|
عصر پوتين پايان نيافته است
|
|
|
نويسنده: مهين السادات صمدى همه آنهايى كه در مراسم خداحافظى رئيس كرملين به پوتين اداى احترام كردند، از بستگان سياسى او نبودند بسيارى از اين افراد كه در احزابى غير از حزب روسيه واحد پوتين عضويت دارند دوران رهبرى او را مى ستايند. در مجلس دوماى امروز يا رسانه هاى روسيه كم نيستند كسانى كه نمره موفق به يك دهه زمامدارى پوتين دادند. در نگاه اين محافل پوتين سياستمدارى است كه توانست روسيه آشفته و غرق در بحران را به سامان برساند. اين افراد خاطره روزهاى روسيه بيمار عصر يلتسين را به ياد مى آورند كه از ديدگاه بين المللى مسكو در حد يك قدرت درجه دو تنزل كرد و در مرحله بعد از جهت داخلى روسيه علاوه بر موج تجزيه طلبى با ركود اقتصادى، تاخت وتاز مافيا و ده ها بحران ديگر روبه رو شد. البته حكومت پوتين ناراضيانى هم داشت. جبهه ناراضيان او در دو طيف جناح راست و چپ فعاليت مى كنند. گروه هاى راست كه به طورمستقيم از سوى سازمانهاى بين المللى و كشورهاى غربى، حمايت مى شوند البته فعاليت اپوزيسيونى اين گروه ها از سوى حكومت مركزى تا حدى تحمل مى شود اين طيف از ناراضيان روسيه بيشتر با پرچم همان شعارهاى ليبراليسم يعنى، حقوق بشر، انتخابات آزاد و مخالف با حاكميت فردى بر كشور عمل مى كنند. و طيف چپ مخالفان او نيز معتقدند، حكومت پوتين باعث حاكميت نظام سرمايه دارى مى شود. اين طيف همان احزاب و گروههاى كمونيستى هستند كه در دوما و شوراى فدراسيون نمايندگانى دارند. با اين همه چنان كه يك تحليلگر روس مى گويد، اختلاف اين جناح ها بر سر نحوه حكومترانى اختلافى در سطح نخبگان است و آنچه براى عامه مردم در اين سرزمين پهناور مهم است برآيند سياست هاى كرملين است و اين كه آيا حاكمان اين كشور قادر به بهبود چرخ زندگى اقتصادى و تأمين امنيت آنها هستند يا نه درست به واسطه همين نياز عمومى است كه پوتين حمايت اغلب قشرهاى اجتماعى روسيه امروز را به خود جلب كرد. به اين مسأله حتى سياستمدار سرشناس آمريكا، هنرى كسينجر نيز اذعان دارد كه ساعاتى پيش از انتقال قدرت در كرملين با نشريه راشا تودى روسيه به گفت وگو مى نشيند واز اين طريق مهر تأييد بر كارنامه پوتين مى نهد. محور مشترك سخن اين كارشناسان اين است كه روسيه پس از پشت سرگذاشتن تجربه دولتهاى ضعيف و نسل سياستمداران ناكام در سيماى امروز كرملين تحقق اين خواسته تاريخى خويش را مى جويد. * ميراث پوتين براى مدودف آنچه به عنوان ميراث سياسى پوتين براى جانشين او تعبير مى شود به جز شاخص هاى رشد اقتصادى و دفاعى اين كشور مجموعه اى از راهبرد ها است كه او براى تنظيم دو بخش حساس و به شدت مناقشه انگيز روسيه تعبيه كرد. ۱- بخش اول اقداماتى است كه او براى تنظيم روابط قواى سياسى داخل حكومت انديشيد. در اين راستا جدى ترين كار او گردآورى نخبگان همفكر خويش در حزبى بنام روسيه واحد بود. حزب روسيه واحد كه اكنون در نقش ستون فقرات قدرت سياسى روسيه عمل مى كند. اكنون اكثريت كرسى هاى پارلمان را در اختيار دارد و به عنوان كانون نخبگان اين كشور همچون بازوى مشورتى رئيس جمهور آينده عمل خواهد كرد. تصميم ديگر او توزيع نقش هاى كليدى ميان آن دسته از دستيارانش بود كه احتمال مى رفت در دور جديد بر سر قدرت با هم دچار چالش شوند. دراين راستا او تكليف دو چهره همنام و كليدى كرملين يعنى ايوانف ها را روشن كرد. ايگور ايوانف كه منصب شوراى امنيت روسيه را داشت به حاشيه رانده شد و در مقابل سرگئى ايوانف همچنان عهده دار امور امنيتى و دفاعى روسيه گرديد و در تكميل اين پروسه او به شايعه با معرفى نقش خود به عنوان نخست وزير آينده روسيه سرنوشت نفر دوم كرملين را هم روشن كرد و از نزاع سياسى كه ممكن بود ميان چهره هايى مانند الكساندر زبكوف يا ميخائيل فرادكف، برسر كسب رتبه دوم قدرت در حاكميت آينده بروز كند پيشگيرى كرد. گو اين كه پوتين از نقشه هايى كه حريفان غربى اش براى دوران خطير