شنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۴ جمادى الاول ۱۴۲۹
Sat, May 10, 2008
ماجرا
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
مرموزترين آدم ربايى آمريكا
مرموزترين آدم ربايى آمريكا
سرنخ مهم
363195.jpg
محمود رافع ‎/ بخش پايانى

چكيده بخش اول
اين ماجراى واقعى، مربوط به يكى از معروف ترين آدم ربايى هاى قرن بيستم آمريكاست. پرونده عجيبى كه هنوز هم كارشناسان جنايى نمى توانند به طور قاطع درباره اش نظر دهند. ماجرا مربوط به ربوده شدن اسرارآميز پسربچه يك ساله كلنل «ليندبرگ» جوان در سال ۱۹۳۲ ميلادى است. وى پنج سال قبل از ربوده شدن فرزند خردسالش مسير نيويورك تا پاريس را با يك هواپيماى تك موتوره از فراز اقيانوس اطلس بدون توقف پيمود. به همين خاطر هم در ۲۵ سالگى به شهرتى جهانى دست يافت. مرد جوان، سال ۱۹۲۹ با زنى به نام «آن مارو» ازدواج كرد و يك سال بعد هم آنها صاحب پسرى شدند كه به خاطر شهرت فراوان پدرش مى توانست طعمه خوبى براى آدم ربايان باشد. سرانجام يك شب در حالى كه همه اعضاى خانه و خدمتكاران سرگرم استراحت و انجام كارهاى خود بودند پسركوچولو از طريق پنجره اتاقش ربوده شد. چند روز بعد هم آدم رباها با ارسال نامه اى درقبال آزادى گروگانشان ۵۰ هزار دلار خواستند. در حالى كه ماجراى اين كودك ربايى موجى از ناراحتى و هراس در ميان مردم جامعه آمريكا ايجاد كرده بود، حدود يك ماه و نيم بعد جسد نيمه سوخته پسر كوچولو از سوى يك راننده كاميون در چند كيلومترى خانه كلنل پيدا شد.


