|
وصيت نامه ستوان يكم شهيد
حاج رسول مير دريكوند فرمانده گردان تكاور ۱۲۱ ايران شهر
|
|
|
سلام بر حسين سالار شهيدان و سلام و درود بى كران به روح بلند رهبر كبير انقلاب اسلامى بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران حضرت امام خمينى (ره) و با سلام به فرزند خلفش آيت الله خامنه اى و با درود و سلام به همه شهدا از صدر اسلام تاكنون. شهادت هنر مردان خداست و ملتى كه شهادت را سعادت مى داند پيروز است و بدانيد كه كوچك ترين هراسى از اشرار كور دل ندارم. سلام بر پدر و مادر عزيزم و خانواده و اقوام و آشنايان و هم وطنان عزيز، اميدوارم سلام گرم مرا پذيرا باشيد و در قلب پرمهر و محبت خود جاى دهيد. پدر و مادرم از آن لحظه اى كه شنيديد دار فانى را وداع گفته ام و به سوى خداوند متعال به پرواز درآمده ام ناراحت نباشيد و در عزايم گريه نكنيد. من به آرزوى خود كه شهادت بود رسيدم و از شما مى خواهم در آن لحظه به مسجد برويد و دو ركعت نماز شكر بخوانيد تا فرزند حقيرتان در آخرت آزرده نباشد. مادرم، از شما مى خواهم كه مرا ببخشيد و شير پاك تان را حلالم كنيد و از تو اى پدر كه رنج زيادى در راه درست تربيت كردن ما كشيدى، مى خواهم كه مرا ببخشى و از شما برادران و خواهرانم؛ با دلى آرام از خدمت برادران مرخص مى شوم و از شهرى اين وصيت را مى نويسم كه پر از ظلمت و تاريكى و وحشت است. مردانى دارد كه از انسانيت و مردانگى دور هستند؛ اين جا همان جبهه است، اين جا عشق بوى ديگرى مى دهد، بوى باروت و شليك گلوله و بوى خون و صداى ناله زخميان درهم آميخته است و عزيزانى پرپر مى شوند و جام شهادت مى نوشند. اميدوارم كه ان شاءالله در روز قيامت امام حسين(ع) همه را شفاعت كند؛ «كل نفس ذائقة الموت»: هر نفسى بايد مزه مرگ را بچشد؛ «انا لله و انا اليه راجعون»: بازگشت همه به سوى خداست. من عاشق شهادت و شهيد شدن هستم و اين بنده گناهكار چون كار خيرى را در اين دنيا انجام نداده ام با مرگ و شهادت در راه خدا باشد كه گناهانم آمرزيده شود و در پيشگاه خداوند و ائمه اطهار سرافكنده و خجل نباشم. دوستان و همرزمان عزيز، شهادت فوز عظيمى است كه نصيب هركسى نمى شود و بايد لياقت آن را داشته باشيد و الان چند سالى است كه اين جا هستم. بويى از شهادت به مشامم نرسيده و نمى دانم كى نوبتم مى رسد. برايم دعا كنيد. الان از زندگى با انسان هاى به ظاهر پاك و باطناً خون خوار و آدم كش و خيانتكار زده شده ام و فكرم فقط به سوى خدا معطوف شده، تا با اين افتخار بزرگ - يعنى شهادت - زودتر از اين دنياى خيانتكار رها شوم و به سوى معبود برگردم. هميشه به جاى حاجتم مى گويم خدايا عبادت و شهادت در راه خودت را نصيب من بگردان، اما نمى دانم اين شهادت كى نصيب من خواهد شد. عزيزان و همرزمان، عزم را جزم كنيد و از اسلام و مقدسات و مذهبتان خوب مواظبت كنيد. چون فقط در چنين روزى است كه حفظ دين براى يك مسلمان واجب است و با اين دشمن كه از تمام راه ها وارد مى شود تا به ما ضربه بزند، مبارزه كنيد. دوباره توصيه مى كنم كه اى پدر و مادر عزيزم، در مرگ من گريه نكنيد، زيرا من به آرزوى خود كه شهادت بود رسيده ام و خودم راه خودم را انتخاب كرده ام. نمى ترسم از كسى به جز خدا و مى ترسم از كسى كه نترسد از خدا. با تشكر ـ دوست حقيرتان - رسول مير دريكوند
|