انتقال قدرت انديشيده بودند خبر داشت. تا آخرين ساعات حضور پوتين در كرملين محافل سياسى غرب همچنان در گير و دار اين بحث بودند كه مدودف در كرملين سايه اى از پوتين خواهد بود يا نه در همين راستا رسانه هاى پرآوازه اروپا و آمريكا ده ها ميزگرد برگزار كردند. محور اين ميزگرد ها اين بود كه پوتين طرح انتقال قدرت را خيلى موشكافانه تهيه كرده است و با فرمولى خاص امر نظارت بر مقامات ارشد را از اختيار كرملين خارج كرده و بر دوش كابينه وزرا گذاشته است. در ميزگردى «الكسى ملاشينكو» تحليلگر سرشناس مركز كرنيگى مسكو مدعى شد كه همه گونه اختلاف نظر ميان اين دو ابرمرد سياسى به نفع پوتين خاتمه خواهد يافت. پوتين تلاش دارد تا دوباره به رأس قدرت در روسيه برگردد. و مدودف شايد طى چهار سال در كرسى رئيس جمهورى باقى نماند و قدرت را درنيمه راه به پوتين باز گرداند. اما روشن بود كه اين فرضيه سازى ها و گمانه زنى ها آخرين تلاش محافل ليبرال براى تأثير گذارى بر جريان انتقال قدرت در كرملين است. ۲- اما پوتين گام هاى اطمينان بخش خويش در باره آينده روسيه را در سياست خارجى برداشت يعنى همان نقطه اى كه مدت ها پاشنه آشيل روسيه به حساب مى آمد. پوتين اصول جديدى را براى روسيه در روابط باغرب تعريف كرد كه اكنون به عنوان يك دكترين امنيتى گام به گام اجرا مى شود بعيد است كه در دوره مدودف تغييرى در اين اصول صورت گيرد. در اين راستا او با تفكر نظام تك قطبى در جهان از سوى برخى از كشورهاى غربى مخالفت ورزيد. پوتين با آنكه در دور اول زمامدارى خويش سياست مسالمت و نرمش در برابر آمريكا و اروپا پيشه كرده بود اما در دور جديد و پس از آنكه ناتو و آمريكا عزم رخنه در جمهورى هاى شوروى سابق را نشان داده و رسماً اپوزيسيون ليبرال روسيه را براى براندازى تحريك كردند سياست خويش را تغيير داد. مهم ترين اقدام او اين بود كه پروژه بزرگ بوش براى امنيت اروپا را به چالش كشيد و رسماً به آمريكا هشدار داد:استقرار سپر دفاع موشكى در كشورهاى اروپايى، اين قاره را به انبار باروت آمريكا تبديل مى كند. در مرحله بعدى دستور داد، اجراى «قرارداد كاهش سلاحهاى متعارف در اروپا» از سوى اين كشور، مادامى كه كشورهاى عضو ناتو نيز آن را تصويب و اجرا نكنند، به حالت تعليق درآيد. همزمان با اين اقدامات او وارد يك جنگ اقتصادى و ديپلماتيك با دولت هايى شد كه عليه رهبرى روسيه در صحنه بين المللى فعاليت تبليغى يا پنهان مى كنند. از جمله اقدامات او دراين راستا تنبيه دولت هاى بلوك شرق اروپا و شمارى از جمهوريهاى شوروى سابق بود كه با محافل ليبرال ها دست اتحاد عليه مسكو داده بودند. پوتين با قطع انرژى ارسالى روسيه به اين كشورها و افزايش تعرفه هاى تجارى آنها را در بحران شديد قرار داد. اين اقدامات او تا آنجا پيش رفت كه روابط خويش با انگليس را در اعتراض به داد وستد لندن با مخالفان روسيه به حالت تعليق درآورد. از آخرين اقدامات پوتين كمك به ايجاد نهادهاى موازى ناتو است كه در اين زمينه قدرت هايى مانند چين و ايران را نيز همراه دارد. از آنجايى كه ناتو تلاش مى كند به عنوان بازوى نظامى غرب و بخصوص آمريكا نفوذ خود را در كشورهاى تازه استقلال يافته از شوروى سابق بويژه آسياى مركزى و اوراسيا گسترش دهد پوتين به سمت تبديل سازمان اقتصادى شانگهاى به يك نهاد امنيتى حركت كرد. در اين راستا او هشدار داد كه حوزه اوراسيا و كشورهاى منطقه با حضور نيروهاى ناتو كه به بهانه مبارزه با تروريسم بيشتر منافع آمريكا را تأمين مى كنند به يك تهديد تبديل شده است اين موضوع اكنون به حدى براى منطقه بويژه جامعه كشورهاى مستقل مشترك المنافع نگران كننده شده كه سازمان امنيت دسته جمعى اين جامعه و سازمان همكارى شانگهاى به سمت امضاى يك معاهده نظامى گام برداشته اند. به هر حال از ديد اغلب كارشناسان امضاى اين سند و اتحاد بين شانگهاى و سازمان امنيت دسته جمعى، هر سه نوعى تقابل با غرب و پاسخ به ناتو است.
|