هنوز چند روزى از اين كشف غم انگيز نگذشته بود كه پليس سرنخ مهمى به دست آورد. چرا كه فردى به نام «برونو ريچارد هاپتمن» درخواست تمديد گواهينامه كرده بود. وى همانى بود كه پليس، مشخصاتش را از روى شماره پلاك ماشينش به دست آورده بود. درخواست تمديد گواهينامه، دستى نوشته شده بود. دستخط آقاى «هاپتمن» هم به طرز مشهود غيرآمريكايى بود. ضمن اين كه نامه چند غلط املايى اساسى داشت.
حال بعد از دو سال و نيم، پليس مطمئن بود «ژان» را پيدا كرده است. «هاپتمن» غروب روز ۱۹ سپتامبر ۱۹۳۴ دستگير شد.
* متهم كه بود
«هاپتمن» سال ۱۸۹۹ در آلمان به دنيا آمده بود. او در جنگ جهانى اول به اتفاق دو برادرش جنگيده و دو برادرش را نيز در همان جنگ از دست داده بود. آلمان پس از جنگ جهانى با بحران هاى اقتصادى بسيار فراوانى روبه رو بود. بنابراين «هاپتمن» براى تأمين مخارج زندگى اش به سرقت روى آورده و كم كم يك سارق مسلح شده بود. او در يكى از همين سرقت ها، بازداشت و زندانى شده بود. اما حبس او چندان طولانى نبود. چرا كه توانسته بود از زندان فرار كند و با كشتى خود را به آمريكا برساند. او در آمريكا مدتى به كارهاى نجارى اشتغال داشت. تا اين كه با دخترى به نام «آنا شوفلر» - يك مهاجر آلمانى - ازدواج كرد.
«هاپتمن» چهره اى نافذ و اندامى درشت داشت و اين ويژگى ها، دقيقاً همان توصيفاتى بود كه از «ژان» شده بود.
پليس مبلغ ۱۴هزار دلار از چك پول هاى «ليندبرگ» را در آپارتمان او يافته بود.
او با حقوق ماهيانه ۱۰۰ دلار در يك كارگاه نجارى مشغول به كار بود، اما تقريباً همزمان با دريافت پول «ليندبرگ»، كار خود را رها كرده و از آن به بعد هم كار نمى كرد. همسرش نيز در همان زمان، شغل خود را در يك نانوايى ترك كرده و دنبال كار جديد هم نرفته بود.
او غير از حساب بانكى معمولى اش، يك حساب بانكى ديگر نيز داشت كه حتى در اين باره به همسرش هم چيزى نگفته بود. او هر ماه مقدارى پول به حساب واريز كرده بود. دادستان پرونده نيز در جريان محاكمه گفته بود: «ميزان دارايى هاى اين آدم از مجموع داراى هاى بنده و قاضى و هيأت منصفه هم بيشتر است. راستى يك نجار چطور مى تواند با حقوق ۱۰۰ دلار در ماه، اين همه پول پس انداز كرده باشد. راديوى ۴۰۰ دلارى و عينك آفتابى ۱۲۵ دلارى بخرد. سفرهاى تفريحى لوكس برود و همسرش را چندين بار به آلمان بفرستد. ظروف خانه اش هم نقره باشد »
اما هاپتمن در برابر اتهامات وارده گفت: دوستى به نام «ايسدور فيش» قبل از بازگشتش به آلمان، يك جعبه به او امانت داده بود تا برايش نگهدارى كند. فيش كه در تجارت ورشكسته شده بود در آلمان به علت ابتلا به مرض سل مرد. هاپتمن مدعى بعد از مرگ «فيش»، يك بار كه به سراغ كمد رفته بود، وسوسه شده و جعبه را باز كرده و با هزاران دلار پول نقد مواجه شده بود. او كه از ديدن آن همه پول نقد شوكه شده بود نمى دانست با آن همه پول چه كند و فقط توانسته بود مقدارى از آن پول را خرج خود و همسرش و خرج تعميرات گاراژاش كند.
از سوى ديگر پليس هم دلايل محكمى براى ارتباط «هاپتمن» با نامه هايى كه به ليندبرگ ارسال شده بود داشت. اما صرف نظر از نامه ها آيا واقعاً هاپتمن فرزند كلنل «ليندبرگ» را ربوده و به قتل رسانده بود شايد او فقط قصد شيادى و كلاهبردارى داشته است. اگر او همان آدم رباى تحت تعقيب بوده، آيا در اين جنايت تنها بوده يا همدستى هم داشته است «هاپتمن» حتى تحت بازجويى ها و شكنجه هاى زياد هم اصرار داشت چيزى درباره ربوده شدن فرزند خانواده «ليندبرگ» نمى داند.
