارزه كنيد. دوباره توصيه مى كنم كه اى پدر و مادر عزيزم، در مرگ من گريه نكنيد، زيرا من به آرزوى خود كه شهادت بود رسيده ام و خودم راه خودم را انتخاب كرده ام. نمى ترسم از كسى به جز خدا و مى ترسم از كسى كه نترسد از خدا.
با تشكر ـ دوست حقيرتان - رسول مير دريكوند


|   شناسنامه   |   آرشيو   |