* پله ۱۶ نردبان
مأموران پليس هنگام جست وجو در خانه «هاپتمن» متوجه شدند يكى از تخته هاى كف اتاق زيرشيروانى از جا درآمده و جايش در كف اتاق خالى است. بلافاصله از «آرتور كوهلر» (متخصص آزمايشگاه پليس) خواسته شد در محل حاضر شود و نظر كارشناسى خود را بيان كند. وى پس از بررسى اتاق زيرشيروانى، با قاطعيت اعلام كرد كه چوب كنده شده از كف اتاق، دقيقاً همان قطعه چوبى است كه براى ساختن پله شانزدهم نردبان مورد استفاده قرار گرفته در ربودن پسربچه استفاده شده است و ميخ هايى كه بر روى پله نردبان ديده مى شد هم دقيقاً با رديف ميخ هاى كف اتاق زيرشيروانى مطابقت داشت. افزون بر اين شواهد، پليس دريافته بود هاپتمن مدتى به صورت پاره وقت در يك كارگاه چوب برى كار مى كرد. كارشناس آزمايشگاه هم اعلام كرده بود كه چوب هاى مورد استفاده در ساخت نردبان بايستى از جايى در «برونكس» خريدارى شده باشند. نردبان آدم ربا با ميخ هايى هشت سانتى ساخته شده بود كه اين ميخ ها هم محصول يك كارگاه ساخت قطعات فلزى «پيتزبورگ» بود. يك بسته نيمه كاره از اين نوع ميخ ها هم با همين مشخصات در گاراژ خانه هاپتمن كشف شد.
«كوهلر» شكاف ها و شيارهاى موجود در نردبان را با تراشه ها و خرده چوب هاى باقى مانده در دستگاه اره و رنده دستى هاپتمن انطباق داد. هاپتمن از زمان آدم ربايى تا آن زمان تقريباً كار نكرده بود. بنابراين نيازى به تيز كردن اره و رنده خود نديده بود. به همين دليل، يافتن براده ها و تراشه هاى چوب روى دستگاه هاپتمن كار سختى نبود. بنابراين همه شواهد حكايت از آن داشت كه «هاپتمن» جنايتكار است.
* فرجام ماجرا
هاپتمن روز ۱۳ فوريه ۱۹۳۵ با وجود اين كه هيچ اعترافى نكرد مجرم شناخته و محكوم به اعدام شد.
حكم اعدام وى ۱۹ ماه پس از بازداشتش اجرا شد. اما او تا آخرين لحظه همچنان اصرار بر بى گناهى داشت.
هنوز هم بسيارى بر اين باورند كه تصميم دادگاه براى اعدام هاپتمن بسيار عجولانه بوده. چه بسا براى سرپوش گذاردن بر بى كفايتى پليس فدرال در حل پرونده، هاپتمن را قربانى كرده باشند. حقوقدانان نيز دلايل فراوانى بر ناعادلانه بودن جريان رسيدگى به اين پرونده ارائه كرده اند. نخست اين كه پوشش رسانه اى اين پرونده آن قدر زياد بود كه فشار فراوانى بر دادگاه وارد مى ساخت تا پرونده را سريع و مطابق خواسته افكار عمومى پيش ببرد. از سوى ديگر آنها معتقد بودند وقتى روزنامه ها شماره سريال پول هاى كذايى را منتشر مى كنند هاپتمن بايد بسيار احمق بوده باشد كه باز هم از آن پول ها خرج كند و ترسى هم از اين كار نداشته باشد!
مدافعان هاپتمن در بازخوانى اين پرونده به اين نتيجه رسيده اند كه آدم ربايان اصلى، «ويولت شارپه» (مستخدم متوفاى خانواده ليندبرگ) و «ايسدور فيش» (تاجر ورشكسته و دوست هاپتمن) بوده اند. اما به هر حال نمى توان منكر شواهد محكمه پسندى شد كه عليه هاپتمن وجود دارد. «كلنل ليندبرگ» پس از مرگ نخستين فرزندش صاحب پنج فرزند ديگر شد.
يك سال پس از برگزارى جلسه دادگاه، «ليندبرگ» به خاطر سفر به آلمان نازى و برقرارى رابطه دوستانه با سران حزب نازى به يكى از منفورترين چهره هاى آمريكا مبدل شد. چند سال بعد هم خانواده ليندبرگ براى هميشه به انگلستان مهاجرت كردند. وى در ماه اوت سال ۱۹۷۴ و همسرش هم فوريه سال ۲۰۰۱ از دنيا رفتند.
اين در حالى است كه پرونده اين ماجرا، همچنان يكى از جنجالى ترين پرونده هاى قرن اخير است. هنوز هم مشخص نيست آيا به راستى «هاپتمن» قاتل بود يا نه ؟
شگفتى هاى تولد و مرگ
سبك ترين نوزاد

۲۷ ژوئن ۱۹۸۹ درمركز پزشكى دانشگاه لويولا واقع در ايلينوى آمريكا، نوزاد نارس دخترى به دنيا آمد كه ۲۸۰ گرم وزن داشت كه بلافاصله هم مرد. اما ركورد سبك وزن ترين نوزادى كه زنده مانده و صحت آن تأييد شده مربوط به فردى است به نام «ماريان تگرت» اهل انگليس كه در ،۱۹۳۸ شش هفته زودتر از موعد، در ساوت شيلدز انگلستان متولد شد.

سنگين ترين نوزاد

۱۹ ژانويه ،۱۸۷۹ «آنا بتيس» كانادايى با قد ۲‎/۳۷ متر، نوزاد پسرى به وزن ۱۰‎/۸ كيلوگرم و قد ۱۷۶ سانتى متر در خانه اش در سويل واقع در ايالت اوهايوى آمريكا به دنيا آورد. اما نوزاد ۱۱ ساعت پس از تولد فوت كرد.

نارس ترين نوزاد

۲۰ مه ۱۹۸۷ در اتاوا واقع در ايالت اونتاريوى كانادا، «برندا گيل» كانادايى فرزندش «جيمز الجين گيل» را به طور نارس و پس از ۱۸ هفته (۱۲۸ روز) از زمان باردارى با وزن ۶۲۴ گرم به دنيا آورد. دوره عادى باردارى در انسان ۴۰ هفته (۲۸۰ روز) است.

دوقلوهاى به هم چسبيده با ۲۲ بچه

واژه «سيامى» اولين بار به دو قلو هاى به هم چسبيده اى به نام «چانگ و انگ بانكر» اطلاق شد كه در ۱۱ مه ۱۹۸۱ در مك لانگ واقع در سيام ـ تايلند كنونى ـ به دنيا آمدند. آن دو به طور مادرزادى با يك نوار غضروفى در ناحيه سينه به يكديگر متصل بودند. آوريل ۱۸۴۳ اين دو برادر دوقلو با خواهر دوقلو به نام سارا و اوليد آمريكايى ازدواج كردند و به ترتيب داراى ۱۰ و ۱۲ فرزند شدند. «چانگ» و «انگ» در ۱۷ ژانويه ۱۸۷۴ در سن ۶۳ سالگى به فاصله سه ساعت از يكديگر فوت كردند.

پيرترين مادر

«دزنا دالا كورت» استراليايى متولد فوريه ۱۹۳۱ در ۱۸ ژوئيه ۱۹۹۴ يعنى در سن ۶۳ سالگى نوزاد پسرى را سالم به دنيا آورد.

فرزندان آمريكايى با موهاى سپيد

از ۸ فرزند جوبج و مينى سسلر، آمريكايى، چهار پسر از پنج پسر آنها دچار عارضه نادر آلبينيسم ژنتيكى، مادرزادى هستند. جان، جورج، كرميت و كنت داراى پوستى روشن، شفاف، چشمان آبى متمايل به صورتى و موهايى سفيد هستند.

بيشترين تعداد فرزند
363135.jpg
بيشترين تعداد فرزندان متولد شده در يك زايمان ۹ نوزاد است كه به «جرالدين برادريك» اهل استراليا تعلق دارد. بچه هاى وى در بخش زنان بيمارستان رويال واقع در سيدنى استراليا در ۱۳ ژوئن ۱۹۷۱ به دنيا آمدند. هيچ يك از نوزادان (پنج پسر و چهار دختر) بيشتر از ۶ هفته زنده نماندند.

پيرترين زن زنده جهان

هندريكيه وان آندل - اهل هلند، متولد ۲۹ ژوئن ۱۸۹۰ ، در ۲۹ مه ۲۰۰۴ لقب پيرترين زنده جهان را در ۱۱۳ سال و ۳۳۵ روزگى به خود اختصاص داد.

پيرترين مرد زنده جهان

«فرد هيل» آمريكايى متولد اول دسامبر ۱۸۹۰ در ۵ مارس ۲۰۰۴ در ۱۱۳ سال و ۹۵ روزگى لقب پيرترين مرد جهان را گرفت.

نادرترين دوقلوهاى به هم چسبيده

استثنايى ترين مورد از دوقلوهاى به هم چسبيده كه شناخته شده است، ناقص الخلقه دو سر، چهار بازو و دو پا هستند. تنها يك مورد از اين نوع گزارش شده كه «ماشا» و «داشا» اهل روسيه نام دارند و در سوم ژانويه ۱۹۵۰ متولد شدند. آنها ۱۷ آوريل ۲۰۰۳ به فاصله ۱۷ ساعت از يكديگر و در سن ۵۳ سال و ۱۰۴ روزگى فوت كردند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |